فهرست عناوين

1
مسجدها و حسينيه ها

مقدمه مترجم

فهرست عناوين
مسجدها.. حسينيه‏ها..4
      1 ـ نماز جماعت4
     2 ـ سخنرانى و روضه خوانى4
     3 ـ كتابخانه5
     4 ـ برگزارى مجالس جشن6
     5 ـ نشريات مفيد7
     6 ـ جلسات مذهبى7
     7 ـ دعا و زيارت8
     8 ـ درس و تأليف و تشكيل هيئت‏ها8
     9 ـ نمايشهاى اسلامى9
     10 ـ فايده‏هاى ديگر9
تجربيات من در منبر12
     1 ـ توجه قلبى بسوى خدا12
      2 ـ توجه دادن به سوى خدا13
      3 ـ آماده ساختن مردم براى پذيرش ارشاد13
      5 ـ آگاهى از علوم اسلامى14
      6 ـ آگاهى از حوادث و تازه‏هاى عصر 14
      7 ـ موضوعات و مطالب تازه 14
      8 ـ مجسم ساختن وقايع و مطالب 15
      9 ـ تجزيه و تحليل مطالب 15
      10 ـ رعايت تناسب در بحث 15
      11 ـ سطح معلومات شنوندگان 16
      12 ـ شناخت دردها و اولويت ها 16
      13 ـ آگاهى از موقعيت مجلس 16
      14 ـ آلت دست كلاشان نشود 17
      15 ـ شجاعت در تبليغ 17
      16 ـ اطلاع از روانشناسى 17
      17 ـ حسن مطلع، حسن ختام، خلاصه‏گوئى 18
      18 ـ مستمعين بسيار 18
      19 ـ منبر رفتن در ساعت مناسب 18
      20 ـ اختصار در منبر 19
      21 ـ قبول نكردن منبرهاى متعدد 19
      22 ـ همه جا سخن سربسته نگويند 19
      23 ـ منبر پاكيزه 20
      25 ـ فصاحت و بلاغت 20
      26 ـ استاد ديدن 20
      28 ـ سير تدريجى 21
      29 ـ عمل بر طبق گفتار 21
      30 ـ منبر تربيتى 21
      31 ـ رعايت عواطف مستمعين 22
      32 ـ مسؤليت در برابر وقت مستمعين 22
      33 ـ رعايت چند نكته لازم 22
      34 ـ در چند حالت نبايد منبر رفت 23
      35 ـ مطالعه و تفكر پيش از منبر 23
      36 ـ سخنان گوناگون 23
      37 ـ ميانه‏روى در معاشرت و آداب اجتماعى 23
      38 ـ شركت در درس فقه 24
      39 ـ واعظ بايد فروتن باشد 24
      40 ـ روح قناعت در واعظ 24
پاورقي25

بسم‏ الله الرحمن الرحيم

الحمدلله، والصلوة والسلام على رسول الله و آله الطاهرين المعصومين، و لعنة الله على اعدائهم اجمعين..

اما بعد رسيدگى به امور مذهبى و بهسازى وضع تبليغات دينى يكى از مهمترين وظائف هر فرد باايمان است، روز بروز وسائل مدرن ببازار مى‏آيد و همگام با پيشرفت علم و دانش و صنعت و تكنيك وسائل تبليغات هم عوض مى‏شود، متصديان امور دينى، گردانندگان مسجدها، منبرها، حسينيه‏ها وظيفه دارند از مدرن‏ترين و عاليترين وسايل تبليغى روز در راه پيشبرد اهداف مذهبى استفاده كنند.

سابق بر اين يكى از وسائل تبليغى كه جزء شعائر حسينى بود مسئله تعزيه‏دارى و شبيه‏خوانى بود، كه اين برنامه اكثرا جمعيت بيشترى را جمع مى‏كرد، ولى متأسفانه بر اثر سوء تدبير گردانندگان آنطور كه بايد و شايد نمى‏توانستند صحنه‏هاى جالب و حساس و آموزنده را طبق روايات صحيح و مدارك مورد اعتماد پياده كنند. و لذا جمعى بجاى آنكه اين وسيله تبليغى مهم را اصلاح نموده تكامل بخشند، با آن به مخالفت پرداخته تا جائيكه مى‏بينيم فعلا به صورت تعطيل در آمده است.

متصديان حسينيه‏ها و دسته‏هاى عزادارى اين هنر مذهبى را بايد با مشورت علما و فضلاى هر منطقه به صورت صحيح احياء كنند، و براى مناسبتهاى شادى، جشن تولدها، اعياد مذهبى، جمعه‏ها نمايشهاى آموزنده تربيتى و اجتماعى و مذهبى مناسب تهيه كنند، و نيز بمناسبت وفيات و سوگواريها نمايشهاى تاريخى و آموزنده اجراء كنند، و اگر اقدام به فيلم بردارى از اين نمايشها كنند و در هر حسينيه محلى مخصوص جهت نمايش اين فيلمها داشته باشند از نظر تربيتى و تبليغى تأثير بيشترى حتى از مهمترين منبرها خواهد داشت، زيرا از نظر علمى هم ثابت شده است كه آموزش بصرى بيش از هر نوع آموزش ديگرى تأثير دارد، و به نظر نگارنده اين اقدام يك مبارزه عملى و بسيار مهم با مفاسد اجتماعى بسيارى كه ناشى از تأثيرات سوء فيلمهاى بدآموز سينماها و تلويزيون است.

پيشنهاد ديگرى كه در مورد مساجد و حسينيه‏ها يادآورى آن لازم بنظرم رسيد آنكه متصديان مساجد و حسينيه‏ها از وجوه خيريه براى هر مسجد و حسينيه يك كتابخانه سيار و يك نوار خانه سيار دائر كنند و كتابهاى مذهبى جالب در سطوح مختلف و نوارهاى مذهبى جالب بمناسبتهاى شادى و مآتم تهيه كنند، و در اختيار افراد و مراجعين و مراكزى مانند آرايشگاهها، دفاتر معاملات ملكى، كاراژها، مخصوصا رانندگان اتوبوسها كه براى طى مسافتهاى طولانى احتياج بسرگرمى دارند، و ضمنا در هر اتوبوس چهل و چند نفر از آن نوار قهرا استفاده خواهند نمود.

كتابخانه و نوارخانه سيار علاوه بر گسترش مذهب موجب جلوگيرى از كتب فاسد، رمانها و مجلات كثيف، و ساز و آواز موسيقى هم خواهد شد.

اگر خدارا يارى كنيد، خدا نيرومند و ثابت قدمتان مىسازد.

بسم‏الله الرحمن الرحيم

سپاس بدرگاه خداوند بزرگ.

درود به پيشگاه رسول گرامى حضرت محمد و اهل‏بيت پاكش.

همان رادمردانى كه مؤسسين اوليه مسجدها و حسينيه‏ها و مراكز مذهبى و علمى بودند، و پس از تأسيس اينگونه مراكز با برنامه نماز و جلسات موعظه و سخنرانى اين مراكز دينى را آباد ساختند، من اين راد مردان بزرگ و بانيان مسجدها و حسينيه‏ها را قهرمانان از جمله انگشت شمار مى‏شناسم، اما اينكه انگشت شمار هستند احتياج بدليل ندارد، زيرا شما اگر دقت كنيد در ميان هر هزار نفر و بلكه در ميان هر ده هزار نفر يك نفر را خواهى يافت كه اقدام باينگونه امور و تأسيس اينگونه مراكز كنند.

و اما اينكه قهرمان بوده‏اند، زيرا در اين راه جهاد كرده‏اند و مبارزه نموده‏اند، و مورد حمله‏هاى گوناگون افراد نادان قرار گرفته، مورد حسادت واقع شده‏اند، اما در برابر تمامى اين حملات و ناملايمات ايستادگى بخرج داده، و تمام ناراحتيهاى خود را به حساب خدا گذاشته‏اند.

من خودم حدود ده سال پيش با يك وزير مواجه شدم و از او خواستم كه اقدام كند تا زمين مسجدى را كه برده‏اند پس بدهند مسجدى كه يك موقع در معرض حراجى قرار گرفته و هنگامى هم به صورت طويله الاغها در آمده بود، ما مى‏خواستيم اين زمين را به همان حالت مسجدى سابقش باز گردانيم.


2

وزير محترم با دهانى پر گفت: در باره باز گرداندن اين مسجد زياد اصرار نكنيد، زيرا قانون شهرداريها در مورد ساختمان مسجد سختيگرى بسيارى دارد، بطورى كه اجازه نمى‏دهد كه از اموال دولتى زمينى رايگان جهت بناى مسجد واگذار شود، در حالتيكه اجازه مى‏دهد كه از اموال شهردارى زمينهائى جهت تئاتر و سينما رايگان واگذار شود.

من نمى‏دانم كه اين وزير محترم! راست مى‏گفت يانه؟ ولى بهرحال گفتار او نشان مى‏داد كه تا چه اندازه در برابر ساختن مسجد در زمينى كه بخود مسجد تعلق دارد مقاومت مى‏كنند.

باز در يك روزنامه رسمى خواندم كه يك حكومت كه بنام حكومت اسلامى هم شناخته مى‏شود، مبلغى در حدود پانصد و چهل ميليون تومان به منظور ساختن استخرهائى مختلط براى پسران و دختران در نواحى مختلف اختصاص داده است، و در همان وقت در يكى از شهرهاى مذهبى برق مسجدى را به جهت بدهى آن مسجد قطع كردند، در حالتى كه بديهى مسجد باداره برق به دويست تومان نمى‏رسيد!

من از اين قبيل داستانها و جريانات شگفت‏انگيز بسيار دارم كه آنها را خودم شخصا مشاهده كرده‏ام، يا از افراد مورد اعتماد شنيده‏ام، بطورى كه اگر بخواهيم اين جريانات را جمع‏آورى كنم كتابى در حدود پانصد صفحه يا بيشتر خواهد شد.

آيا اينها همه دليل كافى نيست بر اينكه كسانى كه مساجد و حسينيه‏ها را مى‏سازند و با برنامه‏هاى اسلامى اين مراكز را آباد مى‏كنند مردانى قهرمان هستند؟

خداوند به اينگونه افراد پاداش نيكو عطا فرمايد، و در ميان مسلمانان امثالشان را زيادتر كند، و به آنان ثواب مجاهدين راه اسلام را عنايت فرمايد، و دادن اين ثواب هم براى خداوند گران نخواهد بود.

من بنوبه خود از صميم قلب اينگونه بانيان خير را دوست دارم، آنان را سزاوار تقدير و احترام مى‏دانم، و هميشه به مردم سفارش مى‏كنم كه بااينگونه افراد همكارى كنند، و از آنان احترام نمايند، و زحمات آنان را قدردانى كنند.

در حديث شريف وارد شده است كه: (من بنى مسجدا بنى‏الله له بكل شبر مدينة فى‏الجنة مسيره اربعين الف عام).

يعنى: (هركس مسجدى بسازد خداوند در برابر هر وجبى از آن مسجد در بهشت براى او شهرى بنا كند كه سير چهل هزار سال راه باشد).

اما حسينيه‏ها، اين مراكز نيز بناهائى است اسلامى كه براى احياء اسلام و فضيلت برپا شده است، بنا بر اين مؤسسين و بانيان اين بناها و كسانى كه رهبرى صحيح اين مراكز را به عهده دارند از ثواب مذكور در اين حديث شريف برخوردار خواهند بود:

(من سن سنة حسنة فله اجرها و اجر من عمل بها) يعنى: (هركس سنت نيكوئى بپا دارد، پاداش آن عمل كه انجام داده و پاداش عمل كسانى كه طبق آن سنت عمل مى‏كنند باو خواهند داد).

همانگونه كه مشمول رحمتى كه در اين حديث شريف آمده است خواهند شد كه فرمودند: (رحم‏الله من احيا أمرنا).

يعنى: (خداوند رحمت كند كسى كه امر ما را زنده سازد)

علاوه بر اينها اينگونه افراد در زمره (پاسداران حدود الهى) و (آمرين به معروف) و (نهى از منكر كنندگان) و (ارشاد كنندگان افراد نادان) و (كمك كنندگان به نيكى و پرهيزكارى) قرار دارند.

خلاصه يكى از اعمالى كه جدا بسيار خوب است آن است كه افراد نيكوكار در ساختمان مساجد و حسينيه‏ها بسيار بكوشند، و صاحبان و بانيان اينگونه بناهاى خيريه را با مال و هرنوع مساعدتى تشويق كنند، و از آنان بهر راهى كه مى‏توانند دفاع كنند.

انگيزه نگارش اين رساله:

اما انگيزه نگارش اين كتاب اين بود كه در سرحد امكان استفاده‏هائى كه از اين دو پايگاه مهم مذهبى مى‏توان نمود در اين كتاب تشريح كنيم، تا بتوانيم ازاين دو پايگاه بزرگ هرچه بيشتر اسلام و ايمان و فضيلت و تقوى را گسترش دهيم، و به مردم علم و عمل بياموزيم.

زيرا آن اندازه‏اى كه معمولا از اين دو پايگاه مهم استفاده مى‏شود كمتر از آن حدى است كه مى‏بايد استفاده نمايند، بلكه مى‏توان گفت: كه ميزان استفاده از اين مراكز حتى باندازه يكصدم هم نمى‏باشد.


3

بنا بر اين بسيار لازم است كه ما باين موضوع بيشتر اهميت بدهيم تا در حد ممكن از اين نيروى معنوى به منظور پايه‏گذارى زندگى سعادتمندانه‏اى استفاده كنيم، تا بتوانيم ملتى رشيد و پيشرفته بسازيم، كه از خير دنيا و آخرت برخوردار باشند.

ضمنا بايد دانست اقداماتى كه دراين كتاب يادآورى مى‏كنيم كارهاى سختى نيست، زيرا اگر همكارى در بين باشد و مردم تبليغ شوند، و در هر مسجد يا حسينيه‏اى جمعيتى ولو متشكل از سه نفر همكارى نمايند اين رسالت مذهبى بخوبى انجام خواهد گرفت، و حتى ممكن است اين سه نفر عبارت باشند از متولى مسجد و حسينيه و دو نفر از نزديكان و دوستانش.

اين را هم بايد گفت كه: آنچه را كه ما در اين جزوه يادآورى مى‏كنيم پاره‏اى از رسالت مسجد و حسينيه است كه ما بتناسب اوضاع و احوال به آن اكتفاء مى‏كنيم.

از درگاه الهى مسئلت داريم كه همگان را توفيق عنايت فرمايد كه موجبات رضايت پروردگار را فراهم سازند، آرى توفيق و يارى بايد از او برسد.


4

مسجدها.. حسينيه‏ها..

