پيرامون عزادارى عاشورا |
|
| 1 | عاشورا بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى و استفتاءات آيات عظام پيرامون عزادارى عاشورا تهيه و تنظيم : دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم |
|
| 2 | عاشورا بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى و استفتاءات آيات عظام پيرامون عزادارى عاشورا تهيه , نشر و چاپ : دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم تاريخ انتشار : محرم 1415 خرداد 1373 نوبت چاپ : اول كليه حقوق براى ناشر محفوظ است |
|
| 3 | بسم الله الرحمن الرحيم فهرست مطالب+ 1 بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با روحانيون استان كهگيلويه و بويراحمد 5 2 پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامى به نامه امام جمعه اردبيل 20 3 عزاداريهاى نامشروع به قلم آيت الله سيد محسن امين عاملى 23 4 عوامل تحريف واقعه عاشورا از نظر شهيد مطهرى 31 5 چند استفتاء از مقام معظم رهبرى 34 6 استفتاء عده اى از طلب و فضلاء حوزه علميه قم از حضرات آيات 36 7 جوابيه مراجع عظام , آيات و مدرسين حوزه علميه قم به استفتاء 37 8 بيانيه دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم 63 9 بيانيه جامعه مدرسين حوزه علميه 67 10 بيانيه مجمع جهانى اهل بيت ( ع ) 70 + |
|
| 4 | س - نظر امام راجع به قمه زنى و شبيه خوانى و روضه خوانى و عزادارى چيست ؟ ج - در وضع موجود قمه نزنند و شبيه خوانى اگر مشتمل بر محرمات و موجب وهن مذهب نباشد مانع ندارد , اگر چه روضه خوانى بهتر است و عزادارى براى سيد مظلومان از افضل قربات است . |
|
| 5 | متن كامل سخنان رهبر انقلاب در ديدار با روحانيون استان كهگيلويه و بوير احمد بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين و الصلاه و السلام على سيدنا محمد و آله الطاهرين از حسن حظ , امسال ديدار با آقايان علما و مبلغين كه رسم هر ساله قبل از ماه محرم بود در اين شهر و اين استان واقع شد . ما از فرصت استفاده مى كنيم و عرايضى را در زمينه مسائل مربوط به حضور ماه عظيم الشان محرم و خاطره فراموش نشدنى عاشورا به عرض برادران عزيز روحانى مى رسانيم , لكن قبل از اين كه آن مطالب را عرض كنم , لازم است از آقايان علماى محترم و بخصوص برجستگان از علما و فضلا اين استان كه بحمدالله بار سنگين درس و بحث و علم و تفسير و بيان حقايق و اقامه نمازهاى جمعه و امثال آن را بر دوش دارند , صميمانه تشكر كنم . اين استان از لحاظ نيروى ايمان , يكى از استانهاى برجسته است . اگر چه مردم ما در سرتاسر كشور بحمدالله به دين و معنويات اقبال دارند , لكن به هر حال همه چيز كم و زياد دارد . اين استان جزو آن مراكزى است كه مردم آن نشان داده اند و ثابت كرده اند كه مردم مؤمن , با اخلاص و با صفايى هستند . هر جا كه مردم آن اين جور باشند , روحانيون |
|
| 6 | براى وظيفه الهى شان زمينه مناسب و مساعدى دارند . بنده ضمن تشكر از زحمات آقايان , بخصوص بعضى از اجله علما كه بحمد الله خدمات ارزشمندى را انجام مى دهند , مى خواهم اين درخواست را بكنم كه تلاش و جديت شما براى به پايان رسيدن عقب ماندگيهاى فرهنگى استان محروم كهكيلويه و بوير احمد , بايد مضاعف بشود . درباره مسائل مربوط به محرم دو نوع مطلب هست : يكى سخن درباره نهضت عاشورا كه اگر چه بزرگان درباره فلسفه قيام امام حسين ( ع ) بسيار گفته اند , نوشته اند و حرفهاى بسيار قيمى هم در اين مقوله زده شده است , اما حقيقتا يك عمر مى شود از اين حقيقت درخشان سخن گفت . هر چه درباره مساله عاشورا و قيام حسينى بيشتر فكر كنيم , باز هم اين قضيه در ابعاد مختلف داراى كشش و گنجايش انديشيدن و بيان كردن است . هر چه بيشتر درباره اين قيام عظيم فكر كنيم , ممكن است حقايق تازه اى را بيابيم . اين مقوله اول است كه اگر چه در طول سال گفته مى شود و بايد هم گفته بشود , اما محرم يك خصوصيتى دارد كه در ايام محرم از اين مقوله بايد بيشتر سخن گفت . همان گونه كه مى گويند انشاء الله باز هم خواهند گفت . مقوله ديگرى كه به مناسبت محرم قابل بحث است و كمتر در اين مقوله صحبت مى شود و بنده مى خواهم امشب درباره آنقدرى سخن بگويم , مقوله عزادارى حسين بن على ( ع ) و بركات([ احياى ذكر عاشورا]( است . تحقيقا يكى از مهمترين امتيازات جامعه شيعه بر ديگر برادران مسلمان اين است كه جامعه شيعه از خاطره عاشورا برخوردار است . از همان روز كه مساله ذكر مصيبت حسين بن على ( ع ) باب شد , يك چشمه جوشانى از فيض و معنويت در اذهان و دلهاى معتقدين به اهل بيت و محبين اهل بيت ( ع ) جارى شد كه تا امروز نيز همچنان جريان داشته است و بعد از اين هم انشاء الله جريان خواهد داشت . منشاء آن هم يادآورى خاطره عاشورا است . خاطره عاشورا فقط بيان يك خاطره نيست , بلكه بيان حادثه اى كه داراى |
