مرجعيت

1

حضرت آية الله العظمى خامنه اى ( مد ظله العالى )

از ديدگاه

فقها و بزرگان

( 1 )

تهيه و تنظيم :

دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم


2

مرجعيت حضرت آيت الله العظمى خامنه اى ( مد ظله العالى ) از ديدگاه فقها و بزرگان

تهيه و نشر : دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم

تاريخ انتشار : سوم رجب 1415 ه . ق . شانزدهم آذر 1373

نوبت چاپ : اول

تيراژ : 20000 نسخه

- كليه حقوق محفوظ است -


3

بسم الله الرحمن الرحيم


4

5
فهرست
مقدمه : بيانيه دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم 7
فصل اول : بحثى پيرامون اجتهاد و مرجعيت 13
بخش اول : اجتهاد 15
الف - اجتهاد مصطلح و رايج 16
ب - اجتهاد لازم و كافى 18
ج - شرائط اجتهاد لازم و كافى 21
1 ) شرايط علمى و مرسوم در اجتهاد مصطلح 21
2 ) شرايط عملى 22
3 ) بينش و بصيرت جامع و فراگير 22
4 ) عنصر زمان و مكان 23
بخش دوم : مرجعيت 27
الف - شرايط مرجعيت 27
ب - وظايف مرجعيت 29
ج - مرجعيت و رهبرى 30
د - مرجعيت و وجوهات شرعى 31
^ 6 ^
فصل دوم : زندگينامه 33
- زندگينامه حضرت آيت الله العظمى خامنه اى ( مد ظله العالى ) 35
- دوران كودكى 36
- اساتيد 39
- تأليفات 42
- مبارزات و مسؤوليتها 43
- رياست جمهورى 69
فصل سوم : مرجعيت و ديدگاهها 73
بخش اول : مرجعيت حضرت آية الله العظمى خامنه اى از ديدگاه فقها و علماى
اعلام 75
بخش دوم : بيانيه ها 113

7
مقدمه

بيانيه مهم دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم پيرامون مرجعيت


8

9

بسم الله الرحمن الرحيم ما ننسخ من اية او ننسها نات بخير منها او مثلها

درود بر حماسه آفرينان تاريخ حوزه ها كه با رساله هاى علمى و سيره عملى خود فضيلتها را پاس داشتند . مراجع بزرگوار و مجاهدى كه با شجاعت و صلابت خود خواب را از چشم ستم كاران تاريخ ربودند و تا مرز شهادت پيش شتافتند .

سلام بر امام راحل([ قدس سره]( , احياگر شرف , عزت و كرامت امت اسلامى , هم او كه سفير بيدارى را در جهان صلا داد و پايه هاى اقتدار استكبار جهانى را لرزاند .

رحمت خاص ربوبى به روح پاك و مطهر عارف و فقيه زاهد آية الله العظمى اراكى ([ قدس سره]( كه حاصل يك قرن حيثيت علمى و عملى خود را تقديم ساحت انقلاب اسلامى كرد و در همه حال يار و پشتيبان ولايت فقيه بود .

تعزيت و تسليت به پيشگاه والاى امام زمان , ( ارواحنا له الفداء ) و نايب برومندش سيد الاعلام , زعيم امت اسلامى و استمرار بخش راه و روش امام خمينى([ قدس سره]( ولى امر مسلمانان حضرت آية الله العظمى خامنه اى([ مد ظله العالى ) ) و ديگر عالمان بزرگ , حوزه هاى علميه و طلاب بيدار و هوشيار .

ترديدى نيست كه حوزه هاى علوم دينى و عالمان وظيفه بان در طول تاريخ اسلام و


10
تشيع دژ استوار و پايگاه محكم اسلام در برابر شبيخونهاى شياطين بودند و هرگاه گرد شمع وجود مرجعى هوشمند , تيزبين و شجاع گرد آمدند , ثمرات ميمون و مباركى براى امت اسلامى به ارمغان آوردند .

انقلاب اسلامى و احياى مجدد اسلام ناب , مرهون چنين انتخابى بود . برگزيدن امام راحل به رهبرى و مرجعيت , نه تنها ايران را نجات داد كه عامل بيدارى پاك فطرتان در سر تا سر جهان شد , امروز ايران ام القراى امت اسلامى و كانون الهام نهضتهاى آزاديخواه جهان است و خار چشم استعمارگران .

با انقلاب اسلامى , استكبار نقش مرجعيت را در بيدارى ملتها آزمود و همين كانون را ممكن است هدف قرار دهد تا از اين سنگر مقدس با ايجاد اختلاف و بى تفاوت نشان دادن علما نسبت به نظام , دولت كريمه اسلامى را تضعيف كند .

اين است كه در اين مقطع حساس بايد بهوش بود و معيارها و ملاكهاى بايسته را براى انتخاب مرجع شناخت و فراديد نهاد :

1 - اساس مرجعيت پاسخگويى به حوادث واقعه و مسايل نو پيدا است , حوادث واقعه در تحول و تكامل اجتماعات متطور مى شود , بى شك آن كس كه به مسايل و روابط پيچيده اجتماعى اين عصر واقف نباشد , ناتوان از پاسخگويى به حوادث واقعه خواهد بود , از طرفى شناخت مقوله هاى سياسى فقهى و انطباق با موضوعهاى نو پيدا , دانش اجتماعى وافرى مى خواهد .

2 - در اين روزگار كه استكبار جهانى با تكنيكهاى پيچيده جاسوسى و فريب مسلح شده , بايسته است مرجع , از هوشمندى و تجارب مبارزاتى و سياسى بالايى برخوردار باشد . در جهاد با طاغوت و مبارزه با ترفندهاى استكبار آبديده شده باشد و با عزت و صلابت , مواضع و آرمانهاى اسلام را پاس دارد .

3 - تمركز مديريت در پيشرفت جوامع سهمى به سزا دارد و تفرقه و تشتت بويژه در جوامع شرقى و اسلامى , سمى مهلك و خطر ساز است . وحدت مرجعيت و رهبرى هم چنانكه در دوران حيات امام ثمرات بسيار ميمون و مباركى به بار آورد , مى تواند در


11
روزگار ما نيز زمينه جهان شمول شدن انديشه خدا محورى را آماده سازد .

4 - اعلميت در بينش علوى , فهم روح دين , مذاق شريعت و قدرت انطباق مسايل نو پيدا با احكام الهى است , مجتهدى كه شرايط اجتماعى زمان خويش را نشناسد و دين را به صورت نظام وارده در همه ابعاد , اقتصادى , سياسى , اجتماعى , بين المللى و . . . درك نكند گرچه در مداقه هاى اصولى و فروعات فقهى سر آمد باشد , بفرموده امام راحل([ سلام الله عليه]( نه تنها اعلم نيست كه مجتهد نمى باشد .

5 - عدالت كه از مقومات مرجعيت است با پاس داشت اعمال فردى و ورع و پارسايى در عرصه اى بين مدرس و خانه , خانه و مسجد پا نمى گيرد , چه انسان مدنى و اجتماعى است و مكتب نيز براى اداره جوامع آمده است . آن كه نسبت به سرنوشت مسلمانان و نظام اسلامى بى تفاوت باشد و حفظ نظام و تعميق حكومت اسلامى را كه از اهم فرايض است سرلوحه كار خويش قرار ندهند , گرچه در رفتار و اعمال فردى اش زاهد زمان باشد , از عدالتى كه مورد نظر اسلام است برخوردار نخواهد بود .

اين است كه ما در اين روزگار حساس كه شياطين با همه نيرنگها و ترفندهايشان به ميدان آمده و اسلام ناب و حكومت اسلامى را هدف قرار داده اند , ضمن احترام به ديگر بزرگان و علماى حوزه , سلاله رسول الله , شاگرد برومند امام راحل , مرد جهاد و اجتهاد , مفسر , رجالى , دانا به اسلام ناب و شريعت علوى , سكان دار كشتى انقلاب اسلامى حضرت آية الله العظمى خامنه اى([ مد ظله العالى]( را به مرجعيت در فتوا برمى گزينيم , تا جهان در پرتو رهبرى اجتماعى , فكرى و دينى معظم له , شاهد حاكميت اسلام ناب و پيدايى تمدن نو اسلامى شيعى باشد .

دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم

12 9 73

12

13
فصل اول : بحثى پيرامون اجتهاد و مرجعيت

14

15
بخش اول اجتهاد

اجتهاد تلاش و پژوهشى است علمى , براى دستيابى به احكام و دستورالعملهاى دينى . در طول تاريخ فقه شيعه , اجتهاد روشى مشروع و مقبول نزد عالمان و فقيهان دينى بوده و آنان با بهره گيرى از دانشهاى مورد نياز براى اجتهاد به استنباط احكام شرعى مى پرداختند .

در زمان ائمه گاه و بيگاه عناصرى از ميان اصحاب و شاگردان ممتاز آنان كه علوم مورد نياز اجتهاد را فرا گرفته بودند , از سوى آن بزرگواران منصب افتاء مى يافتند و با يارى جستن از اصول كلى القاء شده از پيشوايان معصوم و كارشناسى موضوع , حكم شرعى مسايل مورد ابتلاى مردم را صادر مى كردند .

با شروع عصر غيبت , به علت عدم دسترسى به امامان معصوم عليهم السلام و از سويى وظيفه دانشمندان دينى در پاسخگويى به مشكلات شرعى مردم , ايجاب مى كرد , آنان با كسب آمادگيها , دانشها و عناصر مورد نياز اجتهاد , خود را در طريق استنباط و اجتهاد قرار داده , با مراجعه به منابع اصلى شريعت , احكام الهى را در موضوعات مورد ابتلا و حوادث واقعه استخراج كرده , تكليف امت را تعيين نمايند .

منابع اصلى اجتهاد و استنباط در دوره آغازين پس از غيبت , كتاب و سنت بود كه در بعضى مسايل با تركيب عناصر مورد نياز ديگرى , فقيهان را در كار افتاء يارى مى داد .


16

با گذشت زمان هر اندازه كه فاصله زمانى از آغاز غيبت بيشتر مى شد توجه به عناصر ديگرى در كار استنباط ضرورى تر مى نمود , اين عناصر در آغاز اجماع و عقل بودند كه در طول زمان شهرت فتوايى و جز آن در كنار منابع اصلى مورد استفاده قرار مى گرفتند .

در اين ميان , توجه به زمان و مكان از مسايل مورد اعتنايى بود كه بسيارى از فقيهان كار آزموده بويژه آنان كه مرجع شيعه و نايب امام معصوم عليه السلام تلقى مى شدند , سخت به آن پايبند بودند . از ميان آن بزرگان مى توان به ترتيب از ابن ابى عقيل عمانى , ابن جنيد , سيد مرتضى , شيخ طوسى , محقق , علامه , شيخ انصارى و . . . نام برد , تا اينكه با پيدايش تمدن جديد , رويكرد مشكلات تئوريك و فقدان احكام تبيينى در قرون اخير , بزرگمردى از سلاله امامان معصوم عليهم السلام را بر آن داشت تا علاوه بر عناصر مشهور در طريق استنباط به نكته اى بس مهم , اساسى و گره گشا تحت عنوان دو عنصر([ زمان و مكان]( توجه كرده , ديگر فقيهان را متوجه آن كند .

طرح اين مسأله به صورت اساسى و به عنوان يك تئورى براى تكميل عناصر مورد نياز براى اجتهاد , عمليات استنباط را در ابعاد مختلف به تحول كشاند و باعث شد تا اصل اجتهاد علاوه بر دانشهاى مورد نياز در گذشته , متوقف بر تحقق شرايط و مشكلاتى جديد شود در اين ميان مناسب است , نظرى داشته باشيم به تعريف , شرايط و لوازم اجتهاد در كلام امام رضوان الله عليه كه در اين زمينه فرمودند([ : حوزه ها و روحانيت بايد نبض تفكر و نياز آينده جامعه را هميشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث , مهياى عكس العمل مناسب باشند . چه بسا شيوه هاى رايج اداره مردم در سالهاى آينده تغيير كند و جوامع بشرى براى حل مشكلات خود به مسايل جديد اسلام نياز پيدا كند . علماى بزرگوار اسلام از هم اكنون بايد براى اين موضوع فكرى كنند]( .

الف - اجتهاد مصطلح و رايج

امام رضوان الله تعالى عليه با تأكيد بر اينكه اصل اجتهاد بايد به بهترين وجه در حوزه ها توسط فقيهان و دانشمندان دينى پى گرفته شود , اين نكته را متذكر شده اند كه


17
اجتهاد مصطلح در حوزه ها كافى نبوده و در اين زمان و يا زمانهاى ديگر نمى تواند جوابگوى نيازهاى متنوع و پيچيده جوامع بشرى باشد و يا با شناخت صحيح حكومت و جامعه و شرائط خاصى كه بر هر زمان حاكم است اين نكته روشنتر خواهد شد :

([ مهم شناخت درست حكومت و جامعه است كه براساس آن نظام اسلامى بتواند به نفع مسلمانان برنامه ريزى كند كه وحدت رويه و عمل ضرورى است و همين جا است كه اجتهاد مصطلح در حوزه ها كافى نمى باشد]( . ( 1 )

حال بايد ديد منظور از اجتهاد مصطلح چيست ؟ و چرا امام ( ره ) اين اجتهاد مرسوم در حوزه ها را كافى نمى دانند آنگونه كه فقهاى بزرگ و پيشكسوتان فقاهت و اجتهاد همچون شيخ الفقهاء مرتضى انصارى , آخوند محمد كاظم خراسانى , شيخ محمد اصفهانى ( كمپانى ) و ديگران در مكتوبات خود بيان داشته اند , اجتهاد و شرائط اجتهاد به گونه اى است كه مجتهد پس از گذراندن دوره هايى در حوزه و كسب تواناييهاى لازم جهت استنباط حكم , با دستمايه هاى علمى و عملى و استعدادهاى شخصى , قدرت و ملكه استنباط حكم و اجتهاد را واجد خواهد شد .

اين دستمايه هاى علمى عبارتند از آشنايى با علوم عربى به ميزانى كه بتوان براى اجتهاد از آن بهره گرفت , آشنايى با تفسير قرآن , آشنايى و تسلط بر علم اصول و قواعد استنباط حكم , شناخت منطق و قواعد استدلال , آشنايى با علم رجال و درايه و بهره كافى از شناخت حديث و كلمات معصومين عليهم السلام ( 2 ) . از سوى ديگر در زمينه شرائط فردى مجتهد , امورى را متذكر مى شوند كه عبارتند از : عدالت , زهد , تقوى , ورع , حيات , بى اعتنائى به دنيا . ( 3 )

1 - صحيفه نور , ج 21 , ص 46 .

2 - كفاية الاصول , ج 2 , ص 429 , الرسائل , ج 2 , ص 98 - 96 .

3 - مستمسك العروة الوثقى , ج 1 , ص 4 - تحرير الوسيله , ج 1 , ص 7 .


18
ب - اجتهاد لازم و كافى

براساس نظريات اصولى حضرت امام ( رضوان الله تعالى عليه ) كه در كتاب گرانقدر([ الرسائل]( بيان شده است , ترسيمى از اجتهاد و فقاهت و شرائط خاص آن به دست مى آيد كه نشأت گرفته از همان ديدگاه وسيع ايشان در مسأله زعامت و ولايت فقيه است . شئونى را كه فقيه داراى شرائط به عهده دارد , تنها فتوى دادن و بيان احكام نيست , يك فقيه جامع شرائط بايد اساس حكومتى را بنا گذارد كه تمامى شئون فردى و اجتماعى جوامع بشرى را در بر گيرد و براى حل معضلات انسانها كارساز باشد . فقه و فقاهت را بايد چنين معنا كرد . اگر به فقه جنبه علمى داده شود و اجتهاد به عينيت راه يابد و تمامى زواياى زندگى فرد و جامعه را شامل شود , آنگاه است كه تئورى واقعى و كامل اداره انسان تحقق يافته است . و همه ترس استكبار و دشمنان دين از همين مسأله و تحقق يافتن همين موضوع است .

([ حكومت در نظر مجتهد واقعى , فلسفه عملى تمامى فقه در تمامى زواياى زندگى بشريت است , حكومت نشان دهنده جنبه عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و سياسى و نظامى و فرهنگى است . فقه , تئورى واقعى و كامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است]( .

([ هدف اساسى اين است كه ما چگونه مى خواهيم اصول محكم فقه را در عمل فرد و جامعه پياده كنيم و بتوانيم براى معضلات جواب داشته باشيم و همه ترس استكبار از همين مسأله است كه فقه و اجتهاد جنبه عينى و عملى پيدا كند]( . ( 1 )

اگر فقه و فقاهت چنين تفسير شد و از طرح و تئورى به عمل و عين راه يافت , اجتهاد هم تفسيرى جديد به خود مى گيرد , اجتهاد نظرى و بحثى به اجتهاد عينى و عملى تبديل مى شود . شأن مجتهد و فقيه فراتر از بحث , درس و تحقيق رفته , به زعامت و رهبرى مى انجامد . وى با فراگيرى مقدمات و دستمايه هاى علمى و عملى از يك سو , با احاطه به

1 - صحيفه نور , ج 21 , ص 88


19
مسايل زمان خود , آشنايى دقيق به شرائط فرهنگى , اقتصادى , سياسى , نظامى و اجتماعى از ديگر سوى , خواهد توانست اجتهاد لازم را كسب كرده و چنين اجتهاد و فقاهتى را به عينيت و عمل برساند .

([ مجتهد بايد به مسايل زمان خود احاطه داشته باشد , براى مردم و جوانان و حتى عوام هم قابل قبول نيست كه مرجع و مجتهدش بگويد من در مسايل سياسى اظهار نظر نمى كنم , آشنايى به روش برخورد با حيله ها و تزويرهاى فرهنگ حاكم بر جهان , داشتن بصيرت و ديد اقتصادى , اطلاع از كيفيت برخورد با اقتصاد حاكم بر جهان , شناخت سياستها و حتى سياسيون و فرمولهاى ديكته شده آنان و درك موقعيت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمايه دارى و كمونيزم كه در حقيقت استراتژى حكومت بر جهان را ترسيم مى كنند , از ويژگيهاى يك مجتهد جامع است]( . ( 1 )

اين , همان اجتهاد لازم و كافى است , اجتهادى كه تمامى زواياى زندگى فردى و اجتماعى را در برگرفته و براى تمامى معضلات و مشكلات دينى و دنيائى جوامع بشرى راه حل ارائه مى دهد . چنين اجتهادى خواهد توانست زعامت و حكومت را به دنبال داشته باشد و تمامى شئون در هر زمان و مكان را در بر گيرد .

اگر اسلام و فقاهت را آن گونه يافته ايم كه توانائى اداره جوامع بشرى را دارد و تنها محدود به زمان خاص و يا مكان خاص نمى شود , و در هر عصر و دوره اى و با مواجه شدن با هر موقعيتى , خواهد توانست جامعه انسانى را رهنمون باشد , و اگر اسلام و فقاهت را جاودانه مى دانيم و آنرا يك دين جهانى و فراگير تلقى مى كنيم , و اگر براى رسيدن به احكام و وظايف دينى تنها به اجتهاد و استنباط حكم از ادله شريعت چشم دوخته ايم , چنين اجتهادى بايد معناى وسيع و عميق به خود گيرد و تفسير عينى و واقعى پذيرد , تا در دنياى پر آشوب كنونى بتواند زمام امور را به دست گرفته و مؤمنان را از حيرت و سرگردانى رهائى بخشد .

در اين زمان , پيشرفت علوم و تكنولوژى , كم شدن فاصله ها و تعميق پيوندها و

1 - صحيفه نور , ج 21 , ص 88


20
ارتباطات , مبادلات فرهنگى و نزديك شدن جوامع به يكديگر , عواملى هستند كه در فراهم آمدن صدها و هزاران مسئله جديد دخالت مستقيم دارند . امروزه بايد جواب صريح و روشنى براى معضلات و مسائلى كه از سوى جوامع مسلمان و غير مسلمان در زمينه هاى مختلف مطرح مى شود , ارائه داد . در زمان معاصر , خصوصا با تشكيل حكومت اسلامى و مطرح شدن دكترين رهبرى اسلام در جهان آينده و توجه تمامى جوامع به اسلام و احكام قوانين اسلامى , بايد تحركى به اجتهاد بخشيد و دامنه شمول آن را وسعت داد , تا بتواند پاسخگوى نيازهاى گوناگون و پيچيده همه جوامع باشد .

امام ( ره ) نيز معتقدند كه در اين زمان , بحثها و موضوعات و مسايل فقهى و اجتهادى به حوزه و مدرسه محدود نمى شود و در جامعه مطرح شده و تمامى قشرها به دنبال دريافت پاسخهاى صريح و روشن مى باشند :

([ اما امروز با كمال خوشحالى به مناسبت انقلاب اسلامى حرفهاى فقها و صاحب نظران به راديو و تلويزيون و روزنامه ها كشيده شده است , چرا كه نياز عملى به اين بحثها و مسايل است , مثلا در مسئله مالكيت و محدوده آن , در مساله زمين و تقسيم بندى آن در انفال و ثروتهاى عمومى , در مسايل پيچيده پول و ارز و بانكدارى , در ماليات , در تجارت داخلى و خارجى , در مزارعه و مضاربه و اجاره و رهن , در حدود و ديات , در قوانين مدنى , در مسايل فرهنگى و برخورد با هنر به معناى اعم , چون عكاسى , نقاشى , مجسمه سازى , موسيقى , تئاتر , سينما , خوشنويسى و غيره , در حفظ محيط زيست و سالم سازى طبيعت و جلوگيرى از قطع درختها حتى در منازل و املاك اشخاص , در مسائل اطعمه و اشربه , در جلوگيرى از مواليد در صورت ضرورت و يا تعيين فواصل در مواليد , در حل معضلات طبى همچون پيوند اعضاى بدن انسان و غير به انسانهاى ديگر , در مساله معادن زير زمينى و روزمينى و ملى , تغيير موضوعات حلال و حرام و توسيع و تضييق بعضى از احكام در ازمنه و امكنه مختلف , در مسايل حقوقى و حقوق بين المللى و تطبيق آن با احكام اسلام , نقش سازنده زن در جامعه اسلامى و نقش تخريبى آن در جوامع فاسد و غير اسلامى , حدود آزادى فردى و اجتماعى , برخورد با كفر و شرك و


21
التقاط و بلوك تابع كفر و شرك , چگونگى انجام فرائض در سير هوايى و فضايى و حركت برخلاف جهت حركت زمين يا موافق آن يا سرعتى بيش از سرعت آن و يا در صعود مستقيم و خنثى كردن جاذبه زمين و مهمتر از همه اينها , ترسيم و تعيين حاكميت ولايت فقيه در حكومت و جامعه كه همه اينها گوشه اى است كه فقهاى بزرگ در مورد آنها بحث كرده اند و نظراتشان با يكديگر مختلف است و اگر بعضى از مسايل در زمانهاى گذشته مطرح نبوده است و يا موضوع نداشته است , فقها امروز بايد براى آن فكرى بنمايند]( . ( 1 )

در اين فراز , امام ( ره ) بر اين واقعيت تاكيد مى فرمايند كه اجتهاد و روند فقاهت در مدار جديدى واقع شده و همت والايى مى طلبد تا فقه و فقاهت به گونه عينى و عملى تحقق يابد . در اين صورت اجتهادى كه مورد نظر و توصيه امام راحل ( ره ) , است كه همان اجتهاد لازم و كافى مى باشد , از تئورى و نظر به عين و عمل راه يافته است .

ج - شرايط اجتهاد لازم و كافى

براى اجتهاد لازم و كافى , آن گونه كه از بيانات حضرت امام رضوان الله تعالى عليه روشن شد , علاوه بر شرائط و ويژگيهاى اجتهاد مصطلح , شرائط ديگرى است كه مجموعا در مورد زير خلاصه مى شود :

1 ) شرائط علمى مرسوم در اجتهاد مصطلح

امام ( ره ) در كتاب([ الرسائل]( در اين زمينه 8 شرط ذكر مى فرمايند ( 2 ) :

اول : آشنايى با علوم و فنون عربى به مقدارى كه در فهم كتاب و سنت لازم باشد .

دوم : آشنايى و انس با محاورات عرفى و فهم موضوعات جهت فهم عبارات كتاب و سنت .

1 - صحيفه نور ج 21 ص 46 .

2 - به ضميمه مراجعه شود


22

سوم : آشنايى با منطق در حد نياز براى استدلال و استنباط حكم .

چهارم : تسلط بر اصول فقه و قواعد فقهيه در حدى كه بتواند از بكارگيرى اين اصول و قواعد و دانشهاى مورد نياز ديگر حكم شرعى را استنباط كند .

پنجم : آشنايى با علم رجال .

ششم : آشنايى با قرآن و انس با اخبار و آثار معصومين عليهم السلام .

هفتم : قوت و توانايى عملى براى ارجاع فروع به اصول و تكرار اين امر .

هشتم : فحص و تحقيق كامل در كلمات بزرگان و فقيهان سلف .

2 ) شرائط عملى

مجتهد علاوه بر دارا بودن شرائط علمى و تواناييهاى لازم براى اجتهاد و افتاء , بايد از نظر عملى داراى ويژگيها و خصوصيات اخلاقى و فردى باشد تا در طريق اجتهاد و استنباط حكم دچار لغزش و خطا نگردد .

