رسالت انقلابى ‌ نسل جوان , روحانى , روشنفكر

1

بسمه تعالى

در ميان مسائل حساس زمان ما كه پاسدارى اين انقلاب , متوقف بر دانستن آنها و نصب العين قرار دادن آنها است مسئله ى هوشيارى و هوشمندى عموم مردم در برابر توطئه ها , از اهميت خاصى برخوردار است ديشب براى برادران و خواهران تشريح كردم , كه ماهيت انقلاب اسلامى , دشمن آفرين است , ماهيت ضد استبدادى اسلام همه قدرت طلبان , همه سلطه جويان را در برابر انقلابى كه بر مبناى اين ايدئولوژى است قرار مى دهد

ماهيت ضد استبدادى اسلام , همه غارتگران , همه چپاولگران را در مقابل انقلاب اسلامى قرار مى دهد , ماهيت انسانى اسلام , تكريمى كه براى انسان در ايدئولوژى اسلام معين و مقرر شده است همه عناصرى را كه جز با تحميل بر انسان و تحميق انسان به ذلت كشانيدن انسان , ادامه ى بقاء خود را ميسر نمى بينند , در برابر اسلام قرار مى دهد

اين تجربه ى تاريخ ما است هرگاه كه اسلام با آن صورت اصيلش , با چهره ى واقعيش در جامعه مطرح شده است همه زراندوزان , همه ى زورمندان و قدرت طلبان , در برابر آن چهره ى واقعى منور ايستاده اند اما در مقابل , مردم محروم , آن انسانهاى به ذلت كشيده شده , انسانهاى


2
مستضعف نگاه داشته شده , نسلهاى عقب نگاه داشته شده , با شنيدن و نيوشيدن اسلام بسوى آن مجذوب شده اند

انقلاب اسلامى ما دومين تجربه ى تاريخى است يك روز پيامبر ما اسلام را بعنوان يك ايدئولوژى زندگى ساز , يك مكتب حيات بخش , يك انقلاب اجتماعى بنيادين در جامعه مطرح كرد بنيان ها و نهادهاى طاغوتى را بر هم ريخت و بنائى نو بر مبناى جهان بينى اسلامى آراست بعد از آن در تاريخ , ايدئولوژى اسلام راستين و طرفدارانش در مقابل قدرتمندان و زورمندان قرار گرفته اند , اما اسلام حاكميت نيافته است اين غيبت كبراى اسلام از صحنه ى اجتماعات بشرى و عرصه زندگى بشر , آنچنان بطول انجاميد كه بدخواهان و بدانديشان و كج انديشان , جرات و فرصت آن را يافتند كه بگويند اسلام از بسيج نيروى توده ها و خلق ها عاجز است حتى طرفداران اسلام هم تا آنجائى كه با بينش اصيل عالى مترقى اسلام آشنا نبودند , آن قشرهائى كه دور از تفكر مترقى اسلام قرار داشتند , دچار يأس شده بودند قرآن كريم اين منظره را در امتهاى پيشين براى ما ترسيم كرده است و زلزلوا حتى يقول الرسول والذين امنوا معه متى نصرالله ؟ فشارها ,


3
اختناقها , از عرصه ى زندگى دور ماندن ها , آنچنان فضاى زندگى را بر پيروان اديان در گذشته ى تاريخ نيز دشوار و سخت مى كرد , كه پيروان پيامبر مى گفتند : پس يارى خدا كو ؟ چرا خدا مؤمنان را يارى نمى كند ؟ و اين حالت براى مسلمانان و پيروان قرآن پيش آمد از پيروزى مأيوس مى شدند از اينكه اسلام بتواند بار ديگر حاكميت بر زندگى انسان را بدست گيرد نوميد مى شدند

اما معجزه ى اسلام بار ديگر واقع شد و بار ديگر در بطن شب ديجور جاهليت طاغوتى , خورشيد فروزنده ى اسلام متلاشى شد بار ديگر فرصت آن پيش آمد كه مسلمانان , پس از شبهاى طولانى فجر را ببينند بار ديگر اين فرصت پيش آمد كه در نمايشگاه ايدئولوژى هائى كه داعيه ى انقلاب دارند , اين قهرمان قرنها خفته , اين قهرمان به زنجير اوهام بسته , بپاخيزد و ملتى را و امتى بزرگ را پس از خواب بزرگى مبعوث كند , بعثت اسلامى بارى تحقق پيدا كرد , ملت اسلام در ايران به نداى قرآن با صداى اقرأ با فرياد قم فانذر بپا خواستند , همچنانكه قرآن خواسته بود ([ كونوا شهداء على الناس ]( , گواهان و شاهدان و شهيدان عظيم اسلام شدند در سراسر جهان انديشه اسلامى , گرايش اسلامى , تحرك انقلابى اسلامى , ملتها


4
را بحركت آورد , اقيانوسهاى ساكت را متلاطم كرد بار ديگر اسلام طلوع كرد و آن كسانى كه مى انديشيدند كه اسلام نمى تواند توده ها را بسيج كند به چشم ديدند و اعتراف كردند كه بزرگترين بسيج توده اى را در قرن ما و قرن هاى گذشته , اسلام توانست پديد بياورد اين توده هاى ميليونى , بدون اينكه تشكيلاتى و سازمانى بر آنها حاكم باشد , بدون اينكه در حزبى و گروهى متشكل باشند , بدنبال پيام آور اسلام راستين , بدنبال امام و رهبر خود بى هيچ واسطه اى حركت كردند و كردند آنچه باور كردنى نبود رؤياهاى طلائى , خاطره ى روياى آينده هاى افسانه اى همه بوقوع پيوستند و تعبير شدند و ناباوران هم باور كردند كه انقلاب اسلامى بوقوع پيوست

اين دومين بار است كه در متن تاريخ در متن عظيم ترين ظلمتهاى جاهليت , درخشنده ترين خورشيد الهى و ربانى مى درخشد تجربه ى بار اول درس آموزنده اى است براى امروز

ديشب درباره ى توطئه ها حرف زدم انواع توطئه گرى را , جناحهاى مختلف دشمن را , براى شما در پرده ى تابلوى تاريخ صدر اسلام نشان دادم همان كسانى كه در روز اول مقابل اسلام ايستاده اند , ديديد


5
كه امروز هم در مقابل اسلام ايستاده اند و همچنانى كه آن روز قرآن كريم فرياد مى زد كه يريدون ليطفوا نور الله تا آخر قرآن نويد مى داد كه اسلام ماندنى است اگر مسلمانان بخواهند , اسلام حاكميت خواهد داشت اگر پيروان آن همت بگمارند , امروز هم همان خطاب وجود دارد , امروز هم اگر مشركان , اگر شرك انديشان اگر سلطه جويان و قدرت طلبان و طاغوتان سراسر جهان مخالفت مى كنند , دليل آن نمى شود كه اسلام با همت مسلمانان نماند اگر آن روز به خاطر جهل عمومى امت هاى جهان , اسلام , دانسته و فهميده و شناخته نمى شد امروز سطح راهى فرهنگ حاكم بر ذهن بشر مى تواند اين ايدئولوژى فاخر را , اين تفكر نفيس بشرى را , درست بشناسد , قدر آن را بداند , آن را ارزان نفروشد

