لمعاتى از شيخ شهيد

1

2

3

4

انتشارات صدرا

لمعاتى از شيخ شهيد

چاپ اول : 1370

تعداد : 000 15

ليتوگرافى , چاپ و صحافى : چاپخانه سپهر

خط : استاد اخوين

همكار فنى : سازمان طرح و اجراى كتاب

ناشر : انتشارات صدرا


5

باسمه تعالى

مجموعه حاضر شامل تعدادى از نامه ها , يادداشتها , . . . و عكسهاى استاد شهيد مطرى , همچنين نامه هايى از حضرت امام خمينى ( ره ) و پدر مكرم استاد به ايشان مى باشد . در تنظيم مطالب اعم از نامه , يادداشت و . . . ترتيب زمانى نگارش آنها ملاك تقدم و تاخر قرار گرفته است . در اين مجموعه تلاش شده است تا گوشه هايى از حيات درخشان و سراسر تلاش و مجاهدت استاد شهيد به تصوير كشيده شود . در عين حال به اين حقيقت اذعان داريم كه هرگز نتوانسته ايم حق مطلب را آن گونه كه شايسته مقام و شان والاى معلم كبير انقلاب , استاد شهيد مطهرى است ادا نماييم .

از آقاى دكتر على خدايى كه عكسهايى از استاد شهيد را براى استفاده در اين مجموعه در اختيار ما قرار دادند , صميمانه تشكر مى كنيم و از تمام علاقه مندان و دوستداران استاد شهيد كه عكس يا نوار سخنرانى و يا دستنوشته اى از ايشان در دست دارند , خواهشمنديم يك نسخه از آن را به نشانى انتشارات صدرا ارسال نمايند تا به نام خودشان منتشر گردد . قبلا از محبت و همكارى اين عزيزان سپاسگزاريم .

اميد آن كه نشر اين مجموعه موجب آشنايى بيشتر ملت حقيقت طلب ايران با گوشه هايى از شخصيت آن متفكر و مجاهد شهيد گردد , همو كه امام راحلمان در سوگ او گريست و وى را پاره تن و حاصل عمر خويش خواند و درباره آثارش فرمود([ من كس ديگرى را سراغ ندارم كه بتوانم بگويم بى استثناء آثارش خوب است , ايشان بى استثناء آثارش خوب است , انسانساز است]( .

رحمت خدا بر روح مطهرش و لعن و نفرين بر قاتلان كوردل و منافقش .

22 بهمن 69

شوراى نظارت بر نشر آثار استاد شهيد مطهرى

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى]( شهيد به خون خود , و در حقيقت به تمام وجود و هستى خود ارزش و ابديت و جاودانگى مى بخشد .


6

7
زندگينامه تاريخى

13 بهمن 1298 ( ه . ش ) ولادت

1310 عزيمت به حوزه علميه مشهد

1316 هجرت به قم براى تحصيل علوم دينى

1319 ورود به محضر درس امام خمينى ( ره )

1323 حضور در درس مرحوم آيه الله العظمى بروجردى

1325 تشرف به محضر مرحوم حاج ميرزا على آقا شيرازى

1329 ورود به محضر درس مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائى

1331 مهاجرت به تهران

1332 انتشار جلد نخست كتاب([ اصول فلسفه و روش رئاليسم](

1334 شروع به تدريس در دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران

1334 آغاز همكارى با مجامع اسلامى و كانونهاى مذهبى از طريق هدايت امور , ايراد سخنرانى , نگارش كتاب و . . .

15 خرداد 1342 دستگيرى و انتقال به زندان موقت شهربانى

1343 آغاز همكارى با([ جمعيتهاى مؤتلفه اسلامى]( به صلاحديد و امر حضرت امام خمينى ( ره )

1346 اقدام به تاسيس حسينيه ارشاد به كمك چند تن از دوستان

1348 دستگيرى به خاطر صدور اعلاميه اى مبنى بر جمع اعانه براى كمك به آوارگان فلسطينى

1349 كناره گيرى از حسينيه ارشاد

1349 1351 رهبرى فعاليتهاى مسجد الجواد

1351 دستگيرى و بازداشت و تعطيل مسجد الجواد

1351 1353 سخنرانى در مسجد جاويد و مسجد ارك و غيره

1354 ممنوعيت از سخنرانى و حضور بر منابر

1355 كناره گيرى از دانشكده الهيات

1355 سفر به نجف اشرف و تشرف به محضر امام خمينى ( ره )

1356 پايه گذارى([ جامعه روحانيت مبارز تهران](

1357 سفر به پاريس و عهده دار شدن مسؤوليت تشكيل شوراى انقلاب اسلامى از طرف حضرت امام خمينى ( ره )

1357 مسؤوليت كميته استقبال از امام 11 ارديبهشت 1358 شهادت

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى]( منطق شهيد , منطق سوختن و روشن كردن است , منطق حل شدن و جذب شدن در جامعه براى احياى جامعه است .


8

امام خمينى ( ره )

او در عمر كوتاه خود اثرات جاويدى به يادگار گذاشت كه پرتوى از وجدان بيدار و روح سرشار از عشق به مكتب بود .


9

امام خمينى ( ره )

من در تربيت چنين فرزندانى كه با شعاع فروزان خود مردگان را حيات مى بخشند و به ظلمتها نور مى افشانند , به اسلام بزرگ مربى انسانها و به امت اسلامى تبريك مى گويم .


10

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

جهان بينى توحيدى به حيات و زندگى معنى و روح و هدف مى دهد , زيرا انسان را در مسيرى از كمال قرار مى دهد كه در هيچ حد معينى متوقف نمى شود و هميشه رو به پيش است .


11

امام خمينى

او با قلمى روان و فكرى توانا در تحليل مسائل اسلامى و توضيح حقايق فلسفى با زبان مردم و بى قلق و اضطراب به تعليم و تربيت جامعه پرداخت .


12
درس اخلاق در محضر استاد الهى

. . . پس از مهاجرت به قم , گمشده خود را در شخصيتى ديگر يافتم . فكر كردم كه روح تشنه ام از اين شخصيت سيراب خواهد شد . اگر چه در آغاز مهاجرت به قم هنوز از مقدمات فارغ نشده بودم و شايستگى ورود به معقولات را نداشتم , اما درس اخلاقى كه به وسيله شخصيت محبوبم در هر پنجشنبه و جمعه گفته مى شد و در حقيقت , درس معارف و سير و سلوك بود , نه اخلاق به مفهوم خشك علمى , مرا سرمست ميكرد بدون هيچ اغراق و مبالغه اى , اين درس مرا آنچنان به وجد مى آورد كه تا دوشنبه و سه شنبه هفته بعد خودم را شديدا تحت تاثير آن مى يافتم . بخش مهمى از شخصيت من در آن درس و سپس در درسهاى ديگرى كه در طى دوازده سال از استاد الهى فرا گرفتم , انعقاد يافت و همواره خود را مديون او دانسته و مى دانم . راستى كه او روح قدس الهى بود . . .

نقل از كتاب([ علل گرايش به ماديگرى](

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

آن([ سفر برده]( كه صدها قافله دل همره اوست . . . حسنه اى است كه خداوند به قرن ما و روزگار ما عنايت فرموده است .