|
| 7 | ابعاد بيشمار است . پس يادآورى اين خاطره در حقيقت خود يك مقوله اى است كه مى تواند به بركات فراوان و بيشمارى منتهى بشود . لذا شما ملاحظه مى كنيد كه در زمان ائمه ( ع ) , قضيه گريستن و گرياندن براى امام حسين ( ع ) جايگاه ويژه اى داشته است . مبادا كسى خيال كند كه با وجود فكر , منطق و استدلال ديگر چه جايى براى گريه كردن و بحثهاى قديمى است ؟ نه آقا , اين اشتباه است . هر كدام از آنها جاى خود را دارد . هر كدام از آنها سهمى در بناى شخصيت انسان دارد . عاطفه جاى خود و منطق و استدلال نيز جاى خود را دارد . خيلى از مشكلات است كه بايد آنها را با عاطفه و محبت حل كرد و منطق و استدلال كافى نيست . شما اگر ملاحظه بكنيد , خواهيد ديد كه در نهضتهاى انبيا وقتى كه پيغمبران مبعوث مى شدند در وهله اول عده اى دور آنها را مى گرفتند كه عامل اصلى اقبال آنها , منطق و استدلال نبود . شما در تاريخ پيغمبر اسلام كه يك تاريخ مدون و روشنى است سراغ داريد كه آن حضرت مثلا گروهى از كفار قريش را كه استعداد و قابليت دارند نشانده باشند و برايشان استدلال كرده باشند و مثلا بگويند به اين دليل خدا هست , يا به اين دليل خدا واحد است , يا به اين دليل عقلانى بتها باطل اند . استدلالهاى پيامبر ( ص ) مربوط به بعد است . دلايل عقلانى مربوط به زمانى است كه نهضت پيش رفته است . در وهله اول , نهضت يك حركت احساسى و عاطفى است . در وهله اول است كه پيامبر اسلام ( ص ) ناگهان فرياد مى زند([ : نگاه كنيد به اين بتها و ببينيد كه اينها ناتوانند]( در همين مرحله است كه مى گويد : نگاه كنيد خدا متعال واحد است , قولوا لا اله الا الله تفلحوا به چه دليل([ لا اله الا هو]( موجب فلاح هست ؟ كدام استدلال عقلانى و فلسفى اينجا وجود دارد ؟ البته در خلال هر احساسى كه صادق باشد يك برهان فلسفى خوابيده است , اما بحث اين است كه نبى وقتى مى خواهد دعوت خود را شروع كند , استدلال فلسفى را مطرح نمى كند , احساس و عاطفه صادق مطرح مى كند . البته آن احساس صادق , احساس بى منطق و غلط نيست . در درون خود يك استدلالى |
|
| 8 | هم دارد . اين احساس در ابتدا مردم را متوجه ظلمى كه در جامعه جارى است و اختلافات طبقاتى كه وجود دارد و نيز فشارى كه انداد الله از جنس بشر و شياطين انس بر مردم وارد مى كنند , مى برد . سپس وقتى كه نهضت وارد جريان معقول و عادى خود شد , نوبت به استدلال منطقى هم مى رسد . كسانى كه داراى تحمل عقلى و پيشرفت فكرى هستند , استدلال عادى را مى يابند . بعضى هم در همان درجات ابتدايى مى مانند . البته معلوم نيست آنهايى كه از لحاظ استدلال سطح بالاترى دارند , از لحاظ درجات معنوى هم حتما سطح بالاترى داشته باشند . گاهى كسانى كه سطح عقلى آنها پائين تر است , جوشش عواطفشان , ارتباط و علقه شان با مبداء غيبى و با پيغمبر ( ص ) بيشتر است و محبتشان جوشانتر است و همين ها هم درجات بالاترى را كسب مى كنند . قضيه اين جورى است . عاطفه مهم و جاى خود را دارد , نه عاطفه جاى استدلال را و نه استدلال جاى عاطفه را مى گيرد . حادثه عاشورا در ذات و طبيعت خود يك درياى خروشان عواطف صادق است . يك انسان والا , پاك , منور و بدون ذره اى شائبه ترديد در شخصيت ملكوتى والاى او , براى هدفى كه همه منصفين عالم در صحت اين هدف كه نجات جامعه از جنگ و ظلم و جور و عدوان است متفق هستند , قيام مى كند . ايها الناس ان رسول الله ( ص ) قال([ : من راى سلطانا جائرا ]( بحث بر سراين است . امام حسين فلسفه حركت خود را مقابله با جور قرار مى دهد ([ , يعمل فى عباد الله بالجور و الطغيان ]( يا([ با لاثم و العدوان ]( بحث بر سر اين است . آنچنان انسانى در راه مقدسترين هدفها , كه همه منصفين عالم آن را قبول دارند . دشوارترين مبارزه را تحمل مى كند . دشوارترين مبارزه , مبارزه غريبانه است . كشته شدن در ميان هياهو و هلهله دوستان و تحسين عامه مردم چندان دشوار نيست . وقتى كه دو صف حق و باطل وجود دارد و كسى مثل پيغمبر ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) در رأس جبهه حق ايستاده است و مى گويند : ([ چه كسى حاضر است به ميدان برود ؟]( همه مى روند . |
|