1 ـ نماز جماعت

مسجدها در درجه اول براى نماز جماعت تأسيس مى‏شوند، و حتى از حسينيه‏ها نيز بايد استفاده نماز جماعت نمود، در ابتداى امر نبايد توجهى به تعداد نمازگزاران داشت، فرض كنيد كه در ابتداء مسجدى يا حسينيه‏اى سه نفر نمازگزار داشته باشد، مگر رسول خدا (ص) در ابتداى شروع به نماز جماعت خودش و اميرالمؤمنين على (ع) نبود، كه پس از چندى خديجه ام‏المؤمنين هم به آنان پيوست، و سپس جعفر طيار نيز به دستور پدر بزرگوارش حضرت ابوطالب مؤمن قريش به آنان پيوست؟

در صورتى كه فرض كنيم امام جماعتى با دو نفر مأموم در مسجد يا حسينيه‏اى به نماز جماعت مشغول شوند، در طول سال در اوقات سه‏گانه صبح و ظهر و مغرب از اين پايگاه مذهبى يك هزار و پانصد و شصت خدمت اسلامى انجام گرفته، علاوه بر اينكه نماز عيد فطر و عيد قربان و نماز آيات و نماز باران در صورت لزوم و نمازهاى مستحبى ماه مبارك رمضان، و نوافل روزانه نيز بر آن افزوده خواهد شد، و علاوه بر خواندن نمازها اذان و مناجات در اوقات سه‏گانه و در سحر و افطار ماه مبارك رمضان، و شبهاى جمعه، و اعياد مذهبى كه همگى روى‏هم نزديك به (3250) خدمت اسلامى خواهد بود.

بد نيست به همين مناسبت يادآورى كنم، به نظر من اگر در آپارتمانها و ساختمانهاى چند طبقه خواستند مسجدى ايجاد كنند، يا حسينيه‏اى تأسيس نمايند خود مسجد يا حسينيه و يا پرچم و علامت آن را در طبقه فوقانى قرار دهند، تا مسجد و حسينيه از ساير بناهاى مجاور از قبيل بانگها و ساير مؤسسات و ادارات پائين‏تر قرار نگيرد.

زيرا خداوند مى‏فرمايد: (فى بيوت اذن‏الله ان ترفع)(1) (يعنى: (در خانه‏هائى كه خداوند دستور رفعت آنرا داده است) و در اين باره ما در بعضى از كتب فقهى خود يادآورى كرده‏ايم كه (ترفع) مطلق است و شامل رفعت ظاهرى و معنوى هردو خواهد شد.

و به نظر من بسيار خوب است شعائر مذهبى كه در مساجد و حسينيه‏ها برگذار مى‏شود، با وسائل مختلف اعلان شود و به تمام مردم برسد، زيرا خداوند در قرآن مجيد مى‏فرمايد: (و اذن فى‏الناس بالحج)(2) يعنى: (در ميان مردم اعلان حج كن) و به همان ملاك كه اعلان حج پسنديده است و خداوند به آن فرمان داده است، اعلان شعائر مذهبى هم عملى است بسيار خوب.

و در سيره رسول خدا (ص) مى‏بينيم هرگاه كارى داشتند كه مى‏خواستند به مردم برسانند، به منادى خود دستور مى‏فرمودند كه آن مطلب را در ميان مردم اعلان كند.

اميرالمؤمنين هم به فرزند خود وصيت مى‏فرمايند: (بنى اذا كنت فى بلدة فعاشر بآداب اربابها).

يعنى: (فرزندم در هر شهرى كه بودى طبق آداب مردم آنجا زندگى كن)(3). و از طرفى امروزه جزء آداب مردم زمان ما است كه هركس براى خود با وسائل ارتباط جمعى مطالب خود را اعلان و تبليغ مى‏كند.

2 ـ سخنرانى و روضه خوانى

حسينيه‏ها به منظور ايراد سخنرانيهاى مذهبى و بيان مواعظ و ارشاد مردم، و خواندن روضه و مدح و مصيبت داير شده است، البته بايد از مساجد هم اينگونه استفاده‏ها برده شود زيرا رسول خدا (ص) در مسجد روى منبر از جعفر بن ابى‏طالب ياد كرد و مصيبت او را بيان فرمود.

و فاطمه زهرا عليهاالسلام هم در اطاق پدرش رسول اكرم (ص) كه جزء مسجدالنبى است اين اشعار را در مصيبت پدر انشاء فرمودند كه مشهور است:

ماذا على من شم تربة احمد    ان لا يشم مدى الزمان غواليا

صبت على مصائب لو أنها    صبت على الايام صرن لياليـا

يعنى: (كسى كه خاك قبر احمد (ص) را بوئيده است، اگر در طول عمرش هيچ عطرى را نبويد بر او ايرادى نخواهد بود.

مصيبتهائى بر سر من آمده است كه اگر آنها را بر سر روزها بريزند تبديل به شب خواهد شد).

و نيز بشير در مدينه كنار قبر رسول خدا (ص) ياد از مصيبت حضرت حسين‏ (ع) كرده اين اشعار را خواند:


5

يا اهل يثرب لا مقام لكم بها قتل الحسين فادمعى مدرار

يعنى: (اى مردم مدينه! دگر مدينه جاى اقامت ندارد، زيرا حسين كشته شد، از اين پس بسان ابر بگرييد).

اگر خواندن مصيبت در مسجد ايرادى داشت امام زين‏العابدين او را منع مى‏كرد، نه تنها مانع او نشد، بلكه خود حضرت به او دستور داده بود كه در مسجد اين اشعار را بخواند.

سخنرانى و بيان مواعظ در مساجد كه رفتار رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين و فرزندانش عليهم‏السلام بود.

بنا بر اين مساجد و حسينيه‏ها در اينكه محل طبيعى روضه خوانى و وعظ و ارشاد هستند باهم مشترك مى‏باشند.

پس اگر امام جماعت بعد از فراغت از هر نماز صبح و ظهر و شب ولو پنج دقيقه براى مردم موعظه كند در سال (1065) خدمت اسلامى انجام داده است، و چنانچه در حسينيه هر شب يك مجلس روضه داير كند در سال (355) خدمت مذهبى كرده است.

و چنانچه بمناسبت شهادت رسول اكرم (ص) و فاطمه زهرا عليهاالسلام و يازده امام ديگر كه بشهادت رسيده‏اند براى هركدام سه روز مجلس برگزار شود در سال حداقل (39) خدمت اسلامى صورت گرفته است.

و در صورتى كه بمناسبت ايام ماه مبارك رمضان و دو ماه محرم و صفر مجالسى جهت وعظ و ارشاد و روضه خوانى برقرار كند (88) خدمت اسلامى انجام داده است، كه جمعا يك امام جماعت در طول سال مى‏تواند در يك مسجد يا يك حسينيه (1547) خدمت اسلامى انجام دهد.

البته بسيار ضرورى است كه تمام حسينيه‏ها بايد داراى پخش صداى مرتب باشد، و در قسمتى دستگاههاى ضبط صوت مجهز داشته باشند كه تمامى سخنرانيها و مواعظ اسلامى را ضبط كرده بطور مجانى يا به قيمت تمام شده در اختيار مردم بگذارند تا بدينوسيله از مواعظ و مراثى همگان بهره‏مند شده؛ در هر خانه و محلى نوارهاى سودمندى در دسترس مردم يافت شود.

ضمنا به حسينيه‏هاى بزرگ پيشنهاد مى‏كنم كه از وسائل مدرن روز استفاده كنند، بخصوص به منظور آنكه در تمام زوايا و غرفه‏هاى يك حسينيه بزرگ تمام مستمعين تصوير گوينده را ببينند، بد نيست كه از تلويزيونهاى مدار بسته براى اين منظور استفاده كنند.

3 ـ كتابخانه

رسالت اسلام گسترش ايمان و علم در ميان مردم است، خداوند بزرگ در قرآن مجيد مى‏فرمايد:

(يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجات)(4) يعنى: (خداوند درجات رفيع را به كسانى از شما خواهد بخشيد كه داراى ايمان و دانش باشند).

و در حديثى آمده است:

(احتفظوا بكتبكم، فانكم سوف تحتاجون إليها).

يعنى: (كتابهاى خود را حفظ كنيد كه بزودى به آنها نياز پيدا مى‏كنيد).

و در حديث مشهور آمده است:

(اذا مات ابن آدم انقطع عمله [امله] الا من ثلاث: علم ينتفع به، و ولد صالح يدعوله، و صدقة جارية).

يعنى: (انسان كه مرد عملش [اميدش] بريده مى‏شود جز از سه چيز:

1 ـ دانشى كه از آن استفاده شود.

2 ـ فرزند شايسته‏اى كه برايش دعا كند.

3 ـ صدقه جاريه‏اى كه پس از او بماند.

و در حديث ديگر آمده است: (مداد العلماء افضل من دماء الشهداء).

يعنى: (مركب قلم دانشمندان بيش از خون شهداء ارزش دارد). پس با توجه به اين حقيقت لازم است كه مساجد و حسينيه‏ها داراى كتابخانه‏هائى براى مطالعه مردم باشند، زيرا وجود كتابخانه در اينگونه مراكز عمومى موجب رشد سطح فرهنگى جامعه خواهد شد، و هر اندازه كه به تعداد كتابخانه‏هاى يك شهر افزوده شود بهمان اندازه سطح دينى و دنيوى مردم بالا خواهد رفت، زيرا كه خير دنيا و آخرت در علم و دانش است، همانگونه برعكس نكبت دنيا و آخرت يك ملت در جهل و نادانى افراد آنست.

و روى همين حساب من به تمام دوستان خودم توصيه كرده و مى‏كنم كه همگى در منزل خود كتابخانه داشته باشند، زيرا علاوه بر اينكه وجود كتابخانه در يك منزل اعضاء خانواده را وادار به مطالعه مى‏كند، خدمت بزرگى بجهان علم و دانش نيز هست، زيرا خريدارى كتاب موجب تشويق مؤلفين، ناشرين، چاپخانه‏ها، صحافيها، و ديگر وسائل و عوامل نشر كتاب خواهد شد.


6

اداره كتابخانه را ـ اگر كوچك باشد ـ مى‏توان به خادم مسجد و حسينيه، يا بعضى از اعضاء كتابخانه سپرد، و بهتر است در تمام ساعتهائى از شب و روز كه مردم بيدار هستند كتابخانه هم باز باشد، و چنانچه اين اندازه ممكن نشد بايد به اندازه‏اى كه ممكن است شبانه روز چند ساعت كه با وقت مطالعه اكثريت مردم مناسبت دارد كتابخانه باز باشد، (و ساعتهائى كه كتابخانه باز است براى اطلاع مردم اعلان شود).

و لازم است كه جزء برنامه كتابخانه كتاب امانت دادن بخوانندگان باشد، و براى كتابخانه‏هاى بزرگ لازم است كه مجهز به دستگاههاى فتوكپى و عكسبردارى باشد، كه در صورت لزوم از هركتابى كه بخواهند فيلمبردارى كنند(5).

اگر در تمام سال ـ به استثناى روزهاى تعطيل كه فرض كنيم25 روز باشد ـ كتابخانه باز باشد، اين عمل موجب خواهد شد كه ما از راه كتابخانه هر سال (330) خدمت اسلامى انجام داده باشيم.

و اگر آمار مطالعه كنندگان را در سال در نظر بگيريم و مطالعه هر انسانى را يك خدمت اسلامى بحساب بياوريم آمار خدمات اسلامى ما بسيار پيشتر بالا خواهد رفت.

4 ـ برگزارى مجالس جشن

از جمله خدمتهاى اسلامى كه در مساجد و حسينيه‏ها بايد برگزار شود مجالس جشنى است كه به مناسبت تولد حضرت رسول (ص) و حضرت زهرا عليهاالسلام و امامان دوازده‏گانه عليهم‏ السلام بايد تشكيل شود، و نيز مى‏توان بمناسبت زادروز بزرگان دين و علم مانند علماء و وعاظ، افراد نيكوكار، جشن تولد گرفت، يا بعنوان ياد بود سرداران، فاتحين و مكتشفين و مؤسسين بزرگ مانند سيد رضى و شيخ طوسى و علامه حلى و... مجالس بزرگداشت در مساجد و حسينيه‏ها ترتيب داد.

و نيز مى‏توان مجلس جشن ازدواج، مجلس توديع حجاج، يا برنامه استقبال زائران اعتاب مقدسه، و حتى جشنهاى ختنه‏سوران جشن تولد افراد و از اين قبيل جشنها را در مساجد و حسينيه‏ها گرفت زيرا تمام اين جلسات، جشنها و اجتماعات يا يك عمل اسلامى است، كه مصداق (يفرحون لفرحنا) مى‏باشد، يا اينكه به خاطر يك عمل اسلامى برگزار مى‏شود مانند جشن بازگشت حجاج، و بدرقه و استقبال زوار و... كه بطور طبيعى محل برگزارى اينگونه اجتماعات اسلامى خانه خدا مسجدها، و خانه‏هاى اولياء خدا حسينيه‏ها است.

بدين ترتيب اگر فرض كنيم كه:

1 ـ بمناسبت تولد معصومين عليهم‏السلام در سال 14 مجلس گرفته شود.

2 ـ بمناسبت جشن ازدواج در سال 4 مجلس.

3 ـ بمناسبت توديع و استقبال حجاج و زائرين 12 مجلس.

4 ـ بمناسبت ختنه سوران 12 مجلس.

5 ـ بمناسبت جشن تولد افراد 20 مجلس گرفته شود.

رويهم در سال 62 خدمت اسلامى انجام گرفته است.

اما بايد اينگونه مجالس كاملا منزه از هرنوع رفتار خلاف باشد، و طورى برگزار شود كه در آن احترام مسجد و حسينيه كاملا رعايت شود، و نيز در جلساتى كه بمناسبت جشن تولد معصومين عليهم‏السلام گرفته مى‏شود بايد سعى كنند كه تنها به نقل تاريخ اكتفاء نشود، بلكه بتناسب پيشرفتهاى علمى روز از مقامات علمى معصومين عليهم‏السلام بيان گردد، و حضار مجلس را وادار به پيروى از ارشادات آنان كنند، زيرا مجالسى كه بنام بزرگان گرفته مى‏شود فايده‏اش در آن است كه مردم آن شخصيت را بعنوان الگوئى براى زندگى خود بشناسند و از راه و روش او پيروى كنند.

همانگونه كه جلسات توديع و استقبال حجاج و زائران اماكن مقدسه، و جشن ازدواج و ديگر جشنها هم خاصيتش آنستكه جامعه پيشرفت كند بدينوسيله مردم بسوى فضائل انسانى و كارهاى نيك سوق داده شوند.

و نيز مناسب است كه جشنهاى مذهبى، و همچنين مجالس سوگوارى و ارشاد با پرچمها و پرده‏ها، و پلاكاردهاى مناسبى تزئين شود، و در اين جلسات اگر بتوانند با تهيه و تدارك قبلى نمايشها و بلكه فيلمهاى آموزنده مذهبى توجه شركت كنندگان را هرچه بيشتر جلب كنند، و با پخش قطعه‏هاى كلمات قصار و نشريات سودمند هرچه بيشتر از شركت كنندگان پذيرائى نمايند.

و خلاصه جشن مذهبى بايد علاوه بر شادى و سرور يك جلسه آموزنده و ارشادى باشد، البته همانطور كه قبلا اشاره شد بوسيله ضبط صوت، و دستگاههاى فيلم بردارى از نمايشها و گفتارها و برنامه‏هاى مختلف مجلس صدا بردارى و فيلم بردارى كنند كه بعدها هم مورد استفاده قرار گرفته تكثير شود.


