احكام روابط دختر
و پسر
محمد تقي
صرفي
1-بلوغ جنسي و دردسرهاي آن
بلوغ جنسي!
درايّام بلوغ بطور طبيعي دو صفت مطبوع و جذّاب در جوانان نورس
بروزميكند: يكي شكفته شدن غريزة جنسي و ديگري
طراوت و زيبائي ايّامجواني. گرچه تمايل جنسي خود بتنهائي عامل
مؤثّري براي جلب جنسمخالف و حفظ نسل بشر است، ولي
خداوند اين تمايل آتشين را با زيبائي وجمال دختران و پسران آراسته و از
اين راه رغبت آميزش را در آنان سوزانتركرده و ميل پيوستگي آنها را به
يكديگر تشديد نموده است.
امّا غريزة جنسي!
آغاز بلوغ جنسي از موقعي است كه غدد جنسي از خواب بيدار ميشوند
وفعاليت پنهاني خود را با همكاري ساير غدد داخلي شروع ميكنند.هورمونهاي
جنسي را در خون ميريزند و تحول و انقلاب همه جانبهاي رادر مزاج آنان
بوجود ميآورند. در تمام دوران چند سالة بلوغ، عوامل فعّالبلوغ همچنان
بكار خود ادامه ميدهند تا نوجوان تازه بالغ را به رشد نهائي وبه عاليترين
مدارج قوّت و شدّت جواني برسانند و كلّية مميّزات يك مرد يايك زن كامل
را در وي ايجاد و مستقر نمايند.
اولين نشانة بلوغ، رشد سريع
بدن مخصوصاً استخوانها است. ارتباط رشداستخوان با هورمونهاي جنسي آنقدر زياد
است كه ميشود با عكسبردارياز استخوانها، تاريخ شروع بلوغ جنسي را پيش
بيني نمود. روئيدن مو برصورت پسران يكي از نشانههاي بلوغ آنان است ولي
در دختران بالغ، موينميرويد و اين خود يكي از تفاوتهاي آشكار زن و مرد است.
بلوغ، عاملنموّ سريع استخوانها و عضلات و كلية اعضاء داخلي است. بلوغ،
كودكانضعيف را به رشد نهائي بدن و كمال نيرومندي جسم ميرساند وآنان را
دررديف افراد بزرگ و كامل اجتماع قرار ميدهد.
عوامل انقلابي بلوغ، نه تنها بر روي بدن اثر ميگذارند و باعث رشد
سريع وهمه جانبة جسم ميشوند بلكه در روان نوجوانان نيز مؤثرند، افكار
واخلاق آنان را دگرگون ميسازند و انقلاب عميقي در روحشان پديدميآورند،
بهمين جهت طرز فكر و خُلقيات نوجوانان، با اطفال نابالغ تفاوتبسيار دارد. و
براي همين است كه هيچگاه بين خواجهها، فلاسفه ودانشمندان بزرگ پيدا نشده
است. در بين غددِ بدن، بيضهها نفوذ و تأثيربيشتري روي قدرت و حالت روحي
انسان دارند! و معمولاً هنرمندان وشعراي بزرگ و مقدسين و فاتحين، تمايل
جنسي شديدي داشتهاند! و اگركسي اين غدد را از دست بدهد، دچار بحران روحي
شده و قسمتي ازفعاليتهاي فكري و حتّي حسّ اخلاقي خود را از دست ميدهد.
غريزة جنسي مانند آتش سوزاني است كه از اعماق وجود جوان زبانهميكشد
و اگر از حدّ طبيعي تجاوز نمايد و اگر بدرستي مهار نشود، قادراست ريشة فضائل
اخلاقي، دين و مذهب و سعادت انسان را بخشكاند!عمل اين غريزه آنقدر قوي
است كه در واقع مركز تحريكات مستقيم برايتمام آرزوهاي اعضاء مختلف بدن
ميگردد.
بزرگترين
پرتگاهي كه در راه زندگي جوانان وجود دارد و اغلب باعثسقوط آنان ميشود،
افراط در اِعمال بعضي از غرائز و اِرضاء پارهاي ازشهوات نفساني است. هدف
برنامههاي ديني و علمي در تربيت جواناناين است كه آنان را در عمل به
غريزهها هدايت كرده واز افراط و تفريطبركنارشان دارد. اگر غريزة جنسي
محدود گردد و در جاي خود بكار بردهشود، با ساير تمايلات انساني اختلاف و
تضادّي نخواهد داشت و جوانانميتوانند با عمل به غريزه جنسي، ساير تمايلات
طبيعي و خواهشهايفطري خود را ارضاء نمايند. ولي در جائي كه كنترلي بر اين
غريزه نباشد وجوانان بخواهند آن را آزادانه و به هر صورتي كه مايل باشند
عمل كنند،ناسازگاري بين تمايلات شروع ميشود و چون غريزه جنسي از
سايرتمايلات قويتر است، اين نبرد به پيروزي غريزه جنسي و شكست
سايرتمايلات فطري ميانجامد. تمايلات فطري مانند ميل به پاكدامني، راستي
ودرستي، امانتداري و وفاي به عهد كنار ميروند و فقط اطفاء غريزه جنسيبه
صورت هدف در ميآيد. چيزي كه الا´ن در
دنياي غرب به صورت يكمسئله طبيعي و عادي درآمده است! دختران و پسراني
كه بندة شهوت واسير هواي نفسند و در راه جلب لذّت و ارضاي غريزه جنسي به
همةپستيها و نكبتها تن ميدهند و سرانجام در منجلاب فحشاء و بيعفّتيسقوط
ميكنند. لذا اميرالمؤمنين علي(ع) ميفرمايد: بندة شهوت، از غلامزرخريد پَستتر است!
انحرافاتي كه احياناً دامنگير جواني بشود را ميتوان يكي از اقسام
زيردانست. استمناء و استشهاء، لواط (درپسران)،
مساحقه (در دختران)، و زنا،كه همة اينها از
نظر اسلام حرام و مجازات دنيوي و اخروي دارد. امّا
استمناء واستشهاء كه دربعضي نوجوانان و جوانان ديده شده اولين پلة انحرافجنسي
است، مخصوصاً اگر بصورت عادت و اعتياد در بيايد. كساني كه بهاين عمل
مبادرت ميكنند از آثار بد و ضرربار آن نميتوانند رهايي يابند. ازجمله آثار آن،
ضعف چشم و بينائي، انزجار از ازدواج، خميدگي پشت،يأس روحي و عوارض ديگر
ميباشد.
راه درمان و يا مبتلا نشدن
به اين عمل زشت چند چيز است: تنهانبودن،زود ازدواج كردن، در صورت توانائي
روزه گرفتن، فاصله گرفتن از افراد مبتلابه آن و شركت فعال در نماز جماعت
و ارتباط معنوي.
زنان هرزه در لشكر
«در تاريخ بني اسرائيل آمده است كه وقتي
لشكر حضرت موسي(ع) بهفرماندهي يوشع بن نون(ع) تصميم به تصرف شام را
گرفتند. حاكم آن ناحيهاز بلعم باعورا، كه دانشمندي قلاّبي بود درخواست كرد
كه راهي برايشكست لشكر بنياسرائيل به او نشان دهد. بلعم به آنان گفت
كه تنها عاملشكست اين لشكر زنا! است. شما زنان هرزه را به عنوان خريد و
فروش،ميان لشكر بنياسرائيل بفرستيد و به آنها اجازه بدهيد كه خود را در
اختيارمردان لشكر بگذارند.
دستور بلعم اجرا شد و زنان هرزه در بين لشكر يوشع رفت و آمد مينمودندو
به فسق و فجور با لشكريان مشغول شدند. طولي نكشيد كه در اثر اينتماسهاي
نامشروع، مرضي خطرناك در بين لشكريان پيدا شد و در فاصلةچند روز هزاران نفر
را كشت! اين وضع ادامه داشت تا اينكه يكي از افرادغيرتمند لشكر، نيزة خود
را بدست گرفت و به زن و مردي كه درحال زنابودند، حمله كرد و آنان را كشت
و اعلام كرد هر كه را در حال عمل نامشروعبيابم، او را ميكشم! لشكريان از
ترس جان، از زنان مذكور فاصله گرفتند و درنتيجه آن مرض مهلك از ميان رفت
و لشكر بنياسرائيل توانست شام را فتحو تصرف كند.
عوامل تحريك جنسي
عواملي است كه بلوغ جنسي را زودتر فراهم ميكند و يا باعث بيدار
شدنآن و تحريك آن ميشود. از جمله اين عوامل:
الف: فضاي منزل «مشاهدة
عمل زناشوئي والدين، پوشش نامناسب محارمو...».
ب: لباس «لباسهاي
چسبان مخصوصاًشورت و مايو».
ج: غذا «غذاها و
ميوههايي چون موز، پياز، سير، فلفل، شيريني، زعفران،وانيل محرّك ميباشند».
د: ديدنيها «فيلمها،
عكسها و تصاوير شهوت برانگيز و نگاه به
جنس مخالف».
ذ: شنيدنيهاي محرّك «شوخي دو
زوج، موسيقيهاي محرك، صحبت ازمسائل جنسي».
خود ارتباط برقرار نمايد؟
2-چگونه يك دختر يا پسر مسلمان ميتواند
با جنس مخالف خودارتباط برقرار نمايد؟
براي
ارتباط يك پسر با دختري نامحرم دوراه توسط اسلام پيشنهاد شدهاست وغير از
اين دو، هيچ راه ديگري نيست.
1-ازدواج
دائم
ارزش ازدواج در اسلام
* پيوند
زناشوئي و رابطة قانوني زنان و مردان، از نظر آيات و روايات،داراي ثمرات
و فوائد مهمّي است از جمله:
1ـ زناشوئي و توالد:
آميزش زن
و مرد، وسيلة طبيعي توليد نسل است، با پيوند ازدواج،فرزندان پاك و قانوني
متولد ميشوند و خلائي را كه بر اثر مرگ نسل سابقبوجود ميآيد، پر ميشود.
«خداوند براي شما از خودتان، همسراني
قرار داد كه از اين همسران،پسران ونوهها متولد ميشوند.»
2ـ زناشوئي و محبت :
در ازدواج، علاوه بر ارضاء غريزه جنسي، بين زن و مرد محبّت ايجادميشود.
«وَ مِنْ آياتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُم
مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْو'اجاً لِتَسْكُنُوا اِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْمَوَدَّةً
وَ رَحْمَةً».
«واز جمله آيات الهي اين است كه
براي شما از جنس خودتان همسرانيقرار داد تا آرامش بيابيد و بين شما محبت و
دوستي ايجادنمود.»
3ـ زناشوئي و عفت:
درايام بلوغ جنسي، دختران و پسران در فشار جاذبة نيرومند جنسي
قرارميگيرند. اين غريزه، ارضاء خود را به هر صورت ميطلبد و ممكن استجوانان
در معرض ناپاكي وبي عفتي قرار بگيرند. ازدواج دائم يا موقت، راهطبيعي و
شرعي و قانوني است كه ميتواند خواهش آنان را برآورد و ازتباهي و فساد،
مصون نگه دارد.
پيامبر6 فرمود:
«اي گروه جوانان! هركه نياز به
ازدواج دارد، ازدواج كند كه باعث ميشودچشم و عورتش از حرام مصون بماند».
و فرمود:
«اي مردم! جبرئيل از طرف خداوند
لطيف و دانا نزدم آمد و گفت: دخترانباكره به منزلة ميوههاي درخت هستند
كه وقتي رسيدند بايد چيده شوند والاّ گرما و باد اين ميوههارا از بين ميبرد.
دختر هم وقتي بالغ شد بايدازدواج كند و الاّ از فساد آنان نميتوان ايمن
بود زيرا دختران هم انسانهستند.»
4ـ زناشوئي و لباس:
قرآن زناشوئي را به لباس تشبيه كرده است. زيرا همانطور كه لباس عيوببدن
را ميپوشاند، ازدواج هم انسان را از بسياري از زشتيها ميپوشاند ودور ميكند.
«هُنَّ لِب'اسٌ لَكُمْ وَ اَنْتُم
لِب'اسٌ لَهُنَّ».
«زنان لباس شمايند و شما هم لباس
آنها هستيد.»
پيامبر6 فرمود:
«هركس ميخواهد كه خدا را با پاكي و
پاكيزگي ملاقات كند، بايد بوسيلةهمسرش طلب عفت نمايد.»
درصفحات قبل مطالبي پيرامون ازدواج،
آورده شد. اكنون روايات وسخنان بزرگان دين را در اين مورد مرور ميكنيم.
پيامبرخدا6 فرمود:
«در اسلام محبوبترين بناء در نزد
خداوند،بناي ازدواج است»
و فرمود:
«ازدواج سنّت من است و هر كه
ازدواج نكند از من نيست.»
و فرمود:
هرگاه جواني در ابتداي جوانيش
ازدواج كند، شيطان ناله ميكند: اي واي!دينش را از من حفظ نمود.»
و فرمود:
«هرگاه انسان ازدواج كند، نصف دينش
رابدست آورده و در نصف ديگربايد تقوا را رعايت كند.»
و فرمود:
«ازدواج كردة در خواب، در نزد خداوند
از مجردِ روزهدار و مشغول نمازبرتر است».
«امام رضا7 فرمود: زني به امام باقر7گفت: من متبّتلة هستم! حضرتفرمود:
درنزد تو تبتّل به چه معني است؟ گفت: يعني تصميم دارم كههيچگاه ازدواج
نكنم.
امام فرمود: چرا؟ گفت: ميخواهم به اين وسيله داراي فضيلت بشوم.
امامفرمود: از اين تصميم برگرد! زيرا اگر در ازدواج نكردن فضيلتي بود، حضرتفاطمه3
هم قبل از تو اين كار را ميكرد! زيرا هيچكس نميتواند درفضيلتي از فاطمه3
پيشي بگيرد.»
آسان بودن ازدواج در اسلام
«زني نزد پيامبر آمد وگفت من خودم را بشما بخشيدم!(مرا بازدواج خودتدربياور!)پيامبر
فرمود:من (در اين سن)ميلي به زنان ندارم.گفت:پس مرا بههريك از اصحابت
ميخواهي دربياور!ناگاه مردي ايستاد وگفت اورابه عقدمن دربياور.
حضرت فرمود:آيا چيزي بعنوان مهريه داري؟گفت فقط يك عبا دارم!فرمود:اگر
آن را بدهي براي خودت چيزي نميماند.آيا از قرآن چيزيبلدي؟گفت:آري سورةفلانوفلان!فرمود:اورا
در مقابل آنچه از قرآنبلدي(وبايد به زنت ياد بدهي)بتو تزويج كردم.»
گفت بانويي به نزد مصطفيجسم وجان خويش بخشيدم تورا
گفت مارا نيست ميلي برنساءگفت«زوّجني لمَنْ انتَ تشاء»
روي با اصحاب كرد وگفت كيستكه برايش،فور جز تزويج نيست؟
گفت مردي يارسول الله منليك هيچ نيست جز اين پيرهن
گفت پيغمبر كه آنَتْ ساتراستچيزي از قرآن حقّت،از براست؟
تا كه كابينش كني در اين نكاحگفت آري،اين بود عين فلاح
غريزه
جنسي قويترين غريزه يك انسان بالغ ميباشد كه بايد از راهدرست ارضاء گردد
والاّ ممكن است شخص طغيان كرده وبه انحرافكشيده شود.بهترين راه براي
اشباع اين غريزه،ازدواج است كه فطرت انسانهم آن را تأييد ميكند.وغير از
ازدواج از هر راهي كه بخواهد اين غريزه راسير نمايد،منجر به اختلالات
وبيماريهاي جسمي وروحي ميگردد.
«امام ششم(ع):چهار
چيز از چهار چيز سير نميشوند:زمين ازباران،چشم از نگاه،زن از مرد وعالم از
علم!»
«پيامبر
اسلام(ص):هركه ازدواج كند،نصف دين خود را حفظكرده است ودر نصف ديگر بايد
تقوا پيشه كند.»
«پيامبر اسلام(ص):بدترين
مردان شما، عزبانند(مجردان)!»
«امام محمدباقر(ع):دوست
ندارم كه دنيا وآنچه در دنياستداشته باشم ولي يكشب بي همسر بخوابم.»
«آمده است كه سه نفرزن
نزد پيامبر اسلام (ص) آمدند.يكي ازآنها گفت:شوهرم گوشت نميخورد! ديگري گفت:شوهرم
بويخوش استعمال نميكند! سومي گفت:شوهرم با زنش نزديكينميكند.
رسولخدا(ص) از خانه بيرون
رفت واز روي غضب عبايخودرا برزمين ميكشيد.وقتي وارد مسجد شد،برمنبر بالا
رفتوپس از حمد وثناي الهي،فرمود:چرا عدهاي از اصحاب منگوشت نميخورند
وبوي خوش استعمال نميكنند ونزديك زناننميروند؟من گوشت ميخورم.بوي خوش
استعمال ميكنموبنزد زنان ميروم وهركه سنّت مراعمل نكند از من نيست.»
«رسولخدا(ص):دوركعت نماز
ازدواج كرده برتر است ازهفتاد ركعت نماز فرد مجرد!»
«رسولخدا(ص):كسيكه ازدواج كرده وخواب است در نزد خدااز مجرديكه روزه
بوده وشبهابه عبادت مشغول است،برتراست.»
اگر اسلاماز
زنا وروابط نامشروع نهي كرده است براي جلوگيري ازعواقب خانمان برانداز آن
است.زنا پردههاي حيا را بخصوص در زنان از بينميبرد.محبتهاي زن وشوهري
ووفاداريهارا به خيانت نسبت بهم،تبديلميكند.وقت شريف وباارزش را در افراط
گريهاي جنسي صرفمينمايد.زن ومرديكه از راه قانوني باهم ازدواج
كنند،درغير از سالهاي اوليهازدواج،با هفتهاي دويا سه بار نزديكي اشباع
ميشوند
وبا خيال راحت وآرامش كامل به انجام وظايف خود ميپردازند.ولي زنويامرديكه
ارتباطات نامشروع دارند،اوقات زيادي را صرف اين حسسيريناپذير ميكنند
وگاهي علاقه موقتي به يك نفر پيدا ميكنند وليهمينكه پاي نفر ديگري
بميدان آمد از اولي دل ميكنند كه بقولمعروف«لكل جديدٍ لذة!»براي هر جديد
وتازهاي لذت خاصي است.
اين افراد آرامش خيال
ندارند زيرا زنا برخلاف فطرت پاك آدمياست.والبته از اثرات زيانبار آن كه
متلاشي شدن كانونهايخانوادهها،بچههاي نامشروع،ناآراميهاي ذهنيواز همه
مهمتر ميل افرادزناكار به ايجاد فساد درجامعه وميل به ظلم وستم ودروغ
وكجرويها مصوننخواهند ماند.فردزناكار از نظر اسلام صلاحيت قضاوت،شهادت
دردادگاه،امامت جماعت،مرجعيت واجتهادو...ندارد.