امشب پيش از آنكه وارد دومين بخش سخن خود كه وعده كرده بودم بشوم , پيش از آنكه وظيفه ى قشرهاى مختلف را در قبال اين توطئه ها , در قبال اين دشمنى ها تشريح كنم , لازم مى دانم به نكته ى دقيقى و ظريفى اشاره كنم

دانستيم كه توطئه گران , جناحهاى مختلفى هستند كه مانند گرگان خونخوار , بسوى امتى كه اسلام را حاكميت


6
بخشيده است حمله ميكنند اما آن نكته ى دقيق اين است كه كجاى اين حصار را هدف قرار داده اند ؟ كلمه لا اله الا اله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى حصار لا اله اله اين قلعه ى استوار و محكم مورد هجوم دشمنها و دشمنى ها است اما از كدام نقطه اش ؟ جامعه ى ما , امت انقلابى ما و نهادهاى انقلابى ما مورد هجوم اند اما كداميك از اين نهادها بيشتر و جدى تر مورد هجوم دشمنان قرار دارند ؟ اين را بايد بدانيد من بشما ميگويم دشمنهاى ما دقيقا هدف گيرى كرده اند , اصيلترين و اساسيترين نهادهاى برخاسته و جوشيده از اين انقلاب را پيدا كرده اند , و درست به آنها حمله كرده اند ما بايد هوشيار باشيم , دشمن احساس ميكند ( كه ما پيروزى خود را با وحدت كلمه بدست آورده ايم بوحدت كلمه ما حمله ميكند در صدد تفرقه ما بر ميايد با بهانه هاى مختلف ميان ما ميخواهد و ميكوشد جدائى ايجاد كند ) اختلافات قومى و فرقه اى راحتى اختلافات لهجه اى را بهانه ئى براى ايجاد جدائى ها و نامهربانى ها قرار مى دهد مى خواهد وحدت را از ما بگيرد البته دشمنها پيش از آن سعى كردند شايد بتوانند رهبر را از ما بگيرند , اما ديديد پيوند ميان اين امت و امامش آنچنان نيست كه لااقل به اين زوديها بشود به گسستن آن پيوند طمع برد ديدند مردم امام خود را دوست مى دارند , او را آزموده اند , او را شناخته اند
7
هنوز كه هنوز است اين اندامهاى گوناگون زير فرمان آن قلب طپنده است , از او نيرو مى گيرند , از او گرما مى گيرند , از او زندگى مى گيرند , پس به فرمان او حركت مى كنند , فعلا از اين منصرف شده اند , فعلا دشمن صرفه ندارد كه صريحا امام را هدف قرار دهد اما مى كوشد نهادهاى اصيلى را كه اين انقلاب بر پايه ى آن تداوم پيدا كرده است و بايد تداوم پيدا كند هدف حمله قرار بدهد

پاسداران انقلاب را هدف قرار مى دهد , دادگاههاى انقلاب را هدف قرار مى دهند , احكام انقلابى دادگاهها را به استناد بهانه هاى كوچك و ناچيز هدف قرار مى دهند , حزب جمهورى اسلامى , اين ميوه ى شيرين انقلاب را هدف قرار مى دهند پاسداران انقلاب اين جوانان جان بر كف , اين فرزندان دلباخته ى اسلام و انقلاب اسلامى , اين فرزندان و جگر گوشگان عزيزمان كه وقتى به مأموريتى مى روند , وقتى بدليلى بخاطر بيمارى و احتياج به عمل جراحى يا بخاطر يك كار لازم از مأموريت بسوى وطن خود برمى گردند گريان برمى گردند اينها خيلى قيمت دارد سربازى كه مرگ را پذيرفته است , اين سرباز براى دشمن , خيلى خطرناك است , سعى مى كنند سپاه پاسداران را دشمنان واقعى خود بدانند


8
آنچه مى توانند آنها را مورد هجوم خود قرار مى دهند خوشبختانه همچنانكه امام سجاد فرموده اند , خدا دشمنان ما را از احمق ها قرار داده است اينها صريحا به پاسداران كه مردم آنها را صميمانه دوست دارند , و خود را مديون آنها مى دانند حمله كردند خودشان را لو دادند , دستشان را باز كردند به دادگاههاى انقلاب حمله مى كنند حزب جمهورى اسلامى , تشكيلات عظيمى كه بايد بماند تا انقلاب را تداوم بدهد , بايد بماند تا اين امت را بسيج كند , بايد بماند تا نيروهاى خفته را , نيروهاى بى حال و كند را شتابنده كند بايد بماند تا انقلاب را كه مسير درستش بسوى هدف واقعى و نهائى اش كه استقرار نظام كامل جمهورى اسلامى است ادامه بدهد , و تضمين كند , مورد هجوم قرار مى دهند

روزنامه ها را برداريد بخوانيد , در مرودشت , به دفتر حزب جمهورى اسلامى حمله شد , در فلان نقطه با متصديان دفتر حزب درگيرى بوجود آمد در فلان نقطه ى ديگر نيز حزب جمهورى اسلامى از طرف مدعيان , حمله ى تبليغاتى شد

اينها بى حساب نيست اگر انقلاب ما بخاطر شور و هيجانى كه شعار جمهورى اسلامى در مردم پديد مى آورد


9
و بخاطر وجود و حضور آن رهبر قاطع آن رهبر خلل ناپذير آن رهبر هوشمند و تيزبين و آن مرد واقعى خدا توانست به پيروزى برسد , اما تداوم انقلاب جز در سايه يك سازماندهى , جز در سايه ى تشكل همه نيروها امكان پذير نيست بايد نيروها مانند همه ى نيروهاى انسانى در جامعه مانند اعضا و جوارح يك بدن مانند اندام هاى گوناگون يك پيكر يا يك مغز , با يك فرمان , همگن و هماهنگ حركت كنند تا اين انقلاب از هم نپاشد و اين همان حزب جمهورى اسلامى است ممكن است آن كسانى كه امروز در حزب جمهورى اسلامى و در رأس مخروط حزب قرار دارند , حزب را بوجود آورده اند , حزب را پيش مى برند , اينها نمانند و همه رفتنى هستند , اما اين حزب ماندنى است

تضمين بقاى اين حزب با نيروهاى مسلمانان انقلابى رزمنده است با نيروهاى مبتكر و خلاق نسل جوان اين امت و ملت است آنها هستند كه اين تشكيلات عظيم را نگاه خواهند داشت و اين مشت آهنين گره كرده را بر فرق همه ى كسانى , همه گروه هائى و جناحهائى كه قصد خيانت به انقلاب اسلامى را دارند فرود خواهند آورد ( صحيح است حضار ) اگر نام اين حزب , حزب جمهورى اسلامى هم نبود و اگر بنيان گذاران اين حزب و اداره كنندگان اين


10
حزب هائى كه امروز هم هستند نبودند همين قدر حزبى بوجود مى آمد بر مبناى ايدئولوژى اصيل اسلام , بر مبناى خط سياسى دقيق امام و رهبر و مى توانست اين همه نيرو را جذب كند و مى توانست اين همه نيروها را بسيج كند , دشمنان آن را هدف قرار مى دادند مخالفت با شخص براى آنها مطرح نيست مخالفت با اين پديده و اين نهاد مطرح است , آنها نمى توانند ببينند كه يك جمعيت عظيم از مردم با يك تشكل درست با يك سازمان دهى دقيق , در خط واحد , بسوى هدف نهائى اين انقلاب در حركت مى باشند , لذا به حزب جمهورى اسلامى حمله مى كنند