13
آيت الله العظمى بروجردى از زبان استاد

آيت الله بروجردى اعلى الله مقامه براستى فقيه بود . من عادت ندارم از كسى نام ببرم ايشان هم تا زنده بودند در سخنرانيها از ايشان نام نبردم ولى حالا كه ايشان رفته اند و مطمعى نيست مى گويم اين مرد براستى يك فقيه ممتاز و مبرز بود . بر همه اين رشته ها از تفسير و حديث و رجال و درايه و فقه[ شيعه] و ساير فرق اسلامى احاطه و تسلط داشت . . . مردى بود در حقيقت با تقوا و براستى موحد . . . او كسى بود كه اساسا توحيد را در زندگى خودش لمس ميكرد . يك اتكا و اعتماد عجيبى به دستگيريهاى خدا داشت .

نقل از كتاب([ گفتارهاى معنوى](

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

يگانه مكتبى كه صلاحيت رهبرى بشر را دارد اسلام است , وقت آن است كه غرب مانند همه زمانهاى ديگر با همه تقدمى كه در علوم و صنايع دارد , فلسفه زندگى را از شرق بياموزد .


14
در محضر مفسر كبير قرآن

حضرت استادناالاكرم , علامه طباطبائى روحى فداه . . . اين مرد واقعا يكى از خدمتگزاران بسيار بسيار بزرگ اسلام است , او براستى مجسمه تقوا و معنويت است . در تهذيب نفس و تقوا مقامات بسيار عالى طى كرده . من ساليان دراز از فيض محضر پربركت اين مرد بزرگ بهره مند بوده ام و الان هم هستم . كتاب([ تفسير الميزان]( ايشان يكى از بهترين تفاسيرى است كه براى قرآن مجيد نوشته شده است . . . من ميتوانم ادعا كنم كه بهترين تفسيرى است كه در ميان شيعه و سنى از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است . او بسيار بسيار مرد عظيم و جليل القدرى است . . . مرديست كه صد سال ديگر تازه بايد بنشينند و افكار او را تجزيه و تحليل كنند و به ارزش او پى ببرند .

نقل از كتابهاى([ عدل الهى و حق و باطل](

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

روحانيت در حفظ و تداوم انقلاب نقشى اساسى به عهده دارد و مى بايد با كوشش همه جانبه , مكان شايسته خود را حفظ كند و در صف اول حركت مردم همچنان به هدايت آنها ادامه بدهد .


15
يادى از استاد

يادى از استاد خودم عالم جليل القدر مرحوم آقاى حاج ميرزا على آقا شيرازى([ اعلى الله مقامه]( كه از بزرگترين مردانى بود كه من در عمر خود ديده ام و براستى نمونه اى از زهاد و عباد و اهل يقين و يادگارى از سلف صالح بود كه در تاريخ خوانده ايم . . .

در تابستان سال بيست و يك من از قم به اصفهان رفتم و براى اولين بار در اصفهان با آن مرد بزرگوار آشنا شدم و از محضرش استفاده كردم البته اين آشنايى بعد تبديل به ارادت شديد از طرف من و محبت و لطف استادانه و پدرانه از طرف آن مرد بزرگ شد . . .

اديب محقق , حكيم متاله , فقيه بزرگوار , طبيب عاليقدر عالم ربانى مرحوم آقاى حاج ميرزا على آقا شيرازى اصفهانى([ قدس الله سره]( راستى مرد حق و حقيقت بود . از خود و خودى رسته و به حق پيوسته بود .

نقل از كتابهاى([ عدل الهى]( و([ سيرى در نهج البلاغه](

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

زهد اسلامى در عين اينكه مستلزم انتخاب زندگى ساده و بى تكلف است و بر اساس پرهيز از تنعم و تجمل و لذت گرايى است , در متن زندگى و در بطن روابط اجتماعى قرار دارد و عين جامعه گرايى است .


16
پيمانى مقدس

علم به ما روشنايى و توانايى مى بخشد و ايمان عشق و اميد و گرمى , علم ابزار مى سازد و ايمان مقصد علم سرعت مى دهد و ايمان جهت , علم توانستن است و ايمان خوب خواستن , علم مى نماياند كه چه هست و ايمان الهام مى بخشد كه چه بايد كرد , علم انقلاب برون است و ايمان انقلاب درون , علم جهان را جهان آدمى ميكند و ايمان روان را روان آدميت ميسازد .

هم علم به انسان نيرو مى دهد , هم ايمان , اما علم نيروى منفصل مى دهد و ايمان نيروى متصل . علم زيبايى است و ايمان هم زيبايى است , علم زيبايى عقل است و ايمان زيبايى روح , علم زيبايى انديشه است و ايمان زيبايى احساس . هم علم به انسان امنيت مى بخشد و هم ايمان , علم امنيت برونى مى دهد و ايمان امنيت درونى .

نقل از كتاب([ انسان و ايمان](

عزم عمار و عزت بوذر
زآفتاب رخش هويدا بود
سوز عشق و صفاى دل يكجا
از نگاهش چو لاله پيدا بود

17

18

19

20
صبا از ما ببر يك لحظه پيغامى به روح الله

بعد از 15 خرداد كه در زندان شهربانى بوديم آقاى بكائى تبريزى اشعار ذيل را كه از مردى به نام ذوالقدر مى باشد در پشت مثنوى من به عنوان يادگار نوشتند .

نشد ابرو خم از سنگينى بار قفس ما را
كه اين سنگين سبك تر باشد از بال مگس ما را
بر غم عدل و آزادى خلاف هر چه در عالم
بجرم راستى افكنده در زندان قفس ما را
سنگ پرمايگان تو به فرما راز ما برگو
گرد نجائيم و نتواند خريدن هيچكس ما را
خود آزادى بدست آور كه كس نفرستد اين گوهر
از آنسوى بحار و ساحل رود ارس ما را
وضو كردنش لقب بخشند هر خودراى و خودكامى
در اينمكتب كه معنى واژگون گرديده اسما را
ز بيت المال ملت گنجها سهم بسته كاران
بيات آجر و صبحانه آب و عدس ما را

اينجانب با اينكه فاقد طبع شعر است يك روز اشعار بالا را با ابيات ذيل استقبال كرد :

زمنزلگاه آن محبوب , ياران را خبر نبود
همى آيد به گوش از دور آواز جرس ما را
صبا از ما ببر يك لحظه پيغامى به روح الله
كه اى ياد تو مونس روز و شب در اين قفس ما را
بر غم كوشش دشمن نخواهد بگسلد هرگز
ميان ما و تو پيوند تا باشد نفس ما را
سزاوار تو اى جان كنج زندان نيست منزلگه
سزد گر خون ببارد از دو ديده هر نفس ما را
رواق منظر ديده مهياى قدوم تو
كرم فرما و بپذير از صفا اين ملتمس ما را
تمام ملت ايران فكنده چشم بر راهت
به راه عدل و آزادى نه باك از هيچ كس ما را

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

او ( امام خمينى ) به مردم ما شخصيت داد , خود واقعى و هويت اسلامى آنها را به آنان باز گرداند .


21
اعطاء تسليت

قسمتى از نامه پدر استاد به ايشان كه در آن به نامه تسليت حضرت امام ( ره ) به مناسبت در گذشت همشيره بزرگ استاد اشاره شده است .

نور چشمان محترم آقا شيخ مرتضى ادام الله توفيقاته و تاييداته انشاءالله تعالى قرين صحت و عافيت بوده و خواهيد بود . . . نامه اى از طرف حضرت آيت الله آقاى حاجى آقا روح الله دامت بركات وجوده الشريف به دست مبارك , رسيد و به شرف مطالعه آن نائل شدم مشتمل بر بذل عطوفت و اعطاء تسليت نسبت به اين حقير بى بضاعت . كمال تشكر را دارم و از خداوند مسئلت مى نمايم كه مرا به شرف ملاقات و حضور مبارك نائل فرمايد كه آن را براى خودم فوزى عظيم مى دانم . البته از اينجانب ابلاغ سلام كامل بالغ بنمائيد و عذر مى خواهم كه موفق نشدم و حالم مقتضى نيست كه عريضه كه قابل مطالعه ايشان باشد عرض نمايم . والسلام عليه .

