قرآن، معجزه است چرا و چگونه؟

محمد مهدي فجري

چهارده قرن پيش هنگامي كه تيرگي هاي شرك و جهل و حكومت خدايان مصنوعي، سراسر گيتي را فراگرفته بود و جامعه روم و ايران از مظالم تبعيض هاي نارواي دوامپراتوري بزرگ به ستوه آمده بودند و سايه يأس و نوميدي، آسمان ملتهاي جهان را تيره و تار ساخته بود، در يك سرزمين خشك و سوزان و دورافتاده از تمدن و علم؛ اما از خانداني شريف، مردي برخاست و خود را رهبر ملتهاي جهان، پاره كننده زنجيرهاي اسارت، سركوب كننده هر نوع بت پرستي و تبعيض ناروا، حامي مظلومان و افتادگان، خواستار عدل و داد، طرفدار علم و دانش و... خواند و اساس دعوت خود را فرمانهاي الهي و وحي آسماني معرفي نمود و خود را خاتم پيامبران و آيين خود را خاتم آيين ها دانست.

او براي اثبات سخن خويش، معجزات متعددي ارائه نمود؛ اما معجزه جاويدان او يعني قرآن، در مقايسه با ديگر موارد (مثل «شق القمر»، «تسبيح گفتن سنگ در دست پيامبر(ص)»، «حركت دادن درخت»)، از برتري و درخشش خاصي برخوردار است. تا جايي كه حتي مي توان اين كتاب آسماني را معجزه اي بي نظير و يگانه در ميان همه معجزات انبياء الهي دانست.

قرآن كتابي است فوق افكار بشر، سندي است گويا، برنامه اي است جهاني و دائمي، قانوني است جامع و روحاني، معجزه اي بي همتا كه نياز به معرفي ندارد؛ چرا كه محتواي غني آن، بهترين معرفي كننده براي آن است و قرنها پس از رحلت پيامبر اكرم(ص)، مانند زمان حيات آن بزرگوار، به دعوت خود ادامه مي دهد.

جالب آنكه: سخن گفتن حضرت عيسي(ع) در گهواره، زنده نمودن مردگان، عصاي حضرت موسي(ع) و همانند آن، در زمان و مكان خاص و در برابر اشخاص معيني بوده ولي قرآن زمان و مكان را درهم شكسته و گذشت زمان و پيشرفت علم و دانش، ما را در بهتر شناختن اين معجزه كمك مي كند.

چون قرآن، ابعاد مختلفي از اعجاز را در خود جاي داده، هركس از هر زاويه اي به آن بنگرد، مي تواند با تعمق و دقت، بخشي از پيام هاي اعجازآميز آن را دريافت كند. از اين روست كه حتي غيرمسلمانها و مخالفان قرآن نيز نتوانسته اند عظمت و بي مانندي قرآن را انكار كنند و در سخن خويش اقرار به اين موضوع را متجلي كرده اند.


1

ابوالعلاي معري (متهم به مبارزه با قرآن) مي گويد:

«اين سخن در ميان همه مردم- اعم از مسلمان و غير مسلمان- مورد اتفاق است كه كتابي كه محمد(ص) آورده است، عقلها را در برابر خود مغلوب ساخت و تاكنون كسي نتوانسته است مانند آن را بياورد، سبك اين كتاب با هيچيك از سبكهاي معمول ميان عرب اعم از خطابه، رجز، شعر و سجع كاهنان شباهت ندارد. امتياز و جاذبه اين كتاب به قدري است كه اگر يك آيه از آن درميان كلمات ديگران قرار گيرد همچون ستاره اي فروزان در شب تاريك مي درخشد!»(1)

«جان ديون پورت» مؤلف كتاب عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن مي نويسد: «قرآن به اندازه اي از نقائص مبرا و منزه است كه نيازمند كوچكترين تصحيح و اصلاحي نيست و ممكن است از اول تا به آخر خوانده شود بدون آنكه انسان كمترين ملامتي از آن احساس كند.»(2)

«گوته» شاعر و دانشمند آلماني مي گويد:

«ساليان درازي كشيشيان از خدا بي خبر ما را از پي بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن محمد(ص) دور نگاه داشته بودند، اما هرقدر كه ما قدم در جاده علم و دانش گذارده ايم، پرده هاي جهل و تعصب نابجا از بين مي رود و به زودي اين كتاب توصيف ناپذير (قرآن) عالم را به خود جلب نموده و تأثير عميقي در علم و دانش جهان كرده، سرانجام محور افكار مردم جهان مي گردد!»

