بسم‌ الله الرحمن‌ الرحيم‌

 

 

 

 

 

 

جوان‌ و پاكدامني‌

 

 

 

محمدتقي‌ صرفي‌

 

 

 

 

فهرست‌:

دعوت‌ خدا به‌ پاكي‌ وپاكدامني‌5

نمونه‌ هايي‌ از مدح‌ پاكدامني‌ در قرآن‌6

ازدواج‌ بهترين‌ راه‌ پاكدامني‌ جنسي‌8

رابطه‌ جهان‌ بيني‌ با پاكدامني‌10

زنان‌ در فرهنگ‌ غرب‌11

ايدز!23

سقط‌ جنين‌24

خودكشي‌!25

افسردگي‌26

خشونت‌29

سستي‌ واز بين‌ رفتن‌ حرمت‌ والدين‌31

مواد مخدروكودكان‌34

نوجوانان‌ مجرم‌!35

كشتار كودكان‌ وشهروندان‌35

باز هم‌ خشونت‌ و كشتار36

تجاوزو هتك‌ حركت‌ زنان‌37

اشاعه‌ مواد مخدر در بين‌ نوجوانان‌ و زنان‌40

كثرت‌ زندانيان‌42

وضعيت‌ خطرناك‌ دانشجويان‌ ودانش‌ آموزان‌43

آمريكاي‌ قمارباز!45

فساد مسئولين‌ حكومتي‌46

زنان‌ پاكدامن‌77

پاكدامني‌ جنسي‌در قرآن‌78

يوسف‌ پاكدامن‌79

فصل‌ دوم‌: آثار مخرب‌ ناپاكي‌ در جامعه‌ وخانواده‌80

1-پيدايش‌ هرج‌ ومرج‌ در روابط‌ خانواده‌81

2-ظهور جنايات‌ وظلم‌ بوسيله‌ فرزندان‌ حرام‌!86

شهادت‌ حضرت‌ يحيي‌(ع‌) به‌ دستور يك‌ زن‌ فاسد87

يك‌ فرزند وچندپدر!87

فرزند زن‌ زناكار!88

مادر حجّاج‌ خونخوار!88

3-اشاعه‌ بيماريهاي‌ عجيب‌ وغريب‌89

4-سقط‌ جنين‌ واز بين‌ بردن‌ فرزندان‌ حرام‌89

 بازديد ازجهنم‌در معراج‌!91

فرق‌ پاكدامنان‌ با ناپاكان‌!93

دعوت‌ خدا به‌ پاكي‌ وپاكدامني‌

     از روزيكه‌ خداوند انسان‌ را خلق‌ كرد اورا به‌ پاكدامني‌ ظاهري‌وباطني‌ دعوت‌ نمود.واحكاميكه‌ براي‌ او جعل‌ نمود بر اين‌ اساس‌است‌.اگر از شراب‌ اورا نهي‌ نموده‌ است‌ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ شراب‌ پليدورجس‌ است‌.اگر از خوك‌ اورا نهي‌ نمود براي‌ اين‌ است‌ كه‌ خوك‌ پليداست‌«اولحم‌ خنزير فانّه‌ رجس‌ٌ»واگر از زنا ولواط‌ واعمال‌ خلاف‌عفت‌ ديگر نهي‌ نمود براي‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها انسان‌ را از طهارت‌ باطني‌دور مي‌نمايند.

پليدي‌ بر دوگونه‌ است‌:پليدي‌ ظاهري‌ كه‌ در  پليديهايي‌  همچون‌ شراب‌وگوشت‌ خوك‌ بكار مي‌رود.

وپليدي‌  باطني‌ ومعنوي‌ كه‌ در شرك‌ وكفر واعمال‌ خلاف‌ عفت‌ بكارمي‌رود.«كذلك‌ الله الرجس‌ علي‌ الذين‌ لايؤمنون‌.»  «واما الذين‌في‌ قلوبهم‌ مرض‌ فزادتهم‌ رجسا الي‌ رجسهم‌ وماتوا وهم‌كافرون‌.»

      در الميزان‌ آمده‌ است‌ كه‌:رجس‌ نسبت‌ به‌ انسان‌ يعني‌ ادراك‌ نفساني‌واثري‌ شعوري‌ كه‌ از علاقه‌ قلب‌ بع‌ اعتقادي‌ باطل‌ يا عملي‌ زشت‌حاصل‌ مي‌شود.

در نمونه‌ آمده‌ است‌كه‌:خدا همة‌ گناهان‌ را رجس‌ مي‌داند.لذابرشرك‌،مشروبات‌ الكلي‌،قمار،نفاق‌،گوشتهاي‌ حرام‌ وناپاك‌ ومانند آنهااطلاق‌ مي‌شود.

نمونه‌ هايي‌ از مدح‌ پاكدامني‌ در قرآن‌

     خداوند در مهمترين‌ آيه‌ مربوط‌ به‌ اهل‌ بيت‌(ع‌)كه‌ بعنوان‌ آية‌ تطهيرمعروف‌ است‌ مي‌ فرمايد:انّما يريدالله ليُذهب‌ عنك‌ الرجس‌ اهل‌البت‌ ويطهّركم‌ تطهيرا

همانا خدا اراده‌ كرده‌ است‌ كه‌ هرپليدي‌ راازشما اهل‌ بيت‌ ببرد وشماراپاك‌ كند پاك‌ كردني‌.

     خداوند در قرآن‌ فرموده‌ است‌:ان‌ّ الله يحب‌ التوابين‌ والمتطهرين‌

همانا خداوند توبه‌ كنندگاه‌ وپاك‌ شوند را دوست‌ دارد.

 

     درباره‌ همسران‌ بهشتي‌ آنهارا با پاكدامني‌ توصيف‌ مي‌نمايد:لهم‌فيها ازواج‌ مطهرة‌ وهم‌ فيها خالدون‌

همسران‌ بهشتي‌ پاكدامن‌ ودور از رجس‌ هستند.

     درباره‌ كعبه‌ به‌ ابراهيم‌(ع‌)دستور مي‌دهد كه‌ آن‌ را از آلودگي‌ ظاهري‌دور نمايد.وعهدنا الي‌ ابراهيم‌ واسماعيل‌ ان‌ طهرا بيتي‌

با ابراهيم‌ واسماعيل‌ عهدكرديم‌ كه‌ خانه‌ مرا پاك‌ سازند.

     درباره‌ مريم‌(ع‌)اورا با صفت‌ پاكي‌ از پليدي‌ توصيف‌ نموده‌است‌:يامريم‌ ان‌ّ الله اصطفيك‌ وطهرك‌ واصطفيك‌ علي‌ نساءالعالمين‌

اي‌ مريم‌!خدا تورا برگزيد وپاك‌ كرد وبرزنان‌ عالم‌ سروري‌ داد.

     درباره‌ خاندان‌ لوط‌ از زبان‌ قومش‌ آورده‌ است‌ كه‌ اينهارا از شهرمان‌دور كنيم‌ زيرا اينها پاكدامن‌ هستند.انّهم‌ اُناس‌ يتطهرون‌

اينها مردي‌ پاكيزه‌ طلب‌ (پاكدامن‌)هستند.

      زكات‌ وحقوق‌ مالي‌ الهي‌ را پاك‌ كردن‌ ناميده‌ است‌:خذ من‌ اموالهم‌صدقة‌ تطهرهم‌ وتزكيهم‌

با گرفتن‌ صدقات‌ آنهارا پاك‌ وتصفيه‌ نما.

     مردان‌ مسجد قبا را به‌ پاكي‌ ستوده‌ است‌.فيه‌ رجال‌ يحبون‌ ان‌يتطهروا والله يحب‌ المطهرين‌

دراين‌ مسجد مردان‌ پاك‌ هستند وخدا پاكان‌ را دوست‌ دارد.

     نتيجه‌ اين‌ است‌ كه‌ خداوند افراد پاك‌ را چه‌ پاك‌ ظاهري‌ وچه‌ پاك‌معنوي‌ دوست‌ دارد واز رجس‌ وپليدي‌ برحذر داشته‌ است‌.چرا پاك‌بودن‌ خوب‌ وپليد بودن‌ بد است‌؟وچرا خداوند پاكان‌ را دوست‌ داردوپليدان‌ را دشمن‌؟

وچرا خود خداوندهم‌ از صفات‌ پليد وزشت‌ منزه‌ است‌.وقتي‌ ماخداوند را تسبيح‌ مي‌نمائيم‌ اورا از همه‌ بديها وضعفها وپليديها منزه‌مي‌دانيم‌.

در جواب‌ بايد گفت‌ كه‌ اين‌ به‌ آثار پاك‌ بودن‌ ويا پليدبودن‌ برمي‌گردد.كسيكه‌ بوسيلة‌شرك‌پليد شده‌ است‌ بر خلاف‌ فطرتش‌ عمل‌كرده‌ وبحالت‌  قهقهرا سقوط‌ مي‌نمايد.كسيكه‌ شراب‌ مي‌خورد از آثارخطرناك‌ آن‌ بهره‌مند مي‌شود.كسيكه‌ كارهاي‌ خلاف‌ عفت‌ مي‌كند دارآثار مخرب‌ آن‌ هم‌ مي‌گردد.

     اين‌ مقدمه‌اي‌ بود تا به‌ مسئله‌ آثارپاكدامني‌  در جامعه‌ وخانواده‌بپردازيم‌.

ازدواج‌ بهترين‌ راه‌ پاكدامني‌ جنسي‌

     درنزد خداوند كه‌ خالق‌ انسانها مي‌باشد، عمل‌ ازدواج‌ بهترين‌ بنامحسوب‌ مي‌شود وكسانيكه‌ غرايز جنسي‌ خود را فقط‌ بوسيله‌ ازدواج‌مشروع‌،اطفا نمايند،پاك‌ محسوب‌ مي‌شوند.

«نساؤكم‌ حرث‌ لكم‌ فأتوا حرثكم‌ اني‌ شئتم‌»بقره‌223

     همسران‌ شما مانند كشتزار شما هستند كه‌ هرگونه‌ بخواهيد مي‌توانيداز آن‌ بهره‌ ببريد.

«فانكحوا ماطاب‌ لكم‌ من‌ النساء»نساء3

     بازناني‌ كه‌ براي‌ شما حلال‌ است‌ ازدواج‌ نمائيد.

«وانكحوا الايامي‌ منكم‌ والصالحين‌ من‌ عبادكم‌ وامائكم‌ ان‌يكونوا فقراء يغنهم‌ الله من‌ فضله‌ والله واسع‌ عليم‌»نور32

     دختران‌ وپسران‌ صالح‌ را بازدواج‌ هم‌ دربياوريد كه‌ اگر فقير هم‌باشند،خداوند آنها را از فضلش‌ بي‌ نياز مي‌كند وخداوند وسعت‌ دهنده‌وعالم‌ است‌.

     اين‌ هنري‌ است‌ كه‌ افراد پاك‌ وپرهيزكار دارند كه‌ خود را از حرام‌ الهي‌مخصوصا محرمات‌ جنسي‌ دور نگه‌ مي‌دارند وبعضي‌ آنقدر پاك‌ بوده‌ومي‌ باشند كه‌ مورد عنايت‌ خاص‌ خداوند قرار مي‌گيرند.

ازدواج‌ وناعفيفي‌ را نگراز جهاتي‌ مختلف‌ بايكدگر

ازدواج‌ آرد نشاط‌ زندگي‌ناعفيفي‌ عامل‌ شرمندگي‌

ازدواج‌ است‌ علت‌ ابقاء نوع‌ناعفيفي‌ عامل‌ افناء نوع‌

ازدواج‌ آرد رضاي‌ كردگارناعفيفي‌ نار با هجران‌ يار

ازدواج‌ است‌ از نظامات‌ جهان‌ناعفيفانند دور از كاروان‌

ازدواجت‌ دام‌ الفت‌ گستر است‌ناعفيفي‌ غول‌ غربت‌ پرور است‌  «از جمله‌ فرقهاي‌ ازدواج‌ با بي‌ عفتي‌ آن‌ است‌ كه‌ با ازدواج‌،نشاط‌دوزوج‌ در زندگي‌،با كمال‌ آزادي‌ ودور از هر اضطراب‌ وناآرامي‌وذلت‌،تأمين‌ مي‌شود.اما در بي‌ عفتي‌،شخص‌ ناعفيف‌ از يك‌ طرف‌ درپيش‌ وجدان‌ وعاطفه‌ خود واز طرف‌ ديگر در بين‌ افراد جامعه‌ اسلامي‌شرمسار است‌.ودر آخرت‌ نيز در آتش‌ عذاب‌ الهي‌ خواهد سوخت‌.»

 

رابطه‌ جهان‌ بيني‌ با پاكدامني‌

     اگر جهان‌ بيني‌ انسان‌ بر مبناي‌ خدا باوري‌ واعتقاد به‌ جهان‌ آخرت‌واطاعت‌ از دستورات‌ خدا باشد پاكدامن‌ زنگي‌ خواهد كرد وجز درموارد نادر دچار آلودگي‌ نمي‌شود.چه‌ در سنين‌ نوجواني‌ وتحت‌ نظرخانواده‌هاي‌ متدين‌ ومعتقد و فرزند خود را چون‌ نهالي‌ مواظبت‌ مي‌كنندوحركات‌ او را زير نظر دارند تا دچار انحراف‌ نشود وچه‌ در سنين‌جواني‌ كه‌ شخص‌ مقيد به‌ دستورات‌ ديني‌ است‌ واگر يك‌ دفعه‌ يادودفعه‌ دچار آلودگي‌ شود همان‌ نماز و اهميت‌ دادن‌ به‌ مقدسات‌ ديني‌او را نجات‌ مي‌دهد ومانع‌ از فرورفتن‌ در باتلاق‌ خطرناك‌ فساد اخلاق‌مي‌شود.گويند به‌ رسول‌ خدا(ص‌) گفتند جواني‌ چشم‌ چران‌ در نمازجماعت‌ شركت‌ مي‌كند.با او چه‌ بكنيم‌؟فرمود او را رها كنيد كه‌ همين‌نماز او را توبه‌ مي‌دهد.و همين‌ گونه‌ شد وجوان‌ چشم‌ چران‌ توبه‌ كرد.

     امّا اگر جهان‌ بيني‌ مبني‌ بر اباحي‌ گري‌«ليبراليسم‌» و لذت‌محوري‌«هدونيسم‌»باشد ديگر اثري‌ از پاكدامني‌ باقي‌ نمي‌ماند.

     از همان‌ نوجواني‌ اگر در خانواده‌اي‌ داراي‌ عقايد مذكور تربيت‌ شده‌باشد ديگر روي‌ پاكدامني‌ را نخواهد ديد.به‌ آمار زير از آمريكا توجه‌فرمائيد:

زنان‌ در فرهنگ‌ غرب‌

در زمان‌ حاضر وقتي‌ به‌ جوامع‌ غربي‌ نگاه‌ مي‌كنيم‌، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌چقدر فرق‌ و اختلاف‌ بين‌ فرهنگ‌ اسلام‌ و فرهنگ‌ غرب‌ وجود دارد.

درغرب‌ در اكثر مواردتنها ارزش‌ يك‌ زن‌به‌ اين‌ است‌ كه‌ وسيلة‌ شهوت‌راني‌ مردان‌ باشد.اگر زن‌زيبا باشد ودر كوچه‌ وخيابان‌ وهرمكان‌ وجايي‌باعث‌ لذت‌ گردد،ارزشمند است‌ وبهاي‌ مادي‌ زيادي‌ دارد.او مي‌تواندخودرا يك‌ شخصيت‌ باارزش‌ بداند وببيند كه‌ چگونه‌ نگاهها وچشمهابسوي‌ او جلب‌ شده‌ وهمه‌ براي‌ بدست‌ آوردن‌ او سرو دست‌ مي‌شكنند. امّا با درك‌ عميق‌ ،اين‌ زن‌ متوجه‌ مي‌شود كه‌ مردم‌ هيچگاه‌ اورا بخاطرانسان‌ بودن‌ ويا داشتن‌ فضائل‌ اخلاقي‌ ويا علم‌ ودانش‌، ارزشمند نمي‌دانند.بلكه‌ تازمانيكه‌ باعث‌ لذت‌ ديگران‌ است‌،ارزشمند مي‌باشد.

«نظرات‌ اساسي‌ واصولي‌ كه‌ بنيان‌ اجتماعي‌ تمدن‌ جديد اروپائي‌ راتشكيل‌ مي‌دهند،تحت‌ سه‌ عنوان‌ مطالعه‌ مي‌كنيم‌:

1ـ مساوات‌ بين‌ زن‌ ومرد

2ـ آزادي‌ زنان‌ در امور زندگي‌

3ـ اختلاط‌ وآميزش‌ مطلق‌ بين‌ زن‌ ومرد

نتيجه‌ پايه‌ گذاري‌ اجتماع‌ غرب‌ برطبق‌ اين‌ نظريات‌ سه‌ گانه‌ اين‌ شد كه‌ :1ـ آنان‌ از معني‌ مساوات‌ چنين‌ فهميدند كه‌ بايد زن‌ ومرد در حقوق‌بشري‌ و ارزش‌ اخلاقي‌، مساوي‌ باشند و زن‌ در زندگي‌ اجتماعي‌ همان‌اعمالي‌ را انجام‌ دهد كه‌ مرد انجام‌ مي‌دهد و همانطور كه‌ در سابق‌،مردان‌ از قيود اخلاقي‌، آزاد بودند، زنان‌ نيز از همان‌ بي‌بند و باري‌برخوردار باشند!

اين‌ برداشت‌ غلط‌ از مساوات‌ بود كه‌ زن‌ را از اداي‌ وظيفه‌ فطري‌ وطبيعيش‌ كه‌ بقا و ادامه‌ نسل‌ بشر است‌ نه‌ تنها غافل‌ بلكه‌ منحرف‌ساخت‌ و تمام‌ ابعاد وجودي‌ او را،اعمال‌ سياسي‌، اقتصادي‌ و اجتماعي‌بخود مشغول‌ ساخت‌ و شخصيت‌ فطري‌ او را از بين‌ برد. موضوع‌انتخابات‌، وظايف‌ رسمي‌، رقابت‌ با مردان‌ در امور تجارت‌ و صنايع‌آزاد، شركت‌ در مسابقات‌ ورزشي‌، تئاتر، مجالس‌ رقص‌ و لهو و لعب‌ وديگر اسباب‌ تفريح‌ كه‌ دستاوردهاي‌ اين‌ تمدن‌ ظاهر فريب‌ مي‌باشند وحيا مانع‌ ذكر آنان‌ مي‌گردد، بر احساسات‌، عواطف‌ و ادراكات‌ او غلبه‌كرد و او را از وظيفه‌ اصلي‌ و طبيعيش‌ بازداشت‌ و او را از انجام‌ برنامه‌زندگيش‌ كه‌ قبول‌ تكاليف‌ زندگي‌ زناشوئي‌ و تربيت‌ اطفال‌، سر و سامان‌دادن‌ و خدمت‌ به‌ خانواده‌ بود، بطور كلي‌ باز داشت‌ و حتي‌ فراتر از آن‌،اين‌ وظايف‌ را كه‌ وظايف‌ اصلي‌ و فطريش‌ بودند در نظرش‌ بد و دگرگون‌جلوه‌ داد. نتيجه‌ اين‌ وضع‌ چنين‌ شد كه‌ نظام‌ خانواده‌ كه‌ اساس‌ و پايه‌تمدن‌ شمرده‌ مي‌شد، در تمدن‌ غرب‌ از بين‌ رفت‌ و آن‌ نظام‌ كه‌ مايه‌قدرت‌ علمي‌، نشاط‌ و آرامش‌ روحي‌ انسان‌ بود، چنان‌ از بين‌ رفت‌ كه‌ نام‌و اثري‌ از آن‌ باقي‌ نماند.

ازدواج‌ كه‌ يگانه‌ راه‌ صحيح‌ و سالم‌ تعاون‌ و همكاري‌ زن‌ و مرد درخدمت‌ به‌ اجتماع‌ و تمدن‌ محسوب‌ مي‌شد، از تار عنكبوت‌ هم‌سست‌تر و ضعيف‌تر گرديد و از طرف‌ ديگر مسألة‌ تنظيم‌ خانواده‌ وجلوگيري‌ از بارداري‌ هم‌ با كشتن‌ فرزندان‌ و سقط‌ جنين‌ شروع‌ شد. تفكرغلط‌ مساوات‌ بين‌ زن‌ و مرد، مساوات‌ اخلاق‌ فاسد و انحرافي‌ را نيز بين‌آنان‌ ايجاد كرد و زنان‌ به‌ چنان‌ اعمال‌ فاسد و پليدي‌ دست‌ زدند كه‌مردان‌ قبلاً از ارتكاب‌ آنها خودداري‌ مي‌نمودند، ولي‌ زنان‌ ودختران‌ِتمدن‌ جديد غرب‌ از انجام‌ آن‌ حيا و شرم‌ نداشتند.

2ـ آزادي‌ و استقلال‌ زنان‌ در امور زندگي‌ و مسائل‌ اقتصادي‌، باعث‌ بي‌نيازي‌ آنان‌ از مردان‌ گرديد. قاعده‌ و رسم‌ قديم‌ اين‌ طور بود كه‌ مرد دربيرون‌ خانه‌ كار مي‌كرد و زن‌ مشغول‌ تدبير امور منزل‌ مي‌گرديد، ولي‌ اين‌نظريه‌ در عصر جديد تغيير كرد و زن‌ و مرد هر دو بكار پرداختند و هتلهاو شركتها، جاي‌ خانه‌ را گرفتند! بنابر اين‌ ديگر رابطه‌ و نيازي‌ بجز ارضاي‌غريزه‌ حيواني‌ شهوت‌ بين‌ زن‌ و شوهر باقي‌ نمانده‌ بود تا باعث‌ شود آنان‌زندگي‌ خانوادگي‌ و زناشوئي‌ داشته‌ باشند و كاملاً ظاهر و آشكار است‌كه‌ فقط‌ ارضاي‌ شهوات‌ حيواني‌، زن‌ ومرد را مجبور نمي‌سازد كه‌ در يك‌خانه‌ زندگي‌ نمايند و زندگي‌ زناشوئي‌ مستمر و هميشگي‌ دارا باشند،زيرا زني‌ كه‌ خودش‌ كار مي‌كند و همه‌ كارهاي‌ خودش‌ را انجام‌ مي‌دهد،در زندگي‌ روزمره‌اش‌ به‌ سرپرست‌ و قيم‌ نياز ندارد و هيچ‌ وقت‌ حاضرنمي‌شود كه‌ فقط‌ بخاطر ارضاء شهوت‌ از مردي‌ فرمان‌ ببرد و با او درزندگي‌ همراه‌ باشد. او بخود مي‌گويد براي‌ چه‌ با چنين‌ مردي‌ زندگي‌كند؟ و چرا خود را بي‌خود و بي‌ فايده‌ به‌ تحمّل‌ قيدهاي‌ اخلاقي‌ و بارسنگين‌ قانون‌ مجبور سازد؟ و چرا مسئوليت‌ خانواده‌ و منزل‌ بدوش‌ اوباشد؟

وقتي‌ مساوات‌ اخلاقي‌، تمام‌ مشكلات‌ و موانع‌ را برداشته‌ است‌ و راه‌فسق‌ و فجور را هموار ساخته‌ است‌، چرا راه‌ كوتاه‌ لذت‌ و سرور و آزادي‌را رها كند و راه‌ كهنه‌ و قديمي‌ را كه‌ مملوّ از مسئوليتها، مشقات‌ وقرباني‌هاست‌ بپيمايد؟ در ضمن‌، تفكر معصيت‌ و گناه‌ نيز با از بين‌ رفتن‌دين‌، در اذهان‌ رنگ‌ باخته‌ است‌ و از طرف‌ اجتماع‌ هيچ‌ خطري‌ احساس‌نمي‌شود زيرا بجاي‌ اينكه‌ اجتماع‌، فاجر و فاسق‌ را توبيخ‌ كند از اوبخاطر اين‌ كارش‌ با آغوش‌ باز استقبال‌ مي‌كند!!

آخرين‌ چيزي‌ كه‌ اين‌ نوع‌ زنان‌ از آن‌ در هراسند، فرزندي‌ است‌ كه‌ از اين‌طريق‌ بوجود مي‌آيد. ولي‌ وسايل‌ و ابزاري‌ كه‌ ابداع‌ شده‌ است‌، اين‌هراس‌ را از بين‌ برده‌ است‌. ابتداء از وسائل‌ ضدّ بارداري‌ استفاده‌ مي‌شودو اگر مؤثر واقع‌ نشد، سقط‌ جنين‌ انجام‌ مي‌گردد و اگر اين‌ هم‌ ممكن‌ نشددر نهايت‌، كشتن‌ آن‌ نوزاد در تاريكي‌ شب‌ و يا انداختن‌ او به‌ آن‌ طرف‌ديوار! آخرين‌ راه‌ خواهد بود و اگر عاطفه‌ مادري‌ ـ چه‌ عاطفه‌ زشت‌وپليدي‌ ـ او را از اين‌ كار باز داشت‌، براي‌ آن‌ زن‌ هيچ‌ اشكالي‌ ندارد كه‌مادر يك‌ فرزند غير قانوني‌ باشد. زيرا جامعه‌ به‌ علت‌ ارضاي‌ شهواني‌خود، اين‌ احترام‌ را براي‌ آن‌ مادر باكره‌ و فرزند غير قانونيش‌ قائل‌ هستندو محيط‌ هم‌ چنان‌ در دلها اثر كرده‌ كه‌ اگر كسي‌ اين‌ خانم‌ را سرزنش‌ نمود،او را عقب‌ مانده‌ و اُمّل‌ و ضدّ تمدن‌ مي‌دانند.

اين‌ وضع‌ باعث‌ شد كه‌ بنيان‌ اجتماعي‌ غرب‌ از اساس‌ متزلزل‌ شود و درهر مملكت‌ غربي‌، صدها هزار زن‌ و دختر بي‌ شوهر، بدون‌ حيا و شرم‌ به‌فحشاء دست‌ بزنند. در اين‌ كشورها مفاسدي‌ چون‌ سقط‌ جنين‌، كشتن‌فرزندان‌، كثرت‌ فرزندان‌ نامشروع‌ ، گسترش‌ فحشاء، برهنگي‌ و شيوع‌امراض‌ خطرناك‌ و انواع‌ و اقسام‌ مشكلات‌ اجتماعي‌ بروز نموده‌ است‌.

3ـ فراواني‌ اختلاط‌ و آميزش‌ بدون‌ قيد و شرط‌ بين‌ زن‌ و مرد، سبب‌ شدتا آرايش‌، نمايش‌ زينتها و بي‌بند و باري‌ در زنان‌ زياد شود. زيرا جاذبة‌جنسي‌ بين‌ زن‌ و مرد داراي‌ قدرت‌ و كشش‌ غير قابل‌ انكاري‌ است‌. واختلاط‌ بين‌ اين‌ دو و دستيابي‌ آسان‌ به‌ جنس‌ مخالف‌ بدون‌ پذيرش‌مسئوليتها و مشكلات‌، اين‌ قدرت‌ را شدت‌ بخشيده‌ است‌.

