فهرست عناوين فهرست آيات
در مكتب اهل بيت(ع) ـ 25

جشن ميلاد پيامبر(ص)


1

به نام خداوند بخشاينده مهربان

جشن ميلاد پيامبر(ص)

قال رسول الله(ص) :

إنّي تاركٌ فيكم الثقلين: كتاب الله وعترتي أهل بيتي ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا أبداً، وإنّهما لن يفترقا حتّى يردا عليَّ الحوض

پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند:

من دو [چيز] گرانسنگ در ميان شما برجاي مي گذارم، كتاب خدا وخاندانم، اهل بيتم، تا زماني كه به اين دو تمسك جوئيد، هرگز گمراه نخواهيد شد وبدرستي كه اين دو هيچگاه از هم جدا نمي شوند تا در كنار حوض [كوثر] بر من وارد شوند.

« صحيح مسلم: ج7: 122، سنن الدارمي: ج2: 432، مسند أحمد: ج3: 14، 17، 26 و ج4: 371 و ج5: 182، 189. مستدرك الحاكم: ج3: 109، 148، 533 وجز آن» در مكتب اهل بيت(ع) ـ 25 پ

جشن ميلاد پيامبر(ص)

گروه پژوهش وپاسخ به شبهات

مترجم:

حسين على عربى

مجمع جهانى اهل بيت(ع)

ه در مكتب اهل بيت(ع) ـ 25

ه جشن ميلاد پيامبر(ص)

تأليف: گروه پژوهش (عبدالرحيم الموسوى)

ترجمه: حسين على عربى

تهيه كننده: معاونت فرهنگى ، اداره ترجمه

ويراستارى:

بازنگرى: عبدالله آل محمود

صفحه آرايى: نبيل يعقوبى

غلط گيرى: آمنه بعّاج

طرح جلد: حسين صمدى

ناشر: مجمع جهانى اهل بيت(ع) ، مركز چاپ و نشر

نوبت چاپ: اول

چاپخانه: ليلى

سال نشر: 1386هـ .ش/1428هـ . ق/2007م

تيراژ: 3000 جلد

شابك دوره اى: 4ـ270ـ529ـ964ـ978

ISBN:978-964-529-295-7

info@ahl-ul-bayt.org

www.ahl-ul-bayt.org


2
فهرست عناوين
حرف اول2
جشن ميلاد پيامبر(ص) 3
 .  امر اول: حادثه مقدس، زمان خود را مقدس مى سازد 3
 .  امر دوم: آيا جشن ميلاد پيامبر(ص) بدعت است؟ 5
 . .  سخنان برخى از علما در مورد اين بحث 6
 .  امر سوم: لزوم احترام پيامبر(ص) در حال حيات و بعد از حيات 7
 .  تكريم پيامبر(ص) از نظر روايات 8
 .  امر چهارم: روز ولادت پيامبر(ص) از ((ايام اللّه)) است. 9
 .  امر پنجم: واقعيت تاريخى روز ميلاد پيامبر(ص) 11
 .  جشن ميلاد پيامبر(ص) از نظر حاكمان و سياست مداران 12
 .  ويژگيهاى ولادت و احكام آن 13
 .  ابن تيميه و خواندن غناء در عيد 14
 .  امر ششم: بررسى نظرات كسانى كه جشن ميلاد پيامبر(ص) را حرام مى دانند 14
 .  چكيده ى بحث 20

حرف اول

در عصر كنوني، كه عصر نبرد فرهنگ هاست، هر مكتبي كه بتواند با بهره گيري از شيوه هاي مؤثر تبليغ، به نشر ايده هاي خود بپردازد، در اين عرصه پيشتاز خواهد بود وبرانديشه ي جهانيان اثر خواهد گذاشت.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، نگاه جهانيان يك بارديگر به اسلام وفرهنگ تشيع ومكتب اهل بيت(ع) معطوف شد، دشمنان براي شكستن اين قدرت فكري و معنوي و دوستان و هواداران براي الهام گيري و پيروي از الگوهاي حركت انقلابي وفرهنگي، به ام القراي اين فرهنگ ناب و تاريخ ساز چشم دوختند.

مجمع جهاني اهل بيت(ع) با درك ضرورت همبستگي و همفكري و همكاري پيروان خاندان عصمت و در راستاي ايجاد رابطه ي فعـّال با شيعيان جهان و بكارگيري نيروي عظيم و كارآمد و خلاّق شيعيان و انديشمندان مذهب جعفري گام در اين ميدان نهاد، تا از طريق برگزاري همايش ها و نشر كتب و ترجمه ي آثار و اطلاع رساني در حوزه ي تفكّر شيعي به گسترش فرهنگ اهل بيت(ع) و اسلام ناب محمـّدي بپردازد. خدا را سپاس كه با هدايت هاي ويژه مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي ((مد ظله)) در اين ميدان حسـّاس و فرهنگ ساز، گام هاي مهمـّي برداشته شده و اميداست در آينده، اين حركت نوراني و اصيل، هرچه پوياتر وبالنده تر شود و جهان امروز و بشريت تشنه به معارف زلال قرآن وعترت، بيشتر از چشمه سار اين معنويت مكتبي و مكتب عرفاني واسلام ولايي بهره مند وسيراب گردد.

براين باوريم كه عرضه ي درست وكارشناسانه و منطقي و استوار فرهنگ اهل بيت(ع)، مي تواند جلوه هاي ماندگار ميراث خاندان رسالت و پرچمداران بيداري و حركت و معنويت را در معرض ديد جهانيان قراردهد ودنياي خسته از جهالت مدرن وخودكامگي جهانخواران وفرهنگ هاي ضدّ اخلاق و انسانيت را درآستانه ي ((عصر ظهور))، تشنه ي حكومت جهاني امام عصر(ع) بسازد.

از اين رو، از آثار تحقيقي وتلاش علمي محقّقان و نويسندگان در اين مسير استقبال مي كنيم و خود را خدمتگزار مؤلفّان و مترجماني مي دانيم كه در نشر اين فرهنگ متعالي، تلاش مي كنند.

* * *


3

خرسنديم كه در نوبتي ديگر، يكي از محصولات پژوهشي مجمع جهاني اهل بيت(ع)، با عنوان مجموعه ي ((في رحاب أهل البيت(ع))) كه حاصل زحمات محققين ارزشمند اين نهاد مقدس مي باشد و با همت وتلاش ، خامه ي پرتوان مترجمين گرامي به فارسي برگردانده شده است را تقديم شما عزيزان كنيم و براي مؤلفين ومترجمين گرانقدر، آرزوي توفيق داشته باشيم.

در همين جا، از همه ي دوستان عزيز و همكاران صادق در اداره ي ترجمه كه در فراهم آوردن اين اثر، كوشش كردند، صميمانه تقدير مي شود. باشد كه اين گام كوچك، در ميدان جهاد فرهنگي، مورد رضاي صاحب ولايت قرارگيرد.

معاونت فرهنگي

مجمع جهاني اهل بيت(ع)

جشن ميلاد پيامبر(ص)

جشن ميلاد پيامبر(ع) از جشن هايي است كه از قرن هاي گذشته مسلمانان به بزرگداشت آن عادت كرده و هميشه پا بر جا و در قلوب همه مسلمان زنده بوده است، و به مناسبت اين روز در خانه ها و مساجدِ شهرهاي مختلف اسلامي جشن هاي بزرگي برگزار مي كنند. مسلمان نيز همانند هر ملت ديگري به مقدسات خود احترام مي گذراند و اين روزهاي بزرگ و مناسبت هاي با عظمت را گرامي مي دارند و سعي مي كنند بهره برداري هاي لازم را از اين مجالس داشته باشند.