هم او مي گويد: «ما در ابتدا از قرآن روگردان بوديم، اما طولي نكشيد كه اين كتاب توجه ما را به خود جلب كرد و ما را دچار حيرت ساخت تا آنجا كه در برابر اصول و قوانين علمي و بزرگ آن سر تسليم فرود آورديم.»(3)

بانو دكتر «لورا واكسيا والگيري» استاد دانشگاه ناپل در كتاب پيشرفت سريع اسلام مي نويسد:

«كتاب آسماني اسلام نمونه اي از اعجاز است... قرآن كتابي است كه نمي توان از آن تقليد كرد، نمونه سبك و اسلوب قرآن در ادبيات سابقه ندارد، تأثيري كه اين سبك در روح انسان ايجاد مي كند ناشي از امتيازات و برتريهاي آن است... چطور ممكن است «اين كتاب اعجازآميز» ساخته محمد(ص) باشد در حالي كه او يك نفر عرب درس نخوانده اي بود...


2

ما در اين كتاب گنجينه ها و ذخايري از علوم مي بينيم كه فوق استعداد و ظرفيت باهوش ترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قوي ترين رجال سياست و قانون است. به دليل اين جهات است كه قرآن نمي تواند كار يك مرد تحصيل كرده و دانشمند باشد.»(4)

سيد قطب در تفسير في ضلال مي گويد: جمعي از ماديون در روسيه شوروي هنگامي كه مي خواستند در كنگره مستشرقين كه در سال 1954 م تشكيل شد بر قرآن خرده بگيرند چنين مي گفتند كه اين كتاب نمي تواند تراوش مغز يك انسان -محمد- بوده باشد بلكه بايد نتيجه تلاش و كوشش جمعيت بزرگي باشد! حتي نمي توان باور كرد كه همه آنها در جزيره العرب نوشته شده باشد بلكه به طور قطع قسمتهايي از آن در خارج جزيره العرب نوشته شده است.(5)

علت اين رأي مضحك آن بود كه آنها از يك سو طبق منطق شان وجود خدا و مسئله وحي را منكر بودند و از سويي ديگر نمي توانستند قرآن را زاييده مغز انساني در جزيره العرب بدانند.


3

ضرورت شناخت اعجاز قرآن

شناخت اعجاز قرآن از ابتدائي ترين، اصيل ترين و ضروري ترين شناخت هاست چرا كه:

1-ميليونها مسلمان بر اين باورند كه قرآن معجزه است، اين باور بايد آگاهانه و دليل مند باشد نه تقليدي و تعبدي و ما هم براي خويش و هم براي آگاهي دادن به ديگران به ويژه غير همكيشان نياز شديد به استدلال بر چگونگي اعجاز قرآن داريم.

2-قرآن سند نبوت پيامبر گرامي است خود سنديت قرآن متكي به معجزه بودن آنست بدين معني اعجاز قرآن هم سند خود قرآن است و هم سند نبوت پيامبر اكرم(ص)

3-تصديق معجزه بودن قرآن تصديق به رسالت رسول اكرم(ص) و امامت ائمه(ع) است.

4-بي ترديد قرآن كريم سرنوشت سازترين كتاب در سرنوشت مردم جهان بوده است قرآن نه تنها در سرنوشت مسلمانان تأثير ژرف داشته بلكه در فرهنگ و تمدن و سرنوشت مردم جهان اثر گذارده است. پس قرآن كريم به عنوان عامل اعجازگر در سرنوشت ملل جهان بايد كنكاش شود.