طبق‌ تفكر اخلاقي‌ حاكم‌ بر اجتماع‌ غرب‌، تجمل‌ و آرايش‌ زن‌ نه‌ تنهاعيب‌ و گناه‌ نيست‌ بلكه‌ خوب‌ و پسنديده‌ بشمار مي‌آيد! لذا آرايش‌ دراين‌ كشورها در حدّ معيني‌ نماند و تمام‌ حدود و مرزها را زير پا گذاشت‌ وبه‌ آخرين‌ حدّ لجام‌ گسيختگي‌ و بي‌بند و باري‌ رسيد، تا اينكه‌ حالت‌ ووضع‌ موجودِ تمدن‌ غرب‌ بوجود آمد! هم‌ اكنون‌ در غريزه‌ تجمل‌ وآرايش‌ آنچنان‌ افراط‌ شده‌ است‌ كه‌ ديگر زنان‌ به‌ لباسهاي‌ چسبان‌ وجذاب‌ و وسايل‌ زينت‌ و آرايش‌، زيور آلات‌، عطر و پودر و استعمال‌رنگهاي‌ مختلف‌ قناعت‌ نكرده‌ و پا را فراتر از آن‌ گذاشته‌ و مي‌خواهند كه‌جسمشان‌ را كاملاً برهنه‌ و بدون‌ هيچ‌ پوشش‌ و لباس‌ به‌ ديگران‌ نشان‌دهند و اين‌ وضع‌ زنان‌ در غرب‌ است‌.

مردان‌ در مقابل‌ اين‌ برهنگي‌ و آرايش‌ و تجمل‌ زنان‌، شوق‌ و علاقة‌تازه‌اي‌ در خود احساس‌ مي‌كنند و شهوت‌ و غريزه‌ حيواني‌ آنان‌ با ديدن‌اين‌ مناظر تحريك‌ آميز، جديدتر و قوي‌تر مي‌باشند. آنان‌ مانند شخص‌مسمومي‌ مي‌باشند كه‌ هر لحظه‌ عطش‌ و تشنگي‌شان‌ رو به‌ افزايش‌است‌ و هر اندازه‌ آب‌ مي‌خورند بيشتر تشنه‌ مي‌شوند! بنابر اين‌ آنان‌هميشه‌ در فكر اسباب‌ و لوازم‌ جديدي‌ هستند كه‌ آتش‌ شهوت‌ وتمايلات‌ حيواني‌ را خاموش‌ سازند ولي‌ هيچوقت‌ به‌ آرامش‌ و آسودگي‌دست‌ نمي‌ يابند.

اين‌ همه‌ عكسها و فيلمهاي‌ لخت‌ و برهنه‌،ادبيات‌ بي‌ عفت‌، داستانهاي‌فتنه‌ انگيز عشقي‌، رقاص‌ خانه‌ها، نمايش‌هاي‌ سرشار از احساسات‌ وفيلمهاي‌ بي‌بند و بار، نمونه‌اي‌ بارز از سعي‌ و كوشش‌ آنها براي‌ خاموش‌ساختن‌ آتش‌ شهوت‌ است‌ ولي‌ در حقيقت‌ اين‌ ابزار و محيط‌ و زندگي‌اجتماعي‌، آتش‌ اين‌ غريزه‌ را شعله‌ورتر و تيزتر مي‌كند. اين‌ مرض‌ كشنده‌(غلبه‌ شهوات‌) در بنيان‌ اجتماع‌ غرب‌ رخنه‌ كرده‌ است‌ و با سرعت‌ هرچه‌ بيشتر، حيات‌ و زندگي‌ اجتماعي‌ آنها را به‌ هلاكت‌ و نابودي‌ تهديدمي‌كند.

تاريخ‌ گواهي‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ مرض‌ در هر جامعه‌اي‌ كه‌ سرايت‌ كرده‌ و دربينشان‌ انتشار يافته‌، آن‌ جامعه‌ به‌ هلاكت‌ رسيده‌ است‌، زيرا اين‌ مرض‌تمام‌ قواي‌ عقلي‌ و جسمي‌ را از بين‌ برده‌ و مانع‌ پيشرفت‌ و ترقي‌ انسان‌مي‌گردد. او به‌ آرامش‌ روحي‌ و فكري‌ كه‌ تنها راه‌ دستيابي‌ به‌ اعمال‌ نيك‌است‌، دست‌ نمي‌يابد و تا وقتي‌ كه‌ محيط‌ را شهوت‌ و غرايز حيواني‌احاطه‌ كرده‌ باشد و در هر طرف‌ وسائل‌ تحريك‌ و فريفتگي‌ باشد و در اثرعكسهاي‌ برهنه‌، موسيقي‌هاي‌ مهيج‌، فيلمهاي‌ فاسد، رقصهاي‌ فريبنده‌،مناظر جذاب‌ و آرايشهاي‌ دلفريب‌، اختلاط‌ و آميزش‌ بدون‌ قيد و شرط‌بين‌ دو جنس‌ مخالف‌ موجود باشد، خود آنان‌ و نسلهاي‌ آينده‌نمي‌توانند به‌ فضايي‌ آرام‌، متعادل‌ و سالم‌ كه‌ براي‌ تربيت‌ قواي‌ عقلي‌ وفكري‌ ضروريست‌، دست‌ يابند. آن‌ نوجوانان‌ هنوز به‌ كمال‌ بلوغ‌نرسيده‌اند كه‌ غول‌ شهوت‌ و ديو سياه‌ غريزه‌ جنسي‌ بر آنها غلبه‌ كرده‌ وآنان‌ را مانند برده‌ و غلام‌، تحت‌ تأثير خود قرار مي‌دهد و آنان‌ ناخودآگاه‌به‌ پاي‌ غول‌ مي‌افتند و هرگز قدرت‌ رهايي‌ از چنگال‌ او را نمي‌يابند.»

«در امريكا، كودكان‌ زودتر از معمول‌، بالغ‌ مي‌شوند و از سنين‌ خردسالي‌،احساس‌ و هيجان‌ جنسي‌ در ايشان‌ زنده‌ مي‌شود.

هيچ‌ جاي‌ تعجب‌ نيست‌ كه‌ در بين‌ طبقات‌ مختلف‌ حتي‌ طبقات‌ پولدارو  باسواد، دختراني‌ پيدا مي‌شوند كه‌ درسالهاي‌ هفت‌ و هشت‌ سالگي‌ باكودكان‌ هم‌ سن‌ و سال‌ خود رابطة‌ جنسي‌ برقرار كرده‌ و احتمالاً به‌فحشاء مبتلا مي‌گردند.

به‌ عنوان‌ مثال‌ دختر هفت‌ ساله‌اي‌ از يك‌ خانواده‌ آبرومند! با برادر وگروهي‌ از دوستان‌ برادرش‌، مرتكب‌ فحشاء شده‌ بودند. پنج‌ نفر ديگرشامل‌ دو دختر و سه‌ پسر، گروه‌ فحشاء را تشكيل‌ داده‌ و كودكان‌ ديگر رابه‌ اين‌ كار وادار مي‌كردند در حالي‌ كه‌ بزرگترين‌ آنها ده‌ ساله‌ بود. دخترديگري‌ كه‌ نُه‌ سال‌ داشت‌، خود را بسيار خوشبخت‌ مي‌دانست‌ زيرا دراين‌ سن‌ و سال‌، معشوقة‌ چندين‌ نفر شده‌ بود!

يكي‌ از مجلات‌ آمريكائي‌ نوشته‌ است‌:

سه‌ عامل‌ شيطاني‌ وجود دارد كه‌ دنياي‌ امروز ما را فرا گرفته‌ و درافروختن‌ آتش‌ براي‌ ساكنين‌ زمين‌ مؤثرند.

عامل‌ اول‌ ادبيات‌ بي‌ آبرو و دور از عفت‌ است‌ كه‌ بعد از جنگ‌ جهاني‌ باتمام‌ وقاحت‌ و بي‌عفتي‌ و بي‌آبرويي‌ بشكل‌ عجيب‌ و غريبي‌ ترويج‌ شدو دنيارا فرا گرفت‌!

عامل‌ دوم‌ فيلمهاي‌ سينمائي‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها غريزة‌ شهواني‌ حيواني‌ راتحريك‌ مي‌كند بلكه‌ در اين‌ خصوص‌ ،دروس‌ علمي‌ و عملي‌ را برايشان‌تلقين‌ مي‌نمايد.

عامل‌ سوم‌ پايين‌ آمدن‌ سطح‌ اخلاق‌ زنان‌ است‌ كه‌ در لباس‌، برهنگي‌،اعتياد و اختلاط‌ بدون‌ قيد و شرطشان‌ با مردان‌ بصورت‌ آشكاري‌ بچشم‌مي‌خورد. اين‌ مفاسد سه‌ گانه‌ بمرور زمان‌ رو به‌ ازدياد است‌ و آخرين‌نتيجة‌ آن‌ زوال‌ تمدن‌ و از بين‌ رفتن‌ مسيحيت‌ است‌ كه‌ اگر ما امروز ازطغيان‌ آنها جلوگيري‌ نكنيم‌، بطور حتم‌ تاريخ‌ روميها و كساني‌ كه‌ به‌پيروي‌ از شهوت‌ و غريزه‌ جنسي‌ رهسپار عدم‌ گرديدند براي‌ ما هم‌ تكرارمي‌شود زيرا آنها هم‌ مانند ما در شراب‌، زن‌، رقص‌ و موسيقي‌ و لهو ولعب‌ غرق‌ شده‌ بودند.

در اين‌ جامعه‌ ديگر زن‌ِ با عفت‌ داراي‌ احترام‌ نيست‌! اصلاً عفت‌ وتهذيب‌ و حجاب‌ و از روابط‌ نامشروع‌ دوري‌ نمودن‌ و قانع‌ بودن‌ به‌همسر خود، نشانة‌ بي‌ تمدني‌!وبي‌ فرهنگي‌ وعدم‌ پيشرفت‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد!

در غرب‌، ادبياتي‌ داراي‌ مرتبه‌ و منزلت‌ است‌ كه‌ بتواند با جاذبه‌ هاي‌جنسي‌ بكارگرفته‌ شده‌ در فيلمهاي‌ سينمائي‌، تئاترها و موسيقي‌ها وداستانهاي‌ فاسد، زن‌ را عريان‌تر و برهنه‌تر معرفي‌ بكند و بدين‌ وسيله‌مشتريهاي‌ بيشتري‌ جذب‌ كرده‌ و مثلاً نوشته‌ شود كه‌ فلان‌ فيلم‌ اينقدرفروش‌ داشت‌ و يا فلان‌ كتاب‌ با اين‌ تيراژ فروش‌ رفت‌.

نتيجة‌ تسلط‌ شهوات‌ بر همة‌ امور ملتهاي‌ غربي‌ و حضور بي‌ قيد و شرط‌زن‌ برهنه‌ و عريان‌ در همه‌ جا، پيدا شدن‌ آثار مخربي‌ است‌ كه‌ نصيب‌ اين‌ملتها شده‌ است‌.

فساد نظام‌ خانوادگي‌، افزايش‌ آمار طلاق‌ (يكي‌ از دانشمندان‌ فرانسه‌ كه‌چندبار هم‌ به‌ وزارت‌ رسيده‌ بود، زنش‌ را پنج‌ ساعت‌ بعد از ازدواج‌،طلاق‌ داد!)، تعداد كم‌ ازدواج‌ (در فرانسه‌ از هر هزار نفر، هفت‌ يا هشت‌نفر ازدواج‌ مي‌كنند) كثرت‌ فرزندان‌ نامشروع‌ (در انگلستان‌ از هر سه‌كودك‌ يكنفر نامشروع‌ است‌)، كشتن‌ فرزندان‌ نامشروع‌ با فراغت‌ بال‌ (درفرانسه‌، دادگاه‌ زني‌ را كه‌ طفلش‌ را خفه‌ كرده‌ بود و چون‌ طفل‌ هنوز نفس‌مي‌كشيد سر او را بديوار كوبيده‌ بود و كشته‌ بود، مجرم‌ ندانست‌!همچنين‌ رقاصه‌اي‌ كه‌ مي‌خواست‌ زبان‌ كودكش‌ را از حلقش‌ درآورد! لذاسر طفلش‌ را زخمي‌ كرده‌ و شاهرگش‌ را قطع‌ نموده‌ و او را كشته‌ بود،مجرم‌ شناخته‌ نشد!).

افزايش‌ بيماران‌ رواني‌ (در امريكا از هر سه‌ نفر يك‌ نفر مشكل‌ رواني‌دارد)، كثرت‌ تجاوزات‌ و جنايات‌ و از بين‌ رفتن‌ اخلاق‌ سالم‌ در جامعه‌ وبي‌اعتمادي‌ به‌ هم‌ و مردن‌ فضيلتهاي‌ اخلاقي‌ در بين‌ اقشار مختلف‌مردم‌، از بين‌ رفتن‌ عاطفه‌ و محبت‌، شورش‌ و طغيان‌ مردم‌، احساس‌پوچي‌ دربين‌ اكثر جوانان‌ و...همه‌ از معضلات‌ جوامع‌ غربي‌مي‌باشند.»

مؤلف‌ كتب‌ تاريخ‌ فحشاء، آقاي‌ «جورج‌ رائيلي‌ اسكات‌» انگليسي‌مي‌نويسد:

مرتكب‌ شدن‌ به‌ فسق‌ و فجور و ولگردي‌ در خيابانها و عدم‌ عفت‌ براي‌دوشيزة‌ امروزي‌ از جمله‌ وسايل‌ زندگي‌ تجملي‌ بشمار مي‌رود. استعمال‌مواد مخدر، و شرابهاي‌ ترش‌ مزه‌، رنگ‌ كردن‌ ناخن‌ و لبها به‌ رنگ‌ سرخ‌،مهارت‌ داشتن‌ در مورد مسائل‌ جنسي‌ و تدابير ضدّ بارداري‌ و سخن‌ ازفحشاء نيز از جمله‌ ضروريات‌ امروزي‌ شدن‌ و پيشرفت‌ زندگي‌ تجملي‌محسوب‌ مي‌شود. تا الان‌ هم‌ تعداد زناني‌ كه‌ پيش‌ از ازدواج‌، روابط‌جنسي‌ دارند رو به‌ ازدياد و افزايش‌ است‌ و آن‌ را هيچ‌ عيب‌ و گناهي‌نمي‌دانند و وجود دختران‌ باكره‌ در هنگام‌ عقد ازدواج‌ در كليسا بسيارنادر و كمياب‌ است‌.

بزرگترين‌ عامل‌ اين‌ بي‌ بند وباري‌ در مسائل‌ جنسي‌،اشتغال‌ زنان‌ به‌كارهاي‌ تجاري‌ و اداري‌ و كارهاي‌ مختلف‌ ديگر است‌ كه‌ بهترين‌ وسيله‌ وفرصت‌ براي‌ اختلاط‌ مردان‌ و زنان‌ است‌. وباعث‌ شده‌ كه‌ قوة‌ دفاعي‌ زن‌در مقابل‌ تجاوز مرد، كم‌ و نابود شده‌ و روابط‌ شهواني‌ بين‌ زن‌ و مرد از هرقيد اخلاقي‌ آزاد گردد. در اين‌ حال‌ لذت‌ زندگي‌ در نزد دوشيزگان‌ اين‌است‌ كه‌ مرد جام‌ لذت‌ و تمتع‌ را به‌ وي‌ تقديم‌ كند و لذا بدنبال‌ اين‌ لذتهابه‌ رقاص‌ خانه‌ها، كلوپهاي‌ شبانه‌، هتلها و قهوه‌خانه‌ها سر مي‌زند تابتواند مرد بيگانه‌اي‌ را كه‌ صاحب‌ ماشين‌ و ثروت‌ است‌، شكار كند! به‌اين‌ ترتيب‌ او خود را با رضا و رغبت‌ فراوان‌ در محيط‌ و اوضاعي‌مي‌اندازد كه‌ تمايلات‌ جنسي‌ را مشتعل‌تر مي‌كند و نه‌ تنها از عواقب‌ آن‌ترسي‌ ندارد بلكه‌ آن‌ را با شادي‌ و آغوش‌ باز استقبال‌ مي‌كند».

اين‌ است‌ وضع‌ زنان‌ در غرب‌ كه‌ ديگر آثاري‌ از فضيلتهاي‌ اخلاقي‌ وعفت‌ و حيا و شرم‌ و حجاب‌ در زنان‌ (مگر در افراد كمي‌) ديده‌ نمي‌شودو همه‌ در اين‌ مسابقة‌ خطرناك‌ برهنگي‌ و بي‌حيائي‌ شركت‌ كرده‌اند وعاقبت‌ به‌ عواقب‌ خطرناك‌ و نابود كنندة‌ آن‌ دچار مي‌شوند.

 

ايدز!

     «نيوت‌ گنگريچ‌ ،رئيس‌ اسبق‌ مجلس‌ نمايندگان‌ امريكا:

     ايالات‌ متحده‌ بايد جهان‌ را رهبري‌ كند...اما با كشوري‌ كه‌ در آن‌دوازده‌ ساله‌ها باردار مي‌شوند،پانزده‌ ساله‌ها همديگر رامي‌كُشند،هفده‌ ساله‌ها به‌ ايدز مبتلا مي‌شوند و هجده‌ ساله‌هاديپلم‌ مي‌گيرند بدون‌ اينكه‌ بتوانند بخوانند و بنويسند،هيچ‌كس‌ را نمي‌شود رهبري‌ كرد!»

 

      «هرساله‌ 350هزار دختر نوجوان‌  امريكايي‌ در سنين‌ بين‌ پانزده‌ تانوزده‌ سال‌ دوره‌ دبيرستان‌ به‌ سبب‌ ارتباط‌هاي‌ نامشروع‌ فرزندان‌ غيرقانوني‌ به‌ دنيا مي‌آورند و اين‌ آمار در دهه‌هاي‌ اخير سال‌ به‌ سال‌ در حال‌افزايش‌ است‌.»

      جان‌ نكد،نويسنده‌ وتحليل‌ گر غربي‌:

     «انتشار ايدز در ايالات‌ متحده‌ و اروپا و ساير نقاط‌ جهان‌ خطر جدي‌در روابط‌ اين‌ جوامع‌ بوجود آورده‌ است‌.هزاران‌ نفر و از جمله‌شخصيت‌هاي‌ معروفي‌ نظير«روك‌ هادسون‌»هنرپيشه‌ آمريكايي‌ به‌ اين‌بيماري‌ دچار شده‌اند.اكنون‌ شانزده‌ ميليون‌ نفر در سنين‌ مختلف‌ دركشورهاي‌ اروپايي‌ و آمريكا حامل‌ ويروس‌ ايدز هستند...هراس‌ ازمواجهه‌ با اين‌ هيولاي‌ خزنده‌ به‌ استوديوهاي‌ هاليوود نيز كشانده‌ شده‌است‌.آن‌ جا كه‌ پس‌ از ابتلاي‌ برخي‌ هنرمندان‌ نامي‌،تمامي‌ هنرپيشه‌هاي‌زن‌ ومرد ملزم‌ به‌ ارائه‌ گواهي‌ نامة‌ عدم‌ ابتلا به‌ ويروس‌ ايدز هستند!»

      «در فاصله‌ سال‌ 1985 تاكنون‌ ايدز قربانيان‌ زيادي‌ از هاليوود گرفته‌است‌.

     جون‌ كالينز،بازيگر سينما گفته‌ است‌ كه‌:ايدز مكافات‌ گناهان‌ هاليووداست‌.

     مرگ‌ هادسن‌ در اكتبر 1985 همچون‌ زلزله‌ موجي‌ از وحشت‌ وحيرت‌ در قشرهاي‌ لوكس‌ هاليوود برانگيخت‌.ادآلستر رئيس‌ اتحاديه‌بازيگران‌ سينما،كه‌ شصت‌ هزار بازيگر را زير پوشش‌ خود دارد،پيشنهادكرد كه‌ در گام‌ اول‌ صحنه‌هاي‌ بوسه‌ از كليه‌ فيلم‌ نامه‌ها حذف‌ شود!...

در سال‌ 1991 فقط‌ آمار رسمي‌ حاكي‌ از 67مرگ‌ در هاليوود بر اثر ابتلاي‌به‌ ايدز بوده‌ است‌.»

سقط‌ جنين‌

     «سالانه‌ بيش‌ از جهارصدهزار مورد سقط‌ جنين‌ در زنان‌ زير بيست‌سال‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ اكثراً در دختران‌ ازدواج‌ نكرده‌  امريكايي‌ است‌و70% اين‌ دختران‌ حملات‌ جنسي‌ افراد وگروههاي‌ مستهجن‌ و هرزه‌ راتجربه‌ مي‌كنند!»

      «بر اساس‌ آمار ارائه‌ شده‌ در ايالات‌ متحده‌  امريكا يك‌ ميليون‌نوجوان‌ در دوران‌ بلوغ‌ از منزل‌ فرار مي‌كنند كه‌ 3/2فرار افراد مؤنث‌ناشي‌ از آزارهاي‌ جنسي‌ در محيط‌ خانواده‌ مي‌باشد.»

      «در شهر نيويورك‌ فردي‌ كه‌ يك‌ كلينيك‌ روان‌شناسي‌ خصوصي‌تأسيس‌ كرده‌ بود ودر آن‌ يكصد كودك‌ را تحت‌ نظارت‌ و مراقبت‌ داشت‌پس‌ از آنكه‌ متهم‌ شد كه‌ تمامي‌ يكصد كودك‌ را مورد تجاوز قرار داده‌است‌ به‌ اسرائيل‌ گريخت‌ كه‌ متأسفانه‌ يك‌ سوم‌ اين‌ كودكان‌ آلوده‌ به‌ ايدزشدند...!»

خودكشي‌!

     «بر اساس‌ گزارش‌هاي‌ منتشره‌ در ايالات‌ متحده‌ آمريكا در هر شش‌ساعت‌ يك‌ نفر زير نوزده‌ سال‌ به‌ وسيلة‌ سلاح‌ گرم‌ دست‌ به‌ خودكشي‌مي‌زند.در سال‌ 1990،1447نفر بين‌ سنين‌ ده‌ الي‌ نوزده‌ سال‌ به‌ وسيله‌سلاح‌ گرم‌ خودكشي‌ كرده‌اند.»

     «بر اساس‌ آمار موجود،خودكشي‌ دومين‌ علت‌ مرگ‌ ومير در بين‌جوانان‌ 15-24 ساله‌ در ايالات‌ متحده‌ مي‌باشد.»

      دكتر ردفيلد جيميسون‌ استاد روان‌ پزشكي‌ دانشگاه‌«جانزهاپكينز»در همين‌ باره‌ گفت‌:سالانه‌ حدود سي‌ هزار آمركايي‌ خودكشي‌ و750 هزارنفر ديگر هم‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ مي‌كنند ولي‌ نمي‌ميرند. از هرپنج‌ نوجوان‌ آمركايي‌ طي‌ يك‌ سال‌ گذشته‌ يك‌ نفر خودكشي‌ كرده‌ يا جداًقصد آن‌ را داشته‌ است‌.»

     «آمار تكان‌ دهندة‌ موجود حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ در اين‌ كشور بين‌سال‌هاي‌ 1970 تا 1980 ميزان‌ خودكشي‌ در ميان‌ گروه‌ سني‌

15- 20ساله‌ 50% افزايش‌ يافته‌ است‌.»

افسردگي‌

مجله‌ اكونوميست‌  در شماره‌ اول‌ ژانويه‌ 1999 خود،با چاپ‌ گزارشي‌در باره‌ پديدة‌ افسردگي‌  و علل‌ و آثار آن‌ در ايالات‌ متحده‌ آمريكا نوشت‌:

     به‌ عقيدة‌ روان‌ شناسان‌ ،افسردگي‌ بيماريي‌ ناشي‌ از مدرنيسم‌ وفشارهاي‌ جانبي‌ آن‌ است‌ و جوانان‌ به‌ ويژه‌ در آمريكا كه‌ سرعت‌ نوآوري‌در آن‌ جا بيش‌ از ساير نقاط‌ جهان‌ است‌ در سنين‌ پايين‌تر در دام‌ اين‌بيماري‌ گرفتار مي‌آيند.

     در سال‌ 202 افسردگي‌ پس‌ از بيماري‌هاي‌ قلبي‌ ،گسترده‌ترين‌بيماري‌ دامن‌ گير بشر خواهد بود.به‌ نوشته‌ اين‌ مجله‌:

     دكتر ارنست‌ برنت‌ و همكارانش‌ از انستيتو تكنولوژي‌ ماساچوست‌آمريكا برآورد كرده‌اندكه‌ هزينه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ بيماري‌ افسردگي‌ درآمريكا سالانه‌ بالغ‌ بر 44ميليارد دلار يعني‌ تقريبا برابر هزينه‌هاي‌بيماري‌هاي‌ عروقي‌ است‌ و اين‌ بدان‌ معنا است‌ كه‌ هر آمريكايي‌  سالانه‌6هزاردلار بابت‌ بيماري‌ افسردگي‌ پرداخت‌ مي‌كند.

     اين‌ مجله‌ مي‌افزايد:

     هزينه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ درمان‌ بيماري‌ افسردگي‌ به‌ 12 ميلياردو400ميليون‌ دلار بالغ‌ مي‌شود و خودكشي‌ مبتلايان‌ به‌ افسردگي‌7ميليارد و500ميليون‌ دلار به‌ اين‌ رقم‌ مي‌افزايد كه‌ خسارت‌ ناشي‌ ازدست‌ رفتن‌ نيروي‌ انساني‌ در آن‌ به‌ حساب‌ نيامده‌ است‌.

     اكونوميست‌ مي‌نويسد:

     در اين‌ ميان‌،بازار داروهاي‌ ضد افسردگي‌ بسيار گرم‌ است‌.طبق‌برآورد انستيتو تكنولوژي‌ ماساچوست‌ ارزش‌ بازار جهاني‌ اين‌ داروهابالغ‌ بر 7ميليارد دلار است‌ كه‌ انتظار مي‌رود در پنج‌ سال‌ آينده‌ 50%رشدداشته‌ باشد!

     مشهورترين‌ داروي‌ درمان‌ بيماري‌ افسردگي‌ كه‌ امروزه‌ به‌ ويژه‌ درآمريكا رواج‌ دارد «پروژاك‌»است‌ كه‌ شركت‌ سازندة‌ آن‌ «الي‌ ليلي‌»سالانه‌2ميليارد و600ميليون‌ دلار به‌ جيب‌ سهامداران‌ خود سرازير مي‌كند.»