خلوص و تقوى و زهد از شرائطى است كه دخالت مستقيم در اجتهاد مجتهد داشته و براساس روايت معصوم عليه السلام چنين فقيه و مجتهدى است كه صلاحيت افتاء و مرجعيت را دارد ( 1 ) .

3 ) بينش و بصيرت جامع و فراگير

از شرايط مهم و ويژه اى كه حضرت امام ( ره ) در فرازهاى متعدد بدان تأكيد داشته اند , همين بينش سياسى و وسعت نظر و انديشه ژرف مجتهد است . مجتهد زمانى خواهد توانست در مسند افتاء و اجتهاد موفق باشد كه از چنين بينش و جامع نگرى بى نصيب نباشد . مجتهد بايد به مسايل زمان خود احاطه داشته باشد . ( 2 ) دسيسه ها را از قبل پيش بينى كند و پاسخهاى لازم و مناسبت را آماده سازد . يك مجتهد بايد از زيركى , هوش و فراست

1 - وسائل الشيعه , جلد 18 , ابواب صفات قاضى , باب 10 , حديث 20 .

2 - صحيفه نور ج 21 ص 98 .

23
براى هدايت جامعه برخوردار باشد . و در يك كلام كوتاه , مجتهد بايد مدير و مدبر باشد([ . يك مجتهد بايد زيركى و هوش و فراست هدايت يك جامعه بزرگ اسلامى و حتى غير اسلامى را داشته باشد . و علاوه بر خلوص و تقوى و زهدى كه در خور شأن مجتهد است , واقعا مدير و مدبر باشد]( . ( 1 )

از اين بالاتر , بنا به فرموده امام ( ره ) اصل اجتهاد يك مجتهد , مبتنى بر چنين بينشى خواهد بود , و اگر فردى تمام ويژگيهاى علمى مورد نياز براى اجتهاد را دارا بود و از نظر بحث و تحقيق به مرتبه عالى رسيده باشد , اما از جنبه تشخيص و تصميم داراى ضعف بوده و فاقد ژرف نگرى و آينده انديشى باشد , چنين فردى مجتهد نخواهد بود و صلاحيت به دست گرفتن زمام جامعه را نخواهد داشت .

([ بلكه يك فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه ها باشد ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخيص دهند و نتواند افراد صالح و مفيد را از افراد ناصالح تشخيص دهد و به طور كلى در زمينه اجتماعى و سياسى فاقد بينش صحيح و قدرت تصميم گيرى باشد , اين فرد در مسائل اجتماعى و حكومتى مجتهد نيست و نمى تواند زمام جامعه را به دست گيرد]( . ( 2 )

4 ) دو عنصر زمان و مكان

زمان و مكان نقش عمده اى در اجتهاد و استنباط حكم داشته و دارند . امام ( ره ) اين نكته را مورد مداقه و تأكيد قرار داده اند . تأثير اين دو عنصر در افتاء , مطلبى نيست كه نزد فقهاى شيعه مورد غفلت واقع شده باشد و يا به آن توجهى نكرده باشند , بلكه تأكيد حضرت امام ( ره ) بر اين اساس است كه دخالت داشتن اين دو عنصر در اين زمان و با تشكيل حكومت و بوجود آمدن شرائط و موقعيتهاى جديد , براى پياده شدن احكام شريعت , نمود و ظهور خاصى يافته و توجه صاحب نظران و فقهاى معاصر را به خود معطوف داشته است .

1 - همان ماخذ .

2 - صحيفه نور ج 21 ص 46 .

24

اجتهاد كه همان تلاش و جهد براى رسيدن به احكام شريعت از طريق استنباط در ادله است , اگر بدون در نظر گرفتن شرائط زمانى و مكانى مورد نظر واقع شود , نخواهد توانست براى موضوعات و مسايل مستحدثه در قالب احكام و قواعد كلى , تبيين و تفسير عملى داشته باشد . زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند . مسئله اى كه در يك زمان داراى حكمى بوده است , با تغيير شرائط خاص زمانى و منطقه اى , موضوع تغيير مى يابد و حكم جديدى مى طلبد . در اين صورت است كه اجتهاد نقش ويژه اى به خود مى گيرد و خواهد توانست براى معضلات مطروحه براساس همان ادله محكم , حكم مناسبى ارائه دهد .

([ يكى از مسايل بسيار مهم در دنياى پر آشوب كنونى نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميم گيرى هاست]( . ( 1 )

([ زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند . مسئله اى كه در قديم داراى حكمى بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاكم بر سياست و اجتماع و اقتصاد يك نظام ممكن است حكم جديدى پيدا كند , بدان معنا كه با شناخت دقيق روابط اقتصادى و اجتماعى و سياسى همان موضوع اول كه از نظر ظاهر با قديم فرقى نكرده است , واقعا موضوع جديدى شده است كه قهرا حكم جديدى مى طلبد]( . ( 2 )

با تغيير شرائط خاص زمانى و مكانى , نوع برداشتها از مسايل تغيير يافته و از اين رو موضوعات نيز تغيير و تبدل مى يابند , موضوعى كه در زمانى خاص , حكم خاصى را دارا بود , با تغيير شرائط آن , خود موضوع هم قهرا تغيير مى يابد , لذا حكم جديدى مى طلبد . زمانى شرائط ويژه اى به لحاظ موقعيتهاى جديدى كه براى محيط و جامعه يك مجتهد و مفتى پديد مى آيد , ضرورتا برداشتى كه وى از موضوعات و معضلات دارد با برداشتى كه احيانا خود قبلا داشته و يا ديگرى در شرائط خاص زمانى و مكانى ديگر داشته است , كاملا متفاوت است . اين اختلاف برداشت , احكام مختلف و متنوعى را به دنبال خواهد

1 - صحيفه نور ج 21 ص 61
.

2 - صحيفه نورج 21 ص 98 .


25
داشت .

([ مسائلى كه امروز پيش آمده است , با مسايل سابق فرق مى كند و برداشت ها از احكام اسلام , مختلف است]( ( 1 ) .

اجتهاد را نبايد مطلق در نظر گرفت و اصولا در معناى خود اجتهاد و تفسير مقبولى كه از استنباط حكم بيان شده و سيره عملى فقهاء بيانگر آن است , اين معنا نهفته است .

مجتهد با توجه به دو عنصر زمان و مكان و با در نظر گرفتن شرايط و موقعيتهاى عصر خود , با مراجعه به منابع فقهى و استدلالى , حكم الله را استنباط مى كند . اين احكام بنابر تبيينى كه در كتابهاى اصولى شده است , شامل احكام اولى و ثانوى , احكام ظاهرى و واقعى و غير آن مى شود كه در اينجا مجال پرداختن به جزئيات و نكته هاى فنى آن نيست و بررسى و تدقيق اصولى و فقهى آن را به فرصتى ديگر وا مى نهيم .

1 - صحيفه نورج 19 ص 181 .


26

27
بخش دوم مرجعيت
الف - شرايط مرجعيت

مرجع , مجتهد فقيه و عادلى است كه برجستگيهاى علمى و خصايص ويژه اخلاقى و اجتماعى او را در مسايل دينى و حوادث واقعه , مرجع رجوع مؤمنين و امت مسلمان قرار مى دهد . وظيفه مرجع بيان حكم حوادث واقعه پاسخ به پرسشهاى نو پيدا است . وى متكفل بيان احكامى است كه مربوط به روابط چهارگانه انسان : ( رابطه با خدا , انسانها , خود و طبيعت ) است .

خاستگاه , اين پرسشها , دگرگونى روابط اجتماعى و پيدايى روابط جديد است كه بر اثر تحول زمان , در اين زمينه پديد مى آيد .

در جوامع توسعه يافته و يا در حال توسعه , كه بافت اجتماعى پيچيده اى دارند روابط چهارگانه انسان , كه موضوع حكم است , ابعاد مختلفى دارد . شناخت حادثه و موضوعات نو پيدا , منوط به آگاهى از تأثير و تأثر آن در بقيه نهادها و روابط اجتماعى است . در اين جوامع , شناخت زمان و مكان و روابط پيچيده حاكم بر جوامع از مقومات اجتهاد صحيح است , چه رسد به ملاك مرجعيت .

كسى كه اين مسايل را نشناسد , تصور صحيحى از موضوعات نمى تواند پيدا كند , تا حكم صحيحى بدهد . چنين كسى , بى شك نمى شود مرجع رجوع مردم در احكام , براى


28
برقرارى زندگى اسلامى , باشد . اين است كه امام راحل ( رض ) فرمود :

([ اجتهاد مصطلح در حوزه ها كافى نمى باشد , بلكه يك فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه ها هم باشد , ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخيص دهد و يا نتواند افراد صالح و مفيد را از افراد ناصالح تشخيص دهد و به طور كلى در زمينه اجتماعى و سياسى فاقد بينش صحيح و قدرت تصميم گيرى باشد , اين فرد در مسايل اجتماعى و حكومتى مجتهد نيست]( .

بحث ديگرى كه در آن پژوهش بيشترى لازم است , ملاكها و شرايطى است كه با برقرارى جمهورى اسلامى براى انتخاب مرجع در اولويت قرار مى گيرند .

از شرايطى كه با پيدايش نظام اسلامى , اهميت اول را در مرجعيت به خود اختصاص داده , تعهد به حفظ نظام اسلامى است .

اين شرط , براى انتخاب مرجع به دو جهت ضرورى است :

1 . در عرصه مباحث نظرى , عدالت و تقوا از شرايط اساسى مرجع دينى است . اگر مجتهدى اعلم علماى عصر باشد , ولى در عدالت و تقواى او كاستى باشد , قابل مراجعه نيست . رجوع به او , در حكم مراجعه به طاغوت است . زيرا چنين كسى , نه تنها نمى تواند انسانها را به نور برساند , بلكه چه بسا آنان را در ظلمات گرفتار سازد .

ابتدايى ترين شرط تقوا و عدالت , انجام فرائض است . از جمله فرائض مهم در اسلام , حفظ نظام اسلامى است كه به تعبير فقها([ رحمة الله عليهم]( در رأس فرائض قرار دارد . هيچ فرضيه اى , نمى تواند مانع انجام آن گردد و هيچ توجيهى براى شانه خالى كردن از اين تعهد بزرگ پذيرفته نيست .

بر اين اساس , تعهد به حفظ نظام در روزگار ما از اساسى ترين شرايط در انتخاب مرجع است , چه اگر مجتهدى اين مهم را سرلوحه كارها و تعهدات خويش قرار ندهد , مهم ترين فريضه اسلامى را ترك كرده و به فسقى مضاعف مبتلا شده است .

2 . در عرصه عمل , مراجع امين مردم و مورد اطمينان آنان مى باشند . مردم , احكام دين خود را از آنان مى گيرند . اگر مرجعى در قبال نظام بى تعهد شد , روح بى تفاوتى و كناره گيرى از صحنه , در مردم دميده مى شود و سهل انگارى در برابر نظام اسلامى موجه


29
مى نمايد . امت اسلامى وقتى مى بينند مقتداى دينى آنها در برابر واقع جارى مملكت بى تفاوت است نه تنها خود را موظف به حضور در صحنه نمى يابند , كه چه بسا نسبت به روند نظام , با ديد ترديد و شك مى نگرند .

با اين تحليل و دهها پيامد زيان بار ديگر , كه مجال بر شمارى آن نيست , آيا مى شود مجتهدى را كه در برابر مسايل نظام اسلامى بى تفاوت است و در حفظ و بقاى آن تعهدى ندارد , مرجع دينى مردم قلمداد كرد ؟ آيا چنين افرادى مى توانند عنوان ([ امناء الرسل]( به خود گيرند ؟ آيا كسى را كه در برابر توطئه عليه نظام اسلامى كه امانت الهى در دست ماست , بى تفاوت نشسته و سر در لاك خود فرو برده , مى توان امانتدار دين خدا دانست و مرجع و ملجأ دينى مردم قرار داد ؟ چه رسد به افرادى كه علم مخالفت و تضعيف اين نظام الهى را برافراشته اند .

ب - وظايف مرجعيت

مرجعيت , نهادى ارجمند و پر مسؤوليت است . حتى در حوزه وظايف ديرينش , كه البته با كاستيهايى همراه بوده و هست , وظايف سنگينى را بر دوش داشته است . پاسخگويى مسايل دينى , موضع گيرى در مسايل حاد سياسى و اجتماعى , حضور در اداره سازمان روحانيت , رسيدگى به ضعفا و محرومان و . . . گوشه اى از اين مسؤوليتند .

بى ترديد , اهميت وظايف بر سنگينى مسؤوليت مى افزايد . تنها گروهى اندك از عالمان دينى را توان آن است كه در عرصه اين مقام برآيند و ايفاى تكليف كنند .

تأكيد حضرت امام بر مسؤوليت مقام مرجعيت , برخاسته از باورى است كه حوزه وظايف مقام مرجعيت را والاتر از آن مى داند كه به احكام طهارت و نجاست اكتفا كند . از آن جمله فرموده :

([ علماى اسلام با همه زحمتهايى كه مى كشند , با همه رنجهايى كه مى برند , لكن مسؤوليتشان زيادتر از اين معانى است . خداى تبارك و تعالى به آنها عزت داده است , به آنها عظمت داده است ديگران را تبع آنها قرار داده , ملت را تابع آنها قرار داده , اينها همه


30
مسؤوليت مى آورد]( .

امام , دين و سياست را عجين مى ديد . دوگانه اش نمى انگاشت كه به تقارب نيازمندش ببيند , بلكه روح سياست را در پيكره ديانت , مجسم مى ديد . اين باور را , امام بارها و بارها عرضه مى كرد . دهها اصل فكرى - عملى امام از اين موضع برمى خاست . نظريه ولايت فقيه , ضرورت مبارزه با حكام جائر , لزوم مبارزه با استعمار و صهيونيسم , ضرورت آيين برائت در حج و دهها مقوله ديگر از اين انديشه نشأت مى يافت .

با اين ديدگاه , امام مرجعيت دينى را در احساس وظيفه سياسى مسؤول مى دانست . كناره گيرى از صحنه سياست و تكاليف اجتماعى را از آنان بر نمى تابيد . اين نكته , از اهم مسائلى بود كه ديدگاه ايشان را از پاره اى ديگر متمايز مى ساخت . از آن جمله مى توان سخنان ذيل را نمونه آورد :

([ اين را كه ديانت از سياست جدا باشد و علماى اسلام در امور اجتماعى و سياسى دخالت نكنند , استعمارگران گفته و شايع كرده اند . اين را بى دينها مى گويند . مگر زمان پيغمبر اكرم ( ص ) سياست از ديانت جدا بود ؟ مگر در آن دوره , عده اى روحانى بودند و عده ديگر سياستمدار و زمامدار ؟ . . . اين حرفها را استعمارگران و عمال سياسى آنها درست كرده اند تا دين را از تصرف امور دنيا و تنظيم جامعه مسلمانان بر كنار سازند و ضمنا علماى اسلام را از مردم و مبارزات راه آزادى و استقلال جدا كنند . در اين صورت , مى توانند بر مردم مسلط شوند . و ثروتهاى ما را غارت كنند]( .

تأكيدات حضرت امام , موجب شد كه نسل نوين حوزه به اين رابطه رو آورند و تعهد سياسى را در ارزيابى مرجعيت دخالت دهند و حضور اجتماعى مراجع را شاخصهاى اصلى داورى قرار دهند .

ج - مرجعيت و رهبرى

با پديدار شدن حكومت دينى , رابطه مرجعيت و رهبرى پرسشى در خور تأمل شد . تا پيش از آن , حضور مراجع مختلف چندان مسأله انگيز نبود مردمان در احكام دينى


31
خويش , آن را كه اعلم و اصلح مى شناختند , به مرجعيت دينى خويش بر مى گزيدند . مقلدان با تساهل و تسامح , در كنار يكديگر مى زيستند و احكام مراجع خويش را , مبناى زندگى عملى قرار مى دادند . اختلافات را در فهم فروع دين , طبيعى و معمولى مى انگاشتند و به دور از كشاكش و تنازع , عمل دينى خويش را سامان مى دادند .

برپايى حكومت دينى , مساله اى نوين را در برابر جامعه مذهبى قرار داد . اولين سؤال , چگونگى همسازى بين فتواى رهبرى و مرجعيت دينى بود . دهها مسأله اجتماعى بر مبناى فتواى رهبرى انجام شد و چه بسا در مواردى با پاره اى از فتاوى , ناهماهنگ و يا مخالف بود زندگى اجتماعى چون عمل فردى نبود كه به راحتى اغماض شود . در نتيجه ناهمدليها و منازعات كوچك و بزرگ , شكل يافت .

ديدگاه حضرت امام , مبتنى بر تئورى ولايت فقيه بود . اين نظريه , توانايى آن را دارد كه اين گونه ناهمسازى را به حداقل برساند . مبتنى شدن زندگى اجتماعى بر مبناى نظر رهبرى , در عين حرمت مراجع و آزادى ابراز فتوا در حوزه هاى مختلف زندگى , مى تواند مسير جامعه دينى را مشخص و بدون مشكل كند . مطابق اين نظريه , زندگى اجتماعى بايد بر مبناى فتواى رهبرى بچرخد و گردش كند . در غير اين صورت , نظام اجتماعى دچار اختلال تئوريك و دينى خواهد شد , زيرا با توجه به وجود مراجع متعدد و اختلافات گوناگون فتوايى , نظام اجتماعى ضربه خواهد ديد . هر كسى , به راست يا دروغ , مى تواند مدعى آن باشد كه چون از فلان مرجع تقليد مى كند , فلان حكم را پذيرا نيست و يا التزام عملى به آن نشان نخواهد داد . لذا امروز با توجه به توطئه هاى استكبار جهانى عليه نظام مقدس اسلامى , يگانه طريق گريز از مشكلات فوق , وحدت مرجعيت و رهبرى است .

د - مرجعيت و وجوهات شرعى

بحثى كه پس از برپايى نظام مقدس اسلامى و حاكميت ولايت مطلقه فقيه در مجامع علمى حوزه و ميان فقهاى والا مقام مطرح شده مسأله اخذ وجوهات شرعى و منابع مصرف آن در جامعه اسلامى بود .


32

وجوهات شرعى , در اصل همان پشتوانه مالى دولت اسلامى است كه از آن , به بيت المال تعبير مى شود و انفال , صدقات , زكوات , اخماس , كفارات , نذورات , تبرعات , انفاقات و . . . را در بر مى گيرد . ولى آنچه كه امروز , از آن به عنوان([ وجوه شرعى]( ياد مى شود , بيشتر , خمس , زكات و موقوفات است .

موقوفات , غالبا , متولى دارند و موارد مصرف آنها هم در وقف نامه ها آمده است . زكات , به دست مؤمنان در موارد معين شده , به مصرف مى رسد و خمس را مؤمنان از مال خود , جدا مى كنند و به مراجع و يا نمايندگان آنان براى مصرف در موارد تعيين شده از طرف شرع , مى پردازند .

خمس , بودجه نظام اسلامى است و بايد در اختيار حاكم و امام مسلمانان قرار بگيرد , ولى شيعيان تا قبل از انقلاب به خاطر عدم وجود حكومت و تشكيلات دولتى , اين بودجه را در اختيار امام معصوم ( ع ) و نايبان وى قرار مى داده اند , تا در راه نشر فرهنگ اسلامى به مصرف برسد . در زمان غيبت , آراء گوناگون شد و مبانى مختلفى در جواز اخذ آن از طرف صاحبنظران بنام شيعه , ارائه گرديده است .

اما به مقتضاى ادله و ثبوت ولايت فقيه ونيز ضرورت تشكيل حكومت اسلامى , وجوه شرعى , بويژه خمس , بودجه نظام اسلامى است و بايد در زمان غيبت در اختيار حاكم و ولى امر مسلمانان مى باشد و تصرف و اخذ و صرف آن , به رأى و نظر وى بستگى دارد و امت اسلامى , موظف هستند وجوهات شرعى خويش را به مقام ولايت امر تحويل بدهند و خود نمى توانند در آن تصرف نموده و آن را به مصرف برسانند , مگر با اجازه ولى امر خود .


33
فصل دوم زندگينامه

34

35
زندگينامه حضرت آيت الله العظمى خامنه اى ( مد ظله العالى )

حضرت آية الله العظمى آقاى حاج سيد على خامنه اى در سال 1318 در مشهد مقدس پا به عرصه وجود گذاشت .

خانواده وى از روحانيون معتبر به شمار مى آمدند , پدرش آية الله آقا حاج سيد جواد از مجتهدين و علماى محترم مشهد بود كه سالهاى طولانى صبحها در مسجد گوهرشاد و ظهرها و شبها در مسجد بازار مشهد اقامه جماعت مى نمود و تبليغ دين مى كرد .

جد ايشان آية الله سيد حسين خامنه اى از علماى آذربايجانى مقيم نجف بود . وى قبلا در محله([ خيابان]( تبريز اقامت داشت و سپس به نجف اشرف سفر كرده و در آنجا به درس و بحث اشتغال ورزيده بود . مردى پرهيزكار و اهل علم و تقوى و زهد كه عمرى را با قناعت گذراند .

روحانى شهيد , حاج شيخ محمد خيابانى شوهر عمه ايشان است كه گرچه در قصبه خامنه از توابع تبريز به دنيا آمده , ولى به علت اينكه در مسجد كريمخان در محله خيابان تبريز امامت جماعت داشت , به خيابانى مشهور شده است .

وى از روحانيون مشهور و مبارز دوران مشروطه است كه به نوشته مرحوم حاج محمد باقر بادامچى ( مبارز سرسخت مشروطه و معاصر خود مرحوم خيابانى ) : اورع , و ازهد و نسبتا افقه همقطاران خود از ائمه جماعت بود .

وى نماينده مردم تبريز در مجلس شوراى ملى گرديد و عليه نابسامانى موجود قيام


36
كرد و در تبريز شهيد شد .

مادر ايشان خامنه اى , دختر آقا سيد هاشم نجف آبادى ( مير دامادى ) است كه از علماى معروف مشهد بود . وى زنى پاكدامن و آشنا به مسائل اسلامى و متخلق به اخلاق الهى است .

دوران كودكى

دوران كودكى با تربيت پدرى سخت گير و مراقب اما به شدت مهربان و دوست داشتنى و مادرى مهربانتر و دلسوز , در نهايت عسرت و تنگدستى حاصلى از زى طلبگى قرين بود .

حضرت آية الله خامنه اى در اين باره مى گويند([ : دوران كودكى بسيار در عسرت مى گذشت , خاصه كه كودكى من مصادف با ايام جنگ نيز بود . با اينكه مشهد در كرانه جنگ واقع بود و همه چيز نسبت به شهرهاى ديگر كشور در آن ارزان و فراوان بود , معهذا وضع خانواده ما به طورى بود كه ما حتى هميشه نمى توانستيم نان گندم بخوريم و معمولا نان جو مى خورديم , گاهى نان مخلوط جو - گندم و ندرتا گندم . من شبهايى از كودكى را به ياد مى آورم كه در منزل شام نداشتيم و مادر با پول خردى كه بعضى از وقتها مادر بزرگم به من يا يكى از برادران و خواهرانم مى داد , قدرى كشمش يا شير مى خريد تا با نان بخوريم . . .

منزل پدرى من كه در آن متولد شده ام ( تا 4 - 5 سالگى من ) يك خانه حدود 60 - 70 مترى در محله اى فقير نشين مشهد بود كه فقط يك اطاق داشت و يك زير زمين تاريك و خفه .

هنگامى كه براى پدرم ميهمان مى آمد ( و معمولا پدر بنا بر اينكه روحانى و محل مراجعه مردم بود , ميهمان داشت ) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا ميهمان برود و بعد عده اى كه به پدر ارادتى داشتند , زمين كوچكى را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اطاق شديم .


37
از نظر لباس هم وضع همين گونه بود . مادرم از لباسهاى كهنه پدرمان براى ما چيزى درست مى كرد كه يك چيز عجيب و غريبى بود نه لباده , نه قبا , يك چيز بلندى بود تا زير زانو و اغلب هم چند وصله مى خورد . البته بايد گفت كه پدر هم لباسهايش را به اين زودى عوض نمى كرد , مثلا يك لباده داشت كه حدود چهل سال آن را پوشيد]( . ايشان در سن 4 - 5 سالگى به همراه آقا سيد محمد ( برادر بزرگتر ) به مكتبخانه رفتند تا قرآن را بياموزند , بعد از مدتى هر دو را به مدرسه ابتدايى اسلامى اى به نام([ دار التعليم ديانتى]( فرستادند .

اين نوع مدرسه ها پس از دوران خفقان رضاخانى توسط افراد متدين ايجاد شده بود و در آن بيشتر به تربيت دينى دانش آموز توجه مى شد و اجازه صدور گواهى و مدرك تحصيلى نداشت . در اين مدرسه علاوه بر دورس معمولى دبستانها , قرائت قرآن , بحث هايى از حلية المتقين و حساب سياق و نصاب الصبيان آموزش داده مى شد .

حضرت آية الله خامنه اى پس از پايان كلاس ششم اين مدرسه , تصديق ششم را دور از چشم پدر با رفتن به كلاس شبانه دريافت مى دارد و سپس مخفيانه در كلاسهاى دبيرستان نام نويسى كرده , دوره متوسطه را طى دو سال به صورت جهشى مى خوانند و ديپلم مى گيرند .