در روايات آمده كه از
علامتهاي دشمني با اهلبيت زنازادگي است وآمدهكه كسي با اهلبيت دشمني نميورزد
مگر اينكه بچة زنا ويا بچهحيض!باشد.
چه پولهاي هنگفتي كه انسانهاي
جامانده از حقيقت صرف ارضاءجنسي نامشروع خود نميكنند.چه پولهايي كه به
زنهاي فاحشهميپردازند مثلا شخصي ميگفت كه درسال دوياسه بار به تركيه
رفته وچندشبي در هتل مانده ومبالغي را صرف هتل ومادام!!نموده وسپس بادستخالي!به
كشورمراجعت مينمايد درحاليكه اگر اين پولهارا صرف ازدواجقانوني وشرعي ميكرد
ميتوانست همواره از همسري كه فقط متعلق بهاوست وشريك زندگي اوست بهره
هاي فراواني در مسائل مختلف زندگيببرد.
وچه پولهايي كه اين
افرادصرف خريد ماهواره وفيلمهاي مبتذل برايفقط لذت چشمها!نميكنند.درحاليكه
ميتوانند با اين پولها كارهايي كه بدردخود وخانواده وكشور ودنيايشان بخورد
انجام دهند.
طبق آمار يكسوم كودكان
انگليس حرام زاده هستند!وبقيه كشورهاياروپائي وكشورهايي كه درآنها بي بند
وباري بعنوان يك عمل بد تلقينميشود نيز كم وبيش همين آمارهارا دارند.
اين كودكان در آينده در
سراسر كشور هركدام در جايگاه خود زندگيخواهند كرد.بعضي در كارهاي سياسي
وبعضي پستهاي حساس را بدستخواهند گرفت وبعضي در بازار وتجارت وعده اي
درآموزش وپرورش ودرطبابت ودرجاهاي ديگر مشغول بكار ميشوند.
كشوريكه مسئولينش از فرزندان
حرام به عمل آمده باشند آيندة سالمينخواهد داشت.بلكه كساني مثل شارون
وجرج بوش وبيل كلينتون وامثال اوقدرت را بدست ميگيرند كه از كشتار مردم
مستضعف ومحروم ومخصوصاملتهاي مسلمان لذت ميبرند.كسانيكه فاقد ترحم نسبت
به انسانهاهستند وفقط خود ومردم خودرا ميبينند وبراي هيچ كس ديگري ارزشواحترام
قائل نيستند.
2-ازدواج موقت
ازدواج
موقت كه گزينهاي در مقابل ارتباط نامشروع است نه رقيبي برايازدواج
دائم،هم براساس عقل مورد تأييد است زيرا عقل ميگويد متعهباعث حفظ عفت
وپاكدامني فرد وجامعه ميشود.
وهم براساس طبيعت مورد قبول است زيراازدواج موقت رفع كننده يكي
ازنيازهاي طبيعي انسان است.
و هم براساس شرع حلال است وثوابهاي زيادي برآن مترتب شده است.
ازدواج موقت ريشه دراسلام دارد ودرزمان رسول خدا هم بوده است.
روزي عبدالله بن زبير به
ابن عباس گفت اگر ازدواج موقت كني برتو حدزنا ميزنم!ابن عباس گفت اگر
ميخواهي حلال وحرام بودن صيغه را بدانيبرو از مادرت بپرس!
زيرا زبير پدر عبدالله خانمي
بنام اسماء را صيغه كرد وعبدالله محصولاين ازدواج موقت بوده است!
متأسفانه خليفه دوم ازدواج
موقت را ممنوع كرد واين ممنوعيت تاكنوندر بين مسلمين وجود داشته ودارد.
روزي عمر برمنبر رفت وگفت:اي
مردم!سه چيز در زمان رسولخدا حلالبود كه من آنها را حرام ميكنم وانجام
دهندة آنها را مجازاتمينمايم!ازدواج موقت ومتعه حج وگفتن «حي
عليخيرالعمل»»
«امام علي(ع)فرمود:اگر عمربن خطاب
ازدواج موقت را ممنوع نميكردهيچ كسي زنا نمينمود مگر آدم شقي
وبدبخت!»
«امام صادق(ع)فرمود:خداوند شراب و هر نوع مست كنندهاي را برايشيعيان
ما حرام نمود ودر عوض متعه را براي شيعيان حلال نمودهاست.
«امام علي(ع)فرمود:هر كه متعه را بد بداند،فرشتگان تا قيامت او را
لعنتكنند.»
متعه معقول است ومشروع وحسنيُسر وتطهيري است بهر مرد وزن
ابتدا بايد كه قبح متعه رامرتفع سازند مردان خدا
چون كه رفعش رافع آلودگي استدافع خوف است وناآسودگيست
اشكالات به جواز صيغه
اشكال اول:بعضي
اشكال ميكنند كه پس چه فرقي بين صيغه وزنااست؟در جواب بايد بگوئيم:
1-همان خدائي كه ازدواج دائم را حلال كرده است،صيغه را هم حلالنموده
است.و همان كسيكه زنا را حرام كرده،متعه را حلال نموده است.
2-تا كنون هزاران عالم شيعه كه هم عقلشان وهم تدين آنها از من
وشمابيشتر است فتوا به حلال بودن صيغه دادهاند.
3-صيغه در مقابل ازدواج دائم نيست.بلكه صيغه در مقابل ارتباط
نامشروعاست.وقتي فلان دختر ميگويد كه
من با فلان پسر ارتباط دارم ومادرم همخبر دارد و راضي است،چرا اين ارتباط
نامشروع را تبديل به ارتباط مشروعوقانوني نكنند؟جواناني كه بعللي نميتوانند
ازدواج دائم كنند در جامعهكنوني چه بايد بكنند؟اسلام عزيز براي اين افراد
راه صيغه را تجويز نمودهاست.
4-احكام دين را نميتوان با عقل بشري سنجيده وهرچه را كه عقل دركنكرد
كنار زد.زيرا احكام دين بوسيله وحي بر پيامبر نازل شده است.ولي اينمطلب
واضح است كه در طول تاريخ بشريت هركسي به احكام دين عملنموده است
سعادتمند شده وزندگي سالم وزيبائي
داشته است وبر عكس،كساني كه به احكام دين عمل نكرده وبا ديده استهزاء
به آن نگاه نمودهاندزندگي سالمي نداشته و در زندگي دچار ناهنجاريهاي
فراواني شدهاند نمونهآن زندانهايي كه پر از افراد كلاهبردار،قاچاقچي،فاسدلاخلاقو...غيرهاست.
5-اگر كسي ميخواهد تفاوتهاي صيغه با زنا را از ديدگاه عقل وبه صورتفنّي
متوجه شود به كتاب ازدواج آقاي دكتر سيد رضا پاك نژاد مراجعه كندكه ايشان
نزديك به سي فرق براي اين دو نوشتهاند.
اشكال دوم:
بعضي از
افراد وقتي حكمي از احكام دين را ميشنوند ميگويند:اينهاديگه قديمي شده!اينها
مال 1400سال قبله!الان عصر
كامپيوتره!دنيامتمدن شده وبايد جديد فكر كرد!
در جواب بايد از اين افراد پرسيد:آيا هر چيزي كه قديمي شد بايد آن
را رهانمود وديگر بدرد نميخورد؟اگر جواب مثبت است :
پس بايد گفت :
چون در زمان
قديم مردم با دهان غذا ميخوردند بايد الانجور ديگري غذا بخورند!
چون در زمان
قديم مردممتكا را زير سر ميگذاشتند پس بايدالان متكا را زير پا بگذارند!
چون در زمان
قديم مردمروي دوپا را ميرفتند الان بايد با سرراه بروند!
چون در زمان
قديم مردمدين داشتند الان بايد مردم دين رارها كنند وهمه بي دين شوند!
چون در زمان
قديم مردمبه پدر ومادر خود احترامميگذاشتند الان بايد پدر ومادرها به بچه
هايشان احترام بگذارند!
چون در زمان
قديم مردم بادست راست با هم دستميدادند الان بايد با دست چپ با هم دست
بدهند!
چون در زمان
قديم مردمدر شاديها ميخنديدند ودر عزاهاگريه ميكردند الان بايد در شاديها
گريه كنند ودر عزاها بخندند!
چون در زمان
قديم مردم براي عروس مهريه ميگذاشتند الانبايد براي داماد مهريه بگذارند!
چون در زمان
قديم مردم از كودكي خواندن ونوشتن را شروعميكردند الان بايد در پيري شروع
كنند!
چون در زمان
قديم مردها موي سر را كوتاه وزنها بلندميكردند الان بايد مردها موي سر را
بلند و زنها كوتاه كنند تا به همهبفهمانند كه ديگه عصر تمدن فرا رسيده است!
اما اين چنين نيست ومردم
تا روز واپسين بايد در بسياري از كارهاواعمال خود قديمي باشند واين در نزد
عقلا عيب حساب نميشود.
عيب آن جا است كه كسي در اين زمان بجاي مسافرت با هواپيما وماشينوقطار
،با الاغ و ديگر چهارپايان به مسافرت برود.بجاي استفاده ازخودنويس وخودكار
ومداد ،از قلم ني و مركّب استفاده كند.وبا استفاده ازتلفن وفاكس ورايانه و
ضبط صوت وتلويزيون و ويدئو مخالفتنمايد.همچنين باپيشرفتهاي بشر در فنون
مختلف مخالف باشد و بخواهددر اين عصر غارنشين وكوه نشين گردد.
اما خدا براي سعادت بشر،احكامي را قرار داده كه
اسم آنها حلالوحرام است.اين حلال وحرام منحصر به زمان قديم نيست وتا
روز حساببر حكم خود باقي است.اين حلال وحرامها در هيچ عصري تغيير نميكندونمي
توان گفت كه مثلا نگاه شهواني به نامحرم در قديم حرام بوده وليالان
اشكالي ندارد.ارتباط دختر وپسر بصورت جنسي در قديم ممنوع بودهولي الان
جايز است.مگر اينكه كسي از دين خارج شود وخود را مقيد بهاحكام دين نكند كه
اين مسئله ديگري است.
خصوصيات ازدواج موقت
باتوجه به
اينكه بسياري از دختران وپسران بخاطر رسم ورسومهاي غلطكشورمان و مخارج
بالاي ازدواج و سپس مخارج بالاي زندگي نميتوانندازدواج دائم كنند و از
طرفي از نظر ايماني آنچنان قوي نيستند كه بتوانندصبر داشته باشند،براي
اينكه بتوانند ذهن خود را با ارتباط با يك نفر جنسمخالف آرامش بخشند بدون
اينكه با دين ورسم ورسومات خانوادگي خودمخالفت كرده باشند بايد رضايت دختر
وپدرش را براي ازدواج موقت ياصيغه بدست بياورند.
در اين نوع ازدواج غير از
مهريه كه معمولا پايين است هيچ خرج ديگريبه گردن دختر وپسر نيست.
مرد عهده دار نفقه نيست.چون
دختر در خانه پدرش وپسر هم در خانهپدرش زندگي ميكند نيازي به تهيه مسكن
نيست.بلكه دختر وپسر در شبانهروز ساعتي كنار هم ميباشند وبعد هر يك به
خانه خود مراجعه ميكنند.
چه در موقع عقد و چه در
هنگام پايان يافتن مدت صيغه نيازي به حكمدادگاه نميباشد.
اين عقد مورد حمايت اسلام
وشرع وقانون است.
عقد اين صيغه را خود دختر
وپسر ميتوانند بخوانند.
ميتوانند توافق كنند كه
ارتباط محدود باشد وبه نزديكي نيانجامد واگربعد هردو راضي شدند ميتوانند
نزديكي نمايند واگر فرزندي متولد شدحلال زاده بوده واحكام فرزند ازدواج
دائم را دارد.
نزديكي در اين ازدواج پاداش
اخروي دارد و براي هر نزديكي ثواب يككافر كشتن را به شخص ميدهند.
عدّه اين ازدواج
تقريبا45روز است كه دختر بعد از پايان يافتن صيغه،تاتقريبا 45روز نبايد با
كسي ديگر ازدواج موقت يا دائم نمايد وبعد از اينمدت ميتواند دوباره با پسر
سابق يا شخصي ديگر ازدواج موقت كند.
عبارت صيغه:
عبارت عربي صيغه ازدواج موقت بشرح زير است:
بعد از اينكه سر مهريه و مدت
ازدواج توافق شد ابتدا زن به مردميگويد:زوجّتُك
نفسي في المدة الملومة علي المَهر المعلوم
و بلافاصله مرد بگويد:قبلتُ.
و اگر مرد وزن نتوانند به عبارت عربي صحيح بخوانند به هر لفظي كهصيغه
را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند اما بايدلفظي بگويند
كه معني«زوجّتُ و قبِلتُ» بفهماند.
اگر
نتوانند عربي بخوانند زن به زبان فارسي
بگويد:«خودم را بتوتزويج كردم در مدت معلوم بر مهريه معلوم »و مرد
بلافاصلهبگويد«قبول كردم»
با خواندن اين عقد همراه با رضايت دختر و پدر دختر(اگر دختر پدر
نداردفقط رضايت خودش شرط است)دختر و پسر به هم محرم ميشوند و همهموانع
قانوني وشرعي بين آن دو برطرف ميشود.
3-چگونه از ارتباط نامشروع دوري
نمائيم؟
اسلام براي حفظ تعادل غريزه جنسي، رابطة زن و مرد را به قيودي
مقيدساخته است كه رعايت آنها به سلامت جامعه كمك مينمايد و عدمرعايت
آنها، باعث انحراف و عاقبت اضمحلال آن جامعه ميشود. از جملةاين قيود و
ضوابط :
1ـ محارم:
باتوجه به اينكه افرادي بخاطر قرابت و خويشي مجبورند در يك جا
زندگيكنند، اسلام افرادي را به هم محرم ساخته است كه از يك طرف معاشرتاين
افراد با هم به دليل عدم رعايت وجوب حجاب زن، سخت و مشقتآور نباشد و از طرفي
با ممانعت از ازدواج اين افراد با هم، روابطخويشاوندي سالم از بين نرود.
علاقه اين افراد به هم علاقه خويشاوندي و فاميلي است. مثل علاقه
پدرومادر نسبت به فرزند و علاقه برادر نسبت به خواهر و000غيره.
2ـ حرمت زنا
علاوه بر ممنوعيت رابطه جنسي با محارم، ارتباط با جنس مخالف بدونعقد
شرعي، زنا محسوب شده و حرام و ممنوع است.
«وَ لا' تَقْرَبُوا الزِّن'ا اِنَّهُ
ك'انَ ف'احِشَةً وَ س'اءَ سَبيلاً».
«به زنا نزديك نشويد زيرا زنا فحشاء و
بد راهي است».
در سفر معراج، در هنگام بازديد از جهنم، پيغمبر(ص) ديد كه:
«عده اي از زنها را به سينههايشان
آويزان كرده بودند وعدهاي ديگر را بانخ و سوزن آتشين، بدنهايشان را ميدوختند.
از جبرئيل در باره اينانپرسيدم فرمود:اينها زناكار بودهاند».
پيغمبر(ص) به علي(ع) فرمود:
«زنا داراي سه اثر بد دنيوي و سه
اثر بد اخروي است: اثرات دنيوي زناعبارتند از: رسواشدن، كوتاهي عمر و قطع
روزي (روزي حلال). واثرات اخروي آن: سختي حساب، خشم خداوند و ابدي بودن
در جهنماست».
«يكي از علماء ميگويد: مشاهده كردم كه هفتهاي يكبار خانمي در حرماميرالمؤمنين(ع)
براي زنها استخاره ميگيرد. من از يكي از خادمين حرمخواهش كردم كه آن زن
را نزد من بياورد تا چند سؤال از او بپرسم. خانم رانزدم آوردند، از او پرسيدم:
شما چگونه استخاره ميگيريد؟ جواب داد: باتسبيح و با كمك حضرت ابوالفضل(ع)!
وقتي از او توضيح خواستم، گفت:من زني بيوه هستم كه چند بچه دارم. از بي
پولي چندبار تصميم به اعمالناشايست گرفتم، ولي هربار منصرف شدم و تقوا
پيشه نمودم. يك دفعهآخر خيلي بمن فشار آمد و ديگر نزديك بودم كه آلوده
شوم ولي باز منصرفشدم و به حرم حضرت ابوالفضل(ع) رفتم و سه روز در آنجا
اعتصاب غذانمودم و از حضرت تقاضاي كمك نمودم.
در عالم رؤيا حضرت عباس(ع) بمن فرمود: برو و در حرم پدرماميرالمؤمنين
(ع) براي زنها استخاره بگير!
گفتم: من اين كار را بلد نيستم!
فرمود: ما كمكت ميكنيم.
من هم هفتهاي يك بار به اينجا ميآيم و استخاره ميگيرم و حضرت
هممطالبي كه لازم است به افراد بگويم، بر زبانم جاري ميكند. و مردم همدرعوض
بمن مزد ميدهند!»
3ـ سرپرستي مرد نسبت به خانواده
اسلام مرد را رئيس و سرپرست خانواده ميداند و وظيفة او را رفعاحتياجات
خانواده و اداره امور مختلف دانسته و اطاعت از دستورات او را(اگر بر خلاف
دستورات خدا و رسول او نباشد) از طرف اعضاي خانواده،لازم ميداند.
«مردان سرپرستي و كارگذاري زنان را
برعهده دارند، بخاطر برتري كهخداوند بعضي (مردان) را بر بعضي (زنان) داده
است، و به خاطر نفقهايكه از اموالشان ميپردازند».
«پيغمبر(ع) فرمود: اگر زن از خانه خارج شود در حالي كه شوهرش از اوناراضي
باشد، تمام فرشتگان او را لعنت ميكنند تا زماني كه به خانهبرگردد».
و در سخن ديگر فرمود:اگر شوهر از زنش ناراضي باشد،
عبادتهايش قبولنميشود تا زماني كه شوهر از او راضي شود.
4ـ زن مسئول امور خانه :
از طرفي اسلام مسئوليت اداره خانه وامورخانهداري را به عهده زن
گذاشتهاست. آنچنان كه پيغمبر(ص) فرمود:
«زن سرپرست خانة شوهرش بوده و
مسئول است».
باتوجه به روايات معصومين(ع)، متوجه ميشويم كه از نظر اسلام،
خوباست زن به اموري مشغول شود كه تماس اورا با جنس مخالف محدودسازد.
مثلاً جهاد از زنان برداشته شده است و تهيه آذوقه و مسكن و لباس بهعهدة
مرد قرار دارد.
