كنترل جمعيت و عقيم سازى

سيد محسن خرازى


1

فصل نخست

توليد مثل و فرزند متعدد داشتن بدون در نظر گرفتن موانع ديگر،پسنديده است.

براى اثبات مطلوبيت آن، چند دسته از روايات، قابل استناد است:

دسته اول: رواياتى كه دلالت دارند هنگام ازدواج زنى را انتخاب كنيد كه فرزندزيادمى‏آورد:

صحيحه محمد بن مسلم عن ابى جعفر(ع) قال: قال رسول اللّه(ص): تزوجوا بكرا ولودا ولاتزوجوا حسناء جميله عاقرا: فانى اباهى بكم الامم يوم القيامه ((10)) امام باقر(ع) از قول رسول خدا(ص) فرمود: با دختر باكره اى كه فرزند زيادمى‏آورد،ازدواج‏كنيد و با زن نازاى زيبا ازدواج نكنيد زيرا من به فزونى جمعيت شما در روز قيامت، برامت‏ها، مباهات مى‏كنم.

روشن است كه تشويق به ازدواج با ولود و بيان علتى كه براى آن ذكر نموده(مباهات‏به‏فزونى جمعيت) دلالت برمطلوبيت فرزند زياد دارد. صحيحه عبداللّه بن سنان عن ابى عبداللّه(ع) قال: جاء رجل الى رسول اللّه(ص) فقال:

يا نبى اللّه! ان لى ابنه عم قد رضيت جمالها و حسنها و دينها ولكنها عاقر. فقال( ص):لاتزوجها ان يوسف بن يعقوب لقى اخاه فقال: يا اخى! كيف استطعت ان تتزوج النساءبعدى؟ فقال:

ان ابى امرنى وقال: ان استطعت ان تكون لك ذريه تثقل الارض بالتسبيح‏فافعل. قال(ع): فجاء رجل من الغد الى النبى(ص) فقال له مثل ذلك،فقال‏له: تزوج‏سكولاآء ولودا فانى مكاثر بكم الامم يوم القيامه. قال: فقلت لابى عبداللّه: ما السوآء؟ قال‏القبيحه، ((11)) امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد حضرت رسول(ص) آمد و گفت: اى پيامبر خدا!دختر عمويى دارم كه زيبايى و حسن و دين او را مى‏پسندم ولى نازا است،پيامبر(ص) فرمود: با او ازدواج نكن زيرا حضرت يوسف در ديدار با برادرش پرسيد:چگونه پس‏از من توانستى با زنان ازدواج كنى؟ پاسخ داد: پدرم به من فرمان داد و گفت:اگر مى‏توانى فرزندانى پديد آورى كه زمين را آكنده از تسبيح كنند، ازدواج كن. امام فرمود:فرداى آن روز مردى نزد پيامبر آمد و همان پرسش را نمود، پيامبر فرمود:

با زن سكولاآء كه فرزند زياد مى‏آورد، ازدواج كن زيرا من در روز قيامت به‏فراوانى‏مسلمانان برساير امت ها تفاخر مى‏كنم.

راوى مى‏گويد سوال كردم: سوآء چيست؟ امام‏فرمود: زن زشت منظر.


2

اين حديث از جوانب مختلف برمطلوبيت فراوانى اولاد دلالت مى‏كند:

الف) تشويق به ازدواج با ولود.

ب) محبوب بودن سنگينى زمين به وسيله تسبيح كنندگان.

ج) تعليل به تفاخر برامت ها در روز قيامت،به انبوه جمعيت مسلمانان.

