|
سخن نخست
انقلاب اسلامي ايران سرآغاز تحولي بزرگ است، تحولي فراتر از نام
خويش و عظيمتر
از عصر خويش. انقلاب اسلامي بيش از آن كه پديدهاي
تاريخي و يا تحولي اجتماعي باشد، مكتبي متعالي است كه در پي تجديد
حيات معنوي انسان است و به همين حهت ميتوان
گفت عصاره چهارده قرن مبارزه پياپي نهضت تشيع، در راه بسط حكومت
علوي است.
اين انقلاب مردمي خصوصا" از آن رو كه در عصر فراموشي ارزشهاي
والاي انساني به وقوع پيوست،
اهميت مضاعفي يافت و توانست مكتب و مرامي را به خستهدلان
جهان امروز عرضه نمايد كه پيام آن آزادي، عدالت، برابري و رهايي
از قيود مادي است. انقلاب اسلامي از آن جهت كه احياگر ارزشهاي
والاي انساني و معنويت مبتني بر مكتب اسلام در عصر خويش بود،
سرآغاز تحولي معنوي و فرهنگي گرديد كه همه جلوههاي
آن فرصت درخشش و تلألو نيافته است.
هر
چند تأثير انقلاب اسلامي ايران در ارتقاي ارزشهاي
معنوي در سطح جهاني، بسيار روشن و چشمگير بوده است، اما اولين و
مهمترين
تأثير آن را بايد در محدوده جغرافيايي خود يعني سرزمين ايران
اسلامي ارزيابي كنيم. بارزترين نماد درخشش اين انقلاب عظيم فرهنگي،
ايجاد «تحول فرهنگي» در پرتو «تعهد فرهنگي» است. تحول، همزاد
انقلاب است و تعهد، ريشه در ديدگاه مكتبي اسلام دارد.
انقلاب اسلامي، داراي ماهيتي فرهنگي است و طبيعي است كه اين تحول و
اصلاح كه در پرتو تعهد به دست آمده است، اساسيترين
دستآورد و ارزشمندترين ارمغان آن تلقي گردد. اكنون پس از گذشت 23
سال از پيروزي انقلاب اسلامي، شايسته است عملكرد فرهنگي انقلاب و
نتايج تحولات فرهنگي ناشي از آن، در بوته نقد منصفانه و ارزيابي
مشفقانه قرار گيرد.
نوشتارحاضر كه تلاش كوچكي در اين راستاست، در تحقق اين شايستگي،
منزلت انصاف در نقد را بايسته داشته است.
از
سوي ديگر از آنجا
كه دفتر حاضر ويژه دانشجويان بالنده ايران اسلامي و ميراثداران
انقلابكبير
اسلامي نگاشته شده است، سعي بر آن بوده تا مطالب ارائه شده كاربرديتر
باشند و از بحثهاي
طولاني در حوزه مباحث نظري فرهنگ، پرهيز شود.
بيترديد
ارزيابي دقيق، منصفانه و مستمر عملكرد انقلاب اسلامي در عرصههاي
گوناگون، يكي از ضروريترين
نيازهاي امروز و فرداي ايران اسلامي است. انجام چنين ارزيابيها
و سعي مجدانه در رفع كاستيها
تكليفي الاهي بر دوش همه دلسوزان و دوستداران اين نهضت عظيم خدايي
است. اميد است كه ياران باوفاي
انقلاب با عمل به اين تكاليف، بالندگي اين نهال رشيد را مدد
رسانند.
در
پايان لازم ميدانم
از راهنماييهاي
آگاهانه و دلسوزانه اساتيد گرانقدر، آقايان دكتر منوچهر محمدي و
حجت الاسلام و المسلمين علي ذوعلم و به ويژه استاد ارجمند حجتالاسلام
و المسلمين علي اكبر رشاد كه به من شهامت انديشيدن و همت نوشتن
آموخت، تشكر و سپاسگزاري نمايم.
والسلام
علي عسگري
تهران ـ آبان ماه 1380 شمسي
|