7

5 ـ نشريات مفيد

در يكى از جنگهاى اسلامى، پس از آنكه رسول خدا (ص) عده‏اى از دشمنان را به اسارت درآورد، آن دسته از اسيران جنگى را كه سواد داشتند مخير فرمود كه اگر بخواهند براى آزاد كردن خودشان يا مقدار معينى از مال و ثروت خود را بدهند، يا اينكه در مقابل با سوادكردن ده نفر از مسلمانان كه به آنان خواندن و نوشتن ياد بدهند آزاد شوند.

حضرتش با اين اقدام آموزنده خود اهميت سواد خواندن و نوشتن را به مسلمانان آموخت، و لذا يكباره سواد خواندن و نوشتن در ميان جزيرةالعرب جهش كرد، به طورى كه پيش از بعثت حضرت در سرتاسر جزيرةالعرب تنها ده نفر انگشت شمار بودند كه سواد خواندن و نوشتن داشتند ولى در زمان حضرت رسول (ص) تعداد افراد باسواد جزيره اگر نگوئيم به هزاران نفر رسيد دست كم به صدها نفر افزايش يافت.

تا اينكه مى‏بينيم كار پيكار با بيسوادى حضرت بجائى مى‏رسد كه مى‏بينيم در زمان حضرت رضا (ع) در ميان استقبال كنندگان حضرت تنها از شهر نيشابور بيست و چهار هزار نفر (24000) دانشمند هستند كه قلم و كاغذ در دست دارند، تا از حضرت حديث يادداشت كنند! كه حتى دنيا در اين عصر علم و دانش هم هنوز به اين پايه نرسيده است.

بنا براين با الهام گرفتن از دستورات اسلام به منظور بالا بردن سطح فرهنگ مسلمانان بايد مساجد و حسينيه‏ها هميشه داراى نشريه‏هاى ديوارى هفتگى، يا دو هفته يك نشريه، يا حداقل ماهى يك نشريه داشته باشند، كه در داخل و خارج از مسجد در محل معينى نصب شود تا عابرين و مراجعه‏كنندگان از آن استفاده كنند، و بر معلومات مذهبى و اطلاعات علمى آنان افزوده شود.

البته معلوم است نشريات بايد داراى مطالب متنوعى در باره:

1 ـ اصول دين، فروع دين، تفسير قرآن، تاريخ اسلام.

2 ـ فضائل اخلاقى و رذائل اخلاقى.

3 ـ واجبات و محرمات.

4 ـ و مطالبى به مناسبت جشنهاى تولد، اعياد اسلامى و وفيات بزرگان اسلام بوده.

5 ـ و علاوه بر مطالب فوق بايد نشريات شامل مطالب علمى، از اختراعات و اكتشافات عصرى، و طرح معماها و پرسشهاى مذهبى و راهنمائيهاى عمومى و مسابقات هم باشد.

و چنانچه امكان داشته باشد نشريه چاپ شده مانند يك نشريه هفتگى ميان نمازگزاران و اعضاء مسجد و ديگران و حسينيه توزيع شود، تا از نشريه افراد بيشترى استفاده كنند.

حال اگر فرض كنيم كه نشريه دو هفته يكبار منتشر شود، بدين وسيله متصديان هر مسجد يا حسينيه توانسته‏اند ساليانه (24) خدمت اسلامى انجام دهند.

6 ـ جلسات مذهبى

در جلسات مذهبى مساجد و حسينيه‏ها معمولا بايد پيرامون موضوعات گوناگون اسلامى بحث و سخنرانى ايراد شود:

1 ـ گاهى جلسات مذهبى به صورت سخنرانى است كه عده‏اى از جوانان گردهم جمع مى‏شوند، و يك نفر يا چند نفر از آنان در باره موضوعات اسلامى، مانند اصول دين، اقتصاد اسلامى، سياست اسلامى، خانواده در اسلام، حقوق كارگران و كشاورزان در اسلام و. و. بحث مى‏كنند و ديگران گوش مى‏دهند.

2 ـ گاهى جلسه مذهبى به صورت پرسش و پاسخ است كه شركت كنندگان در جلسه پرسشهائى مطرح مى‏كنند، و مدير جلسه يا عالم و روحانى مسجد بپرسشهاى مذهبى آنان پاسخ مى‏دهد، و ضمن اينكه پرسش كننده پاسخ خود را دريافت كرده است، ديگران هم استفاده مى‏كنند.

3 ـ گاهى جلسه مذهبى هردو برنامه فوق را همراه با هم در بر دارد، بدين ترتيب كه پس از ايراد سخنرانى مذهبى بوسيله سخنران جلسه، حاضران پيرامون موضوع بحث شده در سخنرانى يا هر نوع پرسش ديگرى كه دارند سئوالات خود را طرح و پاسخ خود را دريافت مى‏دارند.

فائده اين جلسات مذهبى آن است كه جامعه اسلامى با اطلاعات و معلومات مذهبى مجهز شده مردم وادار مى‏شوند كه در باره امور دينى خود پرسش كنند، و ضمنا براى رهبران مذهبى معلوم مى‏شود كه مردم به چه موضوعاتى بيشتر احتياج دارند.

اگر فرض كنيم كه در هفته يك جلسه با اين برنامه برگزار شود در سال (50) جلسه دائر شده و پنجاه خدمت مذهبى ديگر بر آمار خدمات مذهبى مسجد و يا حسينيه افزوده خواهد شد.


8

و چنانچه مقدور باشد و بحثهاى اين جلسات و پرسش و پاسخهاى ايراد شده را پس از اصلاح و ترتيب و تهذيب چاپ كنند فائده جلسه بسيار بيشتر خواهد شد.

بهتر آن است كه جلسات با قرائت قرآن مجيد شروع شود، و چنانچه وقت جلسه ايجاب كند تمام شركت‏كنندگان به صورت دوره هركدام چند آيه زير نظر استاد قرائت تلاوت كنند.

و بسيار مناسبت است كه برنامه دوره قرآن را در ابتداى هر جلسه مذهبى كه بهر مناسبتى تشكيل مى‏شود قرار دهند، تا تعليم قرآن در سطح وسيعترى اجراء گردد، و هرچه تلاوت قرآن بيشتر باشد بهتر است، زيرا قرآن نور و بركت است.

و بهتر از همه چيز آنست كه جلسات جنبه سازندگى و تربيت افراد در آن قوى‏تر باشد، و در اينگونه جلسات بجوانانى كه استعداد سخنرانى و مقاله نويسى و كتاب نويسى دارند طرز سخنرانى و نويسندگى و اداره جلسات مذهبى را بياموزند تا جلسه به صورت خشك و عقيم نمانده داراى توليدهاى ارزنده‏اى باشد، و استعدادهاى افراد را رشد داده توليد مثل كند.

7 ـ دعا و زيارت

مسجدها و حسينيه‏ها بهترين محل براى خواندن دعاها و زيارتها است، بنا بر اين مناسب است كه:

هر روز صبح در اين اماكن دعاى صباح خوانده شود.

و هر شب جمعه دعاى كميل بخوانند.

و هر روز جمعه صبحها دعاى ندبه بخوانند.

و عصرهاى جمعه دعاى سمات بخوانند.

و دعاهاى مناسب در روزهاى مخصوص بخوانند مانند دعاى افتتاح در اول شبهاى ماه مبارك رمضان، و دعاى سحر در سحرهاى ماه مبارك، و دعاهاى روزانه در روزهاى ماه رمضان، و دعاى عرفه، دعاى عيد و دعاهائى مناسب شبها و روزهاى مخصوص سال.

و مناسب است كه در اين اماكن زيارتهاى وارده در اوقات مناسبش بخوانند مانند مخصوص اميرالمؤمنين در روز عيد غدير، و زيارت عاشوراء امام حسين‏در روز عاشوراء و ازاين قبيل زيارتهاى مخصوصه.

و اگر ممكن باشد هنگام خواندن زيارتهاى مخصوص و دعاها، مردم را هم در مسجد و يا حسينيه جمع كنند بهتر است، و اين امور رويهم رفته تقريبا در سال (700) خدمت اسلامى است:

دعاى صباح (355) خدمت اسلامى.

دعاى كميل (50) خدمت اسلامى.

دعاى سمات (50) خدمت اسلامى.

دعاى ندبه (50) خدمت اسلامى.

دعاهاى ماه مبارك رمضان (90) خدمت اسلامى.

ساير دعاها و زيارتهاى گوناگون (100) خدمت اسلامى.

و نيز مناسب است كه دعاهاى رسول اكرم (ص) و ائمه طاهرين عليهم‏السلام در مناسبتهائى خوانده شود، و مخصوصا برنامه‏اى براى خواندن صحيفه سجاديه باشد، زيرا دعاء و زيارت خود مكتبى است عالى كه به مردم اصول عقايد، فروع دين، اخلاق و آداب و معارف دينى آموخته، علاوه بر آن ضمن تعليم حقايق و معارفى يك نوع تربيت روحى و ايجاد خشوع و ارتباط با پروردگار بزرگ و پيشوايان دين است.

8 ـ درس و تأليف و تشكيل هيئت‏ها

درسهاى دينى احتياج به مدارسى دارد گاهى در شهرى يا محله‏اى مدرسه يافت نمى‏شود، يا اينكه مدرسه هست ولى محصلين علوم دينى زياد هستند و مدرسه كافى نيست، يا مدرسه از منطقه دور است و در نزديكى محصلين مسجد يا حسينه‏اى وجود دارد.

بهر حال يكى از خدمات اسلامى متصديان مساجد و حسينيه‏ها اين است كه مردم و طلاب علوم دينى را به فرا گرفتن علوم دينى و مادى تشويق كنند، تا مردم علومى را مانند اصول دين، تفسير قرآن، تاريخ اسلام، و يا مسائل فقهى و... را در مساجد و حسينيه‏ها فرا گيرند.

و متصديان مساجد و حسينيه‏ها در اين مراكز دينى را به روى طالب علوم دينى و مردم باز كنند، تا به تعليم و تعلم و بحث و تأليف و مطالعات اسلامى بپردازند، و از مساجد و حسينيه‏ها بجاى مدرس و كلاس درس استفاده كنند.

خلاصه هركس از هر صنف و طبقه‏ايكه بخواهد در مسجد و حسينيه برنامه درس و بحث دينى و علمى داير كند چه طلبه باشد، چه دانشجو و محصل، چه ادارى، چه آموزگار و چه وكيل و قاضى مناسب است كه در مساجد و حسينيه‏ها را بروى آنان باز كنند تا به اشتغال علمى خود بپردازند.


9

همچنين در مساجد و حسينيه‏ها سزاوار است كه هيئتهاى گوناگون مذهبى تشكيل دهند، هيئت عبارت است از جماعتى از مردم كه به منظور يك هدف دينى باهم تشريك مساعى مى‏كنند.

1 ـ مانند هيئت ازدواج كه به منظور تشويق جوانان به امر ازدواج و فراهم كردن تسهيلاتى براى آنان تأسيس مى‏شود.

2 ـ هيئت كاريابى به منظور كار پيدا كردن براى افراد بى‏كار.

3 ـ هيئت قرض الحسنه، به منظور وام دادن به افراد محتاج.

4 ـ هيئت ارشادى به منظور حل مشكلات گوناگون مردم، و راهنمائى و يارى كردن در رفع گرفتاريهاى آنان و...

اگر فرض كنيم كه در سال دويست جلسه درس در يك مسجد يا حسينيه داير شود، و حداقل پنج جلد كتاب تأليف شود، و آنجا دو هيئت از هيئتهاى خيريه مزبور داير شود كه هريك از آن دو هيئت در ماه دوبار تشكيل جلسه دهند، رويهم (255) خدمت اسلامى از اين جهت انجام خواهد شد.

9 ـ نمايشهاى اسلامى

نمايشهاى اسلامى از بهترين وسيله‏ها براى نشر اسلام است، بطورى كه مثل معروفى شده است كه مى‏گويند: (يك تصوير گويا بهتر از هزار كتاب اثر دارد)، نمايش هم عبارتست از همان شبيه خوانى كه علماء به استحباب آن فتوا داده‏اند(6).

نمايش اسلامى گاهى يك نمايش تاريخى است مانند نمايش جنگ بدر، يا جريان روز عاشوراء، و گاهى نمايش اخلاقى و گاهى دينى است مانند نمايش حجاج و روزه داران، گاهى نمايش اجتماعى است، گاهى بهداشتى است، گاهى علمى و فرهنگى است و حسينيه‏ها بهترين مكان براى اينگونه نمايشهاى اسلامى است، سابق در مساجد و حسينيه‏ها شبيه‏خوانى مى‏كردند، و تابحال هم شبيه‏خوانى در مراقد ائمه اطهار عليهم‏السلام و در مسجد كوفه و جاهاى ديگر داير مى‏شود.

ولى لازم است كه بسيار كوشش كنند تا نمايشها كاملا مطابق اخبار و تواريخ معتبره باشد، و نيز بايد نمايشهاى اسلامى زير نظر افراد وارد به فن نمايش ترتيب داده شود تا هرچه جالبتر تهيه گردد و بيشتر در تماشاچيان تأثير گذارد، و هدف را بهتر تأمين كند.

اگر فرض كنيم كه در يك مركز نمايشهاى اسلامى در دو ماه يكبار سه شب يا سه روز نمايش داده شود در سال (18) خدمت اسلامى انجام خواهد گرفت، و چه بسا كه تأثير نمايش بسيار زياد باشد.

و چه بهتر اگر همين نمايشهاى اسلامى را فيلمبردارى كنند، و در جشنها و جلسات مذهبى اين فيلمها را در معرض تماشاى مردم بگذارند، فرض كنيم در سال شش بار هم فيلم نمايشهاى اسلامى را بدهند.

و چه بسيار بهتر اگر اين فيلمها را تكثير كنند و كپيه آن را در مراكزى بفروش برسانند. يا بمؤسسات و هيئتهاى مذهبى ديگرى مجانى اهداء كنند.

و چنانچه فرض كنيم كه از فيلم هر نمايشنامه‏اى ساليانه بيست نسخه بفروش برسد، در هر سال يكصد و بيست خدمت اسلامى انجام گرفته است.

و نيز اگر همين نمايشهاى اسلامى به صورت نمايشنامه‏هائى جالب نوشته شود، چاپ و نشر آن موجب تكثير نمايشهاى اسلامى شده، تأثير بسزائى در جامعه اسلامى خواهد گذاشت، و بدين ترتيب خدمت ديگرى از نوع نگارش بر آمار خدمات اسلامى مساجد و حسينيه‏ها افزوده خواهد شد.

10 ـ فايده‏هاى ديگر

علاوه بر خدمات اسلامى گذشته ممكن است در مساجد و حسينيه‏ها خدمات اسلامى ديگرى از اين قبيل انجام گيرد:

1 ـ مجالس ترحيم، شب هفت، چهلم، سال روز درگذشت اموات.

2 ـ پيدا كردن گم شده‏ها، ولى درخارج از مسجد.

3 ـ فروختن كتاب، نوارهاى مذهبى، فيلمهاى نمايش و چيزهائى كه مربوط به دين و متدينين است، باز در خارج از مسجد.