 

     در مجله‌ دانستني‌ها ،5/7/62 آمده‌ است‌ كه‌:

     آمريكايي‌ها هرشب‌ بالغ‌ بر سي‌ ميليون‌ قرص‌ خواب‌ آور مصرف‌مي‌كنند،كه‌ اگر طي‌ يك‌ سال‌ اين‌ تعداد قرص‌ را روي‌ هم‌ انباشته‌ كنيم‌حدود 600000كيلوگرم‌ وزن‌ خواهد داشت‌.

     واين‌ 600تن‌ قرص‌ براي‌ به‌ خواب‌ بردن‌ تمام‌ مردم‌ جهان‌ به‌ مدت‌هشت‌ شبانه‌ روز كافي‌ مي‌باشد.!

 

     «الوين‌ تافلر،نويسنده‌ ونظريه‌ ردازِ معروف‌ امريكايي‌:

در سراسر كشورهاي‌ مرفه‌ فرياد عجز و لابه‌هاي‌ آشنا به‌ گوش‌مي‌رسد.ميزان‌ خودكشي‌ نواجوانان‌ رو به‌ افزايش‌ است‌.الكليسم‌ بيدادمي‌كند.افسردگي‌ رواني‌ همه‌ گير شده‌ است‌،بربريت‌ و جنايت‌ مُد روزگرديده‌ است‌!

     در ايالات‌ متحده‌ اتاق‌هاي‌ اورژانس‌ بيمارستان‌ها مملوّ از معتادان‌ به‌ماري‌ جُوانا و ديوانه‌هاي‌ سرعت‌ و دسته‌هاي‌ اراذل‌ واوباش‌ و معتادان‌به‌ كوكائين‌ و هرويين‌ و بالاخره‌ افرادي‌ كه‌ گرفتار بحران‌ شديد عصبي‌شده‌اند.

     مددكاري‌ اجتماعي‌ و بهداشت‌ رواني‌ در همه‌ جا به‌ سرعت‌ رو به‌گسترش‌ گذاشته‌ است‌،در واشنگتن‌ يك‌ كميسيون‌ بهداشت‌ رواني‌وابسته‌ به‌ دفتر رياست‌ جمهوري‌ اعلام‌ مي‌دارد كه‌ به‌ طور كامل‌شهروندان‌ ايالات‌ متحده‌ از نوعي‌ فشار عصبي‌ رنج‌ مي‌برند.وروان‌شناسي‌ از مؤسسه‌ ملي‌ بهداشت‌ رواني‌ ادعا مي‌كند كه‌ تقريبا هيچ‌خانواده‌اي‌ بدون‌ نوعي‌ ناهنجاري‌ رواني‌ وجود ندارد و اعلام‌ مي‌كندروان‌ پريشي‌ ،جامعة‌ آمريكا را كه‌ آشفته‌ و پريشان‌ و متفرق‌ ونگران‌ آينده‌است‌،فرا گرفته‌ است‌!»

     تافلر مي‌افزايد:زندگي‌ روزمره‌ واقعاً به‌ طرز افتضاح‌آميزي‌ كيفيت‌خود را از دست‌ داده‌ است‌ و اعصاب‌ همه‌ خورد وداغان‌ است‌،دست‌به‌ يقه‌ شدن‌ وتيراندازي‌ در مترو يا صفهاي‌ بنزين‌ نشانگر اين‌ واقعيت‌است‌ كه‌ كنترل‌ اعصاب‌ از دست‌ افراد خارج‌ شده‌ است‌،ميليون‌ها نفر ازمردم‌ به‌ آخرين‌ حد از ظرفيتشان‌ رسيده‌اند.

 

خشونت‌

     «در شيكاگو مسن‌ ترها بعد از تاريك‌ شدن‌ هوا از قدم‌ زدن‌ درخيابان‌ها وحشت‌ دارند.در مدارس‌ و ايستگاه‌هاي‌ قطار زيرزميني‌نيويورك‌ خشونت‌ غوغا مي‌كند.

     در كاليفرنيا مجله‌اي‌ براي‌ خوانندگان‌ خود به‌ اصطلاح‌ دفترچه‌راهنماي‌ عملي‌ در مورد استفاده‌ از سلاح‌هاي‌ دستي‌ و دوره‌هاي‌تيراندازي‌ و سگ‌هاي‌ محافظ‌ تعليم‌ ديده‌،دزدگير وابزار ايمني‌ براي‌استفاده‌ شخصي‌ دوره‌هاي‌ دفاع‌ از خود و نظام‌هاي‌ ايمني‌ كامپيوتري‌ارائه‌ مي‌كند.

      «در سه‌ دهه‌ گذشته‌ هشتاد ميليون‌ نفر به‌ جمعيت‌ آمريكا اضافه‌ شده‌است‌ كه‌ 20% اين‌ عده‌ را مهاجرين‌ جديد ازآسياو آمريكاي‌ لاتين‌ وآفريقا تشكيل‌ مي‌دهند:

     در اين‌ مدت‌، در بين‌ جمعيت‌ قريب‌ به‌ سيصد ميليوني‌آمريكا،جنايت‌  چهاربرابر شده‌ است‌،خشونت‌ بين‌ طبقات‌ مختلف‌ و افراد ده‌برابر بالا رفته‌ است‌ و نسبت‌ طلاق‌ در خانواده‌ها از 30%به‌ 70% افزايش‌يافته‌ و تعداد كودكان‌ نامشروع‌ دوازده‌ برابر شده‌ است‌.

     تجارت‌ مواد مخدر در بين‌ جوانان‌ آمريكايي‌ مرسوم‌ شده‌است‌.وامنيت‌ داخلي‌ در آمريكا حتي‌ در مدارس‌ ابتدايي‌ و متوسطه‌ به‌وضع‌ بحراني‌ رسيده‌ است‌.

     عدة‌ زندانيان‌ در اين‌ سه‌ دهه‌ از يكصدهزارنفر به‌ بيش‌ از يك‌ ميليون‌نفر تجاوز كرده‌ است‌ و در يك‌ آمار جديد  70% از مردان‌ آمريكايي‌ اظهاركرده‌اند كه‌ به‌ همسران‌ خود وفادار نبوده‌اند.

     امروزه‌ بيش‌ از هر موقع‌ ديگر افكار عمومي‌ آمريكا حاضر است‌ ازتخلفات‌ اخلاقي‌ وقانوني‌ رهبران‌ سياسي‌ خود گذشت‌ كند،زيرا حرمت‌چنين‌ اعمالي‌ در جامعه‌ آمريكا از بين‌ رفته‌ است‌.

     چند سال‌ قبل‌ شهردار واشنگتن‌ به‌ علت‌ تخلفات‌ قانوني‌ واستعمال‌و خريد وفروش‌ مواد مخدر به‌ زندان‌ محكوم‌ شده‌ بود،مجدداً درانتخابات‌ به‌ همين‌ سمت‌ انتخاب‌ گرديد!»

سستي‌ واز بين‌ رفتن‌ حرمت‌ والدين‌

     بنجامين‌ اسپاك‌،پزشك‌ آمريكايي‌:

«ميزان‌ قتل‌ و تجاوز و بهره‌ كشي‌ جنسي‌ و بهره‌ كشي‌ از فرزندان‌ وهمسران‌ به‌ طور تكان‌ دهنه‌اي‌ بالاست‌.»«بيشتر سالخوردگان‌ -مگر اين‌كه‌ ثروتمند باشند-آرزو دارند كه‌ فقط‌ تحمل‌ شوند.»«ديگر پدر دربسياري‌ از خانواده‌ها چهره‌ با ابهتي‌ ندارد...و در برنامه‌هاي‌ تلويزيوني‌

اغلب‌ اوقات‌ پدر به‌ عنوان‌ دلقك‌ تصوير مي‌شود،مادران‌ هرچه‌ كمتروكمتر در مقام‌ تربيت‌ كنندگان‌ قابل‌ اتكا و قابل‌ احترام‌ ديده‌مي‌شوند.»«هر بچه‌اي‌ به‌ طور متوسط‌ تا قبل‌ از پايان‌ دورة‌ ابتدايي‌ تصويرِ«رسانه‌اي‌»حدود هشت‌ هزار قتل‌ را تماشا كرده‌ است‌.»

 

      جونز لانز،از اساتيد دانشگاه‌ بوستون‌ آمريكا:

     «يك‌ نوجوان‌ شانزده‌ ساله‌ آمريكايي‌ در دوران‌ كودكي‌ و نوجواني‌ اش‌تا سن‌(16سالگي‌)شاهد هجده‌ هزار مورد قتل‌ و هشت‌ هزار مورد تجاوزجنسي‌ از تلويزيون‌ مي‌باشد.»

      جويس‌ برايس‌،نويسنده‌ وروزنامه‌ نگار:

     «با كاهش‌ تعداد خانواده‌ هايي‌ كه‌ از پدر ومادر برخوردارند جامعه‌ايالات‌ متحده‌ روندي‌ رو به‌ زوال‌ را آغز نموده‌ است‌.»

      واشنگتن‌ تايمز:

     «در آمريكا فرزندان‌ طلاق‌ و تك‌ والديني‌ و بي‌ سرپرست‌ در محيط‌خانه‌ خود هيچ‌ گونه‌ آموزش‌ اخلاقي‌ نمي‌بينند.استثنا هم‌ وجود داردوبعضي‌ مادران‌  كار خود را به‌ نحو احسن‌ انجام‌ مي‌دهدند.اما بسياري‌ ازآنها درگير استفاده‌ از مواد مخدر هستند و از نظر موقعيت‌ مالي‌ تنها نيم‌قدم‌ با بي‌ خانماني‌ فاصله‌ دارند.بنابراين‌ همه‌ چيز به‌ هم‌ ريخته‌است‌،بچه‌ها خشونت‌ و اثرات‌ منفي‌ را مدل‌ خود قرار مي‌دهند.»

      «دكتر آنتوانت‌ ساندرز درباره‌ وضع‌ كودكان‌  امريكا مي‌نويسد:

     در  امريكادر سال‌ 1990 بيش‌ از يك‌ چهارم‌ كودكان‌ زير هيجده‌ سال‌يا فقط‌ با يكي‌ از والدين‌ خود ويا بدون‌ هيچ‌ يك‌ بسر مي‌بردند.»

      «براساس‌ آمار معتبر:در  امريكا سالانه‌ بيش‌ از يك‌ ميليون‌ نوجوان‌ ازخانواده‌هاي‌ خود فرار مي‌كنند كه‌ نيمي‌ از آن‌ها دختران‌ نوجواني‌ هستندكه‌ به‌ علت‌ سن‌ پايين‌ نمي‌توانند شغلي‌ داشته‌ باشند لذا ب‌...به‌ دزدي‌ ومبادله‌ مواد مخدر و فحشا روي‌ مي‌آورند.»

      «كشيش‌ يرس‌ ريتر مي‌گويد:در  امريكا بالغ‌ بر پانصدهزار نوجوان‌ زيرهفده‌ سال‌ اختصاصاً به‌ كار فحشا اشتغال‌ دارند.»

      «جويس‌ برايس‌ نويسنده‌ و تحليلگر روزنامه‌ واشنگتن‌ تايمز با ارائه‌گزارش‌ ويژه‌اي‌ در زمينه‌ شكست‌ خانواده‌ در  امريكا مي‌نويسد:

     با كاهش‌ تعداد خانواده‌ هايي‌ كه‌ از پدر ومادر برخوردارند جامعه‌ايالات‌ متحده‌ روندي‌ رو به‌ زوال‌ را آغاز كرده‌ است‌.»

 

مواد مخدروكودكان‌

     رودي‌ تاكاشيني‌،مدير شوراي‌ نوجوانان‌ بنياد كارانگي‌:

     «ناهنجاري‌  نسل‌ جوان‌ اين‌ كشور تهديدي‌ نسبت‌ به‌ ثبات‌ و سلامت‌اجتماعي‌ جامعه‌ آمريكا در قرن‌ 21 است‌.»«در هيچ‌ دوره‌اي‌ از تاريخ‌اجتماعي‌ ملت‌ آمريكا،مقطع‌ سني‌ ده‌ تا چهارده‌ ساله‌ با اين‌ طيف‌ وسيع‌از خطرات‌ مواجه‌ نبوده‌ است‌.يك‌ سوم‌ كودكان‌ سيزده‌ سالة‌ آمريكايي‌معترفند كه‌ حداقل‌ يك‌ بار از مواد مخدر استفاده‌ كرده‌اند.ميزان‌خودكشي‌ در بين‌ كودكان‌ ده‌ تا چهارده‌ ساله‌ آمريكايي‌ در سال‌ 1364 تا1371 شمسي‌ به‌ دوبرابر رسيده‌ است‌ وخشونت‌ و بزهكاري‌ در بين‌آن‌ها از سال‌ 1359 تا 1371 دوبرابر شده‌ است‌.هز هر كودك‌ ده‌ تاچهارده‌ ساله‌ آمريكايي‌ يكي‌ از آنان‌ در خانواده‌ تك‌ والديني‌ بزرگ‌مي‌شوند.مصرف‌ سيگار در بين‌ كلاس‌ هشتمي‌ها از سال‌ 1370 تا 1373تا 30%افزايش‌ يافته‌ و به‌ 6/18رسيده‌ است‌.»ماهنامه‌ صبح‌ 25/7/74

     كشيش‌ يرس‌ ريتر:

     در آمريكا بالغ‌ بر پانصدهزار نوجوان‌ زير هفده‌ سال‌ اختصاصا به‌ كارفحشا اشتغال‌ دارند.»

 

نوجوانان‌ مجرم‌!

     دانشگاه‌ نوريسترن‌ :

     «تعداد جوانان‌ هفده‌ ساله‌ آمريكايي‌ كه‌ مرتكب‌ قتل‌ شده‌اند طي‌ساليان‌ 1985تا 1991 (121%)افزايش‌ يافته‌ است‌.شمار قاتلان‌ شانزده‌ساله‌ آمريكايي‌ هم‌ در طي‌ همين‌ زمان‌ به‌ ميزان‌ 158% رشد يافته‌ است‌ وارتكاب‌ جنايت‌ و تبهكاري‌ در بين‌ جوانان‌ پانزده‌ ساله‌ آمريكايي‌ ازرشدي‌ معادل‌ 127%بر خوردار بوده‌ است‌.»

      وزارت‌ دادگستري‌ آمريكا:

     «تعداد نوجوانان‌ زير هجده‌ سال‌ كه‌ به‌ دليل‌ ارتكاب‌ جرائم‌ زنداني‌هستند طي‌ سال‌هاي‌ 1985تا 1997 ،دوبرابر شده‌ است‌.»

 

كشتار كودكان‌ وشهروندان‌

     كلينتون‌:

     «به‌ دليل‌ وجود تعداد زيادي‌ سلاح‌ گرم‌ در دست‌ مردم‌،براي‌ بسياري‌از آمريكايي‌ها زندگي‌ در ايالات‌ متحده‌ بسيار خطرناك‌تر از زندگي‌ درسومالي‌ جنگ‌ زده‌ شده‌ است‌.»

      واشنگتن‌ پست‌:

«كنترل‌ واشنگتن‌ پايتخت‌ آمريكا خارج‌ از قدرت‌ پليس‌ است‌ واين‌ شهربا 489فقره‌ قتل‌ در ميان‌ پايتخت‌هاي‌ دنيا مقام‌ اول‌ را داشته‌ است‌ وخيابان‌هاي‌ آن‌ به‌ كشتارگاه‌ تبديل‌ شده‌اند.»

      پرفسور مولانا:

     «در نيويرك‌ در سال‌ 1960 تعداد قتل‌ها 390 مورد بود،كه‌ در سال‌1986 به‌ 1987 نفر و در سال‌ 1990به‌ 2245 نفر افزايش‌ يافت‌.»

 

باز هم‌ خشونت‌ و كشتار

     مؤسسه‌ امنيت‌ وسلامتي‌ در آمريكا:

     «1071 آمريكايي‌ در طول‌ سال‌ 1994 در محل‌هاي‌ كار خود به‌ قتل‌رسيده‌اند و بيش‌ از 160هزارنفر ديگر هم‌ مورد ضرب‌ وشتم‌ قرارگرفتند.»

      صندوق‌ حمايت‌ از كودكان‌:

     «شمار كودكاني‌ كه‌ به‌ ضرب‌ گلوله‌ در ده‌ سال‌ گذشته‌ در آمريكا كشته‌شدند 94% افزايش‌ يافته‌ است‌،طبق‌  آمار هر دو ساعت‌ يك‌ كودك‌ درآمريكا هدف‌ گلوله‌ قرار مي‌گيرد.»

      بر طبق‌ آمار دفتر تحقيقات‌ فدرال‌ آمريكا:

     «در سال‌ 1987 تعداد بچه‌ هايي‌ كه‌ هدف‌ گلوله‌ قرار گرفته‌ و كشته‌شده‌اند به‌ 1270 نفر رسيده‌ و پنج‌ سال‌ بعد يعني‌ در 1992 به‌ بيش‌ از2804 رسيد.»

 

تجاوزو هتك‌ حركت‌ زنان‌

     نيويورك‌ تايمز:

     «تفريح‌ آمريكاييان‌ شكل‌ زشت‌ وشرم‌ آوري‌ پيدا كرده‌ است‌.فيلم‌ها وترانه‌ها،آوازها و نمايش‌ها به‌ جاي‌ اينكه‌ الهام‌ بخش‌ و پيام‌ آورباشند،هراس‌ آور و زننده‌ شده‌اند.

     تجاوز جنسي‌،استعمال‌ دخانيات‌،مواد مخدر،شيطان‌ پرستي‌،خشونت‌ وهرزگي‌ و بي‌ بند وباري‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ آمريكا اوج‌ گرفته‌است‌.

     شهرهايي‌ چون‌ واشنگتن‌،نيويورك‌،شيكاگو،بوستون‌،لس‌آنجلس‌،سانفرانسيسكو و چند شهر ديگر به‌ عنوان‌ مناطق‌ خطرناك‌ قلمدادشده‌اند،زيرا هيچ‌ گونه‌  تأمين‌ جاني‌ و ناموسي‌ براي‌ زنان‌ وجودندارد.»

      نشريه‌ آمريكايي‌ ريدرز دايجست‌:

     «هرساله‌ 350هزار دختر نوجوان‌ آمريكايي‌ در سنين‌ بين‌ پانزده‌ تانوزده‌ سال‌ دورة‌ دبيرستان‌ به‌ سبب‌ ارتباط‌هاي‌ نامشروع‌ فرزندان‌غيرقانوني‌ به‌ دنيا مي‌آورند و اين‌ آمار در دهه‌هاي‌ اخير سال‌ به‌ سال‌ درحال‌ افزايش‌ است‌.»

      ويلسون‌ ،پزشك‌ آمريكايي‌:

     «در ايالات‌ متحده‌ از هر دوزن‌ يكي‌ در طول‌ زندگي‌ در معرض‌ تهديدو تجاوز گروهي‌ بوده‌ كه‌ همراه‌ با مصرف‌ الكل‌ و مواد مخدرمي‌باشد.»

      «سالانه‌ بيش‌ از چهارصد هزار مورد سقط‌ جنين‌ در زنان‌ زير بيست‌سال‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ اكثراً در دختران‌ ازدواج‌ نكرده‌ آمريكايي‌ است‌و70% اين‌ دختران‌،حملات‌ جنسي‌ افراد و گروههاي‌ مستهجن‌ و هرزه‌ راتجربه‌ مي‌كنند.»

 

      نيويورك‌ تايمز:

     «كارآگاهان‌ شخصي‌ بوش‌ هم‌ قادر به‌ مهار جنايات‌ وتعرض‌ به‌خانم‌هاي‌ جوان‌ ودختران‌ نيستند!و تنها رفتن‌ به‌ بيرون‌ از خانه‌ از ساعت‌هشت‌ شب‌ براي‌ زنان‌ ودختران‌ 100%مخاطره‌ آميز است‌.»

 

      مارلين‌ فرانچ‌،نويسنده‌:

     «يك‌ مرد آمريكايي‌ در هر دوازده‌ ثانيه‌ زنش‌ را كتك‌ مي‌زند و هر روزچهار تا از اين‌ ضرب‌ وجرح‌ها موجب‌ فوت‌ زن‌ مي‌گردد!طبق‌ بررسي‌هاي‌ِ اف‌ بي‌ آي‌،تعداد تجاوزات‌ به‌ زنان‌ افزايش‌ داشته‌ است‌.هرساله‌حدود دوميليون‌ و نيم‌ زن‌ مورد حمله‌-تجاوز-و سرقت‌ قرار گرفته‌ كه‌يك‌ چهارم‌ اين‌ جنايت‌ها توسط‌ افراد فاميل‌ يا دوستان‌ صورت‌مي‌گيرد.»

 

اشاعه‌ مواد مخدر در بين‌ نوجوانان‌ و زنان‌

     رئيس‌ مبارزه‌ با مواد مخدر آمريكا:

     «تعداد كودكان‌ زير هجده‌ سال‌ كه‌ در رابطه‌ با مواد مخدر دستگيرشده‌اند بين‌ سالهاي‌ 91-95بيش‌ از 37% افزايش‌ يافته‌ است‌»وي‌ افزود:

اين‌ نخستين‌ موج‌ ضعيف‌ از يك‌ طوفان‌ ويرانگر است‌.»

 

      «تنها در سال‌ 1990،تعداد 978 نوجوان‌ به‌ جرم‌ فروش‌ مواد مخدردر پايتخت‌ آمريكا دستگير شده‌اند و 431 نوجوان‌ دستگيرشده‌ درواشنگتن‌ اعتياد به‌ كوكائين‌ داشته‌اند.»

      منابع‌ معتبر پزشكي‌ آمريكارسما اعلام‌ كرده‌اند كه‌ :

     «3/2نوجوانان‌ ايالات‌ متحده‌ قبل‌ از اتمام‌ دبيرستان‌ يكي‌ از اَشكال‌داروهاي‌ مخدر را استفاده‌ مي‌كنند.»

 

      وزارت‌ بهداشت‌ و خدمات‌ انساني‌ آمريكا:

     «استفاده‌ نوجوانان‌ دوازده‌ تا هفده‌ سالة‌ آمريكايي‌ از مواد مخدر درسال‌هاي‌ 1371 تا 1374 به‌ ميزان‌ 78% افزايش‌ يافته‌ است‌.بنابر اين‌گزارش‌ كه‌ از سوي‌ اين‌ وزارتخانه‌ هرسال‌ منتشر مي‌گردد:

     نسبت‌ افرادي‌ كه‌ سن‌ آنان‌ ميان‌ دوازده‌ تا هفده‌ سال‌ است‌ وحداقل‌ماهي‌ يك‌ بار كوكايين‌ مصرف‌ مي‌كنند در سال‌ گذشته‌ 166%افزايش‌يافته‌ است‌.»

      روزنامه‌ وال‌ استريت‌ ژورنال‌:

     «تعداد زناني‌ كه‌ در سال‌ 1996 به‌ دليل‌ سوداگري‌ مواد مخدر درزندان‌هاي‌ آمريكا زنداني‌ شده‌اند به‌ 23هزارنفر مي‌رسد كه‌ نزديك‌ به‌ ده‌برابر  تعداد زناني‌ است‌ كه‌ در سال‌ 1986 با جرمي‌ مشابه‌ زنداني‌ شده‌بودند.»«تعداد زناني‌ كه‌ به‌ دلايل‌ غير از قاچاق‌ موادمخدر در آمريكازنداني‌ شده‌اند نيز طي‌ سال‌هاي‌ 1986 الي‌ 1996 از هفده‌ هزار نفر به‌39هزار نفر رسيده‌ است‌.اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ سازمان‌هاي‌  حقوق‌ بشرگزارش‌ هايي‌ دربارة‌ شرايط‌ بد زنان‌ زنداني‌ و تجاوز و تعرض‌ به‌ آن‌هاداده‌اند.»

كثرت‌ زندانيان‌

     وزارت‌ دادگستري‌ آمريكا

     «در پايان‌ سال‌ 1995 از هر 167 شهروند آمريكايي‌ يك‌ نفر در زندان‌محبوس‌ بوده‌ و درحالي‌ كه‌ در سال‌ پيش‌ از آن‌ از هر 320 شهروندآمريكايي‌ يك‌ نفر در زندان‌هاي‌ اين‌ كشور محبوس‌ بوده‌ است‌.»

      «شهرداري‌  شهر نيويورك‌ به‌ اميد آن‌ كه‌ بيشتر شدن‌ زندان‌ها باعث‌كنترل‌ جرايم‌ وخشونت‌ها گردد يك‌ ميليارددلار صرف‌ ساختن‌زندان‌هاي‌ جديد كرده‌ و بودجه‌ اختصاصي‌ زندان‌ها از 120 ميليون‌ دلاردر 1981به‌ 800ميليون‌ دلار در حال‌ حاضر رسيده‌ است‌.»

«تعداد زندانيان‌ شهر نيويورك‌ از 7000نفر در 1980 به‌ 22هزارنفر درحال‌ حاضر رسيده‌ است‌.»«با اينكه‌ برنامة‌ افزايش‌ زندان‌ها جهت‌ كنترل‌جرايم‌ عملاً شكست‌ خورده‌ است‌ و طي‌ اين‌ مدت‌ در شهر نيويورك‌اعمال‌ خشونت‌آميز 15% رشد داشته‌ معذلك‌ شهردار جديد شهر در پي‌ساختن‌ 5500 تخت‌ جديد براي‌ زندان‌هاي‌ شهر است‌!»همان‌ منبع‌

«بر اساس‌ آخرين‌ آمار موجود،تعداد زندانيان‌ در ايالات‌ متحده‌ كه‌ به‌دليل‌ جرايم‌ متعدد در زندان‌ به‌ سر مي‌برند به‌ دوميليون‌ نفر رسيده‌ است‌يعني‌ از هر 125 نفر افراد جامعه‌ اين‌ كشور يك‌ نفر در زندان‌ به‌ سرمي‌برد.»

      «بررسي‌ بودجة‌ فدرال‌ و ايالتي‌ آمريكا نشان‌  مي‌دهد كه‌ طي‌ هشت‌سال‌ گذشته‌ بودجه‌ ساختن‌ زندان‌ها 30% افزايش‌ يافته‌ است‌،در حالي‌كه‌ بودجة‌ آموزش‌ عالي‌ 18:كاهش‌ را نشان‌ مي‌دهد!»

     «ايالت‌ پر جمعيت‌ كاليفرنيا طي‌ دوازده‌ سال‌ گذشته‌ 21زندان‌ جديدساخته‌ و تنها يك‌ دانشگاه‌ جديد بنا نموده‌ است‌ و وضعيت‌ مشابهي‌ هم‌در ايالت‌ فلوريدا وجود دارد.»

