|
مقدمه
نوشتار حاضر حاصل تأمل مولف در تعاليم و روح حياتبحش قرآن
كريمو سخنان معصومين(عليهمالسلام) و برخي علماي اصيل شيعه
ميباشد و سعيبر آن بوده تا با انديشههاي عرفاني، فلسفي،
فقهي و سياسي امام خميني(ره)مطابقت داشته باشد. تعاليم و
سخناني كه بيهيچ انحراف و كاستي به تبيينكامل همه ابعاد
نظري و عملي، فردي و اجتماعي اسلام ميپردازد. متأسفانهپس
از صدر اسلام با كنار نهادن ائمه معصومين(عليهمالسلام) از
عرصه ادارهحكومت و جامعه، برخي ابعاد سرنوشتساز اسلام ـ
بخصوص در ارتباط بامباحث سياسي و اجتماعي ـ توسط طاغوتهاي
زمان مورد غفلت قرارگرفت؛ غفلتي كه امت اسلام و حتي
بسياري از علماي بزرگ اهل سنّت وبرخي علماي نامتعادل شيعي
گرفتار آن شدند. هرچند؛ وجود و حضوربيشماري از علما و شخصيتهاي
عاليقدر فكري و اجتماعي در تاريخ اسلام وتشيّع، كه همه
ازمفاخرارزشمند اين دين آسماني محسوب ميگردند از
بركاتتعاليم انسانساز قرآن كريم و حضرات
معصومين(عليهمالسلام) ميباشند.
اين
نوشتار با عنوان (درآمدي بر نظريه انقلاب اسلامي) مشتمل بر
سهبخش و شش فصل ميباشد و به تبيين سه محور اساسي تحت
عناوين ماهيت،لوازم و رسالت انقلاباسلامي ميپردازد. پس از
تبيين ماهيت انقلاب اسلامي(در دو فصل) كه نه تنها براي يك
بار بعنوان حادثهاي تاريخي به وفوعپيوست، بلكه بعنوان
جرياني كه بايد تداوم يابد و به جبران كاستيهاي فكريو
اجتماعي بجا مانده از حاكميت نظام ستمشاهي بپردازد ميبايست
در جهتايجاد برخي تحولات فكري و اجتماعي مورد نياز انقلاب،
به طرح و تحليلعوامل استمرار و لوازم ماندگاري خلاق آن
مبادرت ورزيد. با توجه به ماهيتجهاني مكتب اسلام، تحقق
آثار چنين تحولاتي به ايجاد برخي دگرگونيها درزندگي
مسلمانان و حتي جهان بشري بعنوان رسالت انقلاب اسلامي ـ و
درواقع دين جاويد ختمي مرتبت(ص) ـ منجر خواهد شد. در فصل
نخست ازبخش اول (نگاهي به گذشته فكري و تاريخي اسلام) به
طرح و تحليل پيشينهفكري و تاريخي اسلام و ايران پرداخته
شده است. با وجود آنكه در چند سدهنخستين، تمدن اسلامي از
شكوفايي كمنظيري برخوردار بوده، ليكن پس ازرحلت حضرت
رسول(ص) و شهادت امام علي و امام حسن(عليهمالسلام) ـاز
صورت و محتواي حقيقي خود منحرف گرديد. اين انحراف كه در هر
دوساحت تفكر و عمل بوده است در تبيين نهضت عظيم امام
خميني(ره) در قرنحاضر و تأسيس نظام مقدّس جمهوري اسلامي
ايران مورد تجزيه و تحليلقرار گرفته است. براي تجديد نظر
اساسي و بازگشت به صورت و محتواياصيل اسلام بعد از چند قرن
انحراف، تحريف و اعوجاج فكري و اجتماعي وسياسي در برخي از
ابعاد آن، اين تجزيه و تحليل لازم به نظر ميرسد. (البته
باوجود لزوم طرح و تبيين بسياري از مباحث تاريخي و فكري