هر چند جايز بودن جشن ميلاد پيامبر(ص) روشن و واضح است; ولي برخي افراد مي خواهند با استناد به فهم غلط خود از معناي بدعت، اين مجالس را به تعطيلي بكشانند و بسياري از مباحات ديگر را به بهانه ي اين كه نصي در مورد آنها وارد نشده است تحريم نمايند.

به همين دليل مسأله جشن ميلاد پيامبر(ص) را مورد مطالعه قرار مي دهيم تا حدود شرعي آن را مشخص سازيم و سپس در مورد نظريه قائلين به حرمت آن، در چند امر بحث خواهيم كرد:

امر اول: حادثه مقدس، زمان خود را مقدس مى سازد

آيا امكان ندارد همچنان كه شب هاي قدر و روزها و شب هاي ماه رمضان يا عيد فطر يا عيد قربان يا مبعث پيامبر(ص) به واسطه حوادثي كه در آن روزها واقع شده، مقرون به خير و بركت شده اند، روزها و ساعات ديگري هم كه حوادث مقدس و الهي در آن ها واقع شده است، مقدس شوند؟


4

اگر رواياتي كه اين معني را مورد بررسي قرار مي دهند ملاحظه كنيم، خواهيم ديد كه حادثه بزرگ و مبارك عظمت خود را بر زمان خود افاضه مي نمايد.

در صحيح مسلم در مورد فضيلت روز جمعه آمده است:

((خدا آدم را در روز جمعه آفريده و او را در روز جمعه وارد بهشت كرد))( [1]).

همچنين خداي متعال در مورد بركت ماه رمضان مي فرمايد:

﴿ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ ( [2])

((ماه رمضان، ماهي كه قرآن، براي راهنمايي مردم، و ارائه ي نشانه هاي هدايت، و فرق گذاشتن ميان حق و باطل، در آن نازل شده است)).

همچنين در مورد بركت در شب قدر مي فرمايد:

﴿ إنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَهِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَهُ الْقَدْرِ * لَيْلَهُ الْقَدْرِ

خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ( [3])

((ما آن را در شب قدر نازل كرديم. و تو چه مي داني شب قدر چيست؟ شب قدر بهتر از هزار ماه است)).

جاودانه بودن بركت در اين ماهها و روزها و شب ها به خاطر حوادث مهم الهي، مثل نزول قرآن در آن ها بوده است.

اگر سرچشمه قداست ايام به حوادث مبارك الهي بر مي گردد، چرا روز ولادت پيامبر(ص) كه روز مباركي است مستحق تقديس نباشد؟

اين قضيه در مورد مناسبت هايي مثل جشن عيد فطر، عيد قربان عيد غدير و روز عرفه كه نص خاصي در مورد آنها وارد شده هم صحيح است.

عده اي در مورد بزرگداشت اين مناسبت ها افراط كرده اند و در مقابل عده اي به گمان اين كه اين گونه تجليل ها و بزرگداشت هاي خاص، بدعت است و سكوت در مقابل آن جايز نيست، هر گونه بزرگداشتي را كه مربوط به پيامبر(ص) و اهل بيت آن حضرت باشد باطل مي دانند، لذا جشن هاي مسلمانان در ميلاد پيامبر(ص) را ناآرام كرده، و به خاطر نبودن نص خاص در مورد آن و به بهانه ي برافراشتن پرچم توحيد، هر چه را كه مربوط به اولياء خدا ـ كه مصاديق واقعي هدايت و چراغ هاي فروزان معنويت، براي راهنمايي بندگان، به سوي معبود هستند ـ باشد، مورد انكار قرار داده اند.

[1]. صحيح مسلم ج 3 ، ص6 كتاب الصلاه ، باب فضل يوم الجمعه

[2]. بقره: (2)، 185.

[3]. قدر: (97)، 1 ـ 3.


5

از جمله قضايايي كه در زمان ما مورد انكار آنان قرار گرفته است، قضيه جشن هاي ميلاد پيامبر(ص) و اهل بيت آن حضرت(ع) مي باشد.

امر دوم: آيا جشن ميلاد پيامبر(ص) بدعت است؟

براي شناخت مسائلي كه در دين جايز است، لازم است بدانيم كه اگر در مورد مسأله اي نص خاصي از دين داشته باشيم آن مسأله جايز خواهد بود; مثل جشن عيدهاي فطر و قربان و اجتماع در روز عرفه. اين روزها از روزهايي است كه جواز جشن يا اجتماع مردم در آنها، مورد هيچ شكي نيست و قطعاً بدعت هم نيستند.

گاهي در يك مسأله، به صورت كلي نصي وارد شده است; يعني نص خاصي در مورد آن نيست كه اين موارد هم جائز هستند، در اين موارد مكلف در چگونگي انجام كار به اختيار خود واگذاشته شده است تا با هر سليقه اي كه مي خواهد انجام دهد، به شرط اينكه محرمات را در آن داخل نسازد.

براي توضيح بيشتر به مثال هاي زير اشاره مي شود:

1. شارع مقدس در مورد تعليم و تربيت فرزندان بسيار سفارش نموده است و شكي نيست كه انجام اين مسأله روش هاي مختلفي مي تواند داشته باشد كه بر حسب زمان، تغيير مي يابد; مثلا نوشتن در زمان هاي گذشته با قلم ني يا پر پرندگان انجام مي گرفته است، ولي اكنون روش هاي نوشتن و آموختن فرق كرده است، به شكلي كه دستگاههاي پيشرفته اي; مثل رايانه و نوارهاي صوتي و امثال اين ها از وسايل كمك آموزشي، مي توانند در پيشرفت يادگيري مؤثر باشند.

مي بينيم كه شارع مقدس، مسأله آموزش را به صورت كلي سفارش فرموده است، ولي سليقه و روش آموزش را به عهده مكلفين گذاشته است.

2. گفته مي شود عده اي از صحابه قرآن كريم را در مصحفي جمع آوري نمود، اين عمل را كسي بدعت نشمرد، بلكه تطبيقي عملي از كلام خداوند بود كه ميفرمايد:

﴿ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ( [4])

ما قرآن را فرو فرستاديم وما نگهبان آن هستيم

[4]. حجر: (15)، 9.


6

مسلمانان به قرآن اهتمام فراواني داشته و براي كتابت، نقطه گذاري، اعراب گذاري كلمه ها و جمله ها، شماره آيات، مشخص سازي نقطه ها از طريق رنگهاي قرمز تلاش كرده اند احترام به حافظان قرآن و برگزاري جشن ها براي آنان و كارهايي از اين قبيل براي نگهداري و پايداري قرآن است. بر فرض كه رسول خدا(ص) و صحابه و تابعين هم در مورد اين امور كاري انجام نمي دادند، براي جواز آن كافي است كه اصل ومبناي آن در شريعت وجود دارد.

3. دفاع از كيان اسلامي و حفظ استقلال و نگهباني مرزهاي آن در مقابل دشمنان يك اصل مسلم قرآني است كه در آيه كريمه:

﴿ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ ( [5])

بدان اشاره دارد. و اما اين كه كيفيت دفاع چگونه بايد باشد، اسلحه از چه نوع باشد و كيفيت بكارگيري نيروهاي نظامي چگونه باشد، همه اينها از مقدمات اين دفاع هستند. اگر گفته شود كه بسيج عمومي مثلا بدعت است، اين يك نوع غفلت از اصل قضيه است و حال آنكه اسلام اصل را بنا نهاده و شكلها و رنگها و اشكال مختلف را در اختيار مكلفين گذاشته است كه بستگي به اقتضاءات زمان دارد.

اين همان اصلي است كه بوسيله آن بدعت از تطبيق و بدعتگذاري از پيروي مشخص مي شوند.

1 سخنان برخى از علما در مورد اين بحث
1

الف) ابن رجب حنبلي در شرح حديث شريف نبوي كه مي فرمايد:

[5]. الانفال: (8)، 60.


