back page

fehrest page

next page

شخصيت و نفوذ امام خمينى (رحمه الله)


اغلب محققين بى طرف بر اهميت اين عامل در سرنوشت نهايى انقلاب اسلامى اذعان دارند و اين همه، به دليل شخصيت و نفوذ امام خمينى (رحمه الله) بود. از اين نظر يكى از عوامل مهّم در روند انقلاب اسلامى ايران، امام (رحمه الله) بود كه بهواسطه نفوذ كلام و نيز مقام روحانى و معنوى اش تأثير فوق العاده اى بر عكس العملهاى مردم داشت. امام علاوه بر اين كه يك مرجع تقليد بود كه به لحاظ شرعى و دينى مطاع اكثريت ملت ايران بود، يك مقتداى سياسى و فرمانده انقلاب بود كه همه نيروهاى مبارز و انقلابى، حتى آنهايى كه به مقام مذهبى امام بى توجه بودند، از ايشان تبعيت مى كردند. مجموعه اين دو، از امام شخصيت بانفوذ و مقتدرى ساخته بود كه قادر بود در عرض چند دقيقه ميليونها ايرانى را به خيابانها و تظاهرات بكشاند.
    به همين دليل شخصيت و نفوذ امام خمينى ; و جايگاهش در ايران براى دولت هم به طور كامل شناخته شده بود و نفس وجود و حضور ايشان مهمترين خطر براى رژيم به حساب مى آمد. در سخنرانى عصر روز عاشورا (13 خرداد 1342)، اين

ــــــــــــــــــــــــــــ
1. منوچهر محمدى، پيشين، ص 127 و نيز بازرگان، پيشين، ص 24.

[185]


موقعيت به طور كامل برجسته شد و شاه تصميم گرفت كه ايشان را بازداشت كند، امّا پخش خبر دستگيرى امام موج عظيم 15 خرداد را به وجود آورد. شخصيت امام به قدرى مهم و كليدى و براى مردم مورد احترام بود كه يك قيام ملّى ـ اسلامى به عظمت 15 خرداد، فقط به خاطر دستگيرى امام انجام شد و رژيم شاه بعد از آن چند ماه حكومت نظامى در تهران اعلام كرد.
    رژيم شاه وقتى مواجه با قيام عظيم 15 خرداد شد، بخوبى دريافت كه وزنه اساسى قيام، امام است و بايد رضايت امام را جلب نموده، او را ساكت كند. اين بود كه امام را آزاد كرده، وزير كشور را به ديدار امام فرستاد و براى دلجويى از امام دست به برخى اقدامهاى مسخره زد، (1) به اميد اين كه امام با اصول انقلاب سفيد موافقت كند; براى رژيم خيلى مهّم بود كه امام با انقلاب سفيد همراه شود و اين امر فقط به خاطر نفوذ و موقعيت امام بود.
    به هنگام تصويب لايحه كاپيتولاسيون نيز امام يك تنه در مقابل آن ايستاد و مردم را به مقاومت عليه آن دعوت كرد; تنها راهى كه در مقابل رژيم وجود داشت، اين بود كه ايشان را تبعيد كند. هدف شاه از تبعيد امام، بى شك كاستن از نفوذ و شهرت و اعتبار امام و فراموش شدن ايشان از سوى مردم بود. (2) شاه فقط بدين طريق مى توانست از مزاحمت امام راحت شود; محاكمه و اعدام ايشان براى رژيم به مصلحت نبود. امّا باز هم محاسبه شاه درست از آب درنيامد و با وجود تبعيد، امام همچنان به عنوان شخصيت طراز اوّل مطرح بود و هيچ كس نمى توانست جاى ايشان را بگيرد.
    همه تحقيقات و مطالعاتى كه پيرامون انقلاب اسلامى انجام شده است، بدون استثنا به نقش برجسته امام اشاره و اذعان كرده اند; به طورى كه مى توان ادّعا نمود كه اگر ايشان در اين دوره از تاريخ معاصر ايران وجود نداشتند، سرنوشت انقلاب اسلامى بسيار مبهم بود و بعيد بود كه اين تحول عظيم در ايران رخ بدهد.

ــــــــــــــــــــــــــــ
1. مدنى، پيشين، ص 70.
2. الگار، پيشين، ص 70.

[186]



back page

fehrest page

next page