والسلام عليكم و رحمه الله

محمد حسين مطهرى

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

نداى امام خمينى از قلب فرهنگ و از اعماق تاريخ و از ژرفاى روح اين ملت بر مى خاست .


22
نامه به پدر

از استاد شهيد , بيش از هفتاد نامه به پدرشان در ايام طلبگى و پس از آن به يادگار مانده است كه در تمامى اين نامه ها , پدر خويش را با عبارت([ روحى فداك]( مورد خطاب قرار داده اند .

روحى فداك . اميد و آرزو و درخواستم از درگاه خداوند متعال همواره اين بوده و هست كه سايه مبارك آن قبله مكرم معظم را بر سر همه ما باقى بدارد و به همه ما توفيق دهد كه مشمول دعوات خيريه شما بوده باشيم و به لطف و عنايات خود آن دعاها را درباره ما با همه عدم قابليت مستجاب فرمايد بمحمد و آله الطاهرين .

. . . خدا را شكر مى كنم كه در زندگى محتاج نيستم , روزى كفاف دارم , به سلامتى و بهداشت خودم و فرزندانم مى رسم , وظايف دينى خود را به لطف خدا انجام مى دهم , به كار تحصيل و تربيت فرزندانم رسيدگى مى كنم , من بر كار مسلطم نه كار بر من , على الظاهر در جريان زندگى مظالمى به گردنم نمى آيد , نانى كه مى خورم نان كار و زحمت است , آبرو و احترامم محفوظ است .

مرتضى مطهرى 5 7 44

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

انسان كامل يعنى انسانى كه قهرمان همه ارزشهاى انسانى است , در همه ميدانهاى انسانيت قهرمان است .


23
تقدير نامه از سوى يونسكو

كميسيون ملى تربيتى و علمى و فرهنگى

ملل متحد ( يونسكو )

تهران خيابان موزه

تاريخ 24 11 1344
شماره 4 6 25 23397

ضميمه

دانشمند ارجمند آقاى مرتضى مطهرى

اثر جنابعالى تحت عنوان([ داستان راستان]( از جانب كميسيون ملى يونسكو در ايران برنده جايزه يونسكو بمبلغ چهارصد دلار ( معادل سى هزار ريال ) شناخته شده است .

ضمن اظهار تبريك بمناسبت توفيقى كه حاصل فرموده اند بدين وسيله چك شماره 22075 بمبلغ سى هزار ريال تقديم ميشود .

موفقيت وجود محترم را در ادامه خدمات فرهنگى و اجتماعى آرزومند است .

دبيركل كميسيون ملى يونسكو در ايران

امام خمينى ( ره )

خدمتى كه به نسل جوان و ديگران , مرحوم مطهرى كرده است , كم كسى كرده است .


24

25

26

بسمه تعالى

در اولين سفرى كه توفيق يافته به شيراز آمدم براى اينكه در دانشگاه پهلوى به مناسبت نيمه شعبان و ولادت حضرت صاحب الامر ( عج ) سخنرانى ايراد كنم با گروهى از جوانان دانشجوى مسلمان كه فضيلت دانش و ايمان راتوام داشتند آشنا شدم . آقاى رضا صنيع زاده اصفهانى يكى از آن جوانان پرشور بود . ايشان از من خواستند چند كلمه اى در دفتر يادگارى ايشان بنگارم . قبل از هر چيز اين آيه كريمه به يادم آمد قل انما اعظكم بواحده ان تقومو الله مثنى و فرادى : بگو شما را به يك چيز پند مى دهم : براى خدا بپاخيزيد , با هم يا تكى . اسلام همه وقت ملت مسلمان را دعوت به جنبش و بينش مى كند . اسلام , مسلمان را بپاخاسته و بيدار مى خواهد نه خفته و بى خبر . امروز مسلمانان بيش از هر زمان ديگر نيازمند به يك نهضت فكرى بر اساس اصول و مبانى آزادى بخش اسلام مى باشند . امروز مسلمانان بيش از هر وقت ديگر نيازمند به همفكرى و همكارى اجتماعى مى باشند . آنچه اسلام و مسلمين را تهديد مى كند فقر اقتصادى نيست , خفتگى و روح آسايش طلبى است . رسول اكرم فرمود : انى ما اخاف على امتى الفقر و لكن اخاف عليهم سوء التدبير . يعنى من آن اندازه كه از خطر بدفكرى و بى نقشگى بر امت خودم بيم دارم از بلاى فقر بيم ندارم . اين جمله به معنى اين است كه رسول اكرم ارزش سرمايه هاى انسانى را بيش از سرمايه هاى مادى مى داند .

جوانانى مانند آقاى رضا صنيع زاده سرمايه هاى عزيز انسانى اسلام مى باشند , بايد وظيفه خود را در نهضت فكرى اسلامى كه در حال تكوين يافتن است با هوشيارى و انتباه و جديت انجام دهند , بايد اصالت فكر اسلامى را به ديگران نشان بدهند . اميدوارم ايشان و دوستان ايشان با گامهاى استوارتر از پيش و با اعتماد و اطمينان و ايمان كاملتر به نتيجه در راه احياء ايدئولوژى اسلامى گام بردارند و يقين داشته باشند كه اگر كسى به يارى حقيقت برخيزد , حقيقت به يارى او برخواهد خاست . ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم . والسلام عليه و رحمه الله و بركاته .

مرتضى مطهرى 27 8 46

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

علم انقلاب برون است و ايمان انقلاب درون


27
كليدى از گنجينه هاى فرهنگ اسلامى

آقاى مطهرى در پيروزى اين انقلاب , بلكه در بوجود آوردن اين انقلاب هم نقش بسيار داشتند , اما در مورد حراست از مرزهاى ايدئولوژيك و حفظ نه شرقى نه غربى و بخصوص التقاط زدايى از انديشه اسلامى آقاى مطهرى يك فرد بى نظير بود .

اگر ايشان مى بودند يك كليدى از گنجينه هاى فرهنگ اسلامى بودند و مى توانستند سياست گذار و خط دهنده و مسؤول بخشهاى عظيمى از فرهنگ اسلامى جامعه باشند .

مرحوم مطهرى جزو شخصيتها و پيشروان كاروان تقريب روحانى و دانشجو بود كه با قوت و صلابت شخصيت علمى اش , مخاطبان خودش را متواضع كرده بود .

حضرت آيت الله خامنه اى([ رهبر معظم انقلاب اسلامى](

استاد شهيد در صفحه اول كتاب([ مسلمانان در نهضت آزادى هندوستان]( ترجمه و تاليف حضرت آيت الله خامنه اى , رهبر معظم انقلاب اسلامى چنين مرقوم فرموده اند .

در روزهاى 27 5 47 1 6 48 اين كتاب كه از طرف مؤلف و مترجم
محترم اهدا شده است در مشهد مطالعه شد . بسيار كتاب مفيد و لازمى است و در موضوعاتى مانند اين موضوع زياد بايد نوشته شود و به همين خوبى بايد تجزيه و تحليل شود . فجزاه الله عن الاسلام والمسلمين خير الجزاء
مرتضى مطهرى 1 6 48

([ حضرت آيت ا . . . خامنه اى](

آثار استاد شهيد مطهرى مبناى فكرى نظام جمهورى اسلامى ايران است .