7

((و از تازه هاي امور بپرهيزيد، چرا كه هر بدعتي، ضلالت است)) مي گويد: اين سخن براي بر حذر داشتن مردم از پيروي امور جديد بدعت گذاري شده است و بر اين امر تأكيد نموده و مي فرمايد: ((هر بدعتي ضلالت است)) و مراد از بدعت آن چيزي است كه اصلي در شريعت براي آن وجود ندارد تا بر آن دلالت كند، و اما آنچه كه اصلي دارد، ـ اگر چه از نظر لغوي بدعت باشد ـ بدعت نيست، و در صحيح مسلم از جابربن عبدالله (رض) از پيامبر(ص) روايت مي كند كه آن حضرت در خطبه اش مي فرمود: ((در واقع بهترين سخن، كتاب خداست و بهترين هدايت، هدايت محمد است، و بدترين كارها تازه هاي آن است و هر بدعتي ضلالت است....)) و اين كه فرمود: ((هر بدعتي ضلالت است)) از سخنان جامعي است كه چيزي از آن خارج نمي شود و آن اصل بزرگي از اصول دين است و شبيه سخن ديگري از آن حضرت(ص) است كه مي فرمايد: ((كسي كه در اين زمان ما چيز تازه اي پديد آورد كه در آن (دين) نيست، پس آن باطل است)). پس هر كسي كه چيز تازه اي پديد آورد و آن را به دين نسبت دهد ولي در دين اصلي براي آن وجود نداشته باشد كه به آن اصل برگردد، پس آن باطل و دين از آن بيزار است.( [6])

ب) ابن حجر در شرح حديث شريف نبوي كه در واقع بهترين سخن كتاب خداست مي گويد: محدثات ـ با فتح دال ـ جمع محدَّثه است و منظور آن چيزي است كه جديد باشد ولي اصلي در شرع نداشته باشد، و در عرف شرع به آن بدعت مي گويند، و هر چه كه در شرع اصلي داشته باشد بدعت نيست، و برخلاف لغت، بدعت در عرف شرع ناپسند است، چرا كه از نظر لغت هر چيزي كه بي مانند باشد، بدعت است، چه پسنديده باشد و چه ناپسند در محدثه نيز سخن همين است( [7]).

در مورد موضوع بحثمان هم هنگامي كه به قرآن كريم و سنت شريف نبوي مراجعه مي كنيم، مي بينيم كه يك اصل مهم ديني، نسبت به حق پيامبر(ص) داريم و آن عبارتست از لزوم تكريم و بزرگداشت آن حضرت چه در حال حيات چه در حال ممات و براي هيچ مسلماني امكان ندارد كه اين اصل را انكار نمايد، اما اينكه اين تكريم و بزرگداشت چگونه باشد، چگونگي آن به اختيار مسلمانان گذاشته شده، ولي به شرط اينكه داخل در محرمات نباشد.

امر سوم: لزوم احترام پيامبر(ص) در حال حيات و بعد از حيات

تعدادي از آيات قرآن كريم در مورد وادار ساختن بر احترام و بزرگداشت و محبت به شخص پيامبر اكرم(ص) وارد شده اند كه عبارتند از:

1. آيه شريفه:

﴿ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( [8])

يعني: ((پس كساني كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نوري كه با او نازل شده پيروي نمودند، آنان رستگارانند)).

مفسرين مي گويند:

مراد از ((عزّروه)) در اين آيه مطلق ياري نيست چرا كه ياري را با عبارت (نصروه) از (عزروه) جدا ساخته است، بنابراين اگر مراد از ((عزّروه)) همان ياري بود دليلي براي تكرار نصرت نداشت پس لابد مراد از (عزّروه) همان بزرگداشت و احترام و يا ياري همراه با بزرگداشت است( [9]).

[6]. جوامع العلوم و الحكم: ابن رجب حنبلى(متوفاى750 هـ): 223.

[7]. فتح البارى: ج 13، ص 253، شرح حديث 7277.

[8]. اعراف: (7)، 157.

[9]. مجمع البيان: ج 4، ص 604; البحر المحيط: ج 5، ص 196; تفسير القرآن العظيم، ابن كثير: ج 9، ص 265; تفسير الميزان: ج 8، ص 296.


8

2. آيه شريفه:

﴿ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ * إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ ( [10])

يعني: ((اي كساني كه ايمان آورده ايد! صداي خود را فراتر از

صداي پيامبر نكنيد، و در برابر او بلند سخن مگوئيد (وداد و فرياد نزنيد) آن گونه كه بعضي از شما در برابر بعضي بلند صدا مي كنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالي كه نمي دانيد! * آنها كه صداي خود را نزد رسول خدا كوتاه مي كنند همان كساني هستند كه خدا دلهايشان را براي تقوي خالص نموده، و براي آنان آمرزش و پاداش عظيمي است.!))

اين آيه شريفه اشاره به يك ادب ويژه اي دارد كه سزاوار است هنگام برخورد مسلمانان با رسول خدا(ص) آن را رعايت نمايند، ضمن اينكه بايد جايگاه و موقعيت آن حضرت را در نظر گرفت كه او فرستاده خدا و هدايت كننده به سوي پروردگار است و ـ همچنانكه آيه به آن اشاره دارد ـ همه اينها به اعتبار اين است كه متصف به مقام نبوت شده است.

3. آيه شريفه:

﴿ لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا ( [11])

يعني: ((صدا كردن پيامبر را در ميان خود، مانند صدا كردن يكديگر قرار ندهيد)).

در اين آيه نيز قرآن كريم، مردم را باز مي دارد از اينكه پيامبر

اكرم(ص) مثل ديگر مردمان با اسم، صدا زده شود.

4. آيه شريفه:

﴿ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ

وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ً ( [12])

يعني: ((خدا و فرستادگانش بر پيامبر درود مي فرستند، اي كساني كه ايمان آورده ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملا تسليم (فرمان او) باشيد)).

قرآن كريم در اين آيه به مسلمانان فرمان مي دهد كه پيامبر(ص) را با دعا و درود و سلام ياد نمايند; چرا كه او نزد خداي سبحان داراي جايگاه و مقامي محمود است.

تكريم پيامبر(ص) از نظر روايات

ترغيب وتأكيد بر احترام و بزرگداشت و محبت به پيامبر(ص) در برخي از روايات نيز آمده است كه به تعدادي از آنها اشاره مي شود:

[10]. حجرات: (49)، 2 ـ 3.

[11]. نور: (24)، 63.

[12]. احزاب: (33)، 56.


9

1. رسول خدا(ص) فرمود: ((كسي از شما ايمان ندارد، مگر آنكه من از نظر او از مالش و خانواده اش و همه مردم محبوب تر باشم))( [13]).

2. روايت شده است كه عمر بن خطاب گفت: اي رسول خدا! واقعاً تو از نظر من جز از جان خودم از همه چيز ديگر محبوبتر هستي، حضرت فرمود: ((سوگند به كسي كه جانم در دست اختيار اوست (به جائي نمي رسي) تا اينكه از جان تو هم محبوبتر باشم)). عمر گفت: پس اينك از جان خودم هم محبوبتر هستي، فرمود: ((الان (درست شد) اي عمر))( [14]).

3. ابن عباس از پيامبر(ص) روايت مي كند كه فرمود: مرا به خاطر محبت به خدا دوست بداريد واهل بيت به خاطر محبت به من دوست بداريد( [15])، پس با دليل قرآن و سنت شريف، ثابت شد كه احترام پيامبر(ص) و تكريم و محبتش واجب است.

ولي شريعت مقدس اين تكريم واحترام و بزرگداشت را بر عهده خود مسلمانان گذاشته است تا بر طبق عادتهاي خود و رسومات متنوع و جديد زندگي شان آن را انجام دهند، و بوسيله آن عواطف خود را نسبت به شخصيت پيامبر اكرم(ص) به منصه ظهور برسانند، به شرط اينكه مرتكب عمل حرام يا منافي با آداب اسلامي كه در كتاب و سنت مقرر شده است، نگردند.