4 ـ اطعام نمودن در حسينيه‏ها، و در سالنهاى ديگر مساجد.

5 ـ گردآورى اعانه‏ها براى مؤسسات و خدمات اسلامى مسجد و حسينيه، به صورت نصب صندوقها و درخواست كمك نمودن از افراد خيّر در اجتماعات بزرگ در مناسبتهاى مختلف و مجالس گوناگون.

6 ـ تهيه وسائل آگهى بوسيله مقالات و تصويرها.

7 ـ دعوت مردم براى انجام امور مذهبى، مانند اينكه مردم را براى امور حج، يا زيارت، يا بناى مسجد و خوديارى در امور ساختمانى مسجد و حسينيه جمع كنند.


10

8 ـ جمع‏آورى كتاب در مسجد براى كتابخانه، يا پوشاك و غذا و دوا و اجناسى مانند آن براى افراد بى‏بضاعت، يا آسيب ديدگان در حوادث و يا جنگ زدگان.

9 ـ استفاده از مساجد و حسينيه‏ها براى اسكان زائران و حجاج در مدتى كه در شهرى سر راه توقف دارند، و نيز در شهرهاى مذهبى مانند مدينه، مكه، كربلاء، نجف، خراسان، قم، كاظمين، سامراء و ديگر شهرهاى زيارتى و مذهبى زوار مى‏توانند از مساجد و حسينيه‏ها استفاده كنند، و چند شبى كه هستند آنجا اقامت نمايند.

10 ـ تشكيل كنفرانسهاى مختلف مذهبى، و از اين قبيل استفاده‏هاى دينى كه مى‏توان از مساجد و حسينيه‏ها نمود، و فرض كنيم كه در هر سال از اينگونه خدمات اسلامى هم (640) مورد استفاده شود.

بدين ترتيب تنها يك حسينيه، و يا يك مسجد مى‏تواند ساليانه طبق آمار و ارقامى كه عرضه شد حدود هفت هزار (7000) خدمت اسلامى انجام دهد، تنها اين رقم براى يك مسجد خدمت بسيار بزرگى است، حال اگر اين رقم را در تعداد مساجد و حسينيه‏هاى موجود در يك منطقه يا يك استاد و يا يك شهر بزرگ ضرب كنيم، حاصل ضرب آن رقم بسيار بزرگى خواهد بود (كه ادامه آن در ظرف مدت چند سال مى‏تواند تأثير بسيار محسوسى در پيشرفت امور مذهبى يك منطقه بگذارد).

علاوه بر اينها اگر گردانندگان هر مسجد يا حسينيه بتوانند از مساجد و حسينيه‏ها بلندگوهائى به منازل و مراكز تجمع اطراف مسجد سيم كشى كنند، تا در مواقع تبليغى و برگزارى جلسات مردم بيشتر استفاده كنند دامنه فعاليت آنان گسترش يافته، آمار خدمات مذهبيشان بالا خواهد رفت.

همانگونه بايد مجالس مذهبى را در خانه‏ها هم گسترش داد، كه در هر مناسبت دينى و دهه‏هاى ساليانه و مجالس هفتگى در منازل تشكيل شود.

در اينجا دو پرسش خودنمائى مى‏كند:

اول ـ انجام خدمات اسلامى گذشته احتياج به بودجه دارد، زيرا گردانندگان اين برنامه‏ها، و خود برنامه‏ها و خدمات مذهبى احتياج به بودجه دارند، اين بودجه را از كجا بايد تأمين كرد؟

جواب اين پرسش: مى‏توان بودجه‏هاى لازمه را از راههاى ذيل تهيه نمود:

1 ـ موقوفاتى كه براى هر مسجد و حسينيه هست.

2 ـ بودجه هائى كه از حكومتهاى صالحه براى اينگونه خدمات مى‏توان دريافت نمود.

3 ـ اموالى كه از افراد خيرانديش و بوسيله همين برنامه‏ها مى‏توان تهيه كرد.

4 ـ از وجوهات شرعيه مانند زكات، سهم امام.

دوم ـ پيشنهادهائى كه در اين كتاب گذشت احتياج به تنظيم و طرح‏ريزى و برنامه‏ريزيهائى دارد، اين طرح‏ها و نقشه‏ها از كجا بدست آيد؟.

جواب: هيئت مديره هر مسجد و حسينيه بايد به تنظيم و برنامه‏ريزى اين فعاليتهااقدام كند، زيرا نظم موجب دوام و قوام جهان است، و شرع مقدس اسلام هم به ما دستور داده است كه كارهاى خود را منظم سازيم.

حضرت على در نهج‏البلاغه شريف مى‏فرمايد: (و نظم امركم) يعنى: (بر شما باد كه امور خود را منظم سازيد).

اگر ما بخواهيم بدون نظم و برنامه رفتار كنيم، از قافله جهان عقب خواهيم افتاد، و زمام امور را كسانى بدست خواهند گرفت كه در كارهاى خود نظم برقرار مى‏سازند، و از طرفى مورد سرزنش اولياء اسلام قرار خواهيم گرفت و حساب بى‏نظمى و خسارتهاى ناشى از آن را از ما خواهند كشيد.

در حديث آمده است كه: (اين دنيا حلالش حساب، حرامش عقاب، و شبهاتش سرزنش دارد).

از درگاه خداى سبحان مسئلت داريم كه ما را موفق بدارد تا كارهائى كه مورد پسند او است انجام دهيم، و در راه خدمت به دينش مارا يارى كند، و مؤمنين را عزيز و سربلند سازد، اينها براى خدا سخت نيست، يارى و توفيق تنها از او ساخته است.

1 ـ سوره نور: آيه36 .

2 ـ سوره حج: آيه27.

3 ـ منظور از آداب و رسومى است كه رعايت آن از نظر مذهب اشكالى ندارد.

4 ـ سوره مجادله: آيه11.

5 ـ و چنانچه كتابخانه داراى كتب خطى و نسخه‏هاى كمياب و منحصر بفرد باشد. مى‏توانند از دستگاههاى ميكرو فيلم استفاده كنند و تمام كتابهاى قيمتى را عكسبردارى كنند.


11

ضمنا بسيار ضرورى است براى كتابخانه‏هائى كه در مراكز علمى و حوزه‏هاى علميه است اطاقهاى متعددى براى نويسندگان تهيه كنند و در هر اطاق فهرست كتابهاى كتابخانه موجود باشد و اين معنى در حوزه‏هاى علمى بسيار ضرورى است كه متاسفانه هنوز عملى نشده است (مترجم).

6 ـ بجزوه فتاوى العلماء رجوع شود.


12

تجربيات من در منبر

بسم‏الله الرحمن الرحيم

الحمدالله رب‏العالمين، والصلوة والسلام على محمد و آله الطاهرين، و لعنةالله على اعدائهم اجمعين، انالله و انا اليه راجعون، و سيعلم‏الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون.

امروز كه مشغول نوشتن اين كلمات هستم روز عاشوراى حسين (ع) است، روزى كه در آن باران سيل‏آساى اشگ از ديدگان و قطرات خون از سرهاى عاشقان حسينى فرو مى‏ريزد، و پشتها در اثر ضربات زنجير سياه شده، كف پاها در اثر پابرهنه رفتن ورم كرده، و بدنها زير تابش آفتاب سوزان خصوصا در كربلاء كه هم‏اكنون من در آنجا هستم ـ تفتيده، هم‏اكنون شهر كربلاء به صورت يك محشر كوچكى در آمده است، و همه جا صداى شيون و داد و فرياد و گريه و زارى بلند است.

امروز همگى در يك حالت غير عادى هستند، مردم را چنان مى‏بينى كه گويا هركدام از آنان يا يكى از عزيزترين كسان و يا عده‏اى از عزيزانشان را از دست داده‏اند، چگونه چنين حالتى را نداشته باشند با اينكه در اينروز خاطره غم‏انگيز شهادت كسى تجديد مى‏شود كه اختيار جان و مالشان در دست آنان است.

زيرا پيامبر خدا (ص) در باره حسين (ع) فرموده است: (حسين ازمن است و من از حسينم) و معلوم است كه رسول خدا (ص) در مورد مؤمنين اختيار جان و مال آنان را دارد(1).

در چنين روزى فرصت را مناسب ديدم كه نسبت به منبر حسينى خدمت نموده باشم، منبر عاليترين و قويترين وسيله ايجاد موج غم و اندوه در عزاى سرور شهيدان حسين بن على شهيد عاشوراء است، وگرنه در اين روز اشتغال به هركارى غير از كارهاى مربوط به حسين شهيد شوم است.

اما بعد در اين جزوه تجربياتى كه در مورد منبر داشته‏ام جمع آورى مى‏گردد، از ده سال پيش آماده شدم كه روى منبر براى طلاب علوم دينى بحثهائى پيرامون اسلام داشته باشم، ضمنا پاى منبر ما دانشجويان علوم جديده و عده‏اى از كسبه نيز شركت مى‏جستند، و در هفته دو جلسه داشتيم، و ازاين تجربيات كه مشاهده مى‏كنيد نتايج بسيار زيادى گرفته‏ام كه اينك آنها را براى شما مى‏نگارم.

تا اين تجربيات در راه ارشاد و تبليغ موجب پيروزيها و موفقيتهاى بيشترى گردد، و براى كسانى كه در منبر مبتدى هستند و مى‏خواهند مردم را براه حق و صراط مستقيم ارشاد كنند راهنماى مفيدى باشد.

از درگاه الهى خواستاريم كه اين خدمت ناچيز را بپذيرد، و آنرا وسيله‏اى براى پيشبرد هدف ارشادى قرار دهد.

1 ـ توجه قلبى بسوى خدا

در منبرهاى خود بخوبى درك مى‏كردم كه يكى از قويترين وسائل تأثير سخن در مردم آن است كه گوينده قلبا متوجه خداوند بزرگ شود، هنگامى كه انسان قلبش متوجه خدا بود و با اين حالت بالاى منبر قرار گرفت، و از خداوند درخواست نمود كه او را از لغزش حفظ كند، و سخن حق را بر زبانش جارى سازد، و گفتارش را در شنوندگان مؤثر قرار دهد، قهرا سخنانش در مردم تأثير فوق‏العاده‏اى خواهد بخشيد.

چگونه چنين نخواهد بود با اينكه خداوند و عده فرموده است كه دعاى درخواست كنندگان از درگاهش را به اجابت رساند؟ و فرموده است: (ادعونى استجب لكم) يعنى: (مرا بخوانيد تا دعاى شما را اجابت كنم).

علاوه بر اين در روانشناسى جديد هم ثابت شده است كه هرگاه سخن از دل برخيزد بر دل خواهد نشست، همانگونه كه اگر سنگى در آب بياندازيم ايجاد امواجى مى‏كند، تا جائى كه گفته‏اند: انسان مى‏تواند با اراده قوى در هركس كه بخواهد كه ميان آنان فرسنگها فاصله باشد تأثير بگذارد.

و لازم است كه توجه قلبى از اول منبر تا آخر ادامه داشته باشد، نه آنكه انسان به همان اندازه مشروع اكتفاء كند، زيرا اين اندازه گرچه خوب است، ولى ادامه توجه قلبى تأثيرى بيشترى خواهد داشت... البته روشن است كه اين معنا اختصاصى به منبر ندارد، بلكه تأليف و تدريس و ديگر امور ارشادى هم تابع همين برنامه است، بلكه تمام امور زندگى هنگامى كه براى خدا انجام گيرد تأثير بيشترى در كمال و به ثمر رسيدن خواهد داشت.


13

2 ـ توجه دادن به سوى خدا

هرگاه گوينده در منبر ضمن بيان مطالب خود مردم را بسوى خدا متوجه كند، سخنان او در شنوندگان تأثير بيشترى خواهد داشت، گوينده بايد حتى در داستانها و تاريخهائى كه نقل مى‏كند مردم را به خدا توجه دهد، زيرا شنونده هنگامى كه متوجه بزرگترين قدرت جهان گرديد بناچار در برابر او خود را كوچك ديده در او نرمش و خشوع و خضوعى ايجاد خواهد گرديد.

روشن است كه سخن و پند و اندرز در اين نوع افراد اثر بيشترى خواهد نمود، زيرا در روحيه‏اى كه سخت و خشن است تأثرپذير نخواهد بود، برخلاف روح متواضع و نرم كه مانند خاك نرم قابل نفوذ بود پذيرش بيشترى را دارد.

براى نمونه گوينده‏اى كه مى‏خواهد داستانى از زندگانى هارون خليفه عباسى بيان كند، گاهى ممكن است بگويد: هارون گفت، يا خليفه عباسى گفت و... و گاهى هم مى‏گويد: آن مرد سركش و نافرمان كه خدا و عذاب الهى را فراموش كرده بود چنين گفت يا چنان كرد...

و نيز اگر بخواهد مثلا در باره جزر و مد دريا سخن بگويد، مى‏گويد: از قدرت نمائى‏هاى پروردگار متعال است كه زمين را در جايگاهى متوسط ميان خورشيد و ماه قرار داده است كه اين امر گاهى سبب جزر و گاهى موجب مد و در نتيجه توليد امواج و طوفانهاى دريائى مى‏شود، و به همين ترتيب در بيان ساير مطالب و داستانها...

3 ـ آماده ساختن مردم براى پذيرش ارشاد

گوينده درست بسان يك كشاورز است كه در زمين كشت و زرع مى‏كند، همانگونه كه يك كشاورز تا هنگامى كه زمين را كاملا براى كشاورزى آماده نكرده است، و كاملا آنرا شيار نكرده و آب نداده باشد نمى‏تواند از كشاورزى خود بهره كافى بگيرد، همچنين يك گوينده مذهبى هم ناچار است كه قبلا با بيان مقدمات و مطالب لازم شنوندگان خود را براى پذيرفتن مطلبى كه مى‏خواهد بيان كند آماده سازد، براى نمونه هنگامى كه گوينده مى‏خواهد پيرامون حرمت شراب سخنرانى كند، قبلا بايد مضرات شراب را بيان كرده، مردم را بلزوم حفظ الصحة توجه دهد، و بيان كند كه چگونه شراب سلامتى جسم و جان انسان را به خطر مى‏افكند و...

اين امر را خطباء اكثر در مورد ذكر مصيبت كه در اصطلاح آنان (گريز) ناميده مى‏شود رعايت مى‏كنند، ولى لازم است كه اين جهت را در تمام منبر خود رعايت كنند، و براى تمام بحثها و مطالبى كه مى‏خواهند بيان كنند بطرز صحيحى مقدمه چينى كنند، تا هرچه بيشتر نتيجه بگيرند.

4 ـ ارشاد عملى

يك بازرگان و عمده‏فروش اجناس خود را ميان كسبه جزء و خورده فروشان تقسيم مى‏كند، و سپس اول هرماه كه مى‏شود از آنان مطالبه حساب خود را مى‏كند، گوينده مذهبى هم در مورد نشر مطالب، و بيان حقايق دينى و علمى درست همين وضعيت را دارد.