| 9 | پيامبر ( ص ) براى كسانى كه به ميدان مى روند دعا مى كند . دست به سر آنها مى كشد و آنها را بدرقه مى كند . مسلمانان براى آنها دعا مى خوانند . بعد آنها به طرف ميدان مى روند , جهاد مى كنند و به شهادت مى رسند . اين يك جور كشته شدن و يك جور جهاد كردن است . يك جور جهاد كردن هم جهادى است كه وقتى انسان به سمت ميدان نبرد مى رود , سرتاسر آن جامعه نسبت به او يا منكرند , يا غافلند , يا از او كناره مى جويند و يا در مقابل او هستند . آن كسانى هم كه قلبا او را تحسين مى كنند تعداد كمى هستند و حتى جرات نمى كنند زبانا هم او را تحسين كنند . يعنى در حادثه عاشوراى امام حسين ( ع ) حتى عبدالله بن عباسها و عبدالله بن جعفرها كه خودشان جزو خاندان بنى هاشم و جزو همين شجره طيبه هستند جرات نمى كنند بيايند بايستند در مكه يا مدينه فرياد بزنند و به نام امام حسين ( ع ) شعار بدهند . اين مبارزه غريبانه است . سخت ترين مبارزه ها اين مبارزه است . همه باانسان دشمن هستند و همه از انسان روى گردانند حتى دوستان هم از او اعراض مى كنند . بطورى كه وقتى امام حسين ( ع ) به يكى مى گويد([ : تو بيا به من كمك كن او به جاى كمك , اسب خودش را پيشنهاد مى كند كه بيا از اين اسب من استفاده كن آيا غربت از اين بالاتر و مبارزه از اين غريبانه تر مى شود ؟ آن وقت در اين مبارزه غريبانه , عزيزترين عزيزانش در مقابل چشمش قربانى مى شوند , پسرانش , برادرزاده هايش , برادرهايش , پسر عموهايش و گلهاى بنى هاشم در مقابل او پرپر مى شوند و روى زمين مى ريزند . حتى بچه شش ماهه اش كشته مى شود . علاوه بر همه اينها , مى داند كه به مجرد اين كه جان از جسم مطهرش خارج بشود , عيالات او كه اين جور بى پناه و بى دفاع هستند , مورد تهاجم قرار خواهند گرفت . اين گرگهاىگرسنه در اطراف اين دختر بچه هاى جوان مى ريزند , دلهاى آنها را مى ترسانند , اموال آنها را غارت مى كنند , آنها را به اسارت مى گيرند , به آنها اهانت مى كنند و به دختر والاى اميرالمؤمنين ( ع ) زينب كبرى ( س ) كه جزو شخصيتهاى بارز دنياى اسلام بوده است جسارت |
|
| 10 | مى كنند ابا عبدالله ( ع ) همه اينها را مى داند . ببينيد اين مبارزه چقدر سخت است . علاوه بر همه اينها , خود و اهل و عيالش تشنه اند , بچه هاى كوچك , دختر بچه ها , پيرها و بچه شيرخواره , همگى تشنه اند . حالا درست تصور مى كنيد كه اين مبارزه چقدر سخت است . آنچنان انسانى والا , پاك , مطهر , منور , انسانى كه ملائكه آسمان براى تماشاى جلوه او بر يكديگر سبقت مى گيرند كه حسين بن على ( ع ) را تماشا كنند و به او متبرك بشوند , انبيا و اوليا آرزوى مقام او را مى كنند , در چنان مبارزه اى با آن شدت و محنت , به شهادت مى رسد . كدام انسانى است كه عاطفه اش از اين حادثه جريحه دار نشود و كدام انسانى است كه اين حادثه را بشناسد و بفهمد و نسبت به اين حادثه دلبسته نشود ؟ اين چشمه جوشانى است كه از روز عاشورا شروع شد . از همان وقتى كه زينب كبرى ( س ) طبق نقلى كه شده است , رفت بالاى([ تل زينبيه]( و خطاب به پيغمبر ( ص ) عرض كرد : ([ يا رسول الله صلى عليك ملائكه السماء . هذا حسينك مرمل بالدماء مقطع الاعضاء مصلوب العمامه و الرداء ]( شروع كرد روضه امام حسين ( ع ) را خواندن و ماجرا را به صداى بلند گفتن : ماجرايى كه مى خواستند مكتوم بماند . او به صداى بلند گفت . در كربلا گفت , در كوفه گفت , در شام گفت , در مدينه گفت و اين چشمه شروع به جوشيدن كرد كه تا امروز هم مى جوشد . اين حادثه عاشورا است . يك وقت كسى نعمتى ندارد , سؤالى هم در مقابل آن نعمت از او نمى شود اما كسى كه نعمتى را دارد , آن وقت از او سؤال مى شود . يكى از بزرگترين نعمتها , نعمت خاطره و ياد حسين بن على ( ع ) يعنى نعمت مجالس عزا , نعمت محرم و نعمت عاشورا براى جامعه شيعى ماست . متاسفانه برادران مسلمان غير شيعى ما خود را از اين نعمت برخوردار نكردند . آنها هم مى توانند خود را از اين نعمت بزرگ برخوردار كنند . البته بعضى از آنها در گوشه و كنار براى ابا عبد الله ( ع ) عزادارى مى كنند , اما رايج نيست , ولى بين ما رايج است . از اين جلسات و از |
|