عيادت مريض و تشييع جنازه و بقيه امور اجتماعي كه براي مردان
بسيارسفارش شده است، براي زنان سفارشي از طرف بزرگان دين نشده است،بلكه
به زنان رخصت داده شده است كه در اين امور شركت نكنند. امّا از آنطرف
براي اداره امور منزل و مشغول شدن به تربيت كودكان و تعليم وآموزش و رفع
احتياجات شوهر بسيار سفارش شده است. به چند حديثدر اين زمينه توجه
نمائيد:
«روزي رسول خدا(ص) در جمع اصحاب و ياران نشسته بودند كه اسماءبنت يزيد انصاري،
به حضور پيغمبر(ع) رسيد و عرض كرد: من نمايندهزنان
هستم تا از شما سؤالي بپرسم، و اين فقط سؤال زنان انصار و مدينهنيست بلكه
هيچ زني در شرق و غرب عالم نيست مگر اينكه وقتي سؤالمرا بشنود، آن را ميپذيرد.
پس من در حقيقت نماينده همة زنان عالمهستم! پدر و مادرم و خودم فداي
شما اي رسول خدا!
حقيقتاً خداوند شمارا به پيامبري بسوي
زنان و مردان مبعوث نمود، ماهم به تو و خدايت، ايمان آورديم، و بدرستي كه
ما زنان، خانه نشينين ودر حجاب و محدود هستيم. غرائز جنسي شما مردها را
برطرف ميكنيمو فرزندان شما را بزرگ مينمائيم! آن وقت شما مردها چند
امتياز بر مازنها داريد: شما در نماز جمعه و جماعت و عيادت مريضها و تشييعجنازه
و حج پياپي و از همه بالاتر در جهاد شركت ميكنيد! وقتي يكي ازشما براي حج
و عمره و جهاد، خارج ميشويد، ما اموال شما را حفظميكنيم، لباسهاي شما را
ميبافيم، بچههاي شما را بزرگ ميكنيم درحالي كه در اجر و ثواب كارهاي
شما شريك نيستيم!
در اين موقع حضرت با تمام صورت به
اصحابش متوجه شد و فرمود: آياشما تاكنون زني اين چنين ديدهايد كه به اين
خوبي مسائل دينش رابپرسد؟
اصحاب گفتند: ما فكر نميكرديم زني
به اين مرتبه برسد!
سپس پيغمبر به طرف آن زن توجه كرد
و فرمود: اي خانم! خوب بفهم و بههمة زنان اعلام كن! بدرستي كه خوب
شوهرداري كردن زن و جلبرضايت شوهر و موافق او عمل نمودن، مساوي و معادل
همة اين كارهايخيري است كه مردان انجام ميدهند!
آن زن درحالي كه زبان رابه لا اله
الاّ اللّه بلند كرده بود نزد
زنان برگشت.»
5 ـ حجاب زن:
» «و به زنان با ايمان بگو: چشم از
نگاه به مردان اجنبيفروبندند و عفت خويش را حفظ كنند و زينت خود را جز
آنچه آشكاراست، ظاهر نسازند، و بايد اطراف روسريهاي خود را به سينههايشانبياندازند
و زينت خويش را آشكار نكنند مگر براي شوهرانشان يا پدرانو پدر شوهران يا
پسران و يا پسر شوهران و يا برادران و يا خواهرزادگان ويا برادر زادگان و يا
زنان و يا غلامان و يا افراد ناتوان از شهوت همچونپيرمردان كه به زنان
تمايلي ندارند و يا كودكاني كه از اسرار زنان خبرندارند و مبادا پاي خود را
به زمين بكوبند تا آنچه از زينتشان پنهان است،ظاهر شود. و اي گروه مومنان!
همگي بسوي خدا توبه كنيد شايد رستگارشويد».
«در آية فوق چهار حكم بيان شده است:
1ـ زنها نبايد زينتهاي پنهان خود را
(مانند گوشواره، خلخال، موي سر،لباسهاي زينتي) آشكار نكنند، مگر آن مقدار كه
طبيعتاً آشكار است(مانند انگشتر، خضاب دست و...).
2ـ بايد دامنة روسري يا مقنعه را بر
روي سينه و گردن بيندازند.
3ـ زينتهاي خود را فقط براي دوازده
نفر ميتوانند آشكار كنند (البته عموو دائي در آيات ديگر آمده است).
4ـ موقع راه رفتن پاهاي خود را بر
زمين نزنند تا زينتها آشكار شود (وباعث جلب توجه نامحرم گردد، مثل كفشهاي
پاشنه بلند كنوني وخلخالهاي زمان پيامبر(ص)).
«از امام ششم(ع) پرسيدند: كدام قسمت بدن زن براي نامحرم ديدنشحلال است؟ فرمود: صورتش و دو پايش و دو دستش».
زن گوهري است كه بايد خود را از دستبرد نامحرمان دور نگه دارد. زني
كه باحجاب در كوچه و خيابان ظاهر ميشود، هم ارزش خود را بالا ميبرد و همآسيبي
به سلامت رواني و اخلاقي جامعه وارد نميكند. و خانمي كهرعايت حجاب
اسلامي را نميكند هم ارزش خود را پائين ميآورد و هممانند ميكربي است كه
ديگران را آلوده و مريض ميكند.
شهيد مطهري نظراتي در مورد حجاب دارد كه به بعضي از آنها اشارهميشود
:
«ريشة اصلي واجب بودن پوشش براي زن در اسلام، اين است كه اسلامميخواهد
انواع لذتهاي بصري و لمسي و انواع ديگر لذت جنسي، محدودبه محيط خانواده
و در كادر ازدواج اختصاص يابد و اجتماع منحصراً برايكار و فعاليت باشد.
برخلاف سيستم غربي كه كار و فعاليت را با لذتجوئيهاي جنسي، بهم ميآميزند».
«علت اينكه دستور پوشش اختصاص به زنان يافته براي اين است كه
ميلبه خودنمائي و خودآرائي مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها ودلها، مرد
شكار و زن شكارچي است همچنانكه از نظر تصاحب جسم وتن،
زن شكار و مرد شكارچي است! ميل زن به خودآرائي از اين
نوع حسشكارچيگري او ناشي ميشود».
«اسلام نميگويد كه زن از خانه بيرون نرود و نميگويد كه حق تحصيل
علمو دانش را ندارد، بلكه علم و دانش را فريضة مشترك زن و مرد دانسته است.اسلام
فعاليت اقتصادي خاصي را براي زن تحريم نميكند.اسلام هرگزنميخواهد زن
بيكار و بيعار بنشيند و وجودي عاطل وباطل بار آيد.پوشاندن صورت و دستها،
مانع هيچ گونه فعاليت فرهنگي يا اجتماعي يااقتصادي نيست. آنچه موجب فلج
كردن نيروي اجتماع است، آلوده كردنمحيط كار به لذت جوئيهاي شهواني است».
يكي از ايرادات به مسئلة حجاب اين است كه حجاب موجب سلب حقآزادي كه يك حق طبيعي بشري است ميگردد
ونوعي توهين به حيثيتانساني زن بشمار ميرود. در جواب بايد گفت كه فرق
است بين زندانيكردن زن و بين موظف داشتن او به اينكه در مواجه شدن با
مرد بيگانه،پوشش داشته باشد. اگر رعايت پارهاي از مصالح اجتماعي، زن يا
مرد رامقيّد سازد كه در معاشرت روش خاصي را اتخاذ نمايند و طوري راه بروندكه
آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقي را از بين نبرند، چنينمطلبي
را زنداني كردن و سلب آزادي نمينامند. چطور اگر مردي با بدنبرهنه از خانه
بيرون آيد، پليس جلو او را ميگيرد و به عنوان عمل منافيحيثيت اجتماعي او
را جلب ميكند، اين كار پليس را ضد آزادي و زندانيكردن، تلقي نمي كنند!
رسولخدا(ص) در معراج، در هنگام بازديد از جهنم ديدند كه:
«زني را به موي سرش آويزان كرده
بودند و او مغز سرش را ميجويد! ازجبرئيل در باره او پرسيدم فرمود: او در دنيا موي سر خود را از نامحرمنميپوشانده
است.»
6ـ نگاه و چشم چراني
اگر زن و مرد بتوانند كنترل چشم خود را بطور صد در صد در اختيار داشتهباشند،
از بسياري از گناهان و انحرافات مصون ميمانند. لذا خداوندفرموده است:
«قُلْ لِلْمُؤمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ
اَبْصارِهِم وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُم ذ'لِكَ اَزْكي' لَهُم اِنَّاللّهَ
خَبيرٌ بِما يَصْنَعُون. وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ اَبْصارِهِنَّ
وَ يَحْفَظْنَفُرُوجَهَنَّ».
«به مردان مؤمن بگو كه چشمان خود
را بپوشانند و اندامهاي خود را ازحرام حفظ كنند كه اين برايشان پاكيزهتر
است. و به زنان مؤمنه بگو كهچشمهاي خود را بپوشانند و اندامهاي خود را از
ناروا حفظ نمايند».
درحديث از پيامبر(ص) است كه فرمود:
«لكل عضو من ابن آدم حظ من الزنا
فالعين زناه النظر»
«هر يك از اعضاي فرزندان آدم حظ و
بهرهاي از زنا دارد كه زنان دو چشمنگاه كردن است».
در عصر ما برّندهترين اسلحة دشمن، تصاوير غير اخلاقي است.انسانهابراي
اينكه از طريق چشم لذت ببرند، پولهاي زيادي را صرف تهيهتصاوير مستهجن چه
از طريق ماهواره و چه از طريق اينترنت و ويدئو وابزارهاي ديگر مينمايند.
و هنگامي كه چشم اين صحنههارا ديد، دلش هواي آن را ميكند و اي
بساكه زمينة انحرافات ديگر را فراهم كند.
گاهي براي شخص اين گونه تصور ميشود كه ميتوان همچو گناهاني را
دراين كشور و در اين شهر انجام داد. بدنبال افراد مثل خود ميرود و مجالسپارتي
و رقص و غيره تشكيل ميدهد و مقدمهاي ميشود براي مفاسد وانحرافات بزرگتر.
بعنوان مثال باندي را گرفتند كه دختران و پسران را به محلي كه
انواع مفاسددر آنجا مهيّا بود، دعوت ميكردند. سپس در حالي كه آنان به
شهواتنامشروع مشغول ميشدند، از آنها فيلم و عكس تهيه ميكردند و بعد ازچند
روز سراغ او ميرفتند و ميگفتند كه ما فيلم كارهاي خلاف شماراداريم. بايد
اين مبلغ را بما بدهي و الاّ اين فيلم را در اختيار پدر و مادر وهمسر و ديگر
اقوامت قرار ميدهيم! و خلاصه وارد معركههاي خطرناكيميشوند كه در آن قتل
و تجاوز و تهديد و سرقت و غيره چيز عادي بشمارميرفت ..
ز دست ديده و دل هر دو فريادهر آنچه ديده بينه دل كنه ياد
بسازم خنجري نيشش ز فولادزنم بر
ديده تا دل گردد آزاد
رسول خدا(ص) فرمود:
«اَلنَّظَرَةُ سَهمٌ مَسْمُومٌ مِنْ
سِهامِ ابليس».
«نگاه به نامحرم، تيري از تيرهاي
مسموم شيطان است».
گفتهاند شخصي بود چشمچران كه درب مغازه خود در حالي كه به هر زن
ودختري كه عبور ميكرد تا جائي كه ميتوانست نگاه مينمود، ذكر لا اله
الاّاللّه ميگفت! يك روز يك نفر مشتري نزد او آمد و از اين حالت مغازهدار
باخبر شد. جنسي را خواست و مغازهدار رفت تا جنس را بياورد. در اين حينخانمي
عبور كرد. مغازهدار جنس را آورد و دست مشتري داد. مشتريگفت: شما كه رفتيد
اين را بياوريد، يك لا اله الاّ اللّه عبور كرد!
او جواب داد: عجب سبحان اللّه!.
پيامبر(ص) فرمود:
«اگر از آسمان بيفتم و دو نيم شوم
برايم بهتر است كه به عورت شخصينگاه كنم يا شخصي به عورت من نظر
نمايد!».
7ـزينت وآرايش:
اگر چه خودآرايي غريزه طبيعي زن ومرد است ولي اين غريزه در زن
بيشتراست ودوست دارد كه زيبائي او مورد توجه قرار گيرد.آثار اين غريزه راميتوان
در آراستن لباس،آرايش مو،انتخاب لباسهاي نازك ورنگهاي مهيّجوغيره مشاهده
نمود.
از نظر اسلام زينت وتجمل زن بايد فقط براي شوهرش باشد.او در مقابلشوهرش
ميتواند زيباترين لباس وغليظ ترين آرايش را بكار برد و هر دفعهاز نوعي
زينت وخودنمائي استفاده نمايد.حتّي' ميتواند خود را درمقابل اوبرهنه
كند.براي شوهرش برقصدو... ودر اين راه محدوديتي وجودنداردوامّاآرايش وزينت
براي غير شوهر مخصوصاً در خارج از خانه ،براياو حرام وممنوع ميباشد.
در حديث نبوي است كه درمعراج وقتي پيغمبر(ص) از جهنم
ديداركرد،افرادي را ديد كه معذبند از جمله فرمود:
«زني را ديدم كه گوشت بدن خود را
ميخورد.از جبرئيل در باره او سؤالكردم.فرمود: او در دنيا خود را براي ديگران
آرايش مينموده است. زني راديدم كه گوشت بدنش را ميبريد! فرمود: او زني
بود كه خود را به مردانعرضه ميكرد.»
همچنين در روايات از اينكه زن
عطر زده از خانه خارج شود ،منع شدهاست ازجمله پيغمبراكرم(ص) فرمود:
«هر زني كه عطر بزند و از خانه خارج
بشود،تا زماني كه برگردد در لعنملائكه خواهد بود.»
8ـ شبيه كردن زن خود را به مردان:
پوشيدن لباسهاي مردانه به تهييج قواي جنسي زن ومرد كمك ميكند.
زنشايسته است در برابر مردان و پسران (غير از شوهر) لباسهائي بپوشد كهبرجستگيهاي
بدن او را بپوشاند.
حال اگر زني لباسهاي مردانه بپوشد، آنوقت چشمهاي زيادي را بطرف
خودجلب ميكند و باعث فتنههاي زيادي ميشود. بطوري كه
گاهي بعضي ازمحارم مثل برادر و دائي و غيره را تحت تأثير خود قرار داده و
كار به جاهايباريك ميكشد و آبروهاي خيلي را برباد ميدهد! همان گونه كه
دركشورهاي غربي، از ناحيه پدر و مادر و بقيه محارم، ارتباطات نامشروع
بافرزندان برقرار كردهاند.
9ـ خلوت با نامحرم:
با توجه ميل زن و مرد به جنس مخالف، هركجا كه اين دو تنها باشند،
باعثتهييج غريزه جنسي شده و زمينه اعمال خلافي را فراهم ميكند.پيغمبراكرم(ص)
فرمود:
«بپرهيزيد ازسخن گفتن بازنان! زيرا
اگر مردي با زني نامحرم (بدونحضور شخصي از محارم) خلوت كند، بطرف آن زن
تحريك ميشود وبه او رغبت ميكند».
حتّي در احكام شرعي است كه اگر در مسجدي فقط يك مرد ويك زنهستند،نبايد
آنجا نماز بخوانند زيرا خلوت با نامحرم ممنوع است.
اين محدويتها بمنزلة رياضت نيست بلكه شخص ميتواند از راهاي صحيحبا
جنس مخالف خود ازدواج كند وهزچقدر كه بخواهد ازلذتهاي جنسيشرعي استفاده
نمايد.
البته بعد از اينكه خليفة دوم ازدواج موقت را ممنوع نمود،متاسفانه
اينممنوعيتدركشورما تبديل به يك رسم وفرهنگ شدبطوريكه درحالحاضر ازدواج
موقت ويا بقول معروف،صيغه از زناهم گاهي شنيعتروزشتتر بحساب ميتيد.درحاليكه
درمان مشكلات جنسي جواناني كهبعللي نميتوانند ،ازدواج دائم داشته باشند،
در صيغه نهفته است.لذا درسخن بزرگان دين از صيغه بسيار مدح وتعريف شده
بطوريكه شخصيكهصيغه ميكند از اول صيغه تاپايان مدت آن،برايش حسنه وثواب
نوشتهميشود.زيرا صيغه جلو زنا را ميگيرد.مخارج ازدواج را به پائينترين
حدتنزل ميدهد.مسئوليت دادن نفقه توسط شوهر را كه از عهده بسياري ازجوانان
خارج است از دوش مرد بر ميدارد.آنان را از پاي ماهوارههاوويدئوها ومجالس
حرام دور ميكند.به آنان آرامش روحي ميدهد.ميل بهغرب را درانسان از بين
ميبرد.ميلي كه گاهي بخاطر حسرت خوردن بهآزاديهاي جنسي غرب در بعضي
جوانان شكل گرفته است.
از صرف ثروتهاي كلاني را كه در راههاي نامشروع جنسي صرف شدممانعت
مينمايد.زنان بيوهاي را كه دچار عقدههاي ناشي از عدم اشباعغريزه جنسي
هستند درمان ميكند واز گرفتارشدن جوانان بدام زنانومردان ايدزي وناسالم
جلوگيري ميكند ودهها اثر مفيد ديگر را ميتوان ازآثار اشاعه فرهنگ صيغه
نامبرد.مردم ما همانطور كه با انقلاباسلامي،تحول بزرگي در فرهنگ اين كشور
بوجود آوردند،بايد دراين زمينههم به دستورات مراجع وعلماء دلسوز گوش دهند
وعمل كنند تا تهاجمفرهنگي دشمن بي اثر شود وجوانان از اين معضل بزرگ
اجتماع نجاتيابند.دشمنان گويا به اين مشكل پي بردهاند لذا يكي از
ابزارهايشان برايضربه زدن به انقلاب اسلامي،ايجاد ميل به زن ويا زنگرائي
است كه توسطستون پنجم دشمن كه همان نويسندگان آثار مستهجن ويا توسط بازيگرانفيلمهاي كذائي ويا
قاچاقچيان سي ديها وماهواره هااجرا ميشود.لذا بايدبفكر چاره بود واز احكام
اسلام براي دفاع استفاده نمود.
پس ميتوان نتيجه گرفت كه احكام اسلام براي رياضت نيست ويك
جوانميتواند غريزه جنسي خودرا بارعيت شرائط اسلام،اطفاء نمايد.از انواعنوشيدنهاي
لذيذ بغير از مست كنندهها استفاده نمايد.
در زمينه پوشش ميتواندبا رعايت چند نكتهاز بهترين لباسها استفاده
كند :1-لباس مشهور نپوشد.يعني لباسي كه باعث انگشت نماشدن شخصميشود.مثلا
فرض كنيد جواني كت وشلوار كاملا سفيدي بپوشد وكلاه شاپوهمبرسر بگذارد وبا
كفشهاي آنچناني درخيابانهاي جنوب تهران ظاهر شود!
