ضرورت تحول در حوزه هاى علميه

1

متن سخنرانى حضرت حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى سيدعلى خامنه اى , رياست محترم جمهورى , در ديدار با مدرسين و طلاب مدارس علميه سازمان تبليغات اسلامى استان تهران


2

ضرورت تحول در حوزه هاى علميه

متن سخنرانى حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاى سيد على خامنه اى

تهيه و تنظيم : واحد انتشارات سازمان تبليغات اسلامى استان تهران

ناشر : سازمان تبليغات اسلامى استان تهران

حروف چينى : كامپست سازمان تبليغات اسلامى

ليتوگرافى , چاپ و صحافى : مركز انتشارات دانشگاه علامه طباطبائى

تيراژ : 5000 جلد

تاريخ انتشار : ديماه 1363


3

بسم الله الرحمن الرحيم

اشاره :

در آستانه شروع سال تحصيلى جديد , در مورخه 27 6 63 گروهى از مدرسين و
طلاب مدارس علميه سازمان تبليغات اسلامى استان تهران , با حضرت حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى سيدعلى خامنه اى , رياست محترم جمهورى , ديدار نمودند .

در اين ملاقات , ابتدا حضرت حجت الاسلام صادقى رشاد , مسئول سازمان تبليغات اسلامى استان تهران , در خصوص فعاليتها و عملكرد اين سازمان , در زمينه نظام آموزشى و تبليغى , گزارشى را به اطلاع رئيس جمهورى رساند . سپس حضرت حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى خامنه اى , ضمن بحثى گسترده , رهنمودهاى لازم را ارائه نمودند .

نظر به اهميت فوق العاده اى كه براى بحث انجام شده , قائل هستيم , مشروح كامل اين ديدار را , طى اين جزوه , تقديم طلاب محترم مدارس علميه مى نمائيم . باين اميد كه براى آنان نيز راهگشائى سازنده باشد انشاءالله .

واحد انتشارات

سازمان تبليغات اسلامى استان تهران


4

5
سخنان حضرت حجت الاسلام صادقى رشاد , مسئول سازمان تبليغات اسلامى استان تهران

بسم الله الرحمن الرحيم . اعوذ بالله من الشيطان الرجيم . قبل از هر چيز , من از جانب برادران و خواهران حاضر , از محضر حضرت رئيس جمهور تشكر مى كنم كه عنايت فرمودند و فرصتى را بما دادند تا در محضرشان لحظاتى را بگذرانيم و در فضائى كه ( چنانچه هميشه و همه جا مردم ما شعار بحقشان هست ) با حضور ايشان بوى سرخ بهشتى در آن مى پيچد , لحظاتى را تنفس بكنيم و رهنمودهائى را در آغاز اين كار نو , دريافت بداريم .

اين چنين ديدارها و ملاقاتها , بخصوص ديدار با حضرت رئيس جمهور كه همواره مشوق عناصر فرهنگى و پشتيبان حركتها و فعاليتهاى فرهنگى بوده اند , و بالاخص در خصوص سازمان تبليغات اسلامى عنايت و نظر خاصى داشتند , مايه دلگرمى و تشويق افراد دست اندركار هست .

براى اينكه وقت ارجمند و ذيقيمت جناب رئيس جمهور را نگيريم , من خيلى فشرده اشاره اى مى كنم به گزارشى آمارى , در خصوص فعاليتهاى آموزشى و حوزوى سازمان تبليغات اسلامى استان تهران .

فعاليتهاى سازمان تبليغات اسلامى استان تهران مانند مجموعه تشكيلات سازمان در سراسر كشور در زمينه هاى مختلف


6
تبليغاتى , فرهنگى و آموزشى در شهرها , روستاها , ادارات , كارخانجات , جبهه ها و ديگر محلها است .

كار آموزشى باشكال مختلف آن , به مثابه خونيست كه در رگ رگ واحدها و بخشهاى دفاتر سازمان جاريست , و به منزله ستون فقرات كارها و فعاليتهاى سازمان تبليغات قلمداد مى شود .

و بهمين علت ما در استان تهران به آموزش بيش از هر كار ديگرى بهاء داده ايم , وطى سه سال و اندى كار , تجربه , بيك سلسله موفقيت هائى نيز دست يافته ايم .

مجموعا كارهاى آموزشى سازمان تبليغات اسلامى استان تهران در دو شكل و از دو طريق صورت مى گيرد :

الف يك سلسله كارهاى آموزشى است تحت عنوان آموزشهاى عمومى كه شامل فعاليتهائى مانند اعزام مبلغ و كارهاى سمعى و بصرى و هنرى و كلاسهاى مقطعى و فوق العاده اى كه در ادارات , مساجد , كارخانجات , مدارس , روستاها و ديگر جاها صورت مى گيرد .

در قسمت اعزام مبلغ , طى سه سال گذشته بالغ بر يكصد و پنجاه و دو هزار جلسه تبليغى برگزار شده . اين اعزامها , بصورت متفرق , مستمر يا بصورت موسمى صورت مى گيرد . در روزهاى عادى بطور منظم و مستمر روزانه حداقل 100 روحانى بيك يا دوجا اعزام ميشوند .