 

وضعيت‌ خطرناك‌ دانشجويان‌ ودانش‌ آموزان‌

     مركز پيش‌گيري‌ از بيماري‌هاي‌ دكتر ليويد كلبه‌:

     «40% دانشجويان‌ مدارس‌ عالي‌ آمريكا الكل‌ مصرف‌ مي‌كنند و 31%آن‌ها دائماً و 51% گه‌ گاه‌ ماري‌ جوانا مي‌كشند و 27% از الكل‌ خوارهاگفته‌اند كه‌ در حال‌ مستي‌ رانندگي‌ مي‌كنند و گه‌ گاه‌ با همين‌ حالت‌ به‌كلاس‌ درس‌ و آزمايشگاه‌ و كتاب‌ خانه‌ مي‌روند.

     بر اساس‌ اين‌ گزارش‌:1/13دانشجويان‌ نيز در خواب‌ گاه‌ها و يا محيط‌دانشگاه‌ها مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.»

 

      «در مطالعه‌اي‌ كه‌ در سال‌ 1986 در مدارس‌ ايالت‌ كاليفرنيا انجام‌گرفت‌،هفت‌ مورد از مسائل‌ جاري‌ به‌ شرح‌ زير بود:

     استفاده‌ از مواد مخدر،نوشيدن‌ مشروبات‌ الكلي‌،حاملگي‌ دختران‌جوان‌،خودكشي‌،تجاوز،دزدي‌ وخشونت‌.

البته‌ يك‌ مورد ديگر كه‌ در سال‌هاي‌ اخير به‌ موارد بالا افزوده‌ شده‌ درغالب‌ ايالات‌ آمريكا به‌ عنوان‌ يك‌ معضل‌ اجتماعي‌ مطرح‌ شده‌،مسلح‌شدن‌ جوانان‌ دانش‌آموز به‌ انواع‌ سلاح‌هاي‌ گرم‌ و بعضاً استفاده‌ از آن‌هاعليه‌ معلمان‌،كاركنان‌ و دانش‌آموزان‌ ديگر است‌.»

«در سال‌ 1997-1998 در 10% مدارس‌ آمريكا 4100 مورد تجاوز واقدامات‌ تهاجمي‌ و 7100 فقره‌ دزدي‌ و 1100 مورد درگيري‌ مسلحانه‌ميان‌ دانش‌آموزان‌ به‌ وقوع‌ پيوسته‌ است‌.»

 

      واشنگتن‌ پست‌:

     «بر اساس‌ برآورد «برايان‌ ري‌» متخصص‌ امور تعليم‌ وتربيت‌،نزديك‌به‌ يك‌ ميليون‌ كودك‌ ونوجوان‌ آمريكايي‌ در منزل‌ آموزش‌ ديدند و به‌مدرسه‌ نرفتند و اين‌ روند رو به‌ رشد بوده‌ و تا سال‌ 2000 به‌ دوميليون‌كودك‌ ونوجوان‌ خواهد رسيد.

     علت‌ عمده‌ چنين‌ روندي‌ تمايل‌ اوليا به‌ آموزش‌هاي‌ معيارهاي‌اخلاقي‌ و اصول‌ ديني‌ به‌ كودكان‌ مي‌باشد،چرا كه‌ هرگونه‌ تعليم‌ و تربيت‌مذهبي‌ و حتي‌ نمادهاي‌ ديني‌ در مدارس‌ آن‌ها ممنوع‌ مي‌باشد.»

 

آمريكاي‌ قمارباز!

     واشنگتن‌ پست‌:

     «آمريكاملت‌ قماربازان‌ شده‌ وقماربازي‌ به‌ مقدار 482 ميليارد دلار درسال‌ بزرگترين‌ سرگرمي‌ ملي‌ آمريكا شده‌ است‌.موسيقي‌ ،قايق‌ وكشتي‌راني‌،پاركهاي‌ تفريحي‌،مسابقات‌ ورزشي‌ وسينما و فيلم‌ از جنبه‌سرگرمي‌ پايين‌تر از قمار قرار گرفته‌اند.بر اساس‌ آمار:تعداد ورودي‌  به‌همه‌ نوع‌ پارك‌ تفريحي‌ ،ساليانه‌ ،128ميليون‌ نفر مي‌باشد.

     تعداد ورودي‌ به‌ كازينوهاي‌ قمار،ساليانه‌ 125 ميليون‌ نفر،به‌ كنسرت‌موسيقي‌ ساليانه‌ 24 ميليون‌ نفر،به‌ بازي‌هاي‌  فوتبال‌ كلوپ‌هاي‌ اصلي‌14ميليون‌ نفر و به‌ تئاترها ي‌ معمولي‌ ساليانه‌ 9ميليون‌ نفر مي‌باشد...

     آمار جديد نشان‌ مي‌دهد  كه‌ :

     جنايات‌ در نقاطي‌ كه‌ قماربازي‌ رواج‌ دارد رو به‌ افزايش‌ است‌ و عده‌نوزادان‌ خارج‌ از چهارچوب‌ زناشويي‌ در سال‌هاي‌ اخير ده‌ برابر افزايش‌پيدا كرده‌ است‌ و عده‌ كساني‌ كه‌ به‌ جرم‌ِ جنايت‌ در زندان‌ به‌ سر مي‌برنداز يك‌ ميليون‌ نفر گذشته‌ است‌.»

 

فساد مسئولين‌ حكومتي‌

     ادارة‌ نظارت‌ بر عملكرد كنگره‌ آمريكا:

     «نمايندگاه‌ مجلس‌ آمريكا در فاصله‌ ژوئن‌ 1989 تا ژوئن‌ 1990مجموعا 8331 چك‌ بي‌ محل‌ كشيده‌اند كه‌ به‌ طور متوسط‌ نوزده‌چك‌ براي‌ هر عضو مجلسي‌ بوده‌ و چك‌هاي‌ بي‌ محل‌ برگشتي‌ هرنماينده‌  يك‌ هزار دلار در سال‌ مي‌باشد...مبلغ‌ بعضي‌ از چك‌هاي‌برگشتي‌ متجاوز از ده‌ هزار دلار مي‌باشد.»

     بر اساس‌ گزارش‌ اين‌ اداره‌ با وجود اين‌ كه‌ در اواخر سال‌ 1989قوانيني‌ براي‌ جلوگيري‌ از اين‌ سوء استفاده‌ به‌ اجرا گذارده‌ شده‌ ولي‌ميزان‌ چك‌هاي‌ برگشتي‌ و بي‌ محل‌ نمايندگان‌ 8% افزايش‌ يافت‌!»

 

      «در دودهه‌1970 و 1980 پانزده‌ تن‌ از سران‌  واعضاي‌ كنگره‌ آمريكابه‌ علت‌ تخلف‌ قانوني‌ رشوه‌ خواري‌ و سوء استفاده‌ و فساد از سمت‌خود استعفا داده‌ و يا بركنار شده‌اند.»

      نيوت‌ گنگريج‌،رئيس‌ اسبق‌ مجلس‌ آمريكا:

     «ايالات‌ متحده‌ بايد جهان‌ را رهبري‌ كند000اما با كشوري‌ كه‌ در آن‌

دوازده‌ ساله‌ هاباردار مي‌شوند،پانزده‌ ساله‌ هاهمديگر را مي‌كشند، هفده‌ساله‌ها به‌ ايدز مبتلا مي‌شوندو هجده‌ ساله‌هاديپلم‌ مي‌گيرند بدون‌ اين‌كه‌ بتوانند بخوانندو بنويسند هيچ‌ كس‌ رانمي‌ شودرهبري‌ كرد»

 

      جيمز ترفيكانت‌،نمايندة‌ دموكرات‌ آمريكا:

     «در مدارس‌ ما مواد مخدر هست‌،تجاوز جنسي‌ هست‌،حتي‌ قتل‌ هم‌هست‌ ولي‌ به‌ علت‌ جدايي‌ دين‌ از سياست‌ و حاكميت‌ سكولاريسم‌اجازه‌ نام‌ بردن‌ از خدا نيست‌.»

 

      ويليام‌ بنت‌،وزير اسبق‌ آموزش‌ وپرورش‌ آمريكا:

     «مشغول‌ ساختن‌ آسمان‌ خراش‌هاي‌ عظيم‌،زندگي‌ لوكس‌،افزايش‌امكانات‌ مادي‌ و خوش‌ گذراني‌ شديم‌،بدون‌ اينكه‌ بدانيم‌ قاتلاني‌ راتربيت‌ مي‌كنيم‌ كه‌ براي‌ صددلار بچه‌ پنج‌ ساله‌ را به‌ قتل‌ مي‌رسانند وبراي‌ قاپيدن‌ النگوي‌ يك‌ زن‌ حامله‌ ،شكم‌ او را مي‌درند و معلمي‌ رامي‌سازيم‌ كه‌ پس‌ از تماشاي‌ فيلم‌ تلويزيوني‌ دست‌ به‌ خودكشي‌ مي‌زندو...»

هشدار!

     بايد به‌ پسران‌ ودختران‌ پيرو فرهنگ‌ غرب‌ بخصوص‌ آمريكا هشدارداد كه‌ از پاكي‌ فطري‌ خود فاصله‌ نگيرند ولذات‌ جنسي‌ را در دايره‌ قانون‌ودين‌ انجام‌ دهند.خيال‌ نكنند كه‌ دوست‌ پسر ودختر داشتن‌ وارتباط‌اينترنتي‌ با جنس‌ مخالف‌ برقرار نمودن‌ والفاظ‌ زشت‌ در «چَت‌ ها»به‌يكديگر گفتن‌ و مراسم‌ پارتي‌ مختلط‌ و رقص‌ وپايكوبي‌ برگزلر كردن‌افتخار وامتياز وعلامت‌ داشتن‌ شخصيت‌ است‌.زيرا هيچكسي‌ تاكنون‌ ازاينها داراي‌ شخصيت‌ نشده‌ وآنهائي‌ كه‌ اين‌ چنين‌ بودند بعد از مرگشان‌در دنيا هيچ‌ ياد خوبي‌ از آنها نمي‌شود ودر عالم‌ آخرت‌ هم‌ دچارپشيماني‌ عظيمي‌ مي‌شوند.

آيا اسلام‌ دين‌ رياضت‌ ودوري‌ از لذات‌ وسختي‌ است‌؟

     بعضي‌ از جوانان‌ خيال‌ مي‌كنند كه‌ دين‌ اسلام‌ دين‌ رياضت‌ است‌.دين‌ سختي‌ كشيدن‌ است‌.امّامثلا دين‌ مسيحيت‌ دين‌ نرم‌ وملايمي‌است‌!زيرا در اسلام‌ بايدها ونبايدها زياد است‌.بايد نماز خواند.بايد روزه‌گرفت‌.بايدخمس‌ وزكات‌ داد.بايد حج‌ وجهاد رفت‌.بايد به‌ ديگران‌كمك‌ كرد.بايد امر بمعروف‌ ونهي‌ از منكر نمود.

همچنين‌ نبايد زنا كرد.نبايد شراب‌ خورد.نبايد به‌ نامحرم‌ نگاه‌ كرد.نبايدگوشت‌ خوك‌ خورد.نبايد رقصيدونبايد موسيقي‌ زننده‌ گوش‌ داد.نبايدفحش‌ وناسزا گفت‌.نبايد درمجالس‌ حرام‌ رفت‌.نبايدلواط‌ واستمناءكرد.نبايد مساحقه‌ نمود.نبايد موي‌ بدن‌ زن‌ ويا زينتش‌ آشار شود.نبايدغيبت‌ كرد.نبايد دزدي‌ نمود.نبايد مال‌ يتيم‌ خورد.نبايد ربا خوردو...

ولي‌ از اين‌ غافلند كه‌ دين‌ اسلام‌ كاملترين‌ دينهاست‌.وقوانين‌ آن‌ براي‌سعادت‌ انسان‌ تاروزقيامت‌ كافي‌ است‌.اگر اسلام‌ بايدها ونبايدهاي‌زيادي‌ براي‌ پيروان‌ خود دارد براي‌ آن‌ است‌ كه‌ همواره‌ در مسير صحبح‌حركت‌ كنند ودچار انحرافات‌ نابودكننده‌ دين‌ ودنيا نشوند.هركدام‌ ازاحكام‌ اسلام‌ فلسفه‌ وعلت‌ خاصي‌ داردكه‌ بعضي‌ از اين‌ علتها دركتب‌الهي‌ وكتب‌ مذهبي‌ بيان‌ شده‌ است‌.قرآن‌ درباره‌ نماز مي‌فرمايد كه‌:نمازمانع‌ فحشاء ومنكر مي‌شود.

شما اگر درباره‌ حقيقت‌ اين‌ آيه‌ بررسي‌ مي‌كنيد وسريهم‌ به‌ زندانهاي‌كشورمان‌ بزنيد متوجه‌ مي‌شويد كه‌ اكثرزندانيان‌ از كساني‌ هستند كه‌بانماز ارتباطي‌ نداشته‌اند.وشايد درعمرخود براي‌ شركت‌ درنمازجماعت‌ به‌ مسجد نرفته‌ اند.اسلام‌ مي‌خواهد با نمازروح‌ آدمي‌ را ازچنگالهاي‌ هواي‌ نفس‌ واز وسوسه‌هاي‌ شيطان‌ نجات‌ بدهد.نماز كمرشيطانهارا مي‌شكند.نماز گناهان‌ را پاك‌ مي‌كند.

«نقل‌ شده‌ كه‌ روزي‌ جواني‌ درموقع‌ نمازبلند شد وبه‌ پيامبراسلام‌(ص‌)گفت‌:يارسول‌ اللّه‌ من‌ آلوده‌ام‌!مرا پاك‌ كن‌.پيامبر رو از اوبرگردانيدند ومشغول‌ نمازجماعت‌ شدند.بعد از نماز،باز آن‌ جوان‌ بلندشد وگفت‌:يارسول‌ الله!من‌ آلوده‌ام‌!مرا پاك‌ فرما!حضرت‌ فرمود:مگرشمابالباس‌ پاك‌ به‌ اين‌ مسجد نيامدي‌وبامانمازنخواندي‌؟گفت‌:چرا.فرمود:اين‌ نماز  تورا از گناهان‌ پاك‌ نمود.»

«ودر سخن‌ ديگري‌ آمده‌ كه‌ سلمان‌ گفت‌:نزد پيامبر در زير درختي‌نشسته‌ بودم‌.ناگاه‌ حضرت‌ بلند شد ودرخت‌ را تكان‌ داد تا برگهايش‌ريخت‌.من‌ علت‌ اين‌ كار را پرسيدم‌.فرمود:همانطور كه‌ برگهاي‌ اين‌درخت‌ ريخت‌،گناهان‌ آدمي‌ هم‌ با خواندن‌ نماز مي‌ريزد.»

نماز انسان‌ را از عذاب‌ وجدان‌ گناهان‌ نجات‌  وخلاصي‌ داده‌ وبه‌ اوآرامش‌ مي‌دهد.واين‌ آرامش‌ لازمة‌ روح‌ آدمي‌ است‌ كه‌ متأسفانه‌ درآدمهاي‌ فراري‌ از نماز ديده‌ نمي‌شود.

پس‌ نمي‌ توان‌ نماز را يك‌ تكليف‌ سخت‌ ورياضتي‌ براي‌ انسان‌ قلمدادكرد.نمازي‌ كه‌ هيچگاه‌ از انسان‌ ساقط‌ نمي‌شود چه‌ درسفر وچه‌درحضر.چه‌ در جنگ‌ وچه‌ در صلح‌.چه‌ در سلامتي‌ وچه‌ در بيماري‌.چه‌در فقر وچه‌ در غِني‌.چه‌ در مجردي‌ وچه‌ در دوران‌ ازدواج‌. در جواني‌وچه‌ در پيري‌.

اگر ارزش‌ نماز را بدانيم‌ مي‌فهميم‌ كه‌ نماز نه‌ تنها سخت‌ نيست‌ بلكه‌ براي‌عارفان‌ بسيار لذت‌ بخش‌ است‌.آنچنان‌ كه‌ شخصي‌ مانند اويس‌ قرن‌ كه‌پيرمرد چوپاني‌ است‌ بخود مي‌گفت‌:اويس‌!امشب‌ شب‌ ركوع‌ است‌ وتاصبح‌ در يك‌ ركوع‌ بسر مي‌برد.وشب‌ ديگر مي‌گفت‌:امشب‌ شب‌ سجوداست‌ وتا صبح‌ را در يك‌ سجده‌ بسر مي‌برد.وشب‌ ديگر را تا به‌ صبح‌ درقيام‌ وايستاده‌ عبادت‌ مي‌كرد.او كه‌ ديگر پيامبر وامام‌ نبود تا اين‌عبادتهارا مختص‌ اولياء خدا بدانيم‌.او پيرمرد بيسواد چوپاني‌ بود كه‌ بامعرفت‌ صحيح‌ به‌ درجه‌اي‌ رسيد كه‌ جزء ياران‌ علي‌(ع‌)،بود ودركنارحضرتش‌ جنگيد وعاقبت‌ به‌ شهادت‌ رسيد.

نماز جلو انحرافات‌ جنسي‌ را مي‌گيرد.نمازجلو اعتياد را مي‌گيرد.نمازجلو فقر را مي‌گيرد.نماز جلو انحرافات‌ سياسي‌ را مي‌گيرد.نماز جلوانحرافات‌ اعتقادي‌ را مي‌گيرد.نماز جلو انحرافات‌ اقتصادي‌ رامي‌گيردو...

در نتيجه‌ نماز را نمي‌توان‌ تكليف‌ سختي‌ دانست‌.ديگر تكاليف‌ واجب‌وحرام‌ هم‌ هركدام‌ نقش‌ مهمي‌ در هدايت‌ انسان‌ ودوري‌ از انحرافات‌دارند.

اگر اسلام‌از زنا وروابط‌ نامشروع‌ نهي‌ كرده‌ است‌ براي‌ جلوگيري‌ ازعواقب‌ خانمان‌ برانداز آن‌ است‌.زنا پرده‌هاي‌ حيا را بخصوص‌ در زنان‌ ازبين‌ مي‌برد.محبتهاي‌ زن‌ وشوهري‌ ووفاداريهارا به‌ خيانت‌ نسبت‌بهم‌،تبديل‌ مي‌كند.وقت‌ شريف‌ وباارزش‌ را در افراط‌ گريهاي‌ جنسي‌صرف‌ مي‌نمايد.زن‌ ومرديكه‌ از راه‌ قانوني‌ باهم‌ ازدواج‌ كنند،درغير ازسالهاي‌ اوليه‌ ازدواج‌،با هفته‌اي‌ دويا سه‌ بار نزديكي‌ اشباع‌ ميشوند

وبا خيال‌ راحت‌ وآرامش‌ كامل‌ به‌ انجام‌ وظايف‌ خود مي‌پردازند.ولي‌ زن‌ويامرديكه‌ ارتباطات‌ نامشروع‌ دارند،اوقات‌ زيادي‌ را صرف‌ اين‌ حس‌سيري‌ناپذير مي‌كنند وگاهي‌ علاقه‌ موقتي‌ به‌ يك‌ نفر پيدا مي‌كنند ولي‌همينكه‌ پاي‌ نفر ديگري‌ بميدان‌ آمد از اولي‌ دل‌ مي‌كنند كه‌ بقول‌معروف‌«لكل‌ جديدٍ لذة‌!»براي‌ هر جديد وتازه‌اي‌ لذت‌ خاصي‌ است‌.

اين‌ افراد آرامش‌ خيال‌ ندارند زيرا زنا برخلاف‌ فطرت‌ پاك‌ آدمي‌است‌.والبته‌ از اثرات‌ زيانبار آن‌ كه‌ متلاشي‌ شدن‌ كانونهاي‌خانواده‌ها،بچه‌هاي‌ نامشروع‌،ناآراميهاي‌ ذهني‌واز همه‌ مهمتر ميل‌ افرادزناكار به‌ ايجاد فساد درجامعه‌ وميل‌ به‌ ظلم‌ وستم‌ ودروغ‌ وكجرويهامصون‌ نخواهند ماند.فردزناكار از نظر اسلام‌ صلاحيت‌ قضاوت‌،شهادت‌در دادگاه‌،امامت‌ جماعت‌،مرجعيت‌ واجتهادو...ندارد.

در روايات‌ آمده‌ كه‌ از علامتهاي‌ دشمني‌ با اهلبيت‌ زنازادگي‌ است‌ وآمده‌كه‌ كسي‌ با اهلبيت‌ دشمني‌ نمي‌ورزد مگر اينكه‌ بچة‌ زنا ويا بچه‌حيض‌!باشد.

چه‌ پولهاي‌ هنگفتي‌ كه‌ انسان‌هاي‌ جامانده‌ از حقيقت‌ صرف‌ ارضاءجنسي‌ نامشروع‌ خود نمي‌كنند.چه‌ پولهايي‌ كه‌ به‌ زن‌هاي‌ فاحشه‌مي‌پردازند مثلا شخصي‌ مي‌گفت‌ كه‌ درسال‌ دوياسه‌ بار به‌ تركيه‌ رفته‌وچند شبي‌ در هتل‌ مانده‌ ومبالغي‌ را صرف‌ هتل‌ ومادام‌!!نموده‌ وسپس‌بادست‌ خالي‌!به‌ كشورمراجعت‌ مي‌نمايد درحاليكه‌ اگر اين‌ پولهاراصرف‌ ازدواج‌ قانوني‌ وشرعي‌ مي‌كرد ميتوانست‌ همواره‌ از همسري‌ كه‌فقط‌ متعلق‌ به‌ اوست‌ وشريك‌ زندگي‌ اوست‌ بهره‌ هاي‌ فراواني‌ درمسائل‌ مختلف‌ زندگي‌ ببرد.

وچه‌ پولهايي‌ كه‌ اين‌ افرادصرف‌ خريد ماهواره‌ وفيلمهاي‌ مبتذل‌ براي‌فقط‌ لذت‌ چشمها!نمي‌كنند.درحاليكه‌ ميتوانند با اين‌ پولها كارهايي‌ كه‌بدرد خود وخانواده‌ وكشور ودنيايشان‌ بخورد انجام‌ دهند.

طبق‌ آمار يكسوم‌ كودكان‌ انگليس‌ حرام‌ زاده‌ هستند!وبقيه‌ كشورهاي‌اروپائي‌ وكشورهايي‌ كه‌ درآنها بي‌ بند وباري‌ بعنوان‌ يك‌ عمل‌ بد تلقي‌نمي‌شود نيز كم‌ وبيش‌ همين‌ آمارهارا دارند.

اين‌ كودكان‌ در آينده‌ در سراسر كشور هركدام‌ در جايگاه‌ خود زندگي‌خواهند كرد.بعضي‌ در كارهاي‌ سياسي‌ وبعضي‌ پستهاي‌ حساس‌ رابدست‌ خواهند گرفت‌ وبعضي‌ در بازار وتجارت‌ وعده‌ اي‌ درآموزش‌وپرورش‌ ودر طبابت‌ ودرجاهاي‌ ديگر مشغول‌ بكار مي‌شوند.

كشوريكه‌ مسئولينش‌ از فرزندان‌ حرام‌ به‌ عمل‌ آمده‌ باشند آيندة‌ سالمي‌نخواهد داشت‌.بلكه‌ كساني‌ مثل‌ شارون‌ وجرج‌ بوش‌ وبيل‌ كلينتون‌وامثال‌ او قدرت‌ را بدست‌ مي‌گيرند كه‌ از كشتار مردم‌ مستضعف‌ومحروم‌ ومخصوصا ملت‌هاي‌ مسلمان‌ لذت‌ مي‌برند.كسانيكه‌ فاقدترحم‌ نسبت‌ به‌ انسانها هستند وفقط‌ خود ومردم‌ خودرا مي‌بينند وبراي‌هيچ‌ كس‌ ديگري‌ ارزش‌ واحترام‌ قائل‌ نيستند.

اينجاست‌ كه‌ به‌ فلسفه‌ احكام‌ در اسلام‌ پي‌ مي‌بريم‌ كه‌ تصدي‌ پستهاي‌حساس‌ مثل‌ رهبري‌ وقضاوت‌ وامامت‌ جماعت‌ را براي‌ افراد حرام‌ زاده‌ممنوع‌ كرده‌ است‌.وبرعكس‌ توجه‌ وعنايت‌ ويژه‌اي‌ به‌ افراد باتقواوپاك‌وسالم‌ از نظر اخلاقي‌ دارد .

امّا حكم‌ ديگري‌ كه‌ اسلام‌ دارد مربوط‌ به‌ حرام‌ بودن‌شرابخواري‌ است‌.شراب‌ مايعي‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها دردين‌ اسلام‌ بلكه‌در همة‌ اديان‌ وبلكه‌ از ديد همة‌ اطباء مضر وضررآور تشخيص‌ داده‌ شده‌است‌.

بزرگترين‌ ضرر شراب‌ مختل‌ كردن‌ عقل‌ آدمي‌ است‌.عقلي‌ كه‌ شرافت‌انسان‌ وبرتري‌ اوبرساير موجودات‌ وابسته‌ به‌ آن‌ است‌.

يكي‌ از دانشمندان‌ گفته‌ است‌ كه‌ حتي‌ مصرف‌ كم‌ الكل‌ مي‌تواندضايعات‌ مغزي‌ بسياري‌ را سبب‌ شود.ووقتي‌ انسان‌ از نوشيدن‌مقداركمي‌ الكل‌،احساس‌ لذت‌ وشادماني‌ مي‌كند نمي‌داند كه‌ به‌ نابودي‌سلولهاي‌ مغزي‌ خود كمك‌ كرده‌ است‌.

آثار زيانبار شراب‌ در جوامع‌ مختلف‌ قابل‌ انكار نيست‌.شراب‌ را مي‌تواندريشة‌ بسياري‌ از مفاسد غرب‌ دانست‌ كه‌ بحمدالله در كشور ما بخاطررعايت‌ مسائل‌ مذهبي‌،شرابخواري‌ در حد بسيار ضعيف‌ واندكي‌ است‌.

امّا در تاريخ‌ مي‌توان‌ به‌ مواردي‌ اشاره‌ كرد كه‌ شرابخواري‌ باعث‌ نابودي‌وجنايت‌ شده‌ است‌.وقتي‌ هارون‌،خليفه‌ عباسي‌،خواهرش‌ عباسه‌ را به‌عقد جعفربرمكي‌ وزير مقتدر خود درآورد اورا از هرگونه‌ تماس‌ جنسي‌منع‌ نمود وجعفرهم‌ اطاعت‌ كرد ولي‌ عباسه‌ نتوانست‌ برهوس‌ خود غلبه‌كند وترتيبي‌ داد تا جعفر با نوشيدن‌ شراب‌ مست‌ شود.آنگاه‌ با او عمل‌جنسي‌ انجام‌ داد.وقتي‌ بعد از مدتها خبر به‌ هارون‌ رسيد،دستور كشتن‌جعفربرمكي‌ وكندن‌ ريشه‌ برامكه‌ در دستگاه‌ خلافت‌ خودرا صادرنمود.وبه‌ اين‌ ترتيب‌ ريشة‌ برمكي‌ها از قدرت‌ وخلافت‌ كنده‌ شد.