از نظر علوم اسلامى در همان مدرسه اسلامى , ادبيات عرب را شروع مى كنند . شرح امثله را نزد مادر خوانده بودند . صرف مير و تصريف را نيز از پدر آموخته بودند عوامل و انموذج را در مدرسه , نزد دو نفر از معلمين آنجا مى آموزند . و سپس در چهارده سالگى به مدرسه علوم دينيه([ سليمان خان]( مى روند و صمديه و سيوطى و مقدارى از مغنى را مى خوانند .

شرايع را هم در درس پدر شركت مى كنند و هنگامى كه به كتاب حج مى رسند , پدر به ايشان مى گويند كه در درس شرح لمعه كه مبحث حج رسيده بود شركت كنند و هم مباحثه با برادرشان , حاج سيد محمد آقا بشوند . بعد از مدرسه سليمان خان به مدرسه علوم دينيه نواب مى روند و سطح را به پايان مى رسانند . پس از آن در دروس خارج مرحوم آية الله


38
العظمى ميلانى شركت مى نمايند و اين كم نظير بود كه جوانى در سن 16 سالگى بتواند در درس خارج شركت نمايد .

آية الله خامنه اى اين موفقيت را در سايه توجه و زحمات پدرشان مى دانند و مى گويند([ : عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت , پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوق بودند . . . . وقتى من به دروس طلبگى روى آوردم , اختلاف سنى من و پدرم خيلى زياد بود . درست چهل و پنج سال , علاوه بر آن پدرم مقام علمى بالايى داشت و مجتهدى با اجازه و شاگردانى در سطوح عالى تربيت كرده بود .

بنابراين سزاوار نبود كه او با آن مقام علمى به من كه دوره ابتدايى دروس اسلامى را مى گذراندم , درس بدهد . حال و حوصله اين گونه كارها را هم نداشت , اما بنابر علاقه اى كه به تربيت ما داشت , هم به برادر بزرگتر و هم به من و هم بعدها به برادر كوچكترمان , درس مى داد و حق عظيمى از جهت تحصيلى و تربيتى به گردن همه ما برادران , به ويژه بر من دارند , چنانكه اگر ايشان نمى بودند , من به موفقيتهاى فراوانم در تحصيلات فقه و اصول , نائل نمى شدم .

البته تا پيش از رفتن به قم , علاوه بر آنكه نزد پدر درس مى خواندم , در درسهاى عمومى حوزه مشهد نيز حاضر مى شدم و تابستانها كه اين درسها تعطيل مى شد , پدر درسهاى تعطيلى ( اصطلاح در مورد درس ايام تعطيل ) به جاى آن تعيين مى فرمود و خود تدريس مى كرد .

به همين دليل من به خلاف اشخاصى كه تنها در حوزه هاى عمومى درس مى خواندند ( و اين حوزه ها محرم و صفر و ماه مبارك و قدرى هم تابستان تعطيل مى شود ) وقفه اى در تحصيل نداشتم و لذا در سن 16 سالگى بودم كه تمام دروس سطح را خوانده و درس خارج را شروع كرده بودم]( .

تدريس

ايشان در ادامه مى فرمايند([ : تدريس را از اولين روزهاى طلبگى رسمى , يعنى


39
بلافاصله بعد از تمام شدن دوره دبستان شروع كردم . اولين تدريس , كتاب امثله يا صرف مير بود كه براى دو شاگرد بزرگسال از روضه خوانهاى مشهد شروع كردم و تا سال 1337 كه در مشهد بودم , كتابهايى از صرف , نحو , معانى , بيان , اصول و فقه تدريس مى كردم . در قم هم در كنار درسى كه مى خواندم , تدريس نيز مى كردم .

پس از برگشتن از قم به مشهد , ( در سال 1343 تدريس كه يكى از برنامه هاى اصلى و هميشگى ام بود و در طول اين سالها ( تا 1356 ) سطوح عاليه ( مكاسب و كفايه ) تفسير و عقايد تدريس مى كردم .

در سال 1336 به قصد زيارت , به عتبات عاليات مشرف شدم . حوزه گرم نجف مرا تشويق به ماندن در آن كانون علمى مى كرد , لذا مايل بودم در نجف بمانم . مدت كوتاهى هم ماندم , اما پدر با اقامتم در نجف موافقت نكرد و به مشهد بازگشتم و در سال 1337 با اجازه پدر به قم رفتم و تا سال 1343 در قم ماندم . در سال 43 چون پدرم به دنبال عارضه چشم , بينايى خود را كاملا از دست داد , ناگزير به مشهد بازگشتم , گرچه حتى بعضى استادان بزرگ من در قم به شدت مخالف رفتنم بودند .

اساتيد

حضرت آية الله خامنه اى در مورد اساتيد خويش اينگونه مى فرمايند([ : در مشهد مقدس نيز از سال 1343 , ضمن اينكه خودم به تحصيل ادامه مى دادم , به تدريس در حوزه هم مشغول بودم و تا سال 1349 در درس فقه شركت مى كردم .

كتاب انموذج و صمديه را در مدرسه سليمان خان مشهد نزد آقاى علوى نامى كه خودش تحصيلات جديده را در رشته پزشكى ادامه مى داد , خواندم . پس از آن , سيوطى را با مقدارى از مغنى پيش شخصى به نام آقاى مسعود در همين مدرسه خواندم و بعد چون برادر بزرگم , آقا سيد محمد در مدرسه نواب اطاق داشت , رفتم آنجا و معالم را ضمن اينكه سيوطى و مغنى را مى خواندم , شروع كردم .

در همين ايام پدرم پيشنهاد كرد , كتاب شرايع الاسلام محقق حلى ( ره ) را به من درس


40
بدهد و با اينكه شرايع , كتاب درسى نبود , پدرم احساس كرد اين كتاب مى تواند در پيشبرد من مؤثر باشد كه همين طور هم شد , يعنى از اول كتاب شرايع ايشان به من درس داد تا كتاب حج , وقتى رسيديم به كتاب حج , در آن موقع پدرم كتاب حج شرح لمعه را به برادرم درس مى داد , آن وقت به من گفت : بيا و در درس شرح لمعه شركت كن . من گفتم ممكن است نتوانم بفهمم , ايشان گفتند : مى توانى بفهمى و لذا رفتم و اتفاقا هم فهميدم كه البته تقريبا سه چهارم كتاب شرح لمعه را نزد پدرم خواندم و مابقى را پيش مرحوم آقا ميرزا احمد مدرس يزدى . ( كه مدرس معروف شرح لمعه و قوانين در مدرسه نواب بود ) خواندم و پس از اينكه شرح لمعه را تمام كردم رفتم درس مكاسب و رسائل مرحوم حاج آية الله شيخ هاشم قزوينى ( كه از شاگردان مرحوم آقا ميرزا مهدى اصفهانى و اهل رياضت و مدرس درجه يك مشهد و بسيار مرد محترم و ملا و معروف و در بين خواص مشهد مرد آزاده و روشن ضميرى بود , به خصوص در نزد اهل علم ) ايشان مردى ملا و جامع و خوش بيان بودند , به طورى كه من در نجف و قم كه اغلب درسهاى آنجا را رفتم , كسى را به خوش بيانى ايشان نديدم .

بخش عمده درس رسائل و مكاسب و كفايه را پيش ايشان خواندم . اينكه مى گويم بخش عمده , براى اينست كه مابقى را پيش پدرم خوانده و لذا بايد بگويم : كمكهاى پدرم , سهم وافرى در پيشرفت درسى ام داشته است و من از آن اول كه رسما طلبه شدم تا وقتى درس خارج را شروع كردم پنج سال و نيم طول كشيده , يعنى : دوره سطح را تماما پنج سال و نيم گذراندم و درس خارج را هم نزد مرحوم آية الله العظمى ميلانى ( ره ) كه مرد ملا و محقق و از مراجع در مشهد بودند , شروع كردم .

يك سال درس اصول و دو سال و نيم درس فقه خارج ايشان را رفتم تا اواخر سال 1337 كه به قم عزيمت كردم .

ناگفته نماند كه در مشهد يك مدتى هم درس خارج آية الله حاج شيخ هاشم قزوينى رفتم , يعنى : ايشان با اصرار خود ما , يك درس خارج ( اصول ) شروع كرد . مرحوم حاج شيخ هاشم با بحث وسيع همه اقوال را نقل مى كرد و بعد رد مى كرد . در مشهد يك درس


41
ديگرى هم رفتم كه درس فلسفه آية الله ميرزا جواد آقا تهرانى بود . به اين طريق كه ايشان كتاب منظومه و مطالب مرحوم حاج ملا هادى سبزوارى را درس مى گفتند و رد مى كردند , كه در حقيقت اين درس منظومه ايشان رد منظومه بود . تا اينكه يك كسى از دوستانم كه در قم فلسفه خوانده بود , مى گفت : اين درست نيست تو بروى درس منظومه ميرزا جواد آقا و ايشان منظومه را رد كند , چون به اين ترتيب تو مفاهيم حكمى را ياد نمى گيرى . لذا خوب است پيش كسى كه معتقد به حكمت است بروى و اين درس را بخوانى و من هم اين حرف را قبول كردم و رفتم پيش يك شخصى به نام([ آقا شيخ رضا ايسى]( كه در مشهد بود و ملاى قديمى و فاضل و حكيم و خيلى هم معتقد به حكمت بود . پيش ايشان درس منظومه را شروع كردم و ايشان مباحث را بايد ديد كاملا معتقد به فلسفه بحث مى كرد . سپس به نجف رفتم و در درسهاى آيات حكيم و خوئى و شاهرودى و درس آقا ميرزا باقر زنجانى و مرحوم ميرزا حسن يزدى و آقا سيد يحيى يزدى و هر جا كه يك درسى بود , رفتم .

اما در بين همه اين درسها يكى از درس آية الله حكيم خيلى خوشم آمد , به خاطر سليس بودن و روانى اش و با نظرات فقهى خيلى خوبى كه داشت و يكى هم درس آية الله آقا ميرزا حسن بجنوردى بود كه در مسجد طوسى مى گفت و از درس ايشان هم خوشم مى آمد , تا اينكه تصميم گرفتم در نجف بمانم , لذا به پدرم نامه نوشتم كه اگر مى شود من اينجا بمانم , اما پدرم موافقت نكرده بنابراين آمدم مشهد و بعد از مدتى راهى قم شدم و در قم تصميم گرفتم همه درسها را ببينم تا هر كدام را پسنديدم به همان درس بروم , كه همين كار را هم كردم و از ميان همه آنها درسها , يكى درس امام و بعد از آن درس آية الله آقا مرتضى حاج شيخ و ديگرى درس آية الله العظمى بروجردى را مى رفتم , و در درس فقه و اصول امام هم مستمرا شركت مى كردم . در قسمت فلسفه هم يك مقدار از اسفار و يك مقدار هم شفا را از درس آقاى طباطبايى استفاده كردم]( .


42

تأليفات

آية الله خامنه اى تأليفات فراوانى دارند كه كتب و جزوات زير تاكنون به زيور طبع آراسته گرديده است :

- كتاب الجهاد ( درس خارج معظم له )

- پيشواى صادق ( ع )

- آينده در قلمرو اسلام

- چهار سال با مردم

- ادعانامه عليه تمدن غرب

- چهار ساله دوم

- از ژرفاى نماز

- چهار كتاب اصلى علم رجال

- استفتائات

- حكومت در اسلام

- امام جعفر صادق ( ع )

- حديث وحدت

- انوار ولايت

- خط امام

- بازگشت به نهج البلاغه

- درر الفوايد فى اجوبة القائد

- بحثى در نبوت

- درس اخلاق

- ترجمه تفسير فى ظلال القرآن

- درست فهميدن اسلام

- پاسخ به سؤالات

- درسهايى از نهج البلاغة

- پرسش و پاسخ ( در پنج مجلد )

- در مكتب جمعه

- پژوهشى در زندگى امام سجاد ( ع )

- ديدگاهها

- پيام

- راه امام راه ما

- پيام آيت الله خامنه اى به كنگره جهانى

- رسالت حوزه

- حضرت رضا ( ع )

- رسالت انقلابى نسل جوان , روحانى و روشنفكر

- پيام انقلاب

- روح توحيد نفى عبوديت غير خدا

- پيام و خطابه

- سخن آفتاب

- پيام به كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد ( ره )

- جلوه آفتاب

- پيرامون عزادارى عاشورا

- سخنرانى و پرسش و پاسخ


43

- سيرى در زندگى امام صادق ( ع )

- گفتارى درباب صبر

- شخصيت سياسى حضرت رضا ( ع )

- گفتارى در وحدت و تحزب

- شهيد آغازگر - شهيد آيت الله مصطفى خمينى

- گفتارى درباب حكومت علوى

- صلح امام حسن ( ع ) پرشكوهترين نرمش قهرمانانه تاريخ

- مبرم ترين وظائف دانشجويان در مرحله كنونى انقلاب

- ضرورت تحول در حوزه هاى علميه

- مرد عمل , جهاد , شهادت , دكتر

- طرح كلى انديشه اسلامى در قرآن

- مصطفى چمران

- عطر شهادت

- مسلمانان در نهضت آزادى هندوستان

- عنصر مبارزه در زندگى ائمه ( ع )

- مصاحبه ها 2 جلد

- فرياد مظلوميت

- منافقين دشمنان حكومت اسلامى

- قبسات النور

- منشور تداوم انقلاب

- كوثر ولايت

- ولايت

- گزارشى از سابقه تاريخى و اوضاع

- هشدارهاى مقام معظم رهبرى كنونى حوزه علميه مشهد

- هنر از ديدگاه مقام معظم رهبرى

- گروههاى معارض در نهضتهاى انبيا و در انقلاب اسلامى

- هنر هشتم

مبارزات

آية الله خامنه اى , مجاهدى شجاع و با تقواست كه در سراسر زندگى پر بركتش همواره در جهاد به وسيله قلم و سخن و سلاح بوده و به خصوص از سال 1341 كه امام بزرگوار نهضت عظيم اسلامى را آغاز نمود , دقيقه اى از تلاش و جهاد باز نمانده است .

شرح اين همه مبارزه , خود چندين جلد كتاب مى خواهد . تنها در اين مختصر اشاره اى خواهيم داشت و حديث مفصل از اين مجمل به عهده خوانندگان است . آية الله خامنه اى در اين باره مى فرمايند :


44

([ در ارتباط با ورود به ميدان مبارزه و مسائل سياسى , سالهاى 32 - 31 بود كه شنيدم مرحوم نواب صفوى آمدند به مشهد كه در اين ارتباط يك جاذبه پنهانى مرا به طرف مرحوم نواب مى كشاند و خيلى علاقه مند شدم نواب را ببينم , تا اينكه خبر دادند نواب مى خواهد به مدرسه سليمانخان كه من هم از طلاب آنجا بودم بيايد كه آن روز ورود مرحوم نواب به مدرسه سليمان خان جزو روزهاى فراموش نشدنى زندگى من است . وقتى ايشان با يك عده از افراد فدائيان اسلام كه كلاه پوست مخصوص به سر داشتند , وارد مدرسه شده به هيئت ايستاده و با شعار كوبنده شروع به سخنرانى كرد . محتواى سخنرانى اش هم اين بود كه بايد اسلام زنده شود و اسلام حكومت كند و در اين ارتباط پرخاشگرانه , شاه , انگليس و مسؤولين مملكتى را متهم به دروغگويى كرد و گفت : اين مسؤولين مسلمان نيستند !

من كه براى اولين بار اين حرفها از زبان مرحوم نواب به گوشم مى خورد , آن چنان حرفهايش در دلم نشست كه دوست داشتم هميشه با او باشم و همانجا اعلام شد كه فردا آقاى نواب از مهديه به مدرسه نواب حركت كرد و در بين راه خطاب به مردم با صداى بلند شعار مى داد و مى گفت([ : برادر غيرتمند مسلمان , بايد اسلام حكومت كند]( تا اينكه به مدرسه نواب وارد شد و آنجا هم با تمام وجود يك سخنرانى مفصل و هيجان انگيزى ايراد كرد و بعد از سخنرانى به ايشان پيشنهاد اقامه نماز جماعت شد كه قبول كردند و نماز را به امامت ايشان خوانديم و بعد از آن كه مرحوم نواب از مشهد رفتند , ما ديگر از او خبر نداشتيم تا اينكه خبر شهادتش به مشهد رسيد و وقتى خبر شهادت ايشان به مشهد آمد , ماها از روى خشم و غيض منقلب شده بوديم , به نحوى كه در صحن مدرسه شعار مى داديم و از شاه بدگويى مى كرديم و نكته قابل توجه اين است كه مرحوم آية الله حاج شيخ هاشم قزوينى در مشهد تنها روحانى اى بود كه براساس همان آزادگى و بزرگ منشى اش در مقابل شهادت مرحوم نواب عكس العمل نشان داد و در مجلس درس از شهادت مرحوم نواب صفوى و يارانش به وسيله دستگاه حاكم انتقاد شديد كرد و تأثر خودش را از


45
شهادت آنها ابراز داشت و گفت مملكت ما كارش به جايى رسيده كه فرزند پيغمبر ( ص ) را به جرم گفتن حقايق مى كشند ! و لذا از همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلابى اسلامى به وسيله نواب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شكى ندارم كه اولين آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن كرد . بنابراين آن حالت رنگ پذيرى از مرحوم نواب سبب شد كه در همان سال 34 يا 35 , اولين حركت مبارزاتى ما شروع شود , به اين شكل كه يك استاندارى به نام([ فرخ]( براى مشهد آمده بود و اين شخص به هيچ يك از مظاهر و ضوابط دينى احترام نمى گذاشت , از جمله اينكه در ماه محرم و صفر كه معمول بود سينماهاى مشهد تعطيل مى شد , ابتدا تا چهاردهم محرم اعلام تعطيلى كرد و بعد يك قدرى سر و صدا شد تا بيست محرم تجديد كرد و لذا ما چند نفر بوديم كه نشستيم يك اعلاميه در ارتباط با امر به معروف و نهى از منكر نوشتيم و با پست به اين طرف و آن طرف فرستاديم]( .
مبارزات از سال 41 به بعد

حوزه علميه قم در سال 41 با نداى امام امت به پا خواست و شور ديگرى در اين مركز علم و تقوى و جهاد و شهادت پديد آمد .

علما و طلاب با تلاشى خالصانه و با مردانگى تمام , سخنان و رهنمودهاى امام و ساير مراجع را به اقصى نقاط ايران مى بردند و اعلاميه هاى آنان را با كمك همه نيروهاى حزب اللهى مردمى , چاپ و پخش مى كردند . اين شور و هيجان و مبارزه به ساير حوزه هاى علميه و مجامع دينى نيز منتقل گرديد و مهمترين آنها حوزه بزرگ و قوى مشهد بود .

آية الله خامنه اى در اين مورد , نقش سازنده و عظيمى را ايفا نمود و ضمن فعاليتهايى كه در قم داشت ارتباط خود را با علما و طلاب مشهد تقويت نمود و كوشيد با استفاده از فعاليتهاى ساير علماى خراسان هر چه بيشتر و بهتر طلاب را تجهيز نمايد . اين فعاليت , آن چنان مؤثر و چشمگير بود كه در سال 1342 از طرف امام مأموريت


46
يافت , سه پيام را به مشهد ببرد . سه پيامى كه با محرم سرنوشت سازى كه پانزده خرداد در آن اتفاق افتاد , ارتباط داشت .

پيام اول , براى علما , خطبا , منبريها و سران هيأتهاى مذهبى , راجع به حمله به اسرائيل و مسأله فيضيه .

پيام دوم و سوم , براى مرحوم آية الله العظمى ميلانى ( ره ) و يكى از علماى مشهد راجع به شروع مبارزه علنى از هفتم محرم .

اين رسالت به خوبى به انجام رسيد و پيامها توانست موجب تشديد مبارزات در استان خراسان گردد .

ايشان در اين سفر گوشه هايى از اين پيامها را در شهرهاى بين راه روى منبر براى مردم گفتند و همه جا بذر قيام را پاشيدند . سپس با تنى چند از دوستان متعهد قرار گذاشته تا به شهرهاى مختلف استان سفر كنند و به ترتيبى كه امام معين فرموده بودند از روز هفتم محرم آن سال , مسائل روز و اوضاع سياسى و اجتماعى و مسأله فيضيه و نقشه هاى پنهانى رژيم را براى مردم شرح دهند و اين بدان علت بود كه پس از جريان انجمنهاى ايالتى و ولايتى و قضاياى رفراندم قلابى شاه و ضديت او با اسلام و علما و روحانيت و فاجعه اى كه در فيضيه پديد آورد و نيز عزاى عمومى نوروز سال 1342 , زمينه براى يك قيام عمومى عليه رژيم ستمشاهى , داشت پديد مى آمد .

محرم آن سال بهترين موقعيت را به دست داد , لذا امام و روحانيت به بهترين نحو از آن استفاده كردند و برنامه ريزى شد كه روزهاى اول تا ششم محرم مطالب كلى و اصولى گفته شود . و از روز هفتم مطالب اساسى و حقايق با نهايت صراحت براى مردم بيان گردد تا چهره منفور شاه از پس نقاب اصلاحات طلبى براى مردم آشكار گردد .

سهم آقاى خامنه اى شهرستان بيرجند شد كه مركز قدرت و سيطره رژيم و به اصطلاح تيول اسدالله علم , نخست وزير وقت بود .

آية الله خامنه اى در بيرجند از روز سوم محرم , منبر مى روند و با آگاهى بخشيدن به مردم نهضت را شروع مى نمايند . ايشان روز هفتم محرم كه جمعيت كثيرى در مجلس


47
شركت كرده بودند , قضاياى مدرسه فيضيه را با حالى پر شور و بيانى گيرا گفته و مردم عجيب گريه مى كنند .

ايشان بعدها در اين باره فرمودند([ : آن روز منبرى اولى , مطلب را طول داد و دير پايين آمد و براى من حدود نيم ساعت وقت ماند . مطلب را كه شروع كردم از شدت هيجان مى لرزيدم , هر چند به هيج وجه نمى ترسيدم و حال مردم نيز در من اثر مى گذاشت . مردم عجيب اشك مى ريختند و هنگامى كه از منبر پايين آمدم دور مرا گرفتند كه مبادا دستگير شوم]( اين منبر در شهر خيلى صدا مى كند و فردا صبح در مجلس ديگرى كه در منزل شخصى بود , جمعيت عظيمى مى آيند و آنجا نيز مسايل روز مطرح مى گردد .

آية الله خامنه اى در اين باره مى گويد([ : روحانى مشهورى در بيرجند بود به نام تهامى كه آن روز به من گفت : با اينكه من در اين شهر از همه مطلع ترم اما اين گونه مسايل را نمى دانستم و اگر غير از شما كس ديگرى مى گفت باور نمى كردم و در هيچ جريانى اين همه گريه نكرده ام]( شهر بيرجند در اين دو روز به شدت منقلب شده بود و مردم آمادگى خاصى پيدا كرده بودند .

صبح روز نهم([ روز تاسوعا]( ايشان منبر داغى مى روند و اوضاع به گونه اى مى شود كه عوامل رژيم به شدت نگران مى شوند . با اينكه در روزهاى تاسوعا و عاشورا معمولا روحانيون را دستگير نمى كردند , ولى از شدت وحشت ايشان را دستگير مى كنند . دو روز در بيرجند نگه مى دارند و سپس به مشهد برده و تحويل ساواك مشهد مى دهند , اما همين دستگيرى نيز اثر مهمى در بيدارى مردم مى گذارد .

اثرات اين فعاليتها و پيامها به گونه اى بود كه در محرم آن سال مشهد پس از تهران بيشترين درد سر را براى رژيم فراهم كرد و به همين علت طاغوت با ايشان كه رسول آن پيامها بود و خود نقش اساسى در قيام مردم داشت , به شدت و خشونتى برخورد كرد كه تا آن موقع سابقه نداشت با روحانيون اينگونه رفتارى بشود . يعنى , ابتدا ايشان را به ساواك و از آنجا به زندانى مخروبه در دژبان مى برند كه حتى از وسايل اوليه زندان هم محروم باشد تهديد هم مى كنند كه ريش ايشان را خشك خواهند تراشيد , ولى بعد تصميمشان


48
عوض مى شود و با ماشين اصلاح , محاسن ايشان را مى تراشند .

آية الله خامنه اى در اين باره مى گويند([ : پس از اين كار هنگامى كه داشتم مى رفتم صورتم را بشويم , ستوانى متكبر و خودخواه شروع به تمسخر كرد و با خنده بلند مى گفت([ : ديدى ريشت را تراشيدم]( . با آرامش گفتم([ : بد هم نشد خيلى وقت بود چانه ام را نديده بودم]( و معلوم است كه اين به مسخره گرفتن ساواك و فشارهاى آن , چقدر رژيم را درهم مى شكند و تحقيرش مى كند]( .

سپس ايشان را مجبور به بيگارى در پادگان كردند , فرقان به دستشان دادند تا آجر ببرد و با بيل و كلنگ زمين را كنده و صاف نمايد و علفها را با دست بكند . و از اين قبيل كارها كه تاكنون سابقه نداشت با روحانيون چنين رفتارى بكنند .

