4 . روابط خارجى
مهم ترين ويژگى حكومت پهلوى در بعد خارجى وابستگى آن به بيگانگان بود. رژيم شاه عميقاً در جنبه هاى مختلف سياسى، اقتصادى، نظامى و... به امريكا و ساير كشورهاى اردوگاه غرب پيوند خورده بود. اين پيوند يك رابطه سالم دو جانبه نبود; بلكه وابستگى فراگير و فزاينده به بيگانگان بود كه پيوسته از سوى مخالفان مورد انتقاد قرار مى گرفت.
مبارزه با نفوذ بيگانه در ايران به پايان سده نوزدهم و رويارويى عالمان مذهبى با امتياز رويتر باز مى گردد. اين بدبينى و مخالفت سابقه دار با نفوذ خارجى در ايران، پس از كودتاى 28 مرداد 1332 و جاى گزينى امريكا به جاى انگليس ادامه يافت و در انقلاب 1357 به اوج خود رسيد.
پس از جنگ دوم جهانى و هم زمان با تشديد جنگ سرد بين شرق و غرب، امريكا در راستاى حفظ منافع خود، نخست به كمك هاى سياسى روى آورد و سپس در كنار يارى سياسى، كمك هاى اقتصادى و نظامى اش را به سمت رژيم شاه سرازير ساخت.
ــــــــــــــــــــــــــــ
1. مهدى پرهام، فرهنگ سكوت ، مجموعه سى مقاله، صص 12 ـ 11.
,imojdoN neshoM eeS .. ,narI fo esac ehT :tnemevoM lacitiloP fo esiR dna pihsrotatciD .971 - 871 pp.
[106]
بدين ترتيب، براساس پيمان نظامى دو جانبه سال 1947 م. يك مأموريت نظامى امريكايى، با عنوان رشد كارآيى ارتش ايران شكل گرفت كه تا پايان سلطنت محمدرضا شاه ادامه يافت. امريكا، كه در كودتاى 28 مرداد مداخله داشت پس از آن تا سال 1967 م. حدود يك ميليارد دلار به رژيم شاه كمك اقتصادى كرد تا به گفته آن ها ضعف اقتصادى سبب نفوذ كمونيسم و شوروى ها در ايران نشود. امريكا هم چنين در راستاى سياست سدبندى در اطراف اتحاد شوروى، ايران را وارد پيمان بغداد كرد. اين پيمان بعدها، با وقوع كودتا در عراق و خروج اين كشور به «پيمان مركزى يا سنتو» (1) شهرت يافت.
علاوه بر اين، منابع موجود به امضاى يك قرارداد سرى نظامى ميان امريكا و ايران در سال 1959 م. اشاره دارند كه براساس آن، امريكا در صورت وقوع تجاوز به ايران، به يارى ايران مى شتافت. (2)
هرچند تلاش هاى امريكاييان كمك به ايران ناميده مى شد; ولى در عمل ايران را به امريكا وابسته ساخت و همراهى و خودباختگى شاه و دولت مردان ايرانى نيز اين روند را تشديد كرد.
امريكا از اين وابستگى در زمينه هاى مختلف سياسى، اقتصادى، نظامى و استراتژيك بهره مى برد. براساس دكترين نيكسون، ايران به ژاندارم امريكا در منطقه تبديل شد. هدف اين دكترين بهره گيرى از قدرت هاى منطقه اى براى حمايت از منافع بين المللى امريكا و ساير كشورهاى غربى در مقابل شوروى ها بود. (3) در نتيجه، نيكسون با فروش هر نوع تسليحات مرسوم به ايران موافقت كرد و در اواسط دهه 1350 هـ .ش، ايران به بزرگ ترين خريدار تسليحات امريكايى تبديل شد. از سال 1950 تا زمان سقوط شاه، ارزش قراردادهاى خريد تجهيزات و خدمات نظامى ايران از امريكا حدود 20 ميليارد دلار رسيد.
از سوى ديگر، امريكا 40% سهام كنسرسيوم نفتى را به دست آورد و به سرمايه گذارى هاى گسترده در ايران پرداخت.
البته روابط اقتصادى ايران و امريكا در ماهيت امپرياليستى بود; براى مثال ايران در برابر هر دلارى كه از تجارت با امريكا به دست مى آورد، دو دلار براى كالاهاى امريكايى مى پرداخت. علاوه بر اين ها، امريكا و ديگر كشورهاى غربى، دست شاه را در سركوبى مخالفان بازگذارده، در اين زمينه نيز رژيم را يارى مى دادند.
ــــــــــــــــــــــــــــ
1. )noitazinagrO ytaerT lartneC( .OTNEC
2. مدنى، پيشين ، ص 176.
3. اين دكترين پس از شكست امريكا در جنگ ويتنام اتخاذ شد. افكار عمومى امريكا به دليل شكست در ويتنام و خسارات مالى و جانى فراوان امريكايى ها در آن، ديگر به سادگى اجازه مداخله مستقيم نظامى را نمى داد. بنابراين، دولت مردان امريكايى تصميم گرفتند با بهره گيرى از امكانات و نيروهاى منطقه اى به حفظ منافع ادعايى خود در نقاط مختلف بپردازند.
[107]
تصويب و اجراى طرح مصونيت قضايى اتباع امريكايى در ايران، ورود هزاران متخصص نظامى امريكايى و سلطه آن ها بر ارتش، مداخله شاه در عمان ـ ظفار ـ ، ارسال تجهيزات نظامى از سوى ايران به مراكش، اردن و زئير، درگيرى نظامى ايران در سومالى، عمليات نظامى ايران عليه ناراضيان بلوچ در پاكستان و ارسال جت هاى فانتوم از سوى ايران براى حفظ رئيس جمهور وان تيو (Thieu) در ويتنام جنوبى بخشى از برنامه هايى بود كه به دستور امريكا و در راستاى منافع بين المللى اين كشور تحقق يافت و ايرانيان را بيش از پيش، به وابستگى شاه به امريكا معتقد ساخت.
از سوى ديگر روابط شاه و اسرائيل يكى از علل مخالفت عمومى با رژيم شاه بود. رژيم شاه، برخلاف نظر مردم ايران و افكار عمومى مسلمانان جهان، روابطى گسترده با اسرائيل داشت.
شاه 65% نفت مورد نياز اسرائيل را تأمين مى كرد. كالاهاى اسرائيلى به سوى ايران سرازير بود; ساواك و موساد همكارى گسترده اى داشتند و آژانس يهود كه فعاليت عمده اش مهاجرت دادن يهوديان به فلسطين اشغالى است، در تهران دفتر نمايندگى باز كرده بود.
افزون بر اين، چنان مشهور است كه در جنگ 1967 م. هواپيماهاى امريكايى در ايران فرود مى آمدند و پس از تغيير رنگ و آرم به اسرائيل مى رفتند.
شاه، به رغم مخالفت هاى داخلى و جهانى، با رژيم نژادپرست ـ آپارتايد ـ آفريقاى جنوبى نيز روابط حسنه داشت و 95% نفت مورد نياز اين رژيم را تأمين مى كرد. (1)
در چنين موقعيتى، متهورانه ترين حملات عليه امريكا و اسرائيل از سوى امام خمينى تحقق مى يافت. ايشان، در سخنرانى ها و اعلاميه هاى پيش از انقلاب، پيوسته رژيم شاه را به دليل وابستگى به امريكا و رابطه با اسرائيل مورد نكوهش قرار مى داد. (2)