امر چهارم: روز ولادت پيامبر(ص) از ((ايام اللّه)) است.

يكي از ادله شرعي بودن بزرگداشت جشن ميلاد پيامبر(ص) آيه

شريفه ذيل است كه مي فرمايد:

﴿ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ

وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ( [16])

ما موسي را با آيات خود فرستاديم; (و دستور داديم:) قومت را از ظلمات به نور بيرون آر! و ((ايام الله)) را به آنان يادآور! در اين، نشانه هايي است براي هر صبر كننده شكرگزار.

[13]. صحيح مسلم: ج 3، ص 275 و 183; مسند احمد: ج 4، ص 183، ح 13499 و 2739; سنن كبرى، نسائى: ج 6، ص 534، ح 11745; صحيح بخارى: ج 1، ص 9.

[14]. السيره بلغه الحب والشعر، سعيد حوّى: ص 15.

[15]. سنن ترمذى: ج5 ص 622 ح 3789.

[16]. ابراهيم (14): 5.


10

در اين آيه كريمه خداي سبحان از پيامبرش موسي(ع) مي خواهد كه ((ايام الله)) را ياد آوري نمايد، پس معني آن اين است كه يادآوردن ((ايام الله)) امري مطلوب و نزد خدا دوست داشتني است، چون ايام الله كه تنها اختصاص به موسي(ع) و امت او ندارد، بلكه امري است كه در همه امم وجود دارد. و مقصود از ايام، فقط زمان نيست، بلكه منظور از آن يادآوردن حوادث بزرگ گذشته است، و علت اينكه به نام ايام نامگذاري شده است، بخاطر اين است كه آن روزها ظرفي هستند براي واقع شدن اين حوادث، چه آن ايام، ايام نعمت باشند يا ايام سختي و بلا، چون روزها هر دو نوع از اين حوادث را دارا هستند.

اين حوادث و وقايع همان مصاديق فاعليت خدا در جوامع بشري هستند، بنابراين يادآوردن آنها از مسائل مهم پيامبر(ص) و يكي از ابعاد تبليغي و تربيتي آن حضرت براي امتش مي باشد.

و يادآوردن و پند دادن به وسيله ايام الله بزرگ تنها زماني جامه ي عمل مي پوشد كه در آن ايام، حوادث مهمي اتفاق افتاده باشد.

و معني آيه اين است كه اي رسول خدا! آنان را با تشويق و ترساندن، پندشان ده، و تشويق آن است كه آنچه را خدا به آنان و امتهاي گذشته ـ كه به پيامبران پيشين ايمان آورده اند ـ نعمت داده و همراه با حوادث بزرگي بوده ياد آوري شوند، مانند آنچه كه بر عاد و ثمود و ديگران اتفاق افتاد.

و ايام الله كه در حق موسي(ع) بوده است ايامي است همراه با سختي و بلا و ايامي است كه همراه با نعمت و ياري بوده است.

قرآن كريم بعد از تذكر و يادآوري علت آن را ذكر مي كند ((تا آنها درس و نشانه اي براي هر صبر كننده شكرگزار باشند)).( [17])

اين يادآوريها براي بارآوردن مردم صبور و شكرگزار، داراي آثار تربيتي مثبتي است، كه به وسيله آنها امتها نجات مي يابند و با تطبيق دادن آنها بر رسالت الهي به پيروزي دست مي يابند.

امت اسلامي در تاريخ بزرگش با حوادث و وقايع بزرگي روبه رو شده است كه زمينه اي براي عبرت آموزي و پندگيري بوده اند، برخي از آنان، حوادث پر نعمت و خوشي بوده و برخي از آنان حوادثي سخت، و روز ولادت پيامبر(ص) در زندگي مسلمانان از حوادث بزرگ شمرده مي شود و از ايامي است كه خدا بوسليه آن نه فقط به مسلمانان بلكه به همه ي انسانها نعمت داده است، مثل ديگر روزها كه از ايام الله محسوب مي شوند، روز هم از ايام الله محسوب مي شود، بزرگداشت اين روز مثل يك مراسم عبادي بزرگ شمرده مي شود و از مصاديق نعمتهائي است كه خدا بوسيله آن بر ما منت نهاده و يكي از مصاديق آيه شريفه ((... و ذكر هم بأيام الله))( [18]) مي باشد.

[17]. الكشاف، زمخشرى: ج 2، ص 540; تفسير الثعالبى: ج 3، ص 375; الدر المنثور: ج 4، ص 132; التفسير الكبير، فخر الرازى: ج 19، ص 84; تفسير العياشى: ج 6، ص 59; مجمع البيان: ج 6، ص 59 ؛ الميزان، طباطبائى: ج 11، ص 18; الجامع الكبير لأحكام القرآن: ج 9، ص 342.

[18]. ابراهيم: (14)، 5.


11

در زندگي انبياء روز ولادتشان از روزهاي مهم و مبارك شمرده مي شود، و خدا در آن روز به پيامبر بزرگش حضرت يحيي(ع) سلام مي فرستد و مي فرمايد:

﴿ وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا ( [19])

سلام بر او، آن روز كه تولد يافت، و آن روز كه مي ميرد، و آن روز كه برانگيخته مي شود.

و نيز پيامبر خدا عيسي بن مريم(ع) در اين روز بر خودش سلام مي فرستد و مي گويد:

﴿ وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ... ( [20])

و سلام (خدا) بر من، در آن روز كه متولد شدم... .

پس با توجه به اينكه پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) افضل انبياء است، بايد روز ولادتش از روز ولادت ديگر انبياء شريفتر باشد و ياد آوردن آن روز با عظمت تر از يادآوري ولادت ديگر انبياء باشد، چرا كه آن روز، روزي است كه خدا، در آن روز بوسيله خاتم الانبياء بر مطلق بشريت منت نهاده است.

امر پنجم: واقعيت تاريخى روز ميلاد پيامبر(ص)

تاريخ نويسان مي گويند: بزرگداشتهاي فراواني كه از طرف خوبان و متدينين از مردم براي پيامبر(ص) برگزار مي شد، موجب شد كه روز ولادت آن حضرت را در سال (300 هـ) جشن بگيرند. ( [21])

يعني پيش از اين تاريخ نيز جشنها برگزار مي شده است ولي در اين قسمت از تاريخ از حالت فردي به جشنهاي اجتماعي تبديل شد، و دليل آن هم، همان اهميتهاي فراواني بوده است كه خوبان و متدينين از مردم مسلمان براي اين روز قائل بوده اند.

و لذا از كرجي (متوفي 343 هـ) نقل شده است كه او از زهاد و متعبدين بود كه (هميشه روزه بود و) جز در عيدين (فطر و قربان) و روز ميلاد پيامبر(ص) روزه اش را افطار نمي كرد.( [22])

و قسطلاني مي گويد: ((اهل اسلام ماه ولادت آن حضرت را جشن مي گيرند و وليمه مي دهند و در شبهايش صدقه هاي مختلفي مي پردازند و شادماني خود را ظاهر مي سازند و بر نيكي هاي خود مي افزايند و براي مولود خواني اهميت قائل هستند و (خدا) بركت و فضل فراگيرش را بر آنها ظاهر مي سازد)) تا آنكه مي گويد: ((خدا

بيامرزد كسي را كه شبهاي ماه مباركِ ميلادش را عيد بگيرد)).( [23])

[19]. مريم: (19)، 15.

[20]. مريم: (19)، 33.

[21]. المواسم و المراسم، جعفر مرتضى العاملى: ص 41.

[22]. الحضاره الاسلاميه فى القرن الرابع الهجرى: ج 2، ص 298.

