4ـ3ـ3 نهضت جنگل
نهضت جنگل به رهبرى ميرزاكوچك خان، يك حركت سياسى ـ مذهبى ديگرى است كه در
سال هاى پس از مشروطيت، با جهت گيرى ضد استعمارى قوى و براى كوتاه كردن
دخالت هاى بيگانگان و در شرايطى كه دولت انگلستان از طريق عناصر و رجال دولتى
و مجلسى، قصد انعقاد قرارداد 1919 وثوق الدوله را داشت، به قدرت رسيد.
نهضت جنگل به دليل جايگاه مردمى و توان نظامى، تا پيروزى بر تهران چند گامى
بيش تر فاصله نداشت; ولى عواملى چند در شكست و سقوط آن مؤثر بود.
تصميم دولت انگلستان مبنى بر تفويض قدرت مركزى به رضاخان، تنها از طريق سركوب
قدرت هاى بالقوه و بالفعلِ موجود ميسر بود و اجراى اين تصميم در باره ى
قدرت هاى سر سپرده اى كه به اشاره ى دولت انگلستان براى تضعيف قدرت
مركزى روى كار مى آمدند; نظير شيخ خزعل در جنوب آسان بود; اما اجراى آن در
مورد قدرت هاى مستقلى كه با انگيزه هاى دينى سازمان مى يافت و در
ستيز با بيگانگان بودند، دشوار بود. اين تصميم در مورد قدرت تنگستانى ها در
جنوب، با همكارى دولت وجيه المله ى مشيرالدوله و كارگزار حكومتى او در
فارس ـ مصدق السلطنه ـ پيش از اين عملى شده بود; ولى درباره ى نهضت جنگل بسيجى
گسترده تر را نسبت به قيام تنگستانى ها مى طلبيد.
به دليل موقعيت جغرافيايى نهضت جنگل و همسايگى آن با روسيه و حاكميت بلشويكى،
سركوب آن ها بدون جلب رضايت روس ها امكان پذير نبود. هم رأيى دولت روس با
انگلستان درباره ى قدرت يافتن رضاخان، نهضت جنگل را از دو سو در فشار قرار
داد:
1. از جبهه ى بيرونى كه در رويارويى با همسايه ى شمالى قرار
مى گرفت.
2. از جبهه ى درونى كه بخشى از نيروهاى داخلى جنگل، با گرايش هاى
منورالفكرانه ى چپ كه به سياست هاى دولت روسيه چشم دوخته بودند، در آرزوى
حاكميتى مشابه از سياست هاى آن ها تبعيت مى كردند.
جبهه ى سومى نيز از درون براى تضعيف نهضت جنگل وجود داشت و آن بخش ديگرى از
نيروهاى داخلى بود كه به طور مستقيم به رضاخان پيوست. اين مجموعه با حملات مستقيمى
كه توسط سردار سپه - رضان خان - انجام داد، سرانجام به شكست نهضت و شهادت ميرزا
منجر شد.