اين نوع رفتار شدت عصبانيت رژيم را از اين روحانى خوش بيان و شجاع و فعال مى رساند .

حدود ده روز اين دوره زندان طول كشيد . ايشان در اين مورد مى گويند([ : بد نبود , تجربه جديدى بود , يك دنياى جديدى بود با ساواك , با بازجوئيها و دعواها و اوقات تلخيها , اهانتهاى شديد و خلاصه ناراحتيهاى مبارزه]( .

پس از آزادى دوباره با دوستان مى نشينند و به ارزيابى وقايع و كارهاى گذشته , پرداخته تصميم مى گيرند دوباره به شهرهاى مختلف كشور سفر نمايند و فجايع و جنايات رژيم را بر ملا ساخته و قيام امام را تداوم و گسترش بخشند . در ادامه چنين مى فرمايند([ : نشستيم و با دوستان قرار گذاشتيم كه اين دفعه با قرار درست و حسابى و حساب شده , هر كدام به يك نقطه كشور برويم و حقايق را بيان كنيم , البته اختناق زياد بود . دستگاه هم آماده سركوبى بيشتر شده بود در آن موقع هنوز مردم از تأثير پانزده خرداد بيرون نيامده بودند . سركوبى شديد مردم و جنايات رژيم , برخى را به محافظه كارى كشانده بود , هر چند برخى ديگر را به مقاومت بيشتر و جهاد بزرگتر مى خواند]( .

در اين وضعيت باز فرياد رساى روحانيت بود كه مردم را به مقاومت و مبارزه دعوت مى كرد . و به گفته حضرت آية الله العظمى خامنه اى :


49

([ در كليه شهرها و بين راهها , در دهكده هاى كوچك و دهات دور افتاده و هرجا كه زير چنگال ظلم شاه و اياديش اسير بودند اربابان زر و زور بر مال و ناموس و اعتقاد و ايمانشان تسلط داشتند ( يكى ) از شاگردان امام خمينى در آنجا حاضر مى شدند و بدون ترس و وحشت از گرفتار شدن و شكنجه ديدن به دست رژيم شاه , حقايق را براى مردم بازگو مى كردند]( . اين سفرها و حركت دست جمعى آن هم پس از پانزده خرداد و پس از زندانى كردن امام , بسيار ارزشمند بود و هماهنگى آن و دامنه آن كه اكثر شهرها و برخى از روستاها را در بر مى گرفت , رژيم را مستأصل و وحشت زده كرد , لذا عكس العمل شديدى نشان داد .

ماه رمضان سال 1342 مصادف با بهمن و سالگرد رفراندم قلابى شاه بود , امام خمينى در حصر بود و امكان برنامه ريزى براى ماه مبارك از طرف ايشان نبود . اما در غياب ايشان مراجع و روحانيت به خصوص شاگردان نزديك امام و مردم متدين به كار پرداختند و مشعل مبارزه را روشن نگهداشتند . طلاب و فضلاى حوزه نيز با استفاده از ماه مبارك رمضان به اطراف كشور رفتند و به آگاهى بخشيدن و افشاگرى رژيم پرداختند .

آية الله خامنه اى و دوستان نيز با برنامه حساب شده راه افتادند . ايشان در اين باره مى فرمايند([ : از قم كه راه افتاديم با يك اتوبوس كه حدود سى نفر طلبه داشت , حركت كرديم . داخل اتوبوس طلبه ها با رتبه هاى مختلف نشسته بودند . همانطور سر راه پياده مى شدند . من آخرين نفرى بودم كه بايد كرمان پياده مى شدم ]( .

ايشان در كرمان دو سه روزى به سخنرانى و مذاكره با علما و طلاب و افراد مبارز پرداخته و سپس با ماشين به زاهدان مى روند . در زاهدان در مسجد جامع منبر مى روند و مردم استقبال خوبى مى كنند .

به نزديكى ششم بهمن كه مى رسند , صراحت به خرج مى دهند . بالاخره روز پانزدهم رمضان كه تولد حضرت امام مجتبى ( ع ) است , سخنرانى داغ و پر محتوا و پر شورى را ايراد مى كنند كه ساواك آنجا , شب همان روز يعنى شب شانزدهم ماه مبارك رمضان ايشان را دستگير مى كند و با هواپيما به تهران مى فرستند . ايشان را يك شب در پادگان


50
سلطنت آباد نگاه مى دارند و فرداى آن روز ايشان را به زندان قزل قلعه تحويل مى دهند كه آن موقع زندان مخوف و مشهور ساواك بود و بدترين شكنجه ها را در آنجا مى دادند .

حدود دو ماه هم اين زندان طول مى كشد , زندانى كه به صورت انفرادى و همراه با توهين و اهانتهاى شديد , تهديد به قتل و شكنجه هاى هولناك و ديگر سختيهاى زندان بود .

اما پس از آزادى , اولين اقدام اين روحانى شجاع و نترس اين بود كه به ديدار امام در منزلى واقع در قيطريه كه در حقيقت زندانى محترمانه بود مى روند و موفق مى شوند به ديدن امام مشرف شوند و به اتفاق شهيد حاج آقا مصطفى خمينى يك ربع در خدمت امام بمانند و به قول خودشان([ : خستگى را از تنم دور كرد و به قدرى ذوق زده بودم كه گريه كردم و امام خيلى ملاطفت فرمودند به امام عرض كردم از اين ماه رمضان به علت نبودند جنابعالى آن طور استفاده نشده كه بايد بشود لذا از حالا بايد به فكر محرم آينده بود]( .

آية الله خامنه اى دوباره با استفاده از تجربيات به مبارزه پرداخت و مهمترين تجربه اى كه به دست آمده بود اين بود كه براى مبارزه طولانى بايد تشكل داشت تا كارها با مشورت و هم فكرى و امكانات بيشتر و ارتباطات بهتر انجام شود .

ايجاد تشكيلات

بدين منظور در قم آية الله خامنه اى و عده اى ديگر از روحانيت مبارز و در خط امام جلسه اى تشكيل مى دهند و درباره ايجاد تشكيلاتى مخفى به مذاكره مى پردازند , كه بعضى آنها عبارت بودند از : آقايان آية الله مشكينى , شهيد آية الله قدوسى , مرحوم آية الله ربانى املشى , مرحوم آية الله ربانى شيرازى , حجة الاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى , آية الله مصباح يزدى , آية الله آذرى قمى و آية الله امينى نجف آبادى و . . .

هدف از اين تشكيلات اين بود كه مقدمه اى بشود بر اى متشكل كردن كليه فعاليتهاى حوزه علميه قم و مردم در جهت و خط امام . اين تشكيلات بى سر و صدا شروع به كار


51
مى كند , اساسنامه هم نوشته مى شود . حق عضويت مقرر شده و دريافت مى گردد , منشى هم آقاى مصباح يزدى انتخاب مى شود كه صورت جلسات و اساسنامه و مطالب ديگر را با خطى شبيه به خط دعا نويسهاى سابق مى نويسد , به نحوى كه جز خودش كسى نتواند آنها را بخواند و اگر به دست ساواك افتاد خيال كند كه از دعاها و طلسمات سابق است و سوء ظن نبرد .

در سال 1344 اين تشكيلات لو مى رود , زيرا آية الله آذرى در ارتباطى دستگير مى شود و در منزل ايشان ساواك به اساسنامه دست مى يابد . آقاى آذرى را زير شكنجه مى برند و بعضى ديگر را دستگير و بعضى از جمله آية الله خامنه اى فرارى مى شوند .

آقايان خامنه اى , هاشمى رفسنجانى و مصباح به تهران مى آيند و آية الله خامنه اى با آقاى هاشمى هم خانه مى شوند . البته مدتى قبل از اين حادثه آية الله خامنه اى به علت ترجمه كتاب ( آينده در قلمرو اسلام ) از مشهد متوارى شده بود , زيرا مطالب اين كتاب به خصوص مقدمه و پاورقى هاى ايشان , ساواك را به شدت نگران و ناراحت كرده بود . ساواك كتاب را در چاپخانه توقيف كرده و دو نفر از مسؤولين چاپخانه را گرفته بود , اما كتاب از طريق ديگر چاپ و پخش مى شد . و همين ساواك را خشمگين تر نموده و در دستگيرى و تعقيب آية الله خامنه اى مصرتر مى كرد . به خصوص كه مسأله تشكيلات در قم نيز فاش شده بود در اين زمان شهيد آية الله قدوسى را ساواك دستگير و بازجويى و آزاد كرد . شهيد آية الله قدوسى در اين بازجوئيها متوجه شده بود كه ساواك قضيه تشكيلات را فهميده است . لذا به آقاى هاشمى خبر مى دهد و در يك جلسه چهار نفره ( آقايان خامنه اى , هاشمى , قدوسى و امينى نجف آبادى ) در منزل شهيد باهنر در كوچه شترداران , خيابان رى مسايل مطرح مى شود و قرار مى گذارند كه فعلا باصطلاح جائى آفتابى نشوند و رعايت احتياط را بكنند و آية الله خامنه اى هم به مشهد نروند .

اواخر سال 1345 با آزادى بعضى از دستگير شدگان قضيه از حدت مى افتد . لذا ايشان براى زيارت به مشهد سفر مى كنند . و طبيعى است كه سفر در زيارت خلاصه نمى شود و كارهاى ديگر هم انجام مى دهند . لذا وقتى ساواك از فعاليت ها مطلع مى شود


52
روز چهاردهم فروردين 1346 آية الله خامنه اى را در مشهد براى چندمين بار به بهانه كتاب دستگير مى كنند و به زندان مى برند . حدود چهار ماه در زندان مى مانند با فشارهاى شديدى كه ساواك وارد مى ساخت , اما با تأييدات الهى ساواك را فريب مى دهند و ساواك نمى تواند مطالبى را از ايشان به دست آورد .
سازماندهى مخفى و گروه امداد روحانيت

اين بار آية الله خامنه اى پس از آزادى به جاى آمدن در قم يا تهران در مشهد اقامت مى كنند . و به كارهاى درسى و علمى مشغول مى شوند و به خصوص با تشكيل كلاس درس تفسير قرآن كريم براى طلاب و سپس براى دانشجويان و جوانان به تبليغ و تعليم اسلام انقلابى مى پردازند . و به زودى درس تفسير ايشان پايگاهى براى مبارزه و محركى براى جوششهاى انقلابى مى گردد و محلى براى ارتباط و تماس بين انقلابيون و آگاهى و بيدارى مردم مى شود .

اين درس تفسير در ضمن پوششى براى شناخت افراد متدين و لايق و سازماندهى آنها و نيز محورى براى كارهاى مردمى و اسلامى بود . از جمله در زلزله ويرانگر منطقه فردوس و كاخك و گناباد كه خرابى و خسارات و تلفات فراوانى به بار آورد , معظم له عده اى از طلاب مبارز مشهد را سازماندهى كرده , با پشتيبانى علماى مشهد و كمك مادى و خدماتى بازاريان انقلابى و متدين , به فردوس مى روند و گروه امداد روحانيت را تشكيل مى دهند .

ايشان در اين باره مى گويند :

([ فكر كردم ما بايد يك مشت طلبه بپرورانيم كه آنها به مبارزه عميقا معتقد باشند و در خط مبارزه تلاش كنند . بنابراين روى اين مسأله كار كردم و با طلبها برنامه گذاشته و روى اين فكر , وقتى كه زلزله پيش آمد , ما از فرصت استفاده كرديم كه با بعضى از دوستان تماس گرفتم , گفتم مى خواهيم برويم فردوس , بعضى از دوستان استقبال كردند , آقاى طبسى , شهيد هاشمى نژاد و يك مشت بازارى علاقه مند و عده اى از طلاب , ده الى


53
پانزده تا ماشين و هفتاد الى هشتاد نفر آدم راه افتاديم و به طرف منطقه زلزله زده رفتيم . . . آية الله حاج شيخ على اصغر مرواريد با يك عده اى كه به آنجا آمد , گريه اش گرفت . وقتى ديد ما اينطور اوضاع آنجا را مرتب كرده ايم از شوق بنا كرد به گريه كردن . . . اوايل كه ما آنجا رفته بوديم , تقريبا حدود ده الى پانزده روز مردم اسم مرا با اسم امام خمينى اشتباه گرفته بودند مى گفتند : آقاى خمينى آمده و يك گروهى از دهات و از راههاى دور مى آمدند كه آقاى خمينى را ببينند . در آنجا كاملا معلوم بود كه آقاى خمينى مال همه است و اين طور نيست كه ما فقط آقاى خمينى را دوستش بداريم . در دهات آنجا و حتى در روستاهاى دور دست , آقاى خمينى اسمش يك اسم محبوب است .

بالاخره اسم من جا افتاد و مردم شناختند كه من هستم , خيلى جالب بود , دولت به شدت دستپاچه شد . يك واحد ژاندارمرى آنجا بود , شهربانى به زور مى خواست ما را اخراج كند , ما را تهديد كردند و گفتند : اگر نرويد به زور بيرونت مى كنيم , ما گفتيم نمى رويم , دوستان ترسيدند . من گفتم نبايد بترسيم زيرا در وضعى كه ما داريم ترس معنى ندارد و علتش هم اين است كه ما براى كمك به مردم آمده ايم و همه امكانات مردم در دست ماست , شير و خورشيد هيچ چيز ندارد و هيچ چيز نمى خواهد بدهد , داشته باشد هم نمى دهد . عملا همينطور شد . مأمورين اعزامى طاغوت نتوانستند مقاومت كنند و برگشتند و ما به كار ادامه داديم]( .

اين فعاليتهاى علمى و درسى و خدماتى و مبارزاتى به تدريج حضرت آية الله خامنه اى را به صورت محور مبارزه در مشهد درآورد كه از همه جاى ايران با ايشان تماس مى گرفتند و ايشان هم با ساير نقاط در تماس بود , لذا ساواك نسبت به ايشان به شدت حساس شد . درس تفسير ايشان را بارها تعطيل كرد , اما دوباره به صورتى ديگر در نقطه اى ديگر اين كار شروع مى شد و ساواك به ناچار آنجا را هم جلوگيرى مى كرد و هر يك از اين اقدامات در روحيه يافتن مردم و رسوايى دستگاه جبار بسيار اثر مى گذاشت . و گاهى نيز منزل ايشان را محاصره مى كرد و اجازه نمى داد كسى به ملاقات ايشان برود , گرچه اغلب منزل را زير نظر داشت تا رفت و آمد كنندگان را شناسايى نمايد .


54
در همين زمان صيت فضل و كمال و ذوق و شجاعت ايشان در اقصى نقاط ايران طنين افكنده بود و از اكثر شهرهاى ايران مانند اصفهان و كرمان و يزد . . . و نيز تهران از ايشان دعوت به عمل مى آمد كه در مجالس آنها سخنرانى نمايند . و ايشان نيز ديدگاههاى انقلابى اسلام و حقايق امور و مسائل روز و لزوم مبارزه و جهاد انقلابى را به مانند بارانى نرم و آرام كه به خوبى به خورد زمين مى رود و آن را بارور مى سازد , بر اذهان تشنه مردم جارى مى ساخت و آنها را بيدار مى كرد .

سخنرانيهاى معظم له , بخصوص در تهران در انجمنهاى اسلامى , تحصيلكرده ها و هيأتهاى مذهبى فعال مانند انصار الحسين ( ع ) هنوز در خاطره ها باقى است از جمله سخنرانيهاى ماه رمضان در مدرسه شيخ عبدالحسين بازار تهران كه از سال 1348 با عنوان شرايط و پايه هاى انقلاب ايراد گرديد , در آغاز شدت يافتن جهاد مسلحانه بسيار مفيد و مؤثر بوده و اصولا بيشتر تا آن موقع , به مبارزه روحانيت عنوان نهضت علما داده مى شد و انقلاب گفته نمى شد , اما در اين سخنرانى ها آية الله خامنه اى , به صراحت در حدود بيست و چند روز درباره انقلاب صحبت كردند .

تنها سخنرانى هم نبود , بلكه كتابهايى كه ايشان ترجمه و يا تأليف مى كرد در رشد افكار انقلابى بسيار مؤثر بود .

كتاب([ صلح امام حسن ( ع]( و كتاب([ آينده در قلمرو اسلام]( و كتاب([ مسلمانان در نهضت آزادى هندوستان]( و كتابهايى از اين قبيل بودند كه انقلابى پرورش مى دادند و جوانان را مى ساختند .

آية الله خامنه اى در سال 1346 در قم , در ارتباط با اين كتب براى چندمين بار دستگير شدند , اما همان روز آزاد گشتند زيرا ساواك نتوانسته بود مدركى به دست آورد .

دستگيرى مجدد

در سال 49 پس از فوت مرحوم آية الله العظمى حكيم كه دوباره براى تبليغ خط امام و مرجعيت ايشان و اظهار وفادارى نسبت به رهبر انقلاب اسلامى به دست آمده بود ,


55
دوباره ايشان دستگير شدند . و اين دستگيرى در بين طلاب مشهد خيلى انعكاس داشت و در حوزه اثر گذاشت . و اين امر براى رسوخ و گسترش افكار انقلابى در بين طلاب خيلى مفيد بود , زيرا اصولا سالهاى 47 تا 50 سالهاى فعاليتهاى فرهنگى انقلابى و تلاش آرام بود .

در اين سالها افراد مبارز با اسلام انقلابى آشنا مى شدند و زنگارهاى قرون گذشته را پاك مى كردند و طبيعى بود كه مراجعه و استقبال مردم بخصوص نسل جوان به علما و روحانيت مبارز زياد بود آنها هم از اين فرصت استفاده كرده علوم و معارف خالص اسلامى را به هر نحو ممكن عرضه مى داشتند , چه با تبليغ روى منبر و چه با كلاسهاى خصوصى و با جلسات بحث و گفتگوى آزاد و محدود و يا با نشر كتاب و جزوات مورد نياز . آية الله خامنه اى نيز اين سالها را ( سالهاى پر شور فعاليتهاى مخفى ) مى نامند كه دائم مشغول تربيت افراد و سازماندهى عناصر مورد اطمينان و ارتباط با گروههاى فعال و مبارز بودند و براى سهولت اين كار تدريس و امامت جماعت مسجد را هم پذيرفتند .

ابتدا در مسجد صديقيها , مشهور به مسجد تركها در بازار مشهد درس تفسير را شروع كردند و بعد از مدتى كوتاه چون جمعيت زياد بود به مدرسه ميرزا جعفر در طبقه دوم سالن كتابخانه منتقل شده و تدريس را ادامه دادند در اين تفسير طلاب و برخى از مردم متدين و وارد به مسائل مذهبى مشهد شركت مى كردند . دستگيرى سال 1349 , موقتا اين تدريس را متوقف كرد .

زندان سال 1349 چهار ماه و خرده اى طول كشيد و پس از آزادى دوباره به فعاليت پرداختند . از جمله در تهران در انجمن اسلامى مهندسين در محرم سال 1349 خورشيدى شبهاى تاسوعا و عاشورا را درباره حديث([ من راى سلطانا جائرا]( . . . سخنرانى بسيار پر شور و حماسه اى و انقلابى كردند كه همه را تحت تأثير قرار داد . و پس از آن گروه هاى مسلح زير زمينى , از جمله منافقين خلق اوليه با ايشان تماس مى گيرند و ارتباط برقرار مى كنند .

در ارتباط با همين گروههاى مسلح , در سال پنجاه پس از عمليات انفجار دكلهاى برق


56
در هنگام جشنهاى دو هزار و پانصدمين سال ستمشاهى معظم له را دستگير مى كنند و اين بار ايشان را تحت شكنجه هاى شديد قرار مى دهند و در سلولى تاريك و نمور و بدون هيچگونه روشنايى زندانى مى كنند . ولى على رغم همه اين شكنجه ها با مقاومت دليرانه و اسطوره اى اين روحانى شجاع و آزاده روبرو مى شوند و نمى توانند از او چيزى به دست آورند و به ناچار پس از پنجاه و چند روز ( حدود دو ماه ) وى را آزاد مى سازند .

ايشان نيز دوباره به فعاليت مشغول مى شوند . اين بار مسجد امام حسن ( ع ) كه آن موقع مسجد كوچكى بود به پايگاهها اضافه مى شود و آية الله خامنه اى در آن به اصرار عده اى از علاقه مندان به اقامه جماعت و درس تفسير مى پردازند . و بدين ترتيب علاوه بر ارتباطهاى مخفى و محدود , ارتباط مستقيم شبانه روزى از طريق مسجد با توده هاى مردم نيز اضافه مى شود .

بعد از مدتى از ايشان براى امامت جماعت مسجد كرامت نزديك باغ نادرى مشهد كه يكى از شلوغ ترين و حساسترين نقاط اين شهر است , دعوت به عمل مى آيد كه به علت ازدحام مردم و استقبال شديد توده هاى انبوه , از طرف ساواك مسجد را براى مدتى تعطيل مى نمايند .

اين نوع فعاليت كه خيلى اثر داشت , مورد توجه همه قرار گرفت , بخصوص شهيد مطهرى و شهيد باهنر در سفرى كه به مشهد داشتند , بسيار خوشحال شده بودند و تحت تأثير اين برنامه قرار گرفته بودند .

مرحوم آية الله طالقانى صريح مى گفت كه آية الله خامنه اى اميد آينده است و مشهد كه مى رويد , حتما با ايشان ديدار نمائيد .

اين فعاليتها موجب شده بود كه ساواك ايشان را تحت مراقبت ويژه بگيرد و همواره يا احضار به ساواك كرده , بازجويى كند و يا منزل ايشان را محاصره و از رفت آمد افراد ممانعت به عمل آورد و به تدريج درسهاى ايشان را نيز با زور تعطيل نمايد . و بالاخره هم در دى ماه سال 1353 ايشان را دستگير و به تهران آورده , در زندان و شكنجه گاه مخوف ساواك يعنى كميته مبارزه با خرابكارى به طور انفرادى محبوس مى كنند . اين دوره از


57
زندان حدود دو ماه به طول انجاميد و تمام اين مدت در سلولهاى انفرادى يا دو سه نفره , همراه با شكنجه هاى شديد گذشت .

شهيد رجايى در اين باره مى گويد :

([ آن سال كه من كميته را مى گذراندم ( سال 1353 ) واقعا جهنمى بود . در تمام كميته , شبها تا صبح فرياد آه و ناله بود . صبح هم تا شب همينطور . آن آيه ( ثم لا يموتون فيها و لا يحيى ) تصديق مى شد .

افرادى كه آنجا بودند نه مرده بودند و نه زنده براى اينكه آنها را اينقدر مى زدند تا دم مرگ و باز دو مرتبه مى زدند و مقدارى رسيدگى مى كردند تا حال شخص نسبتا بهبود مى يافت و دو مرتبه همان برنامه اجرا مى شد . در كميته انواع شكنجه ها را مى دادند . . . سلولى كه بودم و از آنجا به دادگاه مى رفتم سلول هيجده بود , در سلول بيست آية الله خامنه اى زندانى بود .

من در سلول , مورس زدن را ياد گرفته بودم اكثرا با سلولهاى مجاورم از طريق زدن مورس اخبار را مى داديم و مى گرفتيم . از جمله اخبار را به سلول پهلويى مى دادم و آن هم مى داد به آية الله خامنه اى و . . . خاطرم هست كه ريش ايشان را تراشيده بودند و براى تحقير سيلى به صورت ايشان زده بودند . و ايشان هم مقاوم و محكم , بلوز زندان را به صورت عمامه به سرشان مى بستند و رفت و آمد مى كردند . من يك روزى در دستشويى بودم كه با حالت شادى و شعف با ايشان روبرو شدم](. على رغم همه اين فشارها و شكنجه ها , ساواك مخوف شاه , نتوانست پى به اسرار اين شاگرد مقاوم امام ببرد و حتى نتوانست مدركى ولو كوچك از ايشان به دست آورد كه وى را به بى دادگاه بفرستد و محكوميتى براى او بگيرد .

لذا به ناچار به خصوص با تغيير سياست اربابش آمريكا و روى كار آمدن جيمى كارتر در زمستان 1354 , ايشان را رها ساختند و ايشان دوباره به مشهد رفته و باز مبارزه و جهاد خستگى ناپذيرش را دنبال كردند . اين بار مسؤوليتها بسيار شديدتر از گذشته بود .

مبارزه چريكى به سبك منافقين خلق كاملا به شكست انجاميده بود , همانطور كه امام


58
در سال 1349 به نماينده اين سازمان هشدار داده بودند . در درون سازمان انشعاب پديد آمده و انحراف و التقاط سازمان آشكار شده بود .

رژيم با وارد كردن ضرباتى بر چريكهاى كمونيست و منافقين احساس غرور و قدرت مى كرد . بسيارى از نيروهاى مبارز گيج شده و در حيرت بودند و احساس ترديد و عدم اطمينان به گروههاى مبارز از درون به روحشان خنجر زهرآلود مى زد . و عده اى هم دچار يأس و دلسردى و دلمردگى شده بودند . در درون زندان , نيروهاى متدين و مقيد به شعائر اسلامى از منافقين جدا مى شدند . و در اين جو سراسر فشار و خفقان و خيانت و انحراف و التقاط و يأس و دلسردى و ترديد و حيرت , وظيفه سردمداران مبارزه بسيار سخت و حساس مى نمود .