5-درك و شناخت آگاهانه اعجاز قرآن پذيرش دستورات آن را آسان مي كند و برتري ها و شگفتيهايش را به تبلور مي نشاند.


4

اعجاز قرآن

آنچه مي توان به عنوان فرق بين معجزات پيامبران گذشته و پيامبر خاتم(ص) قائل شد اين است كه قلمرو اعجاز قرآن مرز جغرافيايي و تاريخ زماني را در نورديده و فراسوي زمين و زمان است؛ برخلاف معجزات پيامبران پيشين كه در مقطع خاص وتنها بر مخاطبان ويژه بكار افتاده است و اگر قرآن نبود شايد در صحت تاريخي همان معجزات هم باديده ترديد مي نگريسيتم.

هر يك از مفسرين و محققين علوم قرآني كه توانسته اند نهايت توان خود را درباره قلمروهاي معجزه بودن اين كتاب آسماني به كار گيرند، در پايان به كامل نبودن نوشتار خود اذعان نموده اند چرا كه جستجو در تمام اعماق اين اقيانوس بيكران از عهده انسان خارج بوده و خداوند بارها و به دفعات، انسان را به آوردن كتابي همانند قرآن و يا حتي سوره و آيه اي مثل اين كتاب دعوت كرده است. و اساساً يكي از ابعاد اعجاز قرآن تحدي آن است؛ قرآن، انسان ها را در آوردن مثل و شبيهي براي خود، به مبارزه فراخوانده و سپس تصريح فرموده است:

«بگو: اگر انسانها و جنيان» اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند نخواهند توانست هرچند يكديگر را «در اين كار» كمك كنند»(اسراء88)

آنچه مي توان به عنوان يكي از مهمترين اعجاز اين كتاب نام برد اعجاز به لحاظ آورنده آن است.

تمام كساني كه خواستار آن بوده اند كه تا به نوعي از عمل به دستورات اين كتاب سرباز زنند، ارتباط اين كتاب با منبع وحي را انكار كرده و آنرا ساخته و پرداخته آورنده يعني پيامبر اسلام(ص) دانسته اند، در حالي كه به گواهي تاريخ و تصريح خود قرآن، آن حضرت(ص) اولاً از يك محيط عقب افتاده و نيمه وحشي بود، و هيچ چيزي كه مايه پيشرفت و ترقي باشد در آن منطقه يافت نمي شد و ثانيا آن بزرگوار درس نخوانده و بي سواد بود و مطلقا خواندن و نوشتن نمي دانست ولي با اين توصيفات كتابش قابل مقايسه با ساير كتب آسماني و يا سخنان فلاسفه و حكما نيست و به قول شاعر:

كسي كه به مكتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد


5

گرچه اين معنا «امي بودن پيامبر(ص)» در ابتدا نقص به نظر مي رسد ولي در مورد شخص پيامبر(ص) يك نقطه قوت به شمار مي رود چرا كه بعد از آوردن قرآن با آن عبارات و محتوا و معارف عالي، ديگر كسي شك نمي كند كه آن از ناحيه خداست نه زاييده فكر يك انسان درس نخوانده؛ چنانكه قرآن مي فرمايد: «تو هرگز قبل از آن كتابي نمي خواندي و با دست خود چيزي نمي نوشتي، مبادا كساني كه در صدد ابطال گفتار تواند شك و ترديد كنند.»(عنكبوت48)

فلسفه امي بودن حضرت

پيامبر اسلام(ص) گاه و بيگاه مورد اين اتهام بودند كه آموزش بشري ديده اند چنانكه قرآن مي فرمايد:

«مي گفتند او ديوانه اي است كه (برخي)، قرآن را به او آموخته اند»(دخان14)

گاه گاهي مي گفتند اين آيات را فردي غيرعرب مثل سلمان به ايشان القا مي كند قرآن در پاسخ مي گويد: (زباني كه به پيامبر مي آموزند (نسبت آموزش مي دهند) غيرعربي است و اين قرآن به زبان عربي فصيح و روشن است» (نحل103)