گذشته، كه طبيعتاًبا توجه به حجم پيشنهاد شده براي نگارش
اين اثر، مجمل و كوتاه ميباشد، دربرخي موارد ناگزير تا حدودي
اشارهوار (البته همراه با توضيحاتي قابل فهم)به بيان
مطالب و ذكر نام برخي از جريانهاي تاريخي و اصطلاحات حكمي
وعرفاني اسلام پرداخته شده و براي تسهيل فهم آنها (علاوه
بر توضيحات متنكتاب) در پاورقي صفحات، به ارائهي برخي
منابع و يا توضيحات و نقلقولمستند پيرامون آنها پرداخته شده
است تا به اين وسيله درك مطالب اين اثرآسان صورت پذيرد و
محتواي كتاب در كليت و تماميتش براي عموم جوانانعلاقمند به
مطالعه درباره موضوع اثر، قابل فهم و استفاده باشد)
در
فصل دوّم از بخش اوّل تحت عنوان "تحليل ماهيت و مباني
نظريانقلاب اسلامي" به تبيين نظرات بديع حضرت امام
خميني(ره) پرداخته شدهاست. ايشان با رجوع و بازگشت
عارفانه و فقيهانه به قرآن كريم و تعاليم نورانياهل
بيت(عليهمالسلام) كه تمسك به آنها (در كنار استفاده عميق
معظّمله ازآثار برخي علماي بزرگ) همواره مورد تأكيد و وصيت
حضرت ختميمرتبت(ص) به امت اسلام بوده است، در تأسيس و
تحقق انقلاب اسلامي وحكومت جمهوري اسلامي ايران، نظرات
بديعي ارائه نمودهاند.نظرات ايشانخصوصاً در مورد رابطهي
سرنوشتساز دين با سياست و لزوم تشكيلحكومت اسلامي و نظام
مبتني بر ولايت مطلقهي فقيه مورد توجه قرار گرفتهاست.
در دو
فصل بخش دوم؛ تحت عناوين "انقلاب اسلامي و لزوم تدوين
وتأسيس علوم انساني و اجتماعي حديد" و "جايگاه و رابطه
انقلاب فرهنگي وتوسعه در انديشه حضرت امام خميني(ره)"؛ به
تبيين و تفسير لزوم تحققبرخي لوازم فكري و اجتماعي، جهت
استمرار و گسترش انقلاب اسلاميميپردازد. چرا كه با توجّه به
ماهيّت فرهنگي، فكري و معنوي انقلاباسلامي؛ در كنار ابعاد
سياسي و توسعه اجتماعي و اقتصادي، لازم است تاانديشمندان
اصيل انقلاب و متعهّد به اسلام بزرگ، با اغتنام كوتاهي
زمان وحساسيت مقطع كنوني تاريخ انقلاب و نيز با توجّه به
تهاجم گستردهي فرهنگيجهان غرب و روشنفكران اسلام ستيز و
غربزده، به تأسيس و تدوين علومانساني و اجتماعي اصيل ـ كه
از لوازم و شرايط ادامهي حيات و موفقيتفكري و تاريخي
انقلاب تا نيل به همهي اهداف نظام مقدس جمهوري
اسلاميايران ميباشد ـ مبادرت ورزند. انديشمندان بزرگ اسلامي
پيشين، تا زمانوقوع انقلاب اسلامي، به سبب وجود حكومتهاي
جائر و غير مردمي وبرخيانديشههاي مبتني بر "تحجّر"، عليرغم
موفقيّت در پيريزي و گسترششگفتانگيز بسياري از علوم
اسلامي، به علت وجود حاكميت طواغيت اسلامستيز و يا اسلام
گريز، قادر به تدوين علوم انساني در رشتههاي فلسفه
سياست،جامعه شناسي، اقتصاد و ساير رشتههاي علوم اجتماعي
خصوصاً در چند قرناخير به معناي صحيح علمي آن نگرديدند.