لزوم آگاه كردن مردم به جريانات , آن هم به گونه اى كه رژيم از آن بهره نگيرد و هدايت مردم و تشجيع آنها كارى عظيم كه انجامش بسى ظرافت و هنر مى طلبيد .

اما به لطف الهى و با رهبرى پيامبر گونه امام عزيز و توجه و دقت ياران امام از جمله آية الله خامنه اى اين دوره حساس به بهترين نحو ممكن اداره شد .

يعنى از طرفى , نيروهاى اصيل مذهبى بازسازى شدند و با قدرتى كه از خالص شدن از التقاطها يافتند نيرويى قويتر از گذشته براى مبارزه با رژيم فراهم آمد و از طرفى بدون مقابله با سازمان منافقين , هدف اصلى مبارزه كه سرنگونى رژيم بود , براى مبارزين تشريح گرديد و نيروى آنها به جاى اينكه در برخورد با منافقين صرف شود , صرف مبارزه با دشمن اصلى يعنى رژيم ستمشاهى گرديد و از طرف ديگر انحرافها و التقاطهاى سازمان , با نهايت ظرافت و دقت بيان شد , بدون اينكه رژيم بتواند بهره اى بيابد . و تا رژيم آمد كه با خبر شود و متوجه گردد كه چه غفلتى كرده است , كار از كار گذشته بوده و مبارزه به اوج سالهاى 56 - 57 نزديك شده بود .

با اوج گرفتن مبارزات و آشكار شدن انحراف در سازمان منافقين و احساس روحانيت و مردم به لزوم تشكلى اسلامى كه در رأس آن به جاى افراد عادى و سياسى افرادى روحانى و آشنايى به فقه و سياست باشند , در مشهد هسته اوليه تشكلى اسلامى با رهبرى


59
امام و مديريت روحانيت متعهد و انقلابى شكل يافت . ايشان در اين باره مى فرمايند :

([ تابستان سال 1356 در مشهد با دو نفر از برادران نشسته بوديم , مرحوم آقاى ربانى املشى و آقاى موحدى كرمانى , صحبت اين شد كه مبارزين و مخصوصا روحانيت كه عمده ترين مبارزين بودند , چرا متشكل نيستند ؟

پيشنهاد شد كه بياييم تشكيلاتى را به وجود آوريم . در همان جلسه گفته شد كه اگر آقاى بهشتى در اين تشكيلات باشند , اين تشكيلات عاقبت به خير خواهد شد و به جايى خواهد رسيد .

از حسن اتفاق , شهيد بهشتى و شهيد باهنر هم در همان موقع در مشهد بودند . و لذا جلسه با شركت اين عزيزان تشكيل و سنگ بناى تشكلى اسلامى گذاشته مى شود]( .

خبر اين تشكيلات را هم به زندان براى علماى در بند از جمله آقاى هاشمى رفسنجانى مى فرستند و آنها هم تأييد مى كنند .

شهيد مطهرى هم در همان سال در پيامى كه از نجف از طرف امام آورده بودند مبارزين سابقه دار را به گرد هم جمع شدن , دعوت مى كنند و همين ارتباطات باعث گرديد كه تظاهرات عظيم سالهاى 56 - 57 سازمان يابد و نقش آية الله خامنه اى در پايه گذارى اين تشكل بسيار قابل توجه است آنهم تشكلى كه به خاطر خدا و جهاد و شهادت پديد آمده بود نه براى قدرت طلبى و به دست آوردن موقعيت و مقام .

تبعيد به ايرانشهر

درگير و دار اين فعاليت ها و در نقطه اوج گيرى انقلاب اسلامى در سال 1356 رژيم ستمگر با نهايت خشونت ايشان را دستگير مى كند و پس از چند شب زندان ايشان را به ايرانشهر تبعيد مى نمايد .

اما تبعيد و آب و هواى گرم و دمدار ايرانشهر كمتر از آن بود كه اين مظهر جهاد و تلاش و مبارزه را آرام سازد , بلكه آنجا نيز از فرصت استفاده كرده در ايجاد وحدت و همبستگى بين نيروهاى مبارز آن سامان و نيز وحدت بين برادران شيعه و سنى مى كوشيد


60
و موفقيت زيادى به دست مى آورند .

با تماس با مردم و تبليغ و برطرف ساختن مشكلات و محروميتهاى اين استان شاه زده , نقش مهمى در توجه مردم به امام و روحانيت و اسلام و انقلاب ايفا مى كنند .

اتفاقا در آن سال در ايرانشهر سيلى مى آيد كه منجر به بى خانمان شدن و صدمه ديدن عده زيادى از مردم مى شود .

آية الله خامنه اى با استفاده از تجربه فردوس و گناباد يك گروه از روحانيون و طلاب را بسيج مى كنند و گروه امداد روحانيت را تشكيل مى دهند .

و اين گروه به قدرى در كار امداد و تبليغ و تحريك و تشجيع مردم موفق مى شود كه ساواك وحشت مى كند , ايشان را احضار مى كند و رئيس ساواك به آية الله خامنه اى مى گويد :

([ ديشب در كميسيون امنيت شهربانى , به ساواك گفتم شما چقدر بى عرضه هستيد كه هيچ كارى نكرده ايد . يك تبعيدى ببينيد اينجا چه اوضاعى درست كرد ؟]( !

اين تبعيد تا سال 1357 طول مى كشد و در اين سال با اوجگيرى انقلاب و بيرون رفتن كنترل اوضاع از دست رژيم , آية الله خامنه اى به مشهد باز مى گردند و بيش از پيش به فعاليت مى پردازند .

شوراى انقلاب اسلامى

مسلما پس از مقام رهبرى , يكى از مهمترين اركانى كه در پيروزى انقلاب و اداره آن پس از پيروزى نقش اساسى داشته است , شوراى انقلاب اسلامى است .

شهيد آية الله بهشتى در اين باره مى فرمايد([ : هسته اوليه شوراى انقلاب كه در پاريس به تصويب امام رسيد , متشكل مى شد از آقاى هاشمى رفسنجانى , آقاى مطهرى و خود من , آقاى موسوى اردبيلى و آقاى دكتر باهنر , از ما پنج نفر تشكيل شد]( .

آقاى هاشمى رفسنجانى مى گويند :

([ هنگامى كه امام پاريس بودند 5 - 6 نفر را معين كرده بودند كه بنشينند و حكومت


61
و دولت آينده را اداره كنند . . . يكى خود من بودم , آقاى مطهرى حامل آن پيام بودند , شهيد بهشتى , آقاى موسوى اردبيلى , آقاى باهنر و بعد هم آية الله خامنه اى كه آن موقع مشهد بودند , به ما پيوستند]( .

ايشان در اين باره مى گويند :

([ من در مشهد سرگرم كارهاى اين شهر بودم , با برادرانى كه در مشهد بودند در جريانات عمومى عظيم مردم , ما هم داخل بوديم و فعاليت مى كرديم . مرحوم شهيد مطهرى چند بار تلفنى به طور مستقيم و با واسطه به من اطلاع دادند كه بايد به تهران بروم . من تصور مى كردم كه براى همين كارهاى معمولى خودمان - كه مشتركا خيلى كارها داشتيم چه كارهاى علمى و ايدئولوژيكى و چه كارهاى سياسى , مى گويند به تهران بروم . فكر نمى كردم براى شوراى انقلاب باشد و مى گفتم , مى آيم . منتهى چون در مشهد گرفتاريهاى زيادى داشتم و خيلى بار روى دوش من بود , مرتب تأخير مى افتاد تا اينكه از پاريس پيغام دادند كه امام دستور داده اند كه من به تهران بروم . احساس كردم كه مسأله ايست كه من بايد به تهران بروم , بخصوص كه آقاى مطهرى هم در يك تماس تلفنى با قدرى عصبانيت پيغام دادند كه چرا به تهران نمى روم و منتظر چه هستم ؟

در تهران به من گفتند : در جلسه اى بايد شركت كنم كه در منزل شهيد مطهرى بود . در آن جلسه همه اعضاء شوراى انقلاب جمع بودند و در آنجا بود كه من اطلاع پيدا كردم كه عضو شوراى انقلاب هستم و تا آن موقع نمى دانستم]( .

البته شوراى انقلاب به مقتضاى مصلحت روز , افراد ديگرى را هم پذيرفت كه داراى خطوط سياسى ديگرى بودند و به تدريج چهره آنها روشن گرديد , اما آن گروه كه پايه و اساس انقلاب بودند و حافظ اصول و حدود و معيارها , بيشتر همين برادران بودند .

اينها با همه سختى هايى كه كار با افراد ليبرال و مهره اى مانند بنى صدر در برداشت , به خاطر انقلاب و مصالح امت اسلامى تحمل كردند و با سعى و كوشش كارها را به سامان رساندند ضمن اينكه در مواقع لزوم در مقابل آن افراد مقاومت لازم را مى نمودند .


62
كميته استقبال از امام

هسته اصلى همه تظاهرات و راهپيمايى سالهاى 56 - 57 , گروههايى بودند كه تحت مديريت شهيد مظلوم آية الله بهشتى و شهيد آية الله مطهرى و شهيد باهنر و ياران اينان اداره مى شد .

هسته هاى اصلى در شهرستانها نيز روحانيونى از قبيل شهيد آية الله صدوقى , شهيد آية الله دستغيب و . . . بودند كه در ارتباط با هسته اصلى در مركز قرار داشتند .

در استان خراسان شاخص ترين فرد روحانيت مبارز آية الله خامنه اى بود كه در مركزيت همه تظاهرات و راهپيماييها قرار داشت .

حاصل اين جريانات به فرار شاه و بازگشت امام خمينى انجاميد . براى اداره امور استقبال از امام , كميته استقبال از امام پديد آمد كه پايگاه آن در مدرسه رفاه بود .

امام كه به كشور تشريف آوردند كميته هاى مختلف در مدرسه رفاه و علوى تشكيل و يا اگر قبلا تشكيل شده بود به كار خود با نظم و جديت بيشتر ادامه داد .

آية الله خامنه اى مسؤوليت تبليغات دفتر امام را به دوش گرفت و اين قسمت از كار را كه بسيار كار شاق و پر زحمت بود , به خوبى اداره كرد .

آن روزها از همه جا مبلغ مى خواستند و همه جا نياز تبليغاتى و تداركاتى داشت به اضافه پذيرايى از ديدار كنندگان با امام و ترتيب ملاقاتها و تنظيم خبر آنها و ترتيب پخش در رسانه هاى گروهى و مقابله با توطئه هاى خبرى و تبليغات مهره هاى كهنه و رنگ عوض كرده استكبار و عناصر ملى گرا و مخصوصا مقابله با گروهكها كه فرصت طلبانه مى خواستند بى هيچ زحمتى گلچين انقلاب باشند و خود را بر ملت تحميل نمايند .

خاطرات اين روزهاى پر هيجان كه هر لحظه خبرى نو و حادثه اى جديد پديد مى آمد و ملت ما داشت پايه هاى ستم دو هزار و چند صد ساله خودكامان و جلادان ستمشاهى را در هم مى ريخت , بايد به طور جداگانه نوشته شود .

اما از بين همه آنها , يكى كه مهمتر از همه بود و با همت و پشتكار روحانى شجاع


63
و موقعيت شناس و فداكار آية الله خامنه اى توطئه آن به بهترين نحو خنثى شد , به خاطر قدر شناسى از ايشان آورده مى شود :
توطئه كمونيستها

در روزهاى آخر نظام ستمشاهى , كمونيستها به فكر افتادند از فرصت استفاده كرده با سازماندهى عناصر خويش , انقلاب اسلامى را تبديل به يك انقلاب به اصطلاح دمكراتيك خلقى نمايند .

به همين منظور بهترين جا را براى كار , كارخانه جنرال موتورز در جاده كرج تشخيص دادند , زيرا آنجا هم از تهران دور بود كه مركز قيام مردم متدين و مسلمان بود و هم مى توانستند نيروهاى كمونيست و عناصر ديگر ضد انقلاب را به دور از چشم مردم مذهبى در آنجا متمركز كرده , به تصور خام خودشان يك حمله به تهران نموده , مراكز حساس را اشغال نمايند و حكومت كمونيستى را برقرار سازند . البته اين نقشه به جايى نمى رسيد , اما در روزهاى حساس 19 تا 22 بهمن ممكن بود بالاترين كمك را به رژيم در حال اضمحلال بنمايد و موفقيت مردم را به تأخير اندازد و اين فرصتى به استكبار بدهد تا نقشه هاى جديدى طرح نمايد .

آنها حدود پانصد دانشجو و كارمند و افراد ديگر از مشاغل مختلف كه داراى افكار كمونيستى بودند به كارخانه كشاندند و با نطقهاى محرك , كارگران را نيز به دور خويش جمع كردند و در روزنامه ها اعلاميه دادند و از همه نيروهاى به اصطلاح دمكراتيك و خلقى دعوت كردند كه به اين جمع و حركت انقلاب توده هاى خلق ! بپيوندند .

خبر كه به دفتر تبليغات امام رسيد , چند نفر از علماء و شهيد ديالمه از شهداى هفتم تير به آنجا اعزام شدند , اما كارى از پيش نبردند .

آية الله خامنه اى نيز دو بار به آنجا رفتند , بار دوم ظهر با ماشين خودشان كه رانندگى مى كردند در حالى كه نهار نخورده بودند به طرف كارخانه حركت مى كنند و در راه كمى نان و پنير خريده در همان حال رانندگى مى خورند و به كارخانه مى روند و سخنرانى


64
كوتاهى كرده بر مى گردند , اما روز بيستم بهمن قضيه به مرحله خطرناكى مى رسد , پانصد كمونيست به علاوه هشتصد كارگر اين كارخانه جمع قابل توجهى را تشكيل مى دادند كه كاملا داشتند مجهز مى شدند و بيم اين مى رفت كه اينان مسلح شوند و در آن گير و دار نبرد آخرين با رژيم , ايجاد جنگ داخلى كنند و اين از خيانت كمونيستها بعيد نبود . به همين علت شهيد ديالمه به دفتر تبليغات امام آمد و با نگرانى گفت([ : وضع خطرناك است و بايد چاره اى جدى انديشيد و كسى به آنجا برود كه بتواند از عهده اين مهم برآيد]( .

آية الله خامنه اى شخصا اين كار را به عهده گرفت و به سرعت به كارخانه رفتند . يك گروه حزب الله هم از مدرسه رفاه براى پشتيبانى اعزام شدند . آية الله خامنه اى عصر كه به كارخانه مى رسند با زحمت و جسارت به پشت تريبون مى روند و شروع به سخنرانى و پاسخ به سؤالات مى دهند .

در پاسخ به سؤالات , كمونيستها را به شدت محكوم مى كنند و لذا آنها براى رهائى از بن بست دست جمعى شروع به خواندن سرودهاى كمونيستى مى كنند و دستهاى خود را بالاى سر برده , محكم به هم مى كوبند . اما آية الله خامنه اى تريبون را رها نمى كند و به سخنان خود ادامه مى دهند . نزديك مغرب اعلام اذان و نماز جماعت مى كنند .

كمونيستها مى بينند اوضاع دارد به ضرر آنها تغيير مى كند , لذا براى اينكه سخنان ايشان به گوش كارگران نرسد و آنها متوجه حقايق نشوند , برقها را خاموش مى كنند . در تاريكى آية الله خامنه اى بلندگو را به يكى از دوستان سپرده , خود بلند فرياد مى زنند كه ناراحت نباشيد , چيزى نيست , به حرفهاى من گوش كنيد . سپس از روى ميزها , از ميزى به ميز ديگر رفته و در هر ميز شروع به شعار و صحبت و تهييج و آگاهى بخشيدن به كارگران مى كنند . ايشان مى فرمايند([ : در هر حال ما نماز را به جماعت خواهيم خواند]( . آنها به مجادله بر مى خيزند دانشجويى با لباس كارگرى به نام يك كارگر به سؤال مى پردازد . ايشان مى گويند([ : كارتت را نشان بده]( . او نمى تواند و مسأله روشن مى شود . چند نفر ديگر را به همين ترتيب افشا مى كنند سپس فكر مى كنند كه موقع آن رسيده كه كارگران را كه اكثر مسلمان و دارى معتقدات مذهبى هستند از كمونيستها جدا كنند و


65
بهترين راه نماز جماعت است .

لذا اعلام مى كنند كه هر كس مسلمان و اهل نماز است به نماز جماعت در صحن

كارخانه بيايد . و بالاخره حدود ساعت 30 8 شب ( حدود دو ساعت پس از مغرب
) نماز جماعت در صحن كارخانه به امامت آية الله خامنه اى تشكيل مى گردد و كارگران براى نماز مى آيند و كمونيستها در سالن كارخانه باقى مى مانند , صداى دلنشين و رساى معظم له خامنه اى حال كارگران را تغيير مى دهد و دعاى بعد از نماز كاملا صحنه را عوض مى كند .

با استفاده از اين فرصت , ايشان كارگران را به مسجد دعوت مى كند و آنها به مسجد كارخانه مى روند و در آنجا همراه با حزب اللهى هايى كه از مدرسه رفاه آمده بودند , تجمعى ايجاد مى شود كه با ارشاد و راهنمايى آية الله خامنه اى عليه كمونيستها مى شورند و فردا خود كارگران آنها را از كارخانه با كتك بيرون مى كنند و توطئه اى بزرگ كه مى رفت تا جنگ داخلى را در آن بحبوحه انقلاب پديد آورد و به رژيم فرصت تجديد قوا دهد با درايت و فداكارى آية الله خامنه اى خنثى گرديد .

نكته مهم اين است كه آن شب آية الله خامنه اى هفت ساعت تمام سر پا ايستاد و سخنرانى كرد و تا صبح به فعاليت پرداخت تا اين خطر را توانست دفع نمايد .

اولين مقاله از صداى جمهورى اسلامى

از كارهاى خوبى كه در دفتر تبليغات امام صورت گرفت , نشريه اى به نام([ امام]( بود كه به يادگار اقامت امام در تهران , چند شماره منتشر گرديد . آية الله خامنه اى چند مقاله در اين نشريه يادگارى نوشتند و جالب است كه روز 22 بهمن كه راديو به دست مردم افتاد , مقاله اى كه ايشان تحت عنوان([ پس از نخستين پيروزى]( نوشته بودند , اولين مقاله اى بود كه در راديو خوانده شد .

مأموريت به سيستان و بلوچستان

در فروردين ماه 1358 از طرف امام خمينى مامور رسيدگى به اوضاع و خواسته هاى


66
استان سيستان و بلوچستان شدند و خدمت ارزنده اى در آن سامان به مردم محروم و رنجديده آن استان نمودند .
نماينده شوراى انقلاب در وزارت دفاع

در سال 1358 نماينده شوراى انقلاب اسلامى در وزارت دفاع شدند . سپس مسئوليت معاونت وزير دفاع را نيز پذيرفتند . در اين مسئوليتها خدماتى كرده اند كه يكى از آنها را از زبان خودشان مى شنويم([ : دولت موقت به اين نتيجه رسيده بود كه هيچ دليلى ندارد كه با آمريكا , دولت ثروتمندى و قوى , كه با ما كارى ندارد , با ما غرض و مرض هم ندارد , بى خود بجنگيم و سر بى درد خود را بدرد آوريم ! اين فكر در دولت موقت نتايجى داشت . يكى از نتايجش اين بود كه آمريكاييها را داخل ايران بگذارند بمانند . در نيروى هوايى عده اى از آمريكاييها بودند كه تا مدتها ما خبر نداشتيم .

بعد در شوراى عالى دفاع كه آن وقت من عضو شورايعالى دفاع بودم و آقاى مهندس بازرگان رئيس شورايعالى دفاع بود , يكى از مسايلى كه عنوان شد , اين بود كه آمريكاييها پيشنهاد كرده بودند آمريكاييهاى مستقر در ستاد نيروى هوايى كه چون امروز ما اينجا هستيم , ديگر اسم دفتر ما دفتر كارشناسى نظامى نيست و ما كارشناس نظامى به آن معنى نيستيم , پس نام ديگرى برايش انتخاب كنيد و چهار نام را پيشنهاد كرده بودند]( . . .

آية الله خامنه اى از اين موضوع به شدت عصبانى مى شوند و به علت مخالفت شديد ايشان , دولت موقت نمى تواند برنامه باقى ماندن آمريكاييها را با تغيير نام عملى سازد .

سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى

در سال 1358 اختلافاتى در سپاه پاسداران پديد آمد و پس از اينكه عده اى از برادران ميانجيگرى كرده و نتوانستند كارى انجام دهند , آية الله خامنه اى سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى را به عهده گرفته و آنجا را سر و سامان دادند .


67
رسيدگى به امور دانشجويان

حضرت آية الله خامنه اى هميشه مورد توجه نسل جوان و دانشگاهى بوده و بنا به تمايل امام , دانشجويان به ايشان مراجعه و مسايل خود را در ميان مى گذاشتند .

امامت جمعه تهران

پس از فوت مرحوم آية الله طالقانى در سال 1359 امام امت طى حكمى آية الله خامنه اى را به امامت جمعه تهران منصوب فرمودند .

امام خمينى ( ره ) در بخشى از اين فرمان آورده اند([ : جنابعالى كه بحمدالله به حسن سابقه موصوف در علم و عمل شايسته هستيد به امامت جمعه تهران منصوب مى باشيد . از خداوند متعال توفيق جنابعالى را ارشاد و هدايت مردم خواستارم]( .

نمايندگى مجلس شوراى اسلامى

با شروع انتخابات مجلس شوراى اسلامى دوره اول آية الله خامنه اى از سوى ائتلاف بزرگ ( كه از روحانيت مبارز تهران و حزب جمهورى اسلامى و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و برخى ديگر از انجمنها و سازمانها و گروههاى اسلامى متشكل بود ) نامزد نمانيدگى مجلس از تهران گرديد و با اكثريت عظيم يك ميليون و چهارصد هزار رأى , در دور اول به مجلس راه يافت .

در سال 1359 از طرف امام به سمت مشاور معظم له در شوراى عالى دفاع انتخاب گرديد .

در روز ششم تير 1360 ( يك روز قبل از حادثه عظيم هفتم تير ) در حالى كه در خانه خدا ( مسجد ابوذر ) مشغول سخنرانى بودند , مورد سوء قصد ناجوانمردانه منافقين قرار گرفته , به شدت زخمى مى شوند و به بيمارستان منتقل مى گردند , اما خداوند متعال وجود پر بركت ايشان را براى خدمت به ملت مسلمان ايران حفظ كرد و به زودى پس از اينكه


68
سلامت خود را باز يافتند همچون گذشته پر شور و با نشاط به انجام وظيفه در سنگرهاى مختلف پرداختند .

پس از اين سوء قصد حضرت امام خمينى ( قده ) در پيامى به حضرت آية الله خامنه اى چنين آوردند :

([ دشمنان انقلاب اسلام با سوء قصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين بن على هستيد و جرمى جز خدمت به اسلام و كشور اسلامى نداريد و سربازى فداكار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطيبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمائى دلسوز در صحنه انقلاب مى باشيد , ميزان تفكر سياسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند . اينان با سوء قصد به شما عواطف ميليون ها انسان متعهد را در سراسر كشور بلكه جهان جريحه دار نمودند . اينان آنقدر از بينش سياسى بى نصيبند كه بى درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت به اين جنايت دست زدندو به كسى سوء قصد كردند كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است . اينان در اين عمل غير انسانى به جاى برانگيختن و رعب , عزم ميليون ها مسلمان را مصمم تر و صفوف آنان را فشرده تر نمودند . آيا با اين اعمال وحشيانه و جرايم ناشيانه وقت آن نرسيده است كه جوانان عزيز فريب خورده از دام خيانت اينان رها شوند و پدران و مادران , جوانان عزيز خود را فداى اميال جنايتكاران نكنند و آنان را از شركت در جنايت آنان بر حذر دارند ؟ آيا نمى دانند كه دست زدن به اين جنايات , جوانان آنان را به تباهى كشيده و جان آنان به دنبال خودخواهى مشتى تبهكار از دست مى رود ؟ ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقية الله ارواحنا فداه افتخار مى كنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شب ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى بسر مى برند . من به شما خامنه اى عزيز , تبريك مى گويم كه در جبهه هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم]( .


69
تلگرام رئيس ديوانعالى كشور , آية الله محمد حسينى بهشتى ( چند ساعت قبل از شهادت ) خطاب به آية الله خامنه اى در بيمارستان .

سوء قصد نافرجام دشمنان اسلام و انقلاب و ميهن اسلامى به آن برادر , بار ديگر نشان داد كه اين دشمنان قسم خورده اسلام و ملت در راه مقاصد شوم خود از هيچ جنايتى خوددارى نمى كنند . اين تلاشهاى ددمنشانه خشم ملت به پاخاسته را نسبت به اين خود فروختگان روز بروز برافروخته تر و آنها را در جامعه منزوى تر خواهد ساخت . از خداى متعال خواستارم كه نعمت سلامت را هر چه زودتر به آن برادر عزيز و مجاهد باز گرداند و به جهاد خود در سنگر اسلام همچنان ادامه دهند .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

سيد محمد حسينى بهشتى

رياست جمهورى

پس از شهادت شهيد رجائى و شهيد باهنر از طرف روحانيت و ساير نهادهاى انقلابى نامزد رياست جمهورى , گرديدند و با رأى عظيم و بى نظير در انتخابات رياست جمهورى به سمت سومين رئيس جمهورى اسلامى ايران , انتخاب گرديدند .