همانگونه كه اگر بازرگان از مطالبه سرمايه خود كه آنرا ميان خورده فروشان توزيع كرده است كوتاهى كند سرمايه‏اش از بين رفته ثروتش بر باد خواهد رفت.

همچنين يك واعظ اگر مردم را ارشاد كند، ولى از مردم عمل كردن به گفتارش را مطالبه نكند، زحماتش به هدر خواهد رفت و كارش بى‏نتيجه خواهد بود.

بنا بر اين يك گوينده مذهبى هم پس از آنكه مطالبى براى شنوندگان خود بيان كرد بايد از آنان نتيجه بخواهد، ولى بايد اعتراف كرد كه مطالبه عمل به گفته‏ها و نتيجه گرفتن كارى است بس مشكل، ولى چاره‏اى نيست اگر گوينده بخواهد در كار خود موفقيت داشته باشد بايد به اين فكر هم باشد.

مثلا گوينده در بيانات خود زيانهاى شراب و قمار را بيان مى‏كند و سپس راه خود را در پيش مى‏گيرد و مى‏رود و به همين سخنان و راهنمائيهائى كه كرده است اكتفاء مى‏كند، اين سبك تبليغ اگر تأثيرى داشته باشد يك درصد است.

ولى اگر مردم را نسبت به زيانهاى شراب آگاه ساخت، و سپس در فكر بستن در شراب فروشى و توبه دادن شرابخواران هم افتاد، و براى اين منظور هم وسائلى فراهم ساخت، و به ميزان قدرت خود اقدام عملى انجام داد، تأثير گفتار او پنجاه درصد خواهد بود، و اينگونه وعاظ هم در ميان مردم بيشتر از وعاظ دسته اول مورد احترام خواهند بود، زيرا مردم روحانيون و گويندگانى را كه عمل مى‏كنند بيش از ديگران دوست دارند.


14

من خودم شخصا اين موضوع را بارها تجربه كرده‏ام، مثلا جمعى از دوستانمان برنامه مسجد ساختن داشتند، به اين منظور در يكى از مساجدى كه به صورت ويرانه در آمده است جلسات هفتگى داير مى‏كرديم، و من در آن جلسه پيرامون ثواب مسجد ساختن سخن مى‏گفتم، و در پايان سخنان ما بعضى از رفقا بلند مى‏شدند تا نام افرادى را كه براى بناى آن مسجد مى‏خواهند كمك كنند بنويسند، و بسيارى از اوقات در همان جلسه مبلغ قابل توجهى كه بتوان با آن شروع بكار كرد جمع مى‏شد... و به اين ترتيب بيشتر جلسات سخنرانى ما با نتايج عملى توأم بود، و در منابر خود پيرامون امور مذهبى بسيارى از قبيل تأسيس مدرسه، چاپ كتاب و... بحث مى‏كرديم و نتيجه مى‏گرفتيم.

5 ـ آگاهى از علوم اسلامى

براى گوينده اسلامى بسيار لازم است كه از اين علوم اسلامى آگاهى كاملى داشته باشد:

1 ـ علم كلام كه مربوط به توحيد، رسالت، امامت، معاد و چگونگى بهشت و دوزخ و...

2 ـ علم فقه و ابواب مختلفه آن از طهارت تا ديات.

3 ـ علم اخلاق، مانند اخلاقياتى كه در كتاب (جامع السعادات) آمده است.

4 ـ علم آداب، مانند آداب و رسومى كه در كتاب (حليةالمتقين) مرحوم مجلسى وارد شده است.

5 ـ علم تفسير، گرچه به اندازه‏اى باشد كه معنى ظاهرى آيات قرآن را فرا گرفته باشد.

6 ـ بداند كه اسلام در باره جهان آفرينش و زندگى چه نظرى دارد.

7 ـ بتواند ميان اسلام و ساير اديان و مكتبهاى ديگر مقايسه كند.

8 ـ آگاهى از تاريخ رسول خدا (ص) و ائمه اطهار عليهم‏السلام به صورتى زنده و روشن.

9 ـ آگاهى از تاريخ تمدن و فرهنگ و پيشرفتها و جريانات مسلمانان و برخوردهائى كه با ساير اديان و ملتها داشته‏اند.

10 ـ آگاهى از احاديث وارده از اهل‏بيت عليهم‏السلام كه از آن جمله است (نهج‏البلاغة) (صحيفه سجاديه) (روايات بهداشتى) و غيره...

ممكن است انسان اطلاع از اين همه علوم را امرى بعيد بشمارد ولكن بايد يك واعظ بداند كه پيروزى كامل در امر تبليغ بستگى به فراگرفتن علوم مزبور دارد، و پيروزى متوسط در اين مورد بستگى به فراگرفتن اين علوم در حد متوسط داشته، و مبتديان بايد بكوشند و خط سيرى براى خود درست كنند كه اين اطلاعات را بدست آورند.

6 ـ آگاهى از حوادث و تازه‏هاى عصر

مردم فطرتاً علاقه دارند كه از حوادث و تازه‏هاى عصر خود آگاه باشند، همانگونه كه علاقه دارند از اتفاقات دورانهاى گذشته هم آگاهى داشته باشند، و نيز مى‏خواهند بفهمند كه در آينده چه حوادثى پيش خواهد آمد و چه جرياناتى در شرف تكوين است.

و لذا هر اندازه كه واعظ آگاهى بيشترى از حوادث و اتفاقات شهرها و كشورهاى همجوار داشته باشد به همان اندازه گفتارش در شنونده بيشتر تأثير خواهد داشت، براى نمونه اگر در يكى از كشورهاى همسايه جنگى اتفاق افتد كه در اين كشور تأثير خواهد داشت، واعظ در چنين موقعيتى بالاى منبر رود و بهيچوجه اشاره‏اى به آن جنگ نكند، شنونده در حال انتظار مى‏ماند و دلش مى‏خواهد از علل و عوامل بروز آن جنگ و چگونگى آن اطلاع پيدا كند.

مخصوصا اگر آن حادثه مربوط به ممالك اسلامى و مسلمانان باشد، در عصر ما كه وسائل اطلاع بسيار فراوان است، بطورى كه واعظ براى بدست آوردن اينگونه اطلاعات بيشتر از اين لازم نيست كه گوش خود را باز كند و بشنود، يا چشم باز كند و ببيند، البته براى واعظ لازم است كه رعايت كند و هرچه را مى‏شنود روى منبر بيان نكند، و از ميان تازه‏ها و حوادث عصر خود قسمتهائى را كه مناسب با سطح تبليغى خود مى‏بيند بيان كند و نتيجه بگيرد.

7 ـ موضوعات و مطالب تازه

هيچ شده است كه داستانى را چند بار بشنوى؟ انسان اگر داستانى را دوبار بشنود خسته مى‏شود چه رسد به اينكه آنرا چندين بار بشنود، بنا بر اين بر واعظ لازم است كه اين جهت مهم را كاملا رعايت كند، و يك موضوع يا يك داستان را در چند منبر خود تكرار نكند، البته در صورتى كه مستمعين منبرش همان شنوندگان منبرهاى قبلى باشند.


15

در منبرهاى هفتگى خود اين موضوع را كاملا رعايت مى‏كنم به طورى كه هيجگاه يك مطلب را ولو پس از چندين سال تكرار نمى‏كنم.

تكرار يك مطلب علاوه بر اينكه دلالت بر افلاس واعظ مى‏كند موجب خواهد شد كه مردم از اطرافش پراكنده شوند، و سخنانش در شنوندگان كمتر تأثير خواهد نمود، بنا بر اين بر واعظ لازم است كه هميشه بكوشد تا منابر تازه و متنوعى تحويل دهد.

ما اين مطلب را مى‏توانيم از قرآن مجيد ياد بگيريم، زيرا قرآن مجيد اين اسلوب را رعايت كرده است به طورى كه يك داستان را هيچگاه تكرار نكرده است، ولى به مناسبتهاى مختلفى بارها به آن داستان اشاره كرده است، و در هر مورد كه اشاره به داستانى كرده مى‏بينيم مطلب تازه‏اى آورده است كه قبلا اشاره به آن نشده است.

8 ـ مجسم ساختن وقايع و مطالب

در مورد آموزش و تعليم و تربيت، مثل معروفى است كه مى‏گويد: (يك تصوير از هزار كتاب و مجسم ساختن يك جريان، مؤثرتر از هزاران سخن است) روى اين حساب و با اين روش يك واعظ خيلى بهتر مى‏تواند در شنوندگان خود تأثير بگذارد، يك گوينده مذهبى گاهى مثلا مى‏گويد: حسين در كربلاء كشته شد، و گاهى جريان شهادت حضرت را طورى مجسم مى‏كند كه شنونده پيش خود فكر مى‏كند كه دارد آن حادثه را مشاهده مى‏كند، و مجسم ساختن يك جريان احتياج دارد به توصيفهائى از آن حادثه، كه گوينده بايد با تمرينهاى فراوان خود را عادت دهد تا بتواند يك مطلب يا يك واقعه و حادثه را كاملا مجسم سازد.

و چون تأثير سخن تابع ترغيب و ترهيب و برانگيختن عواطف است، بر واعظ لازم است كه اين امور را با راههاى مختلف و روشهاى گوناگون تمرين كند.

هنگامى كه واعظ توانست كه موقعيتها را بطور دقيق توصيف كند، بدون آنكه جريانات را بر خلاف واقع بزرگتر يا كوچكتر از اصل آن جلوه دهد مى‏تواند در دلهاى شنوندگان خود تأثير كامل نمايد و آنان را آنطور كه مى‏خواهد ارشاد كند.

9 ـ تجزيه و تحليل مطالب

يكى از وظايف مهم واعظ كه بايد بخوبى در آن وارد باشد تجزيه و تحليل مطالب است، و چنانچه گوينده مطلبى را بدون تجزيه و تحليل بيان كند بجاى آنكه مردم را ارشاد كرده باشد گاهى ممكن است موجب تنفر و گمراهى مردم شود.

مثلاً اگر واعظ بگويد كه: رسول خدا (ص) در فلان واقعه دستور فرمودند كه تعدادى از يهوديان را بكشند، شنونده سرگردان مى‏ماند! و با خود مى‏گويد: مگر رسول خدا (ص) رحمة للعالمين نيست؟ پس چرا دستور مى‏دهد اين همه انسانها را قتل عام كنند؟!

اما اگر واعظ قبلا جريان را تجزيه و تحليل كند، و روحيات يهوديان را بخوبى براى شنوندگان تشريح كند و براى آنان توضيح دهد كه يهوديان از آغاز پيدايش چه بلاهائى بر سر بشريت آورده‏اند و در رأس تمامى توطئه‏ها بر ضد اسلام قرار داشته‏اند، و بر ضد بشريت كه رسول خدا (ص) مى‏خواست آنان را بسوى سعادت و نيكبختى سوق دهد چه عملياتى انجام مى‏داده‏اند و...

پس از اين توضيحات خودبخود شنونده منتظر است كه از شما بشنود كه چگونه رسول خدا (ص) دستور قتل عام آنان را صادر فرمود تا بشريت از شر آنان نجات يابد.

ولى هميشه بايد رعايت كرد كه تجزيه و تحليل مطالب به اندازه انجام گيرد، بنا بر اين زياده‏روى كردن و حاشيه پردازيهائى كه مخالف واقع است، و فلسفه‏بافيهاى دروغين كه انسان را از واقعيت و حقيقت دور مى‏كند از تأثير سخن نيز خواهد كاست زيرا افراط و تفريط هردو زيان بخش بوده موجب فساد خواهد شد.

10 ـ رعايت تناسب در بحث

بر واعظ لازم است كه توجه كاملى به رعايت تناسب بحثهاى خود داشته باشد ودر ابتداى سخن پيرامون هر موضوعى كه بحث كرد بايد تا به آخر سخن پيرامون همان موضوع بحث كند، نه آنكه در يك جلسه هر سخنى كه به زبانش آمده بگويد مانند پرنده‏اى كه از اين شاخه به آن شاخه پرواز مى‏كند، زيرا اين امر موجب پراكندگى ذهن شنونده خواهد شد و تأثير مطلب كم خواهد شد.


16

آرى گاهى موضوعى را كه واعظ مى‏خواهد بيان كند مربوط بموضوعات مختلفى است كه ناچار است از آن موضوعات بحث كند، اينجا خروج از تناسب و از شاخه‏اى بشاخه‏اى پريدن نيست، بلكه عبارتست از بحث در يك موضوع كلى كه موضوعات گوناگونى در بردارد.

مثلا گاهى واعظ مى‏خواهد پيرامون (اجتناب از محرمات) بحث كند در اينصورت بايد از شرابخوارى، قمار، ربا و ديگر گناهان بحث كند، برخلاف موقعى كه واعظ مى‏خواهد در يك جلسه پيرامون (زيان شراب) بحث كند كه در اين جلسه ديگر نبايد از موضوع ديگرى بحث بميان آورد، اگر گوينده توجهى به تناسب گفتار خود نداشته باشد، بيشتر اوقات دچار تناقضاتى خواهد شد كه نجات يافتن از آن مشكل خواهد بود مثلا: هرگاه واعظ پيرامون عفو و بخشش خداوند سخن بگويد، و سپس از عقاب و عذاب الهى سخن بميان آورد شنونده ميان اين دو خصلت تناقض مى‏بيند، بنا بر اين بر واعظ لازم است كه كاملا از بحث كردن پيرامون موضوعات گوناگون پرهيز نمايد، هرچند هم گاهى ممكن است واعظ ميان موضوعات مختلفى يك روح وحدتى احساس كند، ولى باز هم بهتر است كه در هر جلسه پيرامون يك موضوع جداگانه بحث كند.

11 ـ سطح معلومات شنوندگان

معمولا در جلسات سخنرانى وعاظ شنوندگانى در سطحهاى گوناگون شركت مى‏كنند، قهرا افرادى باسواد، و عده‏اى بى‏سواد، جمعى دانشمند، گروهى عامى، از زنان و مردان، بزرگ و كوچك پخته و ناپخته، با ايمان، ضعيف الايمان، و افراد قديمى و متجددين در جلسه حضور دارند، بنا بر اين بر واعظ لازم است كه بسيار سعى كند و مناسب با اين سطحهاى مختلف مطالبى بيان نمايد، تا موجب دور شدن مردم از حقيقت نشود، و بجاى آنكه از منبر او چيزى درك كنند نسبت به جلسات مذهبى و منبرها بدبين نشوند.

بيشتر اوقات در جلسات مذهبى افرادى شركت مى‏كنند كه مناسب با هريك از آنان سخنى است كه با ديگرى مناسبت ندارد.

مثلا هرگاه مستمع شخصى ترسو و بخيل يا گناهكار باشد مناسب است كه انسان او را به شجاعت و كرم وا داشته، او را از عذاب الهى بترساند، و چنانچه شنونده مردى جسور يا اسراف كننده يا زاهد باشد، يا كسى باشد كه خوفش بيش از اميدواريش باشد، براى او مناسب است كه او را وادار به احتياط و اقتصاد كرده، بشارت به ثواب دهيم، بنا بر اين هنگامى كه واعظ در مجلس خود اين دو صنف را مشاهده مى‏كند چگونه مناسب است سخن بگويد؟ من در منبرهايم در اين باره با مشكل سختى روبرو هستم، زيرا هميشه در جلسات افرادى در سطهاى گوناگون شركت مى‏كنند.