| 11 | اين خاطره چه استفاده اى بايد كرد ؟ شكر اين نعمت چيست ؟ اين مطلبى است كه من مى خواهم به عنوان سؤال مطرح كنم و شما جواب بدهيد . اين نعمت با اين عظمت , دلها را به منبع جوشش ايمان اسلامى متصل مى كند . اين نعمت , كارى كرده كه در طول تاريخ , ستمگران حاكم از عاشورا و از قبر امام حسين ( ع ) ترسيده اند . اين ترس , از زمان خلفاى بنى اميه شروع شده و تا امروز هم ادامه دارد , و شما يك نمونه آن را در انقلاب خود ما ديديد . وقتى كه محرم شد , نظام مرتجع كافر فاسق فاسد پهلوى ديد ديگر دستش بسته است و نمى تواند كارى انجام دهد . فهميدند محرم شده است . در گزارشهاى بازمانده از آن رژيم منحوس , اشارتها بلكه صراحتهايى وجود داشت كه نشان مى داد آنها با آمدن محرم دست و پايشان را حسابى گم كردند و امام بزرگوار ما رضوان الله عليه آن مرد حكيم تيز بين دنيا شناس انسان شناس , خوب فهميد كه از اين حادثه براى پيشبرد هدف امام حسين ( ع ) چگونه استفاده كند و كرد . محرم را به عنوان ماهى كه در آن خون بر شمشير پيروز مى شود اعلام و با همينتحليل و منطق , و به بركت محرم , خون را بر شمشير پيروز كرد . اين يك نمونه است كه شما ديديد . از اين نعمت بايد استفاده كرد . هم مردم و هم روحانيون بايد از اين نعمت استفاده كنند . استفاده مردم اين است كه به مجالس عزادارى دل ببندند و اين مجالس را اقامه كنند . مردم , مجالس عزادارى را هر چه مى توانند در سطوح مختلف بيشتر كنند . در اين مجالس مخلصانه , شركت كنند , و براى استفاده هم شركت كنند نه براى وقت گذراندن يا به شكل عاميانه فقط به عنوان ثواب اخروى كه نمى داند اين ثواب اخروى از كجا مى آيد مسلما حضور در اين مجالس ثواب اخروى دارد , اما ثواب اخروى اين مجالس از چه ناحيه اى است ؟ به چه جهت است ؟ اين ثواب مسلما مربوط به يك جهتى است كه اگر آن جهت نباشد , ثواب هم نيست . بعضى آن جهت را متوجه نيستند . مردم بايد در اين مجالس شركت كنند . قدر آنها را بدانند و از آنها استفاده كنند . مردم اين مجالس را وسيله اى براى ايجاد اتصال و ارتباط هر چه |
|
| 12 | محكمتر روحى و قلبى ميان خود و حسين بن على ( ع ) و خاندان پيغمبر ( ص ) و روح اسلام و قرآن قرار بدهند . اما آنچه كه مربوط به روحانيون است , دشوارتر است , چون قوام مجالس عزا به اين است كه عده اى جمع بشوند و يك روحانى در اين مجلس شركت بكند و او عزا را اقامه كند تا ديگران استفاده كنند . شما چگونه اقامه عزا خواهيد كرد ؟ اين سؤال من از تمام كسانى است كه نسبت به اين قضيه احساس مسؤليت مى كنند . به اعتقاد بنده سه چيز بايد در اين مجالس باشد : اول اين است كه اين مجالس بايد محبت به اهل بيت ( ع ) را زياد كند , چون رابطه عاطفى يك رابطه بسيار ذى قيمتى است . لذا شما بايد كارى كنيد كه در اين مجالس , محبت شركت كننده به حسين بن على ( ع ) و خاندان پيغمبر ( ص ) و مناشح معرفت الهى روز به روز بيشتر بشود . اگر شما در اين مجالس خداى ناكرده وضعى را به وجود آورديد كه مستمع اين مجلس يا كسى كه بيرون اين مجلس است از لحاظ عاطفى به اهل بيت عليهم السلام نزديك نشد و خداى ناكرده دور شد و احساس بيزارى و دورى كرد , آن وقت مجلس عزا نه تنها يكى از بزرگترين فوايد خود را نداشته است بلكه به يك تعبير مضر هم بوده است . حالا شما كه مؤسس و گوينده مجلس هستيد , ببينيد چه مى شود كرد كه عواطف مردم نسبت به حسين بن على عليه الصلاه و السلام و اهل بيت پيغمبر عليهم افضل صلوات الله روز به روز بر اثر حضور در اين مجالس بيشتر بشود . دومين نكته اين است كه بايد در اين مجالس نسبت به اصل حادثه عاشورا يك معرفت روشنتر و واضحترى براى مردم به وجود بيايد . اين جور نباشد كه ما بياييم در مجلس حسين بن على ( ع ) يك سخنرانى بكنيم يا يك منبر برويم بطورى كه اگر در داخل اين مجلس يك آدم اهل فكر و تامل بود كه امروز در جامعه ما كسانى كه اهل فكر و تاملند و اين از بركات انقلاب است با خود فكر كند كه ما براى چه اينجا آمديم و قضيه چه بود ؟ چرا بايد براى امام حسين گريه |
|
| 13 | كرد ؟ چرا امام حسين ( ع ) اصلا آمد كربلا و عاشورا را به وجود آورد ؟ بايد طورى باشد كه اگر براى كسى چنين سؤالى به وجود آمد , شما پاسخ آن را داده باشيد . پس اگر شما در روضه اى كه مى خوانيد يا سخنرانى كه مى كنيد و مطالبى كه بيان مى كنيد نكته و حتى اشاره اى به اين معنا نباشد , يك ركن از آن سه ركنى كه عرض شد كم و ناقص است و ممكن است آن فايده لازم را به اين مجلس ندهد و حتى خدا ناكرده در بعضى از فروض , ضرر هم داشته است . سومين چيزى كه در اين مجالس لازم است اين است كه معرفت دينى و ايمان دينى مردم را افزايش بدهد . شما بايد يك چيزى از دين را در اين مجلس بگوييد كه موجب ايمان و معرفت بيشتر بشود . يك موعظه درست , يك حديث صحيح , يك بخشى از تاريخ آموزنده درست , تفسير آيه اى از قرآن و بيان مطلبى از يك عالم و دانشمند بزرگ اسلامى , چيزهايى است كه مى تواند بيان شود . اين جور نباشد كه ما برويم بالاى منبر يك مقدار لفاظى