دوران رياست جمهورى ايشان , زمانى آغاز شد كه كشور در وضعيت حساس و سختى بسر مى برد . شهادت 72 تن , شهادت رجائى و باهنر در انفجار مقر نخست وزيرى , شهادت شهيد كجوئى در زندان اوين , انفجارها و ترورهاى پى در پى و جو حاصله از آنها , اثرات سوء رياست جمهورى بنى صدر و مشكلات ناشى از اشغال قسمت مهمى از كشور توسط صداميان كافر , تحريم اقتصادى , همه و همه دست به دست هم داده و وضع بغرنجى پديد آورده بودند .

بحمدالله تحت رهبرى امام امت و با زحماتى كه مسؤولين كشيدند رئيس جمهورى در رأس آنها بود و با همت و فداكارى ملت , پس از هشت سال , امروز كشور ما به صورت قدرتى بين المللى درآمده و ثبات كافى يافته و دشمنان خدا و ضد انقلاب زبون و ذليل


70
شده و رسوائى آنها به حدى است كه به ابتذال جنسى و همدستى با صداميان و آمريكا پرداخته اند و مستكبرين نيز از آنها قطع اميد كرده اند .
نماز جمعه تاريخى

سخنان ارزشمند امام جمعه تهران در نماز جمعه دشمن شكن , مجموعه اى از معارف اسلامى و تحليلهاى سياسى و رهنمودهاى ارزنده است .

حماسه عظيم و پر شكوه نماز جمعه تاريخى ايشان هرگز از يادها نخواهد رفت كه انفجار بمب در صف نمازگزاران چندين شهيد و دهها مجروح گرفت و موج انفجار جايگاه نماز جمعه را لرزانده و از آسمان هواپيماهاى پيشرفته استكبار تهديد به بمباران مى كردند در حالى كه صبح آن روز نيز تهران را بمباران كرده بود و ضد هوايى ها با شليك مداوم خويش غوغائى بپا كرده بودند , ولى در سايه قدرت روحى امام جمعه و آرامش قلبى او و تأييدات الهى , همه نمازگزاران استوار و محكم بر جاى ماندند و صف ها همچنان مرتب باقى ماند و امام جمعه با نهايت قدرت به خطبه ادامه دادند و سپس نماز را در نهايت طمأنينه و با توجه خاص بجاى آوردند و دوست و دشمن را در شگفتى فرو برد كه امام امت نيز در پيام سال نو به آن اشاره كرده , فرمودند :

([ من فراموش نمى كنم , قصه روز جمعه را كه آن طور با شكوه , با نورانيت , با استقامت گذشت , آنطور كه با طمأنينه با آن صداهايى كه مى آمد , با آن رگبارهايى كه مى آمد , من ملاحظه مى كردم , نگاه مى كردم , مخصوصا نگاه مى كردم ببينم در بين مردم چه وضعى هست . نديدم حتى يك نفر را كه تزلزلى در او پيدا بشود و آن وقت امام جمعه آنطور با آن طنين قوى صحبت كرد , مردم آنطور گوش كردند و فرياد زدند كه ما براى شهادت آمديم]( .

و اينها همه اشاره اى است مختصر به زندگى روحانى عاليقدر و فقيه مجاهد فى سبيل الله , حضرت آية الله العظمى آقاى حاج سيد على خامنه اى , رهبر انقلاب اسلامى ايران و


71
مرجع عاليقدر تشيع كه امام او را([ خوب مى شناخت]( و([ بزرگش كرده]( , ( ( از سلاله رسول اكرم ( ص ) و از خاندان حسين بن على است([ [( فردى صالح]( , ([ متفكر و دانشمند محترم]( است كه([ : بسيار خوب و فهيم است]( .

([ متعهد و مبارز و در خط مستقيم اسلام و عالم به دين و سياست](

و([ به حسن سابقه موصوف و در علم و عمل شايسته است](

و([ خدمتگزار به اسلام و كشور]( و([ سربازى فداكار در جبهه جنگ](

و([ معلمى آموزنده در محراب]( و([ خطيبى توانا در جمعه و جماعت](

و([ راهنمايى دلسوز در صحنه انقلاب مى باشد]( .

تأكيد حضرت امام به شايستگى آية الله العظمى خامنه اى براى رهبرى

([ حجة الاسلام والمسلمين رفسنجانى نقل مى كنند : در جلسه اى با حضور سران سه قوه , آقاى نخست وزير و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد . حرف ما با حضرت امام اين بود كه اگر اين قضيه اتفاق بيفتد , ما بعدا با قانون اساسى مشكل داريم , زيرا ممكن است خلا رهبرى پيش بيايد . ايشان گفتند([ : خلا رهبرى پيش نمى آيد و شما آدم داريد]( گفته شد : چه كسى ؟ ايشان در حضور آية الله خامنه اى گفتند([ : اين آقاى خامنه اى]( .

روزى من خصوصى خدمت امام رفتم , چون مقدارى روى بازترى داشتم و مسائل را بى پرده مى گفتم , در مورد قائم مقامى رهبرى و مشكلاتى كه پيدا مى شود , صحبت كردم . باز ايشان صريح گفتند([ : شما در بن بست نخواهيد بود , چنين فردى([ آية الله خامنه اى]( در ميان شما هست . چرا خودتان نمى دانيد]( .

حاج احمد آقا ( نقل كرده اند ) وقتى كه آية الله خامنه اى در سفر كره بودند , امام گزارشهاى آن سفر را از تلويزيون مى ديدند , از آن منظره ديدار از كره , استقبال مردم و با سخنرانى ها و مذاكرات ايشان در آن سفر , خيلى برايشان جالب بود و فرموده بودند([ : الحق ايشان شايستگى رهبرى را دارند]( .

در مجموع به نظر مى رسد اين كلام امام([ قدس سره]( خطاب به حضرت آية الله


72
خامنه اى ( هر موقعى كه تو به سفر مى روى من مضطرب هستم كه برگردى , خيلى سفر نرو ) از الهامات الهى و غيبى حق تعالى بوده است .
73
فصل سوم حضرت آيت الله العظمى خامنه اى و مرجعيت

74

75
بخش اول مرجعيت حضرت آيت الله العظمى خامنه اى از ديدگاه حضرات آيات و علماى اعلام

به دنبال ارتحال ملكوتى شيخ الفقهاء و المجتهدين , بقية السلف حضرت آيت الله العظمى اراكى ( قدس سره الشريف ) , مسأله مرجعيت در صدر موضوعات مورد بحث در مجامع اسلامى و حوزه هاى علميه قرار گرفت , اين بار همچون گذشته حوزه هاى علميه و علماى اعلام در طرح موضوع([ وحدت مرجعيت و رهبرى]( پيشگام بودند كه مصلحت تحكيم و اقتدار نظام اسلامى و ولايت فقيه آن را اقتضا مى كرد .

مسأله مرجعيت حضرت آيت الله العظمى خامنه اى ( مد ظله العالى ) كه ضرورت آن توسط فقها و روحانيون پيشتاز و آگاه به مصالح عاليه نظم اسلامى مطرح گرديد , كه به سرعت مورد استقبال مجامع اسلامى , حوزه هاى علميه و مسلمانان آگاه و هوشيار در ايران و سراسر جهان اسلام قرار گرفت و سيل بيانيه ها , پيامها و نامه ها در پشتيبانى از مرجعيت معظم له , سرازير گشت .

در اين بخش توجه خوانندگان محترم را به قسمتى از نظرات و ديدگاههاى حضرات آيات و علماى اعلام پيرامون مرجعيت حضرت آيت الله العظمى خامنه اى ( مد ظله العالى ) كه در پاسخ سؤال ذيل صادر گرديده , جلب مى كنيم , بخش ديگرى از اين نظرات و ديدگاهها در شماره بعدى حضور عزيزان خواننده تقديم مى گردد .


76

متن سؤال عده اى از فضلا و روحانيون حوزه علميه قم از محضر حضرات آيات و علماى اعلام بدينقرار است :

بسمه تعالى

در پى مراجعات و سؤالات مكرر امت مؤمن و حزب الله در مورد مسأله مرجعيت و تقليد , پس از ارتحال جانگداز شيخ الفقهاء و المجتهدين , حضرت آية الله العظمى حاج شيخ محمد على اراكى([ قدس سره الشريف]( و موضوع رجوع به رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامى حضرت آية الله العظمى خامنه اى([ مد ظله العالى]( در مسائل شرعى , مستدعى است نظر مبارك خود را براى هدايت و ارشاد امت حزب الله و مؤمنين بيان فرمائيد .

جمعى از روحانيون و فضلاى حوزه علميه قم

آية الله حاج شيخ حسين راستى كاشانى عضو جامعه مدرسين , مجلس خبرگان و شوراى استفتاء حضرت امام خمينى([ ره](

بسمه تعالى

بعد الحمد و الصلوة و عرض تسليت به پيشگاه حضرت بقية الاعظم امام زمان ( ارواحنا فداه ) و مقام معظم رهبرى ( دام ظله العالى ) در جواب سؤال مذكور عرض مى شود , وجوب پيروى و اطاعت از ولى امر مسلمين حضرت آية الله خامنه اى در احكام مربوط به جامعه اسلامى ( فقه حكومتى ) بر كسى پوشيده نيست و اما در احكام شخصى ( اگر چه همان گونه كه ايشان در پيام تسليتشان فرمودند در حوزه علميه قم مجتهدينى كه جامع شرايط تقليد باشند وجود دارد ولى ) در شرائط موجود كه تشخيص اعلم ولو احتمالا متعذر يا متعسر است تقليد معظم له كه يگانه حافظ و نگهبان مصالح اسلام و مسلمين اند مجزى و مبرى ذمه , بلكه با توجه به توطئه هاى دشمنان اسلام و خوف تفرقه در صفوف مؤمنين , اولى مى باشد . مسلمين جهان بايد وحدت را كه عطيه اى الهى است حفظ نموده و


77
همواره مضمون كلام خداوند متعال در دو آيه شريفه :

1 - و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا

2 - و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم

را نصب العين قرار داده و با عمل به آن , عزت و عظمت و استقلال اسلام و مسلمين را در جميع جهات تضمين نمايند . و لله الحمد

10 9 1373 مطابق 27 جمادى الثانى 1415 حسين راستى كاشانى
آية الله حاج سيد جعفر كريمى عضو جامعه مدرسين , شوراى استفتاء حضرت امام خمينى([ ره]( و آية الله العظمى اراكى([ ره](

بسمه تعالى

ضمن تقديم سلام و تحيات به محضر مقدس حضرت بقية الله ( ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ) و عرض تسليت به پيشگاه مبارك آن حضرت و محضر مقام معظم رهبرى حضرت آية الله خامنه اى ( دامت بركاته ) به مناسبت ارتحال شيخ الفقهاء آية الله العظمى الشيخ محمد على العراقى ( تغمده الله سبحانه بغفرانه ) , بدين وسيله اعلام مى دارد با توجه


78
به شرايط اهليت نيابت از وجود مقدس حضرت بقية الله ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء در اداره امور فقهى و دينى و اجتماعى و سياسى امت اسلامى در زمان غيبت صاحب الامر سلام الله عليه و على آبائه المعصومين ) , اينجانب تقليد فقيه الامة الاسلامية رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت مستطاب آية الله خامنه اى ( دامت بركاته ) را بى اشكال و بلا مانع و مجزى و مبرى ذمه مى دانم . والسلام على عبادالله الصالحين .

به تاريخ 26 جمادى الثانى سنه 1415

سيد جعفر كريمى

9 9 73

79
آية الله حاج شيخ مرتضى بنى فضل مدرس حوزه علميه قم و عضو مجلس خبرگان

بسمه تعالى

با عرض تسليت بمحضر مقدس حضرت بقيه الله الاعظم ( ارواحنا لمقدمه الفداء ) به مناسبت سالگرد مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى گلپايگانى و رحلت مرجع عظيم الشأن حضرت آيت الله العظمى اراكى([ قدس سر هما]( , از آنجا كه در روز رحلت مرحوم حضرت امام([ قدس سره الشريف]( بيش از هفتاد نفر از علماى بزرگ و معروف سر تا سر ايران مخصوصا از حوزه علميه قم كه كثيرى از آنان مجتهد مسلم و عادل هستند ( خبرگان محترم دوره اول مجلس خبرگان ) , رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آيت الله آقاى خامنه اى ( مد ظله العالى ) را واجد صلاحيت براى افتاء در ابواب مختلف فقه تشخيص داده و به دنيا معرفى نموده اند . لذا تقليد از ايشان جائز و موجب تقويت نظام جمهورى اسلامى و يأس دشمنان اسلام است . خداوند سبحان به همه علما توفيق خدمت به اسلام و مسلمين مرحمت فرمايد .

مرتضى بنى فضل 26 جمادى الثانى 1415


80
آية الله محمد يزدى رئيس قوه قضائيه , نماينده مجلس خبرگان و عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم

بسم الله الرحمن الرحيم

بدون ترديد از حضرت آية الله خامنه اى مقام معظم رهبرى كه از فقهاى عاليقدر واجد شرايط تقليد و مرجعيت هستند و داراى مرحجات عديده مى باشند ميتوان در تمام مسايل مورد نياز تقليد نمود . ان شاء الله خداوند به ايشان طول عمر و عزت و عظمت براى رهبرى و حمايت نظام حاكم اسلامى عنايت فرمايند .

محمد يزدى

آية الله سيد عباس خاتم يزدى عضو مجلس خبرگان , شوراى استفتاء حضرت امام خمينى([ ره]( و آية الله العظمى اراكى([ ره](

بسم الله الرحمن الرحيم

بعد الحمد لله و الصلاة و السلام على اشرف انبيائه محمد المصطفى و على آله الائمة الهداة الى الله الادلاء على مرضاته

نرفع تعازينا بر حيل بقية السلف الصالح شيخ الفقهاء آية الله العظمى العراقى تغمده الله برحمته الى ساحة الامام الحجة بقية الله ارواحنا و ارواح العالمين له الفداء و الى نائبه المعظم قائد الثورة الاسلامية آية الله العظمى السيد الخامنئى ( دام ظله الوارف ) و الى سائر علماء الدين الاعلام ( دامت بركاتهم ) .


81

نقول مستعينا بالله العلى القدير , اجابة لطلب اخواننا المؤمنين أعزهم الله تعالى انه بعد العناية بأهمية مقام النيابة عن صاحب الامر الامام الحجة صلوت الله عليه و على آبائه المعصومين لا سيما فى الوقت الراهن العصيب , و مع الالتفات الى ما يعتبر شرعا فى نيل هذا المنصب الالهى الخطير من الشرايط الخاصة الهامة , و نظرا لما أحر زناه و انكشف لدينا من توفر المؤهلات الشرعيه للمرجعية و التقليد فى شخص زعيم الامة قائد الثورة الاسلامية العلامه المجاهد الفقيه المتضلع المتنظر آية الله السيد على الحسينى الخامنئى دامت بركاته المتتالية , نرى ان تقليد المعظم له أدام الله ظله الوارف لا اشكال فيه و مجزى و مبرى للذمة ان شاءالله .

حررناه بتاريخ 27 6 1415 ه . ق .

سيد عباس خاتم يزدى


82
آية الله حاج شيخ احمد آذرى قمى

بسمه تعالى

بعد از اظهار نظر انقلابى و حكيمانه جامعه محترم مدرسين داير به جواز رجوع به مقام معظم رهبرى دامت بركاته كه از اعتبار شرعى و قانونى بالايى برخوردار است , نيازى به تاييد خاص حقير نيست . قانون اساسى در اصل يكصد و هفت و يكصد و نه معظم له را داراى صلاحيت علمى لازم براى افتاء در ابواب مختلف فقه و عدالت و تقواى لازم كه از طرف بيش از هشتاد نفر مجتهد خبره عادل انقلابى تاييد شده است , مى داند بالاتر آنكه حضرت امام راحل رضوان الله تعالى عليه معظم له را براى رهبرى شايسته دانسته اند و اين به دلالت التزامى , جواز رجوع به ايشان را مى رساند . عمل امروز جامعه محترم مدرسين , يادآور اظهار نظر جامعه محترم درباره امام راحل در سال چهل و نه داير به جواز تقليد حضرت امام ( قدس سره ) از سوى عده اى از آقايان و تعيين تقليد ايشان از سوى عده اى ديگر است . البته اگر كسانى اعلميت را شرط تقليد و مرجعيت ندانسته و يا از راه ديگر احراز اعلميت نموده و يا از نظر جامعه مدرسين تساوى افراد مورد اشاره يا عدم تشخيص , اعلميت يكى از آنان را بفهمد مرجعيت فعلى معظم له , بلا اشكال و مانع است . با اين بيان اشكال بعضى به جامعه محترم مدرسين وارد نيست زيرا زيادى مجتهد در حوزه علميه قم ( شايد تا صد نفر و بيشتر ) باعث ذكر نام همه آنان نيست بلكه بايد بر كسانى كه طرف احتمال اعلميت يا تساوى هستند , اقتصار شود . از تمام اينها گذشته , اعلميت يكى از شرايط مرجعيت نزد عده معتنابهى از فقها است و تمام موضوع نيست , شرط عدالت و تقوا و شناخت شرايط زمان و مكان ولو در محدوده فتوا معتبر و قابل غمض عين نيست . مصلحت نظام از شرايطى است كه بهيچوجه قابل اغماض نيست در دنيايى كه كفر و استكبار جهانى كمر به قتل جمهورى اسلامى و نظام مقدس ما و انكار علم و اجتهاد مقام معظم رهبرى , وارث و جانشين بزرگترين مرجع جهان اسلام بسته , حوزه علميه و مجتهدين آن , هرگز اجازه رمى على را به بى علم ى نمى دهند و پرده را از روى چهره


83
تابناك خورشيد تابان و درخشان جمهورى اسلامى برداشته تا دشمنان اسلام كور شوند . و الله العالم

احمد آذرى قمى

14 9 73

84
آية الله احمد جنتى

بسمه تعالى

تقليد از مقام معظم رهبرى بلا اشكال و موجب تقويت اسلام و انقلاب و قطع اميد دشمنانى است كه مى خواستند از طريق دخالت در اين امر حياتى , نظام جمهورى اسلامى را تضعيف نمايند .

موفق باشيد

. احمد جنتى 15 9 73
آية الله محمد ابراهيم جناتى مدرس حوزه علميه قم

بسمه تعالى شأنه

با در نظر گرفتن مجموع شرايط و ويژگيهايى كه بايد امروز مرجع در نظام اسلامى دارا باشد من فقيه مجاهد حضرت آية الله خامنه اى ( دام ظله الوارف ) را براى تصدى مقام مرجعيت , أصلح مى دانم .

والسلام

محمد ابراهيم جناتى 9 9 73

85
آية الله شيخ ابوالفضل خوانسارى امام جمعه سابق اراك , عضو مجلس خبرگان و مدرس حوزه علميه قم

بسمه تعالى

نظريه اينجانب از مدتى قبل اين بوده كه حضرت آية الله خامنه اى زمام حوزه علميه را در دست بگيرند و رساله بنويسند و اگر مصلحت بدانند در هفته سه روز قم مشرف بشوند و درس شروع بفرمايند تا طلاب , از افادات ايشان بهره مند شوند

والسلام عليه و على جميع عباد الله الصالحين .

ابوالفضل النجفى الخوانسارى

30 ج 2 1415
آية الله سيد محمود هاشمى سخنگوى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق و مدرس حوزه علميه قم

السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

عظم الله اجورنا و اجوركم بمصاب الامة الاسلامية بفقد مرجع آخر من مراجعها العظام


86
و آية اخرى من آيات الله الباهرة فى الارض آية الله العظمى الشيخ الاراكى ( قدس سره ) و الذى كان بحق مثالا للتقوى و العلم و العمل الصالح و اسوة لكل السالكين نهج الابرار من علمائنا السالفين و مراجعنا الماضين ( قدس الله أسرارهم ) . و نسأل الله سبحانه و تعالى أن يتغمدهم جميعا برحمته الواسعة و يحشرهم مع النبيين و الائمة الطاهرين عليهم أفضل صلوات المصلين و أن يوفقنا وإياكم على اتباع نهجهم القويم و الاقتداء بسيرتهم الصالحة وإكمال مسيرتهم الظافرة كما يحبه الله و رسوله و المؤمنون .

اما فيما يتعلق بسؤالكم حول مرجعية سيدنا القائد ولى أمر المسلمين آية الله السيد على الخامنئى حفظه الله تعالى و أدام ظلاله على رؤوس الامة فقد أشرنا بذلك فى برقيتنا السابقة إلى سماحته عند وفاة المرجع الكبير المرحوم آية الله العظمى السيد الگلپايگانى ( قدس سره ) و أكدنا فيها المبررات التى تدلل على صلاح ذلك للاسلام و المسلمين و أن فيه جمعا للشمل و تعزيزا لراية الحق و الهدى و قصما لكيد الاعداء و الكفارين . فنسأل الله سبحانه و تعالى أن يمد فى عمره الشريف و أن يمتع الامة الاسلامية بقيادته الرشيدة و مرجعيته الصالحة حتى ظهور بقية الله الاعظم إمام زماننا أرواحنا فداه . . . و السلام عليكم و على جميع الاخوة المؤمنين و عبادالله الصالحين و رحمة الله و بركاته .

محمود الهاشمى


87
آية الله استادى عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم

بسمه تعالى

بعد التوجه لمصلحة العالم الاسلامى و التشيع و بعد الالتفات بوجوب حماية و حفظ النظام الاسلامى المبارك أعرف آية الله الحاج السيد على الخامنئى قائد الثورة الاسلامية ( دامت بركاته ) باعتباره احد المجتهدين الجامعين لشرائط المرجعية الذين نستطيع أن نعرفهم للمرجعية و التقليد .

رضا الاستادى

ج 2 1415
آية الله احمد صابرى همدانى عضو مجلس خبرگان و مدرس حوزه علميه قم

بسم الله الرحمن الرحيم

بعد از شهادات و اعتراف جمعى از بزرگان و فضلا و آيات حوزه علميه قم بفقاهت و اجتهاد و قدرت كامل رهبر معظم انقلاب حضرت آية الله العظمى خامنه اى ( مد ظله العالى ) شبهه و ترديدى در جواز رجوع به معظم له پس از ارتحال شيخ الفقهاء و المجتهدين مرحوم آقاى اراكى نيست , بلكه با توجه به مصاعب و مشكلات جامعه اسلامى و مصائب تشيع در جهان كه از نزديك بسيارى از آنها را شاهد بوده ام , انسب و اصلح مى دانم زيرا


88
معظم له و رهبر دانا , از بصيرت و بينش خاصى هم برخوردارند .

احمد صابرى همدانى

بتاريخ 10 9 73 برابر با 26 جمادى الثانى 1415
آية الله شيخ عباس محفوظى

بسمه تعالى

با در نظر گرفتن شرايط فقيه مجاهد حضرت آية الله خامنه اى جائز التقليد مى باشد .

الاثم عباس محفوظى


89
آية الله معصومى , امام جمعه محترم تربت حيدريه و نماينده مجلس خبرگان

بسمه تعالى

بنظر اينجانب رجوع برهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامى حضرت آيت الله العظمى خامنه اى مد ظله العالى در مسائل شرعيه مجزى و مبرى ذمه است .

عضو خبرگان على اصغر معصومى امام جمعه تربت حيدريه

11 9 73
28ج 2 1415
آية الله حاج سيد جلال الدين طاهرى امام جمعه اصفهان و عضو مجلس خبرگان

بسم الله الرحمن الرحيم

اكنون كه بحمدالله و المنة جمعى از كارشناسان خبره و متخصصان زبده حوزه مقدسه علميه قم از جامعه محترم مدرسين , در موضوع خطير مرجعيت شيعه به نتيجه رسيده اند , و بار شرعى تعيين تكليف عامه مردم را به دوش گرفته اند و چند نفر از بزرگان علم و تحقيق و رجال نام آور مسند ارشاد و تدريس را به عنوان فقهاى جائز التقليد معرفى فرموده اند , اينجانب نيز با ارج نهادن به تلاش جمعى آن بزرگواران , معتقدم چنانچه در بين معرفى شدگان كسى معينا يا محتملا اعلم نباشد , با توجه به مصالح عاليه اسلام و شرايطى كه بر كشور و انقلاب اسلامى مى گذرد و منافعى كه از وحدت رهبرى سياسى و مرجعيت دينى حاصل مى گردد , اولى و اصلح آن است كه شخصيت ممتاز و برجسته مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله جناب آقاى حاج سيد على خامنه اى ( دامت بركاته ) عهده دار


90
هر دو مسئوليت باشند . از خداوند منان تعالى اسلام و عزت مسلمين و تأييد و سلامتى آن بزرگوار را مسئلت دارم .