[23]. المواهب اللّدنيه: ج 1، ص 27; السيره النبويه، دحلان: ج 1، ص 24; السيره الحلبيه: ج 1، ص 83 ـ 84.


12

سپس قسطلاني موضع گيري ابن الحاج را ستوده و مي گويد:

((ابن الحاج در مورد انتقاد از كساني كه براي برگزاري ميلاد شريف بدعتها و هواهاي نفساني و خواندن غنا با آلات حرام، به كار مي برند سخن گفته است، پس خداي تعالي او را به خاطر هدف زيبايش پاداش دهد.( [24])

و سخاوي گويد: ((اهل اسلام از ديگر سرزمينها و شهرهاي بزرگ جشن ميلاد را برگزار مي كنند و در شبهايش صدقات گوناگوني مي پردازد و به مولوده خواني در ميلاد شريفش اهميت مي دهند و (خدا) بركت فضل فراگيرش را بر آنها ظاهر مي سازد)).( [25])

و ابن عباد در كتاب ((رسائل كبري)) خود مي گويد:

((و اما در مورد روز ميلاد: پس آنچه كه براي من روشن است اين است كه: آن روز عيدي از اعياد مسلمانان و برنامه ويژه اي از برنامه هاي آنان است و هر كاري كه در آن روز انجام مي گيرد از قبيل روشن كردن شمع و لذت بردن چشم و گوش و پوشيدن و زينت كردن با لباسهاي فاخر و سوار شدن مركبهاي راهوار كه اقتضاي شادماني و سرور در آن روز ميلاد مبارك را دارند، كاري مباح هستند و كسي منكر آن نيست)).( [26])

و از ابن حجر نقل شده است كه گفت:

((و اما كارهائي كه در آن روز انجام مي گيرد سزاوار است به چيزي كه شكر خداي تعالي از آن فهميده مي شود، اكتفا گردد، مثل تلاوت (قرآن) و اطعام (غذا) وصدقه و خواندن مدحهاي نبويه و زهديه ... و اما كارهايي از قبيل غنا و لهو، آنچه كه مباح است و به شكلي است كه از شادماني آن روز نمي كاهد، اشكالي ندارد كه آن را هم ملحق برنامه نمايند، ولي آنچه كه حرام يا مكروه باشد، ممنوع است و همچنين است چيزي كه خلاف اولويت باشد)).( [27])

جشن ميلاد پيامبر(ص) از نظر حاكمان و سياست مداران

مي گويند: اولين كسي كه از حكام، ميلاد پيامبر(ص) را جشن گرفته است، ((امير أبو سعيد مظفر الدين اربلي)) (متوفي 630 هـ ) بوده است.( [28])

[24]. همان.

[25]. السيره الحلبيه: ج 1، ص 83 ـ 84; السيره النبويه، دحلان: ج 1، ص 34 و تاريخ الخميس: ج 1، ص 223.

[26]. القول الفصل فى حكم الاحتفال بمولد خير الرسل: ص 175.

[27]. خلاصه اى از رساله حسن المقصد، سيوطى كه با كتاب النعمه الكبرى على العالم چاپ شده است، ص 95.

[28]. الحضاره الاسلاميه فى القرن الرابع الهجرى: ج 2، ص 299; زرقاوى: ج 1، ص 164; التوسل بالنبى و جهله الوهابيين: ص 115 و رساله حسن المقصد كه همراه النعمه الكبرى على العالم، چاپ شده است: ص 75 و 80 و 477 و البدايه و النهايه، ج 13، ص 137.


13

و گروههايي از مردم ((بغداد)) و ((موصل)) و ((جزيره)) و ((سنجار)) و ((نصيبين)) و حتي از ((فارس)) به اين جشن مي آمده اند از ميان آنها علما و صوفي ها و وعّاظ و خوانندگان و شعرا وجود داشته اند و از ماه محرم تا اوايل ماه ربيع الأول در شهر أربيل مي ماندند.و امير در خيابان بزرگي ميزهاي بزرگ چوبي با طبقات فراواني قرار مي داد كه برخي را بر روي برخي ديگر قرار مي داده اند و به چهار يا پنج طبقه مي رسيده است و آنها را تزيين مي كرد و خوانندگان غنا و موسيقي و شعبده بازان بر روي آنها مي نشسته اند)).( [29])

و آقاي رشيد رضا مي گويد:

((اولين كسي كه اجتماعي را براي خواندن داستان ميلاد پيامبر(ص) تشكيل داد يكي از پادشاهان شراكسه مصر بوده است)).( [30])

علاوه بر آنكه كتابها و رساله هاي مختلفي در اين زمينه نوشته شده و بحثهاي فراواني منتشر شده است كه در مورد مشروعيت ميلاد پيامبر(ص) و ديگر برنامه ها و مراسم ها سخن گفته است، بحثهاي پراكنده ديگري نيز در كتابهاي مختلف وجود دارد كه براي اهداف ديگري نوشته شده اند. و از جمله اين كتابها و رساله ها عبارتند از:

1. كتاب التنوير في مولد السراج المنير، نوشته ابن دحيه كه آن را براي امير مظفر الدين تأليف نموده و امير غير از آنچه كه در مدت اقامتش براي او خرج كرده هزار دينار نيز به او پرداخته است.( [31])

2. كتاب ((حسن المقصد)) نوشته، جلال الدين سيوطي.

3. كتاب ((المولد)) نوشته ابن الربيع.

4. كتاب النعمه الكبري علي العالم في مولد سيد ولد آدم نوشته شهاب الدين أحمد بن حجر هيثمي شافعي، صاحب كتاب الصواعق المحرقه.( [32])

ويژگيهاى ولادت و احكام آن

براي روز ميلاد پيامبر(ص) احكام شرعي ويژه اي است ونيز اين روز داراي بركات و فضيلتهاي فراواني است كه به بهانه آن روز خداي سبحان بر بندگانش منت مي گذارد، كه عبارتند از:

1. از سخنان علمائي كه يادشان گذشت مثل: قسطلاني، ابن الحاج، ابن عباد و ابن حجر اينچنين استفاده مي شود كه ((روز ميلاد)) مثل ديگر عيدها، عيد محسوب مي شود.( [33])

2. ابن جوزي مي گويد: ((از ويژگي هاي آن روز اين است كه آن ميلاد در آن سال امان و مژده اي سريع براي رسيدن به مقاصد واهداف بوده است)).( [34])

3. ايستادن در آن شب مستحب و صلوات فرستادن بر آن حضرت واجب است، و گفته اند كه آنها جهت احترام و تعظيم به اين شب مي ايستادند ودر مورد حكم شرعي آن سخن مي گفتند.

[29]. وفيات الاعيان: ج 1، ص 436 ـ 437 و شذرات الذهب: ج 5 ، ص 136 ـ 140 و السيره النبويه، دحلان: ج 1، ص 24 ـ 25 و البدايه والنهايه: ج 13، ص 137.

[30]. القول الفصل فى حكم الاحتفال بمولد خير الرسل: ص 305 به نقل از الفتاوي: ص 4.

[31]. وفيات الاعيان: ج 1، ص 381 و 437 ورساله حسن المقصد، سيوطى: ص 75 و 77 والبدايه و النهايه: ج 13، ص 137 و السيره الحلبيه: ج 1، ص 83 ـ 84.

[32]. المواسم و المراسم، جعفر مرتضى العاملى: ص 25.

[33]. المواهب اللدنيه: ج 1، ص 27، والسيره النبويه، دحلان: ج 1، ص 24 و السيره ا لحلبيه: ج1، ص 83 ـ 84.

[34]. المواهب اللدنيّه: ج 1، ص 27 و تاريخ الخميس: ج 1، ص223 و جواهر البحار: ج 3، ص340 از احمد عابدين و السيره النبويه، دحلان: ج 1، ص 24.