اما ملت ما هوشيار است , تجربه انتخاب مجلس خبرگان , هوشمندى و هوشيارى و قدردانى اين امت صالح را ثابت كرد اما به همين دليل توطئه ى توطئه گران و ضربات دشمنان پياپى تر , حساس تر و كارى تر و خطرناك تر خواهد بود ما بايد به هوش باشيم دشمن , خود را سرگرم كارهاى درجه دوم و سوم نمى كند , سعى مى كند به نقطه ى حساس ضربه بزند , و مى بينيم كه دارد ميزند

البته ما در اين مورد هيچ توصيه ى بخصوصى نداريم اما امت عظيم ما اين توده هاى مستضعف , اين توده هاى


11
ميليونى , خودشان وظائف خودشان را مى دانند , وفادارى خودشان را عملا ثابت مى كردند اما توصيه ى ما بكسانيكه هيچ انگيزه ى بخصوص ندارند براى اين مخالفتها , ولى تحت تأثير توطئه هاى خائنانه و رذيلانه قرار ميگيرند اينست كه امروز زمان ما و لحظه ى حساس ما هيچ گونه غفلتى را بر نمى دارد امروز زمان ما اجازه ى فريب خوردن به كسى نمى دهد امروز لحظات حساس عمر تاريخ اين امت است روزگارى نيست كه ما خواب بمانيم غافل بشويم بيايند و ما را فريب بدهند فريب نخوريم از اميرالمؤمنين بياموزيم فرمود : والله , سوگند بخدا والله لا اكون كالضبع

من مثل آن حيوان خواب آلوده نيستم , مثل آن حيوان سنگين خواب نيستم كه با لالائى دشمن كه به قصد شكار من و صيد من انجام مى گيرد به خواب بروم بايد به خواب نرويم , امروز فريب خوردن هم جرم است دشمن را نشناختن هم جرم است دوستانه و صادقانه و مخلصانه كارى را كردن كه دشمن مى كند اما در مقابل توطئه ها , در مقابل عمق اين توطئه ها و گسترش اين توطئه ها , قشرهاى اين ملت چه تكليفى دارد ؟ چه وظيفه اى دارند ؟ وظيفه ى عمومى را همگى مى دانند , امروز بنده پيام تازه اى در اين مورد ندارم بارها گفتيم اولين دشمنى بقول سعدى گفت


12
اولين دشمنى كه بر ايشان تاخت خواب بود و اولين دشمنى كه بر ما مى تازد خواب و خواب آلودگى است اين اولين دشمن ما است وقتى كه ما خوابمان برد به راحتى دشمن مى آيد كت ما را محكم مى بندد پس اولين وظيفه ى ما تيزبينى , تيز هوشى همگانى است در جريانهاى سياسى جهان قرار گرفتن , زمان را شناختن , منطقه را شناختن كه باز پيشوايان عظيم الشان ما فرموده اند " العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس " آنكه زمان خود را مى شناسد غافلگير نمى شود آن كسى كه زمان خود را مى شناسد امكان شبيخون به دشمن نمى دهد اين وظيفه ى عمومى است

برادران و خواهران , كتاب بخوانيد برادران و خواهران به قرآن مراجعه كنيد , قرآن را بفهميد , با قرآن انس بگيريد ماه رمضان ماه قرآن است ماه تجديد ديدار با كتاب خدا است اين كه شنيديد امام سجاد هر سه روزى در ماه رمضان يك ختم قرآن مى خواند يا فلان بزرگى از بزرگان اصحاب امامان در هر ده روزى يك ختم قرآن مى خواندند , اينها همه پر معنا و پر مضمون است يعنى حتى آن قرآنهاى مجسم هم بايد قرآن را مرور كنند , تكرار كنند , ما بايد قرآن را بيشتر بشناسيم , بيشتر بخوانيم , سعى كنيم قرآن را بخوانيم و بفهميم امروز احتياج داريم بفهميدن قرآن تمام مسائل


13
زندگى ما را به ما مى گويد اگر با قرآن آشنا نباشيد قرآن با شما حرف نمى زند بايد با قرآن انس بگيريم در گذشته نقيصه ى ما اين بود كه در جو نزول قرآن قرار نداشتيم اما امروز در جو نزول قرآن قرار داريم امروز تمام جريانهاى سياسى و فكرى كه ما را احاطه كرده است موضوع آيه آيه قرآن است امروز كافر را كه قرآن نام برده ما درست مى شناسيم و معنايش را مى فهميم امروز منافق را مى شناسيم امروز معناى مؤمن , معناى مجاهد , معناى شهيد , معناى صديق , معناى صالح براى ما كاملا قابل فهم است زيرا در جو نزول قرآن قرار داريم ما امروز در دوران بعد از هجرت پيامبر هستيم ما امروز در مدينه هستيم اين موقعيت بسيار محترمى است , كه قرآن را بفهميم و بشناسيم اينها وظائف عمومى ما است : ايدئولوژى اسلام را شناختن , زمان را شناختن از جريانات سياسى عالم مطلع بودن , در جو اين جريانات قرار گرفتن اما قشرهاى گوناگون اين جامعه هر كدام هم وظائف مخصوص بخود را دارند

البته برادران و خواهران انتظار نداشته باشند كه من همه ى قشرهاى اجتماعى را برايشان تشريح كنم , از زنها بخصوص , مردها و كسبه بخصوص , دانشجويان بخصوص نام بياورم و قشرهاى گوناگون اجتماعى را با آن وظيفه هائى كه متوجه هر كدام هست از نگاه خود آشنا كنم اما در ميان


14
قشرها , بعضى از قشرهاى مردم , از لحاظ وظائف , از لحاظ مقدورات , از لحاظ انتظاراتى كه از آنها هست موقعيت بخصوصى دارند , آنها را مى شود مطرح كرد من در ميان قشرهاى مختلف به سه قشر اشاره مى كنم درباره آنها مقدارى صحبت مى كنم قشر روشنفكر , قشر روحانى و علماى دينى , قشر جوان و نسل جوان

درباره ى روشنفكران بايد اين حقيقت را با كمال تلخى و دردمندى بگويم كه در دوران مبارزات عميق و اصيل و همگانى ملت ما , روشنفكران حرفه اى نقش كمى داشتند

روشنفكرانى كه با اين نام معروف شده اند : هنرمندان ما , قلم زنان ما , شاعران ما , آهنگ سازمان ما , نقاشان ما , آن موقعى را كه بايد انتخاب مى كردند دقيقا انتخاب نكردند حجم كارشان نسبت به مسئوليت خطير و عظيم شان حجم كمى است روشنفكر بايد در مقابل مردم مسئول و ملتزم و مكلف باشد , بايد متعهد باشد اگر روشنفكر را از مردم جدا كرديد , اگر او را در برج عاج نشانديد , اين روشنفكر در موضع و مقام واقعى خود نيست او نمى تواند موجود مفيدى باشد , روشنفكران ما , نمى گويم او , من , اما غالبا در دوران مبارزات گذشته اين نقش را , ميان مردم بودن , دردهاى مردم را فهميدن , آن دردها را به تن خريدن , درباره ى علاج آن انديشيدن و بيان