كنيم و حرف بزنيم يا احيانا مطلبى هم اگر ذكر مى كنيم مطلب سستى باشد كه نه تنها ايمان را زياد نمى كند , بلكه ايمانها را ضعيف مى كند . من به شما بايد عرض بكنم كه متاسفانه گاهى ديده مى شود چنين مواردى وجود دارد . گاهى ديده مى شود كه گوينده يك مجلس , مطلبى را نقل مى كند كه هم از لحاظ استدلال و مدرك عقلى يا نقلى سست است و هم از لحاظ تاثير در ذهن يك مستمع مستبصر و اهل منطق و استدلال , ويرانگر است . بعضى از چيزها را در يك كتابى نوشته اند و ما دليلى هم نداريم كه آنها دروغ باشد . ممكن است راست باشد و ممكن است دروغ باشد . دليلى بر كذب بودن آنها نيست , اما وقتى كه شما آن مطلب را بيان مى كنيد و مستمع شما كه ممكن است يك جوان , يك دانشجو , يك محصل , يك رزمنده و يك انقلابى كه بحمد الله انقلاب , ذهنها را باز و منفتح كرده است آن را از شما مى شنود , ممكن است نسبت به دين مساله دار بشود و براى او اشكال و عقده به وجود بيايد . لذا اين حرف را نبايد زد . حتى اگر اين مطلب سند درست هم |
|
| 14 | مى داشت , چون موجب گمراهى و انحراف بود , نبايد گفته بشود , چه رسد به اينكه اغلب اين چيزها سند درستى هم ندارد . يك نفر چيزى را از كسى شنيده است . يكى نقل كرده كه من فلان جا بودم و در فلان سفر , فلان اتفاق افتاد . گوينده با مدرك يا بى مدرك يك مطلبى را گفت و شنونده هم باور كرد . اتفاقا اين شنونده آمد و آن را در كتابى نوشت كه حالا در يك گوشه اى افتاده است . چرا من و شما بايد اين مطلب را كه نمى تواند در يك مجمع بزرگ و براى ذهنهاى مستبصبر و هوشيار و آگاه قابل توجيه باشد بگوييم ؟ مگر انسان بايد هر چه را كه در هر جا نوشته اند بگويد ؟ امروز يك بخش مهم از حادثه فرهنگى جامعه ما اين است كه ما قبل از انقلاب مى گفتيم جوانهاى دانشجو , ولى امروز مخصوص جوانهاى دانشجو نيست , بلكه غير جوانها از زن و مرد و دختر و پسر ذهنهايشان باز است . مسائل را با چشم بصيرت و استبصار نگاه مى كنند . مى خواهند بفهمند . اينها در معرض شبهات قرار مى گيرند . اين يك حادثه فرهنگى در زمان ماست . نه تنها دشمنان ما بلكه منكرين فكر من و شما شبهه القاء مى كنند . مگر مى شود گفت([ : هر كس فكر ما را قبول ندارد , لال بشود و حرف نزند و هيچ شبهه اى القا نكند ؟]( شبهات درست مى كنند , حرف مى زنند , مطلب مى پراكنند و ايجاد ترديد مى كنند . لذا چيزى كه شما مى گوييد بايد شبهات را بر طرف كند . نبايد شبهه را زياد كند . بعضى بدون توجه به اين مسئوليت مهم , بالاى منبر حرفى مى زنند كه نه فقط گرهى را از ذهن مستمع باز نمى كند بلكه گره هايى را هم به ذهن مستمع اضافه مى كند . بياييد ببينيم اگر چنين اتفاقى افتاد كه ما بالاى منبر يك حرفى زديم كه ده , پنج يا حتى يك جوان , دچار ترديد در امر دين شد و بعد هم رفت و ما او را نشناختيم , چطور مى شود جبران كرد ؟ آيا اصلا مى شود جبران كرد ؟ آيا خدا از ما خواهد گذشت ؟ قضيه مشكل است . پس خطابه بايد سه محور را در بر بگيرد : اول اينكه عاطفه را نسبت به |
|
| 15 | حسين بن على ( ع ) و خاندان و پيغمبر عليهم صلواه الله بيشتر كند و علقه و رابطه و پيوند عاطفى را مستحكمتر كند دوم اينكه نسبت به حادثه عاشورا يك ديد روشن و واضحى به مستمع بدهد , و سوم اينكه نسبت به معارف دين , هم ايجاد معرفت و هم ايجاد ايمان بكند . حالا نمى گوييم همه خطابه ها بايد همه چيزها را داشته باشد . شما اگر يك حديث صحيح را از يك كتاب معتبر نقل و معنا كنيد مى تواند بسيار مؤثر باشد . بعضى از اوقات يك حديث را اين قدر شاخ و برگ مى دهند كه معناى اصلى آن از بين مى رود. اگر شما همين يك حديث را درست معنا بكنيد , ممكن است بخش مهمى از آنچه را كه ما مى خواهيم داشته باشد . شما اگر يك آيه قرآن را از روى يك تفسير معتبر و با فكر و مطالعه , تنقيح و بيان كنيد , مقصود حاصل است . براى ذكر مصيبت([ نفس المهموم]( مرحوم([ محدث قمى]( را باز كنيد و از رو بخوانيد . خواهيد ديد كه براى مستمع , گريه آور است و عواطف جوشان را به وجود مى آورد چه لزومى دارد كه ما براى اينكه به خيال خودمان مجلس آرايى كنيم , كارى كنيم كه اصل مجلس عزا از فلسفه واقعى اش دور بشود . من واقعا مى ترسم از اينكه ما خداى نكرده در اين دورانى كه دوران ظهور و بروز اسلام و تجلى اسلام و فكر اهل بيت عليهم الصلاه و السلام است نتوانيم وظيفه مان را انجام دهيم . يك كارهايى است كه مردم را به خدا و دين نزديك مى كند . اين عزاداريهاى سنتى , مردم را به دين نزديك مى كند . امام ( ره ) فرمودند([ : عزادارى سنتى بكنيد]( . در مجالس نشستن , روضه خواندن, گريه كردن به سر و سينه زدن , مواكب عزا راه انداختن دستجات عزادارى , همان چيزهايى است كه عواطف را نسبت به خاندان پيغمبر ( ص ) پر جوش مى كند كه بسيار خوب است . يك كارهايى هم هست كه به عكس , كسانى را از دين بر مى گرداند . بنده خيلى متاسفم كه بگويم در اين سه چهار سال اخير , كارهايى كه به نظر من دستهايى آنها را در جامعه ما ترويج مى كنند , باب شده است كه هر كس ببيند براى او سؤال به |