14

صفوري شافعي گويد: ((مسأله ايستادن در هنگام ولادت آن حضرت انكارناپذير است و آن از نو آوري هاي خوب است. و جماعتي به استحباب قيام و ايستادن در وقت ذكر ولادت آن حضرت فتوي داده اند. و برخي در مورد صلوات، در هنگام ياد آن حضرت فتوي داده اند، و اين كار از قبيل اكرام و بزرگداشت محسوب مي شود...))( [35])

ابن تيميه و خواندن غناء در عيد

ابن تيميه اينچنين شرح مي دهد كه:

اعمال عيد اختصاص به عبادت و صدقات و امثال آن ندارد بلكه از آنها گذشته و به خوشگذراني و اظهار شادماني هم مي رسد.

و نظر ابن تيميه اين بوده است كه:

اين مطلب در سنت پيامبر(ص) اصلي دارد، يعني در روايتي آمده است كه نزد پبامبر(ص) كنيزكاني بوده اند غناخواني مي كرده اند، ابوبكر وارد شد و آن كار را زشت دانست و گفت: آيا مزمار شيطان را در خانه رسول خدا (مي زنيد)؟

پيامبر(ص) فرمود: ((براي هر قومي عيدي است، و عيد ما هم

امروز است)).( [36])

و ابن تيميه اضافه نموده است كه: آنچه كه در عيدها انجام مي شود مانند خوردن و آشاميدن و لباس (نو) پوشيدن و زينت كردن و بازي و راحتي و امثال آن از چيزهايي است كه ـ اگر مانع شرعي نداشته باشد ـ همه افراد بدان علاقه مندند، مخصوصاً بچه ها و زنها و بيشتر افراد بيكار.

امر ششم: بررسى نظرات كسانى كه جشن ميلاد پيامبر(ص) را حرام مى دانند

هر چند از نظر شرعي جشن ميلاد پيامبر(ص) از نظر شرعي روشن است و با اصل دين ارتباط دارد ولي گروهي با نام وهابيت هميشه اصرار دارند كه برگزاري جشن ميلاد پيامبر(ص) در ضمن دائره بدعتها است.

ابن تيميه مي گويد:

((و نيز آنچه را كه برخي مردم درست كرده اند يا براي مشابهت به

[35]. نزهه المجالس: ج 2، ص 80.

[36]. اقتضاء الصراط المستقيم: ص 194 ـ 195 و روايت در ص 193 است به نقل از صحيحين; صحيح بخارى: ج 1، ص 111; صحيح مسلم: ج 2 ص 22 و سيره حلبيه: ج2، ص 61 ـ 62 و شرح مسلم، نووى در حاشيه ارشاد السارى: ج 4، ص 195 ـ 197 و دلائل الصدق: ج 1، ص 389 و سنن بيهقى: ج10، ص 224 و اللمع، ابن نصر: ص 274 و البدايه و النهايه: ج 1، ص 276 و المدخل: ج 3، ص 109 و المصنّف: ج 11، ص 104 و مجمع الزوائد: ج 2، ص 206، كتاب الكبير، طبرانى.


15

(كار) مسيحيان است در ميلاد عيسي(ع) و يا براي ابراز محبت به پيامبر(ص) است، و خدا آنان را به خاطر اين محبت و كوشش پاداش خواهد داد، نه به خاطر بدعتهائي كه در ميلاد رسول خدا(ص) انجام داده اند و آن را عيد قرار داده اند، ضمن اينكه در ميلاد او مردم اختلاف دارند، گذشتگان اين كار را انجام نمي دادند، با اينكه مقتضي براي اين كار وجود داشت و مانعي در كار نبود. و اگر اين كار خير محض بود و يا يك برتري اي داشت; گذشتگان براي برگزاري آن از ما مستحق تر بودند، چرا كه آنها نسبت به رسول خدا(ص) محبت بيشتري داشتند و بيش از ما آن حضرت را احترام مي كردند.

و اضافه مي كند و مي گويد:

((هر چند ابن الحاج خود اعتراف نموده است كه روز ميلاد پيامبر(ص) داراي فضيلتي است، ولي با برگزاري جشن براي ميلاد موافق نبوده است چرا كه در آن منكراتي انجام مي گيرد و بخاطر اينكه پيامبر(ص) براي امت خود راحتي را خواسته است و در مورد آن هم چيز خاصّى (روايتي) وارد نشده است، بنابراين بدعت است)).( [37])

آنچه كه در همه اين سخنان گذشته قابل دقت و بررسي است اين است كه: كساني كه جشن ميلاد و مناسبتهاي ديگر اسلامي را بر مردم ممنوع نموده اند و آن را كار حرامي شمرده اند، استدلالشان بر پايه يك برداشت غلطي است از معني ((بدعت))، آنها تصور كرده اند كه معني ارتباط نداشتن با دين اين است كه در صدر اسلام دستوري براي تشريع آن وجود نداشته باشد، يا دليل خاصي براي آن موضوع خاص وارد نشده باشد. و معني مرتبط بودن با دين را در اين مي دانند كه در زمان صدر اسلام و زمان تشريع دستوري در مورد آن موضوع وجود داشته باشد يا

اينكه در خصوص آن موضوع دستور ويژه اي وجود داشته باشد.

و حال آنكه دليل بدعت تنها اين نيست كه دليل خاصي در مورد آن وارد شده باشد، يا وارد نشده باشد بلكه لازم است در عمومات تشريع و ادله كلي كه عمل را از مرحله بدعت خارج مي سازد، دقت شود، همچنانكه عدم وجود يك موضوعي در صدر اسلام دليل بر اين نيست كه از نظر شرعي هم مطلوبيتي نداشته باشد، و از آن طرف وجود آن موضوع هم دليل بر مطلوبيت آن از نظر شرعي نمي باشد، چرا كه بدعت يا عدم بدعت اين نيست كه يك موضوع در صدر اسلام وجود داشته باشد يا نه.

و برخي سعي كرده اند كه دليل ديگري براي تحريم جشن ميلاد پيامبر بيافزايند و آن اين است كه: در اين جشنها معمولا كارهاي حرامي مثل موسيقي و غناء و اختلاط زن و مرد و غير ذلك... نيز پيش مي آيد.

[37]. المدخل، ابن الحاج: ج 2، ص 3.


16

وما ادعاي بروزكارهاي حرام در جشنهاي ميلاد پيامبر(ص) را كه از سوي پيروان اهل بيت(ع) برگزار مي شود ادعائي بي اساس و تهمتي ناروا مي دانيم، ودر عين حال تأكيد مي كنيم كه همزمان بودن موجب الغاء و تحريم اصل عمل نمي گردد، چرا كه اگر اينرا بپذيريم لازمه اش اين است كه اصول مسلّم عبادات هم اگر با هر عنوان حرامي همزمان باشند، باطل اعلام گردند، و اين چيزي است كه هيچ كس آن را نمي پذيرد. مثلا اگر نماز واجب همزمان شود با نگاه كردن به زن اجنبي كه قطعاً كار حرامي است; آيا مي توان گفت كه نماز واجب بدعت شد. (و العياذ بالله) بجا آوردنش حرام است؟ و آيا حرام بودن كاري به صرف همزماني با تشريع و ايجاب نماز سرايت مي كند؟!

و آنچه براي ما داراي اهميت مي باشد اين است كه روايات عامي داريم كه در مقام تأكيد بر ضرورت احترام شخص پيامبر اكرم(ص) و بزرگداشت و احترام آن حضرت در حال حيات و بعد از حيات هستند، و به خاطر فراواني و تواتر روايات، كسي نمي تواند آنها را انكار نمايد و همين مقدار براي شرعي بودن مراسم جشن ميلاد كافي است، و آن را متصف به صفت شرعي مي كند و آن را از مظاهر بارز و مصاديق روشن و آشكار مشروعيت قرار مي دهد.