12 ـ شناخت دردها و اولويت ها

واعظ در موقعيت يك طبيب ماهر انجام وظيفه مى‏كند، همانگونه كه يك طبيب هنگام معاينه بيماران خود هركدام از آنان را مورد معاينه قرار مى‏دهد، و پس از تشخيص نوع بيمارى آنان براى هركدام دواى مناسب دردشان را مى‏نويسد، و چنانچه طبيب براى بيمارى كه تب دارد دواى يرقان بنويسد او را مسخره مى‏كنند.

و همچنين هنگامى كه يك واعظ در اجتماع افراد شرابخوار منبر رفت اگر پيرامون مسئله ربا بحث كند، بحث او مناسب با جلسه‏اش نبوده دليل بر بى‏سليقگى او مى‏باشد، و در اينگونه مجالس بايد پيرامون شراب بحث كند، و نيز اگر واعظى در ميان جماعتى قمارباز منبر رود كه اهميت به نظافت هم نمى‏دهند اينجا براى واعظ بحث پيرامون قمار و بيان مضرات آن مقدم بر بحث پيرامون نظافت است و همينطور در ساير مباحث مورد نياز شنوندگانش بايد رعايت اولويت را بنمايد.

13 ـ آگاهى از موقعيت مجلس

از فصلهاى گذشته روشن شد كه بايد خطيب به اوضاع و احوال مجلس خود كاملا آگاه باشد، بنا بر اين كافى نيست كه واعظ احاديث و مواعظ و داستانهائى را حفظ كند و بدون رعايت حالات و خصوصيات اجتماعى شنوندگانش آن مطالب را بيان كند، وگرنه گاهى ممكن است در سخنرانيش با شكست روبرو شود، و سخنانش تأثير نگذاشته، بلكه گاهى فساد سخنانش بيشتر از تأثيرش باشد.


17

بياد دارم كه من خودم در يكى از منبرهايم داستانى از زندگى يكنفر از رهبران اديان قلابى را بيان كردم، و هدفم از نقل آن داستان اين بود كه رئيس دينى حتى اگر رئيس يك دين قلابى هم باشد بايد متصف بصفات جالبى باشد، پس از پايان جلسه يكى از رفقا نزد من آمده گفت: بجاى آنكه ابرويش را اصلاح كنى چشمش را كور كردى!

گفتم: چرا؟ گفت: اتفاقا من مهمانى داشتم كه از پيروان آن دين قلابى بود كه شما از زندگى رهبرش داستانى نقل كردى، سخنان شما موجب شد كه اين شخص بيشتر بدين خودش علاقه پيدا كند، زيرا شما كه اين داستان را نقل كرده‏ايد مى‏گويد: رئيس دين او را مدح كرده‏ايد.

لذا من كوشيدم تا او را از عقيده‏اش برگرداندم.

14 ـ آلت دست كلاشان نشود

بسيار لازم است كه واعظ احترام خود را حفظ كند، و كارى نكند كه سخنش از ارزش بيفتد، زيرا بسيارى از اوقات افرادى كلاش يا احيانا فقرائى كه محتاج هستند مى‏آيند و از واعظ درخواست مى‏كنند كه براى آنان مقدارى پول از مردم بگيرد، واعظ هم آلت آن فرد كلاش يا فقير مى‏شود، و اين امر موجب مى‏شود كه منبرش سبك شود، و جمعيت از مجلسش پراكنده شوند، و از اين قبيل درخواستها...

ناگفته نماند كه من با اين سخنان نمى‏خواهم وعاظ را از جمع‏آورى پول براى فقراء و مستمندان مانع شوم، بلكه مى‏خواهم بگويم: براى واعظ لازم است دقت كند و بسنجد كه كداميك از اين دو امر اهميت بيشترى دارد.

آيا جمع‏آورى مال براى فقراى نيازمند اهميت بيشترى دارد، يا رعايت حال مستمعين و موقعيت خودش كه تأثير سخنش بيشتر باشد.

15 ـ شجاعت در تبليغ

شجاعت در حد اعتدال يكى از صفات ضرورى هر گوينده مذهبى است، اين صفت هرچند كه در اكثر افراد يكنوع بهره و موهبت الهى است، ولى افرادى هم كه از آن بى‏بهره هستند مى‏توانند با تذكر و تفكر و مطالعه حالات و زندگانى قهرمانان، اين خصلت را براى خود به دست آورند.

زيرا واعظى كه ترسو باشد و از گناهكاران كه كارهاى نيك را ترك كرده، مرتكب گناهان مى‏شوند بترسد، در كار خود شكست خواهد خورد، زيرا مردم هميشه افراد مصلح را دوست دارند، و از افرادى كه پيرو شهوات و خواسته‏هاى نامشروع مردم هستند بيزار مى‏باشند.

و چيزى نمى‏گذرد كه مردم افراد ترسو و سازشكار را شناخته و از اطرافش پراكنده مى‏شوند.

16 ـ اطلاع از روانشناسى

يكى از چيزهائى كه براى واعظ لازم است اطلاع از علم روانشناسى است، تا هرچند بهتر بتواند در دل مردم جا باز كند، و گفتارش در دل مردم اثر بگذارد، و از اين راه بتواند حقايقى را به مردم رسانده در آنان تأثير نمايد...

زيرا هر مطلبى را مى‏توان با الفاظ و تعبيرات مختلفى بيان كرد، كه نحوه بيان آن گاهى مؤثر مى‏شود و گاهى تأثير نامطلوب خواهد داشت.

و از اين قبيل است كه مى‏گويند اميرى در خواب ديد كه دندانهايش افتاده از معبّرى كه عالم به تعبير خواب بود پرسيد؟ معبّر گفت: تمام بستگان امير خواهند مرد، امير عصبانى شد و دستور داد او را كتك زده به زندان افكندند، و از معبّر ديگرى تعبير خوابش را خواست؟ معبّر گفت: اين خواب دلالت دارد بر اينكه عمر امير از تمام بستگانش طولانى‏تر خواهد بود، امير دستور داد به او جايزه دادند و احترامش نمود.

نيز نقل مى‏كنند كه هارون خليفه عباسى از روى حسادت و دشمنى با حضرت على (ع) تصميم گرفت كه به تمام آفاق مملكتش بخشنامه كند كه هيچ جا نگذارند از حضرت على (ع) نامى برده شود... و هراندازه كه علماء و عقلاء خواستند كه او را از اين فكر منصرف كنند نتوانستند... تا اينكه يكى از علماء نزد او رفت و به او گفت: خليفه اگر بنو تميم بيايند و بگويند از ميان ما ابوبكر خليفه شده است و ما ابوبكر را داريم، و بنو عدى بيايند و بگويند ماهم عمر را داريم و بنو مره بيايند و بگويند ما عثمان را داريم، آنگاه از تو بپرسند كه شما بنى هاشم چه كسى را داريد؟ اى خليفه در پاسخ آنان چه خواهى گفت؟ هارون مقدارى فكر كرد و از تصميمش منصرف شد.


18

17 ـ حسن مطلع، حسن ختام، خلاصه‏گوئى

يكى از مطالبى كه براى واعظ لازم است آن است كه ابتداى سخنانش و آخر بحثش جالب باشد، و هميشه عنوان سخن خود را در اول منبر بيان كند، در پايان هم خلاصه بحث را تكرار كند.

بنا بر اين بحث خود را نبايد با سخنى آغاز كند كه مؤثر و جالب نيست، زيرا اگر از ابتداء منبر توجه حاضرين جلب نشود، شنونده در افكار شخصى خود غوطه‏ور شده ديگر گوشش به سخنان واعظ بدهكار نيست، همانگونه كه اگر واعظ منبر خود را با مطالبى مبتذل ختم كند تمام زحمات و بحثهايش هدر خواهد رفت، زيرا مردم هنگامى كه از مجلس بر مى‏خيزند افكارشان با آخرين سخن واعظ خوب باشد يا بد مشغول است.

علماى فن بلاغت هم اين دو مطلب را جزء شرائط بلاغت يادآورى كرده‏اند...

اما تلخيص بحث عبارتست از آنكه واعظ در ابتداى منبرش، و نيز در آخر سخنانش خلاصه و نتيجه بحث خود را يادآورى كند، زيرا اگر خلاصه بحث در اول منبر بيان شود شنونده متوجه موضوع بحث خواهد شد، بطورى كه اگر به مقدارى از بحث توجه نكرد از خلاصه بحث محروم نمى‏ماند، همانگونه كه يادآورى خلاصه بحث در آخر منبر سبب مى‏شود كه شنونده بحث را در ذهن خود مرتب ساخته، اگر در قسمتى از منبر هم غفلتى داشته است جبران شود.

و روى همين حساب است كه مى‏بينيم وسائل ارتباط جمعى خلاصه اخبار را پيش از بيان مشروح اخبار و بعد از آن نقل مى‏كنند، و نيز مؤلفين هم كه براى فصلها و مقالات نوشته خود عنوان و فهرست مى‏گذارند روى همين حساب است و در مقالات به همان تيتر و عنوان اول بحث اكتفاء مى‏كنند، زيرا تيتر جاى فهرست را مى‏گيرد، علاوه بر اين براى خواننده ممكن است كه پس از مطالعه دوباره به تيتر مقاله توجه كند.

18 ـ مستمعين بسيار

يكى از چيزهائى كه براى واعظ مراعات آن لازم است، آنستكه مراقب باشد كه در مجلسش شنونده بيشترى شركت كند، زيرا كمى تعداد شنوندگان اولاً: موجب مى‏شود كه خود شنونده كسل شود، ثانياً: شنوندگان درگوش دادن به سخنانش سرد مى‏شوند، زيرا فطرت مردم اين طور است كه هميشه بطرف كسى روى مى‏آورند كه مردم بيشتر به او روى آور شده‏اند.

و روى همين حساب است كه مى‏بينيم تجار هم عادت كرده‏اند كه بيشتر با كسانى معامله مى‏كنند كه مشترى بيشترى دارند، زيرا زياد بودن مشترى را دليل براين مى‏دانند كه جنس او جنس بهترى است يا نرخ او ارزانتر است.

ثالثاً: زيان كمى تعداد شنوندگان كسالت صاحب مجلس است، كه در آينده در تشكيل مجلس سرد مى‏شود، يا اگر مجلسى داير كرد ديگران و اعظ را كه نتوانسته است جمعيتى را پاى منبرش بكشاند دعوت نخواهد نمود.

و هر منبرى كه نتواند اين سه ركن اساسى را كه عبارت است: نشاط گوينده، نشاط شنونده، و نشاط مجلس، را حفظ كند، آن منبر منبرى است شكست خورده.

اما از چه راهى مى‏توان شنونده بيشترى جلب كرد؟

1 ـ مطالب جالب و مؤثر، بيان جالب، ساعت منبر ساعت مناسبى باشد، كه در اين مورد توضيحات بيشترى خواهيم داد.

2 ـ گوينده قبلا صاحب مجلس را ببيند و او را وادار نمايد كه مردم را به مجلس دعوت كند، و براى شنوندگان وسائل آسايش مانند پنكه و كولر در تابستان و بخارى و شوفاژ در زمستان فراهم نموده، براى آنكه صداى واعظ در داخل جلسه و خارج به همگان برسد بلندگوى مناسبى تهيه كند.

3 ـ گوينده در منبر شنوندگان را تشويق كند كه دوستان خود را بمجلس دعوت كنند و فرزندان و نزديكان خود را نيز همراه خود بياورند.

19 ـ منبر رفتن در ساعت مناسب

در وقت نامناسب منبر رفتن موجب شكست انسان در منبر خواهد شد، بنا بر اين بر واعظ لازم است در وقتى كه مناسب منبر نيست منبر نرود، مانند ساعتى كه گرما بسيار شديد است، يا وقتى كه سرماى بسيار سختى است، يا در ساعتهاى نزديك نصف شب، و همچنين در هنگامى كه مردم داراى آرامش نيستند و تشويش و نگرانى دارند، مانند مواقعى كه پيش آمدها، فكر مردم را بخود مشغول كرده است، مانند حادثه جنگ، يا تجهيزات جنازه‏اى، يا استقبال شخصيتى، يا عزادارى و دسته‏اى، يا مجلس عروسى و اين قبيل كارها...


19

كه در اين موارد اگر شنوندگان آمادگى براى گوش دادن به سخنان واعظ ندارند، و موقعيت مناسب منبر نيست، قهرا بيانات واعظ براى آنان سنگين و خسته كننده خواهد بود، و اينگونه وعاظ كه رعايت موقعيت را نمى‏كنند سزاوار شكست بوده، گاهى همين بى‏ملاحظگى‏ها سابقه منبر شان را خراب مى‏كند.

يكى از اوقات نامناسب منبر رفتن در مجلسى است كه قبلا چند نفر از وعاظ منبر رفته و شنوندگان را خسته كرده‏اند، و نيز وقت نماز و هنگام غذا نهار يا شام هم براى منبر رفتن مناسب نيست.

20 ـ اختصار در منبر

بر واعظ لازم است در منبر هراندازه كه مى‏تواند رعايت اختصار كند، و هرگاه مردم آمادگى شنيدن يك ساعت سخنرانى دارند، سه ربع ساعت براى آنان سخن بگويد و همچنين... ولى منظورم از اين مطلب آن نيست كه واعظ آنقدر مختصر كند كه از سخن خود نتيجه نگيرد، بلكه منظورم آنست كه از نشاط و شوق مستمع نسبت به منبر باقى بماند، تا مطالبى را كه واعظ گفته است از ياد نبرد، و براى شنيدن منبر ديگر هم آمادگى داشته باشد.

من خودم شخصا اين جريان را در منبرهايم تجربه كرده‏ام، گاهى كه كنترل وقت را از دست مى‏دادم، به خوبى مشاهده مى‏كردم كه چه اثر بدى در روحيه شنونده باقى گذاشته است، هرچند هم كه مطالب جذاب و جالب بود، و برعكس هرگاه مقدارى زودتر سخن خود را تمام مى‏كردم، كه هنوز شنونده حال شنيدن را داشت، مى‏ديدم شنوندگان شاداب از مجلس بر مى‏خواستند، بطورى كه علاقه‏مند بودند در جلسات ديگر هم شركت كنند.

21 ـ قبول نكردن منبرهاى متعدد

يكى از چيزهائى كه براى گوينده رعايت آن بسيار اهميت دارد آن است كه منبرهاى متعددى قبول نكند، زيرا تقويت كيفيت منبر و كم ساختن كميت و مقدار آن براى واعظ صحيحتر بوده سابقه‏اش بهتر مى‏شود و مردم را بيشتر بمنبر او علاقه‏مند خواهد ساخت، و برعكس زياد منبر رفتن و زياد سخن گفتن غلط است، و سابقه واعظ را خراب كرده، موجب مى‏شود كه مردم كمتر به منبر او روى آورند.