پس اگر پيامبر اكرم(ص) آموزش بشري ديده بودند آن آموزش، سوژه اي براي همه كفر باوران مي شد تا قرآن را متهم به يك پديده انساني كنند. درس نخواندگي پيامبر(ص) و امي بودن ايشان زمينه بسيار شايسته اي بود براي اعتقاد به خدايي و ماورايي بودن قرآن مجيد، و اصل بنيادين و استواري بود براي نفي هميشه اين اتهام كه قرآن، پديده آموزش انساني است.

در اين نوشتار درصدد آنيم تا به طور مختصر و بسان برگرفتن قطره اي از ميان اقيانوس، به برخي ابعاد مختلف معجزه بودن قرآن اشاره اي داشته باشيم.


6

الف: اعجاز ساختاري قرآن

1- فصاحت و بلاغت

از آنجاييكه پيامبران الهي براي اثبات مدعاي خود معجزاتي هماهنگ و هم سنخ با آنچه در زمان آنان رواج يافته و اوج گرفته است مي آوردند تا اعجاز آن به روشنترين وجه اثبات شود، براين اساس در عصر سحر و جادو، حضرت موسي(ع) با معجزه اي همسان با سحر رايج آن زمان (تبديل عصا به اژدها) و در عصري كه علم پزشكي در بالاترين سطح فرهنگ آن جامعه قرار داشت زنده كردن مردگان و شفا دادن كور مادرزاد توسط حضرت عيسي(ع) معجزه اي براي نبوت آن حضرت بود، در زمان نزول قرآن نيز فصاحت و بلاغت در بالاترين حد خود ظهور پيدا كرده بود و لازم بود تا معجزه پيامبر اسلام(ص) نيز مطابق با آن، ظهور پيدا كرده و بتواند مخاطبان خود رابه آن تحدي كند چراكه اگر معجزه هر عصري نتواند با علوم آن عصر همخواني داشته باشد هدف از معجزه و هماوردخواهي آن بلافايده خواهد بود.

از سوي ديگر مخالفان پيامبراكرم(ص) و مدعيان نبوت در عصر آن حضرت و اندكي پس از آن، در مقام همانندآوري قرآن بر اين بعد تكيه داشته اند. فصاحت به معناي شيوايي كلمات و رواني تلفظ آنهاست و بلاغت به معناي رسايي و گويايي و دقت تعابير در فهماندن مقصود است. اين ويژگي ممتاز موجب شد تا در زمان پيامبر اسلام(ص) اشخاصي كه ازنظر فصاحت و بلاغت و بطور كلي در ادبيات عرب ممتاز و خبره شناخته مي شدند به فكر فرو روند و چون قادر به انكار آن كلمات نبودند آنرا سحر معرفي كردند. قرآن كريم با اشاره به اين افراد مي فرمايند: (اوست (كه براي مبارزه با قرآن) انديشه كرد و مطلب را آماده ساخت... سپس نگاهي افكند، بعد چهره درهم كشيد و عجولانه دست بكار شد؛ سپس پشت به حق كرد و تكبر ورزيد و سرانجام گفت: اين (قرآن) چيزي جز افسون و سحري همچون سحرهاي پيشينيان نيست، اين فقط سخن انسان است.) (مدثر25)


7

2- عدم اختلاف

يكي ديگر از اعجاز اين كتاب ناظر به هماهنگي آيات و عدم اختلاف در آنها است قرآن مي فرمايد:

(آيا درباره قرآن نمي انديشند؟! اگر از سوي غيرخدا بود، اختلاف فراواني در آن مي يافتند.)