دسته دوم: رواياتى كه به خاطر محبوب بودن آوردن فرزند فراوان، به ازدواج‏تشويق‏مى‏كنند:

صحيحه ابن رئاب عن محمد بن مسلم او غيره عن ابى عبداللّه(ع) قال: قال رسول‏اللّه( ص): تزوجوا فانى مكاثر((12)) بكم الامم غدا فى القيامه حتى ان السقط ليجى‏ءمحبنطيا على باب الجنه، فيقال له: ادخل الجنه. فيقول: لا حتى يدخل ابواى قبلى ((13)) امام صادق(ع) از پيامبرخدا(ص) نقل مى‏كند: ازدواج نماييد زيرا من در فرداى قيامت به‏فزونى شما بر امت ها ا فتخار مى‏كنم تا جايى كه فرزند سقط شده با انتظار و ناراحتى بر دربهشت مى‏آيد، به او گفته مى‏شود: وارد بهشت شو. در پاسخ گويد: خير وارد بهشت‏نمى‏شوم مگر اين كه پدر و مادرم پيش از من وارد شوند.

شيخ صدوق درمعانى الاخبار درمعناى واژه محبنطيا از ابوعبيده نقل كرده:

المحبنط‏ى بدون همزه يعنى كسى كه به خاطر دير شدن، منتظر و ناراحت است‏والمحبنط‏ى‏ء با همزه يعنى كسى كه شكم بزرگ و فراخ دارد. ((14)) اين روايت كه در روايت بعدى نيز آمده است دلالت بر مطلوبيت ازدياد فرزند دارد.

روايتى كه دركتاب خصال در حديث چهارصد گانه از امام على(ع) آمده است:

تزوجوا فان رسول اللّه كثيرا ما كان يقول: من كان يحب ان يتبع سنتى فليتزوج.

فان من سنتى التزويج و اطلبوا الولد فانى اكاثر بكم الامم غدا ((15)) ازدواج كنيد زيرا پيامبر بارها فرمود: كسى كه دوستدار پيروى از سنت من است، بايدازدواج كند. همانا ازدواج جزء سنت من است و در طلب فرزند باشيد زيرا من‏در فرداى‏قيامت به فزونى جمعيت شما بر امت ها تفاخر مى‏كنم.

اطلاق اطلبوا الولد محبوبيت زياد نمودن فرزند رادر بر مى‏گيرد. به علاوه علتى كه در ذيل‏روايت بيان شده نيز برمطلوبيت آن دلالت دارد.

دسته سوم: رواياتى كه برمطلوب بودن افزودن برتعداد فرزندان دلالت مى‏كند:


3

عن عده من اصحابنا عن احمد بن محمد عن القاسم بن يحيى عن جده الحسن بن راشدعن‏محمد بن مسلم عن ابى عبداللّه(ع) قال: قال رسولاللّه(ص): اكثروا الولد اكاثر بكم‏الامم‏غدا ((16)) امام صادق(ع) از پيامبر(ص) نقل فرمود: برتعداد فرزندان بيفزاييد زيرا من در روز قيامت به‏فزونى شما بر امت ها تفاخر مى‏كنم.

عن عده من اصحابنا عن احمد بن محمد عن عثمان بن عيسى عن ابن مسكان عن‏بعض‏اصحابه انه قال: قال على بن الحسين(ع): من سعاده الرجل ان يكون له ولديستعين بهم ((17)) امام سجاد(ع) فرمود: از سعادت مرد داشتن فرزندانى است كه از آنها يارى جويد.

عن عده من اصحابنا احمد بن محمد بن خالد عن بكر بن صالح قال: كتبت الى‏ابى الحسن(ع): انى اجتنبت طلب الولد منذ خمس سنين وذلك ان اهلى كرهت ذلك‏وقالت:

انه يشتد على تربيتهم لقله الشى‏ء فماترى؟ فكتب(ع) الى:

اطلب الولد فان اللّه يرزقهم ((18)) از امام كاظم(ع) درنامه اى پرسيدم:پنج سال است كهاز بچه دار شدن اجتناب‏مى‏كنم زيرا همسرم از اين كار ناخشنود است و مى‏گويد: براى من تربيت و نگه دارى‏فرزند با كمبود مالى مشكل است. شما چه مى‏فرماييد؟ امام در پاسخ نوشت: در پى‏فرزنددار شدن باش زيرا روزى او را خدا مى‏دهد. اين روايت به خاطر جهالتبكربن صالح ضعيف است.