2-لباس غربي كه تمايل فردرا به فرهنگ غرب نشان ميدهد نپوشد كهميتوان
به پوشيدن كراوات وگردنبند طلا وپاپيون و..اشاره كرد.
4-دوري از روابط نامشروع يك فضيلت
است
درنزد
خداوند كه خالق انسانها ميباشد، عمل ازدواج بهترين بنامحسوب ميشود
وكسانيكه غرايز جنسي خود را فقط بوسيله ازدواجمشروع،اطفا نمايند،پاك محسوب
ميشوند.
«نساؤكم حرث لكم فأتوا حرثكم اني شئتم»بقره223
همسران
شما مانند كشتزار شما هستند كه هرگونه بخواهيد ميتوانيد ازآن بهره ببريد.
«فانكحوا ماطاب لكم من النساء»نساء3
بازناني كه براي شما حلال
است ازدواج نمائيد.
«وانكحوا الايامي منكم والصالحين من عبادكم وامائكم ان يكونوافقراء
يغنهم الله من فضله والله واسع عليم»نور32
دختران وپسران صالح را
بازدواج هم دربياوريد كه اگر فقير همباشند،خداوند آنها را از فضلش بي نياز ميكند
وخداوند وسعت دهندهوعالم است.
اين هنري است كه افراد پاك
وپرهيزكار دارند كه خود را از حرام الهيمخصوصا محرمات جنسي دور نگه ميدارند
وبعضي آنقدر پاك بوده وميباشند كه مورد عنايت خاص خداوند قرار ميگيرند.
«يامريم انّ الله اصطفيكِ وطهركِ واصطفيكِ علي نساء العالمين»
آل عمران42
اي مريم!خداوند تورا برگزيد
وپاك قرار داد وتورا بر زنانعالم(عصرخودش)برتري داد.
از القاب حضرت فاطمه(س)
زكيه ونقيه وطاهره است كه بمعناي پاك ازرذائل اخلاقي است.زني كه حداقل
زيباترين خانم مكه ومدينه بود واز نورصورت او ،بهشت فردوس روشن بود،با
پاكي ودوري از رذائل اخلاقي بهمقامي
رسيد كه ملائكه با او سخن گفتند وبشارت برگزيدگي او بر تمام زنانعالم از
اول تا آخر را دادند.
هرگز كسي نظير تو پيدا نميشودهمتا كسي به عصمت كبري نميشود اي
كوثري كه خير كثير از وجودتوستاسلام جز به فيض تو احياء نميشود
هر چند دختران دگر داشت مصطفيهر دختري كه امّ ابيها نميشود
منّت ز خلقت تو خدا بر نبي نهاداي گوهري كه مثل تو پيدا نميشود.
درحديثي
از امام صادق(ع) ،رسولخدا(ص)اينگونه توصيف شدهاست:از همه كس،حكيمتر
وداناتر وبردبارتر وشجاعتر وعادلتر بود.هرگزدستش به
زني نامحرم نرسيد وسخاوتمندترين مردم بود.
در سوره مؤمنون يكي از اوصاف
مؤمنين را پاك بودن از حرام جنسيذكر كرده است.
«قد افلح المؤمنون....الذّينهم لِفروجهم حافظون»مؤمنون 5
مؤمنين رستگار شدند...آنان
كه عورت خود را از حرام حفظ مينمايند.
همچنين در سوره نور ميفرمايد:
«به مردان مؤمن بگو كه چشمان خود را بپوشانند و اندامهاي خود را از
حرامحفظ كنند كه اين برايشان پاكيزهتر است. و به زنان مؤمنه بگو كه
چشمهايخود را بپوشانند و اندامهاي خود را از ناروا حفظ نمايند».
قوم لوط وقتيكه مقاومت لوط
وخانواده او را در مقابل كارهاي زشت آنهاديدند به آنها گفتند:«فماكان
جواب قومه الاّان قالوا اخرجوا آل لوطمن قريتكم.انّهم اُناسٌ يتطهرون»نمل56
خانواده لوط را از دهكده
تان اخراج كنيد زيرا اينها پاكيزه خوييمينمايند.(وحاضر نيستند مانند ما اعمال
زشت انجام دهند)
ازدواج وناعفيفي را نگراز جهاتي مختلف بايكدگر
ازدواج آرد نشاط زندگيناعفيفي عامل شرمندگي
ازدواج است علت ابقاء نوعناعفيفي عامل افناء نوع
ازدواج آرد رضاي كردگارناعفيفي نار با هجران يار
ازدواج است از نظامات جهانناعفيفانند دور از كاروان
ازدواجت دام الفت گستر استناعفيفي غول غربت پرور است «از جمله
فرقهاي ازدواج با بي عفتي آن است كه با ازدواج،نشاط دوزوجدر زندگي،با
كمال آزادي ودور از هر اضطراب وناآرامي وذلت،تأمينميشود.اما در بي عفتي،شخص
ناعفيف از يك طرف در پيش وجدانوعاطفه خود واز طرف ديگر در بين افراد جامعه
اسلامي شرمساراست.ودر آخرت نيز در آتش عذاب الهي خواهد سوخت.»
«حضرت يوسف(ع)از پاكان روزگار بوده است كه با وجود مهيا شدن انواعوسايل
فسق وفجور از طرف زليخا وديگر زنان ماهروي مصر،در پيشگاهالهي عرضه داشت:«رب السجن
احب اليّ مما يدعوننياليه»
يوسف 33
خدايا!زندان در نزد من از
آنچه اينان ميخواهند بهتر است.
او زندان جسم وآزادي روح
را بر آزادي جسم وزنداني شدن روحترجيح داد.لذا خداوند پس از اين آزمايش
بسيار سخت،مقام وپادشاهي بهاو عنايت نمود.
آفرين برآنكه جند جهل راكشت وغالب كرد جندعقل را
جند عقلش گشت چون غالب به جهلميشود نزد خدا،از اهل فضل
چون زليخا صورتان كم نيستنديوسفان در آتش وغم زيستند
اي زليخا!يوسف آزاري مكن!جاي پاكيها تبهكاري مكن!
فصل دوم آثار طبيعي مخرب محرمات جنسي
محرمات
جنسي از جهت مفاسدي كه بر آنها بار است،حرام شدهاندوالاّ خداوند نميخواهد
كه انسان به سختي بيافتد ويا رياضت بكشد!
«امام رضا (ع):زنا براي اين حرام شده است كه در آنفساداست.فسادهايي
چونقتل انسان،ازبين رفتن نسبها،ترك تربيتكودكان،فساد در ارث وامثال اين
مفاسد.»
«امام علي(ع):خدا ترك زنا را واجب نمود بخاطر حفظ نسلها وترك لواط
راحرام نمود بخاطر زياد شدن نسلها.»
ميتوان آثار زيررا از عوارض زيانبار انجام
محرمات جنسي در جامعهدانست:
1-پيدايش هرج ومرج در روابط خانواده
در جوامعي
كه براساس اباحي گري وآزادي وبي وبند باري ،روابطجنسي وجود دارد،آثار
مخرب و ويران كنندهاي به وجود ميآيد كه از ديدجامعه شناسان وحتي سياست
مداران پنهان نمانده است لذا گاهي به اينمسئله اعتراف دارند كه علت اين
مشكلات ومعضلات روز افزون جوامعغربي ،عدم اعتنا به مقررات الهي در روابط
جنسي است.پاپ به عنوانرهبر مسيحيان جهان در سالهاي اخير مرتب در بيانيهها
وسخنرانيها به اينمطلب اشاره نموده است واز رؤساي كشورهاي مختلف مسيحي
خواستهاست كه فرزندان حرام را قانوني ندانند!اما تا كنون نه تنها به اين
هشدارهاوموعظهها اعتنايي نشده است بلكه هم جنس بازان مورد حمايت
دولتهابوده وداراي تشكل وصنف واتحاديه هستند ودر سال چندين بار اقدام بهراهپيمايي
وتجمع براي احقاق حقوق!!خود ميكنند!
فساد در تمدن غرب
فراواني
اختلاط و آميزش بدون قيد و شرط بين زن و مرد، سبب شد تاآرايش، نمايش
زينتها و بيبند و باري در زنان زياد شود. زيرا جاذبة جنسيبين زن و مرد
داراي قدرت و كشش غير قابل انكاري است. و اختلاط بيناين دو و دستيابي
آسان به جنس مخالف بدون پذيرش مسئوليتها ومشكلات، اين قدرت را شدت
بخشيده است.
طبق تفكر اخلاقي حاكم بر
اجتماع غرب، تجمل و آرايش زن نه تنهاعيب و گناه نيست بلكه خوب و
پسنديده بشمار ميآيد! لذا آرايش در اينكشورها در حدّ معيني نماند و تمام
حدود و مرزها را زير پا گذاشت و بهآخرين حدّ لجام گسيختگي و بيبند و باري
رسيد، تا اينكه حالت و وضعموجودِ تمدن غرب بوجود آمد! هم اكنون در غريزه
تجمل و آرايش آنچنانافراط شده است كه ديگر زنان به لباسهاي چسبان و
جذاب و وسايل زينتو آرايش، زيور آلات، عطر و پودر و استعمال رنگهاي مختلف
قناعت نكردهو پا را فراتر از آن گذاشته و ميخواهند كه جسمشان را كاملاً
برهنه و بدونهيچ پوشش و لباس به ديگران نشان دهند و اين وضع زنان در
غرب است.
مردان در مقابل اين برهنگي
و آرايش و تجمل زنان، شوق و علاقةتازهاي در خود احساس ميكنند و شهوت و
غريزه حيواني آنان با ديدن اينمناظر تحريك آميز، جديدتر و قويتر ميباشند.
آنان مانند شخصمسمومي ميباشند كه هر لحظه عطش و تشنگيشان رو به افزايش
است وهر اندازه آب ميخورند بيشتر تشنه ميشوند! بنابر اين آنان هميشه در
فكراسباب و لوازم جديدي هستند كه آتش شهوت و تمايلات حيواني راخاموش
سازند ولي هيچوقت به آرامش و آسودگي دست نمي يابند.
اين همه عكسها و فيلمهاي
لخت و برهنه،ادبيات بي عفت، داستانهايفتنه انگيز عشقي، رقاص خانهها،
نمايشهاي سرشار از احساسات وفيلمهاي بيبند و بار، نمونهاي بارز از سعي و
كوشش آنها براي خاموشساختن آتش شهوت است ولي در حقيقت اين ابزار و محيط
و زندگياجتماعي، آتش اين غريزه را شعلهورتر و تيزتر ميكند. اين مرض كشنده(غلبه
شهوات) در بنيان اجتماع غرب رخنه كرده است و با سرعت هر چهبيشتر، حيات و
زندگي اجتماعي آنها را به هلاكت و نابودي تهديد ميكند.
تاريخ گواهي ميدهد كه اين
مرض در هر جامعهاي كه سرايت كرده و دربينشان انتشار يافته، آن جامعه
به هلاكت رسيده است، زيرا اين مرضتمام قواي عقلي و
جسمي را از بين برده و مانع پيشرفت و ترقي انسانميگردد. او به آرامش
روحي و فكري كه تنها راه دستيابي به اعمال نيكاست، دست نمييابد و تا
وقتي كه محيط را شهوت و غرايز حيواني احاطهكرده باشد و در هر طرف وسائل
تحريك و فريفتگي باشد و در اثر عكسهايبرهنه، موسيقيهاي مهيج، فيلمهاي
فاسد، رقصهاي فريبنده، مناظر جذابو آرايشهاي دلفريب، اختلاط و آميزش بدون
قيد و شرط بين دو جنسمخالف موجود باشد، خود آنان و نسلهاي آينده نميتوانند
به فضايي آرام،متعادل و سالم كه براي تربيت قواي عقلي و فكري ضروريست،
دستيابند. آن نوجوانان هنوز به كمال بلوغ نرسيدهاند كه غول شهوت و ديو
سياهغريزه جنسي بر آنها غلبه كرده و آنان را مانند برده و غلام، تحت
تأثير خودقرار ميدهد و آنان ناخودآگاه به پاي غول ميافتند و هرگز قدرت
رهايي ازچنگال او را نمييابند.»
«در امريكا، كودكان زودتر از
معمول، بالغ ميشوند و از سنين خردسالي،احساس و هيجان جنسي در ايشان زنده
ميشود.
هيچ جاي تعجب نيست كه در
بين طبقات مختلف حتي طبقات پولدارو باسواد، دختراني پيدا ميشوند كه
درسالهاي هفت و هشت سالگي باكودكان هم سن و سال خود رابطة جنسي برقرار
كرده و احتمالاً به فحشاءمبتلا ميگردند.
به عنوان مثال دختر هفت
سالهاي از يك خانواده آبرومند! با برادر وگروهي از دوستان برادرش، مرتكب
فحشاء شده بودند. پنج نفر ديگر شاملدو دختر و سه پسر، گروه فحشاء را تشكيل
داده و كودكان ديگر را به اين كاروادار ميكردند در حالي كه بزرگترين آنها
ده ساله بود. دختر ديگري كه نُهسال داشت، خود را بسيار خوشبخت ميدانست زيرا
در اين سن و سال،معشوقة چندين نفر شده بود!
يكي از مجلات آمريكائي
نوشته است:
سه عامل شيطاني وجود دارد كه دنياي امروز ما را فرا گرفته و در
افروختنآتش براي ساكنين زمين مؤثرند.
عامل اول ادبيات
بي آبرو و دور از عفت است كه بعد از جنگ جهاني با تماموقاحت و بيعفتي و
بيآبرويي بشكل عجيب و غريبي ترويج شد و دنيارافرا گرفت!
عامل دوم فيلمهاي
سينمائي است كه نه تنها غريزة شهواني حيواني راتحريك ميكند بلكه در اين
خصوص ،دروس علمي و عملي را برايشانتلقين مينمايد.
عامل سوم پايين
آمدن سطح اخلاق زنان است كه در لباس، برهنگي، اعتيادو اختلاط بدون قيد و
شرطشان با مردان بصورت آشكاري بچشم ميخورد.اين مفاسد سه گانه بمرور زمان
رو به ازدياد است و آخرين نتيجة آن زوالتمدن و از بين رفتن مسيحيت است
كه اگر ما امروز از طغيان آنها جلوگيرينكنيم، بطور حتم تاريخ روميها و كساني
كه به پيروي از شهوت و غريزهجنسي رهسپار عدم گرديدند براي ما هم تكرار ميشود
زيرا آنها هم مانند مادر شراب، زن، رقص و موسيقي و لهو و لعب غرق شده
بودند.
در اين جامعه ديگر زنِ با عفت داراي احترام نيست! اصلاً عفت و
تهذيب وحجاب و از روابط نامشروع دوري نمودن و قانع بودن به همسر خود،
نشانةبي تمدني!وبي فرهنگي وعدم پيشرفت به حساب ميآيد!
در غرب، ادبياتي داراي
مرتبه و منزلت است كه بتواند با جاذبه هايجنسي بكارگرفته شده در فيلمهاي
سينمائي، تئاترها و موسيقيها وداستانهاي فاسد، زن را عريانتر و برهنهتر
معرفي بكند و بدين وسيلهمشتريهاي بيشتري جذب كرده و مثلاً نوشته شود كه
فلان فيلم اينقدرفروش داشت و يا فلان كتاب با اين تيراژ فروش رفت.
نتيجة تسلط شهوات بر همة
امور ملتهاي غربي و حضور بي قيد و شرطزن برهنه و عريان در همه جا، پيدا
شدن آثار مخربي است كه نصيب اينملتها شده است.آثاري همچون:
1-فساد نظام خانوادگي،
2-افزايش آمار طلاق (يكي از دانشمندان فرانسه كه چندبار هم به
وزارترسيده بود، زنش را پنج ساعت بعد از ازدواج، طلاق داد!)،
3-تعداد كم ازدواج (در فرانسه از هر هزار نفر، هفت يا هشت نفر ازدواجميكنند)
4-كثرت فرزندان نامشروع (در انگلستان از هر سه كودك يكنفر نامشروعاست)،
5-كشتن فرزندان نامشروع با فراغت بال (در فرانسه، دادگاه زني را
كهطفلش را خفه كرده بود و چون طفل هنوز نفس ميكشيد سر او را بديواركوبيده
بود و كشته بود، مجرم ندانست! همچنين رقاصهاي كه ميخواستزبان كودكش را
از حلقش درآورد! لذا سر طفلش را زخمي كرده و شاهرگشرا قطع نموده و او را
كشته بود، مجرم شناخته نشد!)
6-افزايش بيماران رواني (در امريكا از هر سه نفر يك نفر مشكل روانيدارد)،
7-كثرت تجاوزات و جنايات و از بين رفتن اخلاق سالم در جامعه وبياعتمادي
به هم و مردن فضيلتهاي اخلاقي در بين اقشار مختلف مردم،
8-از بين رفتن عاطفه و محبت،
9-شورش و طغيان مردم،
10-احساس پوچي دربين اكثر جوانان
و...همه از معضلات جوامع غربي ميباشند.»
مؤلف كتب تاريخ فحشاء، آقاي «جورج
رائيلي اسكات» انگليسيمينويسد:
مرتكب شدن به فسق و فجور و
ولگردي در خيابانها و عدم عفت برايدوشيزة امروزي از جمله وسايل زندگي
تجملي بشمار ميرود. استعمالمواد مخدر، و شرابهاي ترش مزه، رنگ كردن ناخن
و لبها به رنگ سرخ،مهارت داشتن در مورد مسائل جنسي و تدابير ضدّ بارداري و
سخن ازفحشاء نيز از جمله ضروريات امروزي شدن و پيشرفت زندگي تجمليمحسوب
ميشود. تا الان هم تعداد زناني كه پيش از ازدواج، روابط جنسيدارند رو به
ازدياد و افزايش است و آن را هيچ عيب و گناهي نميدانند ووجود دختران باكره
در هنگام عقد ازدواج در كليسا بسيار نادر و كمياباست.
بزرگترين عامل
اين بي بند وباري در مسائل جنسي،اشتغال زنان بهكارهاي
تجاري و اداري و كارهاي مختلف ديگر است كه بهترين وسيله وفرصت براي
اختلاط مردان و زنان است. وباعث شده كه قوة دفاعي زن درمقابل تجاوز
مرد، كم و نابود شده و روابط شهواني بين زن و مرد از هر قيداخلاقي آزاد
گردد. در اين حال لذت زندگي در نزد دوشيزگان اين است كهمرد جام لذت و
تمتع را به وي تقديم كند و لذا بدنبال اين لذتها به رقاصخانهها، كلوپهاي
شبانه، هتلها و قهوهخانهها سر ميزند تا بتواند مردبيگانهاي را كه صاحب
ماشين و ثروت است، شكار كند! به اين ترتيب اوخود را با رضا و رغبت فراوان
در محيط و اوضاعي مياندازد كه تمايلاتجنسي را مشتعلتر ميكند و نه تنها از
عواقب آن ترسي ندارد بلكه آن را باشادي و آغوش باز استقبال ميكند».