28
يادداشت ها , حسينيه ارشاد
در حال حاضر خوشبختانه طبقه اى نو به وجود آمده اند كه از طرفى در فرهنگ جديد غربى پرورش يافته اند و از طرف ديگر مطالعات و علايق اسلامى دارند و اسلام را با معيارهاى جديد عرضه مى دارند و طبعا مورد استقبال نسل جوان كه بالفطره مسلمان اند و از طرف ديگر مجذوب معيارهاى غربى مى باشند , قرار مى گيرند . درباره اين طبقه كه در حال تكثير و افزايش اند نيز نظريات افراطى و تفريطى ابراز مى شود و مكرر نظر مرا در اين موضوع خواسته اند . اين بنده لازم مى دانم نظر خود را درباره اين موضوع از نظر روابط حسينيه بااين طبقه ابراز دارم , زيرا اين طبقه امروز به صورت يك مساله اجتماعى در آمده اند .

من با استفاده از اين طبقه موافق مشروطم . در گذشته مؤسسه حسينيه ارشاد با پيشنهاد و موافقت اينجانب از وجود اين طبقه استفاده كرده است . اين طبقه مى توانند حلقه ارتباط فرهنگ غربى و فرهنگ اسلامى واقع شوند ولى مشروط به اينكه برنامه هايى كه به وسيله اين طبقه اجرا مى شود , تحت نظارت و كنترل دقيق افرادى باشد كه در فرهنگ اسلامى پرورش يافته اند و در علوم اسلامى اعم از تفسير و فقه و اصول و كلام و فلسفه و ادبيات تخصص يافته اند و اگر اين نظارت به طور دقيق و جدى صورت نگيرد , زيان اين گونه افراد و برنامه هايى كه اجرا مى كنند , از سودش بسى بيشتر است .

مرتضى مطهرى 3 4 50

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

استعمار سياسى و اقتصادى آنگاه توفيق حاصل مى كند كه در استعمار فرهنگى توفيق به دست آورده باشد .


29
ذكر خيرى از پدر

. . . چه مانعى دارد كه من ذكر خيرى از پدر بزرگوار خودم بكنم . از وقتى يادم مى آيد ( حداقل از چهل سال پيش ) من مى ديدم اين مرد بزرگ و شريف هيچ وقت نمى گذاشت و نمى گذارد كه وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تاخير بيفتد . شام را سر شب مى خورد و سه ساعت از شب گذشته مى خوابد , و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده و در شبهاى جمعه از سه ساعت به طلوع صبح مانده بيدار مى شود و حداقل قرآنى كه تلاوت ميكند يك جزء است و با چه فراغت و آرامشى نماز شب مى خواند . حالا تقريبا صد سال از عمرش ميگذرد و هيچ وقت من نمى بينم كه يك خواب ناآرام داشته باشد . . .

يك شب نيست كه پدر و مادرش را دعا نكند . . . يك شب نيست كه تمام خويشاوندان و ذيحقان و بستگان دور و نزديكش را ياد نكند . اينها دل را زنده مى كند .

نقل از كتاب([ حق و باطل](

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

انقلاب اسلامى يعنى راهى كه هدف آن , اسلام وارزشهاى اسلامى است و انقلاب و مبارزه صرفا براى برقرارى ارزشهاى اسلامى انجام مى گيرد .


30
تسليت نامه حضرت امام ( ره )

تسليت نامه حضرت امام ( ره ) به استاد به مناسبت رحلت ابوى ايشان

13 محرم 92

بسمه تعالى

خدمت جناب مستطاب عمادالاعلام و حجه الاسلام آقاى مطهرى دامت افاضاته

به طورى كه از مكه معظمه اطلاع رسيد مرحوم حجه الاسلام آقاى ابوى رحمه الله به رحمت ايزدى پيوسته اند . از خداوند تعالى علو درجات ايشان و صبر و اجر جنابعالى و ساير بستگان را خواستار است . به ايشان علاقه خاص داشتم . انا انشاءالله تعالى اليه لاحقون . از جنابعالى اميد دعاى خير دارم . والسلام عليكم .

روح الله الموسوى الخمينى

بسمه تعالى و له البقاء وحده

در اين روز ساعت 8 صبح حضرت والد قدس سره الشريف در فريمان به رحمت خداوندى پيوستند , رحمه الله عليه رحمه واسعه , بحق محمد و آله الطاهرين .

مقبره پدر استاد در([ خواجه اباصلت]( در حومه مشهد قرار دارد .

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

انقلاب ما در آينده در كنار عدالت اجتماعى به مقياس اسلامى نياز به معنويتى گسترده و شامل دارد , معنويتى از آن نمونه كه در پيامبر و ائمه ديده ايم .


31
شعرى از پدر و تاليفى از جد استاد

مرحوم حاج شيخ محمد حسين مطهرى والد مكرم استاد در پاسخ به ناسزاگوييهاى فرد هتاكى كه به مذهب شيعه جعفرى اهانت كرده بود , هزار بيت شعر سروده و به خط خود نگاشته اند كه در كتابخانه استاد موجود است . جهت نمونه , چند بيت از اين اشعار تقديم مى گردد .

غيرت مرتضى به جوش آمد
تيغ بگرفت و در خروش آمد
گفت بالله اگر به صورت قبر
دستى آيد , رود ز دستم صبر
بكشم ذوالفقار كافركش
بكشم هر منافق سركش
چون بدين گونه حال او ديدند
همچو روبه ز شير ترسيدند
بگرفتند راه خانه خويش
خجل و شرمسار و سر در پيش

([ وقايع الايام]( نام كتابى است از مرحوم آخوند ملا محمد على جد استاد شهيد به خط خود مؤلف و در 1004 صفحه . دو تصوير زير مربوط به صفحات اول و آخر اين كتاب است .

هذالكتاب بالمسمى بوقايع الايام فى احوالالانام و به نستعين

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله الذى جعل وقايع الايام تبصره لاولى الافهام و صير احوال الانام تذكره لذوى الاوهام وابلى عباده بالبلاء للانعام والانتقام فى اناء السنين والشهور ولاتام والصلوه والسلام على محمد صاحب الوحى والالهام و على اله مصابيح الظلام و مفاتيح الكلام و لعنه الله عيا اعدائهم الخصام اللام من اول الدهر الى قيام يوم قيام يا خالق النور والضياء والظلام و جاعل الشمس بمرو حرا

اى نام تو ارايش عنوان كلام
و اى ياد تو اسايش هر بى دام
در چيز امكان تصور هرگز
بى نام تو اغاز نكرد انجام
و بعد چنين گويد بنده عاصى و غريو بحر معاصى ابن محمد رضا محمد على حشر هما الله مع النبى و الولى كه اين مختصريست از احوال انام و محضر ليث در وقايع ليالى و ايام از بدو عالم تا هبوط ادم و از ادم تا ظهور خاتم و از خاتم تا نفخه دم اين رنج در اين گنج كشيديم اذان تا در ورق دهر بماند چندان
هم تذكره خاطر خوبان گردد
هم باعث تكميل شود در ايمان
اين اينه عيب نماى دهراسك
شايد كه زغفلت برهند هل جهان
چون ودودئى نى كه نكويم نيست
تاديخ فلان بن فلان بن فلان

وفات مرحوم مؤلف جنت مكان يوم بيست و دوم شهر رمضان المبارك سنه هزار و سيصد و سى و چهار از هجرت نبويه

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

جامعه بى طبقه اسلامى يعنى جامعه بى تبعيض , جامعه بى محروم , جامعه بى طاغوت , جامعه عادله , جامعه بى ظلم نه جامعه بى تفاوت كه خود نوعى ظلم و بى عدالتى است .