ويا وقتي‌ مغولها به‌ ايران‌ حمله‌ كردن‌،پادشاه‌ ايران‌ جلال‌ الدين‌خوارزمشاه‌ بدليل‌ مستي‌ نتوانست‌ تصميم‌  درستي‌ براي‌ دفاع‌ از كشور

بگيرد لذا كشور ايران‌ به‌ اشغال‌ مغولها درآمد وتمدن‌ اسلامي‌ دچار آفت‌مخربي‌ گرديد.

در زمان‌ اميركبير كه‌ مي‌رفت‌ كشور ما از تاريكي‌ وگمراهي‌ بدرآيد وازعقب‌ ماندگي‌ نجات‌ يابد،بدخواهان‌ حكم‌ قتل‌اميركبير را ازناصرالدين‌شاه‌  درحال‌ مستي‌ گرفتند واجرا نمودند.وباعث‌ شدند كه‌ اميد نجات‌ايران‌ برباد رود.

درتاريخ‌ ذكر شده‌ كه‌ افرادي‌ بوده‌ اند كه‌ براثر مستي‌ با محارم‌ خود مثل‌خواهرخود زنا كرده‌اند.

دانشمندان‌ تنها آثار زيانبار شرابخواري‌ را گريبانگير شرابخوار نمي‌دانندبلكه‌ به‌ نسلهاي‌ بعدي‌ هم‌ اين‌ آثار سرايت‌ مي‌كند.

دبيركل‌ سازمان‌ بين‌ المللي‌ مبارزه‌ باالكل‌ گفت‌ كه‌ هشتاد درصد ديوانگان‌وچهل‌ درصد بيماران‌ آميزشي‌ در نتيجة‌ اعتياد به‌ الكل‌ بوده‌است‌.ودكتري‌ در المان‌ گفته‌ است‌ كه‌ درب‌ ميكده‌ هارا ببنديد تا من‌درب‌ نيمي‌ از بيمارستانها وديوانه‌ خانه‌ هارا ببندم‌.

پس‌ ملاحظه‌ مي‌كنيد كه‌ چرا اسلام‌ شراب‌ را حرام‌ نموده‌ است‌.اسلام‌نمي‌خواهد كه‌ مسلمانش‌ اسير اين‌ آثار زيان‌ آورباشد.اسلام‌ مي‌خواهدكه‌ مسلمين‌ تندرست‌ وشاداب‌ وسالم‌ وقوي‌ وبدور از هرگونه‌ انحرافي‌باشند.همانطور كه‌ در بهشت‌ موعود اين‌ چنين‌ وكلية‌ بهشتنيان‌ از هر گونه‌بيماري‌ جسمي‌ وروحي‌ وحتي‌ از صفات‌ زشتي‌ چون‌ حسادت‌،كينه‌جوئي‌،بخل‌ وخساست‌،ترس‌ وتكبر و...بدور مي‌باشند.

مسئله‌ ديگري‌ كه‌ باعث‌ شده‌ كه‌ اسلام‌ را دين‌ محدوديتها تلقي‌ كنندمربوط‌ به‌ روابط‌ جنسي‌ است‌.

چگونه‌ ميتوان‌ قبول‌ كرد كه‌ خداوند حكيم‌ نياز جنسي‌ را در انسان‌ قراردهد ولي‌ براي‌ اشباع‌ سالم‌ آن‌ پيش‌ بيني‌ نكرده‌ باشد؟آنقدر كه‌ در اسلام‌به‌ مسئله‌ برطرف‌ كردن‌ نيازهاي‌ غريزه‌ جنسي‌ اهميت‌ داده‌ شده‌ دركدام‌دين‌ اين‌ چنين‌ بها داده‌ شده‌ است‌؟

البته‌ چون‌ راه‌ برطرف‌ كردن‌ اين‌ نياز حساس‌ است‌ ودرصورت‌ درست‌نبودن‌ راه‌ انسانها دچار آثار زيانباري‌ مي‌شوند،اسلام‌ عزيز اين‌ راهارا درچهارچوب‌ خاصي‌ قرار داده‌ كه‌ هر مسلماني‌ بايد در اين‌ چهارچوب‌ كه‌بسيار بزرگ‌ هم‌ است‌ حركت‌ كند وبراي‌ متخلفين‌ ومتجاوزين‌ از اين‌حدود،مجازاتهاي‌ سختي‌ چون‌ سنگسار،اعدام‌ وشلاق‌ درنظر گرفته‌شده‌ است‌.

از يك‌ طرف‌ اسلام‌ مي‌فرمايد كه‌ دختر بايد آنقدر زود شوهر كند كه‌ هنوزعادت‌ ماهيانه‌ شده‌ از خانه‌ پدر رفته‌ باشد.ويا پسر هرگاه‌ احساس‌ كرد كه‌بخطر گناه‌ مي‌افتد واجب‌ است‌ كه‌ ازدواج‌ كند ويا مرد مي‌تواند بدلائلي‌تا چهار زن‌ دائم‌ وبطور نامحدود همسر موقت‌ داشته‌ باشد واز طرفي‌ به‌كسانيكه‌ بعللي‌ برايشان‌ ازدواج‌ ميسور نيست‌ دعوت‌ وسفارش‌ به‌پاكدامني‌ وعفاف‌ مي‌نمايد.ورابطه‌ جنسي‌ خارج‌ ازدواج‌ را ممنوع‌مي‌داند.

اسلام‌ براي‌ حفظ‌ تعادل‌ غريزه‌ جنسي‌، رابطة‌ زن‌ و مرد را به‌ قيودي‌ مقيدساخته‌ است‌ كه‌ رعايت‌ آنها به‌ سلامت‌ جامعه‌ كمك‌ مي‌نمايد و عدم‌رعايت‌ آنها، باعث‌ انحراف‌ و عاقبت‌ اضمحلال‌ آن‌ جامعه‌ مي‌شود. ازجملة‌ اين‌ قيود و ضوابط‌ :

1ـ محارم‌:

باتوجه‌ به‌ اينكه‌ افرادي‌ بخاطر قرابت‌ و خويشي‌ مجبورند در يك‌ جازندگي‌ كنند، اسلام‌ افرادي‌ را به‌ هم‌ محرم‌ ساخته‌ است‌ كه‌ از يك‌ طرف‌معاشرت‌ اين‌ افراد با هم‌ به‌ دليل‌ عدم‌ رعايت‌ وجوب‌ حجاب‌ زن‌،سخت‌ و مشقت‌ آور نباشد و از طرفي‌ با ممانعت‌ از ازدواج‌ اين‌ افراد باهم‌، روابط‌ خويشاوندي‌ سالم‌ از بين‌ نرود.

علاقه‌ اين‌ افراد به‌ هم‌ علاقه‌ خويشاوندي‌ و فاميلي‌ است‌. مثل‌ علاقه‌ پدرومادر نسبت‌ به‌ فرزند و علاقه‌ برادر نسبت‌ به‌ خواهر و000غيره‌.

2ـ حرمت‌ زنا

علاوه‌ بر ممنوعيت‌ رابطه‌ جنسي‌ با محارم‌، ارتباط‌ با جنس‌ مخالف‌بدون‌ عقد شرعي‌، زنا محسوب‌ شده‌ و حرام‌ و ممنوع‌ است‌.

«وَ لا' تَقْرَبُوا الزِّن'ا اِنَّه‌ُ ك'ان‌َ ف'احِشَة‌ً وَ س'اءَ سَبيلاً».

«به‌ زنا نزديك‌ نشويد زيرا زنا فحشاء و بد راهي‌ است‌».

در سفر معراج‌، در هنگام‌ بازديد از جهنم‌، پيغمبر(ص‌) ديد كه‌:

«عده‌ اي‌ از زنها را به‌ سينه‌هايشان‌ آويزان‌ كرده‌ بودند وعده‌اي‌ ديگر رابا نخ‌ و سوزن‌ آتشين‌، بدنهايشان‌ را مي‌دوختند. از جبرئيل‌ در باره‌اينان‌ پرسيدم‌ فرمود:اينها زناكار بوده‌اند».

پيغمبر(ص‌) به‌ علي‌(ع‌) فرمود:

«زنا داراي‌ سه‌ اثر بد دنيوي‌ و سه‌ اثر بد اخروي‌ است‌: اثرات‌ دنيوي‌زنا عبارتند از: رسواشدن‌، كوتاهي‌ عمر و قطع‌ روزي‌ (روزي‌ حلال‌).و اثرات‌ اخروي‌ آن‌: سختي‌ حساب‌، خشم‌ خداوند و ابدي‌ بودن‌ درجهنم‌ است‌».

توطئه‌ بلعم‌ باعورا

«آمده‌ است‌ كه‌ وقتي‌ لشكر حضرت‌ موسي‌(ع‌) به‌ فرماندهي‌ يوشع‌ بن‌نون‌(ع‌) تصميم‌ به‌ تصرف‌ شام‌ را گرفتند. حاكم‌ آن‌ ناحيه‌ از بلعم‌ باعوراكه‌ دانشمندي‌ قلاّبي‌ بود درخواست‌ كرد كه‌ راهي‌ براي‌ شكست‌ لشكربني‌اسرائيل‌ به‌ او نشان‌ دهد. بلعم‌ به‌ آنان‌ گفت‌ كه‌ تنها عامل‌ شكست‌ اين‌لشكر زنااست‌! شما زنان‌ هرزه‌ را به‌ عنوان‌ خريد و فروش‌ ميان‌ لشكر بني‌اسرائيل‌ بفرستيد و به‌ آنها اجازه‌ بدهيد كه‌ خود را در اختيار مردان‌ لشكربگذارند.

دستور بلعم‌ اجرا شد و زنان‌ هرزه‌ در بين‌ لشكر يوشع‌ رفت‌ و آمدمي‌نمودند و به‌ فسق‌ و فجور با لشكريان‌ مشغول‌ شدند.

طولي‌ نكشيد كه‌ دراثر اين‌ تماسهاي‌ نامشروع‌، مرضي‌ خطرناك‌ در بين‌لشكريان‌ پيدا شد و در فاصلة‌ چند روز هزاران‌ نفر را كشت‌!

اين‌ وضع‌ ادامه‌ داشت‌ تا اينكه‌ يكي‌ از افراد غيرتمند لشكر، نيزة‌ خود رابدست‌ گرفت‌ و به‌ زن‌ و مردي‌ كه‌ در حال‌ زنا بودند حمله‌ كرد و آنان‌ راكشت‌ و اعلام‌ كرد هركه‌ را در حال‌ عمل‌ نامشروع‌ بيابم‌، او را مي‌كشم‌!لشكريان‌ از ترس‌ جان‌، از زنان‌ مذكور فاصله‌ گرفتند و درنتيجه‌ آن‌ مرض‌مهلك‌ از ميان‌ رفت‌ و لشكر بني‌اسرائيل‌ توانست‌ شام‌ را فتح‌ و تصرف‌كند.

زني‌ كه‌ استخاره‌ مي‌كرد!

«يكي‌ از علماء مي‌گويد: مشاهده‌ كردم‌ كه‌ هفته‌اي‌ يكبار خانمي‌ در حرم‌اميرالمؤمنين‌(ع‌) براي‌ زنها استخاره‌ مي‌گيرد. من‌ از يكي‌ از خادمين‌ حرم‌خواهش‌ كردم‌ كه‌ آن‌ زن‌ را نزد من‌ بياورد تا چند سؤال‌ از او بپرسم‌. خانم‌را نزدم‌ آوردند، از او پرسيدم‌: شما چگونه‌ استخاره‌ مي‌گيريد؟ جواب‌داد: با تسبيح‌ و با كمك‌ حضرت‌ ابوالفضل‌(ع‌)! وقتي‌ از او توضيح‌خواستم‌، گفت‌: من‌ زني‌ بيوه‌ هستم‌ كه‌ چند بچه‌ دارم‌. از بي‌ پولي‌ چندبارتصميم‌ به‌ اعمال‌ ناشايست‌ گرفتم‌، ولي‌ هربار منصرف‌ شدم‌ و تقوا پيشه‌نمودم‌. يك‌ دفعه‌ آخر خيلي‌ بمن‌ فشار آمد و ديگر نزديك‌ بودم‌ كه‌ آلوده‌شوم‌ ولي‌ باز منصرف‌ شدم‌ و به‌ حرم‌ حضرت‌ ابوالفضل‌(ع‌) رفتم‌ و سه‌روز در آنجا اعتصاب‌ غذا نمودم‌ و از حضرت‌ تقاضاي‌ كمك‌ نمودم‌.

در عالم‌ رؤيا حضرت‌ عباس‌(ع‌) بمن‌ فرمود: برو و در حرم‌ پدرم‌اميرالمؤمنين‌ (ع‌) براي‌ زنها استخاره‌ بگير!

گفتم‌: من‌ اين‌ كار را بلد نيستم‌!

فرمود: ما كمكت‌ مي‌كنيم‌.

من‌ هم‌ هفته‌اي‌ يك‌ بار به‌ اينجا مي‌آيم‌ و استخاره‌ مي‌گيرم‌ و حضرت‌ هم‌مطالبي‌ كه‌ لازم‌ است‌ به‌ افراد بگويم‌، بر زبانم‌ جاري‌ مي‌كند. و مردم‌ هم‌درعوض‌ بمن‌ مزد مي‌دهند!»

3ـ سرپرستي‌ مرد نسبت‌ به‌ خانواده‌

اسلام‌ مرد را رئيس‌ و سرپرست‌ خانواده‌ مي‌داند و وظيفة‌ او را رفع‌احتياجات‌ خانواده‌ و اداره‌ امور مختلف‌ دانسته‌ و اطاعت‌ از دستورات‌او را (اگر بر خلاف‌ دستورات‌ خدا و رسول‌ او نباشد) از طرف‌ اعضاي‌خانواده‌، لازم‌ مي‌داند.

«اَلرِّج'ال‌ُ قَوّ'امُون‌َ عَلَي‌ النِّس'اءِ بِم'ا فَضَّل‌َ اللّ'ه‌ُ بَعْضَهُم‌ عَلي‌' بَعْض‌ٍ وَ بِم'ااَنْفَقُوا مِن‌ْ اَمْو'الِهِم‌».

«مردان‌ سرپرستي‌ و كارگذاري‌ زنان‌ را برعهده‌ دارند، بخاطر برتري‌ كه‌خداوند بعضي‌ (مردان‌) را بر بعضي‌ (زنان‌) داده‌ است‌، و به‌ خاطرنفقه‌اي‌ كه‌ از اموالشان‌ مي‌پردازند».

«پيغمبر(ع‌) فرمود: اگر زن‌ از خانه‌ خارج‌ شود در حالي‌ كه‌ شوهرش‌ ازاو ناراضي‌ باشد، تمام‌ فرشتگان‌ او را لعنت‌ مي‌كنند تا زماني‌ كه‌ به‌خانه‌ برگردد».

و در سخن‌ ديگر فرمود:اگر شوهر از زنش‌ ناراضي‌ باشد، عبادتهايش‌قبول‌ نمي‌شود تا زماني‌ كه‌ شوهر از او راضي‌ شود.

4ـ زن‌ مسئول‌ امور خانه‌ :

از طرفي‌ اسلام‌ مسئوليت‌ اداره‌ خانه‌ وامورخانه‌داري‌ را به‌ عهده‌ زن‌گذاشته‌ است‌. آنچنان‌ كه‌ پيغمبر(ص‌) فرمود:

«زن‌ سرپرست‌ خانة‌ شوهرش‌ بوده‌ و مسئول‌ است‌».

باتوجه‌ به‌ روايات‌ معصومين‌(ع‌)، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ از نظر اسلام‌،خوب‌ است‌ زن‌ به‌ اموري‌ مشغول‌ شود كه‌ تماس‌ اورا با جنس‌ مخالف‌محدود سازد. مثلاً جهاد از زنان‌ برداشته‌ شده‌ است‌ و تهيه‌ آذوقه‌ ومسكن‌ و لباس‌ به‌ عهدة‌ مرد قرار دارد.

عيادت‌ مريض‌ و تشييع‌ جنازه‌ و بقيه‌ امور اجتماعي‌ كه‌ براي‌ مردان‌ بسيارسفارش‌ شده‌ است‌، براي‌ زنان‌ سفارشي‌ از طرف‌ بزرگان‌ دين‌ نشده‌است‌، بلكه‌ به‌ زنان‌ رخصت‌ داده‌ شده‌ است‌ كه‌ در اين‌ امور شركت‌نكنند. امّا از آن‌ طرف‌ براي‌ اداره‌ امور منزل‌ و مشغول‌ شدن‌ به‌ تربيت‌كودكان‌ و تعليم‌ و آموزش‌ و رفع‌ احتياجات‌ شوهر بسيار سفارش‌ شده‌است‌. به‌ چند حديث‌ در اين‌ زمينه‌ توجه‌ نمائيد:

«روزي‌ رسول‌ خدا(ص‌) در جمع‌ اصحاب‌ و ياران‌ نشسته‌ بودند كه‌اسماء بنت‌ يزيد انصاري‌، به‌ حضور پيغمبر(ع‌) رسيد و عرض‌ كرد: من‌نماينده‌ زنان‌ هستم‌ تا از شما سؤالي‌ بپرسم‌، و اين‌ فقط‌ سؤال‌ زنان‌انصار و مدينه‌ نيست‌ بلكه‌ هيچ‌ زني‌ در شرق‌ و غرب‌ عالم‌ نيست‌ مگراينكه‌ وقتي‌ سؤال‌ مرا بشنود، آن‌ را مي‌پذيرد. پس‌ من‌ در حقيقت‌نماينده‌ همة‌ زنان‌ عالم‌ هستم‌! پدر و مادرم‌ و خودم‌ فداي‌ شما اي‌رسول‌ خدا!

حقيقتاً خداوند شمارا به‌ پيامبري‌ بسوي‌ زنان‌ و مردان‌ مبعوث‌ نمود، ماهم‌ به‌ تو و خدايت‌، ايمان‌ آورديم‌، و بدرستي‌ كه‌ ما زنان‌، خانه‌ نشينين‌و در حجاب‌ و محدود هستيم‌. غرائز جنسي‌ شما مردها را برطرف‌مي‌كنيم‌ و فرزندان‌ شما را بزرگ‌ مي‌نمائيم‌! آن‌ وقت‌ شما مردها چندامتياز بر ما زنها داريد: شما در نماز جمعه‌ و جماعت‌ و عيادت‌مريضها و تشييع‌ جنازه‌ و حج‌ پياپي‌ و از همه‌ بالاتر در جهاد شركت‌مي‌كنيد! وقتي‌ يكي‌ از شما براي‌ حج‌ و عمره‌ و جهاد، خارج‌ مي‌شويد،ما اموال‌ شما را حفظ‌ مي‌كنيم‌، لباسهاي‌ شما را مي‌بافيم‌، بچه‌هاي‌ شمارا بزرگ‌ مي‌كنيم‌ در حالي‌ كه‌ در اجر و ثواب‌ كارهاي‌ شما شريك‌نيستيم‌!

در اين‌ موقع‌ حضرت‌ با تمام‌ صورت‌ به‌ اصحابش‌ متوجه‌ شد و فرمود:آيا شما تاكنون‌ زني‌ اين‌ چنين‌ ديده‌ايد كه‌ به‌ اين‌ خوبي‌ مسائل‌ دينش‌ رابپرسد؟

اصحاب‌ گفتند: ما فكر نمي‌كرديم‌ زني‌ به‌ اين‌ مرتبه‌ برسد!

سپس‌ پيغمبر به‌ طرف‌ آن‌ زن‌ توجه‌ كرد و فرمود: اي‌ خانم‌! خوب‌ بفهم‌و به‌ همة‌ زنان‌ اعلام‌ كن‌! بدرستي‌ كه‌ خوب‌ شوهرداري‌ كردن‌ زن‌ وجلب‌ رضايت‌ شوهر و موافق‌ او عمل‌ نمودن‌، مساوي‌ و معادل‌ همة‌اين‌ كارهاي‌ خيري‌ است‌ كه‌ مردان‌ انجام‌ مي‌دهند!

آن‌ زن‌ درحالي‌ كه‌ زبان‌ رابه‌ لا اله‌ الاّ اللّه‌ بلند كرده‌ بود نزد زنان‌ برگشت‌.»

5 ـ حجاب‌ زن‌:

» «و به‌ زنان‌ با ايمان‌ بگو: چشم‌از نگاه‌ به‌ مردان‌ اجنبي‌ فروبندند و عفت‌ خويش‌ را حفظ‌ كنند و زينت‌خود را جز آنچه‌ آشكار است‌، ظاهر نسازند، و بايد اطراف‌روسريهاي‌ خود را به‌ سينه‌هايشان‌ بياندازند و زينت‌ خويش‌ را آشكارنكنند مگر براي‌ شوهرانشان‌ يا پدران‌ و پدر شوهران‌ يا پسران‌ و يا پسرشوهران‌ و يا برادران‌ و يا خواهرزادگان‌ و يا برادر زادگان‌ و يا زنان‌ و ياغلامان‌ و يا افراد ناتوان‌ از شهوت‌ همچون‌ پيرمردان‌ كه‌ به‌ زنان‌ تمايلي‌ندارند و يا كودكاني‌ كه‌ از اسرار زنان‌ خبر ندارند و مبادا پاي‌ خود را به‌زمين‌ بكوبند تا آنچه‌ از زينتشان‌ پنهان‌ است‌، ظاهر شود. و اي‌ گروه‌مومنان‌! همگي‌ بسوي‌ خدا توبه‌ كنيد شايد رستگار شويد».

«در آية‌ فوق‌ چهار حكم‌ بيان‌ شده‌ است‌:

1ـ زنها نبايد زينتهاي‌ پنهان‌ خود را (مانند گوشواره‌، خلخال‌، موي‌سر، لباسهاي‌ زينتي‌) آشكار نكنند، مگر آن‌ مقدار كه‌ طبيعتاً آشكاراست‌ (مانند انگشتر، خضاب‌ دست‌ و...).

2ـ بايد دامنة‌ روسري‌ يا مقنعه‌ را بر روي‌ سينه‌ و گردن‌ بيندازند.

3ـ زينتهاي‌ خود را فقط‌ براي‌ دوازده‌ نفر مي‌توانند آشكار كنند (البته‌عمو و دائي‌ در آيات‌ ديگر آمده‌ است‌).

4ـ موقع‌ راه‌ رفتن‌ پاهاي‌ خود را بر زمين‌ نزنند تا زينتها آشكار شود (وباعث‌ جلب‌ توجه‌ نامحرم‌ گردد، مثل‌ كفشهاي‌ پاشنه‌ بلند كنوني‌ وخلخالهاي‌ زمان‌ پيامبر(ص‌)).

«از امام‌ ششم‌(ع‌) پرسيدند: كدام‌ قسمت‌ بدن‌ زن‌ براي‌ نامحرم‌ ديدنش‌حلال‌ است‌؟ فرمود: صورتش‌ و دو پايش‌ و دو دستش‌».

زن‌ گوهري‌ است‌ كه‌ بايد خود را از دستبرد نامحرمان‌ دور نگه‌ دارد. زني‌كه‌ با حجاب‌ در كوچه‌ و خيابان‌ ظاهر مي‌شود، هم‌ ارزش‌ خود را بالامي‌برد و هم‌ آسيبي‌ به‌ سلامت‌ رواني‌ و اخلاقي‌ جامعه‌ وارد نمي‌كند. وخانمي‌ كه‌ رعايت‌ حجاب‌ اسلامي‌ را نمي‌كند هم‌ ارزش‌ خود را پائين‌مي‌آورد و هم‌ مانند ميكربي‌ است‌ كه‌ ديگران‌ را آلوده‌ و مريض‌ مي‌كند.

شهيد مطهري‌ نظراتي‌ در مورد حجاب‌ دارد كه‌ به‌ بعضي‌ از آنها اشاره‌مي‌شود :

«ريشة‌ اصلي‌ واجب‌ بودن‌ پوشش‌ براي‌ زن‌ در اسلام‌، اين‌ است‌ كه‌ اسلام‌مي‌خواهد انواع‌ لذتهاي‌ بصري‌ و لمسي‌ و انواع‌ ديگر لذت‌ جنسي‌،محدود به‌ محيط‌ خانواده‌ و در كادر ازدواج‌ اختصاص‌ يابد و اجتماع‌منحصراً براي‌ كار و فعاليت‌ باشد. برخلاف‌ سيستم‌ غربي‌ كه‌ كار وفعاليت‌ را با لذت‌ جوئي‌هاي‌ جنسي‌، بهم‌ مي‌آميزند».

«علت‌ اينكه‌ دستور پوشش‌ اختصاص‌ به‌ زنان‌ يافته‌ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ميل‌ به‌ خودنمائي‌ و خودآرائي‌ مخصوص‌ زنان‌ است‌. از نظر تصاحب‌قلبها و دلها، مرد شكار و زن‌ شكارچي‌ است‌ همچنانكه‌ از نظر تصاحب‌جسم‌ و تن‌، زن‌ شكار و مرد شكارچي‌ است‌! ميل‌ زن‌ به‌ خودآرائي‌ ازاين‌ نوع‌ حس‌ شكارچي‌گري‌ او ناشي‌ مي‌شود».

«اسلام‌ نمي‌گويد كه‌ زن‌ از خانه‌ بيرون‌ نرود و نمي‌گويد كه‌ حق‌ تحصيل‌علم‌ و دانش‌ را ندارد، بلكه‌ علم‌ و دانش‌ را فريضة‌ مشترك‌ زن‌ و مرددانسته‌ است‌. اسلام‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ خاصي‌ را براي‌ زن‌ تحريم‌نمي‌كند.اسلام‌ هرگز نمي‌خواهد زن‌ بيكار و بي‌عار بنشيند و وجودي‌عاطل‌ وباطل‌ بار آيد. پوشاندن‌ صورت‌ و دستها، مانع‌ هيچ‌ گونه‌ فعاليت‌فرهنگي‌ يا اجتماعي‌ يا اقتصادي‌ نيست‌. آنچه‌ موجب‌ فلج‌ كردن‌ نيروي‌اجتماع‌ است‌، آلوده‌ كردن‌ محيط‌ كار به‌ لذت‌ جوئي‌هاي‌ شهواني‌ است‌».