15
كردن , اين نقش حساس مهم را كه بايد داشته باشند نداشته اند

يكى از روشنفكران ما نمايشنامه اى دارد , شايد جوانهاى ما دخترها و پسرهاى جوان , اين نمايشنامه را بعضى خوانده اند در اينجا صحبت از اين است يك عده از دزدان غارتگر وارد محله اى مى شوند و به خانه اى مى روند و در اين خانه موضع مى گيرند , براى اينكه به آن كوچه حمله كنند , و كوچه بخاطر بودن آنها نا امن است اما كسى خبر ندارد پيرمردى بر حسب تصادف مى فهمد كه اين دزدان غارتگر در خانه اى آخر كوچه سكنى گزيده اند , با هيجان خود , با احساس مسئوليت خود , با درك و بينش خود , مردم را از خانه ها بيرون مى كشد , در نيمه شب آنها را به كوچه مى آورد , آنها را تحريك مى كند , خطر را به آنها مى گويد , آنها را بسيج مى كند , اما يك آقائى هم روى بالكن خانه اش , روى ايوان خانه اش ايستاده از آن بالا در داخل آن خانه را مى بيند مردم همه پشت ديوارند , از آنچه در آن خانه مى گذرد با چشم خود مى بيند او مى تواند نقش مؤثرى ايفا كند , در بسيج مردم , در تحريك مردم , در نشان دادن عمق خطر اما بالاى ايوان مى ايستد , سئوال آنها را با سردى با بيگانگى , با نامهربانى جواب مى دهد , و به ميان مردم نمى آيد اين روشنفكر است , روشنفكر يعنى


16
آن كسى كه اگر مردم ديگر نمى دانند و نمى بينند حوادث را تحليل نمى كند , از پشت پرده خبر ندارند او با يك درك روشن و با يك چشم روشن بين , حوادث را مى بيند تحليل مى كند , آنچه مى گذرد با خبر است , تكليف او اين است كه بيايد بين مردم , فرياد بكشد بيايد آنچه را كه مردم نمى دانند بانها بگويد او مكلف است خودش را از مردم جدا نكند اما جدا مى كند

در پرده ى دوم كه ماجرا قدرى بالا مى گيرد و غارتگران حضورشان خطرناكتر مى شود و مردم هيجانى پيدا مى كنند و داد و فريادى راه مى اندازند و شعار مى دهند عليه آن غارتگران و دزدان كمين گرفته , روشنفكر تحت تأثير احساساتش از ايوان پائين مى آيد , بدرون مردم مى آيد , مقدارى با مردم حرف بزند اما ناگهان خطر جدى مى شود و احتمال زد و خورد پيش مى آيد دزدان مثل اينكه حضور جدى ترى پيدا مى كنند در همين حين مى بينند باز روشنفكر در ميان مردم گم است پريد و رفت بالاى ايوان توى اطاق خوابيد اين داستان روشنفكران ما در اين ساليان گذشته است ميان مردم نيامدند قلم اگر زدند براى مردم نزدند شاد باد روح آن روشنفكر اسلامى , انديشمند بزرگ جلال آل احمد كه اشاره به همين واقعيت تلخ مى كند و خطاب به روشنفكران


17
مى كند و به زبان مخصوص خود به آنها مى گويد : اگر مى فروشى , همان به كه بازوى خود را اما قلم خود را هرگز بازويت را بفروش مزدور قلمت را نفروش اگر توطئه مى كنى با بازوى خود بكن نه با قلم خود اقلا يك جرم فيزيكى انجام بده , كه قابل علاجتر است , ضايعه اش كمتر است , عواقب سوء آن قابل جبران تر است , با مغز مردم با ذهن مردم بازى نكن اى بى انصاف اما بازى كردى

بعضى از روشنفكران حتى در روزهائيكه انقلاب اين امت , انقلاب اسلامى اين امت , نزديك به پيروزى بود , در همين روزنامه هاى مزدور , در همين روزنامه هاى اجير شده , همچون تيغ برنده اى عليه مردم بكار گرفته نوشت و شرم نكرد نوشت كه از اين همه خونى كه مى ريزد من در شگفتم و حاضر نيستم اين را قبول كنم , آخر مشت با درفش قابل مقابله و ستيزگرى نيست همان حرفى را مى زد كه وقتى پيرمردهاى عامى از ميدان دور ما مى گفتند , ما آنها را مى كوبيديم , آنها را عقب مى نشانديم , حاضر نبوديم از آنها قبول بكنيم روشنفكر پرداعيه ى پرمدعا اين را صريحا نوشت و صريحا گفت آنهم در آخرين لحظات كه تاريخ منتظر ولادت اين مولود مبارك و خوش قدم است منتظر ولادت جمهورى اسلامى است

در اين لحظات هم سعى كردند مردم را عقب بكشند ,


18
اگر شعر گفتند براى مردم نگفتند , اگر نمايشنامه نوشتند براى مردم ننوشتند , اگر قصه نوشتند احساسات مردم و خواست اين ملت را نديده گرفتند اما امروز بايد وضع عوض بشود امروز ديگر اين ملت تحمل نمى كند امروز ديگر يك روشنفكر بى مسئوليت , يك روشنفكر بى التزام و غير متعهد كه در طول ساليان دراز مبارزات خونين اين ملت به ميان ملت نيامده بود , روشنفكرى كه جوانهاى عزيز مردم را در ميدانهاى تير به چوبه اعدام مى بستند و در كوچه و خيابان خونشان را بر روى اسفالت ها مى ريختند يا در گوشه هاى زندان يا سلولها آنها را مى پوشاندند و او مشغول زندگى بى غم خود و پى دردسر خود بود , اين روشنفكر امروز ديگر حق ندارد در ميان مردم بعنوان يك عنصرى كه بايد مردم را ارشاد و هدايت كند ظاهر بشود , مگر آنكه در جهت مردم باشد

امروز ديگر او حق ندارد ايدئولوژى كاذب و التقاطى غير صادق خود را بيان بكند و مطرح بكند امروز ديگر او حق ندارد ميراث شهيدان را با نيش قلم خائن خود به بازى بگيرد امروز مردم تحمل نمى كنند ديروز زير چتر دستگاه جبار و ظالم او را تحمل كردند امروز قدرت دست مردم است مردم تحمل نمى كنند ( صحيح است حضار ) مردم نشان دادند كه تحمل نمى كنند اگر حكم دادگاه انقلابى نبود


19
مردم خودشان به آيندگان مجال زندگى كردن نمى دادند ( صحيح است ) به مركز تلفنى كه براى همين خواستهاى مردم در نخست وزيرى گذاشته شده تلفنهاى متعددى مى شود , مردم نظرات خودشان را مى گويند , تلفنهاى متعددى شده كه نوشته بودند و براى ما آوردند , به اين مضمون كه بسيار خوب اگر آقايان روشنفكران به اصطلاح چپ گرا كه بنده معتقدم چپ گرا نيستند از هر راست گرائى راست گراترند , از هر مزدورى وابسته تر به امپرياليزمند , اگر اينها لايحه مطبوعات را نمى خواهند , بسيار خوب برايشان لايحه مطبوعات ننويسيد , اجازه بدهيد به خود مردم حسابشان را با اينها صاف كنند ( صحيح است مردم ) شما اگر صحيح است هم نگوئيد بنده مى دانم كه شما اين را تصديق كرديد آنچه من مى گويم انعكاس خواست شما است آنچه من با قدرت و قاطعيت در حضور اين چندين ده هزار بيان مى كنم باتكاء اين است كه اين را از خود شما شنيدم و در ميان شما بوديم , درك كرديم لمس كرديم خواستهاى شما را , معلوم است كه شما تصديق مى كنيد