دسته چهارم: رواياتى كه عزل را ناپسند مى‏شمارد:

صحيحه محمد بن مسلم عن احدهما(ع): انه سئل عن العزل.

فقال: اما الامه فلاباس واماالحره فانى اكره ذلك الا ان يشترط عليها حين يتزوجها ((19)) از امام باقر(ع) يا امام صادق(ع) درباره حكم عزل پرسيدند، فرمود: اما با كنيز اشكال ندارد.ولى نسبت به زن آزاد اين كار را ناپسند مى‏دانم مگر هنگام ازدواج،باوى شرط شود.

از اين حديث به دست مى‏آيد كه انزال بايد در رحم زن باشد و لازمه آن باردارى و ازديادنسل است. مگر گفته شود: احتمال دارد روايت درمقام بيان اين نكته نباشد بلكه مى‏خواهدبگويد: كراهت عزل براى رعايت حقوق زن درمجامعت است، كه در تاييد آن مى‏توان به‏اين مطلب تمسك جست كه كراهت عزل با شرط هنگام عقد، برداشته مى‏شود. اگر قائل شويم كه از جمله حقوق زن، افزودن برتعداد فرزند است، درنهايت، كراهت‏عزل‏دلالت بر مطلوبيت ازدياد فرزند دارد.

همچنين روايات ديگرى دركتب شيعه و سنى، مطلوبيت فزونى فرزند رامى‏رساند. اشكال: احاديث ديگرى داريم كه با روايات قبلى تنافى دارد، به اين مضمون كه كمى عيال‏يكى از اسباب دو راحتى دنيا است:


4

فى الخصال عن ابيه عن سعد عن اليقطينى عن القاسم بن يحيى عن جده الحسن بن‏راشد عن ابى بصير و محمد بن مسلم عن ابى عبداللّه(ع) قال: حدثنى عن جدى عن‏آبائه(ع):

ان امير المومنين علم اصحابه فى مجلس واحد اربعمائه باب مما يصلح للمسلم فى‏دينه ودنياه الى ان قال: قله العيال احد اليسارين ((20)) امام صادق(ع) فرمود: پدرم از جدم و او از پدرانش روايت كرده: اميرالمومنين(ع)دريك‏مجلس چهارصد مورد از مواردى كه به صلاح دين و دنياى مسلمان است،به آنها تعليم دادتا اين كه فرمود: كمى عيال از اسباب راحتى است.

قاسم بن يحيى درسند، مجهول است.

فى قرب الاسناد عن ابن طريف عن ابن علوان عن الصادق عن ابيه(ع) قال: قال‏رسول اللّه(ص) :قله العيال احد اليسارين ((21)) امام باقر(ع) از پيامبرخدا(ص) نقل كردندكه فرمود: كمى عيال از اسباب راحتى است.

ابن طريف و ابن علوان هردو مجهول هستند.

عن على بن احمد بن موسى عن محمد بن هارون الصوفى عن عبيداللّه موسى الرويانى‏عن‏عبدالعظيم بن عبداللّه الحسنى عن ابى جعفر الثانى عن ابائه عن امير المومنين(ع) قال:قله ا لعيال احد اليسارين ((22)) امام جواد(ع) از پدرانش نقل نمود كه حضرت على(ع) فرمود:

كمى عيال از اسباب راحتى‏است.

محمد بن هارون الصوفى و عبيداللّه موسى الرويانى هردو مجهول هستند.

اين روايات كمى عيال را تشويق مى‏كنند. پس با روايات گذشته كه تشويق به زيادنمودن‏فرزند مى‏نمايند، منافات دارند. گذشته ازاين كه در ابتداى حديث اول، ذكر شده كه امام (ع) چهارصد مورد از موارد صلاح دين و دنياى مسلمان را به اصحابش تعليم داد. جواب: ا لف) اين روايات از نظر سند ضعيفند و نمى‏توانند با رواياتى كه‏برمحبوبيت ازديادفرزند دلالت مى‏كنند، معارضه كنند. ب) واژه عيال مطلق است و شامل همسر و فرزندان مى‏شود.