يكي‌ از ايرادات‌ به‌ مسئلة‌ حجاب‌ اين‌ است‌ كه‌ حجاب‌ موجب‌ سلب‌حق‌ آزادي‌ كه‌ يك‌ حق‌ طبيعي‌ بشري‌ است‌ مي‌گردد ونوعي‌ توهين‌ به‌حيثيت‌ انساني‌ زن‌ بشمار مي‌رود. در جواب‌ بايد گفت‌ كه‌ فرق‌ است‌ بين‌زنداني‌ كردن‌ زن‌ و بين‌ موظف‌ داشتن‌ او به‌ اينكه‌ در مواجه‌ شدن‌ با مردبيگانه‌، پوشش‌ داشته‌ باشد. اگر رعايت‌ پاره‌اي‌ از مصالح‌ اجتماعي‌، زن‌يا مرد را مقيّد سازد كه‌ در معاشرت‌ روش‌ خاصي‌ را اتخاذ نمايند وطوري‌ راه‌ بروند كه‌ آرامش‌ ديگران‌ را بر هم‌ نزنند و تعادل‌ اخلاقي‌ را ازبين‌ نبرند، چنين‌ مطلبي‌ را زنداني‌ كردن‌ و سلب‌ آزادي‌ نمي‌نامند. چطوراگر مردي‌ با بدن‌ برهنه‌ از خانه‌ بيرون‌ آيد، پليس‌ جلو او را مي‌گيرد و به‌عنوان‌ عمل‌ منافي‌ حيثيت‌ اجتماعي‌ او را جلب‌ مي‌كند، اين‌ كار پليس‌ راضد آزادي‌ و زنداني‌ كردن‌، تلقي‌ نمي‌ كنند!

رسولخدا(ص‌) در معراج‌، در هنگام‌ بازديد از جهنم‌ ديدند كه‌:

«زني‌ را به‌ موي‌ سرش‌ آويزان‌ كرده‌ بودند و او مغز سرش‌ را مي‌جويد!از جبرئيل‌ در باره‌ او پرسيدم‌ فرمود: او در دنيا موي‌ سر خود را ازنامحرم‌ نمي‌پوشانده‌ است‌.»

6ـ نگاه‌ و چشم‌ چراني‌

اگر زن‌ و مرد بتوانند كنترل‌ چشم‌ خود را بطور صد در صد در اختيارداشته‌ باشند، از بسياري‌ از گناهان‌ و انحرافات‌ مصون‌ مي‌مانند. لذاخداوند فرموده‌ است‌:

«قُل‌ْ لِلْمُؤمِنين‌َ يَغُضُّوا مِن‌ْ اَبْص'ارِهِم‌ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُم‌ ذ'لِك‌َ اَزْكي‌' لَهُم‌اِن‌َّ اللّ'ه‌َ خَبيرٌ بِم'ا يَصْنَعُون‌. وَ قُل‌ْ لِلْمُؤْمِن'ات‌ِ يَغْضُضْن‌َ مِن‌ْ اَبْص'ارِهِن‌َّ وَيَحْفَظْن‌َ فُرُوجَهَن‌َّ».

«به‌ مردان‌ مؤمن‌ بگو كه‌ چشمان‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را ازحرام‌ حفظ‌ كنند كه‌ اين‌ برايشان‌ پاكيزه‌تر است‌. و به‌ زنان‌ مؤمنه‌ بگو كه‌چشمهاي‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را از ناروا حفظ‌ نمايند».

درحديث‌ از پيامبر(ص‌) است‌ كه‌ فرمود:

«لكل‌ عضو من‌ ابن‌ آدم‌ حظ‌ من‌ الزنا فالعين‌ زناه‌ النظر»

«هر يك‌ از اعضاي‌ فرزندان‌ آدم‌ حظ‌ و بهره‌اي‌ از زنا دارد كه‌ زنان‌ دوچشم‌ نگاه‌ كردن‌ است‌».

در عصر ما برّنده‌ترين‌ اسلحة‌ دشمن‌، تصاوير غير اخلاقي‌ است‌.انسانهابراي‌ اينكه‌ از طريق‌ چشم‌ لذت‌ ببرند، پولهاي‌ زيادي‌ را صرف‌تهيه‌ تصاوير مستهجن‌ چه‌ از طريق‌ ماهواره‌ و چه‌ از طريق‌ اينترنت‌ وويدئو و ابزارهاي‌ ديگر مي‌نمايند.

و هنگامي‌ كه‌ چشم‌ اين‌ صحنه‌هارا ديد، دلش‌ هواي‌ آن‌ را مي‌كند و اي‌بسا كه‌ زمينة‌ انحرافات‌ ديگر را فراهم‌ كند.

گاهي‌ براي‌ شخص‌ اين‌ گونه‌ تصور مي‌شود كه‌ مي‌توان‌ همچو گناهاني‌ رادر اين‌ كشور و در اين‌ شهر انجام‌ داد. بدنبال‌ افراد مثل‌ خود مي‌رود ومجالس‌ پارتي‌ و رقص‌ و غيره‌ تشكيل‌ مي‌دهد و مقدمه‌اي‌ مي‌شود براي‌مفاسد و انحرافات‌ بزرگتر.

بعنوان‌ مثال‌ باندي‌ را گرفتند كه‌ دختران‌ و پسران‌ را به‌ محلي‌ كه‌ انواع‌مفاسد در آنجا مهيّا بود، دعوت‌ مي‌كردند. سپس‌ در حالي‌ كه‌ آنان‌ به‌شهوات‌ نامشروع‌ مشغول‌ مي‌شدند، از آنها فيلم‌ و عكس‌ تهيه‌ مي‌كردندو بعد از چند روز سراغ‌ او مي‌رفتند و مي‌گفتند كه‌ ما فيلم‌ كارهاي‌ خلاف‌شمارا داريم‌. بايد اين‌ مبلغ‌ را بما بدهي‌ و الاّ اين‌ فيلم‌ را در اختيار پدر ومادر و همسر و ديگر اقوامت‌ قرار مي‌دهيم‌! و خلاصه‌ وارد معركه‌هاي‌خطرناكي‌ مي‌شوند كه‌ در آن‌ قتل‌ و تجاوز و تهديد و سرقت‌ و غيره‌ چيزعادي‌ بشمار مي‌رفت‌ ..

ز دست‌ ديده‌ و دل‌  هر دو فريادهر آنچه‌ ديده‌ بينه‌ دل‌ كنه‌ ياد

بسازم‌ خنجري‌ نيشش‌ ز فولادزنم‌ بر ديده‌ تا دل‌ گردد آزاد

رسول‌ خدا(ص‌) فرمود:

«اَلنَّظَرَة‌ُ سَهم‌ٌ مَسْمُوم‌ٌ مِن‌ْ سِه'ام‌ِ ابليس‌».

«نگاه‌ به‌ نامحرم‌، تيري‌ از تيرهاي‌ مسموم‌ شيطان‌ است‌».

گفته‌اند شخصي‌ بود چشم‌چران‌ كه‌ درب‌ مغازه‌ خود در حالي‌ كه‌ به‌ هرزن‌ و دختري‌ كه‌ عبور مي‌كرد تا جائي‌ كه‌ مي‌توانست‌ نگاه‌ مي‌نمود، ذكرلا اله‌ الاّ اللّه‌ مي‌گفت‌! يك‌ روز يك‌ نفر مشتري‌ نزد او آمد و از اين‌ حالت‌مغازه‌دار با خبر شد. جنسي‌ را خواست‌ و مغازه‌دار رفت‌ تا جنس‌ رابياورد. در اين‌ حين‌ خانمي‌ عبور كرد. مغازه‌دار جنس‌ را آورد و دست‌مشتري‌ داد. مشتري‌ گفت‌: شما كه‌ رفتيد اين‌ را بياوريد، يك‌ لا اله‌ الاّ اللّه‌عبور كرد!

او جواب‌ داد: عجب‌ سبحان‌ اللّه‌!.

پيامبر(ص‌) فرمود:

«اگر از آسمان‌ بيفتم‌ و دو نيم‌ شوم‌ برايم‌ بهتر است‌ كه‌ به‌ عورت‌شخصي‌ نگاه‌ كنم‌ يا شخصي‌ به‌ عورت‌ من‌ نظر نمايد!».

 

7ـزينت‌ وآرايش‌:

اگر چه‌ خودآرايي‌ غريزه‌ طبيعي‌ زن‌ ومرد است‌ ولي‌ اين‌ غريزه‌ در زن‌بيشتر است‌ ودوست‌ دارد كه‌ زيبائي‌ او مورد توجه‌ قرار گيرد.آثار اين‌غريزه‌ را مي‌توان‌ در آراستن‌ لباس‌،آرايش‌ مو،انتخاب‌ لباسهاي‌ نازك‌ورنگهاي‌ مهيّج‌ وغيره‌ مشاهده‌ نمود.

از نظر اسلام‌ زينت‌ وتجمل‌ زن‌ بايد فقط‌ براي‌ شوهرش‌ باشد.او در مقابل‌شوهرش‌ مي‌تواند زيباترين‌ لباس‌ وغليظ‌ ترين‌ آرايش‌ را بكار برد و هردفعه‌ از نوعي‌ زينت‌ وخودنمائي‌ استفاده‌ نمايد.حتّي‌' مي‌تواند خود رادرمقابل‌ او برهنه‌ كند.براي‌ شوهرش‌ برقصدو... ودر اين‌ راه‌ محدوديتي‌وجود نداردوامّاآرايش‌ وزينت‌ براي‌ غير شوهر مخصوصاً در خارج‌ ازخانه‌ ،براي‌ او حرام‌ وممنوع‌ مي‌باشد.

در حديث‌ نبوي‌ است‌ كه‌ درمعراج‌ وقتي‌ پيغمبر(ص‌) از جهنم‌ ديداركرد،افرادي‌ را ديد كه‌ معذبند از جمله‌ فرمود:

«زني‌ را ديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدن‌ خود را مي‌خورد.از جبرئيل‌ در باره‌ اوسؤال‌ كردم‌.فرمود: او در دنيا خود را براي‌ ديگران‌ آرايش‌ مي‌نموده‌است‌. زني‌ را ديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدنش‌ را مي‌بريد! فرمود: او زني‌ بود كه‌خود را به‌ مردان‌ عرضه‌ مي‌كرد.»

 همچنين‌ در روايات‌ از اينكه‌ زن‌ عطر زده‌ از خانه‌ خارج‌ شود ،منع‌ شده‌است‌ ازجمله‌ پيغمبراكرم‌(ص‌) فرمود:

«هر زني‌ كه‌ عطر بزند و از خانه‌ خارج‌ بشود،تا زماني‌ كه‌ برگردد در لعن‌ملائكه‌ خواهد بود.»

8ـ شبيه‌ كردن‌ زن‌ خود را به‌ مردان‌:

پوشيدن‌ لباسهاي‌ مردانه‌ به‌ تهييج‌ قواي‌ جنسي‌ زن‌ ومرد كمك‌ مي‌كند.زن‌ شايسته‌ است‌ در برابر مردان‌ و پسران‌ (غير از شوهر) لباسهائي‌بپوشد كه‌ برجستگيهاي‌ بدن‌ او را بپوشاند.

حال‌ اگر زني‌ لباسهاي‌ مردانه‌ بپوشد، آنوقت‌ چشمهاي‌ زيادي‌ را بطرف‌خود جلب‌ مي‌كند و باعث‌ فتنه‌هاي‌ زيادي‌ مي‌شود. بطوري‌ كه‌ گاهي‌بعضي‌ از محارم‌ مثل‌ برادر و دائي‌ و غيره‌ را تحت‌ تأثير خود قرار داده‌ وكار به‌ جاهاي‌ باريك‌ مي‌كشد و آبروهاي‌ خيلي‌ را برباد مي‌دهد! همان‌گونه‌ كه‌ در كشورهاي‌ غربي‌، از ناحيه‌ پدر و مادر و بقيه‌ محارم‌، ارتباطات‌نامشروع‌ با فرزندان‌ برقرار كرده‌اند.

9ـ خلوت‌ با نامحرم‌:

با توجه‌ ميل‌ زن‌ و مرد به‌ جنس‌ مخالف‌، هركجا كه‌ اين‌ دو تنها باشند،باعث‌ تهييج‌ غريزه‌ جنسي‌ شده‌ و زمينه‌ اعمال‌ خلافي‌ را فراهم‌ مي‌كند.پيغمبراكرم‌(ص‌) فرمود:

«اِيّ'اكُم‌ وَ مُح'ادثَة‌ النِّس'اء فَاِنَّه‌ُ لا'يَخْلُو رَجُل‌ٌ بِاءمْرَأَة‌ٍ لَيْس‌َ لَه'ا مَحْرَم‌ٌ اِلاّ' هَم‌َّبِه'ا».

«بپرهيزيد ازسخن‌ گفتن‌ بازنان‌! زيرا اگر مردي‌ با زني‌ نامحرم‌ (بدون‌حضور شخصي‌ از محارم‌) خلوت‌ كند، بطرف‌ آن‌ زن‌ تحريك‌ مي‌شودو به‌ او رغبت‌ مي‌كند».

حتّي‌ در احكام‌ شرعي‌ است‌ كه‌ اگر در مسجدي‌ فقط‌ يك‌ مرد ويك‌ زن‌هستند،نبايد آنجا نماز بخوانند زيرا خلوت‌ با نامحرم‌ ممنوع‌ است‌.

 

اين‌ محدويتها بمنزلة‌ رياضت‌ نيست‌ بلكه‌ شخص‌ ميتواند از راهاي‌صحيح‌ با جنس‌ مخالف‌ خود ازدواج‌ كند وهزچقدر كه‌ بخواهدازلذتهاي‌ جنسي‌ شرعي‌ استفاده‌ نمايد.

البته‌ بعد از اينكه‌ خليفة‌ دوم‌ ازدواج‌ موقت‌ را ممنوع‌ نمود،متاسفانه‌ اين‌ممنوعيت‌دركشورما تبديل‌ به‌ يك‌ رسم‌ وفرهنگ‌ شدبطوريكه‌ درحال‌حاضر ازدواج‌ موقت‌ ويا بقول‌ معروف‌،صيغه‌ از زناهم‌ گاهي‌ شنيعتروزشت‌تر بحساب‌ مي‌ت‌يد.درحاليكه‌ درمان‌ مشكلات‌ جنسي‌ جواناني‌كه‌ بعللي‌ نمي‌توانند ،ازدواج‌ دائم‌ داشته‌ باشند، در صيغه‌ نهفته‌است‌.لذا در سخن‌ بزرگان‌ دين‌ از صيغه‌ بسيار مدح‌ وتعريف‌ شده‌بطوريكه‌ شخصيكه‌ صيغه‌ مي‌كند از اول‌ صيغه‌ تاپايان‌ مدت‌ آن‌،برايش‌حسنه‌ وثواب‌ نوشته‌ مي‌شود.زيرا صيغه‌ جلو زنا را مي‌گيرد.مخارج‌ازدواج‌ را به‌ پائين‌ترين‌ حد تنزل‌ مي‌دهد.مسئوليت‌ دادن‌ نفقه‌ توسط‌شوهر را كه‌ از عهده‌ بسياري‌ از جوانان‌ خارج‌ است‌ از دوش‌ مرد برمي‌دارد.آنان‌ را از پاي‌ ماهواره‌ها وويدئوها ومجالس‌ حرام‌ دور مي‌كند.به‌آنان‌ آرامش‌ روحي‌ مي‌دهد.ميل‌ به‌ غرب‌ را درانسان‌ از بين‌ مي‌برد.ميلي‌كه‌ گاهي‌ بخاطر حسرت‌ خوردن‌ به‌ آزاديهاي‌ جنسي‌ غرب‌ در بعضي‌جوانان‌ شكل‌ گرفته‌ است‌.

از صرف‌ ثروتهاي‌ كلاني‌ را كه‌ در راههاي‌ نامشروع‌ جنسي‌ صرف‌ شدممانعت‌ مي‌نمايد.زنان‌ بيوه‌اي‌ را كه‌ دچار عقده‌هاي‌ ناشي‌ از عدم‌ اشباع‌غريزه‌ جنسي‌ هستند درمان‌ مي‌كند واز گرفتارشدن‌ جوانان‌ بدام‌ زنان‌ومردان‌ ايدزي‌ وناسالم‌ جلوگيري‌ مي‌كند ودهها اثر مفيد ديگر را مي‌توان‌از آثار اشاعه‌ فرهنگ‌ صيغه‌ نامبرد.مردم‌ ما همانطور كه‌ با انقلاب‌اسلامي‌،تحول‌ بزرگي‌ در فرهنگ‌ اين‌ كشور بوجود آوردند،بايد دراين‌زمينه‌ هم‌ به‌ دستورات‌ مراجع‌ وعلماء دلسوز گوش‌ دهند وعمل‌ كنند تاتهاجم‌ فرهنگي‌ دشمن‌ بي‌ اثر شود وجوانان‌ از اين‌ معضل‌ بزرگ‌ اجتماع‌نجات‌ يابند.دشمنان‌ گويا به‌ اين‌ مشكل‌ پي‌ برده‌اند لذا يكي‌ ازابزارهايشان‌ براي‌ ضربه‌ زدن‌ به‌ انقلاب‌ اسلامي‌،ايجاد ميل‌ به‌ زن‌ ويازنگرائي‌ است‌ كه‌ توسط‌ ستون‌ پنجم‌ دشمن‌ كه‌ همان‌ نويسندگان‌ آثارمستهجن‌  ويا توسط‌ بازيگران‌ فيلمهاي‌ كذائي‌ ويا قاچاقچيان‌ سي‌ دي‌هاوماهواره‌ هااجرا ميشود.لذا بايد بفكر چاره‌ بود واز احكام‌ اسلام‌ براي‌دفاع‌ استفاده‌ نمود.

 

پس‌ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ احكام‌ اسلام‌ براي‌ رياضت‌ نيست‌ ويك‌جوان‌ مي‌تواند غريزه‌ جنسي‌ خودرا بارعيت‌ شرائط‌ اسلام‌،اطفاءنمايد.از انواع‌ نوشيدنهاي‌ لذيذ بغير از مست‌ كننده‌ها استفاده‌ نمايد.

در زمينه‌ پوشش‌ ميتواندبا رعايت‌ چند نكته‌از بهترين‌ لباسها استفاده‌ كند: 1-لباس‌ مشهور نپوشد.يعني‌ لباسي‌ كه‌ باعث‌ انگشت‌ نماشدن‌ شخص‌ميشود.مثلا فرض‌ كنيد جواني‌ كت‌ وشلوار كاملا سفيدي‌ بپوشد وكلاه‌شاپو همبرسر بگذارد وبا كفشهاي‌ آنچناني‌ درخيابانهاي‌ جنوب‌ تهران‌ظاهر شود!

2-لباس‌ غربي‌ كه‌ تمايل‌ فردرا به‌ فرهنگ‌ غرب‌ نشان‌ مي‌دهد نپوشد كه‌مي‌توان‌ به‌ پوشيدن‌ كراوات‌ وگردنبند طلا وپاپيون‌ و..اشاره‌ كرد.

زنان‌ پاكدامن‌

«يامريم‌ ان‌ّ الله اصطفيك‌ِ وطهرك‌ِ واصطفيك‌ِ علي‌ نساءالعالمين‌»

آل‌ عمران‌42

     اي‌ مريم‌!خداوند تورا برگزيد وپاك‌ قرار داد وتورا بر زنان‌عالم‌(عصرخودش‌)برتري‌ داد.

     از القاب‌ حضرت‌ فاطمه‌(س‌) زكيه‌ ونقيه‌ وطاهره‌ است‌ كه‌بمعناي‌ پاك‌ از رذائل‌ اخلاقي‌ است‌.زني‌ كه‌ حداقل‌ زيباترين‌ خانم‌ مكه‌ومدينه‌ بود واز نور صورت‌ او ،بهشت‌ فردوس‌ روشن‌ بود،با پاكي‌ودوري‌ از رذائل‌ اخلاقي‌  به‌ مقامي‌ رسيد كه‌ ملائكه‌ با او سخن‌ گفتندوبشارت‌ برگزيدگي‌ او بر تمام‌ زنان‌ عالم‌ از اول‌ تا آخر را دادند.

هرگز كسي‌ نظير تو پيدا نمي‌شودهمتا كسي‌ به‌ عصمت‌ كبري‌ نمي‌شود اي‌ كوثري‌ كه‌ خير كثير از وجودتوست‌اسلام‌ جز به‌ فيض‌ تو احياء نمي‌شود

هر چند دختران‌ دگر داشت‌ مصطفي‌هر دختري‌ كه‌ ام‌ّ ابيها نمي‌شود

منّت‌ ز خلقت‌ تو خدا بر نبي‌ نهاداي‌ گوهري‌ كه‌ مثل‌ تو پيدا نمي‌شود.

     درحديثي‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) ،رسولخدا(ص‌)اينگونه‌ توصيف‌ شده‌است‌:از همه‌ كس‌،حكيمتر وداناتر وبردبارتر وشجاعتر وعادلتر بود.هرگزدستش‌ به‌ زني‌ نامحرم‌ نرسيد وسخاوتمندترين‌ مردم‌ بود.

پاكدامني‌ جنسي‌در قرآن‌

     در سوره‌ مؤمنون‌ يكي‌ از اوصاف‌ مؤمنين‌ را پاك‌ بودن‌ از حرام‌ جنسي‌ذكر كرده‌ است‌.

«قد افلح‌ المؤمنون‌....الذّينهم‌ لِفروجهم‌ حافظون‌»مؤمنون‌ 5

     مؤمنين‌ رستگار شدند...آنان‌ كه‌ عورت‌ خود را از حرام‌ حفظ‌مي‌نمايند.

     همچنين‌ در سوره‌ نور مي‌فرمايد:

«قُل‌ْ لِلْمُؤمِنين‌َ يَغُضُّوا مِن‌ْ اَبْص'ارِهِم‌ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُم‌ ذ'لِك‌َاَزْكي‌' لَهُم‌ اِن‌َّ اللّ'ه‌َ خَبيرٌ بِم'ا يَصْنَعُون‌. وَ قُل‌ْ لِلْمُؤْمِن'ات‌ِ يَغْضُضْن‌َمِن‌ْ اَبْص'ارِهِن‌َّ وَ يَحْفَظْن‌َ فُرُوجَهَن‌َّ».

«به‌ مردان‌ مؤمن‌ بگو كه‌ چشمان‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را ازحرام‌ حفظ‌ كنند كه‌ اين‌ برايشان‌ پاكيزه‌تر است‌. و به‌ زنان‌ مؤمنه‌ بگو كه‌چشمهاي‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را از ناروا حفظ‌ نمايند».

      قوم‌ لوط‌ وقتيكه‌ مقاومت‌ لوط‌ وخانواده‌ او را در مقابل‌ كارهاي‌ زشت‌آنها ديدند به‌ آنها گفتند:«فماكان‌ جواب‌ قومه‌ الاّان‌ قالوا اخرجواآل‌ لوط‌ من‌ قريتكم‌.انّهم‌ اُناس‌ٌ يتطهرون‌»نمل‌56

     خانواده‌ لوط‌ را از دهكده‌ تان‌ اخراج‌ كنيد زيرا اينها پاكيزه‌ خويي‌مي‌نمايند.(وحاضر نيستند اعمال‌ زشت‌ مارا انجام‌ دهند)

يوسف‌ پاكدامن‌

«حضرت‌ يوسف‌(ع‌)از پاكان‌ روزگار بوده‌ است‌ كه‌ با وجود مهيا شدن‌انواع‌ وسايل‌ فسق‌ وفجور از طرف‌ زليخا وديگر زنان‌ ماهروي‌ مصر،درپيشگاه‌ الهي‌ عرضه‌ داشت‌:«رب‌ السجن‌ احب‌ الي‌ّ ممايدعونني‌اليه‌»

يوسف‌ 33

     خدايا!زندان‌ در نزد من‌ از آنچه‌ اينان‌ مي‌خواهند بهتر است‌.

     او زنداني‌ شدن‌ جسم‌ وآزادي‌ روح‌ را بر آزادي‌ جسم‌ وزنداني‌ شدن‌روح‌ ترجيح‌ داد.لذا خداوند پس‌ از اين‌ آزمايش‌ بسيار سخت‌،مقام‌وپادشاهي‌ به‌ او عنايت‌ نمود.

آفرين‌ برآنكه‌ جند جهل‌ راكشت‌ وغالب‌ كرد جندعقل‌ را

جند عقلش‌ گشت‌ چون‌ غالب‌ به‌ جهل‌مي‌شود نزد خدا،از اهل‌ فضل‌

چون‌ زليخا صورتان‌ كم‌ نيستنديوسفان‌ در آتش‌ وغم‌ زيستند

اي‌ زليخا!يوسف‌ آزاري‌ مكن‌!جاي‌ پاكي‌ها تبهكاري‌ مكن‌!

 

فصل‌ دوم‌: آثار مخرب‌ ناپاكي‌ در جامعه‌ وخانواده‌

     كارهاي‌ خلاف‌ عفت‌ وپليداز جهت‌ مفاسدي‌ كه‌ بر آنها باراست‌،حرام‌ شده‌اند والاّ خداوند نمي‌خواهد كه‌ انسان‌ به‌ سختي‌ بيافتدويا رياضت‌ بكشد!

«امام‌ رضا (ع‌):زنا براي‌ اين‌ حرام‌ شده‌ است‌ كه‌ در آن‌فساداست‌.فسادهايي‌ چون‌قتل‌ انسان‌،ازبين‌ رفتن‌ نسب‌ها،ترك‌تربيت‌ كودكان‌،فساد در ارث‌ وامثال‌ اين‌ مفاسد.»

«امام‌ علي‌(ع‌):خدا ترك‌ زنا را واجب‌ نمود بخاطر حفظ‌ نسلها وترك‌لواط‌ را حرام‌ نمود بخاطر زياد شدن‌ نسلها.»

       مي‌توان‌ آثار زيررا از عوارض‌ زيانبار انجام‌ اعمال‌ نامشروع‌ وپليد درجامعه‌ دانست‌:

1-پيدايش‌ هرج‌ ومرج‌ در روابط‌ خانواده‌

     در جوامعي‌ كه‌ براساس‌ اباحي‌ گري‌ وآزادي‌ وبي‌ وبند باري‌ ،روابط‌جنسي‌ وجود دارد،آثار مخرب‌ و ويران‌ كننده‌اي‌ به‌ وجود مي‌آيد كه‌ ازديد جامعه‌ شناسان‌ وحتي‌ سياست‌ مداران‌ پنهان‌ نمانده‌ است‌ لذا گاهي‌به‌ اين‌ مسئله‌ اعتراف‌ دارند كه‌ علت‌ اين‌ مشكلات‌ ومعضلات‌ روز افزون‌جوامع‌ غربي‌ ،عدم‌ اعتنا به‌ مقررات‌ الهي‌ در روابط‌ جنسي‌ است‌.پاپ‌ به‌عنوان‌ رهبر مسيحيان‌ جهان‌ در سالهاي‌ اخير مرتب‌ در بيانيه‌هاوسخنراني‌ها به‌ اين‌ مطلب‌ اشاره‌ نموده‌ است‌ واز رؤساي‌ كشورهاي‌مختلف‌ مسيحي‌ خواسته‌ است‌ كه‌ فرزندان‌ حرام‌ را قانوني‌ ندانند!اما تاكنون‌ نه‌ تنها به‌ اين‌ هشدارها وموعظه‌ها اعتنايي‌ نشده‌ است‌ بلكه‌ هم‌جنس‌ بازان‌ مورد حمايت‌ دولتها بوده‌ وداراي‌ تشكل‌ وصنف‌ واتحاديه‌هستند ودر سال‌ چندين‌ بار اقدام‌ به‌ راهپيمايي‌ وتجمع‌ براي‌ احقاق‌حقوق‌!!خود مي‌كنند!