والسلام عليه و على جميع اخواننا المؤمنين سيد جلال الدين طاهرى

29 جمادى الثانيه 1415


91
آية الله موسوى همدانى , امام جمعه محترم همدان و نماينده مجلس خبرگان

بسمه تعالى

با عرض تسليت اين فاجعه عظمى و تشكر از اقدام سريع شما بزرگان و اعزه براى مسئله بسيار مهم مرجعيت , موضوع رجوع به رهبر عظيم الشأن انقلاب و ولى امر مسلمين حضرت آية الله العظمى خامنه اى ( اطال الله عمره ) در امر تقليد , قطعا و بدون ترديد جائز و مبرى ذمه است . فقاهت و اجتهاد مطلق معظم له با تصريح امام راحل ( ره ) به لياقت و شايستگى ايشان براى مقام ولايت امر و انتخاب حضرات خبرگان پس از رحلت حضرت امام ( رضوان الله عليه ) , و شهادت و گواهى جامعه محترم مدرسين حوزه علميه و جامعه روحانيت مبارز تهران ( ايدهم الله ) , خصائص و امتيازات و مرجحاتى كه در وجود آن شخصيت بزرگ متبلور است , امرى است مسلم كه موجب اطمينان بيشترى در امر تقليد ميباشد .

الحمدلله و له الشكر

موسوى امام جمعه همدان

12 9 73

92
آية الله حاج شيخ هادى روحانى عضو مجلس خبرگان و امام جمعه محترم بابل

بسمه تعالى

همان طورى كه در نماز جمعه اعلام كردم , بايد در زمان حاضر كه انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى در جهان مورد تهاجم دشمن قرار گرفته و دشمن سعى دارد بين رهبرى و مرجعيت جدايى بياندازد , در حال حاضر وظيفه اقتضاء مى كند كه مرجعيت در جائى باشد كه رهبريت در همان جا است . اگر بنا باشد كه ما به دنبال اعلم باشيم و مرجعيت را با تمام جوانب , هم فقاهت و هم سياست و هم اجتماع و هم مديريت بخواهيم در نظر بگيريم , آن گونه كه حضرت امام فرمود([ : مرجع بايد كسى باشد كه به مكان و زمان مسلط باشد]( . حضرت آية الله خامنه اى ( مد ظله العالى ) جامع است ديگرى را ما نمى يابيم كه به اين جامعيت باشد , و حضرت آية الله خامنه اى ( مد ظله العالى ) قدرت مديريت خودش را بر همه مسلمين ثابت كرده و نشان داده است .

از اين جهت زيبنده است و لازم , كه مسلمين و شيعيان از حضرت آية الله خامنه اى ( مد ظله العالى ) تقليد كنند . خداوند ان شاءالله نگهدار همه شما باشد .

شيخ هادى روحانى

نماينده ولى فقيه در استان مازندران


93
آية الله زرندى , امام جمعه كرمانشاه و عضو مجلس خبرگان

بسمه تعالى

فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون

با اظهار نظر و شهادت جامعه محترم مدرسين اين سنگربانان فقه و فقاهت , تقليد از مقام معظم رهبرى ( متع الله المسلمين بطول بقائه الشريف ) مجزى بوده و موجب يأس دشمنان انقلاب اسلامى خواهد بود . ضمنا از جامعه مدرسين كه در اين برهه حساس و خطير موضع روشنى را اتخاذ نمودند , تشكر مى نمايم .

محمد حسين زرندى

13 9 73
سيد محمد باقر حكيم رييس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق

بسم الله الرحمن الرحيم

بعد السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

تسلمت رسالتى التعزية الكريمتين بمناسبة فقد آية الله العظمى الشيخ الاراكى و التى تتضمن السؤال عن موضوع مرجعية آية الله العظمى السيد على الخامنئى دام ظله العالى .

و انى فى الوقت الذى اباديكم التعزيه بفقد هذا العالم الربانى أسئله تعالى ان يسد هذه الثغره و الثلمه بالسادة العظام من العلماء الاعلام و فى مقدمتهم سيدنا آية الله العظمى السيد


94
الخامنئى و لا شك ان سماحته بما يتمتع به من صفات معنويه عاليه من العلم و التقوى و الخبرة و الوعى و الفهم الدقيق للاوضاع السياسيه و الاجتماعيه و الشجاعة و القدرة على تشخيص المصالح الاسلاميه و الموضوعات الشرعيه و كذلك الموقع القيادى المتميز فى النهضة الاسلامية يصلح لمنصب القيادة و المرجعية الدينية العامه لعموم المسلمين و المؤمنين بشكل خاص . بل يتعين الرجوع اليه فى الامور الدينية ذات الصلة بالامور الاجتماعيه و السياسيه العامه و ان الالتفات حول قيادته و مرجعيته الدينيه فيه مصلحة كبيرة للاسلام و الامة الاسلامية . أسأله تعالى لكم و لجميع الاخوة الافاضل التوفيق و التسديد و للمسلمين و المؤمنين النصر و العزة و الكرامه و السلام عليكم و على جميع العلماء و المؤمنين و رحمة الله و بركاته .

محمد باقر الحكيم

27 جمادى الثانى 1415


95
آية الله موسوى زنجانى امام جمعه محترم زنجان و عضو مجلس خبرگان

بسمه تعالى

بعد الحمد و الصلوة بعد از بيان جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز تهران درباره مرجعيت حضرت آية الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب , ديگر درباره تقليد از ايشان جاى سؤال باقى نمى ماند ايشان جامع شرايط مرجعيت علاوه بر رهبريت جامعه اسلامى مى باشند . انشاءالله ملت اسلامى مخصوصا جامعه شهيد پرور كشور جمهورى اسلامى ايران با پيروى از دستورات معظم له پوزه استكبار را به خاك مى مالند .

نماينده ولى فقيه و امام جمعه زنجان

سيد اسماعيل موسوى

12 9 73

96
آية الله عبدالحسين غروى مدرس حوزه علميه تبريز

بسمه تعالى

حضرت آية الله آقاى حاج سيد على خامنه اى رهبر معظم انقلاب ( دام ظله ) يگانه تحفه و ذخيره جامعه روحانيت در اين زمان مى باشند و اينجانب با كمال افتخار به مرجعيت دينى ايشان در تمشيت امور مسلمانان جهان معتقد هستم . ذرية بعضها من بعض . السلام عليه

الاحقر عبدالحسين غروى

26 ج 2 1415
آية الله ميرزا جعفر اشراقى مدرس حوزه علميه تبريز

بسمه تعالى

مرجعيت حضرت آية الله خامنه اى ( مد ظله العالى ) را تصديق نموده و تقليد از ايشان را مجزى مى دانم .

الاحقر ميرزا جعفر اشراقى

26 ج 2 1415

97
آية الله ميرزا على قزلجه اى

بسمه تعالى

حضرت آيت الله العظمى آقاى خامنه اى ( دام ظله ) مقام علم و فقاهت آن بزرگوار خيلى بالاتر از آن است كه با تأييد مثل بنده احتياج باشد و معذالك تقليد نمودن به ايشان صلاح اسلام و مسلمين است .

الاحقر على الهى فر مشهور به على قزلجه اى

در 26ج 2 سنه 1415

آية الله سيد على اكبر قريشى عضو مجلس خبرگان

بسم الله الرحمن الرحيم

و صلى الله على رسوله و اهل بيته الطاهرين اينجانب مرجعيت و جايز التقليد بودن مقام معظم رهبرى حضرت آية الله خامنه اى ( مد ظله العالى ) را مسلم مى دانم .

سيد على اكبر قريشى

27 ج 2 1415
10 9 73

98
حضرت آية الله حاج سيد على شفيعى , نماينده مجلس خبرگان و مدرس حوزه علميه اهواز

بسم الله الرحمن الرحيم

ضمن عرض تسليت ارتحال مرجع بزرگ شيعه مرحوم آية الله العظمى اراكى ( قدس سره ) نظر به مراجعات متعددى كه در رابطه با مرجعيت دينى و تقليد از رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آية الله العظمى خامنه اى ( مد ظله العالى ) شده و مى شود به اطلاع عموم برادران و خواهران ايمانى مى رساند :

اولا اينجانب حدود يك سال پس از رحلت جانگداز حضرت امام راحل خمينى كبير ( اعلى الله مقامه ) طى نامه مشروحى محضر مبارك رهبر معظم انقلاب تقاضاى چاپ و نشر رساله عمليه جهت مقلدين نموده ام و اكنون نيز عرض مى كنم :

با عنايت به اينكه حضرت آية الله العظمى خامنه اى ( دام ظله الشريف ) از فقها و مجتهدين جامع الشرايط و داراى صلاحيت علمى لازم جهت صدور فتوى در ابواب مختلف فقه اسلامى هستند , لهذا آراء و نظرات فقهى معظم له واجد شرايط حجيت شرعيه بوده بنابراين :

1 - در كليه مسايل و فروع فردى و شخصى ( اعم از عبادات و معاملات و غيره ) تقليد از فتاواى صادره از سوى رهبر معظم انقلاب صحيح و بلا اشكال است بلكه به صلاح اسلام و مسلمين و موجب كمال عزت و وحدت امت اسلامى خواهد بود .

2 - در احكام فقه حكومتى و هر آنچه مربوط به ولايت امر است بر عموم افراد واجب و لازم است كه فقط از حضرت معظم له تقليد و تبعيت نمايند زيرا اطاعت از اين آراء و احكام بر همگان متعين و بر كليه احكام ديگر رحجان بلكه تقدم و تفوق دارد .

3 - با توجه به اينكه مستفاد از ادله فقهيه آن است كه مصرف اموال و وجوه شرعيه بالخصوص سهمين شريفين از اختيارات مقام امامت ( رهبرى و زعامت مسلمين ) است كه مرجعيت در تقليد شاخه اى از آن شجره مباركه است كه با وجود تمركز ولايت امر و


99
مرجعيت دينى در شخص حضرت آية الله العظمى خامنه اى ( مد ظله الوارف ) لذا بر عموم مسلمين و مكلفين لازم است وجوهات و حقوق شرعيه خود را به محضر شريف ايشان ارسال و يا با اذن و اجازه معظم له به مصرف برسانند .

خداوند متعال سايه مبارك رهبر معظم و مرجع عاليقدر را تا ظهور حضرت بقية الله ( عج ) مستدام داشته و به همه ما توفيق كامل و پيروزى بر دشمنان اسلام و انقلاب اسلامى عطا فرمايد .

الاحقر سيد على شفيعى - اهواز

بتاريخ 12 9 73
آية الله حاج سيد اسماعيل هاشمى عضو مجلس خبرگان

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين و الصلوة والسلام على نبيه محمد صلى الله عليه و آله الطاهرين ارتحال شيخ الفقهاء و المجتهدين مرحوم آية الله العظمى اراكى ( نورالله مضجعه الشريف ) را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الاعظم و مقام معظم رهبرى و جهان تشيع


100
تسليت عرض نموده و در مورد سؤال مطروحه بايد عرض كنم كه وجود پر بركت حضرت آية الله العظمى خامنه اى را مصداق بارز روايت([ اما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا لهواه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه]( دانسته و در شرايط فعلى حفظ نظام از اوجب واجبات است . تقليد از معظم له را مجزى و مبرى ء ذمه مى دانم . اميد است در ظل عنايات خداوند متعال و مرجعيت آن بزرگوار شاهد اقتدار و عزت اسلام و مسلمين باشيم .

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

سيد اسماعيل هاشمى

12 9 73

101
حجة الاسلام والمسلمين واعظ زاده رييس مجمع جهانى دارالتقريب

بسمه تعالى

إن الامام الخامنئى يشارك غيره فى الفقه و التقوى و كل ما يشترط فى المقلد , لكنه اجتمعت فيه شروط تفضله بل تعينه من بين الفقهاء حفظه الله لجميع و هى , جهاده الدائم فى سبيل الاسلام و صموده أمام الاعداء و فهمه السليم و المستقيم للكتاب و السنة و بصيرته فى حل المشاكل الفقهية من أقرب الطريق و فى ادارة امور المسلمين بأسهل السبل و اهتمامه البالغ بتعزيز المسلمين و أتباع اهل البيت عليهم السلام . أضف الى ذلك كله انه فقيه مبسوط اليد , نافذ الكلمة , قائد الامة و القادر على جمع كلمتهم . أخذالله بأيدينا و يسدد خطانا .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

محمد واعظ الخراسانى

الامين العالم للمجمع العالمى للتقريب بين المذاهب الاسلامية

30 جمادى الثانية 1415 ه . ق .


102
آية الله باريك بين , امام جمعه محترم قزوين و عضو مجلس خبرگان

بسمه تعالى

با توجه به شهادت و اعتراف جمعى از فقهاء عظام و خبرگان و ويژگيهاى خاصى كه در مدت رهبرى حضرت آية الله خامنه اى ( دامت بركاته ) مشاهده نموده ايم , تقليد از معظم له جايز و اصلح است .

هادى باريك بين

حجة الاسلام و المسلمين محمد على تسخيرى دبيركل مجمع جهانى اهل بيت ( ع )

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

و بعد

فاعزيكم احر العزاء و اخوانكم فى حوزة الامام المنتظر ( عج ) برحيل آية الله العظمى الشيخ الاراكى تغمده الله تعالى بوافر رحمته .

و بالنسبة للمرجعية اود ان الفت الانظار الى ان المرجعية الشيعية يلحظ فيها العنصر التمكن الاجتهادى من القواعد الاصولية و الفقهية سعيا لمعرفة الواقع الاسلامى كما يعتبر فيها توفر الرؤية السياسية و الاجتماعية لمختلف الجوانب , و ملاحظة دور المتغيرات الزمانية و المكانية فى العملية الانفة .

بما فى ذلك ملاحظة المصلحة الاسلامية العليا و صالح اتباع اهل البيت ( ع ) ليكون القرار المرجعى واقعيا دقيقا يماس الواقع الاسلامى و يحقق مقاصده و بناءا على الحسية


103
و اطلاعى الكافى على مختلف شؤون المتعلقه بالمرجعية و على ضوء ما يتمتع به سماحة سيدنا الجليل آية الله العظمى السيد على الخامنئى من داقات العلمية و رؤية عالمية فانى اشهد بان زمام امور المرجعية انما يصلح ان يسلم بيده و ان مصلحة الامة العليا انما تتحقق من خلال هذه المرجعية الرشيدة . و الله اعلم

حرره فى السادس و العشرين من شهر جمادى الاخرة عام 1415 ه . ق

محمد على التسخيرى


104
آية الله احمد محسنى گركانى امام جمعه محترم اراك

بسم الله الرحمن الرحيم

به نظر اينجانب در اين مقطع زمانى كه مسلمانان با ارتحال فقيهى عظيم الشأن و مرجعى اعلى كه ذخيره سلف صالح بوده يعنى حضرت آية الله العظمى اراكى ( تغمده الله برحمته و رضوانه ) روبرو هستند , و از طرف ديگر دشمنان اسلام و مرجعيت شيعه در پى آنند كه با تبليغات زهرآگين ضربه هاى مهلك به آن وارد آوردند . در مسأله انتخاب مرجع تقليد بايد بسيار هوشيار باشند خصوصا در مسايل مربوط به امور حكومتى كه مطلقا از ولى فقيه و مجتهد جامع الشرائط حضرت مستطاب آية الله خامنه اى ( دامت بركاته العاليه ) تقليد كرد , و در مسايل شخصيه و عمليه كه مورد اختلاف نمى باشد نيز اولويت تقليد با ايشان است ولى در مسايل اختلافى در صورت تشخيص اعلم , از مجتهد اعلم بايد تقليد كرد و الا در صورت تساوى , مخير بوده كه با وجود مقام منيع ولايت تقليد معظم له , اولى است .

والسلام على عبادالله الصالحين .

احمد محسنى گركانى

27 جمادى الثانى 1415 - 10 9 73

105
حجة الاسلام والمسلمين عباس واعظ طبسى عضو مجلس خبرگان و مدرس حوزه علميه مشهد

بسمه تعالى

به نظر اينجانب با توجه به نقش تعيين كننده مرجعيت نسبت به تأمين مصالح امت و جامعه اسلامى و جايگاه ويژه آن و با توجه به سرمايه گذاريهاى سياسى و تبليغاتى و مادى و برخوردهاى خباثت آميز قدرتهاى سلطه گر و استكبار و با ملحوظ داشتن همه معيارها و اصول علمى و فنى , تقليد از حضرت آية الله خامنه اى مجزى و مبرى ء ذمه و اقرب به تقويت نظام و حكومت اسلامى است .

والسلام على جميع اخواننا المؤمنين

عباس واعظ طبسى

29 جمادى الثانى 1415

12 9 73
آية الله حاج سيد كمال فقيه ايمانى

بسمه تعالى

بعد الحمد و الصلوة آنچه كه وظيفه شرعى بود فضلاى عظام و علماى اعلام و جامعه مدرسين محترم حوزه علميه قم دامت بركاتهم بيان فرمودند و ديگر جاى سؤال در امر تقليد باقى نمانده است , و به نظر حقير هم بعد از مرحوم آية الله العظمى شيخ الفقهاء و


106
المجتهدين آقاى اراكى ( رضوان الله تعالى عليه ) رجوع به حضرت آية الله العظمى آقاى خامنه اى ( مد ظله العالى ) جائز است و تجليل و تعظيم و تقويت ايشان از هر نظر لازم و يك وظيفه دينى است و مخالفت با معظم له حرام مى باشد زيرا به نفع دشمنان اسلام و قرآن و ائمه اطهار است مخصوصا در اين زمان كه استكبار جهانى كمر بسته براى مبارزه با أصل اسلام و مسلمين و مقام ولايت .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

سيد كمال فقيه ايمانى

مورخه 12 9 1373 برابر با 29 جمادى الثانى 1415 هجرى قمرى

107
حجة الاسلام والمسلمين محى الدين فاضل هرندى رييس هيأت مديره دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم , نماينده مجلس خبرگان و مدرس حوزه علميه قم

بسمه تعالى

ضمن عرض تسليت ارتحال مرجع عاليقدر مرحوم آية الله العظمى اراكى ( قدس سره الشريف ) , با شناختى كه حقير نسبت به مقام علمى حضرت آية الله العظمى خامنه اى دارم تقليد از معظم له مجزى و مبرى ء ما فى الذمه خواهد بود .

محى الدين فاضل هرندى

آية الله غرويان امام جمعه محترم نيشابور و عضو مجلس خبرگان

بسم الله الرحمن الرحيم

با سپاس گزارى از ذات اقدس الهى و سلام بى حد و حصر بر ولى اعظم ربوبى حجة بن الحسن العسكرى ( ع([ ( ارواحنا و ارواح العالمين له الفداء](

در اين مقطع حساس كه ضايعه اسفناك رحلت حضرت آية الله العظمى اراكى([ قدس الله سره الزكى]( غمى را بر چهره مسلمين جهان نشاند , دشمنان ديرينه اسلام با خباثت هر چه تمامتر بر تفرقه بين مسلمين همت گماشته اند , مصالح عمومى مسلمين اقتضا ميكند كه امر مرجعيت عامه به دست كسى سپرده شود كه علاوه بر مدارج كامل فقهى , بر اوضاع دنياى روز و نقشه هاى شوم استكبار جهانى بصيرت كاملى داشته باشد . بنابراين ( با حفظ قداست و طهارت و قابليت همه مجتهدين ذى صلاح كه معرفى شده اند )


108
مصلحت زعامت مسلمين و حفظ كيان اسلام اقتضا مى نمايد كه امر مرجعيت در مركز رهبريت قرار گيرد . مسلمين از عبد صالح و فقيه پاك زاهد حضرت آيت الله خامنه اى ( كه معظم له نيز مورد معرفى و توجه جامعه روحانيت مبارز تهران و جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه همگى از فقها و بزرگان دلسوزند قرار گرفته اند ) تقليد نمايند و بار ديگر دشمنان اسلام را به حسرت و يأس بنشانند .

دعاگو , امام جمعه نيشابور غرويان و جامعه روحانيت نيشابور

13 9 73

109
حجة الاسلام والمسلمين جعفرى , امام جمعه محترم كرمان

بسمه تعالى

بعد از تأييد حضرات علما و جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم و جامعه محترم روحانيت مبارز مبنى بر جواز تقليد از حضرت آيت الله العظمى حاج سيد على خامنه اى , ديگر جاى هيچگونه ترديد وجود ندارد . اينجانب هماهنگ با خبرگان ملت , مراجعه به ايشان را در امر تقليد بلا اشكال مى دانم . خداوند سايه جميع علماء و مراجع عظام را بر سر همه ما مستدام بدارد .

سيد يحيى جعفرى نماينده ولى فقيه و امام جمعه كرمان


110
آية الله مجتهدى امام جمعه بهبهان

بسمه تعالى

رهبر معظم حضرت آية الله العظمى خامنه اى مد ظله العالى علاوه بر بينش بى نظير و آشنايى به وضع زمان كه لازمه مرجعيت است فردى فقيه و محقق و متقى و لائق و واجد شرائط مرجعيت است و تقليد از معظم له بلا شك جايز است .

الاحقر محمد حسين مجتهدى

آية الله ملك حسينى عضو مجلس خبرگان

بسمه تعالى

نظر ما , نظر جامعه مدرسين حوزه علميه قم ايدهم الله تعالى و جامعه روحانيت مبارز تهران در صلاحيت مرجعيت حضرت آية الله سيد على خامنه اى دام ظله موافق است خداوند مكتب تشيع را در ظل مراحم خليفة الله قيم الزمان عجل الله تعالى فرجه تحكيم و تقويت فرمايد .

حوزه علميه شيراز , مدرسه خان ملك حسينى

15 9 73

111
آية الله موسوى جزايرى امام جمعه محترم اهواز و عضو مجلس خبرگان

بسمه تعالى

بحمدالله تعالى راه روشن و حجت تمام است با وجود بينه عادله از فقهاى عظام و مدرسين و مجتهدين والا مقام كه به اهليت معظم له براى مرجعيت تقليد شهادت داده اند . خداى را بر اين نعمت عظمى شاكريم هر چند از اداى شكر او قاصر و عاجزيم . فله الحمد على نعمه والائه . والسلام .

اهواز - عبده الراجى الموسوى الجزائرى عفى عنه


112

113
بخش دوم بيانيه ها

پس از ارتحال حضرت آية الله العظمى اراكى ( قدس سره ) در پى مراجعه و سؤالات مكرر امت مسلمان و مؤمن به مجامع و مراكز علمى و شخصيت هاى علمى و فقهى در مورد مسأله مرجعيت بيانيه هاى متعددى از جانب آنها براى هدايت و راهنمايى مؤمنين , در امر مرجعيت صادر شد . در اين بخش چند بيانيه مهم را به استحضار خوانندگان گرامى مى رسانيم .

بيانيه مهم جامعه مدرسين حوزه علميه قم درباره مرجعيت

بسم الله الرحمن الرحيم

موضوع مرجعيت از اعظم مسائلى است كه نمى تواند از مصالح مسلمين و استقلال و عظمت آنان جدا و منفك باشد و يا بدون توجه به دسيسه ها و توطئه هاى كفر و استكبار بر ضد اسلام مورد بررسى و امعان نظر قرار گيرد .

لذا جامعه مدرسين حوزه علميه قم در جلسات متعدد اين موضوع را در مورد بحث و

تبادل نظر قرارداد تا اينكه در جلسه مورخ جمعه 11 9 73 به اين نتيجه رسيد
كه حضرات آيات آقايانى كه ذيلا نامشان ياد مى شود واجد شرايط مرجعيت مى باشند و
114
تقليد از هر كدام آنان جايز است . والله العالم .

1 - حضرت آية الله حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى

2 - حضرت آية الله حاج شيخ محمد تقى بهجت

3 - حضرت آية الله حاج سيد على خامنه اى ( مقام معظم رهبرى )

4 - حضرت آية الله حاج شيخ حسين وحيد خراسانى

5 - حضرت آية الله حاج شيخ جواد تبريزى

6 - حضرت آية الله حاج سيد موسى شبيرى زنجانى

7 - حضرت آية الله حاج شيخ ناصر مكارم شيرازى دامت بركاتهم .