پس اين روايات به‏رواياتى كه‏دلالت برمحبوبيت ازدياد فرزند مى‏كنند، مقيد مى‏شوند. ج) آنچه ازاين روايات استفاده مى‏شود، تشويق به كم نمودن اهل و عيال نيست‏بلكه‏راهنمايى به اين نكته است كه زيادى عيال سخت و مشكل زا است و اين مضمون‏با مستحب بودن ازدياد اولاد و تلاش براى خانواده و تحمل مشكلات تنافى ندارد.

همانند اين كه بخشيدن آنچه نزد انسان محبوب است و يا ايثار مال، با ضيق‏معيشت،مشكل و سخت است با اين حال، انفاق مستحب و پسنديده مى‏باشد.

خلاصه، تحمل مشكلات درراه تحصيل نفقه عيال پسنديده است مثل بيان امام(ع):


5

الكاد على عياله من حل، كالمجاهد فى سبيل اللّه ((23)) كسى كه از راه حلال براى امرار معاش زن و فرزند، تلاش مى‏كند، همانند مجاهد راه خدااست.

اشكال: اگر فزونى فرزند مطلوب است چرا در بعضى از ادعيه براى دشمنان‏دين درخواست گرديده است؟ مثلا درحديث نبوى آمده است: (متن حديث) بارخدايا! به‏محمد( ص) و خاندانش و كسانى كه دوستدار آنها هستند، عفاف و معاش به قدر كفايت‏عطافرما و كسانى را كه به او و خاندانش بغض و دشمنى مى‏ورزند، به زيادى مال و فرزندگرفتار فرما. ((24)) نويسنده كتاب الحياه ازاين دعاى آموزنده چند مطلب استفاده مى‏كند:

الف) كسى كه از سيره پيامبر(ص) پيروى مى‏كند، نبايد در پى ازدياد فرزند باشد تا بتواند برتامين نيازمندى ها و تعليم و تربيت آنها موفق شده و آنها رابافرهنگ و با اخلاق وكارآزموده نمايد و در حفظ سلامت جسمى و اعتدال روحى آنها، با سيراب كردن روانشان‏از محبت و عطوفت، موفق شود و فرزندانى سالم و با نشاط و مفيد و كارا و رشد يافته،تحويل جامعه دهد.

ب) رسول خدا(ص) براى دشمنان خود و دشمنان خاندانش از پروردگار طلب كثرت مال‏وفرزند كرد. شايد اين دعا اشاره به تبعات نظام پر جميعت مخربى باشد كه بافرض غلبه‏برمشكلات آن،مردم دربندهاى استثمارى نظام سرمايه دارى خواهند افتاد كه ازآنان‏سودجويى اقتصادى نمايد. قابل توجه است كه كلينى(ره) روايت مذكور را دركافى،با سند خود بدون كلمه كثره نقل‏نموده و آورده است:وارزق من ابغض محمدا و آل محمد المال و الولد. ليكن‏مراد ازروايت، روشن است زيرا مال و فرزند، مذموم نيست درنتيجه زيادى آن دو مورد نظراست.((25)) پاسخ:كثرت مال و فرزند نسبت به كفار، وزر و وبال است زيرا به خاطر انكار حق و روى‏گرداندن از راه راست، هرچه از اموال و اولاد و امكانات داشته باشند، درراه اهدافشان به‏كار مى‏بندند، كه موجب غرق شد نشان درضلالت و انحراف مى‏گردد. پس‏اين دعا منافاتى‏با محبوبيت فراوانى فرزند براى مسلمانان ندارد زيرا كثرت اولاد سبب افتخار پيامبر وتقويت مسلمانان است. همان طور كه در روايات صحيح فراوان و مورد اتفاق،به اين مطلب‏تصريح شده است.

