back page

fehrest page

next page

ويژگى هاى انقلاب و تفاوت آن با مفاهيم مرتبط


در مورد تعريف انقلاب توافق همگانى وجود ندارد، اما با نگاه دقيق به اين پديده و تعريف هاى آن، مى توان موارد هفت گانه ى زير را از ويژگى هاى انقلاب دانست:
    1. نارضايتى عميق از شرايط حاكم (كه به دنبال نااميدى از بهبود شرايط پديد مى آيد);

ــــــــــــــــــــــــــــ
    , naelcM niaI .. scitiloP fo yranoitciD esicnoC drofxO .134 .p .
2. اين نكته از گيدو دورسو است. رك: حسين بشيريه، انقلاب و بسيج سياسى ، ص 4.
3. بشيريه، پيشين ، ص 5 .
4. در اين زمينه، براى نمونه، رك: حميد عنايت، «انقلاب در ايران سال 1979، مذهب به عنوان ايدئولوژى سياسى» در عبدالوهاب فراتى (گردآورنده)، درآمدى بر ريشه هاى انقلاب اسلامى ، صص 147 ـ 144 و اسكاچپول، پيشين ، ص 185.

[15]


    2. وجود رهبرى و ساختارهاى اجتماعى ـ سياسىِ داراى نقش و بسيج گر;
    3. گسترش و پذيرش انديشه(ها) و ايدئولوژى(هاى) جديد جايگزين;
    4. گسترش روحيه انقلابى;
    5 . مشاركت مردمى (هر چند مشاركت در بخشى از مردم; كه با سكوت يا رضايت بخش هاى ديگر توده ها همراه شود.);
    6. مبارزه خشونت بار;
    7. تغيير در ساختارهاى اجتماعى و سياسى (تغيير رژيم سياسى و تغييرات در ساختارهاى اجتماعى اقتصادى).
    تفاوت انقلاب با مفاهيمى مانند اصلاح (رفرم)، نهضت، كودتا، شورش و جنگ داخلى را نيز بايد در همين ويژگى ها جستوجو كرد:
    الف. اصلاح (رفرم): در ميان واژه هاى مورد بحث، «اصلاح» با مفهوم «انقلاب» تفاوتى آشكارتر دارد; زيرا اصلاحات بوسيله رژيم سياسى حاكم تحقق مى يابد و امورى مانند بسيج توده اى، تغيير رژيم سياسى و خشونت در آن وجود ندارد.
    ب. نهضت: حركتى معمولا درازمدت است كه ممكن است انقلاب فقط بخشى از آن به شمار آيد; مانند نهضت اسلامى ايران كه دست كم از اوايل دهه 1340 قابل رديابى است. نهضت ممكن است به شكل تلاش هاى فكرى و فرهنگى آغاز شده، سپس در اثر گسترش افكار جديد رنگ سياسى و انقلابى به خود گيرد و يا حتى به انقلاب منجر نگردد.
    ج. كودتا: اقدام سريع گروهى از نظاميان عليه يك رژيم سياسى است كه از مشاركت مردمى و بخشى ديگر از ويژگى هاى انقلاب بى بهره مى نمايد. نتايج عملى كودتاها يك سان نيست، زمانى تنها به تغييرات سياسى و جابه جا شدن دولتمردان مى انجامد و گاه سبب تغييرات عميقِ اجتماعى، اقتصادى و سياسى مى گردد.
    اصل بر اين است كه مردم در كودتاها نقش ندارند; اما برخى از كودتاهاى نظامى پس از شورش ها و اعتصابات مردمى رخ داده است; مانند كودتاى «افسران آزاد» به رهبرى جمال عبدالناصر كه در سال 1952 م. عليه رژيم سلطنتى ملك فاروق در مصر تحقق يافت و به استقرار جمهورى، خروج نيروهاى انگليسى، اصلاحات ارضى و ... انجاميد. به اين گونه كودتاها «كودتاى انقلابى» نيز گفته مى شود.
    د. شورش: اين واژه و واژگان مشابهى مانند «طغيان»، «اغتشاش» و «قيام» حركتى مقطعى يا واكنشى با ماهيت و دامنه هاى متفاوت است كه گاه مقدمه حركت انقلابى قرار مى گيرد و در بسيارى مواقع از همراهى مردم، ايدئولوژى جديد جايگزين و برنامه اى براى تغيير نهادهاى سياسى و اجتماعى

[16]


برخوردار نيست. بسيارى از شورش ها در مدتى كوتاه سركوب مى شود و فرو مى نشيند.
    شمارى از شورش هاى مشهور تاريخى عبارت است از:
    1. شورش فرونده (Fronde) در فرانسه كه در قرن هفده در آغاز سلطنت لوئى چهاردهم رخ داد.
    2. شورش پوگاچف قزاق كه در سده هيجدهم در روسيه تحقق يافت و بهوسيله كاترين كبير سركوب شد.
    3. شورش تايپينگ ها در چين كه در نيمه دوم قرن نوزدهم به وقوع پيوست و به مرگ ميليون ها تن انجاميد.
    4. شورش بوكسورها كه عليه سلطه خارجى در سال 1900 م. در چين روى داد.
    5. قيام تنباكو و قيام 15 خرداد سال 1342 كه در تاريخ ايران شناخته شده است.
    هـ . جنگ داخلى: مبارزه مسلحانه براى كسب قدرت ميان طرف هاى درگير در يك كشور، «جنگ داخلى» نام دارد كه به سبب طغيان بخشى از قدرت عليه بخش ديگر يا درخواست تجزيه ارضى، خودمختارى و استقلال توسط گروهى از ساكنان كشور تحقق مى يابد. جنگ مسلحانه ميان گروه هاى معارضِ خواستار قدرت نيز نوعى ديگر از جنگ داخلى است. گاه تمايز بين انقلاب و جنگ داخلى مشكل مى شود و يك حركت براى بهره گيرى از هر دو نام شايستگى مى يابد; براى مثال وقتى مردم به سود يكى از دو طرف نزاع دخالت مى كنند و نبرد را پايان مى دهند. جنگ داخلى اسپانيا بين نيروهاى هوادار ژنرال فرانكو و دست چپى ها كه به پيروزى فرانكو، در سال هاى پيش از نبرد دوم جهانى انجاميد; جنگ داخلى لبنان (1991 ـ 1975); نبرد ميان تاميلى ها و سينهالى ها در سريلانكا و درگيرى افغانستان در شمار جنگ هاى داخلى مشهور معاصر جاى دارند.

back page

fehrest page

next page