(نساء 82)

تدبر در قرآن ما را به اين نكته رهنمون مي دارد كه كتابي كه سالهاي متمادي در مكانهاي مختلف و در زمانهاي گوناگون و در حالتهاي متفاوت، گاهي در سختي و گاهي درحال آساني، گاهي در جنگ و گاهي در صلح، گاه در فقر و فلاكت و گاه در پيروزي و جمع غنائم جنگي، گاهي در سفر و گاهي در حضر، گاهي در مكه و گاهي در مدينه، زماني در برخورد با دشمنان و زماني در رابطه با دوستان و از همه مهمتر اينكه در مدت زمان طولاني- 23سال- نازل شده است نمي تواند توسط شخص تنظيم شده باشد و در آن اختلافي نيز يافت نشود.

درحالي كه روحيات انسان دائماً متغير بوده و قانون تكامل در شرايط عادي به گونه اي است كه دائماً با گذشت ايام، زبان وفكر و سخنان انسان نيز درحال دگرگوني است و هرگز نوشته هاي يك نويسنده يكسان نبوده، بلكه آغاز و انجام يك كتاب نيز متفاوت است.

اما قرآن كتابي است كه در مدت 23سال بر طبق احتياجات و نيازمنديهاي تربيتي مردم- در شرايط مختلف- نازل شد و به گفته دكتر گوستاولبون قرآن كتاب آسماني مسلمانان، منحصر به تعاليم و دستورات مذهبي تنها نيست، بلكه دستورهاي سياسي و اجتماعي مسلمانان نيز در آن درج است. چنين كتابي عادتاً ممكن نيست خالي از تضاد و تناقض و مختلف گويي باشد ولي مي بينيم همه آيات آن هماهنگ و خالي از هرگونه تضاد و اختلاف و ناموزوني است، پس نمي تواند زاييده افكار بشر باشد.


8

3- جذبه و روحانيت خاص

از همان اوايل بعثت پيامبر(ص) تأثير شگرف قرآن در قلوب مردم واضح بود به طوري كه مشركين عرب، مردم را از گوش دادن به قرآن منع مي كردند تا جذب كلام الهي نشوند، و اعرابي كه به دور از چشم مشركين به اين آيات گوش مي سپرند، ناخواسته جذب معنويت و روحانيت آن مي شدند. گيرايي، زيبايي و تأثير شگفت و... از ابعاد اعجاز و از ويژگيهاي بي مانند اين كتاب آسماني است. اين نفوذ كه نه تنها در فكر بشر بلكه در قلب او نيز اثر كرده است موجب شد تا عرب دوران جاهليت كه دختران خود را كشته و خشن ترين و كينه جويانه ترين اعمال را انجام مي داد نيز در روند جاذبه شگفت و تأثير انقلاب ساز قرآن مجيد دگرگون شود و نكته جالب آنكه در سيزده سال آغازين اسلام در مكه، شمشير و سلطه در كار نبود و تنها عامل جذاب در كنار اخلاق پيامبراكرم(ص)، قرآن بود كه خود بزرگترين اعجاز است. به عنوان نمونه بسياري از مفسرين نقل كرده اند هنگامي كه آيات سوره غافر نازل شد پيامبر اسلام(ص)، در مسجدالحرام به نماز ايستاده بود. وليدبن مغيره مخزومي(مرد معروف و سرشناس مكه كه سران قريش به عقل و درايت او اعتماد داشتند و در مسائل مهم با او به شور مي پرداختند) نزديك حضرت بود و تلاوت آيات او را مي شنيد. هنگامي كه پيامبر(ص) متوجه اين موضوع شد آيات را تكرار كرد. اين آيات سخت «وليد» را تكان داد و هنگامي كه به مجلس قومش «طايفه بني مخزوم» بازگشت گفت به خدا قسم هم اكنون كلامي از محمد(ص) شنيدم كه نه شباهت به سخن انسانها دارد ونه به پريان. گفتار او شيريني خاصي دارد و زيبايي و طراوت فوق العاده اي، شاخه هايش پر ميوه و ريشه هايش پرمايه و سخني است كه از هر سخن ديگر بالاتر مي رود و هيچ سخني بر آن برتري نمي يابد.)(6)

امروزه نيز پس از قرنها از نزول قرآن، روحانيت اين كتاب را معجزه خاص آن مي دانند، كه هيچكس توان آوردن كلامي با چنين تأثيرات شگرف را ندارد.


