back page

fehrest page

next page

گفتار دوم : دهه دوم انقلاب


مقدمه


مرحله اول: تحولات سياسى ـ اجتماعى داخلى


مرحله دوم: انقلاب اسلامى و تحولات منطقه اى جهان اسلام


مرحله سوم: انقلاب اسلامى و تحولات جهانى

مقدمه


سال 1368 سرآغاز دومين دهه انقلاب بود. آغاز اين دهه با حوادث و اتفاقات مهمى همراه گرديد كه بررسى آن نياز به گشودن فصلى ديگر در تاريخ تحولات سياسى ـ اجتماعى ايران و انقلاب اسلامى دارد. اين تحولات مهم با فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و پايان نظام دوقطبى در صحنه روابط بين الملل همراه بود.


در صحنه روابط منطقه اى خاورميانه و جهان اسلام حوادثى رخ داد كه مهم ترين آن ها آغاز جنگى ديگر با ابعادى وسيع تر به نام جنگ خيلج فارس بود.


در صحنه داخلى نيز حوادث مهمى رخ داد كه از اهم آن ها رحلت حضرت امام خمينى(ره) بود.


با توجه به رحلت حضرت امام در آغاز دهه دوم، اين گرايش وجود داشت كه اين دوره را به جاى دهه دوم، دوره بعد از امام نام گذارى گردد. زيرا انتظار مى رفت با توجه به شخصيت بى نظير رهبر انقلاب و تأثير شگرفى كه ايشان در روند تحولات قبل و بعد از انقلاب اسلامى داشته اند و بهويژه نفوذ كاريزماتيك ايشان، با رحلتشان، خلأ فوق العاده عظيمى در كشور به وجود آيد و بر اساس پيش بينى تحليل گران غربى نه تنها منجر به بروز منازعات داخلى گردد، بلكه در سمت و سوى انقلاب نيز تأثير عميقى بگذارد و مانند بسيارى از جوامع ديگر كه رهبران برجسته، نقش فوق العاده اى در آن ها داشته اند و با مرگ آن ها جامعه دچار بحران و مشكلات عظيمى گرديده است، ايران انقلابى نيز شاهد چنين بحران ها و مشكلاتى باشد.


در عين حال، مقايسه حوادث و اتفاقات اين دهه با دهه اول انقلاب، نشان مى دهد كه نوع بحران ها و حوادث از نظر ماهيت و محتوا، تفاوت چشم گيرى با يكديگر دارند.


جامعه انقلابى ايران در دهه اول با بحران هاى عظيمى مواجه بود. انقلاب مى بايست در عين تلاش براى نهادينه كردن و ايجاد ساختار نظام سياسى خود با انواع توطئه هاى داخلى و خارجى، مقابله نمايد كه مهم ترين آن ها درگيرى در يك جنگ طولانى هشت ساله با عراق بود كه اغلب مسائل كشور را تحت الشعاع خود قرار داده بود. اين حادثه و ساير حوادث و اتفاقاتى كه به آن ها پرداخته شد، هر كدام مى توانست موجبات سقوط و شكست اين نظام نوپا را فراهم آورد. درحالى كه دهه دوم انقلاب اسلامى چه از نظر داخلى و چه از نظر خارجى، نه تنها با بحران جدى مواجه نبود، بلكه با توجه به تحولات پيشين جايگاه انقلاب و نظام سياسى برخاسته از آن، تقويت و تثبيت گرديد و توان بر طرف كردن اشكالات و ضعف هاى دوران قبلى را پيدا كرد و در عين حال به پيروزى هاى شگفت انگيزى در صحنه روابط بين المللى دست يافت و اينك راه تعالى و ترقى را همچنان مى پيمايد.


با توجه به همان علل و حوادث و تحولات سياسى، انقلاب اسلامى را در سه سطح داخلى، منطقه اى و جهانى مورد بررسى و تجزيه تحليل قرار مى دهيم تا تصوير روشن تر و واضح ترى از آنچه در اين دوره اتفاق افتاده است و به صورتى مستقيم يا غيرمستقيم با انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى در ارتباط بوده است، ارائه دهيم.



back page

fehrest page

next page