گوينده نبايد خيال كند كه زياد بحث كردن و زياد منبر رفتن موجب تأثير بيشتر و بهترى خواهد شد، يا اينكه از نظر مادى براى او بهتر است... زيرا اگر انسان در مورد وعاظ دقت كند مى‏بيند روش آنان در منبر از اين چهار صورت بيرون نيست:

1 ـ افراد پر منبر با مطالب خوب.

2 ـ افراد كم منبر با مطالب خوب.

3 ـ افراد پرمنبر با مطالب عادى.

4 ـ افراد كم منبر با مطالب عادى و متوسط.

از ميان اين چهار صفت و اين چهار نوع روش وعاظ نوع دوم داراى بهترين روش است، حتى مردم آنقدر كه به منبر وعاظ كم‏منبرى كه داراى مطالب عالى هستند توجه دارند، هيچگاه به آن اندازه به وعاظ پر منبر هرچند كه مطالب عالى داشته باشد علاقمند نخواهند بود.

و شاهد اين مطلب آن است كه مى‏گويند: ارزش هرچيز با كمياب بودن آن، و احتياج زياد نسبت به آن است، و برعكس چيزى كه زياد باشد ارزش ندارد هرچند هم بسيار ضرورى و مورد نياز باشد، مانند آب و هوا، و آب و هوا هرچند هم كه بسيار مورد نياز است، چون همه جا فراوان يافت مى‏شود، هيچگاه عزيز نخواهند بود.

22 ـ همه جا سخن سربسته نگويند

بر خطيب لازم است كه در سخنرانى خود ملاحظه كند، و در مواردى كه احتياج به توضيح باشد سخن خود را سربسته نگذارد، و فكر نكند كه مردم همه مى‏دانند، و سخن سربسته و اشاره را درك خواهند نمود، مثلا هرگاه واعظ مردم را به احسان و بخشش دعوت كرد، بايد بگويد كه البته هزينه خانواده بايد بر احسان مقدم باشد، و هرگاه كه مردم را به زهد و پارسائى دعوت مى‏كند، بايد يادآورى كند كه بدن انسان هم داراى حقوقى است كه روز قيامت در باره آن از انسان مى‏پرسند، و هرگاه كه از خوبى اطعام به فقرا سخن به ميان آورد، بايد ضمنا يادآورى كند در مواردى كه اطعام و كمك به فقراء موجب تنبلى آنان مى‏شود و آنان را از كار و كوشش باز مى‏دارد، نبايد به آنان اطعام نمود.


20

باين داستان توجه كنيد: يكى از دوستان براى من نقل كرد كه زنش حمام رفت و در بازگشت از حمام براى من تعريف كرد كه در حمام با زنى آشنا شده است كه مى‏گفته است: من دو شوهر دارم، يكى از آنان ثروتمند است، و ديگرى فقير مى‏باشد، و همينكه ديد من بسيار تعجب كردم، گفت كه: من از يكى از وعاظ شنيده‏ام كه روى منبر مى‏گفت قرآن مجيد مى‏فرمايد: (لهن مثل الذى عليهن) يعنى: (همانگونه كه حقوقى بر آنان واجب شده است، حقوقى هم براى آنان مى‏باشد) و چون واعظ مطلب را باز نكرده است، او گمان كرده است همانگونه كه مردان مى‏توانند دو زن بگيرند، زنان هم حق دارند دو شوهر داشته باشند!!

البته من ـ مؤلف ـ اين داستان را با مختصرى رفوكارى نقل كردم، زيرا نقل عين جريان با تمام جزئياتش بسيار ركيك بود.

اينجا است كه زيركى بايد به خرج داد، زيرا بر واعظ لازم است كه خود را از بن‏بست نجات دهد، اگر زياد توضيح بدهد از نظر شنوندگان متهم به توضيح واضحات خواهد شد، و اگر سخن خود را سربسته بگذارد ممكن است برخى از شنوندگانش به اشتباه بيفتند.

23 ـ منبر پاكيزه

البته بسيار روشن است كه واعظ بايد منبر خود را به سخن راست، و اخلاص بيارايد، و از ذكر مصيبتهائى كه شايسته نيست، و حكايات ضعيفه، و سخن گفتن بر طبق مناسبتهاى بعيده، و نقل تواريخ بى‏اعتبار خوددارى كند، تا بتواند منبرى پاكيزه تحويل دهد.

24 ـ رعايت حفظ الصحه

يكى از امورى كه بر واعظ لازم است رعايت بهداشت است، كه بعضى از وعاظ اصلا آن را در نظر ندارند، و چون حرص زيادى در ارشاد و تبليغ دارند، يا كنترل از دست مى‏دهند، يا در منبر بسيار حاشيه‏روى مى‏كنند، و مطالب نامربوط بيان مى‏كنند، و داستانهاى طولانى در منبر خود مى‏آورند، و اين سبك نه تنها براى شنوندگان معمولا ملال آور بوده مفيد نمى‏باشد، خود گوينده را نيز سخت خسته مى‏كند، و اينگونه وعاظ پرسخن و حريص بايد هميشه اين سخن ارزنده رسول خدا (ص) را در مد نظر داشته باشد كه مى‏فرمايد: (... لا ارضا قطع، ولا ظهرا أبقى).

يعنى: (... نه راهى خواهد پيمود، و نه مركبى سالم خواهد گذاشت).

25 ـ فصاحت و بلاغت

يكى از امورى كه جدا مهم است، رعايت فصاحت و بلاغت در سخنرانى است، واعظ بايد شمرده و موزون سخن بگويد، و فاصله? جمله‏بنديها را كاملا رعايت كند، و مطالب و بحثهاى خود را از هم تفكيك نمايد، و در سخنرانى خود نه بسيار تند سخن بگويد، و نه بسيار آهسته حرف بزند، و اگر بخواهد منبر خود را آزمايش كند، و به عيب آن پى ببرد، بايد از منبر خود نوارهائى ضبط كند، و به آن گوش دهد تا سبك منبر خود را ببيند، و بفهمد چگونه حرف مى‏زند؟

و هرگاه واعظ ملكه? فصاحت و بلاغت را در خود ايجاد كرد و نواقص خود را از اين نظر هم برطرف نمود، سخنش در روحيات شنوندگان به مراتب تأثير بيشترى خواهد داشت.

26 ـ استاد ديدن

بر واعظ لازم است كه در ابتداء مدتى پيش استادان منبر تمرين منبر كند، تا غلطها و نقاط ضعف منبرش را برايش بگويند، از لحاظ سخنرانى، از لحاظ ورود و خروج در بحث و ديگر امورى كه مربوط به منبر است، زيرا واعظى كه استاد نديده است مانند طبيبى مى‏ماند كه جز كتاب دوره‏اى و استادى و دانشگاهى نديده است، همانگونه كه نمى‏توان به اينگونه دكترها اعتماد كرد، به اينگونه وعاظ هم كه استاد و دوره‏اى نديده‏اند، نمى‏توان اعتماد نمود، و اينگونه وعاظ خودرو معمولا با شكست مواجه خواهند شد.

27 ـ رعايت حركات بدن

بعضى از گويندگان در وضع حركات خود و ژستى كه در منبر دارند توجه نمى‏كنند، چه اين حركات در اثر خستگى اعضاء بدن باشد، يا حركت سر و دست و پا يا حركات چشم و دهان و نظاير آن، گاهى در اثر عدم توجه از انسان حركات بسيار زشتى سر مى‏زند كه موجب تنفر شنوندگان مى‏گردد، و چه بسا كه توجه مستمعين به اين حركات جلب شده موجب حواس پرتى آنان شود، كه در نتيجه سخن او در شنونده اثر نگذارد.


21

در مورد اينگونه حركات و عادتها مى‏توان با خويشتن دارى آنرا ترك نمود، و براى پى‏بردن به اينگونه نقيصه‏ها مى‏توان از استاد منبر پرسيد، يا از برخى شنوندگانى كه توجه به اين قبيل ريزه‏كاريها دارند نقاط ضعف خود را در حركات جويا شوند تا بشما بگويند(2).

يكى از وعاظ معروف براى آنكه حركات خودش را ضبط كند هميشه در برابر آئينه تمرين سخنرانى مى‏كرد، و من او را ديده بودم، و داراى وقار و آرامشى فوق‏العاده بود، كه در روحيه شنوندگانش هيبت و تاثير بسزائى داشت.

28 ـ سير تدريجى

يكى از چيزهائى كه در منبر فوق‏العاده اهميت دارد آن است كه واعظ به تدريج از مطلب ضعيف به سوى مطلب قوى حركت كند، زيرا انسان روحا اشتياق بسيارى نسبت به مطالب قويتر دارد، گاهى ممكن است واعظ اين برنامه را عكس كند، آن وقت است كه سخنش بى‏تأثير خواهد شد.

مثلا هرگاه واعظ مى‏خواهد براى شنوندگان خود جريان گرفتاريها و سختيهاى پيامبران را بيان كند، بايد اول سختى‏هاى هركدام كه كوچكتر است او را تشريح كند، سپس بسراغ پيامبرى رود كه از همه بيشتر در راه هدف و رسالت خود رنج و زحمت كشيده است.

من خودم واعظى را ديدم كه شروع كرد در بيان رنج و زحمت حضرت نوح‏آنگاه ناراحتيهاى پيامبر اسلام (ص) را تشريح كرد، ولى نتوانست مشكلات و رنجهاى پيامبر اسلام (ص) را آنطور كه بايد و شايد ترسيم كند، با اين وضع شنوندگان نتوانستند درك كنند كه ناملايمات و سختيهاى پيامبر اسلام (ص) بيش از حضرت نوح عليه‏السلام بوده است، و لذا اين پرسش بر لبان همگى نقش بسته بود كه: پس چرا پيامبر اكرم (ص) فرموده‏اند: (ما اوذى نبى بمثل ما اوذيت) يعنى (هيچ پيامبرى به آن اندازه كه من آزار ديده‏ام اذيت نديده است)؟

29 ـ عمل بر طبق گفتار

اگر واعظ بخواهد كه سخنش در جامعه تأثير بگذارد، بايد خودش به آنچه ميگويد عمل كند، زيرا مردم آنقدر كه به گفته‏هاى انسان توجه دارند بيش از آن اعمال او را زير نظر دارند.

بنا بر اين هرگاه واعظ روى منبر شنوندگان را وادار به راستگوئى كرد، و از طرفى خودش دروغ گفت، مردم سخنش را بديوار مى‏كوبند.

خداوند بزرگ در اين باره فرموده است:

(يا ايها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتاً عند الله أن تقولوا ما لا تفعلون)(3).

يعنى: (اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چرا چيزى را ميگوئيد كه بدان عمل نمى‏كنيد؟ گناه بزرگى است در پيشگاه خداوند كه سخنى را بگوئيد كه بدان عمل نمى‏كنيد.

بعضى از علماء چنين عقيده دارند كه: آنچه كه در مستمع تأثير مى‏گذارد همان واقعيت و باطن گوينده است، اگرچه مردم از واقع و روحيات گوينده هم اطلاعى نداشته باشند، بنا بر اين هرگاه واعظ گفت: پارسا باشيد، و در دنيا زهد داشته باشيد، ولى در واقع خودش زاهد نباشد، سخنش تأثير نخواهد كرد، گرچه مردم خيال كنند كه او زاهد است.

و براى اين مطلب چنين استدلال مى‏كنند كه (هرگاه سخن از دل برخيزد بر دل نشيند و هرگاه از زبان بر خيزد از گوشى شنوند و از گوش دگر بيرون كنند) و بنا بگفته علماى فن روانشناسى از افكار انسان امواجى بر مى‏خيزد و در ذهن و روحيه افراد تأثير مى‏گذارد، همانگونه كه بعضى از حكماء گفته‏اند صفات واقعى است كه در انسان اثر مى‏گذارد، هرچند هم انسان آن صفات را با زبان بيان نكند.

روى اين حساب كسى كه زاهد است، روحيه زهد را بوسيله امواج روحى در مردم القاء مى‏كند، هرچند هم در اين مورد بكسى دستورى ندهد.

30 ـ منبر تربيتى

منبر بر دو قسم است:

1 ـ منبر عادى.

2 ـ منبر تربيتى.

واعظ بايد سعى كند كه منبرش تربيتى باشد، زيرا منبر مفيد همان منبرهائى است كه جنبه تربيتى داشته باشد، و از جمله شرائط واعظى كه مى‏خواهد مربى باشد آن است كه گوينده داراى صفات نيكو باشد، و منبرش آرام و پر مطلب و عميق باشد، و نيز بايد منبرش داراى هدف بوده، بهر مناسبتى از اين شاخه به آن شاخه نرود، و سخنانش داراى بلاغتى باشد كه در دلها اثر بگذارد، و نيز صفاتى از اين قبيل كه يادآورى شد رعايت آنها براى واعظ مربى بسيار لازم است.


22

در حقيقت اين اوصاف درك مى‏شود ولى آنطور كه بايد قابل توصيف نيست، ولى واعظ با تمرين و تجربه و ديدن اساتيد منبر مى‏تواند شرائط يك واعظ مربى را در خود پياده كند.

ولى برعكس منبرهائى كه هدفى نداشته جنبه تربيتى ندارد هيچ شرطى نداشته، و اكثرا با سر و صدا و داد و فرياد توأم بوده، گوينده از هر درى كه پيش آيد سخن مى‏گويد، و مطالب نامربوط و گوناگون و گاهى هم ضد و نقيض را بهم مى‏بافد.

31 ـ رعايت عواطف مستمعين

يكى از امور مهم در تأثير منبر آن است كه واعظ عواطف مستمعين خود را مجروح نكند، و در منبر ملايم سخن بگويد، ولى اگر واعظ در منبر با خشونت و ناسزا گوئى و فحش و استهزاء بخواهد سخن بگويد، كمتر توفيق خواهد داشت، و بيشتر دچار شكست خواهد شد.

براى نمونه اگر با فردى مشروبخوار بتندى سخن گفته، باو بگوئى تو چرا شراب مى‏خورى لعنت خدا و عذاب ابدى او بر تو باد؟ بجاى آنكه شرابخوارى را ترك كند، موجب مى‏شود كه در شرابخوارى بيشتر لجبازى كند، و نسبت به شما عملا اهانت كرده، در صدد معارضه و مبارزه با شما برآيد.

ولى اگر در مورد شرابخوارى او خود را به بى‏اطلاعى بزنى و به او بگوئى: بعضى از مردم به شرابخوارى عادت پيدا كرده‏اند، ولى اين عادت براى سلامتى بدن آنان زيان آور است، و بدين آنان هم ضرر مى‏زند و... اين سبك بهتر اثر خواهد داشت، و ضمن اينكه در دل نسبت به شما احترام خاصى خواهد نمود، ممكن است عادت زشت خود را هم ترك كند.

البته گاهى هم در نهى از منكر درشتى وتندى لازم است، ولى بيشتر موارد سخن نرم تأثير بيشترى دارد، و لذا در اين باره قرآن مجيد مى‏فرمايد:

(ادع الى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة، و جادلهم بالتى هى احسن) يعنى: (با سخنان حكمت‏آميز و پند و اندرز نيكو مردم را براه خدايت فرا خوان، و با روشى نيكو با آنان ستيزه نما).