روشنفكر امروز بايد منش خود را عوض كند انتظارى كه ما ملت مسلمان از روشنفكرانمان داريم اين است ما


20
به آنها مى گوئيم : شما از ميان اين مردم برخاسته ايد , شما فرزندان همين مردميد , شما بيگانه نيستيد , ما شما را به خاطر يك اختلاف سليقه , يا يك اختلاف غير اصولى از خود نمى رانيم شما فرزندان ما و جگر گوشگان ما هستيد اما سعى كنيد از آن جهتى كه اين مردم , آن جهت را با خون ثبت كردند جدا نشويد سعى كنيد آلت دست نشويد سعى كنيد صهيونيسم و امپرياليزم بر شما و بر قلم شما و بر شعر شما و بر نوشته ى شما و بر نقاشى شما حكومت نكند سعى كنيد مال مردم باشيد مردم ما امروز اسلام را ميخواهند مردم ما مسلمانند اين حرف چرند را كه اكثريت مردم چيزى نمى فهمند بگذاريد كنار , اين حرف كهنه شده است مردم از شما تعداد معدودى روشنفكر پر مدعا يا سياست باز پر مدعا كه عمر خود را در زندگى راحت و تجمل آميز گذرانده ايد تقبل نمى كنند كه شما از آنها بهتر مى فهميد شما همان كسانى هستيد كه تا ديروز مى گفتيد مشت است و درفش اما اين مردم گفتند درفش كه هيچ , اين مشت در مقابل تانكها هم مقاومت مى كند , كه كرد و ديديد كه كرد پس ببينيد مردم از شما بهتر مى فهمند اكثريت مردم را تحقير نكنيد مى نشينند مى گويند و نطق مى كنند و مى نويسند , خطاب به ما مى كنند كه روشنفكران اسلامى و روحانيون
21
مترقى مى گويند شما چرا به مردم متكى نيستيد , توده ى مردم نمى فهمند به مردم اهانت مى كنند مردم را تحقير مى كنند و من تعجب مى كنم كه پس از آنچه كه ديدند كه توده ى مردم چگونه دشمن خود را شناخت و چگونه با اراده ى خود , او را از ميدان بدر كرد و چگونه از پيش دانست و فهميد كه پيروز خواهد شد و دشمن شكست خواهد خورد , با اين كه معجزه را از مردم مى بيند باز روشان مى شود كه اهانت كنند

روشنفكران ما در خط مردم حركت كنند , نيازهاى مردم را لمس كنند , مردم را ارشاد كنند , توطئه ابرقدرتهاى شرق و غرب را براى مردم تشريح كنند , هنر خود را در خدمت مردم بگذارند , سعى كنند به مقدسات مردم اهانت نكنند مردم شاه را بيرون كردند , شاهنشاهى را نابود كردند , به خاطر اينكه مردم را به چيزى نمى گرفت گناه شاه مگر چه بود ؟ جرم شاه و رژيم شاهنشاهى اين بود كه خواست خود را بر مردم تحميل مى كرد , مردم را به حساب نمى آورد حاضر نبود كه در مقايسه ها براى مردم هم بعنوان يك عنصر اصيل حسابى باز بكند خوب توده هاى ملت , انسان , اين را تحمل نمى كند انسان اهانت كننده ى به انسانيت را نمى بخشد آنها زور داشتند پول داشتند حمايت ابرقدرتها را داشتند اما اين مردم در مقابل همه ى اينها


22
ايستاد و رژيم شاهنشاهى و شاهنشاهان و خرده شاهان و شاهك ها همه را بيرون كرد شما هم اگر با همان فرهنگ , با همان منطق در مقابل اين مردم بايستيد اين مردم شما را هم طرد خواهند كرد ( صحيح است مردم ) به مردم اهانت نكنيد رهبر و امام ما با آن قدرت الهى بزرگ و با عظمتش مردم را هميشه به حساب آورد در روزهاى اوليكه امام از پاريس به تهران وارد شده بودند يعنى در آن لحظات حساس تاريخ , در آن لحظاتيكه تمام نگرندگان جهانى , همه ى ناظران سياسى , ايران را بعنوان كانون بزرگترين حوادث غرب به حساب مى آوردند و همه نگران بودند كه در ايران چه خواهد شد و چه بوقوع خواهد پيوست در آن لحظات حساس وقتى كه وارد شد از اولين لحظات رفت توى مردم , پيرمرد هشتاد ساله استراحت و خواب و آسايش را گذاشت بحساب مردم و در اختيار مردم سياستمداران آمدند گفتند به آقا بگوئيد آنقدر وقتش را صرف مردم نكند , صرف رفت و آمد نكند , صرف ديد و بازديد مردم نكند , اجازه بدهيد سياستمداران , متفكران , دانشمندان و هوشمندان بيايند بنشينند با آقا صحبت بكنند در زمينه ى مسائل بزرگ سياسى

امام در جواب همه اينها فرمود من با سياستمداران با مغزها و كله گنده ها كارى ندارم , من با مردم كار دارم اگر مى آيند


23
بيايند ميان مردم و او درست فهميد , و او درست تشخيص داد و اگر قرار بود پاى صحبت سياستمداران بنشيند هنوز كه هنوز است ما بايستى از مجلس شوراى غير ملى صحبت آقاى بختيار را بشنويم آمد با مردم روبرو شد بين او و مردم حفاظى و حجابى نبود صدبار , هزار بار گفتند آقا جان شما در خطر است , گفت بگذاريد در خطر باشد , من اگر كشته هم بشوم براى اين ملت نافع خواهد بود بدون حفاظ , بدون حجاب در مقابل هزاران هزار مردم ايستاد با آنها صحبت كرد زنها , مردها آمدند بچه ها را از بغل گرفت بوسيد , نوازش كرد , به مادرهايشان برگرداند , توى مردم آمد , با مردم كار خود و تلاش خود را ادامه داد , روى مردم حساب كرد , و ديديد كه پيروز شد روشنفكران تكليف و وظيفه شان اين است كه از مردم جدا نشوند جدا نشدن از مردم به اين نيست كه بنشينند فلان روستاى دور افتاده محروم را تشريح كنند در ميان مردم بودن به اين نيست كه بنشينند زندگى غم انگيز طبقه ى دهقان يا كاسب كار يا كشاورز يا كارگر را بيان كنند اين كافى نيست اين ها را امروز مردم ما كم و بيش مى دانند امروز خلق ما همه مستضعفند همه ى خلق ما محرومند رژيم شاهنشاهى براى اين مردم هيچ چيز نگذاشت هر كسى به
24
نوعى محروميت دارد در ميان مردم بودن به اين است , با مردم بودن به اينست كه خواست مردم , احساسات مردم , خط سياسى و فكرى مردم را بپذيرند و در آن خط حركت كنند اگر روشنفكران ما اين طور مشى كنند و عمل كنند كار اين ملت راحت تر به سامان خواهد رسيد زيرا كه اين ملت با روشنفكر , هم عنان خواهد شد اگر اين ملت روشنفكر نداشته باشد حوادث را دير مى بيند , و اگر روشنفكر با مردم نباشد وجود زائد و عاطل و باطل است اينها بايد با هم باشند روشنفكران راستين ما , روشنفكران مسلمان ما در مردم , با مردم , از مردم و براى مردم بوده باشند