|
| 16 | وجود مى آيد . در قديم الايام , در بين طبقه عوام الناس معمول بود كه در روزهاى عزادارى به بدن خودشان قفل مى زدند . بزرگان علما , عليه اينكار سخن گفتند و بر افتاد . حالا باز هم مجددا شروع كرده اند و شنيده ام در گوشه و كنار بعضى ها قفل مى زنند . اين چه كارى است كه بعضى ها انجام مى دهند ؟ قمه زدن هم همين جور است . قمه زدن هم از آن كارهاى خلاف است . من مى دانم كه حالا يك عده خواهند گفت كه حق اين بود كه فلانى اسم قمه را نمى آورد , شما چكار داريد , بگذاريد بزنند نه آقا نمى شود . اين جور كه در چهار , پنج سال اخير و بعد از جنگ مساله قمه زدن را دارند ترويج مى كنند . اگر زمان حيات مبارك امام رضوان الله تعالى عليه هم همين جور بود . قطعا ايشان در مقابل اين قضيه مى ايستادند ( تكبير حضار ) . اين يك كار غلطى است كه عده اى قمه ها را بگيرند و به سر خود بزنند و خون بريزند . اين كار يعنى چه ؟ كجاى اين كار , حركت عزادارى است ؟ قمه به سر زدن عزادارى است ؟ اگر شما نگاه كنيد مى بينيد كسانى كه مصيبتى براى آنها پيش مى آيد , به سر و سينه خود مى زنند . اين عزادارى است . اين عزادارى معمولى است . شما كجا ديده ايد كه يك نفر به خاطر مصيبت , عزيزترين عزيزانش بيايد با شمشير به مغز خود بزند و از سر خود خون بريزد ؟ كجاى اين كار عزادارى است ؟ اين جعلى است . اينها چيزهايى است كه از دين نيست . بلاشك خدا از اين كارها راضى نيست . دست علماى سلف بسته بود و نمى توانستند اين حرفها را بگويند . اما امروز , روز حاكميت اسلام و جلوه اسلام است . ما نبايد كارى بكنيم كه جامعه اسلامى برتر , يعنى جامعه محب اهل بيت عليهم السلام كه مفتخر به نام مقدس ولى عصر ارواحنافدا است , بنام حسين بن على ( ع ) و به نام اميرالمؤمنين عليه الصلاه والسلام در نظر مسلمانان عالم و غير مسلمانها به عنوان يك گروه آدمهاى خرافى بى منطق معرفى بشود . من حقيقتا هر چه فكر كردم ديدم نمى توانم اين مطلب را كه قطعا يك خلاف و بدعت است , به اطلاع مردم عزيزمان نرسانم . اين كار را نكنيد . بنده قطعا از اين كارها راضى نيستم . |
|
| 17 | اگر كسى تظاهر به قمه زدن بكند , من قلبا از او ناراضى هستم . اين را من عرض مى كنم براى اينكه يك وقت گوشه و كنارى چند نفرى جمع مى شدند و اين كارها را مى كردند . يك گوشه بود . جلوى چشم كسى نبود . تظاهر به اين معنا نبود . لذا كسى هم كارى به آنها نداشت . حالا خوب يا بد , به هر حال در يك دايره محدودى بود . اما وقتى كه بناست چند هزار نفر ناگهان در خيابانهايى از خيابانهاى تهران يا قم يا شهرهاى آذربايجان يا خراسان ظاهر بشوند , بگيرند و به سرشان بزند , اين ديگر قطعا خلاف است . امام حسين ( ع ) به اين معنا راضى نيست . من نمى دانم اين كارها از كجاست و كدام سليقه ها اين كارها را به داخل جوامع اسلامى و انقلابى ما مى آورد . اخيرا يك بدعت عجيب و غريب و نامأنوسى در باب زيارت درست كرده اند . شما ببينيد قبر مطهر پيغمبر ( ص ) و ائمه هدى عليهم السلام را همه زيارت مى كردند . قبر مطهر پيغمبر ( ص ) و امام حسين ( ع ) را ائمه ما , امام صادق ( ع ) , موسى بن جعفر ( ع ) و بقيه ائمه ( ع ) , زيارت مى كردند . قبورمطهره اهل بيت عليهم السلام را در عراق و ايران , علما و فقهاى بزرگ ما زيارت مى كردند . شما هرگز شنيده ايد كه يك نفر از علما يا ائمه عليهم السلام وقتى مى خواستند زيارت كنند , از در صحن كه وارد مى شوند , روى زمين بخوابند و سينه خيز , خودشان را به حرم برسانند ؟ اگر اين كار مستحسن و مستحب و خوب و مقبول بود , بزرگان ما اين كار را مى كردند , ولى آنها نكردند . حتى نقل شده است كه مرحوم آيت الله العظمى آقاى بروجردى رضوان الله تعالى عليه آن عالم بزرگ , مجتهدى قوى , عميق و روشن فكر از اينكه عتبه را ببوسند منع مى كردند , با اينكه شايد اينكار مستحب باشد . احتمالا در روايت , بوسيدن عتبه وارد شده است . در كتب دعا هست و به ذهنم مى رسد كه در روايت هم هست كه عتبه را ببوسند . با اينكه اينكار مستحب است , ايشان مى گفتند اين كار را نكنيد تا مبادا ديگران خيال كنند كه ما بر قبور مطهر ائمه ( ع ) سجده مى كنيم و دشمنان عليه شيعه تشكيكى درست |