9

ب- اعجاز محتوايي

- اعجاز در جامعيت و استحكام قوانين

نظام تشريع و قانونگذاري قرآن از چنان متانت و استواري برخوردار است كه هيچ كس قادر نبوده و نيست تا همانند آن را بياورد بلكه هر قانوني كه توسط انسان و افراد خبره وضع مي شود پس از گذشت چندي، اشكالات و سستي آن آشكار شده و ناچار به تغيير آن مي شوند. و حال آنكه با توجه به معلومات محدود انسان و باتوجه به اينكه پيامبراكرم(ص) در محيطي پرورش يافته بود كه از همان علم و دانش محدود بشري آن زمان نيز خبري نبوده، آيا وجود اين همه محتواي متنوع در زمينه مسايل توحيدي و اخلاقي و اجتماعي و سياسي و نظامي دليل بر اين نيست كه از مغز انسان بلكه انسانها تراوش نكرده بلكه از ناحيه خداست.


10

ويژگي هاي قوانين قرآن

آنچه مي توان از جمله ويژگي هاي قوانين قرآن برشمرد عبارت است از:

1- جامعيت و گستردگي: خطابات قرآن مربوط به همه انسانهاست و حتي يك مورد خطاب (يا اهل العرب) در قرآن ديده نمي شود. بدين ترتيب مخاطبين قرآن همه جهانيان، و قوانين آن ناظر به همه انسانهاست.

2- تقويت پيوندهاي اجتماعي، 3- احترام به حقوق بشر، 4- اهتمام به آزادي و امنيت، 5- ضمانت هاي اجرايي قوي بوسيله حكومت اسلامي، نظارت عمومي، و دروني.(به تعبير ديگر ايمان و اعتقاد به مباني اسلام و مسائل اخلاقي و عاطفي).

6- اصول ثابت و متغير

از مسلمات است كه اگر تمام دانشمندان امروز و متخصصان علوم مختلف جمع شوند و دائره المعارفي تنظيم كنند و آن را در بهترين قالب ها بريزند ممكن است اين مجموعه براي امروز جامعيت داشته باشد اما مسلماً براي 50سال بعد نه تنها ناقص و نارسا است بلكه آثار كهنگي از آن مي بارد درحالي كه قرآن در هر عصر و زماني كه خوانده شود گويي براي همان عصر نازل شده است.


11

ج: اعجاز قرآن و اخبار غيبي

اخبار غيبي قرآن شامل موارد زير است:

1- اخبار گوناگوني از خداوند و اوصاف آن، فرشتگان، اجنه، عالم برزخ و آخرت، بهشت و جهنم، چگونگي برپا شدن قيامت، و رسيدگي به اعمال بندگان و...

2- اخبار غيبي از امتهاي گذشته: يكي از اعجازهاي اين كتاب خبر از امتهاي گذشته و سرگذشت آنها است. چراكه در عصري كه هيچ كس اطلاع دقيقي از گذشته نداشته و هيچيك از وسائل اطلاع رساني و يا علوم باستان شناسي موجود نبوده است، قرآن دقيقاً به آن مي پردازد و پس از قرنها، امروزه براثر كاوش هاي باستان شناسي نشانه هايي از آن يافت مي شود كه مي توان به عنوان نمونه به سرگذشت قوم سبا اشاره كرد. درحاليكه تا قرن 19م مورخان جهان از وجود چنين قوم و چنان تمدني اظهار بي اطلاعي مي كردند. و جالب اينكه قبل از اكتشافات جديد، نامي از سلسله ملوك سبا و تمدن عظيم آن برده نمي شد و مورخان «سبا» را فقط شخصي فرضي مي دانستند كه پدر مؤسس دولت «حمير» بود درحاليكه قرآن ضمن آنكه سوره اي را براي اين قوم نام نهاده، به يكي از مظاهر تمدن آنها نيز كه بناي سد تاريخي مأرب است اشاره مي كند. و قرنها بعد، پس از كشف آثار تاريخي اين قوم در يمن، عقيده دانشمندان دگرگون مي شود. جالب توجه اينكه يكي از عللي كه سبب شده بود كه آثار تمدن سبا تا قرن 19م استخراج نشود، سختي راه و گرماي شديد هوا بود تا اينكه عده معدودي از باستان شناسان به خاطر علاقه شديدي كه نسبت به كشف اسرار آثار سبا داشتند توانستند به قلب شهر «مأرب» و نواحي آن وارد شوند و از آثار و خطوط و نقوش فراواني كه برروي سنگها ثبت شده بود نمونه برداري كنند و به جزئيات اين قوم وحتي تاريخ بناي سد مأرب و خصوصيات ديگر پي بردند و براي غربيان ثابت شد كه آنچه را قرآن قرنها قبل در اين زمينه بيان كرده يك افسانه نيست بلكه يك واقعيت تاريخي است كه آنها از آن بي خبر بوده اند.(7)