در زمينه كلاسهاى مقطعى و متفرقه , با توجه به نيازها , شرايط زمانى , مثل تابستان كه كلاسهاى مقطعى كوتاه مدت و فشرده دائر ميشود , يا بعنوان ماه مبارك رمضان كه كلاسهاى قرآن دائر ميشود , بالغ بر هفتاد هزار نفر تاكنون در برنامه هاى گوناگون آموزشى دفاتر شركت كرده و دوره هائى را گذرانده اند و در حال حاضر نيز , طبق


7
آخرين آمارى كه از كلاسهاى مقطعى و متفرقه مان داريم ( مرداد ماه ) 1800 متعلم تحت پوشش كلاسهاى پراكنده عقائد و معارف اسلامى سازمان تبليغات اسلامى استان تهران قرار دارند .

ب شكل دوم كار آموزشى سازمان تبليغات اسلامى استان تهران , همان شكل حوزوى آموزشى است , طى سه سال گذشته دوره هاى مختلف آموزشى را بصورت بلند مدت , ميان مدت , كوتاه مدت , و مقطعى اجرا كرديم كه مجموعه اين دوره هاى آموزشى و تجربيات حاصل از آن , ما را رهنمون شد به سمت كارهاى آموزشى حوزوى .

مدرسين و مربيانى كه با ما همكارى مى كردند , برادران و خواهران متعلم و دانش آموزى كه در كلاسها شركت مى جستند , افراد صاحب نظرى كه مرتبط بودند , يا از كارهاى ما اطلاع پيدا مى كردند , اكثرا پيشنهاد مى كردند كه بيشتر به علوم حوزوى بهاء داده بشود . و نتيجه سنجش هائى مكرر نيز اين موضوع را تأئيد ميكرد , فرض بفرمائيد اگر ما , درس صرف مى گذاشتيم و از متون جديد استفاده مى كرديم , اكثرا مصر بودند كه حتما از صرف مير جامعه المقدمات استفاده بشود . و اين مسائل موجب شد كه ما بيشتر به اين سمت سوق داده بشويم , و لذا يك طرحى تهيه شد تحت عنوان ( طرح نظام آموزشى حوزوى ) كه در آن طرح دو سيستم آموزشى پيش بينى شده بود , يكى تحت عنوان ( سيستم آموزشى آزاد حوزوى ) ديگرى تحت عنوان ( سيستم آموزشى منضبط حوزوى ) .

هم اكنون در قالب نظام آموزش آزاد حوزوى , قريب به دو هزار نفر را زير پوشش داريم . اين دو هزار نفر به دو صورت آموزش مى بينند :


8

يكى به اينصورت كه بيشتر دفاتر نوارهاى درسى حوزوى را از امثله تا كفايه دارند , و افراد داوطلب در سطوح مختلف مى آيند نوارهاى درسى را تحويل مى گيرند , مى برند و گوش مى كنند , سپس برمى گردانند , مجددا نوار ديگرى را مى گيرند .

صورت ديگر آموزش , كلاسهاى زنده ايست كه در محل دفاتر برگزار شده . الان در ده نقطه استان تهران , بالغ بر يكهزار و ششصد نفر تحت عنوان طلبه نيمه وقت , از افراد شاغل در ادارات , نهادها , احيانا دانشجويان , مشغول تحصيل دروس طلبگى هستند .

اين طرح فرصت مناسبى را براى افراد شاغل و علاقمندى كه داراى شرائطى نيستند كه بتوانند تمام وقت در مدارس جهت تحصيل حضور يابند پديد آورده است .

در رابطه با نظام آموزش منضبط حوزوى هم , دو باب مدرسه را دفتر شهررى , طى دو سال گذشته راه اندازى كرده بود . امسال توسط دفتر مركزى استان , چهار واحد ديگر تأسيس و راه اندازى شده , يعنى در حال حاضر 6 باب مدرسه علميه در شهررى و تهران كه سه واحد آن اختصاص به خواهران و سه واحد آن مختص برادران است , شروع بكار كرده . اين مجموعه حدود 425 طلبه خواهر و برادر را زير پوشش گرفته است , كه از ابتدائى ترين دروس مثل صرف مير , رسائل و مكاسب تدريس مى شود . البته اكثريت را طلاب سال اول و دوم تشكيل مى دهند .

نكته ديگرى كه در اين طرح منظور شده است , اين هست كه يك طرح شامل يك برنامه هشت ساله است كه چهار سالش تحت عنوان ( مقطع مقدمات عمومى ) و چهار سالش تحت عنوان ( مقطع پايه تخصصى ) اجراء خواهد شد .


9

برنامه مقطع مقدمات عمومى , تقريبا همان چيزيست كه در ديگر حوزه ها رسم هست . اما در مقطع پايه تخصصى باضافه آنچه كه در حوزه ها رسم است ( متونى از قبيل رسائل و مكاسب و كفايه ) طلاب با توجه به استعدادى كه دارند , و علاقه اى كه دارند , ميزان توان فراگيريشان , و همچنين تشخيص مدرسين و مديران مدارس , به گروههاى مختلفى تقسيم ميشوند , و رشته هاى تخصصى برايشان تعيين مى شود و براى هر رشته , دروس و متون فوق العاده اختصاصى پيش بينى شده كه طى چهار سال آخر سطح حوزه , بايد طلاب آنها را بگذرانند و آرام آرام با يكى از رشته هاى علمى اسلامى آشنا بشوند .