     نتيجة‌ تسلط‌ شهوات‌ بر همة‌ امور ملتهاي‌ غربي‌ و حضور بي‌ قيد وشرط‌ زن‌ برهنه‌ و عريان‌ در همه‌ جا، پيدا شدن‌ آثار مخربي‌ است‌ كه‌نصيب‌ اين‌ ملتها شده‌ است‌.آثاري‌ همچون‌:

1-فساد نظام‌ خانوادگي‌،

2-افزايش‌ آمار طلاق‌ (يكي‌ از دانشمندان‌ فرانسه‌ كه‌ چندبار هم‌ به‌وزارت‌ رسيده‌ بود، زنش‌ را پنج‌ ساعت‌ بعد از ازدواج‌، طلاق‌ داد!)،

3-تعداد كم‌ ازدواج‌ (در فرانسه‌ از هر هزار نفر، هفت‌ يا هشت‌ نفرازدواج‌ مي‌كنند)

4-كثرت‌ فرزندان‌ نامشروع‌ (در انگلستان‌ از هر سه‌ كودك‌ يكنفر نامشروع‌است‌)،

5-كشتن‌ فرزندان‌ نامشروع‌ با فراغت‌ بال‌ (در فرانسه‌، دادگاه‌ زني‌ را كه‌طفلش‌ را خفه‌ كرده‌ بود و چون‌ طفل‌ هنوز نفس‌ مي‌كشيد سر او را بديواركوبيده‌ بود و كشته‌ بود، مجرم‌ ندانست‌! همچنين‌ رقاصه‌اي‌ كه‌مي‌خواست‌ زبان‌ كودكش‌ را از حلقش‌ درآورد! لذا سر طفلش‌ را زخمي‌كرده‌ و شاهرگش‌ را قطع‌ نموده‌ و او را كشته‌ بود، مجرم‌ شناخته‌ نشد!)

6-افزايش‌ بيماران‌ رواني‌ (در امريكا از هر سه‌ نفر يك‌ نفر مشكل‌ رواني‌دارد)،

7-كثرت‌ تجاوزات‌ و جنايات‌ و از بين‌ رفتن‌ اخلاق‌ سالم‌ در جامعه‌ وبي‌اعتمادي‌ به‌ هم‌ و مردن‌ فضيلتهاي‌ اخلاقي‌ در بين‌ اقشار مختلف‌مردم‌،

8-از بين‌ رفتن‌ عاطفه‌ و محبت‌،

9-شورش‌ و طغيان‌ مردم‌،

10-احساس‌ پوچي‌ دربين‌ اكثر جوانان‌

و...همه‌ از معضلات‌ جوامع‌ غربي‌ مي‌باشند.»

      ما ايراني‌هاي‌ مسلمان‌ بايد ازآثار مخرب‌ فوق‌ در جوامع‌ غربي‌ درس‌عبرت‌ بگيريم‌ وهرگز از آنان‌ دنباله‌ روي‌ ننمائيم‌.اگرچه‌ متأسفانه‌فيلمهائي‌ كه‌ دراين‌ كشور توليد مي‌شود.روزنامه‌ هائي‌ كه‌ نوشته‌مي‌شود.كتابهائي‌ كه‌ منتشر مي‌شود.مجلات‌ رنگي‌ كه‌ چاپ‌ مي‌شوداكثرا در تعريف‌ واشاعه‌ فرهنگ‌ غرب‌ گام‌ برمي‌ دارند وعمدا ياناخواسته‌ رؤياي‌ جوانان‌ را به‌ سفر به‌ غرب‌ واستفاده‌ از آزاديهاي‌آنچناني‌ آنجا ويا آرزوي‌ پديد آمدن‌ حكومتي‌ همچون‌ حكومتهاي‌ليبرالي‌ غرب‌ سوق‌ مي‌دهند.

درحاليكه‌ قرآن‌ اينگونه‌ جوامع‌ را به‌ جاهليت‌ تشبيه‌ مي‌كند وانسانهارا ازجاهليت‌ برحذر مي‌دارد.قبل‌ ازآيه‌ تطهير،خداوند زنان‌ پيامبر(ص‌)را ازقرار گرفتن‌ در مسير جاهليت‌ برحذر مي‌دارد:ولاتبرّجن‌ تبرّج‌الجاهلية‌ الاولي‌. با زينتهاي‌ جاهليت‌ اولي‌ ،خودرا زينت‌ نكنيد.

در تفسير نمونه‌ آمده‌ است‌:اگر عرب‌ در جاهليت‌ اولي‌،جنگ‌ وغارت‌گري‌ داشت‌،در عصر ماهم‌ جنگهايي‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ گاهي‌ بيست‌ ميليون‌كشته‌ ومجروح‌ بجا مي‌گذارد.اگر در جاهليت‌ عرب‌،زنان‌ تبرج‌ به‌ زينت‌مي‌كردند وروسري‌هاي‌ خودرا كنار مي‌زدند به‌ گونه‌اي‌ كه‌ مقداري‌ ازسينه‌ وگلو وگردن‌ وگوشواره‌ نمايان‌ مي‌گشت‌،در عصر ما كلوپهايي‌مانندكلوپ‌ برهنگان‌(نمونه‌ آن‌ در انگلستان‌)تشكيل‌ مي‌شود كه‌ افراد درآن‌ برهنه‌ مادرزاد ظاهر مي‌شوند!اگر درجاهليت‌ عرب‌،زنان‌ آلوده‌بوسيله‌ پرچم‌ ،مشتري‌ به‌ خود جذب‌ مي‌كردند در جاهليت‌ ما افرادي‌هستند كه‌ بوسيله‌ روزنامه‌ خصوصي‌ افرادي‌ را بسوي‌ كارهايي‌ كه‌ قلم‌ ازبيان‌ آن‌ شرم‌ دارد،دعوت‌ مي‌كنند.

      آري‌ در عصر رايانه‌ واينترنت‌،هزاران‌ سايت‌ وميليونها سي‌ دي‌ ودي‌وي‌ دي‌ به‌ اشاعه‌ پليدي‌ وآلودگي‌ جنسي‌ مشغول‌ هستند.واين‌ همان‌جاهليت‌ پيشرفته‌ است‌.ومتأسفانه‌ كشور ما از جاهايي‌ است‌ كه‌ دشمن‌روي‌ آن‌ برنامه‌ ريزي‌ نموده‌ است‌ وميليونهادلار براي‌ آلوده‌ كردن‌وپليدكردن‌ نسل‌ جوان‌ ايراني‌ بودجه‌ اختصاص‌ داده‌ وخرج‌ مي‌كند.ومي‌خواهند همان‌ بلاهايي‌ كه‌ برسر خودشان‌ آمده‌ ودانشمندانشان‌ راسراسيمه‌ نموده‌ است‌،بر سر كشور ما درآورند.وبعضي‌ جوانان‌ هم‌ بي‌خبر مقلد مطلق‌ غرب‌ هستند وخيال‌ مي‌كنند هرچه‌ غرب‌ بگويد درست‌است‌ .اينان‌ لباس‌ خودرا براساس‌ الگوهاي‌ غربي‌ مي‌پوشند.گاه‌ علامت‌صليب‌ هم‌ برآن‌ ديده‌ مي‌شود.زنجير طلا صليب‌ مانند برگردن‌مي‌آويزند.نوع‌ آرايش‌ موي‌ سر واصلاح‌ صورت‌ را بر وفق‌ غرب‌ انجام‌مي‌دهند.موسيقي‌ جاز وشو غربي‌ گوش‌ مي‌دهند.گاهي‌ پارتي‌هاي‌غربي‌ ترتيب‌ مي‌دهند.مانند نان‌ مشروب‌ مي‌خورند ومانند آنان‌ به‌اختلاطهاي‌ زن‌ ومرد واعمال‌ نامشروع‌ بجاي‌ ازدواج‌ سالم‌ وقناعت‌ بع‌همسر شرعي‌ وقانوني‌ ،روي‌ مي‌آورند.لذا آمار ايدز بالا مي‌رود!

آمار طلاق‌ بالا مي‌رود.آمار دستگيريهاي‌ افرادي‌ كه‌ درخانه‌هاي‌ فساد بسر مي‌برند توسط‌ نيروي‌ انتظامي‌ افزايش‌مي‌يابد.حتي‌ بعضي‌ از بازيكنان‌ تيم‌ ملي‌ فوتبال‌،بعضي‌ ازهنرپيشگان‌ سينما،بعضي‌ از مجريان‌ تلويزيون‌ در خانه‌هاي‌فساد ودرحال‌ رقص‌ وآواز ومست‌ و...دستگير ورسوامي‌گردند. باندهاي‌ هيجده‌ نفرة‌روباه‌ درتهران‌ وباند اراك‌ وغيره‌كشف‌ ودستگير مي‌شوند.

درحالي‌ كه‌ اگر پاكدامن‌ بودند وروابط‌ جنسي‌  خارج‌ از ازدواج‌ را قبول‌نمي‌كردند دچار اين‌ بحرانهانمي‌ شدند. د.»

دركشورماهم‌ كسانيكه‌ به‌ اين‌ اعمال‌ پليد روي‌ مي‌آورند دچار آثار زيانبارآن‌ شده‌ اندواز هم‌ پاشيده‌ شدن‌ خانواده‌هاي‌ آنها را مي‌توان‌ در آمارهاي‌دادگستري‌ ودر بالابودن‌ سطح‌ طلاق‌ دركشورمان‌ كه‌ يكي‌ از علل‌ آن‌همين‌ آلودگيهاست‌ بخوانيم‌.

2-ظهور جنايات‌ وظلم‌ بوسيله‌ فرزندان‌ حرام‌!

     يكي‌ از معضلات‌ جوامع‌ غربي‌ كه‌ خوشبختانه‌ در كشورماوجودندارد،فرزندان‌ غيرقانون‌ وباصطلاح‌ مردم‌ حرام‌زاده‌ها!هستند.اينان‌ در آينده‌ بزرگ‌ شده‌ ووارد اجتماع‌ مي‌گردند.از نظر اسلام‌ اگرچه‌يك‌ زنازاده‌ مي‌تواند زندگي‌ طبيعي‌ داشته‌ باشد واز حقوق‌ شهروندي‌برخوردار گرددولي‌ بخاطر طبيعت‌ ناسالمي‌ كه‌ در فرد زنازاده‌ وجود داردوميل‌ به‌ ناپاكي‌ وبديها دارد نبايد در مناصب‌ حساس‌ وارد شود.اونمي‌تواند مرجع‌ تقليد ومجتهدشود.او نمي‌تواند امام‌ جماعت‌ گردد.اونمي‌تواند شاهد دادگاه‌ باشد.او نمي‌تواند قاضي‌ باشدو...

اما درغرب‌ اين‌ افراد وارد پستهاي‌ حساس‌ شده‌ واز آنها افرادي‌ مانندشارون‌،بوش‌ و...بوجود مي‌آيد كه‌ به‌ خون‌ مستضعفين‌ تشنه‌ هستندوميل‌ به‌ جنايت‌ وخيانت‌ وفساد دارند. درتاريخ‌ جنايتهاي‌ بزرگي‌ بدست‌افراد حرامزاده‌ انجام‌ شده‌ كه‌ اگر حلال‌ زاده‌ بودند هيچگاه‌ اين‌ اعمال‌ راانجام‌ نمي‌دادند.

به‌ چند مورد از جنايتهاي‌ بزرگي‌ كه‌ بدست‌ افراد زناكاريا اولاد زنا بوجودآمده‌ است‌،اشاره‌ مي‌شود:

شهادت‌ حضرت‌ يحيي‌(ع‌) به‌ دستور يك‌ زن‌ فاسد

     «وقتي‌ «هيروديس‌» تصميم‌ گرفت‌ تا خلاف‌ قوانين‌ تورات‌ با دختربرادر خود كه‌ زن‌ فاسدي‌ بود، ازدواج‌ كند، حضرت‌ يحيي‌7 با اين‌ امرمخالفت‌ كرد و اين‌ ازدواج‌ را باطل‌ اعلام‌ نمود.

زن‌ مزبور وقتي‌ از مخالفت‌ اين‌ پيامبر الهي‌ باخبر شد، دشمني‌ با او را دردل‌ گرفت‌ و نقشه‌اي‌ كشيد. او شبي‌ خود را زينت‌ داد و با زيبائي‌ كامل‌نزد عمويش‌ رفت‌ و در ساعتي‌ كه‌ دل‌ عمو در گرو گرفتن‌ كام‌ دل‌ از اين‌ زن‌فاسد بود، قبول‌ خواستة‌ عمو را در گرو كشتن‌ يحيي‌7 اعلام‌ كرد.پادشاه‌ شهوتران‌ براي‌ جلب‌ رضايت‌ اين‌ زن‌ زانيه‌، دستور داد تا سريحيي‌7 را براي‌ آن‌ زن‌ بياورند! مأمورين‌ پادشاه‌ سر حضرت‌يحيي‌7 را در حال‌ عبادت‌ بريدند و داخل‌ طشتي‌ قرار داده‌ براي‌ اين‌زن‌ آوردند.»

يك‌ فرزند وچندپدر!

     نابغه‌ مادر عمروعاص‌، زني‌ منحرف‌ و مشهوره‌ بود. او با مرداني‌چون‌ ابولهب‌، امية‌ بن‌ خلف‌، هشام‌ بن‌ مغيره‌، ابوسفيان‌ و عاص‌ بن‌ وائل‌ارتباط‌ نامشروع‌ داشت‌. بعد از تولد عمرو، هركدام‌ از اينها ادعا مي‌كردكه‌ عمرو فرزند اوست‌! ولي‌ چون‌ عاص‌ كمكهاي‌ مالي‌ به‌ نابغه‌ مي‌كرد،اين‌ زن‌ اعلام‌ كرد كه‌ عمرو، فرزند عاص‌ مي‌باشد! امّا ابوسفيان‌ مي‌گفت‌:ترديدي‌ ندارم‌ كه‌ عمرو، فرزند من‌ است‌ و از آميزش‌ من‌ منعقد شده‌است‌!

فرزند زن‌ زناكار!

     «زياد كه‌ خود و پسرش‌ ابن‌ زياد از جنايتكاران‌ زمان‌ خودشان‌بوده‌اند، از زناني‌ هرزه‌ بوجود آمدند. مادر زياد بنام‌ سميه‌ از صاحبان‌عَلَم‌! درمكه‌ بوده‌ است‌ كه‌ از اين‌ راه‌ به‌ فسق‌ و فجور مي‌پرداخته‌ است‌.وقتي‌ زياد بدنيا آمد، چون‌ پدرش‌ معلوم‌ نبود، كيست‌، او را زياد بن‌ ابيه‌!يعني‌ زياد پسر پدرش‌! ناميدند. زياد و پسرش‌ عبيداللّه‌ جنايات‌ فراواني‌نسبت‌ به‌ خاندان‌ پيامبر و اولياء خدا روا داشتند.»

مادر حجّاج‌ خونخوار!

     مادر حجاج‌ زن‌ هوسراني‌ بود كه‌ با مرداني‌ غير از شوهرش‌ ارتباط‌نامشروع‌ داشت‌. او مدتي‌ عاشق‌ جوان‌ زيبائي‌ بنام‌ نذر شد و اشعارعاشقانه‌ در وصف‌ يار مي‌گفت‌. عمر كه‌ خليفه‌ بود، خبردار شد و دستورداد تا سر نذر را تراشيدند و او را تبعيد نمود. گفته‌اند حتي‌ در هنگام‌آميزش‌ با شوهرش‌ يوسف‌، بياد نذر بود. امام‌ ششم‌7 در بارة‌ حجاج‌كه‌ 120000 شيعه‌ را شهيد نمود فرمود:  اين‌ جنايات‌ حجاج‌ بخاطر آن‌مادر عياش‌ و لااُباليش‌ بوده‌ است‌.

      «پيامبر(ص‌) به‌ امام‌ حسن‌(ع‌)فرمود:آن‌ كسيكه‌ تورا مي‌كشد،فرزندزنا وفرزند پسرزناكار است‌!»

      «امام‌ صادق‌(ع‌):كسيكه‌ امام‌ حسين‌(ع‌)را كشت‌،ولدالزنابود وكسيكه‌حضرت‌ يحيي‌(ع‌)را كشت‌ نيز ولد الزنا بود.»

3-اشاعه‌ بيماريهاي‌ عجيب‌ وغريب‌

     امراض‌ وبيماريهاي‌ مختلف‌ جنسي‌ همانند ايدز جهان‌ را پر كرده‌است‌ زيرا فساد جنسي‌ دنيا را پر نموده‌ است‌

«ظهر الفسادُ فِي‌ البَّرِ والبَحرِ بماكسبت‌ْ ايدي‌ِ الناس‌»روم‌41

     بخاطر اعمال‌ مردم‌، فساد دنيا را چه‌ در خشكي‌ وچه‌ در دريا پركرده‌است‌.

4-سقط‌ جنين‌ واز بين‌ بردن‌ فرزندان‌ حرام‌

     باز مي‌خوانيم‌ كه‌:«سالانه‌ بيش‌ از چهارصدهزار مورد سقط‌ جنين‌ درزنان‌ زير بيست‌ سال‌در آمريكارخ‌ مي‌دهد كه‌ اكثراً در دختران‌ ازدواج‌نكرده‌  امريكايي‌ است‌ و70% اين‌ دختران‌ حملات‌ جنسي‌ افرادوگروههاي‌ مستهجن‌ و هرزه‌ را تجربه‌ مي‌كنند!»

      «در شهر نيويورك‌ فردي‌ كه‌ يك‌ كلينيك‌ روان‌ شناسي‌ خصوصي‌تأسيس‌ كرده‌ بود ودر آن‌ يكصد كودك‌ را تحت‌ نظارت‌ و مراقبت‌ داشت‌پس‌ از آنكه‌ متهم‌ شد كه‌ تمامي‌ يكصد كودك‌ را مورد تجاوز قرار داده‌است‌ به‌ اسرائيل‌ گريخت‌ كه‌ متأسفانه‌ يك‌ سوم‌ اين‌ كودكان‌ آلوده‌ به‌ ايدزشدند...!»

      آمار فوق‌ از كشور آمريكا است‌ ودر ديگر كشورهاي‌ غربي‌ وضع‌ بهتراز اين‌ نمي‌باشد.در كشور ايران‌ بخاطر نفوذ فرهنگ‌ اسلامي‌ در ميان‌خانواده‌ها،خوشبختانه‌ آمار سقط‌ جنين‌ وديگر آثار مخرب‌ در تمدن‌غرب‌،بسيار پايين‌ بوده‌ واصلا قابل‌ مقايسه‌ با آمار دنياي‌ غرب‌نمي‌باشد.در عين‌ حال‌ بايد خانواده‌ها هوشيار وبيدارباشند وبدانند كه‌تهاجم‌ فرهنگي‌ يك‌ مسئله‌ بسيار جدي‌ است‌ واين‌ تهاجم‌ در حال‌حاضر با سرعت‌ پاييني‌ در حال‌ ورود به‌ كشورماست‌.نشانه‌هاي‌ اين‌تهاجم‌،وضع‌ لباسهاي‌ دختران‌ وپسران‌،ميل‌ به‌ اختلاط‌ جنسي‌ در بين‌بعضي‌ از جوانان‌،استفاده‌ از حدود صدهزارماهواره‌ درپايتخت‌وديگرشهرهادر منازل‌،وفور سي‌ دي‌هاي‌ شو ورقص‌ غربي‌،رفاقت‌هاي‌نامشروع‌ در بين‌ بعضي‌ از نوجوانان‌،دوري‌ از مسجد ومراسمات‌ مذهبي‌دربين‌ جوانان‌ و...علامتهاي‌ خطري‌ براي‌ فرهنگ‌ ايراني‌ اسلامي‌ كشورما بشمار مي‌رود.

 بازديد ازجهنم‌در معراج‌!

     «رسول‌ خدا(ص‌):در معراج‌ از جهنم‌ ديدار كردم‌ وديدم‌ كه‌عده‌ اي‌در مقابلشان‌ گوشت‌ خوب‌ وگوشت‌ مردار است‌.ولي‌ آنان‌ از مردار مي‌خوردند!جبرئيل‌ گفت‌:اينها حرام‌ خوار بوده‌ اند!عده‌ اي‌ را ديدم‌ كه‌لبهاي‌ آنان‌ مانند شتر بود ومأمورين‌ از پهلوي‌ آنان‌ مقراض‌ كرده‌ ودردهانشان‌ مي‌ گذاشتند!جبرئيل‌ گفت‌:اينها عيب‌ جو بوده‌ اند.عده‌ اي‌ راديدم‌ كه‌ سرشان‌ را مي‌ كوبيدند!جبرئيل‌ گفت‌:اينها نماز عشاءنمي‌خواندند!گروهي‌ را ديدم‌ كه‌ مأمورين‌،آتش‌ بدهانشان‌ گذاشته‌ وازمخرجشان‌ در مي‌ آمد!جبرئيل‌ گفت‌:اينها مال‌ يتيم‌ خور بوده‌ اند.عده‌اي‌ را ديدم‌ كه‌ شكمشان‌ آنقدر بزرگ‌ بود كه‌ نمي‌ توانستند برخيزند!جبرئيل‌ گفت‌:اينها رباخوار بوده‌ اند.گروهي‌ از زنها را ديدم‌ كه‌ به‌پستانشان‌ آويزان‌ كرده‌ بودند!جبرئيل‌ گفت‌:اينهازناكار بوده‌ اند.عده‌ اي‌را ديدم‌ كه‌ با نخ‌ وسوزن‌ آتشين‌،بدنهايشان‌ را مي‌ دوختند!جبرئيل‌گفت‌:اينهانيز زناكار بوده‌ اند...زني‌ را ديدم‌ كه‌ بموي‌ سرش‌ آويزان‌ كرده‌بودند!ومغز سرش‌ را مي‌ جويد!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ زن‌ موي‌ خود را ازنامحرم‌ نمي‌ پوشانده‌ است‌!...زني‌ را به‌ پاهايش‌ آويخته‌ بودند!جبرئيل‌گفت‌:اين‌ زن‌ بدون‌ اجازه‌شوهر ازخانه‌ بيرون‌ مي‌ رفته‌ است‌.زني‌ را ديدم‌كه‌ گوشت‌ بدن‌ خود را مي‌ خورد!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ زن‌ بدن‌ خودرا براي‌ديگران‌ آرايش‌ مي‌ كرده‌ است‌!زني‌ را ديدم‌ كه‌ پاهايش‌ را بدستهايش‌بسته‌ بودند ومار وعقرب‌ بر او مسلط‌ بودند!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ زن‌غسلهاي‌ خود را نمي‌ كرده‌ است‌!زني‌ را ديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدنش‌ رامقراض‌ مي‌ كردند!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ زن‌ خود را به‌ مردان‌ عرضه‌ مي‌ كرده‌است‌!شخصي‌ را ديدم‌ كه‌ صورت‌ وبدنش‌ را مي‌ سوزانيدند وروده‌ هاي‌خود را مي‌ خورد!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ شخص‌ واسطه‌ زنا بوده‌ است‌!شخصي‌ را ديدم‌ كه‌ سرش‌ مثل‌ خوك‌ وبدنش‌ مثل‌ الاغ‌ بود ! جبرئيل‌گفت‌:اين‌ شخص‌ سخن‌ چيني‌ مي‌ كرده‌ است‌.شخصي‌ را ديدم‌ كه‌صورتش‌ مثل‌ سگ‌ بود وآتش‌ بر او وارد مي‌ كردند!جبرئيل‌ گفت‌:اوخواننده‌ وحسود بوده‌ است‌!»

اي‌ زنان‌ ودختران‌ مِصرِمابردگان‌ غرب‌ شوم‌ عصرما

هان‌ مپنداريدعالم‌ سرسري‌ است‌بعد اين‌ عالم‌،جهان‌ ديگري‌ است‌

كه‌ در آن‌ بي‌ عفتان‌ رسواترندمبتلا برخشم‌ وقهر داورند.

      فرق‌ پاكدامنان‌ با ناپاكان‌!

1-فكر وذكر پاكان‌ در باره‌ سلامتي‌ خانواده‌ وجامعه‌ وراههاي‌ پيشرفت‌علمي‌ وصنعتي‌ واقتصادي‌ ونظامي‌ و...است‌ ولي‌ فكر وذكر ناپاكان‌،عمل‌ زناو لواط‌ واستمناء بوده‌ و اينكه‌ امروز وامشب‌ چه‌ كسي‌ را به‌ توربياندازند و عمل‌ نامشروع‌ انجام‌ دهند!

2-پاكان‌ براي‌ خانواده‌ وآبروي‌ خود ارزش‌ واهميت‌ قائلند ولي‌ ناپاكان‌اين‌ مسائل‌ را قديمي‌ مي‌دانند و ارزش‌ خود را در ارتباط‌ نامشروع‌ باديگران‌ حتي‌ اعضاي‌ خانواده‌ مي‌دانند ودنبال‌ اين‌ هستند كه‌ دايره‌كارهاي‌ زشت‌ خود را به‌ ميان‌ خانواده‌ خود بكشند وخواهر وبرادر وزن‌داداش‌ وخواهر زن‌ وشوهر خواهر و...را آلوده‌ نمايند.

     اميرمؤمنان‌ علي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌(ع‌):«در آخر الزمان‌ كه‌ نزديك‌ قيامت‌ وبدترين‌ زمانهاست‌، زناني‌ پيدا شوند كه‌ خيابان‌ گرد، عريان‌، از دين‌بيگانه‌، دنباله‌رو فتنه‌ها و هوسها و پيرو شهوات‌ و شتابان‌ به‌ لذتها! وحلال‌ كنندة‌ حرامها هستند. اينها گرفتار ابدي‌ دوزخ‌ مي‌باشند»

 

3-افكار پاكان‌ دچار اضطراب‌ وناراحتي‌ وعذاب‌ وجدان‌ نيست‌ ولي‌ناپاكان‌ چون‌ خلاف‌ طبيعت‌ وفطرت‌ خود عمل‌ مي‌كنند هميشه‌ دچاراضطرابند نمونه‌ آن‌ مصرف‌ قرصهاي‌ خواب‌ به‌ مقدار زياد در كشورهاي‌غربي‌ است‌.