|
| 18 | نكنند . حالا ناگهان عده اى در صحن مطهر على بن موسى الرضا ( ع ) وارد كه مى شوند مى افتند و دويست متر راه را سينه خيز مى روند آيا اين كار درست است ؟ نه اين كار غلط و اهانت به دين و زيارت است . چه كسى اين چيزها را بين مردم باب مى كند . نكند اينها كار دشمن باشد ؟ شما بايد اين حرفها را به مردم بگوييد و ذهنها را روشن كنيد . دين و اسلام , منطقى است , و منطقى ترين بخش اسلام , تفسيرى است كه شيعه از اسلام دارد . متكلمين شيعه هر كدام در زمان خود مثل خورشيد تابناكى مى درخشيدند . كسى نمى توانست بگويد كه شما منطقتان ضعيف است . چه در زمان ائمه ( ع ) افرادى مثل([ مؤمن طاق]( و([ هشام بن حكم]( و چه بعد از ائمه ( ع ) افرادى مثل([ بنى نوبخت]( و([ شيخ مفيد]( و چه در زمانهاى بعد افرادى مثل مرحوم([ علامه حلى]( و ديگران بودند كه همه اهل منطق و استدلال بودند . ما اهل منطق و استدلاليم . شما ببينيد درباره مباحث مربوط به شيعه چه كتب استدلالى قوى نوشته شده است . كتابهاى مرحوم شرف الدين در زمان ما و الغدير مرحوم علامه امينى سرتا پا استدلال و مانند بتون آرمه مستحكم هستند . تشيع اين است نه آن چيزهايى كه نه فقط استدلال ندارد , بلكه([ اشبه شيى بالخرافه]( است . چرا اينها را وارد جامعه مى كنند ؟ اين خطر بزرگى است كه در عالم دين و معارف دينى , مرزداران عقيده بايد متوجه آن باشند . عرض كردم يك عده اى مطمئنا وقتى اين حرفها را بشنوند , از روى دلسوزى خواهند گفت كه خوب بود فلانى اين حرف را حالا نمى زد . نه آقا من بايد اين حرف را مى زدم . من بايد اين حرف را بزنم . بنده مسئوليتم بيشتر از ديگران است . البته آقايان هم بايد اين حرف را بگويند . شما ها هم بايد بگوييد . امام بزرگوار ما ( ره ) آن خط شكنى بود كه هر جا يك نكته انحرافى را مشاهده مى كرد , با كمال قدرت و بدون هيچ ملاحظه اى در مقابل آن مى ايستاد , و اگر اين چيزها هم در زمان آن بزرگوار بود يا در اين سطح رواج داشت , بلاشك ايشان هم اين حرفها را مى گفت . يك عده اى هم كه به اين چيزها دل بسته اند , در اين حرفها متاذى خواهند شد كه چرا فلانى به |
|
| 19 | اين چيزى كه ما به آن علاقه داريم اين جور بى محبتى كرد و با اين لحن از آنها ياد كرد . آنها هم البته اغلب مردمان مؤمن , صادق و بى غرض هستند , اما اشتباه مى كنند . اين وظيفه بزرگى است كه شما آقايان روحانيون و علما در هر بخش و هر جا كه هستيد بايد بر عهده داشته باشيد . مجلس عزاى حسين عليه الصلاه و السلام مجلسى است كه بايد منشا معرفت و محل جوشش اين سه چيزى كه عرض كرديم باشد . اميدواريم كه خداوند متعال شما را موفق بدارد كه آنچه را كه مورد رضاى پروردگار است با قدرت , شجاعت , تلاش , جد و جهد و پيگيرى بيان كنيد و انشاء الله وظيفه خودتان را به انجام برسانيد . والسلام عليكم و رحمه الله |
|
| 20 | پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامى به نامه امام جمعه اردبيل در پى نامه حجت الاسلام و المسلمين مروج , امام جمعه اردبيل , مبنى بر اعلام تبعيت مردم اردبيل از نصايح و رهنمودهاى رهبر انقلاب در مساله عزادارى سالار شهيدان حسين بن على ( ع ) , حضرت آيت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى و ولى امر مسلمين , خطاب به امام جمعه اردبيل پاسخى به اين شرح صادر فرمودند : بسم الله الرحمن الرحيم جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاى مروج , امام جمعه مكرم اردبيل دامت بركاته بعد السلام و التحيه مرقوم جنابعالى كه حاكى از موضعگيرى تحسين برانگيز مردم عزيز اردبيل پيرامون نصايح اينجانب در مساله عزادارى سالار شهيدان عليه الاف التحيه و الثناء بود دريافت شد . از آن مردم مؤمن و غيور و فداكار كه همواره در صفوف مقدم صالحات قرار |
|
