دستاوردهاى انقلاب اسلامى
اما انقلاب بزرگ ما در ميان همه ى اين خصومت ها، راه دشوار خود را با اقتدار و صلابت طى كرد و ملت ايران با الهام از هدايت هاى امام راحل با ايمان و اراده و هوشيارى خود، گردنه هاى دشوار را پشت سر گذاشت و به موفقيت هاى درخشان دست يافت.
نه در اولين سال انقلاب كه عناصر وابسته به رژيم با كمك سفارت آمريكا سعى در ايجاد آشوب و بلوا در نقاط مختلف مى كردند و قلمها و زبانهاى مزدور و گنهكار، انقلاب و اركان اساسى آن را مورد تهاجم تبليغاتى قرار مى دادند و نه در سال 60 كه دست گنهكار گروهك منافقين و همدستانشان آتش فتنه اى بزرگ افروختند و ترور و ناامنى را حتى به خانه هاى مردم عادى كشاندند و نه در دورانى كه تهران و دهها شهر كشور هدف بمباران جنگنده هاى اهدايى شرق و غرب به رژيم عراق قرار داشتند، نه در دوران محاصره اقتصادى در عين گرفتارى كشور به هزينه هاى جنگ و نه در سالهاى آخر دهه شصت كه درآمدهاى كشور به يك سوم رسيد، نه در آن هنگام كه امام عظيم الشأن ما از ميان ملت خود رخت بربست و مردم، پدر و استاد و مرشد بزرگ و حكيم خود را از دست دادند و نه در سالهاى بعد كه امواج خشم ديوانهوار آمريكا و صهيونيست به خاطر ادامه راه امام به صورت تهديد نظامى و تحميل مشكلات اقتصادى و تبليغ رسانه اى و تلاش وسيع سياسى، به سوى نظام جمهورى اسلامى و مردم ايران روانه بود و نه تا امروز، هرگز انقلاب از پيمودن راه خود به سمت بناى كشورى آباد و آزاد و مستقل و برخوردار از عزّت و نشاط و پيشرفت مادى و معنوى
[25]
در زير لواى اسلام و با تكيه بر معارف قرآن، باز نايستاده و سستى به خود راه نداده است.
در سازندگى مادى كشور آنچه در اين بيست سال اتفاق افتاده، در همه ى دوران حكومت جبّاران پهلوى و پيش از آن بى سابقه است و حجم خدماتى كه در اين مدت به دست فرزندان كشور و پروردگان انقلاب تقديم ايران عزيز شده است، فهرستى بلند و افتخارآميز دارد و البته در رأس همه آنها و مهمترين خدمت انقلاب در زمينه ى بناى علمى و عمرانى كشور، روح خود باورى و اعتماد به نفس است كه سرمايه از دست رفته ملت ايران در طول قرنهاى اخير بود و نابود كردن آن، گناه بزرگ پادشاهان بى كفايت و دست نشانده غرب بوده است. امروز ايرانى احساس مى كند كه خود قادر به اداره كشور، قادر به سازندگى، قادر بر عبور از موانع و قادر بر ابتكار و نوآورى است و اين همان سرمايه لايزالى است كه هر ملتى را در رسيدن به هدفهاى خود كامياب مى سازد و همين است كه در بيست سال گذشته آن همه افتخارات را در زمينه هاى علمى وصنعتى و نظامى و سياسى نصيب ملت ايران كرده است.
در سازندگى معنوى محصول تلاش بيست ساله انقلاب، رشد دين و معنويت، رشد استقلال و عزّت ملّى و رشد آزادى و روشن بينى سياسى قشرهاى مختلف، و هر يك جاى خود مايه مباهات و سربلندى ملت ايران و موجب تحسين و ستايش ملتهاى ديگر و برجستگان منصف است.
مقايسه دستاوردهاى ملت ايران در اين سه مقوله با دوران حكومت سلطنت بسى آگاه كننده است، دورانى، معنويت و دين در انزواى كامل و فساد و بى بندوبارى در همه جا رايج بود، بيان و قلم صاحبان انديشه و علم، ممنوع و اختناق سياسى، تيره كننده فضاى كشور بود، ملت ايران مقهور سياست هاى بيگانگان و به كلى از صحنه مسايل جهان و منطقه و حتى مسايل كشور خود محروم بود، ايران محل اجراى اراده ى آمريكا و انگليس و صهيونيزم و سرمايه داران بيگانه، و ايرانى اسير سياست هاى آنان و شاه وابسته و دست نشانده بود.
[26]