جويس
برايس،نويسنده وروزنامه نگار:
«با كاهش تعداد خانواده هايي
كه از پدر ومادر برخوردارند جامعهايالات متحده روندي رو به زوال را آغاز
نموده است.»
واشنگتن تايمز:
«در آمريكا فرزندان طلاق و
تك والديني و بي سرپرست در محيط خانهخود هيچ گونه آموزش اخلاقي نميبينند.استثنا
هم وجود دارد وبعضيمادران كار خود را
به نحو احسن انجام ميدهدند.اما بسياري از آنها درگيراستفاده از مواد مخدر
هستند و از نظر موقعيت مالي تنها نيم قدم با بيخانماني فاصله
دارند.بنابراين همه چيز به هم ريخته است،بچهها خشونتو اثرات منفي را مدل
خود قرار ميدهند.»
«دكتر آنتوانت ساندرز درباره
وضع كودكان امريكا مينويسد:
در امريكادر سال 1990 بيش از يك چهارم كودكان
زير هيجده سال يافقط با يكي از والدين خود ويا بدون هيچ يك بسر ميبردند.»
«براساس آمار معتبر:در امريكا سالانه بيش از يك ميليون نوجوان
ازخانوادههاي خود فرار ميكنند كه نيمي از آنها دختران نوجواني هستند كهبه
علت سن پايين نميتوانند شغلي داشته باشند لذا به دزدي و مبادله موادمخدر
و فحشا روي ميآورند.»
2-ظهور جنايات وظلم بوسيله فرزندان
حرام!
كساني كه
غرايز خود را از غير راه شرعي،اطفاء مينمايند
وبوسيله زنا ولواط واستمناء ومساحقه ،عمل جنسي انجام ميدهند،مبغوض
درگاه الهي بوده ومورد لعن واقع ميشوند.
اينان با اسارت در دست هواي
نفس ودر دست شهوات خود،از رحمتالهي دور شده وجزو ياران شيطان ميشوند.اعمالي
از آنان سر ميزند كههيچ شباهتي به اعمال انساني كه خليفة الهي است
،نميباشد.به چند مورداز جنايتهاي بزرگي كه بدست افراد زناكاريا اولاد زنا
بوجود آمدهاست،اشاره ميشود:
شهادت حضرت يحيي(ع)
به دستور يك زن فاسد
«وقتي
«هيروديس» تصميم گرفت تا خلاف قوانين تورات با دختر برادرخود كه زن فاسدي
بود، ازدواج كند، حضرت يحيي7 با اين امر مخالفتكرد و اين ازدواج را باطل
اعلام نمود.
زن مزبور وقتي از مخالفت اين پيامبر الهي باخبر شد، دشمني با او را
در دلگرفت و نقشهاي كشيد. او شبي خود را زينت داد و با زيبائي كامل
نزدعمويش رفت و در ساعتي كه دل عمو در گرو گرفتن كام دل از اين زن
فاسدبود، قبول خواستة عمو را در گرو كشتن يحيي7 اعلام كرد. پادشاهشهوتران
براي جلب رضايت اين زن زانيه، دستور داد تا سر يحيي7 رابراي آن زن
بياورند! مأمورين پادشاه سر حضرت يحيي7 را در حالعبادت بريدند و داخل طشتي
قرار داده براي اين زن آوردند.»
يك فرزند وچندپدر!
نابغه
مادر عمروعاص، زني منحرف و مشهوره بود. او با مرداني چونابولهب، امية بن
خلف، هشام بن مغيره، ابوسفيان و عاص بن وائل ارتباطنامشروع داشت. بعد
از تولد عمرو، هركدام از اينها ادعا ميكرد كه عمروفرزند اوست! ولي چون عاص
كمكهاي مالي به نابغه ميكرد، اين زن اعلامكرد كه عمرو، فرزند عاص ميباشد!
امّا ابوسفيان ميگفت: ترديدي ندارمكه عمرو، فرزند من است و از آميزش من
منعقد شده است!
فرزند زن زناكار!
«زياد كه
خود و پسرش ابن زياد از جنايتكاران زمان خودشان بودهاند، اززناني هرزه
بوجود آمدند. مادر زياد بنام سميه از صاحبان عَلَم! درمكه بودهاست كه از
اين راه به فسق و فجور ميپرداخته است. وقتي زياد بدنيا آمد،چون پدرش
معلوم نبود، كيست، او را زياد بن ابيه! يعني زياد پسر پدرش!ناميدند. زياد و
پسرش عبيداللّه جنايات فراواني نسبت به خاندان پيامبر واولياء خدا روا
داشتند.»
مادر حجّاج خونخوار!
مادر حجاج
زن هوسراني بود كه با مرداني غير از شوهرش ارتباطنامشروع داشت. او مدتي
عاشق جوان زيبائي بنام نذر شد و اشعار عاشقانهدر وصف يار ميگفت. عمر كه
خليفه بود، خبردار شد و دستور داد تا سرنذر را تراشيدند و او را تبعيد نمود. گفتهاند
حتي در هنگام آميزش باشوهرش يوسف، بياد نذر بود. امام ششم7 در بارة حجاج
كه 120000شيعه را شهيد نمود فرمود:
اين جنايات حجاج بخاطر آن مادر عياش ولااُباليش بوده است.
«پيامبر(ص) به امام حسن(ع)فرمود:آن
كسيكه تورا ميكشد،فرزند زناوفرزند پسرزناكار است!»
«امام صادق(ع):كسيكه امام
حسين(ع)را كشت،ولدالزنابود وكسيكهحضرت يحيي(ع)را كشت نيز ولد الزنا بود.»
3-اشاعه بيماريهاي عجيب وغريب
امراض
وبيماريهاي مختلف جنسي همانند ايدز جهان را پر كرده استزيرا فساد جنسي دنيا
را پر نموده است
«ظهر الفسادُ فِي البَّرِ والبَحرِ بماكسبتْ ايديِ الناس»روم41
بخاطر اعمال مردم، فساد دنيا
را چه در خشكي وچه در دريا پركردهاست.
«نيوت
گنگريچ ،رئيس اسبق مجلس نمايندگان امريكا:
ايالات متحده بايد جهان را
رهبري كند...اما با كشوري كه در آندوازده سالهها باردار ميشوند،پانزده سالهها
همديگر راميكُشند،هفده سالهها به ايدز مبتلا ميشوند و هجده سالههاديپلم ميگيرند
بدون اينكه بتوانند بخوانند و بنويسند،هيچ كسرا نميشود رهبري كرد!»
جان نكد،نويسنده وتحليل گر
غربي:
«انتشار ايدز در ايالات متحده
و اروپا و ساير نقاط جهان خطر جدي درروابط اين جوامع بوجود آورده است.هزاران
نفر و از جمله شخصيتهايمعروفي نظير«روك هادسون»هنرپيشه آمريكايي به اين
بيماري دچارشدهاند.اكنون شانزده ميليون نفر در سنين مختلف در كشورهاي
اروپايي وآمريكا حامل ويروس ايدز هستند...هراس از مواجهه با اين هيولاي
خزندهبه استوديوهاي هاليوود نيز كشانده شده است.آن جا كه پس از ابتلايبرخي
هنرمندان نامي،تمامي هنرپيشههاي زن ومرد ملزم به ارائه گواهينامة عدم
ابتلا به ويروس ايدز هستند!»
«در فاصله سال 1985 تاكنون
ايدز قربانيان زيادي از هاليوود گرفتهاست.
جون كالينز،بازيگر سينما گفته
است كه:ايدز مكافات گناهان هاليووداست.
مرگ هادسن در اكتبر 1985
همچون زلزله موجي از وحشت و حيرتدر قشرهاي لوكس هاليوود برانگيخت.ادآلستر
رئيس اتحاديه بازيگرانسينما،كه شصت هزار بازيگر را زير پوشش خود
دارد،پيشنهاد كرد كه در گاماول صحنههاي بوسه از كليه فيلمنامهها حذف
شود!...
در سال 1991 فقط آمار رسمي حاكي از 67مرگ در هاليوود بر اثر ابتلاي
بهايدز بوده است.»
همچنين بيماريهاي مختلف رواني
درميان ملتهاي بي بندوبار در سطحبسيار وسيعي ظاهر ميشود:
در سال 202 افسردگي پس از
بيماريهاي قلبي ،گستردهترين بيماريدامن گير بشر خواهد بود.به نوشته اين
مجله:
دكتر ارنست برنت و همكارانش
از انستيتو تكنولوژي ماساچوستآمريكا برآورد كردهاندكه هزينههاي مربوط به
بيماري افسردگي در آمريكاسالانه بالغ بر 44ميليارد دلار يعني تقريبا برابر
هزينههاي بيماريهايعروقي است و اين بدان معنا است كه هر آمريكايي سالانه 6هزاردلار بابتبيماري افسردگي
پرداخت ميكند.
اين مجله ميافزايد:
هزينههاي مربوط به درمان
بيماري افسردگي به 12 ميليارد و400ميليوندلار بالغ ميشود و خودكشي مبتلايان
به افسردگي 7ميليارد و500ميليوندلار به اين رقم ميافزايد كه خسارت ناشي
از دست رفتن نيروي انساني درآن به حساب نيامده است.
اكونوميست مينويسد:
در اين ميان،بازار داروهاي
ضد افسردگي بسيار گرم است.طبق برآوردانستيتو تكنولوژي ماساچوست ارزش بازار
جهاني اين داروها بالغ بر7ميليارد دلار است كه انتظار ميرود در پنج سال
آينده 50%رشد داشتهباشد!
مشهورترين داروي درمان
بيماري افسردگي كه امروزه به ويژه در آمريكارواج دارد «پروژاك»است كه
شركت سازندة آن «الي ليلي»سالانه 2ميلياردو600ميليون دلار به جيب
سهامداران خود سرازير ميكند.»
در مجله دانستنيها ،5/7/62
آمده است كه:
آمريكاييها هرشب بالغ بر سي
ميليون قرص خواب آور مصرفميكنند،كه اگر طي يك سال اين تعداد قرص را روي
هم انباشته كنيم حدود600000كيلوگرم وزن خواهد داشت.
واين 600تن قرص براي به
خواب بردن تمام مردم جهان به مدت هشتشبانه روز كافي ميباشد.!
4-سقط جنين واز بين بردن فرزندان
حرام
«سالانه
بيش از چهارصدهزار مورد سقط جنين در زنان زير بيستسالدر آمريكارخ ميدهد كه
اكثراً در دختران ازدواج نكرده
امريكايي استو70% اين دختران حملات جنسي افراد وگروههاي مستهجن و
هرزه راتجربه ميكنند!»
«در شهر نيويورك فردي كه يك
كلينيك روان شناسي خصوصي تأسيسكرده بود ودر آن يكصد كودك را تحت نظارت و
مراقبت داشت پس از آنكهمتهم شد كه تمامي يكصد كودك را مورد تجاوز قرار داده
است به اسرائيلگريخت كه متأسفانه يك سوم اين كودكان آلوده به ايدز
شدند...!»
آمار فوق از كشور آمريكا است
ودر ديگر كشورهاي غربي وضع بهتر ازاين نميباشد.در كشور ايران بخاطر نفوذ
فرهنگ اسلامي در ميانخانوادهها،خوشبختانه آمار سقط جنين وديگر آثار مخرب
در تمدنغرب،بسيار پايين بوده واصلا قابل مقايسه با آمار دنياي غرب نميباشد.درعين
حال بايد خانوادهها هوشيار وبيدارباشند وبدانند كه تهاجم فرهنگييك مسئله
بسيار جدي است واين تهاجم در حال حاضر با سرعت پايينيدر حال ورود به
كشورماست.نشانههاي اين تهاجم،وضع لباسهاي دخترانوپسران،ميل به اختلاط
جنسي در بين بعضي از جوانان،استفاده از حدودصدهزارماهواره درپايتخت
وديگرشهرهادر منازل،وفور سي ديهاي شوورقص غربي،رفاقتهاي نامشروع در بين
بعضي از نوجوانان،دوري ازمسجد ومراسمات مذهبي دربين جوانان و...علامتهاي
خطري برايفرهنگ ايراني اسلامي كشور ما بشمار ميرود.
5-اشاعه روابط جنسي به محارم وداخلخانوادههاوزيادشدن تجاوزات
جنسي!
«بر اساس
آمار ارائه شده در ايالات متحده
امريكا يك ميليون نوجواندر دوران بلوغ از منزل فرار ميكنند كه
3/2فرار افراد مؤنث ناشي از آزارهايجنسي در محيط خانواده ميباشد.»
بنجامين اسپاك،پزشك آمريكايي:
«ميزان قتل و تجاوز و بهره كشي جنسي و بهره كشي از فرزندان و
همسران بهطور تكان دهنهاي بالاست.»«بيشتر سالخوردگان -مگر اين كه
ثروتمندباشند-آرزو دارند كه فقط تحمل شوند.»«ديگر پدر در بسياري از خانوادههاچهره
با ابهتي ندارد...و در برنامههاي تلويزيوني اغلب اوقات پدر به عنواندلقك
تصوير ميشود،مادران هرچه كمتر وكمتر در مقام تربيت كنندگانقابل اتكا و قابل
احترام ديده ميشوند.»«هر بچهاي به طور متوسط تا قبل ازپايان دورة
ابتدايي تصويرِ «رسانهاي»حدود هشت هزار قتل را تماشا كردهاست.»
جونز لانز،از اساتيد دانشگاه
بوستون آمريكا:
«يك نوجوان شانزده ساله
آمريكايي در دوران كودكي و نوجواني اش تاسن(16سالگي)شاهد هجده هزار مورد
قتل و هشت هزار مورد تجاوزجنسي از تلويزيون ميباشد.»
«كشيش يرس ريتر ميگويد:در امريكا بالغ بر پانصدهزار نوجوان زيرهفده
سال اختصاصاً به كار فحشا اشتغال دارند.»
نيويورك تايمز:
«تفريح آمريكاييان شكل زشت
وشرم آوري پيدا كرده است.فيلمها وترانهها،آوازها و نمايشها به جاي اينكه
الهام بخش و پيام آور باشند،هراسآور و زننده شدهاند.
تجاوز جنسي،استعمال دخانيات،مواد
مخدر،شيطان پرستي، خشونتوهرزگي و بي بند وباري در شهرهاي مختلف آمريكا اوج
گرفته است.
شهرهايي چون واشنگتن،نيويورك،شيكاگو،بوستون،لسآنجلس،سانفرانسيسكو
و چند شهر ديگر به عنوان مناطق خطرناك قلمدادشدهاند،زيرا هيچ گونه تأمين جاني و ناموسي براي زنان وجود
ندارد.»
نشريه آمريكايي ريدرز دايجست:
«هرساله 350هزار دختر نوجوان
آمريكايي در سنين بين پانزده تا نوزدهسال دورة دبيرستان به سبب ارتباطهاي
نامشروع فرزندان غيرقانوني به دنياميآورند و اين آمار در دهههاي اخير سال
به سال در حال افزايش است.»
ويلسون ،پزشك آمريكايي:
«در ايالات متحده از هر دوزن
يكي در طول زندگي در معرضتهديد و تجاوز گروهي
بوده كه همراه با مصرف الكل و مواد مخدرميباشد.»
«سالانه بيش از چهارصد هزار
مورد سقط جنين در زنان زير بيست سالرخ ميدهد كه اكثراً در دختران ازدواج
نكرده آمريكايي است و70% ايندختران،حملات جنسي افراد و گروههاي مستهجن و
هرزه را تجربهميكنند.»
نيويورك تايمز:
«كارآگاهان شخصي بوش هم
قادر به مهار جنايات وتعرض به خانمهايجوان ودختران نيستند!و تنها رفتن به
بيرون از خانه از ساعت هشت شببراي زنان ودختران 100%مخاطره آميز است.»
فصل سوم:مقدمات محرمات جنسي
زنا ولواط
وديگر محرمات جنسي در كشور ما كه قبيح وزشت وممنوعبشمار ميرود ناشي از
اعمالي است كه با كنترل آنها ميتوان جلو اينمحرمات را گرفت.از جملهاعمالي
كه مقدمة روابط نامشروع را فراهمميكند:
1-چشم چراني
اگر زن و
مرد بتوانند كنترل چشم خود را بطور صد در صد در اختيارداشته باشند، از بسياري
از گناهان و انحرافات مصون ميمانند. لذا خداوندفرموده است:
«به مردان مؤمن بگو كه چشمان خود
را بپوشانند و اندامهاي خود را ازحرام حفظ كنند كه اين برايشان پاكيزهتر
است. و به زنان مؤمنه بگو كهچشمهاي خود را بپوشانند و اندامهاي خود را از
ناروا حفظ نمايند».
درحديث از پيامبر6 است كه فرمود:
«لكل عضو من ابن آدم حظٌ من الزنا
فالعين زناه النظر»
«هر يك از اعضاي فرزندان آدم حظ و
بهرهاي از زنا دارد كه زنان دو چشمنگاه كردن است».
ز دست ديده و دل هر دو فريادهر آنچه ديده بينه دل كنه ياد
بسازم خنجري نيشش ز فولادزنم بر
ديده تا دل گردد آزاد
رسول خدا6 فرمود:
«اَلنَّظَرَةُ سَهمٌ مَسْمُومٌ مِنْ
سِه'امِ ابليس».
«نگاه به نامحرم، تيري از تيرهاي
مسموم شيطان است».
گفتهاند
شخصي بود چشمچران كه درب مغازه خود در حالي كه به هرزن و دختري كه
عبور ميكرد تا جائي كه ميتوانست نگاه مينمود، ذكر لااله الاّ اللّه ميگفت!
يك روز يك نفر مشتري نزد او آمد و از اين حالتمغازهدار با خبر شد. جنسي را
خواست و مغازهدار رفت تا جنس را بياورد.در اين حين خانمي عبور كرد. مغازهدار
جنس را آورد و دست مشتري داد.مشتري گفت: شما كه رفتيد اين را بياوريد، يك
لا اله الاّ اللّه عبور كرد!
او جواب داد: عجب سبحان اللّه!.
پيامبر6 فرمود:
«اگر از آسمان
بيفتم و دو نيم شوم برايم بهتر است كه به عورتشخصي نگاه كنم يا شخصي
به عورت من نظر نمايد!».
«امام
صادق(ع):اگر شخصي چشمش به زني نامحرم بيافتدوازاوچشم بردارد وبه آسمان
نظر كند ويا چشم خودرا ببندد، هنوزچشم برهم نزده كه خداوند حورالعيني به او
تزويج كند.»
