back page

fehrest page

next page

فصل اول : تحليل و تبيين چرايى و چگونگى رخداد انقلاب اسلامى

[12]

[13]


    واژه انقلاب ( Revolution ) در آغاز از اصطلاحات علم اخترشناسى بود و در معناى چرخش دورانى افلاك و بازگشت ستارگان به جاى اول به كار مى رفت.
    گروهى از نويسندگان بر اين باورند كه تا پيش از انقلاب فرانسه، در پايان قرن 18 ميلادى، بازگشت بهوضعيت مطلوب تجربه شده، انقلاب خوانده مى شد. در حالى كه انقلاب هاى معاصر با ايجاد عصرى نو در تاريخ كشورها همراه اند. (1)
    پديده انقلاب ـ چنان كه نوشته هاى متفاوت باقى مانده از دوران باستان نشان مى دهد ـ قدمت بسيار دارد. براساس يك پژوهش علمى، در فاصله 600 ق. م تا 146 ق. م، 84 انقلاب در يونان باستان بهوقوع پيوست و در فاصله 509 ق. م تا 476 م. رم باستان شاهد 170 انقلاب و اغتشاش عمده ثبت شده بود. (2)

انواع انقلاب


اصطلاح «انقلاب»، به دليل همراهى با دگرگونى شديد و ناگهانى، كاربردهاى مختلف دارد; مانند انقلاب صنعتى، انقلاب سياسى، انقلاب اجتماعى، انقلاب فكرى و انقلاب سبز; ولى در اين كتاب، انواع خاصى از واژگونى هاى بزرگ در جوامع بشرى مورد نظر است.
    اين پديده، با توجه به ميزان و نوع تغييراتى كه به ويژه در داخل كشور پديد مى آورد، به دو نوع اجتماعى (انقلاب كبير) و سياسى قابل تفكيك مى نمايد. آراى پژوهش گران در باره انقلاب هاى سياسى و اجتماعى مختلف است. يكى از نظريه پردازان مى نويسد:
انقلاب سياسى با تغيير حكومت بدون تغيير در ساختارهاى اجتماعى همراه است. اما انقلاب اجتماعى عبارت است از انتقال و دگرگونى سريع و اساسى حكومت و ساختارهاى اجتماعى و تحول در ايدئولوژى غالب كشور. (3)

ــــــــــــــــــــــــــــ
1. درباره معناى واژه انقلاب در گذشته و حال رجوع كنيد به: هانا آرنت، انقلاب، ص 36.
    ,)sde( nworB dna yllek:ni "secnabrutsiD lanretnI fo snoitautculF" nikoroS miritiP:eeS .. etats eht ni selggurtS .821p ,

    ,lopcokS adehT :eeS .. snoituloveR laicoS dna setatS .33 p . همچنين در اين زمينه رك: تدا اسكاچپول، «حكومت تحصيلدار و اسلام شيعى در انقلاب ايران» در: عبدالوهاب فراتى (گردآورنده)، رهيافت هاى نظرى بر انقلاب اسلامى ، صص 186 ـ 185.

[14]


    برخى از محققان بر نقش طبقات پايين در انقلاب اجتماعى تأكيد مىورزند:
انقلاب سياسى سبب ايجاد تغييراتى در وضعيت قدرت و افراد دولت مى گردد. اين انقلاب تا زمانى كه كنترل و قدرت انحصارى قديمى شكسته شود و يك گروه جديد قدرت حاكم دولتى را مجدداً سازماندهى كند ادامه مى يابد. اين امر ممكن است به يك قيام متقابل و گاه بازگشت مجدد قدرت به وضع قبلى انجامد. انقلاب هاى اجتماعى ـ كه بسى كمتر اتفاق مى افتد ـ به ميان آورنده انتقال هاى سياسى و اجتماعى، نزاع طبقاتى و فشار براى تغييرات راديكال از سوى طبقات پايين است ... اين انقلاب ها، براساس وضع و موقعيت عاملانشان، به صورت هاى گوناگون تجربه مى شود. (1)
    نظريه پردازى ديگر ميزان تغيير در طبقه حاكم را مورد توجه قرار مى دهد و مى نويسد:
انقلاب سياسى موجب ورود گروه هاى جديد به درون طبقه حاكم مى شود، در حالى كه انقلاب اجتماعى، كل طبقه حاكم را تغيير مى دهد. (2)
    البته تفكيك انقلاب سياسى و اجتماعى نبايد به مشتبه شدن انقلاب سياسى با امورى مانند كودتا ـ كه تحولات ساده در ساخت قدرت است ـ انجامد. هم چنين انقلاب هاى كوتاه برد و سياسى مشكل بتوانند از دخالت در امور اجتماعى و اقتصادى اجتناب كنند. (3)
    مراد از «انقلاب» دراين كتاب انقلاب هاى اجتماعى يا بزرگ است. انقلاب اسلامى ايران، چنان كه نويسندگان متخصص و مشهور گفته اند، در شمار انقلاب هاى اجتماعى يا كبير جاى دارد; (4) زيرا از يك سو، سبب تغيير در اساس و نوع حكومت گرديد و از سوى ديگر به تحول در ايدئولوژى غالب و رسمى كشور و خط مشى هاى اجتماعى، اقتصادى و سياسى در ابعاد داخلى و خارجى انجاميد.

back page

fehrest page

next page