جامعه مدرسين حوزه علميه قم

11 9 77
بيانهى جامعه روحانيت مبارز پيرامون مرجعيت پس از ارتحال حضرت آية الله العظمى اراكى ( ره )

تاريخ , تمدن و تعالى را در عرصه زندگى امت اسلامى مديون و مرهون تلاشهاى والا و همتهاى بالاى مردانى مى داند كه از مسند([ انديشه]( و([ بصيرت]( ميراث فرهنگى و معرفتى خويش را به عنوان دستمايه اى گرانبها گرامى داشتند و علاوه بر پاسدارى و حفظ آن با بكارگيرى توانائيها و سرمايه گذاريهاى بسيار در تقويت و توسعه ميراث معنوى خود نقش مؤثرى را ايفا كردند . معماران علوم الهى در هر دوره اى با نيازمنديهاى نو پيدا و عرصه پرسشهاى نو آشنا انديشه هاى خويش را در معرض تضارب آراء قرار داده و عرصه فكر و فرهنگ معارف دينى را بالنده تر ساخته و با ابتكار و ابداع , دائرة المعارفهاى عظيمى را در رشته هاى مختلف تفسير , كلام , فلسفه و فقه از خود به يادگار گذاشته و راه را براى نسلهاى آينده همواره نموده اند . تاريخ جهاد و اجتهاد شيعى , نام مردانى را به ثبت رسانده كه پيامبروار , زره زهد بر تن , كلاه خود سرافرازى بر سر و


115
شمشير انديشه و منطق بر دست گرفته تا از آرمانهاى والاى ولايت علوى , در ميدان جنگ انديشه ها پاسدارى كنند . ما اين جهاد شكوهمند را در همه سنگرهاى علمى اعم از كلام و حكمت , رجال و درايت , تفسير و فقاهت مشاهده مى كنيم ولى اين جهاد در ميدان([ فقه]( و([ اصول فقه]( از شكوه و عظمت بيشترى برخوردار است زيرا اين نكته خود رمز و رازى دارد كه توضيح مفصل آن در اين مقال مجمل نگنجد . فقط به مقدار نياز توضيحى مختصر را ضرورى مى دانيم . از جمله مطالبى را كه مى توان بيان داشت اين است كه با شروع دوران غيبت كبرى حضرت بقيه الله الاعظم حجة بن الحسن المهدى([ عجل الله تعالى فرجه الشريف ارواحنا فداه]( و عدم دسترسى عموم مردم , به طور طبيعى به امام معصوم ( ع ) مسؤوليت بيان احكام و مقررات الهى و رهبرى و هدايت امت , به فقيهان جامع الشرايط واگذار گرديد . از آن تاريخ به بعد تلاش گسترده اى براى فهم شريعت از منابع كتاب و سنت و اجماع و عقل آغاز گرديد . با شروع دوران غيبت كبرى , فقه در بستر زمان , در هر دوره اى با مناسبات و روابط اجتماعى ويژه اى برخورد مى كرد و براساس اين كه مناسباتى در روابط اجتماعى , نيازمنديها و مقررات خاصى را بوجود مى آورد فقيهان نيز در معرض پاسخگويى به نيازهاى جامعه و امت اسلامى قرار گرفتند . براساس تكليفى كه از ناحيه مقدسه , بر دوش فقها و علما دين گذاشته شده بود مى بايست از سرچشمه منابع اسلامى , با روشها و شيوه هاى استنباط ([ , حكم الله]( را استخراج و نيازمنديهاى فكرى و دينى جامعه اسلامى را تأمين كنند اين بود كه فقيه در برخورد با([ حوادث واقعه]( بايد در اقيانوس قرآن و سنت غوطه ور گردد و با چراغ پر فروغ عقل و بهره گيرى از([ اجماع]( و دريافتهاى فقها گوهر گرانبهاى([ حكم الله ]( را بيرون آورد . به خاطر چنين شرايطى بوده است كه افق فقاهت را , خورشيد انديشه مردانى منور نموده كه آثار گرانسنگ و جاودانه شان چون([ مبسوط]( ([ , شرايع الاحكام]( ([ , نهاية الاحكام]( ([ , جامع المقاصد]( ([ , جواهر الكلام ]( و([ مكاسب]( حوزه هاى علميه را ذخيره اى گرانبها , و انديشمندان را مشعلى فرا راه مى باشد . آن شخصيتى كه در چنين جايگاهى قرار مى گيرد مرجع و پاسخگوى نيازهاى فكرى و دينى امت اسلامى است و ما آنان را به هدايت و
116
معرفى معصومين سلام الله عليهم اجمعين به عنوان([ حصون الاسلام]( ([ , ورثة الانبيا ]( و([ امناء الرسول]( مى شناسيم چرا كه دژهاى دين و ديانت را پاسدار و پيام آوران ذات احديت را ميراث دار , و رسولان را امانتدارانند و لذا مرجعيت در طول دوران غيبت هميشه محور هدايت بوده است , و نيز سنگينى و حساسيت موضوع وقتى مشخص مى گردد كه به سخن ارزشمند فقيه فرزانه حضرت امام خمينى([ قدس سره الشريف]( مى انديشيم كه در معرفى و نقش زندگى ساز فقه مى فرمايد : فقه([ تئورى اداره جامعه از گهواره تا گور است]( . علاوه بر مطالب ياد شده نقش سازنده و احياگر مرجعيت در برخورد با جريانهاى سياسى و ستمگران حاكم , مبارزه با كجرويها و بدعتها مقابله با دسيسه بازان و استعمارگران , در دوران حساس تاريخ از هر جهت قابل تحليل و توجه است , بويژه در دوران ما كه همگى شاهد عظمت و قدرت مرجعيت شيعه در بوجود آوردن انقلاب عظيم اسلامى ايران بوده ايم . انقلابى كه با هدايت و رهبرى مرجعى بزرگ و فقيهى فرزانه بوجود آمد و توانايى فقه و فقاهت را در ابعاد مختلف به نمايش گذاشت و نظام مقدس اسلامى يعنى نظام ولايت و امامت را طراحى و پياده كرد . امروز نظام اسلامى با مايه هاى بالاى انسانى و الهى خود علاوه بر اينكه در نظام سياسى بين المللى جايگاه بلندى را كسب كرده تكيه گاه , مايه اميدى براى همه مضطربان و آزاديخواهان گرديده است و بدون جهت نيست كه اين روزها بوقهاى تبليغاتى مستكبران جهانى به تجزيه و تحليل مرجعيت پرداخته و در قالب دايه گانى مهربانتر از مادر براى جهان تشيع دل مى سوزانند و مرجع تقليد معرفى مى كنند . در چنين شرايط حساس كه دشمنان سوگنده خورده و سياه دل ما و در پيشاپيش آنان آمريكاى جهانخوار با همه دنيايشان برابر دين و انقلاب اسلامى ما ايستاده اند تا دست آوردهاى مرجعيت و امامت شيعى را به آتش خشم خويش بسوزانند ما بايد با تمام توانايى هاى دينى و انقلابى خويش روبروى آنان بايستيم تا در نهايت اين انقلاب را به صاحب اصلى اش حضرت مهدى ( عج ) تحويل دهيم . شوراى مركزى جامعه روحانيت مبارز تهران , با توجه به ريشه هاى تاريخى و اعتقادات عميق مردمى و نقش سازنده بنيادين مرجعيت , به دنبال وخامت وضع جسمانى مرجع عاليقدر
117
جهان تشيع , شيخ الفقهاء و المجتهدين حضرت آية الله العظمى اراكى([ رضوان الله تعالى عليه]( جلسات متعددى را تشكيل داده و نيز در نشست چند ساعته خود پس از رحلت آن بزرگوار موضوع مرجعيت و تقليد را در دستور كار خويش قرار داد و با بررسى همه جوانب و در نظر گرفتن مصالح امت اسلامى و بررسى معيارها و ملاكهاى شرعى بويژه اعتقاد به اصل ولايت فقيه و تأكيد بر حفظ دستاوردهاى انقلاب و آرمانهاى متعالى امام خمينى([ قدس سره]( و سپس تطبيق آن معيارها با مصاديق و نمونه ها با عنايات خداوند متعال به نقطه اى مشخص و روشن براى اعلام مواضع دست يافت . چنين تلاشى بر مبناى چند مساله مهم شكل گرفته است كه بطور مختصر به عرض امت اسلامى مى رسانيم . 1 - دشمنان انقلاب اسلامى براى در هم شكستن نظام ولايت فقيه , چشمان پليد خود را به زمان ارتحال حضرت امام خمينى([ قدس سره ]( دوخته و تحليل شان بر اين پايه استوار بود كه با از ميان رفتن محوريت انقلاب قدرت بين مراجع تقسيم و سپس تضعيف خواهد گرديد ولى اين اميد شيطانى آنان با حمايت جدى آيات عظام چون اراكى و گلپايگانى از ولايت و امامت حضرت آية الله خامنه اى ( دامت بركاته ) به يأس مبدل شد . آنان از شيطنت دست برنداشته و پس از رحلت اين دو مرجع بزرگوار همچنان راه گذشته را ادامه مى دهند تا از اين طريق بتوانند به محوريت نظام , كه امامت ولايت فقيه باشد , لطمه وارد آورند . 2 - در مراجعات و درخواستهاى مكرر مردم متدين بود كه از روحانيت مى خواستند تا با معرفى شخصيتهاى فقهى و علمى كه بتوانند مجارى امور و احكام خويش را به دست با كفايت آنان بسپرند آنها را در امر مهم تقليد يارى كنند . 3 - وظيفه اى كه روحانيت در اينگونه مواقع بر عهده دارد موجب گرديد تا همانند گذشته به نداى مرم شريف و معتقد پاسخ مثبت داده و آنان را در اين مورد مددكار باشند بدين نحو كه فقهايى معرفى شوند تا([ وقايع سالفه]( را تجربه اى براى([ حوادث واقعه]( قرار داده و با در اختيار گرفتن مجارى امور و احكام مصداق بارز([ صائنا لنفسه , حافظا لدينه , مخالفا على هواه و مطيعا لامر مولاه]( باشند . با توجه به مطالب ياد شده جامعه روحانيت مبارز تهران ضمن احترام و اكرام نسبت به همه شخصيتهاى فقهى , بويژه علما , مدرسين و استوانه هاى علمى
118
حوزه علميه قم و همچنين ضمن عرض تسليت به مناسبت رحلت جانگداز فقيه ربانى و عالم صمدانى حضرت آية الله العظمى حاج شيخ محمد على اراكى([ رضوان الله تعالى عليه]( و درخواست علو درجات براى فقها و مراجع عاليقدرى كه بار سنگين مرجعيت را بر دوش جان كشيدند و پس از ايفاى مسؤوليت الهى خويش چشم از جهان فرو بستند خصوصا بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى([ قدس سره الشريف]( و طول عمر و سلامت براى رهبرى عظيم الشان انقلاب اسلامى كه پرچم پر افتخار امامت و ولايت را با همه توان برافراشته اسامى آيات عظام و فقهاى والا مقامى كه تقليد از آن بزرگواران جايز و عمل به فتاوى آنان صحيح و مبرء الذمه مى باشد را اعلام مى دارد .

1 - حضرت آيت الله حاج سيد على خامنه اى

2 - حضرت آيت الله حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى

3 - حضرت آيت الله حاج ميرزا جواد آقا تبريزى

قابل ذكر است كه هر سه نفر از اين آيات عظام بقاء تقليد بر مجتهد ميت را جايز مى دانند و از آن افراديكه احيانا دسترسى به بخشى از فتاواى مرجع تقليدشان نداشته باشند , مى توانند طبق فتواى مجتهد ميت , مثلا مانند امام خمينى([ قدس سره]( , عمل نموده و نگرانى براى عدم انتشار رساله عمليه نداشته باشند . والسلام على عبادالله الصالحين

جامعه روحانيت مبارز تهران

10 9 73
بيانيه مجمع جهانى اهل بيت([ ع]( در مورد([ مرجعيت](

بسم الله الرحمن الرحيم

والصلاة والسلام على سيد الانبياء محمد و آله الطاهرين

مرجعيت , پديده اى موفق و مترقى است كه به حق , خود را در تاريخ تشيع مطرح ساخته و به مرور زمان و با پيچيده تر شدن روابط و متناسب با جدى تر شدن نياز به رهبرى علمايى در برگيرنده گروههاى پراكنده و وحدت بخش صفوف امت از نظر فتوايى و


119
اجتماعى , تكامل پيدا كرده است .

تاريخ درخشان مرجعيت خود گواه ترديد ناپذيرى بر اين امر است كه على رغم وجود برخى ضعفها در نظام آن ( همواره به مثابه لبه تيز مبارزه با بدعتها و انحرافها و حتى مبارزه با استعمار و استبداد ) على رغم اينكه جز در برخى زمانها از جمله دوره صفوى و زمان محقق دوم , هرگز قدرت رسمى را در دست نداشته , بكار مى رفته است , مرجعيت اين ويژگى را در هر زمان و مكانى داشته و بيشترين تكيه اش بر نفوذ معنوى و علمى در ميان توده هاى مؤمن , بوده است .

پس از پيروزى انقلاب پرشكوه اسلامى به رهبرى مرجع بزرگ اسلام امام خمينى([ رضوان الله عليه]( - انقلابى كه تمامى معيارهاى جهانى را دگرگون ساخت و در هر جا , از جانهاى مرده , احساس اسلامى عظيمى در ميان توده هاى مسلمان برانگيخت . پس از اين انقلاب , مرجعيت دينى خود را نيرومندتر از هميشه مطرح ساخت و توطئه ها عليه كيان تشيع و از آنجا عليه مرجعيت نيز , شدت بيشترى پيدا كرد . ولى آنچه به صفوف امت قدرت و نيرو بخشيد عبارت از آن بود كه مرجعيت خود , رهبرى كارزار را كاملا بدست گرفته و هيچ گونه مشكلى بوجود نيامده بود .

ولى پس از ارتحال امام خمينى([ رحمة الله عليه]( مسئله دوگانگى مرجعيت و رهبرى , مطرح شد و با فوت پياپى مراجع , موضوع بيش از پيش مايه نگرانى شديدى گرديد . بالا گرفتن خصومت دشمنان كافر و شدت يافتن فشارهاى خصمانه غرب نيز در احساس كردن اين خطر , نقشى ايفا كرد به ويژه آنكه مفهوم پيشين مرجعيت فتوايى مبتنى بر توان علمى و عدالت رفتارى به گونه تازه اى درآمد و عنصر قدرت تشخيص حوادث , نقشى كه شرايط زمانى و مكانى و نيز مصلحت امت اسلامى ايفا مى كند و شناخت هم پيوندى مجموعه ساختار اسلامى از جمله احكام و مفاهيم زندگى , همه و همه در آن دخيل شد و لزوم بهره مندى از استقلال فكرى و علمى و توانايى تصميم گيرهاى مناسب و مؤثر , به آن افزوده شد .

تمامى اينها علما و خبرگان و مخلصين را به تأمل و تلاش پيگير براى نيل به رهبرى با


120
چنين شرايطى , وا داشت .

بر اين اساس و در پى ارتحال آخرين بازمانده سلف صالح آية الله العظمى اراكى ( ( رحمة الله عليه]( , بررسى اوضاع از سوى آگاهان به فرجامى رسيد و در مورد مرجعيت , رأى به گروهى از مجتهدين داده شد كه پيشاپيش آنان حضرت آيت الله سيد على خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى و يكى از برجسته ترين شاگردان امام راحل خمينى كبير([ ره]( با توجه به بهره مندى معظم له از ويژگى هاى بسيارى كه احراز اين مقام مهم را شايسته ايشان ساخته است - قرار دارد , توانايى بالاى علمى , قدرت كامل استنباط قواعد اصولى و فقهى , شخصيت جامع و همه جانبه در عرصه هاى فكرى , ادبى , فرهنگى , سياسى و اجتماعى , توانايى سترگ در تصميم گيريهاى مستقل در برابر دشمنان كافر غربى و سرانجام تجربه اجتماعى و آشنايى با شرايط مكانى و زمانى و . . . همه و همه خبرگان و علما را در اتخاذ تصميم مناسب , رهنمون ساخت .

تصميم پر اهميت برازندگى مرجعيت دينى معظم له , گام بزرگ و پرشكوهى در قرار دادن مرجعيت در جايگاه حقيقى خود , بشمار مى رود درست همانگونه كه گزينش ايشان بعنوان رهبر و ولى امر مسلمين از سوى خبرگان , تصميمى انقلابى و حاكى از لطف الهى در حق امت , تلقى گرديد .

ما در مجمع جهانى اهل بيت([ ع]( - به مثابه تشكيلات جهانى متعلق به پيروان اهل بيت([ ع]( , ضمن احترام كامل به تمامى علما و مجتهدين و برخاسته از اين درك كه گزينش هر يك از آنان براى پر كردن خلا تقليد در احكام شرعى , كفايت مى كند , تصميم دهها تن از بزرگان علما و فقها و خبرگان در گزينش معظم له بعنوان مرجع دينى امت اسلامى و طايفه شيعه را مورد تأكيد و تأييد قرار مى دهيم و از خداوند عز و جل مسئلت داريم كه حضرتش را چون ذخيره و اعتبار و رهبر و مرجعى كه مؤمنان رهبر و مرجعيت ايشان را به سوى تحقق هدفهاى والاى خود مى پذيرند - محافظت فرمايد . اللهم آمين

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

مجمع جهانى اهل بيت([ ع](


121
بيانيه آيت الله محمد ابراهيم جناتى پيرامون مرجعيت

در اين فرصتى كه بدست آمد مناسب ديدم سه مطلب را به گونه گذرا و اشاره بيان كنم : مطلب اول - بنظر من امروز با برپائى حكومت اسلامى و عوض شدن چهره ها در همه زمينه ها , بايد فردى كه بعنوان مرجع برگزيده مى شود داراى شرايطى بشرح ذيل باشد :

فقاهت , عدالت , جهان بينى سياسى و اجتماعى , توان شناخت نيازهاى متحول جامعه و پايبندى بر واقعيتها , درك موضوعات احكام ( كه با تحول زمان و شرايط آن متحول مى شوند ) و داشتن شجاع كافى در بيان احكام الهى و هوش و زيركى خاص , توانائى بر اداره جامعه و دور كردن افراد ناآگاه و منحرف و مغرض از كارها و آسيب پذير نشدن از كسانى كه حق را براى او باطل و باطل را براى او حق جلوه مى دهند .

امروز براى مسلمانان قابل پذيرش نيست مرجعى برگزيده شود كه تنها از مسائل فردى و عبادى اى كه در رساله هاى عمليه صدها بار توسط گذشتگان تكرار شده و يا مسائلى را كه هيچ گونه نقشى در اصلاح جامعه و نظام اسلامى ندارند آگاهى داشته باشد ولى از مسائل نوين جامعه و نياز آن آگاهى نداشته باشد , در هر حال اگر مرجعى با ويژگيهاى ياد شده برگزيده شود دستاوردهاى ارزشمندى را براى اسلام و مسلمين به دنبال خواهد داشت . زيرا تنها او است كه مى تواند فتاواى خود را براساس منابع و مبانى شرعى با مصالح مسلمين مطابق شرايط زمانى همگام نمايد و نيز مى تواند كمال هماهنگى را بين مبانى اسلامى و بين رويدادهاى متحول زندگى بشر بوجود آورد .

مطلب دوم - مرجعيت در حكومت اسلامى , بايد به صورت يك نظام استقرار يابد و داراى تشكيلات فقاهتى مخصوص باشد نه بصورت شخصى و پراكنده كه با رفتن يك مرجع , همه كارهاى او در بعد دينى , علمى , فرهنگى , اجتماعى و تجربيات او نامعلوم باشد بلكه بايد تمام كارهاى او براى همگان و بخصوص براى مرجع جديد معلوم باشد و حتى بايد كارهاى او , كه از كجا شروع كرده و به كجا انجاميده براى مجتهد بعدى معلوم باشد تا آنكه مرجع جديد , كار را از آنجائى شروع كند كه مرجع گذشته در آنجا ختم كرده


122
بود تا در نتيجه وى با اندوخته اى از تجربيات مرجع پيش روبرو شود و همه اطلاعات و اسنادى كه نمايشگر پاسخگويى او در حل مشكلات و پر كردن خلاءها و برطرف كردن نارساييها در ابعاد گوناگون است , براى مجتهد جديد فراهم آيد , و با توجه به آنها كار خود را آغاز كند , زيرا تنها با اين روش است كه مى توان مشكلات را حل نمود به علاوه , اين روش موجب خواهد شد كه اولا اندوخته هاى تجربى در زمينه پاسخگويى و حل معظلات فقاهتى افزايش يابد و ثانيا يك تسلسل كارى در نظام مرجعيت بوجود آيد كه اين نقش مهمى را در تسهيل كار مرجع تقليد خواهد داشت .

پس مرجعيت در حكومتاسلامى نبايد وابسته به فرد , يا افراد خاصى باشد و تنها آنها بر كارهاى مرجع اشراف داشته باشند . البته اين نه بدين معناست كه او داراى دستيارانى كه خود انتخاب كرده نباشد , بلكه بدين معناست كه آنان بدون موازين نظام مقرر مرجعيت كه همگان از آن آگاهى دارند , نتوانند كارى را انجام دهند و نيز نبايد تصميمات مرجع براساس اطلاعات كه از برخى از افراد ناصالح و يا اصحابى كه حق را باطل و باطل را حق جلوه مى دهند باشد و چون لازم است كه رابط بين مردم و مرجع براساس خوش بينى و اطمينان باشد لذا بايد اين رابطه توسط يك نهاد سالم حفظ شود . و در صورتى كه رابط داراى اين ويژگى نباشد گرفتار نظرهاى شوم آنها در زمينه رويدادهاى جامعه خواهد شد كه پيامدهاى سوئى را براى جامعه ببار خواهد آورد .

در صورتى كه روش پيشين در برخى از بيوتات مراجع در حكومت اسلامى ادامه يابد پيامدهاى اسف بارى را براى مرجعيت بدنبال خواهد داشت .

مطلب سوم - مى دانيم كه يكى از مهمترين اركان مرجعيت بودجه عمومى است كه از طريق سهم امام عليه السلام و ديگر وجوه و حقوق شرعى در اختيار مرجع قرار مى گيرد و جهت اصلى اين بودجه تقويت حوزه هاى علمى و در نتيجه تزويج دين است از اين رو بايد براى بودجه از حيث مقدار توزيع , مكان , زمان و مورد يك برنامه ريزى بنيادى و منسجم در نظر گرفته شود تا :


123

اولا - بودجه ها بدون تحقق هدف اصلى بوسيله دنياپرستان و شيادان و برخى از وكلاى سود جو هدر نرود .

و ثانيا - در موارد مقرره شرعى بمصرف برسد .

و ثالثا - از حيث زمان و مكان از تقسيم متناسبى برخوردار گردد .

و رابعا - در مرحله مصرف با در نظر گرفتن مقتضيات فردى و اجتماعى توزيع شود .

و خامسا - رابطه بودجه با شخص مرجع و اولاد و بستگان او بريده شود آن چنان كه حتى خود او نتواند بيرون از ضوابط برنامه ريزى شده دخل تصرفى داشته باشد و خود او و بستگان وى مانند بقيه افراد حوزه علميه حقوق بگير باشد نه آنكه امتياز خاصى داشته باشد .

بنابراين پيشنهاد مى شود كه هيئتى مورد اعتماد و اطمينان از منتخبين حوزه علميه چه آنها كه روحانى و چه نباشد زير نظر مراجع وقت براى برنامه ريزى و حراست اموال و توزيع و جهت دادن بودجه عمومى تشكيل شود و همه اموال از سهم امام عليه السلام و خمس و بقيه حقوق در اختيار آن هيئت قرار گيرد .

از مزاياى تشكيل چنين هيئتى اين است كه نخست مقدار بودجه همواره براى همگان معلوم است و دوم - مقدارى كه از اموال در اختيار هيئت قرار مى گيرد و مقدارى را كه برداشت و مصرف شد , مشخص مى شود .

و ثالثا - مرجع جديدى كه تصدى مقام را مى نمايد با يك بودجه معين و حساب شده روبرو مى شود .

و رابعا - كار را مرجع جديد در امور مالى از آنجا شروع مى كند كه مرجع گذشته بپايان رسانده و مى تواند تصميمات مقتضى را در مورد آنها بگيرد و انجام اين طرح به نظر اينجانب توسط مقام معظم رهبرى عملى شدنى است .

محمد ابراهيم جناتى

9 9 73

124

125

بسمه تعالى

متن استفتاء از محضر حضرت آيت الله العظمى خامنه اى ( مد ظله العالى ) و پاسخ معظم له در مورد مسأله بقاء بر تقليد

س - تقليد از ميت به چه گونه اى جايز است ؟ آيا بطور مطلق يا خير ؟ مستدعى است حدود و ثغور آنرا بيان فرمائيد .

ج - تقليد ميت ابتداء جايز نيست ولى بعد از تقليد مجتهد زنده و عمل به فتواى او در قسمتى از مسائل شرعى چنانچه آن مجتهد فوت نمايد مقلد ميتواند بر تقليد آن مجتهد باقى بماند و در تمام مسائل حتى در مسائلى كه در زمان حيات او عمل نكرده به فتواى او عمل نمايد .


126

حكومت در نظر مجتهد واقعى فلسفه عملى تمامى فقه در تمامى زواياى زندگى بشريت است , حكومت نشان دهنده جنبه عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و سياسى و نظامى و فرهنگى است , فقه , تئورى واقعى و كامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است .

از پيام امام خمينى ( قدس سره ) خطاب به روحانيت


127

امام خمينى ( قدس سره ) در مقابل اين سؤال كه حوادث واقعه چيست ؟ مى فرمايند :

([ همين حوادث سياسى است و اما الحوادث الواقعه , حوادث همين سياست هاست اين حادثه ها عبارت از امور جارى است كه براى ملتها پيش مى آيد . اين است كه بايد به كسانى كه در رأس هستند مراجعه كنند و الا مسأله گفتن . . . چيزهايى است كه مرسوم بوده است]( .

در جستجوى راه از كلام امام - دفتر هشتم


128

هدف اساسى اين است كه ما چگونه مى خواهيم اصول محكم فقه را در عمل فرد و جامعه پياده كنيم و بتوانيم براى معضلات جواب داشته باشيم و همه ترس استكبار از همين مسأله است كه فقه و اجتهاد جنبه عينى و عملى پيدا كند و قدرت برخورد در مسلمانان بوجود آورند .

از پيام امام خمينى ( قدس سره ) خطاب به روحانيت