2-برهنگي وبي حجابي
«و به زنان با ايمان بگو: چشم از نگاه به
مردان اجنبي فروبندند و عفتخويش را حفظ كنند و زينت خود را جز آنچه آشكار است،
ظاهرنسازند، و بايد اطراف روسريهاي خود را به سينههايشان بياندازند وزينت
خويش را آشكار نكنند مگر براي شوهرانشان يا پدران و پدرشوهران يا پسران و يا
پسر شوهران و يا برادران و يا خواهرزادگان و يابرادر زادگان و يا زنان و يا
غلامان و يا افراد ناتوان از شهوت همچونپيرمردان كه به زنان تمايلي
ندارند و يا كودكاني كه از اسرار زنان خبرندارند و مبادا پاي خود را به زمين
بكوبند تا آنچه از زينتشان پنهان است،ظاهر شود. و اي گروه مومنان! همگي
بسوي خدا توبه كنيد شايد رستگارشويد».
«در آية فوق چهار حكم بيان شده است:
1ـ زنها نبايد زينتهاي پنهان خود را
(مانند گوشواره، خلخال، موي سر،لباسهاي زينتي) آشكار نكنند، مگر آن مقدار كه
طبيعتاً آشكار است(مانند انگشتر، خضاب دست و...).
2ـ بايد دامنة روسري يا مقنعه را بر
روي سينه و گردن بيندازند.
3ـ زينتهاي خود را فقط براي دوازده
نفر ميتوانند آشكار كنند (البته عموو دائي در آيات ديگر آمده است).
4ـ موقع راه رفتن پاهاي خود را بر
زمين نزنند تا زينتها آشكار شود (وباعث جلب توجه نامحرم گردد، مثل كفشهاي
پاشنه بلند كنوني وخلخالهاي زمان پيامبر6).
«از امام ششم7 پرسيدند: كدام قسمت بدن زن براي نامحرم ديدنشحلال است؟ فرمود: صورتش و دو پايش و دو دستش».
زن گوهري
است كه بايد خود را از دستبرد نامحرمان دور نگه دارد. زنيكه با حجاب در
كوچه و خيابان ظاهر ميشود، هم ارزش خود را بالا ميبردو هم آسيبي به سلامت
رواني و اخلاقي جامعه وارد نميكند. و خانمي كهرعايت حجاب اسلامي را نميكند
هم ارزش خود را پائين ميآورد و هممانند ميكربي است كه ديگران را آلوده و
مريض ميكند.
شهيد مطهري نظراتي در مورد
حجاب دارد كه به بعضي از آنها اشارهميشود :
«ريشة اصلي واجب بودن پوشش
براي زن در اسلام، اين است كه اسلامميخواهد انواع لذتهاي بصري و لمسي
و انواع ديگر لذت جنسي، محدودبه محيط خانواده و در كادر ازدواج اختصاص
يابد و اجتماع منحصراً برايكار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربي كه كار و
فعاليت را با لذتجوئيهاي جنسي، بهم ميآميزند».
«علت اينكه دستور پوشش اختصاص به زنان يافته براي اين است كه
ميلبه خودنمائي و خودآرائي مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها ودلها، مرد
شكار و زن شكارچي است همچنانكه از نظر تصاحب جسم وتن،
زن شكار و مرد شكارچي است! ميل زن به خودآرائي از اين
نوع حسشكارچيگري او ناشي ميشود».
«اسلام نميگويد كه زن از
خانه بيرون نرود و نميگويد كه حق تحصيلعلم و دانش را ندارد، بلكه علم و
دانش را فريضة مشترك زن و مرد دانستهاست. اسلام فعاليت اقتصادي خاصي را
براي زن تحريم نميكند.اسلامهرگز نميخواهد زن بيكار و بيعار بنشيند و وجودي
عاطل وباطل بار آيد.پوشاندن صورت و دستها، مانع هيچ گونه فعاليت فرهنگي
يا اجتماعي يااقتصادي نيست. آنچه موجب فلج كردن نيروي اجتماع است، آلوده
كردنمحيط كار به لذت جوئيهاي شهواني است».
يكي از ايرادات به مسئلة
حجاب اين است كه حجاب موجب سلبحق آزادي كه يك حق
طبيعي بشري است ميگردد ونوعي توهين بهحيثيت انساني زن بشمار ميرود. در
جواب بايد گفت كه فرق است بينزنداني كردن زن و بين موظف داشتن او به
اينكه در مواجه شدن با مردبيگانه، پوشش داشته باشد. اگر رعايت پارهاي از
مصالح اجتماعي، زن يامرد را مقيّد سازد كه در معاشرت روش خاصي را اتخاذ
نمايند و طوري راهبروند كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقي را
از بين نبرند، چنينمطلبي را زنداني كردن و سلب آزادي نمينامند. چطور اگر
مردي با بدنبرهنه از خانه بيرون آيد، پليس جلو او را ميگيرد و به عنوان
عمل منافيحيثيت اجتماعي او را جلب ميكند، اين كار پليس را ضد آزادي و
زندانيكردن، تلقي نمي كنند!
رسولخدا6 در معراج، در هنگام بازديد از جهنم ديدند كه:
«زني را به موي سرش آويزان كرده
بودند و او مغز سرش را ميجويد! ازجبرئيل در باره او پرسيدم فرمود: او در دنيا موي سر خود را از نامحرمنميپوشانده
است.»
پوشيدن لباسهاي مردانه به
تهييج قواي جنسي زن ومرد كمك ميكند.زن شايسته است در برابر مردان و
پسران (غير از شوهر) لباسهائي بپوشد كهبرجستگيهاي بدن او را بپوشاند.
حال اگر زني لباسهاي مردانه
بپوشد، آنوقت چشمهاي زيادي را بطرفخود جلب ميكند و باعث فتنههاي زيادي
ميشود. بطوري كه
گاهي بعضياز محارم مثل برادر و دائي و غيره را تحت تأثير خود قرار داده و
كار بهجاهاي باريك ميكشد و آبروهاي خيلي را برباد ميدهد! همان گونه كه
دركشورهاي غربي، از ناحيه پدر و مادر و بقيه محارم، ارتباطات نامشروع
بافرزندان برقرار كردهاند.
بي حجابي مبدأ بي عفتي استبدنگاهي علت هر ذلتي است.3-كتابها ونشريات وفيلمهاي فاسد
عدهاي از
نويسندگان وفيلم سازان با نوشتن كتابهاي فاسد جنسيوساختن فيلمهاي مستهجن
به فساد جوانان وافراد جامعه كمك بزرگيمينمايند!در سال 1381از كل كتابهايي
كه درايران منتشر شدند فقط سيدرصد آن سالم تشخيص داده شدند وبقيه به
نحوي در اشاعه فساد جنسينقش داشتهاند!همچنين فيلمهاي سينمائي ساخته شده
نيز به دودستهتقسيم شدهاند.فيلمهائي كه سالم ومفيد بود وبا ديدن آنها هر
ايرانيمسلمان احساس غرور مينمايد ومتأسفانه فيلمهائي كه منحرف كننده بودهوجوانان
را به شهوات ومفاسد بطور غير مستقيم دعوت ميكند.
انسان پاك كسي است كه از
اين كتابها وفيلمهاي فاسد فاصله بگيردوچشم خود را كه همانند دوربين
فيلمبرداري تمام صحنهها را در خودضبط ميكند سپس افكار انسان بر پايه اين
تصويرات تقريبا شكلميگيرد،بر روي اين گونه كتابها وفيلمها ببندد.
4-كانونهاي فساد
جشنها
ومهمانيهاي آلوده از مقدمات ارتباطات نامشروع است.مخصوصا در ميان طبقات
هنرمندان و ورزشكاران كه به بهانههاي موفقيتآنها در فلان بازي،مجالس
مختلط برپا ميشود واين افراد هم چون بنيهمذهبي شان ضعيف بوده وارتباطشان
با مسجد ونماز ومعنويات كماست،زودتر بدام افراد منحرف ميافتند.همانگونه در
خبرها بود كه چنديننفر از اعضاي تيم ملي فوتبال وبعضي از هنرپيشگان مشهور
وبعضي ازهنرمندان سيما،در محافل فساد دستگير شدند.
افرادي كه ميخواهند پاك
زندگي كنند نبايد به اين مجالس بروند وبايدپاي خود را بر اين محافل ببندند
وشركت در اين كانونها را برخود حرامنمايند تا از آثار مخرب آن وعواقب بعديش
دور بمانند.
همچنين سايتهاي اشاعه دهنده
فساد در اينترنت و كانالهاي ماهوارهايو گروههاي فساد از مهمترين اشاعه
دهندگان ناپاكي در جامعه ميباشند.
دختران غربي!
در فرانسه،
چهار دختر از خانوادههاي مرفّه و پولدار تصميم بهقرعهكشي دربارة سرنوشت
خود ميگيرند! روي هر قرعه يكي از اينجملات نوشته شده بود: «خودكشي خواهم كرد!» «دختر خوبي خواهمشد!» «خودفروشي خواهم
نمود!» «دزدي خواهم كرد!» قرعهكشي انجامشد. به هريك يكي از
اين جملات سرنوشت ساز رسيد. روز يكشنبه«ايزابلا» رگ خود را بريد! «ماري» يك
پالتو دزديد! «آني» اخلاقش بهتر شد!و «جيني» شروع به فحشاء نمود!»
5-خلوت با نامحرم وهم سخن شدن با او
با توجه
ميل زن و مرد به جنس مخالف، هركجا كه اين دو تنها باشند،باعث تهييج غريزه
جنسي شده و زمينه اعمال خلافي را فراهم ميكند.پيغمبراكرم6 فرمود:
«اِيّ'اكُم وَ مُح'ادثَة النِّس'اء
فَاِنَّهُ لا'يَخْلُو رَجُلٌ بِاءمْرَأَةٍ لَيْسَ لَه'ا مَحْرَمٌ اِلاّ' هَمَّبِه'ا».
«بپرهيزيد ازسخن گفتن بازنان! زيرا
اگر مردي با زني نامحرم (بدونحضور شخصي از محارم) خلوت كند، بطرف آن زن
تحريك ميشود وبه او رغبت ميكند».
حتّي در احكام شرعي است كه اگر در مسجدي فقط يك مرد ويك زنهستند،نبايد
آنجا نماز بخوانند زيرا خلوت با نامحرم ممنوع است.
در جامعه كنوني مسئله خلوت
و هم سخن شدن با نامحرم جلوهبيشتري پيدا كرده است وزنگ خطري براي افراد
پاك بشمار ميرود.
در ادارات وشركتها وكارخانجات
به بهانه آزادي زن از اسارت خانه!پايزنها را به اين محلها باز كرده
وزنان در كنار مردان مشغول بكار هستند ولي آيااين گونه كاركردنها مفسدهاي
در بر ندارد؟آماري كه در جامعه ما از بالابودندرصد طلاقها وفروپاشي كانونهاي
خانواده حكايت ميكند،معلولاينگونه آزاديها ميباشد.زنانيكه صبح تا حداقل
ظهر در خارج از خانهمشغول كار ميباشند،اگر شوهر صبوري نداشته باشند ويا
خودشان عفيفوپاكدامن نباشند زود گول بعضي از افراد جامعه را خورده وبا وعدهوعيدهاي
آنان به طرف فساد پيش ميروند.البته بخاطر بافت مذهبي اكثرخانوادههاي
ايراني،مقاومت زنان ومردان در مقابل وسوسه خناسان زياداست ولي درصدي از
زنان وزنان نيز از اين وسوسهها مصون نميمانندوناپاكي را بر پاك بودن
ترجيح ميدهند!
اي جوان با اجنبي خلوت مكنخويش را پيوسته باشهوت مكن«رسولخدا(ص):هركه
به خدا وقيامت ايمان دارد نبايد در محلي شب رابسر ببرد كه نفس نامحرمي در
آن شنيده ميشود.»
«ابليس به موسي(ع)گفت:با نامحرم خلوت مكن كه خودمن درآنجا حضور
پيدا ميكنمنه ياران واصحابم!»
خلوتت با اجنبي بدحاصل استكمترينش محوتقواي دل است
گر محيط خلوتي آيد به پيشكه درآنت اجنبي سازد پريش
تو از آن بگريز،پادر آن مَنِهآبرو با عفت وايمان منه
6-ترك ازدواج
عدهاي از افرادفقط بدنبال آزادي جنسي ميباشند
وازدواج باعث مقيدشدن آنان ميگردد،لذا
اين عده بخاطر محدود نشدنشان از ازدواج خودداري ميكنند، با اينكه برخلاف
اكثر دختران وپسران ايراني كه بخاطرمشكلات اقتصادي نميتوانند ازدواج
نمايند،عده مذكور از امكانات ماديبالا هم برخوردار ميباشند ولي چون تابع
تمدن غرب هستند ودر غرب همبسياري از مردان وزنان بدون ازدواج زندگي ميكنند
ونيازهاي جنسي خودرا بدون ازدواج اطفا مينمايند،اين افراد هم ميخواهند از
الگوهايمنحرف خود تبعيت كرده لذا ازدواج نميكنندوبا ارتباطات نامشروع همخود
وهم ديگران را به انحراف ميكشانند.
«پيامبر اسلام(ص):بدترين
مردان شما،عزبانند(مجردان)!»
«امام محمدباقر(ع):دوست
ندارم كه دنيا وآنچه در دنياستداشته باشم ولي يكشب بي همسر بخوابم.»
7-زينت وآرايش زن
اگر چه
خودآرايي غريزه طبيعي زن ومرد است ولي اين غريزه در زنبيشتر است ودوست
دارد كه زيبائي او مورد توجه قرار گيرد.آثار اين غريزهرا ميتوان در آراستن
لباس،آرايش مو،انتخاب لباسهاي نازك ورنگهايمهيّج وغيره مشاهده نمود.
از نظر اسلام زينت وتجمل زن
بايد فقط براي شوهرش باشد.او در مقابلشوهرش ميتواند زيباترين لباس وغليظ
ترين آرايش را بكار برد و هر دفعهاز نوعي زينت وخودنمائي استفاده
نمايد.حتّي' ميتواند خود را درمقابل اوبرهنه كند.براي شوهرش برقصدو... ودر
اين راه محدوديتي وجودنداردوامّاآرايش وزينت براي غير شوهر مخصوصاً در خارج
از خانه ،براياو حرام وممنوع ميباشد.
در حديث نبوي است كه درمعراج وقتي پيغمبر6 از جهنم ديداركرد،افرادي
را ديد كه معذبند از جمله فرمود:
«زني را ديدم كه گوشت بدن خود را
ميخورد.از جبرئيل در باره او سؤالكردم.فرمود: او در دنيا خود را براي ديگران
آرايش مينموده است. زني راديدم كه گوشت بدنش را ميبريد! فرمود: او زني
بود كه خود را به مردانعرضه ميكرد.»
همچنين در روايات از اينكه زن
عطر زده از خانه خارج شود ،منع شدهاست ازجمله پيغمبراكرم6 فرمود:
«هر زني كه عطر بزند و از خانه خارج
بشود،تا زماني كه برگردد در لعنملائكه خواهد بود.»
8-ديدن روابط جنسي ديگران
ديدن عمل
جنسي باعث انحراف جنسي تماشاگر ميشود مخصوصااگر تماشاگر دختر وپسر مجرد تازه
به سن بلوغ رسيده باشند.لذا بايد درهنگام حضور نوجوانان در منزل وخانه ومحل،والدين
مواظب اعمالجنسي خود باشند.
«امام صادق(ع):درخانهاي
كه طفلي وجود دارد،با همسر خود مقاربتنكنيد،كه آن طفل زناكار ميشود ويا
فرزنديكه بدنيا ميآيد،زناكار ميشود.»
آثار سوء اعمال والدين بر روي فرزند
«جوان 27
سالهاي كه پس از سرقت جواهرات وربودن دختر چهارده دختر خردسال وتجاوز به برخي از آنان دستگير شدهبود،پسازمحاكمهدر
دادگاه 142كيفري يك تهران،به دوبار اعدام وسه سالزندان وتعزيروپرداخت مهرالمثل محكوم شد.
بر اساس تحقيقات بازپرس،اين
جوان داراي انحرافات اخلاقي بودهوبراساس اعترافات خودش،در گذشته ،وي
بارها مورد سوءاستفاده افراد قرارگرفته
است.
به گزارش خبرنگار قضايي،دستگيري
متهم به دنبال اعلامشكايتبستگان يك دختر هشت ساله به مأموران حوزة
انتظامي 28تهران صورت گرفت.با طرح اين
موضوع،پروندهاي در دادسرا تشكيلشدوبازپرس دستور داد در اين باره بيشتر
تحقيق شود.
مأموران با كمك دختربچه به
محل رفتند وپس از چند روزپيگيري،خانة«مصطفي»را شناسايي واورا دستگير
كردند.متهمدربازجويي به ربودنچهارده دختربچه وسرقت طلاهايكودكانمعصوم
وتجاوز به برخي از آناناعتراف كرد.
اين جوان منحرف،در بيان
علل انحراف اخلاقي خويشگفت:درخانوادة من مسائل خلاف زيادي وجود داشت،به
طوريكهمنارتباطهاي آميزشي وروابط جنسي پدر ومادرم رامشاهدهميكردموآنها
ابايي از اين موضوع نداشتند!پدر ومادرم،بعضيوقتهابدونلباس در برابر من
ظاهر ميشدند واين مسائل مرا تحريكميكردوبهانحراف اخلاقي سوق ميداد...
طبق نظر صريح كارشناسان
روانشناسي كودك،تماشاي صحنههايمهيججنسي،چه در خانواده وچه در فيلمهاي
سينمايي و...بسيار مضّراست،چراكه با اين تحريكات،كودك درمعرض بلوغ زود رس
قرار ميگيرد وحساسيتوكنجكاوي او را بهروابط بزرگترها بويژه پدر ومادر بر ميانگيزد.واز
اينجاست كهزمينههاي انحراف اخلاقي كودكانونوجوانانآغازميگردد.»
فصل چهارم انواع محرمات جنسي
واحكام آنها
انواع محرمات
1-زنا
2-لواط
3-استمناء
4-مساحقهو استشهاء
5-تماس بدني با نامحرم
زنا
زنا به
انجام عمل جنسي بين زن ومردبدون اينكه
ازدواجي صورتبگيرد،گفته ميشود.
خدا در قرآن ميفرمايد:
«ولاتقربوا الزنا انّه كان فاحشةً وساء سبيلاً»اسراء32
حتي نزديك زنا نشويد كه عمل زشت وبدراهي است.
«امام علي(ع):آدم غيور
هرگز زنا نميكند»
«امام صادق(ع):كسانيكه مرتب زنا ميكننديادزدي مينمايند يا شرابميخورند
مانندبت پرستان ميباشند.»