براى اينكه وقت ارجمند شما را بيش از اين نگيرم , ديگر من قسمت هاى ديگر را عرض نمى كنم . برادران و خواهران كه حضور دارند , شامل مدرسين مدارس علميه سازمان , طلاب مدارس , و بعضى از روحانيون همكار و كاركنان مدارس هستند . من در پايان ضمن تشكر مجدد از محبتى كه فرموديد , چنانچه عرض شد , قريب به 2000 طلبه نيمه وقت داريم , كه آنها هم مشتاق بودند خدمتتان برسند اما بخاطر ضيق جا , همانطور كه مشاهده مى فرمائيد , بسيارى از خواهران و برادران سر پا ايستاده اند , ممكن نشد آنها را هم بياوريم . تقاضاى ما اينست دستور بفرمائيد در يك فرصتى آن برادران و خواهران هم بتوانند خدمتتان برسند , آنها هم رهنمودهائى را از محضرتان دريافت بدارند . خيلى ممنون خواهم شد .

همه برادران و خواهران منتظر هستند كه حضرتعالى رهنمودهائى را در آغاز سال تحصيلى و آغاز كار مدارس , بخصوص در آستانه ماه محرم , كه بعضى از روحانيون همكار هم تشريف دارند , دريافت بدارند . با تشكر .


10
سخنان حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاى خامنه اى رياست محترم جمهورى اسلامى ايران :

بسم اله الرحمن الرحيم . خيلى متشكريم و خوشحاليم از همه عزيزان و از همه برادران و خواهران , و اين را يك فوز بزرگ مى شماريم كه مشاهده كنيم تعداد كسانيكه به نياز حقيقى و اجتناب ناپذير اين زمان يعنى تعلم مقدمات علوم قرآنى , اهتمام مى ورزند و توجه مى كنند و شوق نشان ميدهند , زيادند , بطوريكه سازمان وسيع و گسترده تبليغات اسلامى را كه بحمداله بوسيله برادران ارجمندى اداره و هدايت ميشود , بخود متوجه كرده اند , و آن برادران در اين زمينه احساس تكليف كردند .

اين شوق طبيعى متعلمين و جوانهاى ما را به اين مسئله ميرساند . اين شوق طبيعى خود حاكى و ناشى از يك معرفت و آگاهى صددرصد درستى است . و حقيقت هم همين است كه ما امروز داريم از مايه مى خوريم و اين مايه بايد هر چه بيشتر تقويت بشود . اگر مايه اصلى جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى كه عبارت است از درك صحيح از اسلام و فهم صحيح از متون اصلى اسلامى يعنى قرآن و حديث , و كسانيكه مى توانند اين درك صحيح را دارا باشند , اينها مايه هاى اصلى اين انقلاب است , يعنى فقه و فقيه , فكر و متفكر , علم و علما .

اگر ما اين را امروز تقويت نكنيم و مايه لازم را به آن ندهيم , اين جمهورى فردا نخواهد بود . بدون شك . اين نظام درست است كه


11
بردوش همه است و دست اندركار بوجود آمدن اين نظام و اداره اين نظام , همه مردم هستند و همه قشرها هستند , در اين هيچ شك نبايد كرد , اما آن چيزيكه مى تواند همه قشرها را و همه مردم را بكشاند به ميدان , او كيه , او چيه ؟ ! او جز درك دينى و ايمان اسلامى , چيز ديگرى نيست . درك دينى و ايمان اسلامى هم بخودى خود , بدون هدايت , بدون سررشته دارى لازم , در مردم بوجود نمى آيد , و اينطور جوشنده نميشود , اين وجود روحانيون مبارز و علاقمند و دلسوز و كارى و لايق و فاضل بود در طول دوران اختناق , در اين پانزده سال مبارزه كه توانست اين گوهرهاى درخشنده يعنى نيروهاى انسانى ميليونى را به رشته بكشد , اينها را منسجم بكند . نفس گرم امام عزيزمان چرا اثر كرد ؟

زيرا يك مرجع تقليد بود . زيرا يك عالم و فقيه بود . هيچ رهبر ديگرى ولو خصوصيات تصميم و اراده و شجاعت رهبر ما را هم ميداشت , كه البته چنين چيزى خيلى هم كم نظير است يا امكانش كم است , به فرض هم ميداشت , نمى توانست اين مردم را جلب كند . اين مردم به بركت ايمان و حكم شرعى و احساس تكليف بود كه جمع شدند .

خوب پس مى بينيد كه پايه و متكاء اصلى اين نظام , فقه است و فقيه . ما اين دو ماده اصلى را كه يك مجموعه است , امروز بايستى در حداكثر تلاش غنى كنيم و تقويت كنيم . چطورى ممكن است ؟

اولا تقويت دستگاه فقاهت و فقهاء . يعنى بايستى ما فقهاء جديدى را دائما به اين انقلاب و به تاريخ اين انقلاب و اين ملت تحويل بدهيم . و آن دستگاهى كه مى تواند كارخانه اى باشد براى توليد فقيه , حوزه هاى علميه است . حوزه هاى علميه بايد با يك تحرك و


12
مديريت قوى و با يك تلاش همه جانبه و با يك آگاهى مسئولان و مديران , كار خودش را از گذشته قوى تر تعقيب كند , و به پيش ببرد .

امروز ديگر روزى نيست كه در حوزه هاى علميه بتوان فرض كرد و اجازه داد كه كار درسى مورد بى اعتنائى قرار بگيرد . امروز آن روزيست كه تلاش درسى در حوزه هاى علميه بايد با حداكثر ابتكار و التزام و هدايت صحيح همراه باشد . مبادا طلاب خيال كنند كه از درس خواندن , صدقه جاريه بالاتر و قيمتى ترى براى آنها متصور است .