و اما راجع به روحانيون , امشب من مجبورم مسائلى را كه مى گويم با اختصار بگويم , نمى توانم زياد تشريح بكنم ( برنامه ى دعا و نيايش هم خواهيم داشت بايد از وقت مقدارى صرفه جوئى بكنيم ) راجع به روحانيت : روحانيت يك نهاد اصيل اسلامى است البته همانطور كه مى دانيد روحانيت يك طبقه نيست , يعنى روحانيت داراى امتيازات ويژه نيست روحانيت را در يك جمله معنى كنم : روحانيون يعنى قشر انديشمندان مذهبى كه كمر بسته ى شناخت و شناساندن دين هستند آن كسانى كه اسلام را بايد بشناسند و بطور شبانه روزى , بطور محورى و بطور حرفه اى , دين را براى مردم


25
تبليغ كنند , آنها را با دينشان آشنا كنند , اين معناى روحانيت است ما اين را لازم داريم آن كسانى نسبت به اصل فلسفه ى روحانيت با چشم ترديد نگاه مى كنند , يا فلسفه ى روحانيت را نمى دانند يا به آنچه كه روحانيت متكفل بيان آن هست بى اعتقادند يعنى به اسلام جامعه نمى تواند بدون متخصص مذهبى باشد , جامعه نمى تواند بدوم مفسر قرآن و فقيه در دين , زندگى مسلمانانه داشته باشد , اگر ما تا ديروز هم در لزوم و ضرورت نقش روحانيت ترديدى داشتيم , امروز كه قرار است اسلام بر زندگى ما حاكميت داشته باشد و اسلام ناگزير بايد بيشتر و دقيقتر و ظريفتر با همه ريزه كاريهايش شناخته شود , ضرورت روحانيت از هميشه مسلم تر است

از اين گذشته , روحانيت دريافت مذهبى جامعه ى ما يك نقش اصولى دارد , يك نهاد اصيل است مردم از روحانيون آموخته اند , با آنها درد دل كرده اند , نزد آنها تسلى يافته اند , از آنها محبت ديده اند , به آنها محبت كرده اند اين اصل فلسفه روحانيت است به همين دليل بود كه ديديد در اين مبارزه , روحانيون توانستند اين ملت را بسيج كنند , توانستند در پيشاپيش صفوف اين ملت حركت كنند , توانستند آنها را پيش آهنگ شوند , در زندان رفتن , در تبعيد شدن , در خون دادن و در شهيد دادن مردم آنها را باور دارند , مردم آن ها


26
را مى پذيرند , و اگر كارى امروز بايد به وسيله مردم انجام بگيرد نمى تواند منهاى وجود و حضور روحانيت باشد اما روحانيت بايد به وظائف اصيل و عميق خود در اين زمان آشنا باشد اگر ما از روحانيت بعنوان يك ضرورت نام مى بريم , اگر ما وجود قشر روحانى و معلمان مذهبى را در اين زمان بيش از زمانهاى گذشته لازم مى دانيم به اين معنى نيست كه هر كسى كه به لباس روحانيت ملبس است او را روحانى مى دانيم اينطور نيست كه ما معتقديم جامعه روحانيت محتاج تكميل و اصلاح نيست چرا هست اگر امروز ضرورت وجود روحانيت از ديروز بيشتر است تكليف و تعهد او هم از ديروز بيشتر است امروز روحانيت بايد بداند كه سرنوشت اسلام , سرنوشت امت اسلامى , ايمان بشريت به اسلام در گرو عملكرد صحيح اوست اگر امروز روحانيون بد عمل كنند اگر آنها هم از مردم جدا شوند , اگر ميان خودشان و مردم فاصله ايجاد كنند , اگر روحانيون دچار خودخواهى و غرور شوند , اگر مردم را مطيع فرمان و سربراه خود بخواهند و خواست مردم و تذكر و ايراد مردم را تحمل نكنند , يقينا محكوم به شكست خواهند شد لازم است كه روحانيون هر چه بيشتر به فكر تكميل و اصلاح خود باشند لازم است كه روحانيون نقش عظيم تاريخى امروز خود را بدانند نقش روحانيت امروز چيست ؟
27
امروز نقش روحانيت اينست كه قرآن را و اسلام را پيراسته از همه ى پيرايه هائى كه به آن بسته اند در جامعه مطرح كند وظيفه ى روحانيت اين است كه همه نيروهاى مستعد را در خط اسلام راستين بسيج كند وظيفه روحانيت اين است كه همه جوانان اين مرز و بوم را فرزندان خود بداند و پدرانه به آنها مهر بورزد و پيامبرانه آنها را ارشاد كند وظيفه ى روحانيت اين است كه اخلاق اسلامى و اخلاق پيامبران و امامان را كه او وارث آنها است بيش از همه در خود بوجود بياورد وظيفه ى روحانيت اين است كه براى خود چيزى نخواهد , هر چه مى خواهد براى مردم , براى مستضعفين و براى رواج اسلام بخواهد وظيفه ى روحانيت اين است كه با اخلاق اسلامى متخلق شود وظيفه ى روحانيت اين است كه فقط زبان را به كار تبليغ نگيرد , بلكه عمل خود را بيش از زبان خود و پيش از زبان خود , مبلغ قرار بدهد روحانيت بايد مانند پيامبران و دنباله رو خط آنان باشد , از خطر نهراسد

اگر روحانى دچار خودخواهى شد , اسير غرور شد , دچار جاه طلبى شد , آنوقت مصداق گفتار رسول اكرم مى شود " مثل العالم كمثل السفينه " عالم دين مانند كشتى است بر روى دريا , اگر شد هم خود غرق مى شود و هم سرنشينانش غرق


28
خواهند شد روحانيت بايد از اختلاف نظرها بپرهيزد و از تشتت آراء ( عقايد ) اجتناب كند روحانيت بايد با سياست , دمخور و دمساز بشود , گذشت آن روزگارى كه گفته مى شد روحانى بايد با سياست كارى نداشته باشد , امروز سياست ما جزء دين ما است و اساسا سياست از عناصر اصلى اسلام است , روحانى بايد جهان را بشناسد , بايد مردم زمان خود را بشناسد , بايد مانند سرباز فداكارى مانند ديدبان آگاهى از چشم انداز اين جامعه باخبر باشد بايد دشمن را و هر دشمنى را از دور ببيند و با تير جان شكاف , دشمن ها را سرجاى خود بنشاند ( العلماء حصون الاسلام ) روحانيون و علماى دين , حصن ها و حصارهاى اسلامند بايد حصن و حصار اسلام , باشد و بماند اين تكليف روحانيت است البته من نخواستم براى روحانيون تكليف معين كنم , بلكه خواستم شما در زمينه روحانيت , يك انديشه درست را بدست بياوريد من اميدوار هستم روحانيون عاليمقام ما با تكليف الهى و شاق خود به خوبى و با همه وضوح آشنا هستند من مى خواهم مردم بدانند در مقابله با روحانيون چه انتظاراتى بايد داشته باشد و چه موضعى بايد بگيرند