«امام صادق(ع):خدا به حضرت موسي(ع)وحي كرد:زنانكنيد تا زنانشماهم
زنا نكنند وكسيكه بازني زنا كند،بازنش زنا كنند پس همانطور كهدادهايد پس ميگيريد!»
پيغمبراكرم6 به اميرمؤمنان علي7فرمود:
«زنا داراي سه اثر بد دنيوي و سه اثر بد اخروي است. اثرات دنيوي زنا:رسواشدن، كوتاهي عمر و
قطع روزي (روزي حلال) و اثرات اخروي:سختي حساب، خشم خداوند و ابدي بودن
در جهنم است».
داستان
بلعم را كه در قسمت «زنان» آمده بود مجدداً براي اهميت آنذكر ميكنيم:
«آمده است كه وقتي لشكر حضرت موسي7 به فرماندهييوشع بن نون7 تصميم به تصرف شام را گرفتند. حاكم آن
ناحيه از بلعمباعورا، كه دانشمندي قلاّبي بود درخواست كرد كه راهي براي
شكستلشكر بنياسرائيل به او نشان دهد. بلعم به آنان گفت كه تنها عامل
شكستاين لشكر زنا! است. شما زنان هرزه را به عنوان خريد و فروش، ميان
لشكربنياسرائيل بفرستيد و به آنها اجازه بدهيد كه خود را در اختيار مردان
لشكربگذارند.
دستور بلعم
اجرا شد و زنان هرزه در بين لشكر يوشع رفت و آمد مينمودندو به فسق و فجور
با لشكريان مشغول شدند. طولي نكشيد كه در اثر اينتماسهاي نامشروع، مرضي
خطرناك در بين لشكريان پيدا شد و در فاصلةچند روز هزاران نفر را كشت! اين
وضع ادامه داشت تا اينكه يكي از افرادغيرتمند لشكر، نيزة خود را بدست گرفت
و به زن و مردي كه درحال زنابودند، حمله كرد و آنان را كشت و اعلام كرد
هر كه را در حال عمل نامشروعبيابم، او را ميكشم! لشكريان از ترس جان، از
زنان مذكور فاصله گرفتند و درنتيجه آن مرض مهلك از ميان رفت و لشكر بنياسرائيل
توانست شام را فتحو تصرف كند.
احكام انواع زنا
«الزانية
والزاني فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلدة ولاتأخذكمبهما رأفة في دين الله
ان كنتم تؤمنون بالله واليوم الاخر وليشهدطائفةٌ من المؤمنين»
زن ومرد
زناكار را صدضربه شلاق بزنيد واگر ايمان به خدا وقيامت داريد،درمورد آنها
دلرحمي ننمائيد وعدهاي موقع اجراي حكم شاهد باشند.
1-زناي مرد مجرد با زن مجرد
حد شرعي
آن در صورت ثبوت در نزد حاكم شرع،صدضربهشلاق در دفعه اول تا سوم ودر
دفعه چهارم كشتناست.
2-زناي مرد زن دار«محصن» با زن شوهر دار«محصنة»
زن ومرد
سنگسار ميشوند.
3-زناي مرد زن دار «محصن»با زني مجرد
مرد سنگسار
وزن صدضربه شلاق ميخورد.
4-زناي مرد مجرد با زن شوهردار«محصنة»
مرد صدضربه شلاق ميخورد وزن سنگسار ميگردد.
5-موارد چهارگانه فوق با اجبار وتجاوز مرد
مرد در
هرصورت كشته ميشود.وزن درصورت ناراضي بودنحدي ندارد.
«رسول خدا(ص):غضب خدا شديد است بر
زن شوهر داري كهچشمش را از نگاه به نامحرم پركند كه اگر
اين كار را كند همه اعمالش(اعمال خوب)نابود ميشود.واگر دربستر غير شوهرش
بخوابد،برخدا لازماست كه اورا بعد از عذاب در قبر به آتش بسوزاند.»
«امام باقر(ع):هركه در ساعت واحدي
با زنان مختلف زنا كند،برايهركدام يك حد جداگانه دارد.»
لواط
لواط به هم جنس بازي
مرد گفته ميشود.
خدا در قرآن ميفرمايد:«ولوطاً اذ
قال لقومه اتأتون الفاحشةماسبقكم بها من احد من العالمين.انّكم لتأتون
الرجال شهوةً مندون
النساء بل انتم قومٌ مسرفون.»اعراف80و81
(بخاطر آوريد)لوط را هنگامي كه به قوم
خود گفت:آيا عمل بسيار زشتيرا انجام ميدهيد كه هيچ يك از جهانيان پيش از
شما انجام نداده است؟آياشما از روي شهوت به جاي زنان به سراغ مردان ميرويد؟شما
اسرافكار(ومنحرف)هستيد!
«امام صادق(ع):ناروايي لواط
از زنا بيشتر است زيرا خداوندقومي را بخاطر لواط نابود نمود ولي هيچ فردي را
بخاطر زناهلاك نكرد.»
لواط و يا همجنس بازي كه گناه آن
عظيم است، عوارض زيادي بر جايميگذارد كه تا آخر عمر گريبانگير شخص ميشود.
اين عمل منشأ قتل،هيجان، اضطرب روحي، ديوانگي، خودكشي و هزاران مفسدة
اخلاقياست. سزاي لواط كننده قتل است و اين گونه اشخاص اگر بدون توبه
از دنيابروند، با قوم لوط محشور ميشوند.
«امام صادق(ع):زن وشوهري را
نزد اميرمؤمنان (ع)آوردند كهشوهر با پسر آن زن-از شوهر ديگرش-لواط كرده
بودوبهشهادت شهود،دخول كرده بود.امام دستور داد مرد با ضرباتشمشير به قتل
برسد و آن نوجوان نيز كمتر از ميزان حدّ،تازيانهبخورد.»
«امام
صادق(ع):مردي را همراه پسر نوجواني كه با او لواطكرده بود،نزد اميرمؤمنان(ع)آوردند
و بينّه نيز عليه آنها به اينعمل زشت
شهادت داد.امام فرمودند:اي قنبر!نطع وشمشيريبياور!آن گاه مرد ونوجوان با صورت روي آن فرش پوستي قرارداده
شدند.سپس امر فرمود آن دو را با شمشير به دونيم كردند.
از جمله احكام لواط كننده آن است
كه مادر وخواهر ودختر لواط دهندهبر او حرام ابدي ميشوند وفاعل نميتواند
بعدا با آنها ازدواج نمايد.
استمناء واستشهاء
استمناء عمل جنسي است كه شخص
بمنظور آمدن مني وبه لذترسيدن جنسي انجام ميدهد.
براي اين
عمل در پسران اصطلاح استمناء ودر دختران استشهاء بكارميرود.
«رسول خدا(ص):مساحقه كردن زنها باهم زنا
محسوب ميشود.»
«علي(ع):مساحقه در بين زنان همانند
لواط در بين مردان است.»
«مجازات
استمناء واستشهاء تعزير است ومقدار آن بستگي بهنظر قاضي دارد»
ضررهاي جسمي وروحي استمناء واستشهاء
پزشكان ودانشمندان اين آثار
رابراي كسانيكه استمناء مينمايند،ذكركردهاند:
1-زردرنگي و يا پريدگي رنگ
2-اختلال جهاز هاضمه وابتلا به يبوست وبي اشتهايي
3-كم شدن قوة هوش وحافظه وقواي مغزي
4-كم خوني
5-لاغري وتوقف رشد
6-رعشه وضعف اعصاب
7-ضعف وبي فروغي چشمها
8-سرگيجه
9-مرضهاي سل،نقرس وروماتيسم
10-تنفر از ازدواج
«امام صادق(ع):سه دسته هستند كه
خدا در قيامت با آنان سخن نگويدوآنان را مورد رحمت قرار نميدهداز جمله
كسيكه با دست خود استمناءكند وكسيكه در عمل لواط،مفعول واقع شود.»
«رسولخدا(ص):كسيكه با دست استمناء
كند،ملعون است.»
عقوبتهاي محرمات جنسي دردنيا
«امام صادق(ع):از جمله
گناهاني كه روزي را حبس ميكند،زنااست.»
«امام علي(ع):زنا فقر را به ارث ميگذارد.»
«رسول خدا(ص):چهارچيز داخل خانهاي
نميشود الا آنجارا خرابميكندوبركت هم آنجا را آباد نميكند:خيانت،دزدي،شرابخواري
وزنا!»
«امام باقر(ع):در كتاب رسولخدا ديديم
كه :هرگاه بعد از من زنا ظاهرشود،مرگ ناگهاني هم زياد ميشود.»
«علي(ع):كافر و ولدالزنا دوستدار من
نخواهند بود.»
عدم صلاحيت زناكار
فردزناكار از نظر اسلام صلاحيت
قضاوت،شهادت در دادگاه،امامتجماعت،مرجعيت واجتهادو...ندارد.
در روايات آمده كه از علامتهاي دشمني با
اهلبيت زنازادگي است وآمدهكه كسي با اهلبيت دشمني نميورزد مگر اينكه بچة
زنا ويا بچهحيض!باشد.
چه پولهاي هنگفتي كه انسانهاي جامانده
از حقيقت صرف ارضاءجنسي نامشروع خود نميكنند.چه پولهايي كه به مؤسساتفحشاء(دركشورهاي
خارجي)ميپردازند درحاليكه اگر اين پولهارا صرفازدواج قانوني وشرعي ميكرد
ميتوانستند همواره از همسري كه فقط متعلقبه خودشان است وشريك زندگي
آنهااست بهره هاي فراواني در مسائلمختلف زندگي ببرند.
وچه پولهايي كه اين افرادصرف خريد
ماهواره وفيلمهاي مبتذل برايفقط لذت چشمها!نميكنند.درحاليكه ميتوانند با
اين پولها كارهايي كهبسودخود وخانواده وكشور ودنيايشان است، انجام دهند.
آثار محرمات در آخرت
«امام صادق(ع):سه دسته هستند
كه خدا در قيامت با آنان حرفنميزند وآنان را پاك نميكند وبراي آنان عذابي
دردناك است ازجمله آنهازني است كه در بستر شويش زنا ميكند»
«رسول خدا(ص):كسيكه با زن شوهردار
زنا كند،در قيامت از عورتهردو،چركي به مسير پانصدسال خارج ميشود كه تمام
اهل جهنم از بويبد آن اذيت ميشوند وعذابشان از همه بشتر است.»
روايت شده:كسيكه بازني يهودي يا
نصراني يا مجوس يا مسلماني
يا از مذهب
ديگري،زنا كندخداوند در قبرش،سيصد هزاردر از جهنم و
آتش بر او
باز مي كند!
عمر دستور داد كه غلاميكه ارباب
خودرا كشته بود،رابكشند.
علي(ع)خبر
دار شد.غلام را خواست وبه او فرمود:چرا اورا كشتي؟گفت:بزور بامن لواط
كرد!علي(ع)از اولياءمقتول پرسيد:اورا دفنكرديد؟
گفتند:آري!الان
اورا دفن كرديم.امام فرمود:برويد وسه روز ديگر نزدمن
بياييد!وبه
عمر فرمود:غلام را زنداني كن!
بعد از سه
روز،علي(ع)باتفاق عمر بر سر قبر مقتول رفتندوقبر
اورا
شكافتند.ناگاه كفنش را بدون جسد يافتند!علي(ع)تكبير گفت وفرمود:واللّه دروغ
نگفته ام!بخدا سوگند!از رسول خدا(ص)شنيدم كه
فرمود:هر
شخصي از امّت من لواط كند وبدون توبه بميرد،اوراسه روز بعداز دفن مهلت مي
دهند وسپس زمين اورا فرو مي بردتا به قوم لوط
رساند وبا
آنان محشور شود!
آورده اند كه:حضرت عيسي(ع)از
گورستاني عبور مي كرد.قبري ديد كهآتش از آن بيرون مي آمد.عصا بر آن قبر
زده،بشكافت!شخصي رادر
ميان آتش
ديد.فرمود:چه كرده اي كه دچار عذاب شده اي؟گفت:مردي
بودم كه
بدنبال زنهاي مردم مي رفتم وكارهاي ناشايست مي كردم و
زنا مي
نمودم!چون از دنيا رفتم،صدايي شنيدم كه مي گفت:اورا بسوزانيد!ازآن روز
مرا مي سوزانند!عيسي(ع)نگاهش به ماري سياه و
عظيم
افتاد!پرسيد:اي مار!با اين مسكين چه مي كني؟گفت:از آن زمان
كه وي را
دفن كرده اند،يك لحظه از او غافل نبوده ام وبا زهري كه اگر
يك قطره
از آنرا در رود نيل بريزند،همة آبهاي آن زهر قاتل مي گردد،
بر او
مشغول هستم!
«رسولخدا(ص):كسيكه بازني نامحرم،ازدبرنزديكي
نمايد يابامردييانوجواني لواط كند،روزقيامت،بدبوتر از مردار،محشور ميشود،واهلمحشر
از بوي او ناراحتند واز اومعذرتي قبول نمي گردد،سپسبه جهنم مي رود وهمة
اعمالش باطل مي شود.درجهنم اورا در تابوتي كهميخ هاي آن از آهن است،گذاشته
مي شود وبرتابوت فرو مي كنند،تا ميخهادر بدنش فرو مي رودواگر عرق اورا
برچهارصد امّتقرار دهند،همه ميميرند واو از كساني است كه عذابش از همه
بيشتر است!
كسيكه با
زن نامحرمي دست بدهد، با غُل وزنجير محشور شده وبه جهنمبرده مي شود!
كسيكه با
زن نامحرمي ،شوخي كند،با هر كلمه اي كه بااوسخن
بگويد،هزار
سال زنداني مي شود و زن اگر راضي باشد ومرد را وادار به
بوسيدن يا
مباشرت حرام يا شوخي با او كند،ومرد به اين سبب،دچار
فحشاء
شود،همين عذاب براي زن هم مي باشد!
كسيكه
چشمش راخيره بر زن نامحرم نمايد،در قيامت در حاليكه
ميخهاي
آتشين بر چشمش فروشده،محشور مي شودو تاپايان حساب،بههمين حالت است تابه
دوزخ برده شود!»
«امام صادق(ع):در روزقيامت،زناني را كه
باهم مساحقه كردهاند،
در حاليكه
لباسهايي از آتش در بَر ومقنعه اي از آتش بر سر وعمودي از آتشدرفرج آنهاست،آورده
ووارد دوزخ مي كنند!»
«علي(ع):هركه لواط كند،روزقيامت،جُنُب
محشور شده وآبهاي دنيا اوراپاك نكند وخدا بر او غضب ولعنت كند وجهنم رابراي
اوآماده كند!»
«رسول خدا(ص):رز قيامت،خدا با سه دسته
سخن نمي گويدو
به آنان
نظر-لطف-نمي كند واعمال آنان را تزكيه نمي نمايدوبراي آنان
عذابي
دردناك است:پيرزناكار،پادشاه ستمكار،آدم خودرأي ومتكبر!»
«امام صادق(ع):روزقيامت،زن زيبائي
را كه با زيبائي خود فتنه مي كردهاست ،مي آورندوبه او خطاب مي شود كه
چرافتنه كردي؟جواب مي دهدكه:خدايا!تومرا زيبا آفريدي !به او خطاب مي شود
كه:حضرت
مريم(س)از
تو زيباتربود ولي او فتنه نكرد!سپس مرد زيبائي را كه با زيبائيخودفتنه مي
نموده است ،رامي آورند وبه او خطاب مي شود كه
چرا فتنه
كردي؟جواب مي دهد كه:تومرا زيبا آفريدي!به او خطاب مي شودكه:حضرت يوسف
از تو زيباتر بود.ولي به فتنه نيافتاد.بعد شخصي
را كه
بخاطر بلاها وسختيها به فتنه افتاده بود را مي آورند.به او خطاب ميشود كه:چرا
تحمل سختيها ننمودي وبه فتنه افتادي؟جواب مي دهد كه:توسختيها وبلاها را بر
من نازل كردي ومن به فتنه افتادم!به او
خطاب مي
شود كه:بلاهاي حضرت ايوب(ع)از تو بيشتر بود ولي او به فتنهنيافتاد.»
«امام صادق(ع):عذاب كسيكه نطفه اش
را در رحِمِ زن نامحرم بريزد ازهمه بيشتر است.»
«رسول خدا(ص):كسيكه با نوجواني لواط
كند،روز قيامت جُنُبمحشور مي شود وهمه آبهاي دنيا هم نمي تواند اورا پاك
كند!»
«روز قيامت زناكار را وارد جهنم مي
كنند وقطره اي از عورتش مي چكدكه از بوي آن تمام اهل جهنم دچار ناراحتي
مي شوند!جهنميان به نگهبانانجهنم مي گويند:اين بوي بد مال كيست كه مارا
اذيت كرده است؟به آنهاگفته مي شود:اين بوي زناكاران است.»
بازديد ازجهنمدر سفر معراج!
«رسول خدا(ص):در معراج از جهنم
ديدار كردم وديدم كهعده اي درمقابلشان گوشت خوب وگوشت مردار است.ولي
آنان از مردار ميخوردند!جبرئيل گفت:اينها حرام خوار بوده اند!عده اي را
ديدم كه لبهايآنان مانند شتر بود ومأمورين از پهلوي آنان مقراض كرده ودر
دهانشان ميگذاشتند!جبرئيل گفت:اينها عيب جو بوده اند.عده اي را ديدم كه
سرشانرا مي كوبيدند!جبرئيل گفت:اينها نماز عشاءنمي خواندند!گروهي را ديدمكه
مأمورين،آتش بدهانشان گذاشته واز مخرجشان در مي آمد!جبرئيلگفت:اينها مال
يتيم خور بوده اند.عده اي را ديدم كه شكمشان آنقدر بزرگبود كه نمي توانستند
برخيزند !جبرئيل گفت:اينها رباخوار بوده اند.گروهياز زنها را ديدم كه به
پستانشان آويزان كرده بودند!جبرئيل گفت:اينهازناكاربوده اند.عده اي را
ديدم كه با نخ وسوزن آتشين،بدنهايشان را ميدوختند!جبرئيل گفت:اينهانيز
زناكار بوده اند...زني را ديدم كه بموي سرشآويزان كرده بودند!ومغز سرش را
مي جويد!جبرئيل گفت:اين زن موي خودرا از نامحرم نمي پوشانده است!...زني
را به پاهايش آويخته بودند!جبرئيلگفت:اين زن بدون اجازهشوهر ازخانه
بيرون مي رفته است.زني را ديدم كهگوشت بدن خود را مي خورد!جبرئيل گفت:اين
زن بدن خودرا برايديگران آرايش مي كرده است!زني را ديدم كه پاهايش را
بدستهايش بستهبودند ومار وعقرب بر او مسلط بودند!جبرئيل گفت:اين زن غسلهاي
خود رانمي كرده است!زني را ديدم كه گوشت بدنش را مقراض مي كردند!جبرئيلگفت:اين
زن خود را به مردان عرضه مي كرده است!شخصي را ديدم كهصورت وبدنش را مي
سوزانيدند وروده هاي خود را مي خورد!جبرئيلگفت:اين شخص واسطه زنا بوده
است! شخصي را ديدم كه سرش مثلخوك وبدنش مثل الاغ بود ! جبرئيل گفت:اين
شخص سخن چيني مي كردهاست.شخصي را ديدم كه صورتش مثل سگ بود وآتش بر
او وارد ميكردند!جبرئيل گفت:او خواننده وحسود بوده است!»