مبادا تصور بشود كه يك طلبه , بهتر است كه درس را رها كند , بيايد مثلا برود فلان كار عملى را , فلان تلاش سازندگى را در پيش بگيرد . به هيچ وجه .

طلبه بايد بداند كه از هر حركتى و از هر عمل مستمرى , امروز اين براى آينده اسلام مفيدتر و پربركت تر است . اين به معناى اين نيست كه طلبه ها ميدان جنگ نروند , نه خير بايد بروند . طلبه ها بايد بروند در صحنه هاى عظيم جنگ شركت كنند .

اولا براى خاطر اينكه تكليف خودشان را عمل كنند , ثانيا براى اينكه بروند آنجا و تجسم فقه اسلام را در آنجا ببينند . تجسم اخلاق اسلامى را , تربيت صحيح اسلامى را , خطرات دشمنى را كه اينها مى خواهند با انديشه بلند خودشان و با دانش خودشان , در مقابل او جوامع اسلامى را واكسينه كنند . در ذيل اين آيه شريفه : ليتفقهوا فى الدين ولينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم .

به نظرم ميرسد كه مرحوم شيخ يا خودشان يا از قول كسى نقل مى كنند كه تفقه در دين براى آن كسانيكه نفر مى كنند در راه خدا به ميدانهاى جهاد ميروند , به اين است كه غلبه و ظهور حق بر باطل را


13
ببينند . خودش تفقه در دين است . اين بالاترين تفقه در دين است . انسان مى تواند دين را بفهمد وقتى كه ميدانهاى نبرد را مى بيند . اين كار را طلبه ها بايد بكنند اما بعنوان يك كار مقطعى .

طلبه باشند و در ميدان جنگ هم شركت كنند . خيلى خوب , هر سالى يك مدتى را حوزه هاى علميه براى هر فردى از طلاب بگذارند كه بروند در جبهه شركت كنند , لباس رزم بپوشند , و تفنگ هم دست بگيرند . همان كارى كه ازشان برمى آيد و آن كارى كه ازشان توقع هست , آن كار را در حوزه ها انجام بدهند , برگردند سردرس و كارشان . كار طلبه درسى خواندن است و به درس بايستى حداكثر بهاء را بدهند .

در مورد برنامه هاى درسى هم همينطور . البته من طرفدار همين فكر هستم كه شيوه كار درسى , شيوه سنتى باشد . اين شيوه سنتى اگر چه از اول يك برنامه ريزى دقيق روى آن نشده , اما به تدريج يك حالت كارآئى پيدا كرده است . يعنى هيچ كتابى كار يك كتاب استدلالى مثلا مثل سيوطى , يا مغنى يا صمديه يا فرض كنيد كتابهاى مقدماتى نحو را نمى كند . لاكن طرفدار صرفه جوئى هر چه بيشتر در عمر و وقت طلاب هم هستم . مبادا در اين منزلهاى بين راه پاشل كنيد . چون ادبيات علم شيرينى است . اين سيوطى و مغنى و مطول ما در حوزه هاى درسى كه در مشهد بود كه مركز ادبيات در آنجا بود و هميشه ادباى بزرگ بودند و طلبه هاى مشهد معروف بودند از قديم به پرداختن به ادبيات . ديديم كه كسانى ده سال توى همين چند تا كتاب معطل ماندند . اين ديگر تضييع عمر است . امروز جايز نيست حتما ده سال . دو سه ساله بايد اينها را طى كرد و عبور كرد . و رسيد به مراحل اصلى , و البته بايد اينها را ياد گرفت .


14

كتابهائى گاهى ديدم نوشته شده خلاصه , خوبه , بعضى اينها انصافا منطبق با نياز طلاب است . طريقه درس و طريقه كار از همان كتب سنتى قديمى گرفته شده , لاكن زوايد زده شده , بسيار خوب تا برسيم به فقه . به فقه كه رسيديم جاى توسع است .

طلبه عمرش هرگز در شرح لمعه و رسائل و مكاسب تلف نميشود . چون مكاسب درس خارج شيخ است . حالا به ما احترام كردند گفتند بيائيد مكاسب بخوانيد . يعنى پاى درس خارج شيخ بنشينيد . رسائل درس خارج شيخ است . كفايه درس خارج آخوند است . اينطورى است ديگر . اگر ما آنجا خوب تأمل كنيم و خوب تعمق كنيم , خوب ياد بگيريم , چيزى را از دست نداديم . از درس سطح اين استاد مثلا مكاسب امروزمان يكهو رفتيم پاى درس خارج شيخ نشستيم . اگر خوب ياد بگيريم و كار بكنيم , معطلى آنجاها عيبى ندارد .

در فقه هر چه توسع و تعمق و توغل باشد , عيبى ندارد . اما از مقدمات زود عبور كنيد با ياد گرفتن . دائما بايستى فكرهاى فعال در حوزه هاى علميه مشغول برنامه ريزى و طراحى باشند . ما اين راست است كه سالها اگر نگويم قرنها از برنامه ريزى عقب هستيم . ما وارد حوزه هاى علميه شديم با چشم بسته . طول مدت ساليان , حوزه هاى علميه را گذرانديم بدون برنامه . يك برنامه سنتى خودرو بر ما حاكم بوده , امروز اجازه نداريم آن وضع را ادامه بدهيم .