4-افراد پاك‌ با چندبار عمل‌ جنسي‌ مشروع‌ با حلال‌ خود در طول‌ هفته‌سير واشباع‌ مي‌شوند ولي‌ افراد ناپاك‌ هيچگاه‌ سير نمي‌شوند وبا اينكه‌ساعات‌ زيادي‌ از شبانه‌ روز را به‌ اين‌ كار اختصاص‌ مي‌دهند ولي‌هيچگاه‌ به‌ اشباع‌ وسيري‌ وارضاء كامل‌ نمي‌رسند.

5-افراد پاك‌ از نظر جسمي‌ وروحي‌ در سلامتي‌ مناسبي‌ هستند وهيچگاه‌ دچار مرضهاي‌ خطرناكي‌ چون‌ «ايدز»و«سفليس‌»نمي‌شوند ولي‌افراد ناپاك‌ دچار انواع‌ بيماريها ومرضها هستند!

6-افراد پاك‌ چنان‌ ارزشي‌ براي‌ پاك‌ ماندن‌ خود قائلند كه‌ گاهي‌ براي‌حفظ‌ پاكي‌ خود جان‌ خود را از دست‌ مي‌دهند.

زن‌ علوي‌

     آمده‌ است‌ كه‌:گروهي‌ از سياهان‌ بصره‌،دختري‌ علوي‌ وسيده‌ راگرفتند و خواستند به‌ او تجاوز نمايندكه‌ دختر گفت‌:من‌ دعائي‌ بلدم‌ كه‌اگر بخوانيد شمشير بر شما اثر نمي‌كند!براي‌ اثبات‌ اين‌ حرفم‌،به‌ هرزوري‌ كه‌ داريد شمشير بر من‌ بزنيد.اگر ضربات‌ شمشير در من‌ اثر نكردبدانيد كه‌ بخاطر اين‌ دعاست‌.

     يكي‌ از آنها شمشيري‌ بر زن‌ وارد كرد و زن‌ افتاد ومرد.آنها تازه‌فهميدند كه‌ دختر به‌ اين‌ طريق‌ جان‌ خود را قرباني‌ كرد تا دچار بي‌ عفتي‌نشود.

      و مرداني‌ هم‌ بودند كه‌ هيچگاه‌ در برابر حتي‌ ثروتهاي‌ زياد حاضر به‌آلوده‌ كردن‌ خود نشدند.همينطور كه‌ اكثر مردان‌ ايراني‌ در زندگي‌ خودجزبا همسر شرعي‌ وقانوني‌ خود با زن‌ ديگري‌ رابطة‌ جنسي‌ نداشته‌وندارند.

     ولي‌ متأسفانه‌ اكثر غربي‌ها چه‌ زنان‌ وچه‌ دخترانشان‌ به‌ خاطر فرهنگ‌غلطي‌ كه‌ دارند به‌ آساني‌ و به‌ ارزاني‌ پاكي‌ خود را مي‌فروشند.حال‌مي‌خواهند اين‌ فرهنگ‌ پليد را به‌ كشور ما همانند كشورهاي‌ ديگر واردكنند.آنوقت‌ دختر مسلمان‌ گاهي‌ تحت‌ تأثير شعارها وافكار آنان‌ كه‌ طبق‌هواي‌ نفس‌ هم‌ است‌ واقع‌ مي‌شود وبه‌ آساني‌ عفت‌ خود را از دست‌مي‌دهد وكم‌ كم‌ به‌ زني‌ فاسد وناپاك‌ تبديل‌ مي‌شود.همچنين‌ پسرمسلمان‌ ايراني‌ تحت‌ تأثيرات‌ افراد لاابالي‌ و اباحي‌ گر قرار گرفته‌وبزرگترين‌ هدفش‌ رابطه‌ جنسي‌ با دختران‌ است‌ وهيچگاه‌ هم‌ به‌ يكي‌ يادوتا قانع‌ نمي‌شوند زيرا اگر كسي‌ مهار نفسش‌ رارها كرد آنوقت‌ طبق‌فرمايش‌ اميرمؤمنان‌ علي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌(ع‌) غلام‌ نفسش‌ مي‌شود وازحتي‌ از غلام‌ پست‌تر مي‌گردد.

رسول‌ خدا(ص‌):«زنا داراي‌ سه‌ اثر بد دنيوي‌ و سه‌ اثر بد اخروي‌ است‌:اثرات‌ دنيوي‌ زنا عبارتند از: رسواشدن‌، كوتاهي‌ عمر و قطع‌ روزي‌(روزي‌ حلال‌). و اثرات‌ اخروي‌ آن‌: سختي‌ حساب‌، خشم‌ خداوند وابدي‌ بودن‌ در جهنم‌ است‌»

     7-اگر پاكان‌ ،مديريت‌ و مسئوليت‌ جامعه‌ را در دست‌ داشته‌ باشندجامعه‌ بطرف‌ سعادت‌ دنيوي‌ واخروي‌ حركت‌ مي‌كند.زيرا فكر پاك‌معجزه‌ مي‌كند وافكار سالم‌ از آن‌ بيرون‌ مي‌آيد ولي‌ در جامعه‌اي‌ كه‌ افرادفايسد وناپاك‌ امور آن‌ كشور را در دست‌ دارند جامعه‌ بطرف‌ نيستي‌ونابودي‌ پيش‌ مي‌رود.اگر نگاهي‌ به‌ كشور عراق‌ بياندازيم‌ متوجه‌مي‌شويم‌ كه‌ چگونه‌ كشوري‌ با اين‌ همه‌ توانائي‌ تبديل‌ به‌ ويرانه‌اي‌شد.اگر امريكا را در نظر بگيريم‌ مي‌بينيم‌ وحضور افراد فاسد درمسئوليتهاي‌ مختلف‌ ،همه‌ روزه‌ شاهد خراب‌ شدن‌ كشور ويا منطقه‌اي‌بدست‌ اين‌ مستكبر مي‌شويم‌.اگر در رأس‌ كشور امريكا فرد پاكدامني‌ بودمي‌توانست‌ ياور مظلومان‌ و دشمن‌ متجاوزين‌ باشد ولي‌ در حال‌ حاضرياور ظالمان‌ ودشمن‌ مظلومين‌ است‌ وهمه‌ روزه‌ لعن‌ ونفرين‌ ميليونها نفرمتوجه‌ مسئولين‌ اين‌ كشور است‌ واكثر مردم‌ دنيا از امريكا نفرت‌ دارند.

همچنين‌ در انگليس‌ وساير كشورهاي‌ اوپائي‌ بخاطر رياست‌ افراد ناپاك‌روزبروز از اخلاق‌ سالم‌ فاصله‌ گرفته‌ وخانواده‌ها بيشترشان‌ از هم‌پالشيده‌ وبقيه‌ هم‌ در معرض‌ خطر قرار دارند.ناپاكان‌ در اين‌ كشورها ازپاكيها نفرت‌ دارند حتي‌ از حجاب‌ كه‌ تكه‌اي‌ پارچه‌ بر روي‌ موي‌ سراست‌ وحشت‌ دارند.

     8-افراد پاكدامن‌ معمولا عاقبت‌ خوبي‌ در انتظارشان‌ است‌ وباآرامش‌ از اين‌ دنيا مي‌روند وبعد از مردنشان‌،پشت‌ سر آنها ازخوبيهايشان‌ ذكر مي‌شود ودر محافل‌ از آنها به‌ نيكي‌ ياد مي‌نمايند.

      ولي‌ افراد ناپاك‌ گاه‌ به‌ سرانجام‌ شومي‌ كشيده‌ مي‌شوند.به‌ آدمكشي‌وقاچاق‌ واعتياد و راهزني‌ ودزدي‌ وكلاهبرداري‌ وتشكيل‌ باند فروش‌دختران‌ كشورهاي‌ جهان‌ سوم‌ به‌ خوشگذرانهاي‌ غربي‌ وعرب‌ وغيره‌منتهي‌ مي‌شود.

     اخيرا در بخش‌ اخبار تلويزيون‌(بهمن‌82) اعلام‌ شد كه‌ در آلمان‌آدمخواري‌ كه‌ دوستش‌ را خورده‌ بود،دستگير شده‌ كه‌ به‌ وجود حداقل‌هشتصد آدمخوار اينترنتي‌ ديگر اعتراف‌ كرد و عجيب‌ تر اينكه‌گفت‌:دوستم‌ خود از من‌ خواهش‌ كرده‌ كه‌ بروم‌ واو را بخورم‌!بعد اين‌ مردكه‌ لباس‌ مرتب‌ وكراوات‌  داشت‌ اضافه‌ نمود كه‌ ما آدمخوارها داريم‌ به‌بشريت‌ خدمت‌ مي‌كنيم‌!زيرا جمعيت‌ جهان‌ زياد شده‌ و بوجود ما نيازاست‌!

     انسانهاي‌ عاقل‌ وخردمند روا نمي‌دانند كه‌ براي‌ اشباع‌ تمايلات‌نفساني‌ خود پا بر روي‌ قوانين‌ الهي‌ وفطري‌ واجتماعي‌ واخلاقي‌وانساني‌ بگذارند.بلكه‌ نفس‌ خود را كنترل‌ مي‌كنند ودر محدوده‌ دين‌وقانون‌ ،تمايلات‌ خود را ارضاء مي‌نمايند.

     باميد روزي‌ كه‌ با برداشتن‌ موانع‌ ازدواج‌ از سر راه‌ جوانان‌ توسط‌خانواده‌ها وهمچنين‌ كمك‌ دولتمردان‌ به‌ اشاعه‌ فرهنگ‌ ازدواج‌ باكمكهاي‌ مالي‌ و فرهنگي‌ به‌ زوجين‌،و آشنايي‌ دختران‌ وپسران‌ با پاكي‌وپاكدامني‌،از شيوع‌ اعمال‌ نامشروع‌ جلوگيري‌ شود وخانواده‌ها بسوي‌سعادت‌ وتكامل‌ حركت‌ نمايند.والسلام‌.

 

 

داستان‌ پاكان‌

 

     در طول‌ تاريخ‌ بشريت‌ هميشه‌ انسانهايي‌ بوده‌اند كه‌ پاكي‌ را بر پليدي‌ترجيح‌ داده‌ وتا آخر عمر خويش‌ از آلودگيها خود را دور نموده‌ وپاكدامن‌زندگي‌ كرده‌اند.كه‌ در اين‌ بخش‌ به‌ داستان‌ چند نفر از آنان‌ اشاره‌ مي‌شود:

 

داستان‌ جواني‌ كه‌ از گذشته‌ عبرت‌ گرفت‌!

«در زمان‌ حكومت‌ عبدالملك‌ مروان‌، مرد تاجري‌ بود كه‌ مردم‌ او را به‌درستكاري‌ و امانت‌ مي‌شناختند. و صاحبان‌ كالا، اجناس‌ خود را بطورامانت‌ و به‌ عنوان‌ حق‌العمل‌ كاري‌ نزد وي‌ مي‌گذاشتند. امّا در يكي‌ ازمعاملات‌ از مسير درستي‌ و امانت‌ منحرف‌ شد و خيانت‌ نمود و طولي‌نكشيد كه‌ مردم‌ اين‌ خبر را شنيدند و آبروي‌ چندين‌ سالة‌ او برباد رفت‌!مردم‌ ديگر بطرف‌ او نمي‌آمدند و او ورشكسته‌ و زيان‌ ديده‌ شد. امّا پسراين‌ تاجر كه‌ جواني‌ فهميده‌ و بافراست‌ بود، از اين‌ حادثه‌ عبرت‌ گرفت‌ وتصميم‌ گرفت‌ كه‌ از سرگذشت‌ تلخ‌ پدرش‌ عبرت‌ گرفته‌ و هيچگاه‌خيانت‌ نكند. او وارد بازار كار شد و پس‌ از مدتي‌ مردم‌ به‌ او اعتمادنمودند و با او معامله‌ مي‌كردند.

روزي‌ افسري‌ كه‌ همساية‌ آن‌ تاجرزاده‌ بود، نزدش‌ آمد و گفت‌: من‌ درحال‌ رفتن‌ به‌ جنگ‌ با روم‌ هستم‌. احتمال‌ دارد كه‌ ديگر زنده‌برنگردم‌. اين‌ ده‌ هزار سكة‌ طلا نزد تو امانت‌ باشد. اگر برنگشتم‌، درمواقعي‌ كه‌ همسر و بچه‌هايم‌ محتاج‌ هستند، به‌ آنها بده‌ و هزار سكه‌ هم‌از اين‌ پولها مال‌ خودت‌ است‌! سپس‌ آن‌ افسر خداحافظي‌ كرد و عازم‌نبرد شد. بعد از مدتي‌ خبر كشته‌ شدن‌ او به‌ خانواده‌اش‌ رسيد. تاجرورشكسته‌ و پدر تاجر فعلي‌ كه‌ از ده‌ هزار سكه‌ اطلاع‌ داشت‌، نزد پسرآمد و گفت‌: حال‌ كه‌ صاحب‌ اين‌ پولها كشته‌ شده‌ تو بيا ومقداري‌ازاينهارا بمن‌ بده‌ تا رونقي‌ به‌ زندگيم‌ بدهم‌ و بعداً آن‌ را بتو برمي‌گردانم‌!پسر گفت‌: پدر! تو از خيانت‌ و نادرستي‌ به‌ اين‌ وضع‌ افتادي‌! بخدا قسم‌اگر اعضاء بدنم‌ را قطعه‌ قطعه‌ كنند، من‌ در امانت‌ خيانت‌ نخواهم‌ كرد واشتباه‌ تو را تكرار نمي‌كنم‌!

وقتي‌ زندگي‌ بر خانواده‌ افسر مقتول‌ سخت‌ شد، نامه‌اي‌ به‌ خليفه‌نوشتند و درخواست‌ كمك‌ كردند ولي‌ نتيجه‌اي‌ نگرفتند. اين‌ جوان‌ ازاين‌ مسئله‌ مطّلع‌ شد و فرزندان‌ آن‌ افسر را خواست‌ و به‌ آنها گفت‌: پدرشما براي‌ همچو روزي‌ مقداري‌ سكه‌ نزد من‌ گذاشته‌ است‌. و سفارش‌كرده‌ كه‌ هزار سكه‌ مال‌ من‌ باشد و بقيه‌ را بشما برگردانم‌. آنها خوشحال‌شده‌ و گفتند ما دو هزار سكه‌ّ بتو مي‌دهيم‌. جوان‌ پولها را به‌ آنان‌ داد وآنان‌ هم‌ دوهزارسكه‌ به‌ او دادند. بعد از چندي‌ خليفه‌ دستور داد كه‌ ازوضع‌ آن‌ خانواده‌ تحقيق‌ كردند و هنگامي‌ كه‌ از ماجراي‌ امانت‌ داري‌ اين‌جوان‌ آگاه‌ شد، دستور داد او را احضار نمودند و پُست‌ خزانه‌داري‌ را به‌او محوّل‌ نمود!»

 

 

ابن‌ سيرين‌ وزن‌ فاسد

ا«بن‌ سيرين‌ جوان‌ پاكدامني‌ بود كه‌ در مغازه‌ پارچه‌ فروشي‌ كارمي‌كرد.روزي‌ زني‌ فاسد گذرش‌ به‌ مغازه‌ او افتاد وتصميم‌ گرفت‌ ابن‌سيرين‌ را فريب‌ دهد.او مقداري‌ پارچه‌ خريد واز ابن‌ سيرين‌ خواست‌ كه‌پارچه‌ هارا برايش‌ به‌ خانه‌اش‌ ببرد.ابن‌ سيرين‌ پارچه‌ به‌ منزل‌ اين‌ زن‌ بردولي‌ وقتي‌ وارد خانه‌ زن‌ شد ،زن‌ در را از داخل‌ قفل‌ كرد ودرخواست‌ زنااز ابن‌ سيرين‌ نمود.ابن‌ سيرين‌ زن‌ را نصيحت‌ كرد ودرخواست‌ اورا ردنمود ولي‌ زن‌ گفت‌ گه‌ اگر بخواستة‌ او تن‌ درندهد آبروي‌ اورا مي‌برد.ابن‌سيرين‌ فكري‌ كرد ودرخواست‌ زن‌ را قبول‌ نمود ولي‌ قبل‌ ا آن‌ خواست‌كه‌ به‌ دستشوئي‌ برود.وقتي‌ داخل‌ دستشوئي‌ شد،از نجاستهاي‌ داخل‌چاه‌ فاضلاب‌ برداشت‌ وسر وصورت‌ خودرا به‌ آنهاآغشته‌ نمود.وقتي‌بيرون‌ آمد آنقدر منظرة‌ نفرت‌ انگيزي‌ پيداكرده‌ بود كه‌ زن‌ اورا از خانه‌اش‌

بيرون‌ نمود!ابن‌ سيرين‌ خوشحال‌ به‌ حمام‌ رفت‌ وخودرا پاك‌ نمود.ولي‌بخاطر اين‌ پاكدامني‌، خدا به‌ او علم‌ تعبيرخواب‌ را داد.»

تقوي‌ شرف‌ مرد بُود دردوجهان‌بي‌ زهد ورع‌ كي‌ رسد كَس‌ به‌ جنان‌مادر مرجع‌ تقليد

«شيخ‌ مرتضي‌ انصاري‌،يكي‌ از فقها ودانشمندان‌ بزرگ‌ شيعه‌ است‌.وقتي‌پس‌ از سالها تحصيل‌ وكوشش‌ به‌ مقام‌ اجتهاد و زعامت‌ نائل‌ آمد،مردم‌به‌ مادر شيخ‌ تبريك‌ گفتند كه‌ فرزندت‌ به‌ مقام‌ اجتهاد ومرجعيت‌ رسيده‌است‌.

آن‌ مادر گفت‌:زحمتي‌ كه‌ من‌ در تربيت‌ فرزندم‌ كشيدم‌،اگر به‌ مقام‌پيامبري‌ هم‌ مي‌رسيد،تعجب‌ نمي‌كردم‌،چه‌ رسد به‌ مقام‌ اجتهاد!

مردم‌ از شنيدن‌ اين‌ سخن‌ تعجب‌ كرده‌ وگفتند:مگر در تربيت‌ فرزندت‌چه‌ كرده‌اي‌ كه‌ ديگران‌ نكرده‌اند؟

مادر شيخ‌ پاسخ‌ داد:بيان‌ زحماتي‌ كه‌ من‌ در تربيت‌ او كشيده‌ام‌،ازحوصلة‌ شما بيرون‌ است‌ ولي‌ به‌ عنوان‌ نمونه‌ مي‌گويم‌ كه‌ هيچ‌ گاه‌ بدون‌طهارت‌ و وضو پستان‌ به‌ دهانش‌ نگذاشتم‌.

وقتي‌ مادر شيخ‌ رحلت‌ كرد،ديدند كه‌ شيخ‌ بر بالين‌ مادر،زارزارمي‌گريد.يكي‌ از شاگردان‌ در مقام‌ دلجوئي‌ گفت‌:جناب‌ استاد!شما با اين‌مقام‌ علمي‌ كه‌ داريد شايسته‌ نيست‌ بر بالين‌ پيرزني‌ اين‌ گونه‌ اشگ‌بريزيد!

شيخ‌ در پاسخ‌ او فرمود:شما هنوز به‌ مقام‌ والاي‌ مادر پي‌نبرده‌ايد!تربيت‌ صحيح‌ وزحمات‌ فراوان‌ مادر بود كه‌ مرا به‌ اينجارسانيد!»«الگوهاي‌ تربيت‌ ص‌36»

مادر سه‌ قهرمان‌

«وقتي‌در قم‌، مادر سه‌ شهيد در تشييع‌ فرزند سومش‌ حاضر شده‌بود،درميان‌ بانوان‌ ودرمقابل‌ جنازة‌ فرزند شهيدش‌،ايستاد وسخنراني‌كرد.نخست‌ خطاب‌ به‌ جنازه‌،اين‌ بيت‌ را خواند:

بشكست‌ اگر دل‌ من‌ بفداي‌ چشم‌ مستت‌سرِ خُم‌ مي‌ْ سلامت‌،شكند اگر سبويي‌يعني‌: امام‌ به‌ سلامت‌ باشند،دل‌ شكسته‌ام‌ به‌ فداي‌ چشمهاي‌ تو.

بعد چنين‌ گفت‌:

پسرم‌!نورديده‌ام‌...سومين‌ پسرم‌ بودي‌ كه‌ تورا نثار راه‌ قرآن‌نمودم‌.امروز،نخستين‌ روز بهار به‌ ديدار گل‌ ارغواني‌ وپرپرم‌ آمده‌ام‌،پيكردوبرادر شهيدت‌ را سال‌ قبل‌ ديدم‌،براي‌ ديدار پيكر تو،نخست‌ اجازه‌نمي‌دادند،ولي‌ وقتي‌ ديدند،صبر واستقامت‌ من‌ خوب‌ است‌،اجازه‌دادند،من‌ وقتي‌ پيكر تو را ديدم‌،از ته‌ دل‌ خشنود شدم‌ كه‌ (به‌ دلخواه‌ من‌شهيد شدي‌)زيرا دلم‌ مي‌خواست‌ تو در راه‌ خدا قطعه‌ قطعه‌ شوي‌وچنين‌ شد.

سپس‌ اين‌ بانوي‌ شجاع‌ دستهايش‌ را بطرف‌ آسمان‌ بلند كرد وچنين‌گفت‌:خدايا!تورا شكر وسپاس‌ مي‌گويم‌ كه‌ فرزندم‌ در اين‌ آزمايش‌الهي‌،اين‌ گونه‌،سرافراز وپيروز وروسفيد،بيرون‌ آمد...»«زنان‌ مردآفرين‌ص‌208»

بخاطر اطاعتش‌ بخشيده‌ شد

««امام‌ صادق‌(ع‌) فرمود: در عهد رسولخدا(ص‌)،مردي‌ از انصار قصدمسافرت‌ داشت‌، هنگام‌ خارج‌ شدن‌ از خانه‌ به‌ همسرش‌ گفت‌: تا من‌برنگشته‌ام‌ از خانه‌ بيرون‌ نرو، چندي‌ بعد، پدرِ زن‌ بيمار شد. اين‌ زن‌شخصي‌ را خدمت‌ پيامبر(ص‌) فرستاد كه‌ شوهرم‌ گفته‌ از خانه‌ خارج‌نشو ولي‌ اكنون‌ پدرم‌ بيمار شده‌ است‌. مي‌توانم‌ به‌ عيادت‌ او بروم‌؟حضرت‌ جواب‌ فرمود كه‌ در خانه‌ بمان‌ و از شويت‌ اطاعت‌ كن‌! چند روزبعد خبر رحلت‌ پدرش‌ را به‌ او دادند. باز به‌ پيامبر(ص‌)پيغام‌ داد كه‌ آيامي‌توانم‌ بر جنازه‌ پدرم‌ حاضر شوم‌؟ حضرت‌ جواب‌ داد كه‌ در خانه‌بمان‌ و از شويت‌ اطاعت‌ كن‌! تا اينكه‌ پدرش‌ را بخاك‌ سپردند. وقتي‌شوهر از سفر آمدبازنش‌ نزد پيامبر رفت‌.پيامبر(ص‌) به‌ زن‌ بشارت‌ داد كه‌در مقابل‌ اطاعت‌ تو از شوهرت‌، خداوند تو و پدرت‌ را آمرزيد.»

 

زن‌ صبور وشكور

«اصمعي‌ وزير خليفه‌ عباسي‌ در بيابان‌ به‌ خيمه‌اي‌ رسيد. زني‌ جوان‌ وصاحب‌ جمال‌ درخيمه‌ بود. اصمعي‌ از او آب‌ طلبيد. زن‌ گفت‌: شوهرم‌نيست‌ و اجازه‌ ندارم‌ به‌ شما آب‌ بدهم‌. ولي‌ اجازه‌ شير اين‌ بز بدست‌خودم‌ است‌. زن‌ از شير به‌ اصمعي‌ داد. در اين‌ موقع‌ سياهي‌ از دورپيداشد. زن‌ گفت‌: شوهرم‌ است‌ كه‌ از صحرا برمي‌گردد. وقتي‌ شتر سواررسيد، زن‌ باستقبال‌ او رفت‌ و بر او سلام‌ كرد، پاهاي‌ او را شست‌ و...ولي‌هر چه‌ زن‌ محبّت‌ مي‌كرد، مرد كه‌ قيافه‌ زشتي‌ داشت‌ و يك‌ پايش‌ لنگ‌بود، با بداخلاقي‌ به‌ او جواب‌ مي‌داد. تا اينكه‌ مرد وارد خيمه‌ شد و نگاه‌غضبناكي‌ به‌ اصمعي‌ نمود و به‌ آخر خيمه‌ رفت‌. اصمعي‌ به‌ زن‌ گفت‌:حيف‌ نيست‌ شما با اين‌ امتيازات‌، با همچو مردي‌ زندگي‌ مي‌كني‌؟ زن‌گفت‌: من‌ از شما كه‌ وزير خليفه‌ هستي‌ تعجب‌ مي‌كنم‌ كه‌ مي‌خواهي‌ بين‌من‌ و شوهرم‌ جدائي‌ بيافكني‌! اگر من‌ با اين‌ مرد زندگي‌ مي‌كنم‌ براي‌ اين‌است‌ كه‌ مي‌خواهم‌ به‌ روايت‌ پيامبر(ص‌)عمل‌ كرده‌ باشم‌ كه‌فرمود:ايمان‌ دو نيمه‌ است‌. نيمه‌اي‌ شُكر و يك‌ نيمه‌اش‌ صبراست‌. من‌ خدا را بر نعمتهايش‌ شكر گفته‌ و بر سختي‌هاي‌ زندگي‌ صبرمي‌نمايم‌. و اميد به‌ پاداشهاي‌ آخرت‌ دارم‌.»

عامل‌ خدا در زمين‌

«مردي‌ خدمت‌ پيامبر(ص‌) آمد و گفت‌: اي‌ رسول‌ خدا! همسري‌ دارم‌ كه‌چون‌ به‌ خانه‌ مي‌روم‌ به‌ پيشبازم‌ مي‌آيد و هنگام‌ خارج‌ شدن‌، بدرقه‌ام‌مي‌كند. اگر مرا ناراحت‌ ببيند مي‌گويد: ناراحت‌ نباش‌! كه‌ اگر غم‌ روزي‌ رامي‌خوري‌، خدا روزي‌ رسان‌ است‌. و اگر غم‌ آخرت‌ داري‌، خداغمهايت‌ را زياد كند!

پيامبر(ص‌) فرمود:

«به‌ او بشارت‌ بهشت‌ بده‌! و به‌ او بگو كه‌ تو يكي‌ از عاملان‌خدايي‌ كه‌ در هر روز، پاداش‌ هفتاد شهيد براي‌ تو خواهد بود.»