الف) عزل آيت اللّه منتظرى
در روزهاى آغازين سال 1368 به ناگهان بخشنامه اى از طرف نخست وزير وقت آقاى مهندس ميرحسين موسوى به ادارات و سازمان هاى دولتى ابلاغ شد كه متن آن بدين قرار بود: «به دستور حضرت امام خمينى كليه تصاوير آيت اللّه منتظرى از ادارات و سازمان هاى دولتى برداشته شود.» اين بخشنامه كه بدون مقدمه صادر شده بود با بهت و حيرت عموم مواجه گرديد. ديرى نپاييد كه نامه هفتم فروردين آقاى منتظرى و پاسخ روز بعد حضرت امام از صدا و سيما پخش شد. نامه آقاى منتظرى به نامه 6 فروردين حضرت امام ارجاع داده شده بود، بدون آن كه متن آن نامه منتشر شده باشد. اين جريان نه تنها حيرت عموم مردم را برانگيخت، بلكه آينده انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى را نيز در هاله اى از ابهام فرو برد.
مردمى كه آقاى منتظرى را به عنوان قائم مقام رهبرى و جانشين ايشان شناخته و قبول كرده بودند و در دعاهاى خود از ايشان به عنوان «اميد امت و امام» ياد مى كردند. ناگهان با مسئله عزل بدون مقدمه نامبرده، آن هم از طرف امام خمينى مواجه شدند. مردم وقتى كه به سوابق مبارزاتى و فقاهت و جايگاه آقاى منتظرى كه توسط مجلس خبرگان رهبرى به عنوان قائم مقام رهبرى انتخاب شده بودند و امام خمينى نيز بخش قابل توجهى از اختيارات رهبرى و ارجاعات خود را به ايشان واگذار كرده بود مى نگريستند، حق داشتند دچار شگفتى شوند. حتى نمايندگان وقت مجلس شوراى اسلامى و هيأت وزيران نيز نتوانستند شگفتى خود را از اين ماجرا ابراز نكنند، به طورى كه حضرت امام مجبور گرديد طى نامه اى خطاب به آن ها، ضمن توضيحات مختصرى وعده دهد كه به زودى از واقعيات ناگفته مطلع خواهند شد و به دنبال آن جزوه اى به نام رنج نامه توسط سيداحمد خمينى، فرزند امام منتشر گرديد كه تا حدوى مسائل پشت پرده را بازگو مى كرد و آقاى محمدى رى شهرى وزير اطلاعات وقت نيز با انتشار خاطرات سياسى خود، بخش ديگرى از مسائل رنج آور پشت پرده را بيان كرد.
اينك كه بيش از يك دهه از آن تاريخ مى گذرد و حوادث آن دوران و جريانات متعاقب آن را مرور مى نماييم، به اهميت اين تصميم به موقع پى مى بريم. مى توان ادعا كرد كه اگر آقاى منتظرى عزل نمى شد، سرنوشت انقلاب طور ديگرى رقم مى خورد و اگر دچار سرنوشت انقلاب هاى ديگر مانند انقلاب فرانسه و روسيه كه بعد از ده سال به ديكتاتورى منجر گرديدند، نمى شد، قطعاً گرفتار جنگ ها و منازعات داخلى مى گرديد كه سرانجام آن معلوم نبود.
امام خمينى در نامه 6 فروردين 1368 ضمن اظهار تأسف و ناراحتى خود از پيشامد چنين حادثه اى به ذكر دلايل خود مبنى بر عزل ايشان از قائم مقامى پرداخت و حمايت ايشان از برخى نااهلان از جمله سيدمهدى هاشمى و گروه منافقين را عمده ترين دليل خود بر چنين تصميمى ذكر نمود.
على رغم پافشارى هاى امام خمينى مبنى بر انتشار اين نامه در همان زمان، به اصرار سران نظام ايشان رضايت دادند كه نامه منتشر نگردد. و بنا به مصالحى، انتشار آن تا ده سال بعد به تأخير افتاد.