ما پنجاه سال پيش , شصت سال پيش , آنوقتى كه فرهنگ اروپائى وارد اين كشور شد , بايد فرهنگمان را برنامه ريزى شده مى كرديم , و نگذاشتند . خدا رحمت كند مرحوم علامه امينى رضوان الله عليه را , براى ما نقل مى كرد كه يك جمعى شديم ما در نجف رفتيم خدمت مرحوم آيت الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى رحمت


15
الله عليه , و گفتيم كه بيائيد اين برنامه را با اين كيفيت , با اين شكل , در حوزه اجرا كنيم , ايشان هم اول قبول كرد , بعد يك عده اى رفتند به ايشان گفتند كه اين مقدمه هدم حوزه است . لذا آن جمله معروف ايشان كه نظم ما در بى نظمى است , از ايشان صادر شد . يك عده هم تا اين اواخر , معتقد بودند واقعا نظمشان در بى نظمى است .

در حاليكه نظم ضد بى نظمى است . ضد كه در ضد خودش مندرج نميشود . بى نظمى ما در بى نظمى است . عقب ماندگى ما در بى نظمى است . و اين بى نظمى را امروز بايستى با يك برنامه ريزى اولا دقيق و متقن , ثانيا نو به نو جبران كرد .

برادران طراح و برنامه ريز در سازمان تبليغات يا در ساير حوزه هاى علميه بايد بدانند امروز كه برنامه ريزى كردند , سال ديگر تجديد نظر كنند . نه اينكه خرابش كنند . تكميلش كنند . يك دستگاههاى نظارتى بر برنامه ريزى وجود داشته باشد كه دائما زير ذره بين بگذارد برنامه هاى اين مدارس را . ببيند كجايش عيب دارد . كجايش طلبه نمى كشد . كجايش طلبه را ول مى كند , كجايش طلبه را از استعداد خودش دور نگهميدارد . كجايش به نحويست كه طلبه را با همه ظرفيت مورد استفاده قرار نميدهد ؟ روز به روز , و اين احتياج به اين دارد كه مدارس علميه با هم تبادل داشته باشند . الان در تهران خوشبختانه مدارس علميه مدرن و علاقمند هست كم و بيش , اين سلسله مدارس سازمان تبليغات اسلامى , البته يك چيز جديديست و چيز بسيار اميد بخشى است . و انشاالله يك شكوفه تازه اى به اين بوستان دير پاى دير مانده كهن شده , خواهد بخشيد . بايد منتظر ميوه هايش باشيم به فضل الهى . اما مدارس ديگرى هم هست . اين مدارس را با همديگر هماهنگ كنيد , با مدارس قم هماهنگ كنيد . با پيشرفتهاى


16
حوزه هاى ديگر مثل مشهد هماهنگ كنيد . يك چيز كامل و همه جانبه و همه جائى بوجود بيايد . ما ضعف برنامه ريزى داشتيم , بايد اين را جبران كنيم .

ما بايد تربيت كنيم فقهاء را . به بچه هائى كه مى آيند پيش ما درس مى خوانند تفهيم كنيم , كه اين درس خواندن بالاترين و ارزشمندترين اهدافش , فقاهت است . البته اهداف ميانراهى هم دارد , نه اينكه ندارد . . .

. . . . در بعضى از خواهرها و برادرها اين معنا وجود دارد , اشكالى هم ندارد . هدفهاى ميانيست . اما بالاترين و ذى قيمت ترين و ارزشمندترين اهداف اين درس خواندن اينست كه انسان بشود فقيه . يعنى آشناى با دين . با انديشه دينى , با مبانى فكرى دين , اعم از مبانى حقوقى كه امروز نهايت نياز را نظام ما باو دارد كه حالا خواهم گفت يا مبانى فكرى و اعتقادى . اين فقاهت است . ليتفقهوا فى الدين , كه يك بخشى از اين فقاهت , فقاهت مصطلحى است كه فقهاى ما در طول هزار سال گذشته , بر آن اطلاق كردند , يعنى دانستن همين احكام اسلامى كه امروز براى ما نهايت نياز و اهميت را دارد . به آن نياز داريم . اين را به بچه ها تفهيم كنيد . بچه ها با شوق , با احساس اينكه بزرگترين كارى را كه ميشود امروز انجام داد , آنها دارند انجام ميدهند .

يعنى ما داريم با اينكار , خودمان را ميرسانيم به حدولى فقيهى كه در سايه فقاهت توأم با تقوا , دست او دارد دنيا را تكان ميدهد . امروز اينطورى است . امروز سياست جمهورى اسلامى و انقلاب ما در كل صحنه هاى سياسى عالم , با ادنى ارتباط با ما , حضور دارد . نه فقط در منطقه خاورميانه , در كل كشورهاى اسلامى , و نه فقط در


17
كشورهاى اسلامى , در كل كشورهاى جهان سوم آفريقا و آفريقاى سياه , و كشورهاى خط مقدم مبارزه با آفريقاى جنوبى , و كشورهاى آمريكاى لاتين و كشورهاى زيرسلطه و نه فقط در اينها , بلكه در كل محافل سياسى دنيا , حتى سياستهاى استكبارى , كه از ما مى ترسند , از ملتها مى ترسند , از بيدارى ها مى ترسند , در تمام اينها سياست جمهورى اسلامى الان يك حضور فعال دارد . ما اين را احساس مى كنيم . كاملا لمس مى كنيم . هيبت انقلاب , نام امام , عظمت مردم , عظمت اين حركت , به مسئولين جمهورى اسلامى هيبت مى بخشد , ابهت مى بخشد , در صحنه هاى سياسى دنيا و در مذاكرات سياسى جهانى , ما اين را لمس مى كنيم , احساس مى كنيم . ابهتى كه براى ماها قائل هستند , مربوط بمانيست . مربوط به اين ملت است , مربوط به اين امام است , مربوط به اين انقلاب است . مربوط به عظمت هائيست كه اين ملت دارد مى آفريند . در سايه چى ؟ در سايه اسلام . كدام اسلام ؟ اسلامى كه مبين آن يك فقيه مجتهد است . اسلامهاى التقاطى را بريزيد دور . دريافت هاى عوضى از دين و من عندى بى ارزش , هيچ حركتى هم نمى تواند در دنيا ايجاد كند . اين را بدانيد .