| 21 | دارند , همين انتظار نيز هست . اينجانب هم در صحنه خونين جنگ و هم در عرصه حضور عقيدتى و انقلابى و سياسى , رشادت و جوانمردى و غيرت دينى و روشن بينى و عشق به اهل بيت عليهم السلام را در مردم عزيز اردبيل و خطه آذربايجان ديدم و انشاء الله در نزد حضرت حق تعالى ماجور و سرافراز خواهند بود . عرايض اينجانب به مردم متدين و عاشق خاندان نبوت و ولايت عليهم السلام از روى دلسوزى است , اينجانب مى بينم كه چگونه اخلاص و محبت مردم به سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام مورد جفا در قضاوتهاى جهانى واقع مى شود , چگونه درك روشن بينانه آنان در اعتقاد به مقام والاى اهل بيت عليهم السلام به خاطر بعضى اعمال جاهلانه حمل بر امورى مى شود كه از ساحت شيعه و ائمه بزرگوارشان بسى دور است , مى بينم كه چگونه عزادارى بر جگر گوشه گان زهراى اطهر عليهم السلام مورد تبليغ سوء دشمنان متعصب و تبليغات چى هاى شيطان استعمار قرار مى گيرد , مى بينم كه بعض اعمالى كه هيچ ريشه دينى هم ندارد بهانه به دست دشمن مغرض مى دهد كه بدان وسيله , هم اسلام و تشيع را العياذ بالله به عنوان آيين خرافه معرفى كنند و هم بعض و عداوت خود را نسبت به نظام مقدس جمهورى اسلامى در تبليغات خود آشكار سازند . شيعه محب و مخلصى كه در روز عاشورا با قمه سر و روى خود و حتى كودكان خردسال خود را خونين مى كند , آيا راضى است كه با اين عمل خود در روزگارى كه هزاران چشم عيب جو و هزاران زبان بدگو در پى بد معرفى كردن اسلام و تشيع است عمل او را مستمسك دشمنى خود قرار بدهد ؟ آيا راضى است كه با تظاهر به اين عمل , خون دهها هزار جوان بسيجى صفت عاشق را كه براى آبرو دادن به اسلام و تشيع و نظام جمهورى اسلامى بر زمين ريخته شده است ضايع سازد ؟ آنچه از قول مراجع سلف رحمت الله عليهم نقل شده است , بيش از اين |
|
| 22 | نيست كه اگر اين كار ضرر معتنى به ندارد , جايز است . آيا سبك كردن شيعه در افكار جهانيان ضرر معتنى به نيست ؟ آيا مخدوش كردن محبت و عشق شيعيان به خاندان مظلوم پيامبر صلى الله عليه و آله و بخصوص شيفتگى بى حد و حصر آنان به سالار شهيدان عليه السلام را بد جلوه دادن ضرر نيست ؟ كدام ضرر از اين بالاتر است . اگر قمه زدن به صورت عملى انفرادى در خانه هاى دربسته انجام مى گرفت , ضررى كه ملاك حرمت است فقط ضرر جسمى بود , وقتى اين كار على روس الاشهاد و در مقابل دوربين ها و چشم هاى دشمنان و بيگانگان بلكه در مقابل چشم جوانان خودمان انجام مى گيرد , آن وقت ديگر ضررى كه بايد معيار حرمت باشد فقط ضرر جسمى و فردى نيست , بلكه مضرات بزرگ تبليغى كه با آبروى اسلام و شيعه سر و كار دارد نيز بايد مورد توجه باشد . امروز اين ضرر بسيار بزرگ و شكننده است , و لذا قمه زدن علنى و همراه با تظاهر , حرام و ممنوع است . البته كسانى كه در سالهاى گذشته از روى عشق و اخلاص قمه زده اند , ماجورند و به خاطر نيتشان مستوجب ثواب الهى اند انشاء الله . ولى اكنون بايد به نحو متعارف كه در طول قرون و اعصار عزادارى مى كرده اند و متدينين و علماء هم خود در آن شركت مى جسته اند عزادارى كنند , يعنى , تشكيل مجالس روضه خوانى و راه اندازى دستجات و مواكب عزادارى كه داراى حال و حزن و شور محبت اهل بيت عليهم الصلوه و السلام است سعى كنند كه نوحه ها و شعرها و روضه خوانى ها پر مغز و داراى مضامين صحيح و متكى به آثار وارده معتبره از ائمه عليهم السلام يا علماى بزرگ باشد . سلامتى و توفيقات جنابعالى و همه مردم آذربايجان و اردبيل و ساير مناطق كشور اسلامى را مسئلت مى نمايم . سيد على خامنه اى هفتم محرم الحرام 1415 مطابق 27 خرداد 1373 |
|
| 34 | چند استفتاء از مقام معظم رهبرى 1 - آيا قمه زدن در عزادارى امام حسين ( ع ) چه حكمى دارد ؟ بسمه تعالى اگر موجب وهن مذهب در زمان حاضر و يا مستلزم خوف خطر جان يا ضرر معتنى به باشد جايز نيست . 2 - پدر و مادرى كه نذر مى كنند اگر خدا به آنان فرزند پسر داد روز عاشورا به سر او تيغ بزنند و آن پسر بعد از بلوغ روزهاى عاشورا قمه بزند آيا اين نذر صحيح است و آيا بر آن پسر عمل به نذر والدين واجب است ؟ بسمه تعالى صحت چنين نذرى محل اشكال است و در هر صورت وفا به آن بر فرزند واجب نيست . 3 - اگر قمه زدن در عزاداريها موجب مرگ كسى شد آيا اين عمل خودكشى و گناه محسوب مى شود . |
|
| 35 | بسمه تعالى اگر با خوف خطر جان اقدام كرده باشد حكم انتحار دارد . 4 - آيا سوراخ كردن گوشت بدن و قفل زدن و وزنه آويزان كردن به بهانه عزادارى براى امام حسين ( ع ) كه اخيرا شايع شده است جايز است ؟ بسمه تعالى چنين اعمالى كه موجب وهن مذهب در انظار عموم است صورت شرعى ندارد . 5 - عزادارانى كه خودشان را در مقابل مزار مقدس ائمه عليهم السلام بخاك مى اندازند و سينه و صورت خود را به خاك مى مالند و خراشيده مى كنند و خون جارى مى شود و با همان حال بداخل حرم ائمه ( ع ) وارد مى شوند چه صورت دارد ؟ بسمه تعالى اينگونه رفتارها كه از شيوه اظهار تاثر و عزادارى سنتى بدور است صورت شرعى ندارد بلكه اگر موجب ضرر معتنى به بدنى و يا وهن مذهب در انظار عموم باشد جايز نيست . |