32
ز خط يار بياموز مهر با رخ خوب

استاد شهيد غزليات ديوان حافظ را از نظر كيفيت غزلها درجه بندى كرده اند , مانند : عرفانى عالى , ساده و متوسط , ساده و عالى , متوسط , ساده و بالاتر از متوسط , عارفانه و بالاتر از متوسط , همچنين جا به جا در حاشيه غزلها مطالبى مرقوم فرموده اند كه از باب نمونه حاشيه يكى از اين غزلها كه استاد به آن عنوان عرفانى عالى داده اند در زير آمده است .

منم كه شهره شهرم بعشق ورزيدن
منم كه ديده نيالوده ام ببد ديدن
وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم
كه در طريقت ما كافريست رنجيدن
به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات
بخواست جام مى و گفت عيب پوشيدن
مراد دل ز تماشاى باغ عالم چيست
بدست مردم چشم از رخ تو گل چيدن
بمى پرستى از آن نقش خود زدم بر آب
كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن
برحمت سرزلف تو واثقم ورنه
كشش چو نبود از آنسو چه سود كوشيدن
عنان بميكده خواهيم تافت زين مجلس
كه وعظ بى عملان واجبست نشنيدن
ز خط يار بياموز مهر با با رخ خوب
كه گرد عارض خوبان خوشست گرديدن
مبوس جز لب ساقى و جام مى حافظ
كه دست زهد فروشان خطاست بوسيدن

اين غزل ظاهرا بهترين غزل تفسيرى حافظ است كه او را تفسير مى كند . البته غزلهاى تفسيرى حافظ كه غزلى غزل يا غزلهاى ديگر را تفسير مى كند زياداست ولى شايد اين غزل را حافظ با زبان اشاره كالتصريح براى معرفى خود و روش خود سروده است . جالب توجه است كه در بيت اول مى گويد : من كه ديده نيالوده ام به بد ديدن و در بيت ما قبل آخر مى گويد :

ز خط يار بياموز مهر با رخ خوب
كه گرد عارض خوبان خوش است گرديدن
, يعنى تغزل با پسر .

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

ديوان حافظ عرفان است بعلاوه هنر , ديوانى است كه از عرفان سرچشمه گرفته و به صورت شعر بر زبان سراينده جارى گشته است .


33
حاشيه بر تفسير([ الميزان](
حاشيه بر تفسير الميزان ( ج 4 , ص 97 , آل عمران 200 )

للمؤلف سلمه الله نظر خاص فى نحو وجود فطره المدينه للانسان غير ما هو المشهور فان ما هو المشهور هو ان فى الانسان ميلا طبيعيا يدعوه الى الحيوه الاجتماعيه و لكن المؤلف لا يتسلمه بل يقول ان الانسان فردى بالطبع الاولى و اجتماعى بالطبع الثانوى اى اجتماعيته ناش فرديته انظر ذيل قوله كان

الناس امه واحده فبعث اله النبيين مبشرين ( البقره 231 ) و قوله
تعالى فاقم وجهك للدين حنيفا فطره الله التى فطرالناس عليها الروم[
] 30

ترجمه : مؤلف سلمه الله درباره نحوه وجود فطرت اجتماعى براى انسان نظر خاصى بر خلاف نظر مشهور دارند . نظر مشهور اين است كه در انسان ميل و گرايشى طبيعى وجود دارد كه او را به زندگى اجتماعى فرا مى خواند . اما مؤلف اين نظر را نمى پذيرند , بلكه مى گويند كه انسان , فردى است به طبيعت اولى و اجتماعى است به طبيعت ثانوى , يعنى اجتماعى بودن او از فردى بودنش ناشى مى گردد . نگاه كنيد به قول مؤلف در ذيل قوله : كان

الناس امه واحده & . . . ( بقره 231 ) & و قوله فاقم وجهك & . . . (
روم 30 )

امام خمينى ( ره )

مطهرى فرزندى عزيز براى من و پشتوانه اى محكم براى حوزه هاى دينى و علمى و خدمتگزارى سودمند براى ملت و كشور بود .


34
اثر اجتماعى خطابه

خطابه از آن جهت كه يك هنر و يك فن ا ست و هنر و فن معمولا مى تواند اثر اجتماعى داشته باشد و عامل اجتماعى به شمار رود , يك فكر و يك عقيده را تقويت و يا تضعيف كند , از بزرگترين عوامل اجتماعى به شمار مى رود . هيچ هنرى به اندازه هنر خطابه نمى تواند اثر اجتماعى داشته باشد .

نقل از كتاب([ ده گفتار](

از حنجره ات سپيده مى نوشد آب
از جام دلت چو چشمه مى جوشد آب
تا پاك شود همچو زلال سخنت
ديريست كه مؤمنانه مى كوشد آب

35
نامه به فرزند

فرزند عزيزم , نور چشم مكرم , آقاى على آقا مطهرى وفقه الله لما يحب و يرضى . از خداوند متعال سلامت و موفقيت و حسن عاقبت تو را مسئلت دارم .

. . . فرزند عزيزم , دوستان و رفقايت , بالخصوص هم اطاقهايت را از طرف من سلام برسان , اگر با هم به تهران آمديد آنها را به منزل بيار , موجب خوشحالى و مسرت ما است . در انتخاب دوست و رفيق فوق العاده دقيق باش كه مار خوش خط و خال فراوان است , همچنين در مطالعه كتابهايى كه به دستت مى افتد . بر اطلاعات اسلامى و انسانيت بيفزا . اگر جلسات خوبى در تبريز هست شركت كن . اگر كتابى از اين دست لازم شد پيغام بده تا برايت بفرستيم . حتى الامكان از تلاوت روزى يك حزب قرآن كه فقط پنج دقيقه طول مى كشد مضايقه نكن و ثوابش را هديه روح مبارك رسول اكرم ( ص ) بنما كه موجب بركت عمر و موفقيت است انشاءالله . لازم به يادآورى نيست كه در انجام فرائض نهايت دقت را داشته باش . . .

والسلام عليكم و رحمه الله

مرتضى مطهرى

19 2 56

امام خمينى ( ره )

از هر موى شهيدى از ما و از هر قطره خونى كه به زمين مى ريزد , انسانهاى مصمم و مبارزى به وجود مى آيد .


36
نامه به فرزند

نور چشم عزيزم , دختر گراميم . . . خانم مطهرى

سلامت و سعادت تو را از خداوند متعال همواره مسئلت داشته و دارم .

. . . فرزند عزيزم مى گويند :

مرد خردمند هنر پيشه را
عمر دو بايست در اين روزگار
تا به يكى تجربه آموختن
با دگرى تجربه بردن به كار

ولى بعضى افراد آن چنان زيرك و باهوش اند كه گوئى دوبار به دنيا آمده اند و اين بار دوم است و بعضى افراد چنان اند كه با چند بار به دنيا آمدن هم تجربه نمى آموزند و من اميدوارم و از خداوند متعال مسئلت دارم كه تو و ساير فرزندانم از گروه اول باشيد .

. . . دختر عزيزم خداوند متعال مى فرمايد : لئن شكرتم لا زيدنكم ولئن كفرتم ان عذابى لشديد يعنى اگر نعمتى كه به شما دادم قدر دانستيد و حق شناسى كرديد بر نعمات خودم بر شما مى افزايم و اگر دچار طغيان و سركشى و كفران شديد , نقمت جانشين نعمت مى كنم . اميد و آرزوى من اين است كه همه فرزندانم قدردان نعمتها و تفضلات الهى باشند تا روز به روز خداوند بر تفضلات خود و نعمات خود بيفزايد .