هيچ ارزشى نمى تواند بيافريند , چرا ؟ چون عمق ندارد . گاهى بشكل يك اقيانوس جلوه مى كند . اما با عمق يك سانتى متر . چه ارزشى دارد ! ؟ ماده اى ندارد .

ما امروز داريم از آن اسلام جوشنده پرماده عميق تمام نشدنى , كه متصل به قرآن است , متصل به وحى است , متصل به فقاهت است , با ابزار كار آمد فقاهت استفاده مى كنيم بوسيله فقيه , ولى فقيه , وفقهاء كرام , اما داريم از مايه مى خوريم . اين را بدانيد . اينها


18
مايه هاى ارزشمندى هستند كه در طول زمان فراهم شده اند .

شما ميدانيد يك الماس تا بشود الماس , چندين هزار سال طول مى كشد ؟ ميليونها سال بايد بگذرد تا يك عنصرى تبديل بشود به الماس , الماسى كه در آورديد , خيلى زحمت دارد تا الماسهاى ديگرى در كان الماسى بوجود بيايد . اين ماده ارزشمند نفت كه امروز مسرفانه و ولخرجانه , و قدر نشناسانه , مردم دنيا دارند همين طور هى مى كشند و مصرف مى كنند و دود مى كنند و به آسمان مى فرستند , ميدانيد اين در طول چندين ميليون سال در زير زمين بوجود آمده ؟ ! دفعتا كه بوجود نيامده , تدريجا بوجود آمده . در طول ساليان طولانى .

اين جوهرها و گوهرهاى قيمتى كه امروز دنياى اسلام دارد اين جوريند . اينها آستان كه دست نمى آيد . البته خوشبختانه حسابشان حساب ميليونها ديگر نيست . اما حساب سالها است . خوب كى بايد اين سالها شروع بشود ؟ از كجا بايد شروع بشود ؟ اين چرخ حوزه علميه بايد يك لحظه متوقف نشود . و شما برادرها , جوانها , خواهرها , آنهائيكه فقيه بشويد , آنهائيكه آينده داشته باشيد , آنهائيكه استعدادتان را بكار بزنيد , آنهائيكه خوب درس بخوانيد , آنهائيكه زحمت بكشيد , همان بازوهائى هستيد كه در آينده حركت و چرخش اين چرخ عظيم سياسى و اقتصادى و جهانى را , شما ادامه خواهيد داد .

در ميان شماها كسانى هست كه در آينده رهبر خواهد شد . رهبر اين امت . اين جورى است . استعدادها را بكار بياندازيد , اين چشمه هاى جوشان را معلمان , استادان , مديران , باز كنند . ليثيروالهم دفائن العقول . اين دفينه ها را بشورانند , آنطورى خواهد شد . اين يكى از بزرگترين و مبرم ترين كارهاى ماست , وظايف ماست . اين ذخيره


19
را بايد ما , ذخيره فقيه , بايد هر چه بيشتر فعاليت كنيم . و آنگاه ذخيره فقه , فقه هم همين طور . ما بايد به فقهمان برسيم . قرنهاست كه فقاهت شيعه , با يأس از اداره حكومت همراه بوده است . يعنى فقيهى كه مى نشست استنباط مى كرد , فكر نمى كرد كه اين استنباط براى اداره يك جامعه است , براى اداره يك فرد بود , براى اداره يك خانواده بود . حداكثر براى اداره فردها بود , نه جامعه . ما مسائل مربوط به حكومتمان منقح نيست . اما داريم . كلياتى هست , مطالبى هست , رؤس مطالبى هست , عناوين و تيترهائى هست در فقه ما كه اينها را كه نگاه مى كنيم , مى فهميم حكومت اسلامى چقدر مطلب دارد . در زمينه اقتصادى همينطور . اين طور نيست كه مسائل اقتصادى اسلامى را اسلام بيان نكرده باشد , اما استنباط لازم دارد . بايد محققين و متفكرين و اسلام شناسان و فقيهان بنشينند اين احكام اقتصادى را , استنباط بكنند . اين چيز لازميست . بايد اين كار را بكنند . ما بايد امروز فقه اسلامى را متناسب با نياز امروز اسلامى , احياء كنيم . بدانيد كه جوامع ديگرى هم پيدا خواهند شد , بوجود خواهند آمد كه مبناى زندگيشان را فقه اسلامى قرار بدهند .