همين خلا در دو قرن اخير، كهجهان غرب پيشرفت شگفتانگيزي
بدست آورده، موجب ظهور جرياننامتعادل "تجدّد" به صورتي
تفريطآميز، در واكنش به جريان فكري وشبهديني مبتني بر
«تحجّر»، در كشور ايران گرديده. لذا در شرايط حساسكنونيِ
ايران و اُمت اسلام در برابر جهان سلطهگر غرب، جامعهي
اسلامي مانيازمند ايجاد تحّول و انقلاب فرهنگي بزرگي در هر دو
عرصهي حوزههايعلميه و دانشگاه؛ براي تعامل و پيوند
حوزههاي علميه و فقه سنتي و غنيجواهري با رشتههاي متحوّل
و موردنياز علوم انساني و اجتماعي جديد، درجهت انطباق اسلام
و مباني اصيل فكري و سياسي انقلاب با مقتضيات زمان وجهان
معاصر و آينده، خصوصاً در رابطه با امر خطير توسعهي
همهجانبهيمورد نياز مسلمانان ميباشد. در مطالب فصل اوّل
بخش سوم (بخش پاياني)؛كه تحت عنوان «رسالت انقلاب اسلامي
در ميان امت اسلام» بيان گرديده؛ بهتبيين اين مسئله
پرداخته شده است كه انقلاب شكوهمند اسلامي ايران كهخواهان
پياده شدن همه احكام اسلام، در عرصههاي فردي و اجتماعي،
دركشور ايران بلكه جهان اسلام ميباشد ـ تا به اين وسيله
اهداف مقدّس معنوي ومادي، از جمله احساس عبوديت خالصانه در
برابر كمال مطلق و خداوند منّانو تحقّق همه جانبهي
استقلال، آزادي و عدالت اجتماعي در عرصه زندگياجتماعي
مسلمانان اين مرز و بوم اسلامي تأمين شود ـ به دليل اسلامي
بودنماهيّت آن و در نتيجه جهان شمول شدن اين دين جاويد،
در تاريخ آيندهيبشري، در هر دو عرصهي جهان اسلام و نيز
جهان بشري و غير مسلمان دارايپيام و رسالتي عظيم ميباشد.
در عرصهي جهان اسلام، اين انقلاب بزرگ بارجوع متعادل و
عميق به سرچشمههاي اصيل و آغازين اسلام؛ در طولسالهاي
گذشته؛ پس از پيروزي و تحقق جمهوري اسلامي ايران، قادر
بهايجاد تفاهم و تنبه نسبت به نقاط مشترك فكري ميان
همهي مسلمانان اصيلجهان، از شيعه و سني گرديده است كه
نتايج و آثار اين وحدت و امرسرنوشتساز هماكنون در حال
گسترش در ميان مذاهب مذكور ميباشد. بهاين جهت انقلاب
اسلامي، با توجه به ماهيت اسلامي آن، دور از هر نوعاعوجاج
و تعصبات فرقهاي، نه فقط متعلّق به شيعيان ايران، بلكه
متعلّق به همهمذاهب اصيل دين مقدس اسلام به گستردگي امت
بزرگ اين دين جاويدميباشد.
در
فصل دوّم از بخش پاياني كتاب؛ تحت عنوان «جايگاه و
رسالتانقلاب اسلامي در جهان معاصر»؛ رسالت عظيم انقلاب
اسلامي تبيين شدهاست. با توجه به جهان شمول بودن احكام
دين جاويد اسلام و وضعيتمتناقض و بحراني جهان غير مسلمان،
خصوصاً جهان سلطهگر غرب ـ كهعليرغم برخي پيشرفتهاي فكري،
علمي ومادي، به علت مادي بودن ماهيتاين پيشرفتها و فقدان
معنويت، هم اكنون دچار چالش و بحراني همهجانبهميباشد و
عليرغم گرايش روز افزون بسياري از مردم آن ديار به معنويت
واز جمله به دين مقدّس اسلام، سران كشورهاي غربي، براي
تضعيف وجلوگيري از تسرّي پيام و رسالت آن، در حال دشمني و
مبارزهي فرهنگي،سياسي و تبليغاتي با جمهوري اسلامي ايران
بسر ميبرند ـ انقلاب اسلامي، بهدليل جامعيت و جهاني بودن
ماهيت دين مقدس اسلام، داراي رسالتي عظيمدر نجات جامعهي
بشري از گرداب متلاطم الحاد و ماديگري نشأت گرفته ازتفكر و
تمدن مادي مغرب زمين ميباشد.