مرتضى مطهرى

5 7 56

امام خمينى ( ره )

من اگر چه فرزند عزيزى كه پاره تنم بود از دست دادم لكن مفتخرم كه چنين فرزندان فداكارى در اسلام وجود داشت و دارد .


37
اقدامى خداپسند در راه بازگشت به وحدت و الفت

مكتوب زير , اطلاعيه مشتركى است از جانب استاد شهيد و آقاى مهندس مهدى بازرگان و به خط استاد كه به سال 1356 در خصوص آثار و افكار مرحوم دكتر على شريعتى انتشار يافت .

23 9 56

بسم الله الرحمن الرحيم

و به نستعين

نظر به اينكه مسائل مربوط به مرحوم دكتر على شريعتى مدتى است موضوع جنجال و اتلاف وقت طبقات مختلف و موجب انصراف آنها از مسائل اساسى و حياتى و وسيله بهره بردارى افراد و دستگاههاى مفرض گرديده است , اينجانبان تبادل نظر در اين مسائل را ضرور دانستيم و در پى يك سلسله مذاكرات به اين نتيجه رسيديم كه تا حدود زيادى وحدت نظر داريم , و با توجه به اينكه بيشترين افرادى كه دچار اين سردرگمى و بيهوده كارى هستند از قشر حقيقت طلبند , وظيفه شرعى دانستيم عقائد و نظريات مشترك را در اين زمينه نخست به طور اجمال و سپس به طور تفصيل به اطلاع عموم و به ويژه اين قشر برسانيم , باشد كه وسيله خيرى براى رهائى از اين سردرگمى بازگشت به وحدت و الفت ميان مسلمانان گردد , كه البته موجب رضاى خداى متعال خواهد بود .

آنچه درباره آن مرحوم شايع است يا مربوط است به جنبه گرايشهايش و يا به استنباطها و اظهار نظرهايش در مسائل اسلامى كه در آثار و نوشته هاى او منعكس است .

اينجانبان كه علاوه بر آشنائى به آثار و نوشته هاى مشاراليه , با شخص او فى الجمله معاشرت داشتيم , معتقديم نسبتهائى از قبيل سنيگرى و وهابيگرى به او بى اساس است و او در هيچيك از مسائل اصولى اسلام از توحيد گرفته تا نبوت و معاد و عدل و امامت گرايش غير اسلامى نداشته است .

ولى نظر به اينكه تحصيلات عاليه فرهنگ او غربى بود و هنوز فرصت و مجال كافى نيافته بود در معارف اسلامى مطالعه وافى داشته باشد تا آنجا كه گاهى از مسلمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامى بى خبر مى ماند هر چند با كوشش زياد به تدريج بر اطلاعات خود در اين زمينه مى افزود , در مسائل اسلامى حتى در مسائل اصولى دچار اشتباهات فراوان گرديده است كه سكوت در برابر آنها ناروا و نوعى كتمان حقيقت و مشمول سخن خدا است كه : ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات من بعد ما بيناه للناس اولئك يلعنهم الله و يلعنهم اللاعنون .

از اين رو با توجه به اقبال فراوان جوانان به كتب مشاراليه , و اينكه خود او اواخر عمر در اثر تذكرات متوالى افراد بى غرض , و بالاتر رفتن سطح مطالعات خودش متوجه اشتباهات خود شد و به يكى از نزديكانش وكالت تام براى اصلاح آنها داد , اينجانبان بر آن شديم به حول و قوه الهى , ضمن احترام به شخصيت او و تقدير از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام بدون مجامله و پرده پوشى و بدون اعتنا به احساسات طرفداران متعصب و يا دشمنان مفرض , طى نشرياتى نظريات خود را درباره مطالب و مندرجات كتابهاى ايشان بالصراحه اعلام داريم . از خداوند متعال مدد مى طلبيم و از همه افرادى كه بيغرضانه نظريات مستدل خود را در اختيار ما قرار دهند و ما را در اين راه يارى نمايند متشكر خواهيم شد والسلام على من اتبع الهدى

مرتضى مطهرى مهدى بازرگان

ذكر اين نكته ضرورى است كه چندى پس از انتشار اين اطلاعيه , آقاى مهندس بازرگان امضاى خود را پس گرفتند .

امام خمينى ( ره )

آثارى كه از او هست , بى استثناء همه آثارش خوب است و من كس ديگرى را سراغ ندارم كه بتوانم بگويم بى استثناء آثارش خوب است .


39
پاره تن امام

نامه حضرت امام ( ره ) به استاد در ارتباط با شهادت آيت الله سيد مصطفى خمينى

25 ذى الحجه 97

بسمه تعالى

به عرض مى رساند سلامت و توفيق جنابعالى را از خداوند تعالى خواستار است .

اينجانب در اين حادثه لازم است از عموم آقايان كه محبت و عطوفت نموده اند تشكر كنم و چون براى هر يك ميسور نيست كه جداگانه و به نحو تفصيل عرض تشكر نمايم از جنابعالى كه در اين امر شريك هستيد مستدعى است كه از حضراتى كه در مسجد ارك مجلس داشتند و از قرار مذكور تلگراف نموده اند از قبل اينجانب به طور تلفونى يا هر نحو مقتضى مى دانيد تشكر كنيد . من گر چه تشكر عمومى نموده ام لكن بخصوص آن آقايان محترم چه روحانيون و اعلام و چه خطبا , و چه دانشمندان و مهندسين و دكترها و غيرهم لازم است اظهار امتنان و تشكر نمايم و چون جنابعالى با همه روابط داريد و راه را خوب مى دانيد زحمت افزا شدم . از خداوند سلامت و سعادت همه را خواستارم . والسلام عليكم و رحمه الله .

روح الله الموسوى الخمينى

او كليم زمان , خمينى را
يار غارى بسان هارون بود
ابر فيضش در اين خراب آباد
رود سارى به دشت و هامون بود

40
خير مقدم به رهبر

متن خير مقدم بازگشت امام خمينى به ايران به قلم استاد شهيد كه در روز 12 بهمن 57 در فرودگاه مهرآباد تهران قرائت شد :

بسم الله الرحمن الرحيم

([ جاء الحق و زهق الباطل , ان الباطل كان زهوقا , الا ان حزب الله هم الغالبون]( .

اى روح خدا و اى ابراهيم بت شكن اسلام و اى بنده پاكباز حق و اى جان عزيز ملت ايران به عرض برسانم كه :

رواق منظر چشم من آشيانه توست
كرم نما و فرودآكه خانه خانه توست

ملت ايران چه چيزى از جان عزيزتر دارد كه نثار مقدم فرخنده رهبر فداكار و روشن بين اش نمايد , و چه ثنايى بالاتر از اين سراغ دارد كه او را بنده پاكباز حق بخواند .

اى بنده پاكباز خدا اى مسلمان محمدى اى شيعه صادق اى آيت خدا ملت ايران در شخصيت شما و از تجربه زندگى شما بالاخص در شانزده سال اخير زعامت امت كه به شما سپرده شد مصداق عينى وعده خدا به رزمندگان و پويندگان راهش را مشاهده مى كند كه اگر به يارى خدا بشتابيد به يارى شما مى شتابد و شما را ثابت قدم نگاه مى دارد , و هر كسى از آن خدا باشد خدا از آن اوست .

هجرت شما از وطن عزيز در چهارده سال پيش تحت فشار و اجبار سمبلهاى استبداد و استعمار , يادآور هجرت جد مكرمتان رسول خدا ( ص ) و ياران بزرگوار اوست كه به گناه خواستارى جامعه توحيدى از شهر و ديار خود رانده شدند ( الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولوا ربنا الله ) و بازگشت امروزتان يادآور فتح مبين و عظيم مكه است كه سمبلهاى زر و زور و بتهاى فلزى و گوشتى يكى پس از ديگرى از مقر حكمرانى به زير آورده شدند و حكومت خدايى جايگزين حكومت طاغوتى گرديد ( لقد صدق الله الرؤيا بالحق لتد خلن المسجد الحرام ان شاءالله امنين ) .