الان شما ببينيد در دنيا كسانى هستند كه از اسلام بوئى نبرده اند اصلا و ابدا . حالا آن قلدرى كه در سودان مثلا دارد حكومت مى كند , چقدر مى فهمه اسلام چيه ؟ ! اما اعلان حكم اسلامى و فقه اسلامى مى كند . چرا , براى چى ؟ ! براى خاطر اينكه اسلام عليرغم تلاش دويست سيصدساله مدرن , از سوى اروپائى ها , غير از تلاش چند صدساله كشيش هاى مسيحى كه آن غير مدرن و قديمى بود , عليرغم اين تلاش سازمان يافته مدرن همه جانبه علمى تحقيقى , براى ضد ارزش كردن فقه اسلامى , فقه اسلامى امروز شده يك ارزش . اين


20
يك حقيقت بسيار عظيمى است , ساليان دراز قلم بدستهاى مزدور , گويندگان مزدور , متفكرين مزدور , حتى عمامه اى هاى مزدور , در كشورهاى اسلامى تلاش كردند كه نشان بدهند فقه اسلام , به درد امروز ديگر نمى خورد . مثالهائى هم برايش درست كردند , مثل رجم زانى و زانيه محصن و محصنه , قطع دست دزد . اينها را علم كردند , كه چى بگويند . . . . دنيا حالا اينها را قبول مى كند ؟ !

دشمنان و دوستان با هم همدست شدند براى ضد ارزش كردن فقه اسلامى . دشمنان كه معلوم بود , يك عده دوستان هم روى ضعف نفس , بى توجهى , ضعف روحيه , خودشان را باختند . گفتند حالا وقت اين حرفها نيست . اصلا اسمش را نياوريد . مسلمان بودند , اما اسمشان روشنفكر بود . مسلمان روشنفكر . در سخنرانى ها در نطق ها . حالا اسم اين حرفها را نياوريد . نه فقط اسمش را نياوريد بلكه ضدش را بگوئيد . ضدش را هم گفتند .

ما ديديم كسانى را جزء مسلمان نماها كه به حجاب اسلامى حمله كردند , به چادر اسلامى حمله كردند , به قطع دست دزد حمله كردند , به گريه بر سيدالشهداء , هر چى كه مال دين بود و آن ماده ها و مايه هاى اصيل و عميق دينى در آنها نهفته بود , اينها حمله كردند كه اروپائى ها , فرانسوى ها , آمريكائيها , چه , چه , بدشان مى آمد , روشنفكرهاى خودمان قبول نمى كردند . آن دشمنان آنطور , اين دوستان بى عقل هم اينطور . غرض دشمنان و حمق دوستان دست بدست هم داد و فقه اسلام را نه فقط اينجا , در همه دنياى اسلام ضد ارزش كرد يك مدتى .

اين كتابهائيكه عربهاى روشنفكر نوشتند , كه بنده با كتب اينها خيلى مأنوس بودم آنوقتها , مصرى ها و غيره مصرى ها , مخصوصا


21
مصرى ها , در آنها آنقدر از اين حرفها هست كه آقا حالا امروز روز اين حرفها نيست , كه راجع به نميدانم حديث اسلامى و راجع به بعضى از احكام اسلامى , حرف بزنيم .

عليرغم همه اين تلاش و كار سازمان يافته و از همه جا تقويت شده , امروز در دنيا , فقه اسلامى شده يك ارزش . ديگر حالا رهبران جهان اسلام در كنفرانسهاى رسمى هم , مخصوصا اگر ماها آنجا باشيم , با بسم اله حرفشان را شروع مى كنند . يك روز مسخره مى كردند ديگران را كه بسم اله مى گفتند . آن قلدرهائى كه از اسلام هيچ نميدانند كه اشاره كردم دم از اسلام مى زنند . اسم اسلام را مى آروند . احكام اسلامى را مى خواهند جارى كنند . اين شده فقه اسلامى ارزش . امروز روزيست كه دنيا مثل يك تشنه ايست كه منتظر است يك ليوان آب خنك را , بريزند توى حلقش تا لاجرعه سربكشد , و به تمام سلولهايش ميرسد آنا . هيچ از آن هدر نميره . اين ليوان آب زلال و تميز و خنك را كى بدست دنيا خواهد داد ؟ !

اين فقه را كى تنقيح خواهد كرد براى دنيا ؟ ما بايد بكنيم . اين تكليف ماست , و متفكرين و محققين حوزه هاى علميه دست بكار بشوند , دير است . هر جائى را كه ما در گذشته يك مقدار روى آن كار كرديم , شما ببينيد چه حجم عظيم تحقيقات داريم .

آنقدر در باب كتاب[ ( صلوه] ( ما حرف جديد , دقيق , عميق , استدلال , استدلال روى استدلال , استدلال سوم روى استدلال دوم , داريم كه انسان حيرت زده ميشود , شما برداريد نگاه كنيد ببينيد .

شش ماه فقها روى لباس مشكوك حرف مى زنند . اين با يك نظر كه نگاه مى كنى آدم مى گويد خوب معطل شديم , اما اين نشانه قوت تفكر است . فقيه اسلامى نشسته با دقت , در اصول , شش ماه


22
اجتماع امر و نهى را گفته است .

مرحوم محقق قمى رحمت الله عليه در قوانين ملاحظه كرديد , مى گويد شب گذشت و صبح شد , و الى كم قلت وقلت همين طور ان قلت , قلت اينها تفكر است .

هر جا وارد شدند , اينطور تحقيق و دقت بخرج دادند و پيش بردند . چرا ما در مقولات اقتصادى اسلام , همين طور با دقت وارد نشويم , و يك فقه قوى متقن شسته و رفته مشخص شده را به دنيا عرضه نكنيم ؟ !