دستگاه جبار پهلوى هم كوشش مى كرد روحانيون را


29
نابود كند و بازمانده ها و تفاله هاى آن رژيم , امروز هم همين كوشش را دارند آنروز هم روحانيت مترقى و اصيل و روشنفكر را و نه روحانيت احيانا عقب مانده و مرتجع را تهمت ارتجاع مى زدند , امروز هم همان روحانيت را متهم به ارتجاع مى كنند اينها همانها هستند آن كسانيكه امروز سعى مى كنند بگردند در جامعه , نهادهاى اصيل اجتماعى و اسلامى و انقلابى ما را منهدم كنند , از جمله سر راه خود دژ روحانيت را سعى مى كنند ويران كنند من خواستم برادران و خواهران عزيز من موضع درست فكرى و عملى خود را در مقابل روحانيت به درستى بشناسند

و اما قشر جوان ما , نسل جوان ما امروز از همه قشرها مكلف تر و ملتزم تر است اولا بدليل آنكه فرداى اين جامعه متعلق به اوست دوم به دليل آن كه نيروى فعال امروز اين جامعه او است سوم به دليل آنكه احتمالا با فرهنگ حاكم بر جهان او بيشتر آشنا است او زمان را درك مى كند هميشه نسل جوان حركتش , گرايشش , سمت گيريش مى تواند به عنوان نشانه اى از حركت و گرايش و سمت گيرى آينده ى مملكت خبر بدهد وقتى شما مى بينيد كه جوانهاى ما به اسلام رو مى كنند بدانيد


30
آنروزيكه جوانهاى ما را با خرج پولهاى گزاف و احيانا با زور به سوى عياشى و شهوترانى و سكس و بدبينى و الحاد و ايدئولوژى هاى وارداتى مى كشاندند قصدشان اين بود در آينده اى نه چندان دور , جامعه ى ما را دچار اين مهالك كنند اگرچه بخشى از نسل جوان ما در آن پرتگاه ها لغزيد اما هوشيارى جوان به سراغ اين نسل آمد شما همه تان شاهديد و همه تان ديده ايد در دوران اختناق در هيچ گوشه اى از اين گوشه هاى اين مملكت پرچم تفكر مترقى درست اسلامى برافراشته نشد , مگر آنكه اولين و گرم و گيراترين طرفدارانش جوانها بودند آن روزى كه گويندگان مذهبى مى ناليدند كه جوانها كجايند , آن روزها سپرى شد جوانها به قرآن پرداختند , به شناختن اسلام پرداختند , نهج البلاغه را به ميدان كشاندند , كارى كردند كه دستگاه جبار پهلوى و شبكه ى وسيع و پرشور و پر قدرت امنيتى اش مجبور شد به جاى كتابهاى سكس از خانه ى فقيرانه جوانان ما قرآن و نهج البلاغه جمع بكند و با عنوان سند جرم , آنها را به سلول و زندانها ببرد جوانان به اسلام روى آوردند چون جوانان به اسلام روى آوردند دليل شد و مسلم شد كه آينده ى اين امت و تاريخ اين ملت به سوى اسلام است فلش اين جامعه ,
31
جوانان بودند و ديديد كه اسلام آمد و ديديد كه جوانها اسلام را آوردند در صدر اسلام هم همين جور بود

در صدر اسلام هم جوانان بودند كه توانستند اين بار سنگين را بر دوش بكشند در آينده هم باز اميد به جوانها است خوب پس جوانها آن قشرى هستند كه بيشترين امكان را دارند پس بيشترين و بزرگترين تكليف را دارند , تكليف جوانها چيست ؟ من فكر مى كنم با هوشمندى جوانى اش تكليف خود را خيلى بهتر از آن مى فهمد كه لازم باشد براى او تشريح بشود اما من بعنوان كسى كه در طول ساليان درازى مشاور همراه و هم نفس و هم زبان نسل جوان مخصوصا جوان محصل و انديشمند بوده ام مى توانم برادرانه اين دو سه مورد را بگويم اولين مسئله اى كه براى جوانان بايد مطرح باشد اين است كه خودشان را از فساد اخلاقى كه بزور بر آنها تحميل مى شد و هنوز هم بوسيله ى دستهاى مرموز تحميل مى شود دور نگاه دارند رژيم منفور گذشته كانال هائى را كه به مغز جوان منتهى مى شد با آگهى هاى تبليغاتى فساد اخلاق انباشته بود اجازه نمى داد غير از مسئله ى سكس , غير از مسئله ى فساد و شهوت رانى , غير از