از همين جاست كه برخي از علماي اهل سنت از طريق ادله صحيح كلّي به عمق انتساب اين مسأله به شريعت مقدس پي برده اند، و لذا برخي از آن با عنوان ((البدعه الحسنه)) ياد كرده اند.

((ابن حجر)) در اين مورد مي گويد:

((كار برگزاري جشن ميلاد بدعتي است كه از هيچ يك از گذشتگان صالح در سه قرن اول نقل نشده است ولي با اين حال داراي خوبيها و معايبي است. و هر كس در كار خود به دنبال خوبيها باشد و از ضد آنها پرهيز نمايد، آن كار بدعت حسنه خواهد بود و

اگر غير از اين باشد، نه))( [38])

و امام ((ابو شامه)) در اين مورد مي گويد: ((از بهترين بدعتهائي كه در زمان ما انجام مي گيرد، چيزي است كه در هر سال در روزي كه مصادف با روز ولادت پيامبر(ص) انجام مي شود مثل صدقات و كارهاي خوب و آشكار كردن زيورآلات و اظهار سرور. اين كار با توجه به اينكه جزء احسان بر فقراء شمرده مي شود دلالتي بر احترام و محبت قلبي برگزار كننده مراسم است، نسبت به آن حضرت، و شكرگزاري از خدا است بر اينكه پيامبرش را كه رحمه للعالمين است در ميان آنها قرار داده است)).( [39])

[38]. المواسم و المراسم، جعفر مرتضى العاملى: ص 62، به نقل از رساله المقصد چاپ شده با النعمه الكبرى على العالم; التوسل بالنبى و جهله الوهابيين: ص 114.

[39]. سيره حلبيه: ج 1، ص 83 ـ 84.


17

و سيوطي در رساله اش به نام ((حسن المقصد في عمل المولد)) مي گويد: ((از نظر من اصل كار جشن ميلاد كه عبارتست از: اجتماع مردم و تلاوت مقداري از قرآن و بيان اخباري كه در مورد پيامبر(ص) وارد شده و نشانه هايي كه در ولادت آن حضرت رخ داده است، و سپس سفره غذائي مي گسترانند و از آن مي خورند و بدون كار اضافه ديگري متفرق مي شوند، از بدعتهاي حسنه اي است كه صاحب و برگزاركننده اش پاداش خواهد داشت، چرا كه در آن (مجلس)، بزرگداشت منزلت پيامبر(ص) و اظهار شادماني و بشارت

باد به مناسبت ميلاد شريف آن حضرت است)).( [40])

علي رغم اينكه ابن تيميه از افرادي است كه به صورت افراطي با عيد دانستن روز ميلاد برخورد مي نمايد، ولي اقوال زيادي نقل مي نمايد كه همه آنها دليلي است بر مشروعيت اجتماع و برگزاري جشن ميلاد پيامبر(ص) .

او مي گويد: مروزي گويد:

((از ابا عبدالله در مورد قومي سئوال كردم كه شب در يك جائي جمع مي شوند و خواننده اي مي خواند و دعا مي كنند تا صبح شود؟ گفت: اميدوارم اشكالي نداشته باشد... و ابو سري حربي گويد: ابو عبدالله گفت: چه چيز بهتر از اين است كه مردم جمع شوند و نماز بخوانند و نعمتهاي خدا را بر خودشان يادآور شوند، همچنانكه انصار مي گفتند؟)).

و اضافه مي كند كه:

اين مطلب اشاره اي است به آنچه كه احمد روايت مي كند و مي گويد: اسماعيل براي ما حديث كرد كه ايوب از محمد بن سيرين براي ما خبر داد كه گفت: به من خبر رسيد كه انصار در مدينه مي خواستند به استقبال رسول خدا(ص) بيايند، گفتند: در مورد زمان آن تصميم گيري كنيم، اجتماع كرديم و در مورد اين مسأله كه خدا بر ما منت نهاده است به گفتگو نشستيم، گفتند: روز شنبه، سپس گفتند با يهوديان در روز آنها جمع نمي شويم، گفتند روز يكشنبه. (برخي ديگر) گفتند: با مسيحيان در روز آنها جمع نمي شويم، گفتند: پس روز عروبه و روز عروبه را روز جمعه مي نامند، سپس در خانه أبي اُمامه اسعد بن زراره جمع شدند و براي آنها گوسفندي ذبح شد كه براي همه آنان كافي بود)).( [41])

پس مشروعيت برگزاري اجتماعات جشن و سرور كه همراه با

[40]. كَى لا نمضى بعيداً عن احتياجات العصر، سعيد حوّى: ص6; السيره بلغه الحبّ و الشعر: 42.

[41]. اقتضاء الصراط المستقيم، ابن تيميه: ص 304.


18

يادآوري مسائل مهم ديني باشد ـ تا مادامي كه انسان در ميان يك جامعه بشري زندگي مي كند ـ يك تمايل و خواسته انساني است كه دوشادوش فطرت بشري و برخواسته از طبيعت انسان است; و لذا مي بينيم كه مسلمانان در مناسبتهاي مختلف ديني از هماهنگ شدن با اين روش انساني عقلائي تخلف نميورزند. و اين چيزي كه ابن تيميه براي ما نقل مي نمايد يكي از همان دهها مسأله اي است كه حكايت از اين واقعيت دارد و در زندگي مسلمانان انعكاس مي يابد چون بطور طبيعي با فرهنگ عمومي و مسائل مهمي كه موجب استحكام جامعه مي گردد هماهنگ و منسجم است. و همين مسأله خود دليل بر اين است كه ريشه برگزاري جشنها و اجتماعات براي مناسبتهاي اسلامي به عصر پربركت ظهور اسلام بر مي گردد.

آزادترين و معتدل ترين نظريه در اين مسأله ـ در ميان متأخرين ـ نظريه آقاي ((سعيد حوّى)) است كه از جواز برگزاري مناسبتهاي اسلام ـ عموماً ـ و از بزرگداشت جشن ميلاد پيامبر اكرم(ص) خصوصاً با ادله اي قانع كننده، حمايت نموده است. وعلي رغم اينكه او خود اصرار دارد كه بدعت به دو قسمت ممدوح و مذموم تقسيم مي گردد ولي بر متعصباني كه معني بدعت را به خوبي نفهميده اند، تاخته است.

و لذا مي گويد: ((آنچه كه من معتقدم، اين است كه اگر ماه ولادت به عنوان مناسبتي انتخاب شود كه مسلمانان با سيره و شمائل رسول خدا(ص) آشنا شوند بي اشكال خواهد بود. و اگر در ماه ولادت عواطف مسلمانان نسبت به رسول خدا(ص) تحريك شود، اين هم اشكالي ندارد و اگر در ماه ولادت، حديث شريعت رسول خدا(ص) فراوان گفته شود، اين هم اشكالي ندارد و آنچه كه در برخي از جاها رايج شده است كه براي سخنراني و شعر خواني در مسجدي يا خانه اي به مناسبت ماه ولادت گردهم جمع شوند، اين هم چيزي است كه اشكالي در آن وجود ندارد، ولي به شرط اينكه آنچه گفته مي شود، از نظر معني صحيح باشد.

پس اصل اين اجتماعات براي گفتن مقداري از سيره با خواندن قصيده اي در مدح رسول خدا(ص) جايز است و اميدوارم كه برگزاركنندگان آن در نزد خداي تعالي مأجور باشند، و حتي اگر براي گفتن سيره يك ماه هم اختصاص داده شود كه در آن ماه با زبان شعر و ابراز محبت سخن گفته شود اشكال ندارد.

آيا اگر در يك مدرسه ماههائي را براي انواع كارهاي فرهنگي اختصاص دهند، آيا اين گناه است؟ فكر نمي كنم كه اين مسأله (جشن ميلاد پيامبر) از اين موضوع خارج باشد)).