همين قانون اساسى ما كه بالاخره يك مشت فقها و آدمهاى خوش فكر مرحوم آيت الله بهشتى رضوان الله عليه و حضرت آيت الله العظمى منتظرى و بقيه آقايانى كه دست اندر كار بودند نشستند يك سه ماهى حسابى صرف وقت كردند , ببينيد چى در آوردند از آب ؟ هر جا ما اين قانون اساسى را مطرح مى كنيم , مى گويند بارك الله . تأييد مى كنند . نه اينكه هيچ عيب ندارد , هيچ كجايش ايراد ندارد . چرا , اما اين مجموعه , يك قانون اساسى متقن و محكم است .

فقهاى ما اينطوريند . بنشينند مالياتهاى اسلامى را همينطور در بياورند . زكات و خمس و بقيه مالياتها را منطبق كنند با آنچه كه امروز مورد نياز است . مسئله [ ( اجناس زكويه] ( را كه بحث زيادى بين فقها از قديم تا حالا بوده , در اندازه و كيفيت و تعداد و . . . . بنشينند تنقيح كنند , مشخص كنند . روشن كنند براى ما . و مسائل گوناگون ديگر . اختيارات دولت اسلامى را كه يكى از مسائل فوق العاده مهم در نظام اسلامى است , بنشينند منقح كنند , روشن كنند , مشخص كنند , بدهند به ما .

مباحث مربوط به قضاء و شهادات و اينها را كه خوشبختانه آن


23
يك مقدارى هم كار شده رويش , چون مدتى علماى ما تا يك پنجاه شصت سال قبل از اين , خوب كار قضاوت هم مى كردند . ترافعات پيش آنها بود و قضاوت مى كردند . چون قضاوت مى كردند , به مسئله قضا و شهادات خوب رسيدند . مورد ابتلاشان بوده . امروز تمام مسائل مورد ابتلاى ماست . بايد رويش كار بشود . و بدانيد آن فقهى ارزش خواهد داشت , خواهد ماند , خواهد ساخت , و خواهد اداره كرد كه عالمانه تهيه بشود .

چشم روى هم گذاشتن و همين طورى گفتن آره اين حديث اين را مى گويد , اين نميشود . اين فقه نخواهد شد . مواظب باشيد .

فقها بايستى اغماض از دقايق فقهى و اصولى براى استنباط نكنند . بنشينند قشنگ آيات احكام را استخراج كنند . روايات مربوط به ابواب مختلف را , و از اينها حسابى استفاده كنند .

ما بعد از بحث و فحص زياد , بالاخره با برادرانمان , برادران روحانى كه خوب عده اى مسئول هستند , برادرمان آقاى هاشمى رفسنجانى , و بعضى از برادرهاى ديگر , بالاخره باين نتيجه رسيديم كه بايستى مدارس علميه را تجهيز كنيم . و بايد مدارس علميه بوجود بيايد . الحمدلله شماها حالا اينكار را كرديد و [ ( السابقون السابقون] ( شديد , و پيش رفتيد در اين مورد . مسئله فقه و فقاهت و تربيت فقيه و تزكيه فقه , امروز جزء بزرگترين وظايف ماست .

البته اين را هم بگويم كه برادران و خواهران طلاب توجه بكنند كه امروز طلبه حق ندارد از مسائل جهانى بى اطلاع بماند . امروز ديگر ما نميشود مسائل را ندانيم . يك روزى بود كه در اين مملكت خيلى چيزها مى گذشت و حوزه هاى علميه خبر نداشتند . در قم طلبه اى كه راديو داشته باشد , شايد اصلا نبود و اگر هم بود خيلى به ندرت . من


24
حالا هر چه فكر مى كنم در آن زمانها يك نفر طلبه يادم مى آيد كه راديو داشت . يعنى ما مى شناختيم . بقيه ابدا , اصلا راديو . . . روزنامه كسى نمى خواند . طلبه هاى متجدد , آنروز در قم مثلا سر راه درس , مخصوصا وقتى كه فراغت داشتند و از درس برگشته بودند , اين روزنامه را زده بود كاسب آنجا , اين تيترهاى درشتش را فقط مى خواند . همين . اين متجددها بودند كه از نظر طلبه هاى درس خوان يك قدرى هم وهن بود اين , كه فلانى ايستاده آنجا روزنامه نگاه مى كند مثلا . يك چيز ضد ارزش واقعا محسوب ميشد .

البته انقلاب همه را عوض كرد . انقلاب كه شد مثل آن اكسير احمر كه به هر مسى بزنند طلا مى شود , همه مس هاى وجود را تحت تأثير قرار داد , و يك حقيقت ديگرى درست كرد . و اين به بركت وجود اين رهبر عزيز بود و آگاهى و هوشيارى او .

اين آدمى كه درقم خيال ميشد منزويست , همه امام را بعنوان يك فرد منزوى كه فقط مى آيد درسش را مى گويد و ميرود , اين طورى مى شناختند . معلوم شد به تمام مطالب و دقايق امور آشناست . همه قضايا را مى داند , و طلبه ها را هم تشويق مى كرد ايشان در اوائلى كه مبارزه شروع شده بود كه اين دقايق و ظرائف را بفهمند و بدانند و آگاه باشند از مسائل .

انشا اله كه برادران عزيز و خواهران گرامى و همه مسئولين و مدرسين محترم و مديران , در اين مدارس سازمان تبليغات اسلامى موفق باشند كه اين حركت عظيمى را - كه خوشبختانه در گوشه و كنار كشور مشاهده ميشود و بوجود آمده - ادامه بدهند , و خوب هدايت كنند , و اين را مقدمه اى قرار بدهند براى رشد فقه و فقاهت در جامعه اسلامى . انشاالله .