ملت ايران , جان بر كف در انتظار فرمان رهبر عظيم الشان خويش است و تا برقرارى جامعه توحيدى , جامعه اى كه در آن , انسان از قيد بندگى انسان آزاد باشد و بهره كشى انسان از انسان , ملغى گردد و از ناهمواريها و نابرابريهاى مصنوعى اثرى نماند و بتهاى سياسى , اقتصادى و اجتماعى يكسره سرنگون گردند و مساوات , برابرى و برادرى به معنى واقعى كلمه برقرار شود و آثار استبداد 2500 ساله و استعمار 400 ساله محو گردد و در يك كلمه , بندگى از آن خدا و حكومت , حكومت الهى باشد , از پاى نخواهد نشست .

جاى چندين هزار شهيد , شهيدان پانزده ساله اخير كه حركت انقلاب مقدس اسلامى ما را با خون خود سرعت بخشيدند خالى است كه بازگشت مظفرانه رهبر خود و شكوفه هاى به ثمر رسيده نهال انقلاب را به چشم خود ببينند . اگر امروز در ميان ما نيستند ارواح پاكشان ناظر و شاهد خواهد بود .

والسلام عليك و على الارواح التى حلت بفنائك و رحمه الله و بركاته .

برقرار باد جامعه توحيدى و جمهورى اسلامى به رهبرى امام خمينى .

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

او ( امام خمينى ) براى خدا قيام كرده و خداى متعال هم قلبى قوى به او عنايت كرده است كه اصلا تزلزل و ترس در آن راه ندارد .


41
شاگرد و يار امام

مواردى كه استاد شهيد در نظر داشتند با حضرت امام ( ره ) در ميان بگذارند و بر روى ورقه اى يادداشت فرموده بودند كه پس از شهادت , در جيب لباس استاد يافت شد :

نماز جمعه

تشكيلات روحانيت و خطر حزب , مساله امر به معروف و نهى از منكر

دانشكده علوم الهى

پيشنهاد آقاى تهرانى ( 1 ) و حجاب استاندارد شده

تعليم فنون جنگى براى افراد از 18 سال تا 40 سال به طور اجبارى يا داوطلب

تسهيلات ازدواج براى پسران و دختران بعد از بلوغ

تشكيلات ادارى منزل آقا

حوادث تبريز ارسال آقاى مدنى ( 2 )

توقيف اجراى حدود اسلامى به برقرار شدن نظامات اسلامى

1 - آيت الله سيد محمد حسين حسينى تهرانى .

2 شهيد آيت الله مدنى .

امام خمينى ( ره )

با ريختن خون عزيز ما انقلاب ما تاييد شد .


42
شهادت از زبان استاد شهيد

شهادت تزريق خون است به پيكر اجتماع

شهيد و شهادت

مى گويند : پشت سر هر شهادتى يك روشنايى پيدا مى شود , اين سخن سخن بسيار درستى است و ارزش شهيد و شهدا را ثابت مى كند . از نظر اجتماعى , مثل شهيد و شهادت كه روشنى ايجاد مى كند مثل يك سلسله كارهاى خير فردى است كه در قلب فرد ايجاد روشنى مى كند , نظير ايثار , انصاف دادن , مبارزه با هواى نفس .

در حقيقت شهادت براى اجتماع نوعى تصفيه نفس است براى اجتماع .

اگر شور يك عارف عاشق پروردگار را با منطق يك نفر مصلح تركيب كنيد , از آنها([ منطق شهيد]( در مى آيد .

خون شهيد براى هميشه در رگهاى اجتماع مى جهد .

او بود در آسمان شب كوكب عشق
مى سوخت زپاى تا به سر در تب عشق
نزديك شد و گشود آغوشش را
بوسيد جبين مرگ را با لب عشق

43
رفتى , نه اين هنگام گاه رفتنت بود

. . . فرزند عزيزى كه پاره تنم بود از دست دادم . . .

( امام خمينى )

شهدا شمع محفل بشريتند , سوختند و محفل بشريت را روشن كردند .

مردى كه طهور علم در ساغر داشت
آيات شعور و نور در باور داشت
جان باخت كه شور معرفت در سر داشت
سر باخت كه سر عشق در دفتر داشت

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

اسلام هميشه نيازمند به شهيد است , چون هميشه نيازمند به حماسه آفرينى است حماسه هاى نو به نو , و آفرينشهاى نو به نو .


44
در سوك فرزند

فرازى از پيام امام خمينى ( ره ) به مناسبت شهادت استاد مطهرى

بسم الله الرحمن الرحيم انا لله و انا اليه راجعون

اينجانب به اسلام و اولياى عظيم الشان و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ايران , ضايعه اسف انگيز شهيد بزرگوار و متفكر و فيلسوف و فقيه عاليمقام مرحوم آقاى حاج شيخ مرتضى مطهرى قدس سره را تسليت و تبريك عرض مى كنم , تسليت در شهادت شخصيتى كه عمر شريف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف كرد و با كجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه كرد , تسليت در شهادت مردى كه در اسلام شناسى و فنون مختلفه اسلام و قرآن كريم كم نظير بود .

من فرزند بسيار عزيزى را از دست داده ام و در سوگ او نشستم كه از شخصيتهايى بود كه حاصل عمرم محسوب مى شد . در اسلام عزيز به شهادت اين فرزند برومند و عالم جاودان ثلمه اى وارد شد كه هيچ چيز جايگزين آن نيست . و تبريك از داشتن اين شخصيتهاى فداكار كه در زندگى و پس از آن با جلوه خود نورافشانى كرده و مى كنند . من در تربيت چنين فرزندانى كه با شعاع فروزان خود مردگان را حيات مى بخشند و به ظلمتها نور مى افشانند , به اسلام بزرگ , مربى انسانها و به امت اسلامى تبريك مى گويم . من اگر چه فرزند عزيزى كه پاره تنم بود از دست دادم لكن مفتخرم كه چنين فرزندان فداكارى در اسلام وجود داشت و دارد .

([ مطهرى]( كه در طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان كم نظير بود , رفت و به ملا اعلى پيوست , لكن بدخواهان بدانند كه با رفتن او شخصيت اسلامى و علمى و فلسفى اش نمى رود .

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

گريه بر شهيد , شركت در حماسه او و هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط او و حركت در موج اوست .


45

امام خمينى ( ره )

خداى را شكر كه آنچه از اين استاد شهيد باقى است با محتواى غنى خود مربى و معلم است .


46
پيغامى رسا به شيفتگان علم و فلسفه

پيام علامه طباطبائى ( ره ) :

بسمه تعالى

به ياد يك شخصيت علمى و فلسفى كه با درگذشت خود دنيايى را غرق اسف و جهان فضل و دانش را با از ميان رفتن خود عزادار نمود .

مرحوم مغفور مطهرى كه دانشمندى بود متفكر و محقق , داراى هوشى سرشار و فكرى روشن و ذهنى واقع بين تاليفاتى كه از خود به يادگار گذاشته و تحقيقاتى كه در اطراف مقاصد علمى و برهانى نگاشته و در لابلاى كتابهايش به چشم مى خورد , اعجاب آور .

