الف. سازمان چريك هاى فدايى خلق
در پى عملكرد حزب توده در برابر كودتاى 28 مرداد 32، گروهى از اعضاى سازمان جوانان حزب توده به آن حزب بى اعتماد و از آن جدا شدند. هسته آغازين اين تشكل به وسيله بيژن جزنى ـ دانشجوى فلسفه دانشگاه تهران ـ و يك گروه تقريبا بيست نفرى پديد آمد كه در پرتو ماركسيسم لنينيسم به مطالعه اوضاع اقتصادى ـ اجتماعى وسياسى ايران مى پرداختند. اين گروه، در سال 1346 هنگامى كه در صدد انجام دادن نخستين اقدام عملياتى اش (دستبرد به بانكى در شمال تهران) بود، به وسيله ساواك شناسايى و متلاشى شد. على اكبر صفايى فراهانى و حميد اشرف از صحنه درگيرى گريختند و توانستند طى سه سال، زندگى پنهانى بقاياى گروه جزنى را گرد هم آورده، در اوايل سال 1349 هسته جديدى پديد آورند. تاكتيك نوين اين گروه، كشاندن مبارزه مسلحانه از شهر به جنگل هاى شمال ايران بود و حمله به پاسگاه ژاندارمرى سياهكل در 19 بهمن 1349 مهم ترين عمليات چريكى آن ها به شمار مى آمد. در اين يورش تيم جنگل به رهبرى صفايى، با همكارى مردم و نيروهاى نظامى، محاصره شد، دو تن از آن ها در درگيرى به قتل رسيدند و 7 نفر ديگر اعدام شدند.
همزمان با پيدايش گروه جزنى، جريانى ديگر بهوسيله سه دانشجوى مشهدى (امير پرويز پويان و
ــــــــــــــــــــــــــــ
1. صادق زيباكلام، مقدمه اى بر انقلاب اسلامى ، ص 224.
[121]
مجيد و مسعود احمد زاده) در تهران به راه افتاد. اينان، برخلاف گروه جزنى، ريشه هاى مذهبى داشتند و در اواسط دهه 40 به ماركسيسم روى آورده بودند. اين گروه در نهايت با بقاياى گروه جزنى به رهبرى حميد اشرف ـ كه به هنگام عمليات سياهكل درمحل حضور نداشت ـ متحد شد و در فروردين ماه 1350 سازمان چريك هاى فدائى خلق را به وجود آورد. اين سازمان، در دهه 50، با انجام دادن عمليات هايى مانند حمله به كلانترى قلهك و ترور تيمسار فرسيو، رئيس دادرسى ارتش، ضرباتى بر رژيم وارد كرد; ولى در كنار آن ضرباتى سهمگين متحمل شد. (1)