32
هرزگى و ولگردى و بى مبالاتى , جوان ما به چيزى بينديشيد آن راديو و تلويزيون بود , آن فيلمهاى هرزه بود , آن مجلات و آن عكسها و رنگين نامه ها بود , و آن صدها وسيله ى فساد و ابتذال ديگر البته آن رژيم رفت , آن دستگاهى كه بزور بر ما تحميل شده بود رفت اما بقاياى آن فرهنگ پليد , همچنان در ميان ما هست و به اين زودى ها هم رفتنى نيست ما بايد خودمان را در مقابل اين همه بسيج بكنيم فساد اخلاق , جوانها را گمراه مى كند برائى و تيزى ذهن و هوش و درك آنها را از آنها مى گيرد و قدرت اراده را در آنها مى ميراند جوان بايد سعى بكند به فساد آلوده نشود اينجا ديگر صحبت اين نيست كه من موعظه مى كنم و موعظه مؤثر است يا نه صحبت موعظه نيست همه ى ما مصمميم راه اين انقلاب را ادامه بدهيم اگر قرار است راه اين انقلاب را ادامه بدهيم اين يكى از مؤثرترين و مهمترين و اساسى ترين ابزارهاى ما در اين راه است توصيه ى دومى را كه دارم اين است : جوانها سعى كنند به دانسته هاى كنونى خود از اسلام اكتفا نكنند , هرچه بيشتر در صدد فهميدن و دانستن و شناختن اسلام باشند بايد قرآن را بيشتر فهميد بايد با قرآن بيشتر مأنوس شد بايد مجالس و محافل اسلامى را بيشتر گرم كرد سنت بسيار پر بركت
33
اجتماع در مساجد را همچنان بايد نگاه داشت جوانها مسجد را كلاس درس و صحنه ى رزم بدانند به مساجد رو كنند مساجد خانه خداست و خانه ى بندگان خداست مساجد , كلاس درس دين و درس سياست و درس رزمندگى با دشمنان دين است مساجد را گرم نگاه بداريد محافل مذهبى را مانند دوران اختناق رژيم همچنان گرم نگاه بداريد سعى كنيد مسائل تبليغاتى را , مسائل مذهبى و اسلامى سمعى و بصرى را به مساجد بكشانيد مسجد خانه ى خداست , پس خانه ى همه خلق خداست , مسجد كانون بركت خيز است مساجد به ما امكان مى دهد كه ما قرآن را و نماز را و اسلام را , و معارف اسلامى را پاس بداريم , اين امكان بسيار ارزشمندى است مساجد به ما امكان مى دهد كه با برادران مسلمان خود و با خواهران مسلمان خود رابطه ى خويشاوندى را حفظ كنيم مساجد مانع از آن مى شود كه ما بعنوان يك عضو بريده از امت اسلامى و جامعه اسلامى در بيائيم مساجد را پاس بداريم و آنها را گرم نگاه بداريم مسجد يك نهال اصيل اسلامى است در جامعه ما , و آنگاه برادران و خواهران عزيز سعى كنند آموزشهاى مفيد و لازم را فراموش نكنند
34
سطح فرهنگى و معرفت خود را بالا ببرند در مراحل جهاد عملى , عملا وارد شوند سازندگى امروز بر عهده آنهاست تكليفى بر دوش آنهاست اگر روشنفكران ما در موضع واقعى خود , روحانيون ما در موضع واقعى خود و جوانان ما در مقام و موضع واقعى خود قرار بگيرند مى توان تضمين كرد كه اين انقلاب ماندنى است و ابدى است , ميتوان با دهان پر و فرياد رسا و قوى به همه جهان اعلام كرد كه اسلام جاويدان است و دشمنان اسلام در تمام نقاط جهان محكوم بزوال و شكست اند اگر ما مى خواهيم بكمك خلقهاى مستضعف جهان بشتابيم اگر مى خواهيم ايرانى اسلامى و سپس جهانى اسلامى بسازيم , ما اگر ميخواهيم ملت مستضعف فلسطين , خلق مستضعف و مسلمان افغانستان , و اقوام و ملل مسلمانى كه در سراسر اين منطقه با امپرياليسم صهيونيسم و دستگاههاى سلطه طلب مى جنگند تقويت كنيم , بايد اسلام را , قرآن را در ميان خود زنده نگه داريم بايد ذكر و ياد خدا را فراموش نكنيم امروز مسئوليت ما مسئوليت خطيرى است ديشب هم گفتم , در گذشته هم گفته ام , بارها گفته ام و بارها تكرار خواهم كرد : امروز مسئوليت ما فقط مسئوليت در برابر مردم مسلمان و غير
35
مسلمان ايران نيست , ما امروز غير از مردم ايران در برابر مردم مسلمان اين منطقه , خاورميانه و همسايگان خود و منطقه ى مسلمان نشين مسئوليم ما در برابر تاريخ خود و آينده ى خود مسئوليم و بالاتر از همه ما در برابر اسلام مسئوليم اگر امروز ما سست حركت كنيم اگر امروز ما موضع واقعى خود را نشناسيم و در آن قرار نگيريم اگر امروز اسلام از موضع قدرت خود تنزل بكند ما در مقابل اسلام و در مقابل قرآن مسئول خواهيم بود و نيز در برابر نسلهائى كه اسلام در آينده ميتواند نجات بخش آنها باشد

برادران و خواهران عزيزم سخن گفتنى بسيار است , اما وقت كم است , اميدوارم در شبهاى آينده برادران عزيز و مغزهاى متفكر و عناصر ارزنده ى اين امت و اين ملت بتوانند براى شما محفلى كه در سطح ايران است چون شما از سراسر ايران در اينجا جمع شده ايد , بتوانند پيام انقلاب اسلامى را با همه ى ظرافت و ريزه كاريهايش بگوش شما خواهران و برادران برسانند

امشب شب بيست و يكم ماه رمضان است مردم ما عادت كرده اند باينكه امشب را شب مصيبتى بزرگ بدانند و همين طور هم هست زيرا امشب شب يك فاجعه تاريخى


36
براى امت اسلامى ما است ما در جامعه ى خود عمق اين فاجعه را درك مى كنيم ما نمى خواهيم مصيبت شهادت اميرالمؤمنين را بقصد سوختن دل و ريختن اشك مطرح كنيم اين براى ما چندان مطلوب نيست لكن ما لازم است بدانيم كه على ها چگونه كشته ميشوند و به دست كه ها كشته مى شوند , امروز زمانى است كه ما بايد اين را بهتر و بيشتر از هميشه بدانيم على يعنى اسلام مجسم , يعنى قرآن ناطق , يعنى بزرگترين شاگرد اسلام , بدست ابن ملجم كشته شد ابن ملجم كيست ؟ ابن ملجم يكى از خوارج است چندتا ويژگى دارد اولا به ظاهر مسلمان , آنهم مسلمان بسيار متعبدى , مسلمانى كه قرآن را هم از بر و بخوبى مى خواند , خيلى هم در اسلام خود متعصب , و پاى بند است ويژگى دوم اين است كه هيچ كس را قبول ندارد حتى على را , على را هم مسلمان نمى داند او معتقد است كه على سازشكار است , او معتقد است كه على يك انسان غير انقلابى است , او بخاطر اينكه على با معاويه در لحظه ى بسيار حساس و خطير و بخاطر ضرورتى بزرگ , جنگ را به آتش بس مى كشانيد مخالفت مى كند , آيا انگيزه ى واقعى او هم دفاع از اسلام است ؟ ترديد بايد داشت اما ظاهرا
37
بنام اسلام بزرگترين مسلمانها را متهم به سازشكارى مى كند , متهم به ارتجاع مى كند , چون على را مرتجع مى داند پس خود , مدعى ترقى خواهى و انقلابى گرى است , با نام اسلام , با نام قرآن , با نام انقلابى بودن , با نام پارسائى و پايبندى به اسلام و اخلاق اسلامى , با نام قاطعيت , مسلمان ترين , پارساترين , قاطع ترين , مفيدترين , ارزنده ترين و بزرگترين پيروان اسلام را به خاك و خون مى كشد

خوارج نهروان يك چنين گره مشكل و معضلى بودند در زمان حضرت على و اين خط هميشه باقى است و امروز هم هست در تمام دورانهاى قرن اول است تا قرنهاى دوم و سوم كه ردپاى خوارج پيداست آنها را با همين چهره با همين نما مى بينيم با ادعاى اسلام , با متهم كردن فرزندان راستين اسلام , با دشمنى كردن با مغزها و لب هاى اسلام و قرآن

اميرالمؤمنين شهيد يك فاجعه است , شهيد يك توطئه است , شهيد يك غلط بزرگ در متن جامعه ى اسلامى آنروز آن غلط چيست ؟ آن غلط اين است كه كسانى مانند ابن ملجم , كه بوئى از اسلام نشنيدند هيچ از اسلام درك نكردند , با نام اسلام , آنهم


38
اسلام انقلابى و اسلام تند و تيز بجان بهترين خلق خدا مى افتند اين بدترين فاجعه است , خود اين يك فاجعه است اگر على بن ابيطالب را هم نمى كشتند , خود وجود ( يك ) اين چنين خطى يك فاجعه بزرگ است فاجعه ى تأسف انگيز است , حرفهاى ديگر هم هست در كنار اين , اين حرف هم هست كه باصطلاح , اين مسلمان انقلابى آيه ء قرآن خوان از معاويه پول گرفته است , بوسيله ء معاويه تحريك شده و ترور نافرجام معاويه و عمرو عاص يك صحنه سازى بيشتر نبود اين هم در كنار اين همه گفتنى است

والسلام