البته اگر وضعيت مسلمانان به صورتى باشدكه جمعيت زياد موجب اختلال در نظام‏جامعه‏و يا سبب به وجود آمدن مفاسد مى‏شود، فراوانى فرزند، رجحان و برترى خود را از دست‏مى‏دهد.


6

اشكال ديگر بركلام الحياه اين است كه مدعى شده سيره پيامبر(ص) بركمى تعداد فرزندبوده است. چطور مى‏شود اين ادعا را پذيرفت، درحالى كه پيامبر سفارش زيادى‏بر ازديادفرزند كرده است؟ شايد كم بودن تعداد فرزندان آن حضرت، تقدير الهى بود، از طرف ديگرسيره بعضى از امامان(ع) برازدياد نسل بوده است. چگونه است كه به اين سيره تمسك‏نمى‏گردد و به غير اينها توجه مى‏شود؟!علاوه براين كه درجواب كلام ايشان، كه نظام كثرت‏جمعيت سبب گرفتارى در باندهاى سودجويى اقتصادى مى‏شود، مى‏گوييم: ازدياد نسل،زمانى پسنديده است كه موجب اين نوع مشكلات نشود.

زمانى كه مسوولان مربوط، تدابير لازم رابينديشند و وسايل و امكانات مورد نياز را فراهم‏نمايند، ديگر ملازمه اى بين كثرت جمعيت و اين مشكلات نيست و مى‏توان برآن فائق‏آمد.

بنابراين نفرين كفار به زيادى فرزند، ملازمه اى باناپسندبودن نفس فزونى اولادنزد پيامبرندارد بلكه نفرين ازاين جهت است كه زيادى جمعيت آنان سبب وزر ووبال آنها است،وچه بسا در بعضى از دعاها،آنها به عقيم شدن نفرين شده اند، تامسلمانان از تجاوز و اذيت‏آنان در امان و سلامت باشند. همانند اين دعاى صحيفه‏سجاديه:

اللهم افلل بذلك عدوهم اللهم عقم ارحام نسائهم و يبس اصلاب رجالهم و اقطع‏نسل دوابهم و انعامهم ((26)) بارالها! با آنچه خواسته شد، دشمنان آل محمد را درهم شكن خدايا! رحم زن هايشان‏را نازاگردان و صلب مردانشان را خشك و عقيم ساز و نسل دام و حيواناتشان را قطع كن.

از مطالب گذشته جواب روايت بعدى از امام رضا(ع) روشن مى‏شود:

عن ابيه عن جده قال: مر جعفر(ع) بصياد،فقال: يا صياد! اى شى‏ء اكثر ما يقع‏فى شبكتك؟قال: الطير الزاق. قال: فمر و هو يقول(ع): هلك صاحب العيال هلك‏صاحب‏العيال ((27)) امام رضا(ع) از پدرش از جدش(ع) نقل فرمود: امام صادق(ع) درراه به صيادى برخورد و ازاو پرسيد: اى صياد! چه حيوانى بيشتر در تور تو گرفتار مى‏شود؟ صياد پاسخ داد: پرنده‏زاق.

راوى گويد: ا مام(ع) درحالى كه به راه خود ادامه مى‏داد،فرمود: صاحب اهل و عيال‏هلاك شد صاحب اهل و عيال هلاك شد.

زاق پرنده اى است كه با منقار به جوجه هايش غذا مى‏دهد و به سبب جمع‏آورى غذا براى جوجه هايش به دام مى‏افتد.

جواب از روايت اين است كه جمله هلك صاحب العيال هلك صاحب العيال، درمقام‏ترحم‏و دلسوزى برصاحب عيال است، نه در مقام مذمت فراوانى عيال يا فزونى‏اولاد. اشكال: مدعاى شما باآياتى كه درسرزنش كسانى وارد شده كه داراى زنان و فرزندمتعددبوده و اهل شهوترانى و تفاخر به فراوانى فرزند هستند، تنافى دارد.

فقه اهل بيت، شماره 22، ص 31