اي زنان
ودختران مِصرِمابردگان غرب شوم عصرما
هان
مپنداريدعالم سرسري استبعد اين عالم،جهان ديگري است
كه
در آن بي عفتان رسواترندمبتلا برخشم وقهر داورند.ولدالزنا
فرزندان حرام بايد عقوبت پدران
ومادران زناكار خود را بكشند وصفاتزشتي را كه اگر از راه حلال متولد ميشدند،در
آنها نبود،حال در آنها پيداميشود.
«امام صادق(ع):علامت حرام زاده چندچيز
است:دشمني با اهلبيت(ع)،ميل به زنا،سبك شمردن دين،بد محضري براي مردم»
مخنث
«امام
باقر(ع):سه دسته نمازشان قبول نميشود از جمله ديوث كه مردياست كه زنش
زناكار است.»
«پيامبر«ص»:سه
دسته نمازشان قبول نميشود از جمله ديوثاست.پرسيدند:ديوث كيست؟فرمود:آنكه
زنش زنا ميكند وشوهرميداندوباخبر است.»
رسول خدا(ص):بوي بهشت از مسير
پانصدسال بمشام مي رسد!وليعاق والدين وديّوث بوي آنرا حس نمي كنند!سؤال
شد:اي رسولخدا!شخص ديّوث كيست؟فرمود:كسيكه مي بيند زنش زنا مي كند ولي
بيتفاوت است!
«امام
صادق(ع):شيطاني ست كه هرگاه شخصي در منزلشچهل روز ساز وآواز باشدومردان
در آنجا رفت وآمد كنند،نزدصاحبخانه رفته وهر عضوي از اعضاي خود را به مثل
آن عضوصاحبخانه گذاشته ودر او ميدمد!بعد از اين، اين مرد آنقدر بيغيرت ميشود
كه ميبيند ديگران با زنش عمل نامشروع ميكنندولي عكس العملي نشان نميدهد!»
فصل پنجم:توبه وپاك كردن خود از
گناهان
«قل
ياعبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لاتقنطوا من رحمة اللهان الله يغفر الذنوب
جميعا»زمر53
بگو اي بندگان گناهكارم!از رحمت
الهي مأيوس نشويد كه خدا همهگناهان را(در صورت توبه)ميآمرزد.
«شخصي نزد پيامبر(ص)آمد وگفت:راههاي توبه
را بمن يادبدهيد!فرمود:هرگوينده لاله الاالله كه توبه كند،خدا بهشت را بر او
واجبفرمايد.پرسيد:حتي اگر زنا كرده باشد يا دزدي نمودهباشد؟فرمود:آري!وهركه
زنا ودزدي نموده باشد.
واين را
سه بار فرمودند.»
توبه لواط كننده پذيرفته شد!
«مردي نزد اميرمؤمنان(ع )آمد
وگفت:اي اميرمؤمنان!من لواطكردهام!مراپاك نما!
امام
فرمود:برو شايد در حال طبيعي نباشي!
مرد رفت
وفردا آمد وگفت::اي اميرمؤمنان!من لواط كردهام!مراپاك نما!
امام
مجدداًفرمود:برو شايد در حال طبيعي نباشي!
روز سوم
آمد وگفت:اي اميرمؤمنان!من لواط كردهام!مراپاك نما!
امام
فرمود:برو شايد در حال طبيعي نباشي!
روز چهارم
آمد وگفت:اي اميرمؤمنان!من لواط كردهام!مراپاك نما!
امام
فرمود:اي مرد!رسول خدا(ص)درباره امثال تو يكي از سه حكم راصادر كرده است.هركدام
را ميخواهي انتخاب كن!واردكردن ضربه شمشيربرگردنت.يا پرت كردن از كوه با
دست وپاي بسته.يا سوختن بوسيله آتش.
مرد گفت:كدام
سختتر است؟فرمود:سوختن با آتش.گفت:منهم اين راانتخاب ميكنم.
امام
فرمود:پس خودت را براي اجراي حكم آماده كن.
مرد مشغول
نماز شد وبعد از دوركعت نماز گفت:خدايا!من از اين گناهميترسم وبسوي جانشين
رسولت آمدم واو يكي از اين سه حكم را برايمگفت ومن سختتر را انتخاب
كردم .خدايا!اين مجازات را كفارة گناهم قراربده!ودرآخرت مرا به آتش
نسوزان.سپس درحالي كه گريه ميكرد،بلندشدودرگودال آتشي كه برايش آماده
كرده بودند،داخل شد.
علي(ع)به
گريه افتاد واصحاب هم همگي به گريه افتادند.سپسعلي(ع)فرمود:بيرون بيا كه
ملائكه را به گريه انداختي.خدا توبه توراپذيرفت.بيرون بيا وديگر اين كار
را نكن.»
اي خدا!اي
صاحب فضل عميمبگذر از جميع گناهان اي كريم
چون كه
غرق بحر عصيانيم مامستحق خشم ونيرانيم ما
وعده
فرمودي پذيري توبه راهم بيامرزي گنه را با خطا
گردل
ودامن،مرا بي عفت است!باز،ايمانم عجين فطرت است
توكريمي
تورحيمي هم عزيزماذليليم آبروي ما مريز
گر به لطف
خويش از ما بگذرياين نباشد غير رسم مهتري
كهتران هر
چند حرمت بشكنندمهتران بر كهتران رحمت كنند
نيستم
گرلايق عفو وكرمنيكي ام ميبخش كز بدبگذرم يكي از درهاي رحمت خداوند رحيم،باز گذاشتن در توبه است.انسانهاي
گناهكار تا زنده هستند فرصت بازگشت ونجات خودرا دارند.چهگناهان بزرگ وچه
گناهان كوچك.چه براي كسيكه گناهان كمتري انجام دادهاست.وچه كسيكه
مدتهاي زيادي را به گناه مشغول بوده است.
«بزرگترين گناه، شرك به خداست وبعد از
آن مأيوس شدن از رحمتخداوند است.»
وقتي انسان توبه مي كند، خداازاو
راضي مي شود بيشتر ازخوشحاليكسيكه
اثاثش را گم كرده سپس بعد ازمدتي آنرا پيدا مي كند.
من منفعل
كه پيشت دوجهان گناه دارمبچه روي، عذرگويم كه رخ سياه دارم
من اگر
گناهكارم تو به عفو كارخودكنكه زبان توبه گوي ولب عذرخواه دارم
منم آن
كه يك جهان را ز غمت برباد دادمتوقبول اگر نداري دوجهان گواه دارم«محتشم
كاشاني»
آثار توبه:
1-پاك شدن
گناهان قبلي:« خدا توبه بندگانش را قبول كرده وگناهان اورامي بخشد.»
2-توبه
كننده محبوب خداميشود:«همانا خداوند توبه كنندگان وكساني راكه مي خواهند
خودرا از رذائل پاك كنند،دوست دارد.»«بقره222»
«امام ششم:هرگاه بنده اي توبه كند،خدا
اورا دوست داشته وعيب اورادر دنيا وآخرت مي پوشاند.»
3-بوي بد
گناه را از بين مي برد:«علي(ع):با استغفار خودرا عطر بزنيد تابوي بد گناهان
شمارا رسوا نكند.»
4-پاك شدن
زنگ دل:«پيامبر(ص):دلها هم مثل آهن زنگ مي زند.زنگ دلبا استغفار از بين
مي رود.»
5-زيادشدن
روزي:«استغفار كنيد كه خدا آمرزنده است.از آسمان برشماباران مي فرستد
وشمارا با اموال وفرزندان ياري مي كند وبراي شما باغهاونهرها قرار مي
دهد.»«نوح10»
6-برگشت
پاكي به توبه كننده
از موانع سر راه موفقيت گناهكاران،مأيوس
شدن از رحمت الهياست.اگر چه گناه بد است ولي از آن بدتر اين است كه
خيال كنيم ديگر راهبرگشت واصلاح برايمان وجود ندارد.درحاليكه انسان تا زنده
است فرصتجبران وتوبه كردن را دارد.
«پيامبر(ص)فرمود:هركه يكسال قبل از مردنش
توبه كند،توبهاش قبولاست.سپس فرمود:يكسال زياد است.كسيكه يكماه قبل از
مردنش توبهكند،توبهاش قبول است.سپس فرمود يكماه زياد است!اگر يك هفته
بلكهيك روز وبلكه يكساعت قبل از مردنش توبه كند،توبة او پذيرفته ميشود.»
مواز قالوا
بلي تشويش دارمگنه از برگ وباران بيش دارم
اگر
لاتقنطوا دستم نگيردمواز يا ولنا انديش ديرم«باباطاهر»
توبه كمر شيطان را ميشكند.واورا نااميد ميكند.توبه
چراغي است كههيچگاه خاموش نميشود ودرتاريكيهاي گناه وانحراف،انسانهارا به
نوروپاكي رهنمون ميسازد.توبه كنندگان محبوب خدا هستند وپاداش جوانتوبه
كننده مانند پاداش حضرت يحيي(ع)است.
جوانيكه بدلايلي مدتي را درانحراف بسر
برده است، هرزمان كه بخودآمد ميتواند وبايد برگردد وخودرا نجات دهد.زيرا
خداوند توبهپذيراست.ودوست دارد كه بندگانش را از تاريكي به نور هدايت كند.
توبه
محدوديتي ندارد وهرچقدر انسان گناه كند باز هم فرصت توبه استوهرچقدر گناه
بزرگ باشد بازهم ميتواند جبران وتوبه كند.
به داستان
زير توجه كنيد:
توبة كسيكه صدنفر را كشته بود!
در زمان قديم شخصي در جنگهاي مختلفي
كه با قبيلة مقابل انجام دادافرادي را بقتل رساند.روزي باخود حساب كرد
وديد تا آنروز 99نفر بدستاو كشته شدهاند.او تصميم به توبه گرفت.لذا از مردم
پرسيد كه كجا ميتوانتوبه كرد؟اورا به خانة عابدي كه دركوه زندگي ميكرد
هدايت كردند.او عابدرا پيدا كرد وگفت:من تاكنون 99نفر را كشتهام.آيا براي
من توبه است؟عابدگفت:خير زيرا گناه تو بسيار سنگين وغير قابل بخشش ميباشد
وتو جهنميهستي!او ناراحت شد وگفت:حال كه مرا مأيوس كردي،توراهمميكشم!وعابد
راهم بقتل رساند.سپس بشهر آمد وپرسيد:ديگر كجا ميتوان توبهنمود؟گفتند:خانةعالم
در فلان محل است به آنجا برو شايد تورا كمككند.اوبدرخانة عالم رفت ووقتي
اورا ديد داستان خودرا تعريف كرد.عالمگفت:براي تو توبه است ولي چون گناهت
بسيار بزرگ است بايد به فلانشهر بروي وبدست فلان پيامبر توبه كني!او از
عالم تشكر كرد وبار سفر رابست.دربين راه اجل او رسيد واز دنيا رفت.هرگاه
شخصي بميرد اگر ازخوبان باشد دو فرشته رحمت روح اورا بالا ميبرند واگر از
بدان باشددوفرشتة غضب روحش را ميبرند.اين مرد كه مُرد هم فرشتگان رحمتآمدند
وهم فرشتگان غضب وايندوباهم نزاع كردند.فرشتگان رحمت گفتندمابايد روحش را
بالا ببريم زيرا او در راه توبه بوده است!وفرشتگان غضبگفتند ما بايد روحش
را ببريم زيرا او 100نفر را كشته وهنوز توبه نكردهاست.حكميت نزد خدا بردند.
خدا وحي كرد كه ببينيد به پيامبرنزديكتراست يا به محل كشته شدهها! اندازه
گرفتند وديدند كه يك وجب بهپيامبر نزديكتر است! لذا فرشتگان رحمت، روحش را
بالا بردند.»
گناه بندة
نادم زفعل نامرضياگر بزرگتر از عالم است ومافيها
فتد به
معرض عفوغفور چون شويدبه آب توبه رخ معصيت نماي رضا«محتشم كاشاني»
توبهكردن در اسلام بسيار ساده است وشرط
خاصي ندارد. كسيكهميخواهد توبه كند لازم نيست كه بازبان هم چيزي بگويد
بلكه همينكه دردلش بگذراند كه خدايا!من بخودم ظلم كردهام واز تو ميخواهم
كه مراببخشي!كافي است.همچنين براي توبه مكان معيني درنظر گرفته نشدهاست
بلكه درخانه،مسجد ومحل كار وبازار وهرجاي ديگر كه بخواهد توبهكند،ميتواند.
افرادي بودهاند كه ساليان سال غرق گناه
بوده ولي با حوادثي بخود آمدهونور هدايت در آنها تابيدن كرده است.ساحران
فرعون كه سالها جزء مقربينفرعون بودند ولي وقتي معجزه راستين موسي(ع)را
ديدند ايمان آوردند وازشكنجههاي فرعون نسبت بخود، هراسي بدل راه ندادند.
قوم يونس تنهاقومي هستند كه وقتي آثار عذاب را ديدند تكاني بخود داده
وتوبه كردندودر نتيجه عذاب خدا شامل آنان نشد.حرّبن يزيد رياحي از
فرماندهانعمرسعد ساعتي قبل از مردن بخود آمد واز صف عمرسعد جداشد وبهكاروان
عاشقان حسيني پيوست وخود وپسر وغلامش جزء اولين شهدايكربلا نامشان ثبت شد
وقبرشان زيارتگاه حاجتمندان.
اين
انقلاب دروني درطول تاريخ براي بسياري از گمراهان انجام گرفتوهدايت شدند
تا زمان انقلاب اسلامي كه سرعت آن افزوده شد وهزارانرقاص،هنرپيشه
وخواننده وشرابخوار وگمراه،توبه كردند وزندگي جديديرا پيش گرفتند.
از توبه
بشوي گناه وخطاوزتوبه بجوي نوال وعطا
گرتوبرسي
به نعيم مقيموزتوبه رهي،زعذاب اليم
توبه در
صلح بود يارباين در ميكوب ،به صديارب
نوميد مباش
زعفواللهاي مجرم عاصي نامه سياه
گرچه گنه
تو ز عد بيش استعفووكرمش از حد بيش است«شيخ بهائي»
دراسلام برخلاف مسيحيت،نبايد گناه خودرا
نزد شخصي حتي روحانييا نزديكترين دوستان وفاميل گفت! بلكه گفتن گناه فقط
در پيشگاه خدارواست.
بعضي از جوانان كارهاي زشت خودرا نزد
دوستان ورفقا تعريف ميكنندكه اين باعث
معصيت بيشتر آنان ميشود.گناهي كه مخفيانه صورت بگيردباتوبه زودتر
بخشيده ميشود تا گناهي كه براي چندنفر تعريف كندويادرحضور ديگران گناه
كند.
توبه هرچه زودتر انجام شود بيشتر اميد
رهائي ميرود.لذا كسيكه گناهيمرتكب ميشود،تا هفت ساعت به او مهلت ميدهند
وگناهش را نمينويسند. اگر در اين فاصله توبه كرد،كه هيچ.والاّ گناهش را مينويسند
تا پساز توبه پاك شود.
اگر گناه انسان حق الناس باشد مثل دزدي
يا كلاهبرداري بايد شخصصاحب حق را راضي كند.وفرقي ندارد كه مال اورا پس
دهد ويا از اوحلاليت بگيرد.وفرقي ندارد كه مستقيم نزد او برود ومالش را پس
دهد ويااينكه بصورت غير مستقيم به او برگرداند.مثلا برايش پست كند ويا
بعنوانهديه به او بدهد.
البته بعضي با اميد به اينكه در پيري
توبه ميكنيم،غرق درگناه وانحرافميشوند وعمري را در عياشي ولهو ولعب سپري
ميكنند!غافل از اينكه ميلبه توبه تا زمان مشخصي در انسان وجود دارد واگر
آنقدر گناه كند كه قلبشسياه شود ودچار قساوت قلب شود،ديگر توبه درنظرش
مسخره ميآيدوخدا وپيامبر وقرآن وقيامت را انكار ميكند.همانطور كه در قرآن
هشدارداده است كه:«عاقبت گناهكاران آن ميشود كه آيات ونشانههاي
خداراانكار مينمايند.»«روم10»
دراين حالت دل آنقدر تاريك ميشود كه
ديگر موعظة هيچ موعظهكنندهاي را نميپذيرد وحتي نصيحت كنندگان را دشمن
خود ميداندوبَدان وفاسقان وفاسدان را دوست خود ميانگارد.
منابع
1-قرآن
كريم
2-بحارالانوار«علامهمحمدباقرمجلسي»
3-نهج
البلاغه
4-خوبيها
وبديها«مؤلف»
5-زندگانيپيامبراسلام«مؤلف»
6-مجمع
المعارف ومخزن العوارف«محمدشفيع بنمحمدصالح»7-ميزان الحكمة«محمدي ري
شهري»
8-سائل
الشيعة«شيخ حُر عاملي»
9-اصول
كافي«كليني»
10-شرح
مثنوي عفافعلي نظامي
11-مستدرك
الوسائلميرزا حسين نوري طبرسي
12-نهضت
خدمت رساني به ضميمه دشمن شناسيمؤلف
و...
بلوغ
جنسي و دردسرهاي آن3
زنان
هرزه در لشكر6
عوامل
تحريك جنسي7
چگونه
يك دختر يا پسر مسلمان ميتواند با جنس مخالف خود8
ارتباط
برقرار نمايد؟8
آسان
بودن ازدواج در اسلام11
ازدواج
موقت17
اشكالات
به جواز صيغه18
اشكال
دوم:19
خصوصيات
ازدواج موقت22
عبارت
صيغه:23
چگونه
از ارتباط نامشروع دوري نمائيم؟23
دوري
از روابط نامشروع يك فضيلت است39
فصل
دوم آثار طبيعي مخرب محرمات جنسي44
فساد
در تمدن غرب45
فصل
سوم:مقدمات محرمات جنسي61
فصل
چهارم انواع محرمات جنسي واحكام آنها74
عقوبتهاي
محرمات جنسي دردنيا80
آثار
محرمات در آخرت81
فصل
پنجم:توبه وپاك كردن خود از گناهان89