3- اخبار غيبي از وقايع آينده: قرآن از روند تاريخ و از آينده هاي دور يا نزديك، گاه خبرهاي قاطعي داده است كه اين پيشگويي ها يكي ديگر از ابعاد اعجاز قرآن مجيد است. بدين جهت كه اين پيشگويي ها قاطع و محكم است و ترديد و گمان در آنها راه ندارد درحاليكه اگر اين اخبار از طرف شخص پيامبر(ص) بدون واسطه وحي مي بود بايد با ترديد بيان مي شد چراكه در صورت خلاف، مردم به پيامبري او ظنين شده و از اطراف او پراكنده مي شدند.


12

مهمترين پيشگويي قرآن، آياتي است كه غلبه ناپذيري قرآن را در همه اعصار و قرون نفي كرده و مي فرمايد: (اگر جن و انس با هم متحد شوند كه مانند اين قرآن كتابي بياورند هرگز نخواهند توانست مانند آن را بياورند هرچند همه پشتيبان يكديگر شوند.)(اسراء 88)

و در آيه اي ديگر ضمن اينكه همگان را به آوردن سوره اي همانند قرآن دعوت مي كند، مي فرمايد:

«فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار التي وقودها النار و الحجاره اعدت للكافرين.» (بقره24)

در آيه كريمه فوق «لن تفعلوا» به معناي نفي هميشگي است يعني هيچگاه نخواهيد توانست همانند اين كتاب را بياوريد.

اين پيشگويي از 1400سال پيش تاكنون ادامه يافته و تاكنون دشمنان نتوانسته اند همانند يك سوره را بياورند كه اگر توانسته بودند، باتوجه به گستردگي دشمنان قرآن، سريعاً آن را گسترش داده و بر عليه اسلام و قرآن تبليغات مي كردند.

آنچه از اين آيات به دست مي آيد آنست كه تحدي قرآن اختصاص به هيچ عصر و نسل و گروهي ندارد و هم اكنون نيز قرآن كريم براي اثبات معجزه بودن خود و حقانيت رسالت رسول اكرم(ص) همگان را اعم از توده مردم، محققان و نوادر به هماوردي و مبارزه مي طلبد.

پيشگويي هاي قرآن بسيار است كه بعضي پس از مدت كوتاهي به وقوع پيوست مانند وعده پيروزي در برخي جنگ ها و برخي نيز پس از سالها و يا قرنها واقع شده و ما شاهد بعضي از آن ها هستيم و بعضي نيز مربوط به آينده است.

1- تفسير نمونه- ج1 ص.135

2- كتاب: سازمانهاي تمدن امپراطوري اسلام ص111

3- تفسير نمونه ج1 ص137

4- همان ص138

5- تفسير ظلال القرآن ج5 ص282

6- مجمع البيان ج10ص 386

7- تفسير نمونه، ج18ص69


13

روزنامه كيهان، 1 شهريور 1384