در جاى ديگر هنگامى كه موسى و هارون را به منظور هدايت فرعون مى‏فرستد به آنان دستور مى‏دهد:

(فقولا له قولا لينا).

يعنى: (با زبانى نرم با او سخن بگوئيد).

32 ـ مسؤليت در برابر وقت مستمعين

واعظ بايد كاملا توجه داشته باشد كه ساعتهائى از عمر مستمعين كه پاى منبر او صرف مى‏شود، از گرانبهاترين چيزها است، گاهى جمعيت بسيار زياد است، واعظ بايد توجه داشته باشد كه در مقابل اين همه ساعات كه از عمر و وقت مردم كه مى‏گيرد به آنان چه چيزى تحويل مى‏دهد؟!

مثلا اگر تعداد شنوندگان يك منبر ده هزار نفر باشد، واعظى كه يك ساعت سخنرانى مى‏كند ده هزار ساعت از عمر مردم را گرفته است، اگر از نظر مادى حساب كنيم، و فرض نمائيم كه هر ساعت بطور معمول ده تومان ارزش داشته باشد، روى اين حساب واعظ يكصد هزار تومان (1000000 ريال) صرف شنيدن سخنرانى اين واعظ شده است، بنا بر اين واعظ بايد روى منبر خود حساب كند كه آيا در مقابل اين مبلغ اين اندازه به جامعه و دين و دنياى آنان خدمت كرده است؟ يا اينكه اين همه عمرها و وقت‏هاى گرانبها را كه در واقع بيش از ميليونها تومان ارزش دارد تلف كرده است بدون آن كه در مقابل آن چيزى عايد مردم شده باشد؟!.

اگر واعظ به اين حقيقت مهم توجه داشته باشد، قهرا در ضبط مطالب و تهيه مباحث مفيد كوشش بخرج داده در هر فرصتى بتناسب و با رعايت شرائط سخن خواهد گفت.

اين حقيقت را يكى از وعاظ ـ خدا رحمتش كند ـ به من يادآورى كرد، و چقدر هم اين تذكر براى من سودمند بود؟.

33 ـ رعايت چند نكته لازم

ـ بر واعظ لازم است كه روى منبر از شوخى و خنده و سخنان سبك بپرهيزد، زيرا اين گونه عادات از قدرت تأثير منبر مى‏كاهد، حضرت اميرالمؤمنين‏مى‏فرمايد: (هيچ كس اندكى هم شوخى نمى‏كند مگر آنكه به همان مقدار از عقلش خواهد پريد).


23

ـ و نيز بر واعظ لازم است كه از خشمگين شدن در منبر بپرهيزد، و گاهى سخنان تند بر زبان نياورد، و در گفتار خود شدت و مبالغه زيادى بخرج ندهد، و از اين قبيل تغييرات و حالات ناموزون كه موجب ناهنجارى منبر و كاهش ميزان تأثير سخن خواهد گرديد.

ـ و نيز بر واعظ لازم است كه سر و صدا و غوغاى مجلس را به نرمى و با تدبير(4)آرام كند، و چنانچه مستمعين با يكديگر حرف مى‏زنند يا كودكى گريه مى‏كند، به طرزى كه بر خورد نداشته باشد و بسيار محترمانه آنان را وادار به سكوت و توجه پيدا كردن به منبر نمايد، اينكه گفتيم به نرمى آنان را آرام كند براى آن است كه عصبانيت و تند شدن روى منبر دليل بر آن است كه واعظ خودش كنترل خود را در دست ندارد، و در نتيجه شنوندگان آزرده شده، سخن واعظ در دلشان كمتر تأثير خواهد داشت.

34 ـ در چند حالت نبايد منبر رفت

بر واعظ لازم است كه پيش از منبر اوضاع و احوال خود را از هر جهت بررسى كند، و با حالت آرامش و بدون نگرانى و موانع جسمى و روحى منبر رود تا از تأثير سخنش كاسته نشود:

ـ بنا بر اين در حالتى كه محصور است و احتياج به توالت رفتن دارد، قبلا خود را راحت كند و سپس منبر رود.

ـ در حالتيكه بسيار غمگين است، و فشارهاى روحى بر او وارد شده است، منبر نرود.

ـ در حالتيكه بسيار شادمان است و سرور خارج از حدى در او هست باز منبر رفتنش صلاح نيست.

ـ در حالت عجله كه كارى فورى دارد، كه در نتيجه منبر دست و پا شكسته خواهد شد و واعظ نمى‏تواند حق منبرش را اداء كند.

و از اين قبيل حالات كه واعظ آمادگى كاملى ندارد، منبر رفتن به صلاح او نيست، و منبرش تأثير درستى نخواهد داشت.

35 ـ مطالعه و تفكر پيش از منبر

واعظى را ديدم كه با يكنوع مباهات اظهار مى‏كرد كه هيچگاه قبلا در باره موضوعات منبرش مطالعه نمى‏كند، و روى منبر كه رفت هر سخنى كه به زبانش آمد همان را دنبال مى‏كند!.

ولى به نظر من اين سبك منبر رفتن درست نيست، و برعكس براى واعظ بسيار ضرورى است كه قبلا مطالب منبر خود را از اول تا آخر منظم كند، بعد روى منبر قرار گيرد، مثلا: مى‏خواهد در باره چه موضوعى سخن بگويد؟ و چه آيه‏اى از قرآن مناسب است؟ تفسير آن آيه چيست؟ چه داستانى مناسب بحث است؟ چه اندرزها و مواعظ و مطالب علمى لازم است؟ و همينطور...(5) تفكر و تنظيم قبلى منبر موجب شرح صدر واعظ خواهد شد، كه مجبور به طفره رفتن و پراكنده‏گوئى و پريشانى منبر نخواهد شد، علاوه بر اينكه اصولا منبرهائى كه با تفكرات قبلى و مطالعه باشد تربيتى و آموزنده خواهد بود، برخلاف منبرهاى بى‏مطالعه و دفعى، كه قهرا اينگونه منبرها معمولى و بى‏هدف خواهد بود.

و پيش از اين در بخش30 اشاره كرديم كه: اگر واعظ بخواهد منبرش مؤثر و مفيد واقع شود، بايد سعى كند كه منبرش داراى هدف بوده، عميق و آموزنده و تربيتى باشد.

36 ـ سخنان گوناگون

منبر به منزله دارو است، همانگونه كه يك داروى موثر غالبا لازم است كه داراى تركيباتى باشد، و اجزاء گوناگونى در آن باشد كه با نوع بيمارى مناسبت داشته باشد.

منبر هم بايد داراى اجزاء گوناگونى در اندازه‏هاى مخصوصى باشد كه با نوع بيمارى روانى و مفاسد اجتماعى مورد بحث واعظ تناسب داشته باشد.

اما آنچه كه قبلاً گفتيم كه منبر بايد داراى موضوع معينى باشد و واعظ نبايد از اين شاخه به آن شاخه بپرد با اين بحث منافاتى ندارد(6).

37 ـ ميانه‏روى در معاشرت و آداب اجتماعى

بر واعظ لازم است كه شخصيت خود را حفظ كند، باين معنا كه از حدّ متعارف بيرون نرود، و در معاشرت و آميزش با مردم رعايت اعتدال و ميانه روى را بنمايد، زيرا واعظى كه در معاشرت و زندگى اجتماعى راه افراط و يا تفريط را به پيمايد سخنش تأثير نخواهد داشت، و مردم به وعظ و ارشاد او ترتيب اثر نمى‏دهند، و آمادگى براى پذيرش گفتارش را ندارد.


24

و با اين وضعيت هرچند هم مردم اطرافش جمع شوند، ولى منبرش اثر نخواهد داشت.

38 ـ شركت در درس فقه

بر واعظ لازم است در درس فقهاء و مباحث فقهى شركت كند زيرا درس فقه و مباحثات فقهى يكى از بزرگترين وسائل تربيت ذهن و تقويت نيروى فكرى است كه قدرت درك و ابتكار انسان را با روشهاى علمى و فكرى افزايش مى‏دهد.

اگر واعظ در ضرورى بودن اين مطلب ترديد دارد مى‏تواند تنها با مقايسه نمودن وضعيت دو نفر واعظ كه يكى از آنان درس فقه حاضر مى‏شود و ديگرى شركت نمى‏كند به اين حقيقت پى ببرد، تا بخوبى دريابد كه كداميك از اين دو نفر وضع بهترى داشته و نفوذ سخنش بيشتر است.

و چنانچه واعظ نتواند در مجلس درس شركت كند، حداقل نوارهاى درس فقهاء را كه سر درس پر مى‏شود تهيه نموده، از آن استفاده كند.

39 ـ واعظ بايد فروتن باشد

يكى از صفاتى كه براى واعظ بسيار لازم است عبارت است از تواضع و فروتنى، و در برخورد با جامعه و شنوندگان منبر خود خشك و خشن نباشد، و از روحيه برترى‏طلبى اجتناب نمايد.

زيرا واعظ قدم در جاده پيامبران و امامان عليهم‏السلام گذاشته است، همان رادمردان بزرگ آسمانى كه با فروتنى و اخلاق فوق العاده خود در اجتماعات فداكارى مى‏كرده‏اند.

(ضرار) در باره على مى‏گويد:

(على عليه‏السلام با آن موقعيتى كه داشت در ميان ما همانند يك فرد عادى از ما بود).

اما وعاظ خشك كه با خوشروئى با مردم برخورد نمى‏كنند علاوه بر اينكه نمى‏توانند تأثير جالبى در مردم داشته باشند، گاهى رفتار آنان موجب تنفر و انزجار مردم از دين و منبر و تبليغات دينى هم خواهد شد.

40 ـ روح قناعت در واعظ

يكى از اساسى‏ترين شرط تأثير گفتار يك واعظ آن است كه مادى نباشد، همانگونه كه قرآن مجيد در اين باره مى‏فرمايد:

(اتبعوا من لا يسئلكم اجرا و هم مهتدون)(7) يعنى: (از كسانى پيروى كنيد كه از شما اجر و مزدى درخواست نمى‏كنند و خودشان هم راه يافته هستند).

زيرا مردم ذاتا با افراد مادى ميانه خوبى ندارند، البته معنى اين سخن اين نيست كه واعظ نبايد از مردم مطالبه پول منبر كند، بلكه منظور ما آن است كه واعظ نبايد در مطالبه پول منبر خود بسيار اصرار و ابرام بخرج دهد، و در كارش هدف خود را ماديات قرار ندهد.

و در انظار مردم كار خود را به صورت شغل و كسب جلوه ندهد كه اين سبك رفتار موجب مى‏شود كه از نظر مردم سقوط نموده منبر و گفتارش بى‏ارزش شود، و سخنش در دلها تأثير ننمايد.

اين بود پاره‏اى از شرائط و نكاتى كه در طول چندين سال شخصا تجربه كرده يا از وعاظ با تجربه استفاده نموده‏ام، و مطالب ياد شده چه ايجابى چه سلبى محصول تجربيات عملى است كه صرفا جنبه طرح و پيشنهاد ندارد.

در پايان از درگاه خداوند بزرگ خواستاريم كه همگان را توفيق عطا فرمايد كه بتوانيم موجبات رضايت حضرتش را فراهم كنيم، و اين يادداشتهاى ما را وسيله‏اى براى هدايت و اصلاح قرار دهد، كه توفيق بدست او است.


25

پاورقي

1 ـ سوره احزاب: آيه6 .

2 ـ منظور آن است كه بايد از حركات نامربوط و زايد خوددارى كرد، نه آنكه روى منبر خشك و مستقيم و بدون هيچنوع توجه به جوانب مجلس و افراد صحبت كند، بلكه واعظ بايد بسيار طبيعى سخن بگويد و درموارد لزوم حركات و اشارات مناسب داشته باشد، و تمام اهل مجلس را زير نظر داشته، مجلس را كنترل كند، و تسلط داشته باشد (مترجم).

3 ـ سوره صف: آيه2 و 3.

4 ـ مسئله تدبير و اداره مجلس سخنرانى به خصوص مجالس پرجمعيت بسيار اهميت دارد، و بهتر است كه قبلا واعظ و بانيان مجلس افرادى را براى حفظ نظم مجلس در گوشه و كنار و حتى وسط مجلس و پاى منبر و بخصوص به منظور مراقبت از دستگاه بلندگو داشته باشند، و با همه اين پيش‏بينى‏هاى لازم گاهى حوادث غير مترقبه‏اى پيش مى‏آيد كه براى اصلاح آن بايد واعظ خودش از ابتكار و تدبير آنى استفاده كند.

مى‏گويند: جمعى از رندان خواستند منبر يك واعظ معروف را بهم بزنند، و لذا مقدارى پول بيك نان شيرمال فروشى دادند كه درست موقع گريز واعظ كه مردم حالى پيدا كرده‏اند وسط مجلس برود و با داد و فرياد شروع بفروختن نان شيرمال كند، نان شيرمال طبق نقشه در همان حال وارد مجلس شد و يكباره توجه مردم را به خود جلب كرد، واعظ فورا متوجه جريان شد، و نان شيرمالى را صدا زد كه آقاى نان شيرمالى بيا ترا بخدا بيا كه من خريدار نان تو هستم، نان‏ها را از دست او گرفت و آنها را جلو صورت خود قرار داد و با صدائى حزين فرياد كشيد آه كه اطفال گرسنه امام حسين از گرسنگى چه كشيدند، اى نان شيرمالى اى كاش در صحراى كربلا بودى و اين نانها را به آن اطفال گرسنه مى‏دادى!!

بدين ترتيب واعظ توانست علاوه بر آنكه نقشه برهم زنندگان مجلس را نقش برآب كند، حتى از نقشه آنان براى خود استفاده مهم نيز نمود.

5 ـ مثلا چه اشعارى بايد بخواند، و يا مناسب مجلسش چه مصيبتى را بايد بخواند، كه در اصطلاح آنرا گريز مى‏گويند.

6 ـ به اين معنى كه در بحث از يك موضوع در عين حال كه نبايد از موضوع خارج شد، بايد كارى كرد كه در منبر مطالب متنوع و مناسبى باشد، زيرا اگر در بحث از يك موضوع انسان تا آخر منبر تنها در جنبه علمى آن گفتگو كند، و بذكر داستان و تاريخ و شواهد و مؤيدات نپردازد منبر خسته‏كننده و خالى از تنوع خواهد شد (مترجم).

7 ـ سوره يس: آيه21 .

از اين آيه استفاده مى‏شود كه مطالبه نكردن اجرت در مقابل هدايت كار بسيار خوبى است كه جزء شرائط يك رهبر واقعى مى‏باشد، منبر و تبليغ رهبريت افكار مذهبى جامعه است، وضع فعلى بيشتر منبرها چندان تطبيقى با موازين شرعى ندارد، چه خوب بود مراكز روحانيت مى‏توانستند وعاظ را كاملا تأمين كنند، تا در مقابل منبر پولى از بانيان و صاحبان مجالس قبول نكنند، و اين نقص از محيط تبليغى برداشته مى‏شد، زيرا مردم بيش از وجوهات شرعيه‏اى كه مى‏دهند ملزم بپرداخت وجهى بعنوان پول منبر هم نيستند (مترجم)