چنانكه حضرت امام فرمودهاند "تا بانگ لااله الاالله و محمد
رسولالله برجهان طنين نيفكند مبارزه هست و تا مبارزه هست
ما هستيم."
در
خاتمه كتاب علاوه بر ذكر برخي منابع و نقل قولها و يا
توضيحاتيمختصر در پاورقي بعضي از صفحات متن كتاب، تعدادي از
متون اسلامي بهزبانهاي عربي و بيشتر فارسي (به جهت رعايت
وضعيت خوانندگان جوان)در ارتباط با تاريخ، تفكر و تمدّن و
انقلاب اسلامي معرفي گرديده است.
در
اين ميان قابل ذكر است كه آثار عرفاني حضرت امام
خميني(ره)ـبنيانگذار انقلاب اسلامي ايران ـ كه بنياد معنوي
تفكر و سلوك معظمله راتشكيل ميدهد، جز براي متخصصان علم
شريف عرفان قابل درك نميباشد واينجانب در حدّ بضاعت ناچيز
علمي خود، جز در مواردي ضروري واجتنابناپذير، مستقيماً از طرح
مباحث عرفاني حضرت امام خميني(ره) كهارتباطي تنگاتنگ و
شگفتانگيز با عرصه حكومت و سياست و ادارهجامعهي بزرگ
اسلامي و حتي غير اسلامي دارد و متاسفانه اين مسئله
بزرگمورد غفلت بسياري از انديشمندان جامعهي ما قرار گرفته
است، پرهيزنمودهام و تنها به شرح و بيان سادهي گوشههايي
از آن در كتاب حاضر اكتفانمودهام اما ساير آثار ايشان، همچون
ولايت فقيه، كشف الاسرار، جهاد اكبر وبخشهاي اخلاقي
چهلحديث ... و خصوصاً مجوعهيفرمايشات ايشان كه بعداز
استقرار نظام اسلامي ايران در مجموعهي عظيم و بسيار كمنظير
صحيفه نوردر بيست و دو مجلّد منتشر گرديده است ـ كه همچون
دايره المعارفي بزرگشامل مباحث عرفاني، فلسفي، فقهي،
اخلاقي، تربيتي، اجتماعي و سياسيمكتب بزرگ اسلام و تشيّع
ميباشد ـ در عين داشتن ابعادي ژرف و عميق،براي بسياري از
اقشار جامعه و خصوصاً جوانان عزيز، كاملاً قابل فهم واستفاده
ميباشد لذا مطالعهي اين سري از آثار حضرت امام(ره) به
تماميعلاقمندان جوان كه تلاششان در جهت فهم و تبيين افكار
مقدس ايشان است؛توصيه ميگردد.
در
پايان لازم است متذكر گردم اعلام سال جاري و جديد به نام
مقدّس"امام خميني" از سوي مقام معظم رهبري كه در شرايط
بسيار حساس فكري وسياسي كنونيِ كشور، با طرح لزوم مسئلهي
بازشناسي مجدّد افكار ژرفمعظّمله از حساسيت خاصي برخوردار
است. بنا به اعتقاد اين ناچيز، درآيندهاي نه چندان دور،
شعاع گستردهي تفكر و شخصيت آن بزرگ مردتمامي سنگرهاي
كليدي فكري، معنوي و سياسي جهان را تسخير و تحت تاثيركامل
خود قرار خواهد داد. اميدوارم تحقيق و كتاب حاضر به عنوان
گاميهرچند كوتاه و ناچيز، موفّق به تبيين گوشههايي از ابعاد
فكري و سياسيمعظمله ـ كه در قالب انقلاب اسلامي بزرگ
ايران تجسّم عيني و واقعي يافتهاست ـ گشته باشد. سلام خاص
خداوند تبارك و تعالي و همهي انبيا و اوليايكامل و
عظيمالشأن الهي و اسلامي بر آن شخصيت جاودانه و استثنايي
باد.
آمين
رب العالمين
10/1/78
|