مرحوم مطهرى با تاريخ زندگى پرارزش و سعادتمند خود كه پر از تلاش علمى و تفكر فلسفى بود به شيفتگان علم و فلسفه پيغامى رسا و پرارزش مى فرستد كه از كوشش و تلاش كمالى هرگز آرام ننشسته و مجاهده علمى و كمالى را هرگز فراموش نكنند و حيات خود را كه بهترين متاع انسانى است در بازار حقايق به حيات معنوى كه حيات عالى انسانى است و تا دنيا دنياست بقاى ابدى دارد تبديل كنند و در اين چند روز زندگى شيفته و فريفته شخصيتهاى ساختگى و خيالى نباشند . آرى , يك راه باريكى كه يك مرد دانشمند به حقايق باز كند , براى وى حيات ابدى مى بخشد و از دنيا و مافيها ارزنده تر است .

آن يار كه تن به رود جارى زده بود
در فصل خزان بانگ بهارى زده بود
با ضربت شب شكاف تيغ قلمش
بر آل نفاق زخم كارى زده بود

47
مرد خدا , مرد سخندان , مرد پيكار

شعر زير در دى ماه سال 1363 توسط شاعر متعهد , خواهر سپيده كاشانى سروده شده است .

مرد خدا مرد سخندان مرد پيكار
مائيم و هجران تو و چشمى گهر بار
اى چشمه جوشنده علم و فضيلت
آه اى مطهر , مرتضى , خونينه دستار
رفتى نه اين هنگام گاه رفتنت بود
افسرد بى تو دشت اى باران ايثار
با تو حديث عاشقى گفتن نزنيد
خود كرده اى تحرير آن بسيار بسيار
كردى وفا با جان و آن ميثاق خونين
شد مهر با خون تو بنگر صدق گفتار
بين غنچه ها بشكفت اينك , با پر سرخ
خود درس عشق آموختى شان مهربان يار
در شب فشاندى بذر خورشيد دل افروز
فارغ زبيم و از گزند خصم خونخوار
بنگر پريشان كرده زرين موى خورشيد
بر تربتت اينك , هلا ديرينه غمخوار
در جشن ميلاد فلق افسوس , افسوس
بستى خضاب از خونت اى نستوه ستوار
آن مشعلى كافروختى در مكتب علم
شد روشناى راه و بر ما گشت زنهار
فقدانت اى مرد خرد از بس و زين بود
بنشست گريان در عزا مير علمدار
خم گشت زين غم پشت آن سرو ولايت
ديديم كوه سخت را با چشم خونبار
گريد بر اين غم گر امام ما عجب نيست
او را تو بوديى پاره تن ياور و يار
آوازه بيداريت دادى به وادى
پيچيد و شد جاويد , هان اى جان بيدار
تو جاودان گشتى شهيد راه توحيد
كردى وضو در خون و رفتى سوى دلدار
رفتى به معراج و منافق رو سيه ماند
خفاش بر خورشيد بندد چشم ديدار
اى دوست گر بر تربت پاكان گذشتى
زان كوكب فخر آفرين يادآر يادآر

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

مثل شهيد مثل شمع است كه خدمتش از نوع سوخته شدن و فانى شدن و پرتو افكندن است .


48
ويژگيهاى استاد شهيد

بيست ويژگى شيخ شهيد از زبان نزديكان و آشنايان

1 . هميشه با وضو بود و به اين كار توصيه مى كرد .

2 . به طبيعت علاقه وافر داشت و گاه ساعتها در نقاط باصفا مى نشست و تفكر مى نمود .

3 . نماز شب را بپا مى داشت .

4 . در حين بيان مطالب علمى آنچنان بود كه از اطراف غافل مى شد .

5 . شبها قبل از خواب حدود بيست دقيقه قرآن مى خواند .

6 . نسبت به انجام فرائض فرزندان نظارت دقيق داشت .

7 . به فقرا و مستمندان كمك مى كرد به طورى كه برخى موارد آن بعد از شهادتش آشكار شد .

8 . مطالب قابل توجه را در هر فرصت مناسب و به طور منظم يادداشت مى كرد .

9 . در حاشيه كتبى كه مطالعه مى كرد عنوان يا خلاصه مطالب و يا اشكالات وارده را مى نوشت .

10 . در برخورد با انحرافات فكرى , از جو حاكم بر اجتماع واهمه اى نداشت , جو ناسالم را مى شكست و گاه با دوستان نزديك خود نيز در مى آويخت .

11 . از جوانى علاقه وافر به شهادت داشت و به افراد مى سپرد تا در اين باره برايش دعا كنند .

12 . براى پدر و مادر و نيز اساتيد خويش احترام وصف ناپذير قائل بود .

13 . صداى گريه بلند او هنگام خواندن روضه سيدالشهدا , مناجات شبانه و فوت پدر و مادر مشاهده شد .

14 . بعد از نماز مغرب و عشاء سجده هاى طولانى داشت .

15 . از شهرت و مريدپرورى گريزان بود .

16 . محاسن خود را خضاب مى نمود .

17 . از تظاهر چه در امور عبادى و چه در امور اجتماعى و سياسى به شدت پرهيز داشت .

18 . بسيار متين و پرهيبت بود و در عين حال در موارد لزوم مزاح و نكته پرداز بود .

19 . عبارت([ افوض امرى الى الله ان الله بصير بالعباد]( را در قنوت و هنگام ذكر گفتن زياد قرائت مى كرد .

20 . به دستگيريهاى خداوند ايمان داشت و در شرايطى كه دشمنانش كار را بر او سخت مى كردند صبور و اميدوار به امدادهاى الهى بود .

امام خمينى ( ره )

([ مطهرى]( كه در طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان كم نظير بود رفت و به ملااعلى پيوست , لكن بدخواهان بدانند كه با رفتن او شخصيت اسلامى و علمى و فلسفى اش نمى رود .


49
با قيامت الصالحات

ليست برخى از آثار استاد شهيد كه در آينده منتشر خواهد شد .

1 . فلسفه تاريخ ( 4 جلد )

2 . آشنائى با قرآن ( جلدهاى 4 تا 15 )

3 . توحيد

4 . نبوت

5 . تعارضات منطقى

6 . معاد

7 . پانزده گفتار

8 . توكل و رضا

9 . شناخت در قرآن

10 . تقريرات فقه و اصول

11 . مقالات فلسفى ( جلدهاى 3 و 4 )

12 . انسان شناسى

13 . گريز از ايمان و گريز از عمل

14 . شرح منظومه عربى

15 . تاريخ عقايد اقتصادى

16 . اسلام و مقتضيات زمان ( جلد 2 )

17 . حركت و زمان ( جلدهاى 2 تا 4 )

امام خمينى ( ره )

من به دانشجويان و طبقه روشنفكران متعهد توصيه مى كنم كه كتابهاى اين استاد عزيز را نگذارند با دسيسه هاى غيراسلامى فراموش شود .


50
در عرصه ما و من دم از او زد و رفت
مردى كه شبانه بانگ هو هو زدو رفت
در عرصه ما و من دم از او زد و رفت
در فجر , ستاره هاى نورانى زخم
بر قامتش عارفانه سو سو زد و رفت

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

انسان آينده انسان عقيده و ايمان است نه انسان شكم و دامن


51
پوشيد فلق عباى گلگون تو را
اى نهر روان خون تو جارى عشق
وى خفته به خون , به راه بيدارى عشق
از خدعه نهروانيان دلتنگيم
برخيز دوباره از پى يارى عشق

([ استاد شهيد مرتضى مطهرى](

نهضت خدائى بايد براى خدا آغاز و بايد براى خدا ادامه يابد و هيچ خاطره و انديشه غير خدائى در آن راه نيابد تا عنايت و نصرت الهى شامل گردد .