و بر اين سخن خود افزوده و مي گويد:


19

((استاد حسن البنا كه مردي صادق، با هوش و پيشرو در دانش بود، معتقد بود كه مناسبتهاي اسلامي را بايد در زمان آشوبزده و تاريكي كه مسلمانان در آن غافل شده و نسبت به بسياري از مسائل ديني شان در جهالت بسر مي برند، زنده نگه داشت. و از سخنان او در لابلاي تذكراتش اين بود كه تمام شبهائي كه در ميان مسلمانان در آنها جشن گرفته مي شد احياء آنها واجب است چه با تلاوت قرآن كريم باشد يا خطبه خواني و سخنراني ها مناسب...)).

آنگاه سعيد حوّى بر افراطي ها حمله مي كند و مي گويد:

((در كارهائي مثل اين مسأله تندروي ها افراطيان بي جاست، و

اصل در اشياء حرمت نيست، بلكه اصل در آن اباحه است، مگر آنكه نصّى در مورد تحريم وارد شده باشد. و در استنباطشان از حديث ((كلّ ما ليس عليه أمْرُنا فهو ردٌ)) نيز اشتباه نموده اند)).( [42])

پس در حقيقت ابراز احساسات و عواطف ديني كه جاي در فطرت مسلمانان دارد، به فرهنگ مردم و راههاي مختلف و عادتهاي اجتماعي مخصوص آنان واگذار شده است، و شبيه اين مسأله جشني است كه اكثر دولتها يا همه آنان در روزهاي استقلالشان بر پا مي كنند ولي فرق ميان اين جشنهاي عمومي و جشنهائي كه به مناسبت روز ميلاد پيامبر(ص) يا ديگر مناسبتهاي مهم اسلامي برگزار مي شود اين است كه اين جشنهاي عمومي مشمول عمومات شرع مقدس قرار نمي گيرند ـ كه آنها را در تحت دايره استحباب و مطلوبيت در آورد ـ بلكه تنها تابع يك سري آداب و رسوم و عرفهاي عمومي است كه حاكم بر زندگي بشري هستند.

ولي جشنهائي كه به مناسبتهاي اسلامي، مخصوصاً براي جشن ميلاد پيامبر اكرم(ص) برگزار مي شوند، مشمول دستورات شرع مقدس اسلام هستند و همچنانكه يادآور شديم به وسيله اخبار و روايات به ما رسيده است.

در پايان لازم است به اين سئوال نيز پاسخ داده شود كه چرا پيروان مكتب اهل بيت(ص) با اين همه شوق و شعف براي برگزاري اين مراسمها ـ مخصوصاً جشن ميلاد پيامبر بزرگ اسلام(ص) ـ اصرار ميورزند و هميشه چشم انتظار فرارسيدن اين ايام خجسته و مبارك هستند؟!

[42]. كى لا نمضى بعيداً عن احتياجات العصر، سعيد حوّى: ص 6; السيره بلغه الحب و الشعر، ص 36 ـ 39.


20

در پاسخ بايد گفت: آنها براي زنده نگه داشتن شخصيت پيامبر اكرم(ص) شديداً عشق ميورزند و مي خواهند آن را در قلوب مسلمين در هر زمان و هر لحظه اي زنده نگه دارند و تعاليم آسماني اسلام را موجب سرافرازي خود دانسته ومردم را به سوي آن دعوت نمايند و بدان تمسك جويند، چون كسي كه از برنامه اين جشنها اطلاع دارد، اولين هدفي را كه در نظر دارد اين است كه مقام و منزلت پيامبر اكرم(ص) را بزرگ بدارد و در ميان سخنان و قصيده ها و خطبه ها و خاطره ها و مقاله هاي هدفدار اسلامي آثار و دستاوردهاي جاودانه ي آن حضرت رابه منصه ظهور برساند، و حتي برخي از آن مطالب كه پيرامون جوانب مختلف زندگي بزرگوارانه آن حضرت و جهاد بزرگ وي در راه بزرگداشت كلمه الله بر روي زمين و مسائل ديگري كه مرتبط با آن حضرت بوده است، مسلمانان را علاقمند به روش آن حضرت مي كند و آنها را براي اقتداء به آن حضرت و پيمودن راه هدايتش بر مي انگيزد.

و براي توضيح اين مطلب به سخنان آقاي سيد محسن امين عاملي اشاره مي نماييم:

((و اما در مورد جشن ميلاد انبياء و اولياء كه وهابيون آن را عيد و مواسم مي نامند، اگر در روزهايي مانند روز ولادت آنان كه از طرف خدا نعمتي است بر مخلوقاتش، به اظهار سرور و شادماني بپردازند و زيبايي هاي خود را ابراز نمايند و سرگذشت ولادتشان را بخوانند ـ همچنانكه خواندن سرگذشت ولادت پيامبر(ص) مرسوم است ـ و از خدا براي آنان منزلت و رفعت را طلب نمايند، و مكرراً بر انبياء صلوات و سلام بفرستند، و بر صلحاء رحمت بفرستند، در اينگونه كارها تا وقتي كه كار حرامي مثل غنا يا فساد يا استعمال وسايل لهو و امثال آن انجام نگيرد، هيچ مانع عقلي و شرعي ندارد. همچنانكه همه عقلاء و اهل ملت هاي مختلف در روزهايي مثل روزهاي ولادت بزرگان و انبياءشان و روزهاي تخت نشيني و تاج گذاري پادشاهانشان اين كارها را انجام مي دهند و همه اينها يك نوع تعظيم و احترام است، و اگر كسي كه مورد احترام قرار مي گيرد اهليت اين احترام را داشته باشد، اين كار يك نوع اطاعت و عبادت خدا نيز محسوب مي گردد ولي هر احترام و تعظيمي عبادت آن شخص بزرگ محسوب نمي گردد، پس قياس كردن اين كارها به كارهاي مشركين ـ در برابر بتهايشان ـ يك قياس فاسدي است.

چكيده ى بحث

مسأله جشن ميلاد پيامبر(ص) ، مسأله اي است كه از قرنهاي گذشته تا الآن وجود داشته و مسلمانان بدان انس گرفته اند.

و اينكه ادعا مي كنند جشن ميلاد از بدعتهاست و از مسائل ديني نيست، سخن صحيحي نيست، چون استناد اينگونه ادعاها بر اساس يك برداشت غلطي از معني بدعت است; چرا كه آنها تصور كرده اند معني بدعت اين است كه آن مسأله در صدر اسلام وجود نداشته باشد و يا دليل خاصي در مورد آن نداشته باشيم.

وليكن حرف صحيح اين است كه هر چيزي يا هر فعلي به دو صورت در دين مي تواند جائز باشد:

اول: اينكه در مورد آن موضوع خاص، نصي وجود داشته باشد، مثل: عيد فطر و عيد قربان.


21

دوم: اينكه به صورت كلي در مورد آن نصّى وارد شده باشد ولي كيفيت انجام آن به خود مردم واگذار شده باشد، مثل فراهم آوردن وسايل و ادوات جهاد كه هر زمان در حال تحول است.

و جشن ميلاد پيامبر(ص) هم از همين قبيل است، يعني به صورت كلي دستور براي احترام و بزرگداشت پيامبر(ص) وارد شده است ولي مصداق احترام بر عهده مكلفين واگذار شده است.

و بر همين اساس است كه مسلمانان، واز جمله پيروان مكتب اهل بيت(ع)، روز ميلاد پيامبر(ص) را جشن مي گيرند.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين


22
فهرست آيات
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى ...4
إنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَهِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَهُ الْقَدْرِ لَيْلَهُ ...4
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 5
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ 6
فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ ...7
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا ...8
لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا 8
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا ...8
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ...9
وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا 11
وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ... 11