فهرست عناوين فهرست آيات

ريشه‏هاى انقلاب اسلامى در قرآن
ابراهيم اميني
فهرست عناوين
نهج البلاغة خطبه 913
شاخه دوم نبوت 9
سيره ابن هشام ج 2 ص 14715
نمونه‏هائى از رهبريهاى رسول خدا در جهاد: 26

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين، و الصلوات و السلام على محمد خاتم النبيين و على آله الطيبين

الطاهرين و السلام عليكم و على جميع عباداله الصالحين و الشهداء و الصديقين و رحمة

الله و بركاته نفوذ و گسترش سريع و خارق العاده اسلام را مى‏توان به عنوان يك

انقلاب اسلامى معرفى كرد. براى توضيح بايد ابتداء به اوضاع مردم شبه جزيره عربستان

قبل از بعثت بطور اجمال اشاره كنيم.

مردم شبه جزيره عربستان قبل از بعثت پيامبر اسلام در وضع بسيار بدى زندگى مى‏كردند.

از نظم سياسى و حكومت و قانون درستى برخوردار نبودند. اساس مليت آنها را قبيله

تشكيل ميداد و بصورت قبائل پراكنده زندگى مى‏كردند. شيخ قبيله بر آنها حكومت

مى‏كرد. و افراد هر قبيله، خود را بدان وابسته و نيازمند دانسته و پناهگاهى جز آن

سراغ نداشتند. و بهمين جهت نسبت به قبيله خويش و شيخ آن تعصب شديد داشتند.

در بين قبائل اختلافات شديد و مستمرى وجود داشت. غالبا به جنگ و غارت اموال اشتغال

داشتند . انگيزه جنگهايشان غالبا امور كوچك از قبيل: تصرف مراتع، تعصبات و مفاخر


1

قبيله‏اى، انتقامجوئيهاى بى ارزش بود. گاهى براى يك امر كوچك سالهاى متمادى در جنگ

بودند.

از لحاظ دين و عقيده نيز در وضع بسيار بدى مى‏زيستند. بت پرستى آئين معمول و رائج

آنها بود. هر طائفه بت مخصوصى داشت. تنها در اطراف كعبه 360 بت نصب شده بود. عده‏اى

هم به پرستش نام الله و خداى بزرگ در بين آنان بود ليكن ظهورى نداشت و تحت الشعاع

بت‏پرستى قرار داشت. از عقيده به معاد و حيات بعد از مرگ در بينشان صحبتى نبود.

اقتصاد درستى نداشتند و اكثر مردم در كمال فقر زندگى مى‏كردند. بزرگان و اشراف و

شيوخ قبائل تجارت و كشاورزى و دامدارى آنها را در قبضه خويش در آورده بودند و

ديگران را باستثمار و استضعاف كشيده بودند. اكثريت مردم در اثر جهل و فقر فرهنگى

استقلال و آزادى نداشتند و شخصيت خويش را گم كرده بودند. بوسيله مستكبرين و

طاغوتيان بقدرى تحقير و توهين شده بودند كه نجات از چنين وضعى را براى خودشان غير

ممكن مى‏دانستند. دو ابرقدرت عصر يعنى امپراطور ايران و روم نيز در آن سرزمين تا

حدى نفوذ و دخالت داشتند و رقابت داشتند. و بهمين جهت مسيحيت از روم و دوگانه پرستى

از ايران بدانجا راه يافته بود.


2

على بن ابيطالب عليه السلام در اين باره چنين مى‏گويد:

ان الله بعث محمدا نذيرا للعالمين و امنا على التنزيل و انتم معشر العرب على شر دين

و فى شر دار منيخون بين حجارة خشن و حيات صم، تشربون الكدر و تأكلون الجشب و تسفكون

دمائكم و تقطعون ارحامكم، الاضام فيكم منصوبه و الاثام معصوبة ـ نهج البلاغة خطبه

25

و در جاى ديگر بگويد:

بعثه و الناس ضلال فى حيرة و خابطون فى فتنة، قد استهوتهم الا هواء و استزلتهم

الكبريأ و استخفتهم الجاهلية الجهلاء حيارى فى زنوال من الامه و بلاء من الجهل ـ


3

نهج البلاغة خطبه 91

در يك چنين زمانى و براى چنين مردمى پيامبر اسلام برسالت مبعوث شد. و در مدتى كوتاه

تحول و انقلاب عظيمى بوجود آورد. شرك و بت‏پرستى را از جزيرة العرب بلكه بسيارى از

نقاط جهان برانداخت. از همين مردم بت پرست و جاهل و مأيوس و خودبافته و محروم و

باستضعاف كشيده شده و از همين قبائل پراكنده امتى موحد و رشيد و اميدوار و شجاع و

متحد و خداجو و عدالتخواه و نيرومند و انقلابى بوجود آورد كه در مدتى كوتاه آئين

مقدس اسلام و يگانه پرستى را به بسيارى از كشورها حتى نقاط بسيار دور صادر نمودند و

دو ابرقدرت عظيم يعنى امپراطور ايران و روم را سرنگون ساختند. و به صورت بزرگترين

قدرت جهان در آمدند كه تا قرنهاى متمادى پرچم تمدن و رهبرى جهان را بر دوش داشتند.

و بدون شك اين يكى از بزرگترين انقلابهاى تاريخ انسانيت مى‏باشد.

اكنون اين سخنى بميان مى‏آيد كه: پيامبر اسلام چه كرد كه باين همه پيروزى نايل گشت؟

و عوامل پيروزى انقلاب صدر اسلام چه بود؟ و ريشه‏هاى انقلاب اسلامى در قرآن و سيره


4

پيامبر چيست تا ما از آنها درس بگيريم؟ و آيا رهبريت انقلاب اسلامى ايران چه درسى

از نهضت محمدى گرفت كه توانست امتى چنين نيرومند و شهيد پرور و شهادت طلب بوجود

آورد كه در برابر قدرتهاى طاغوتى كه شرق و غرب محكم بايستند و آنها را از قدرت عظيم

اسلام بوحشت بيندازند؟ و پرچم حمايت از اسلام و مسلمين و ملل مستضعف جهان را بر دوش

بگيرند؟ ! پاسخ بدين سؤال براى اصلاح طلبان و توده محروم مسلمين سودمند خواهد بود.

در پاسخ گفته مى‏شود كه عوامل پيروزى مسلمين صدر اسلام را بايد در عمل كرد بدستورات

اسلام و رهبريهاى الهى پيامبر اسلام كه خود نيز از برنامه‏هاى اسلام و قرآن نشأت

مى‏گيرد جستجو كرد. عمل كرد به قوانين و برنامه‏هاى حركت آفرين اسلام پيروزى حتمى

را در بردارد و مسلمين صدر اسلام چون مسلمان حقيقى بودند بدين پيروزى بزرگ نائل

گشتند.

عوامل پيروزى را در سه بخش مى‏توان خلاصه كرد: ايمان واقعى، عمل به برنامه‏هاى

اسلام، رهبريهاى پيامبر اكرم. بخش اول ايمان. در اين بخش پيامبر اسلام يك عمل

فرهنگى و عقيدتى بسيار عميقى را كه زيربناى تمام حركتهاى اسلامى است، در سه شاخه


5

شروع كرد. وادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة لحسنة و جادلهم بالتى هى احسن نحل

125

شاخه اول توحيد ـ مشكل اساسى مردم جزيرة العرب شرك بود. بدين جهت رسول خدا دعوت به

توحيد و پرستش خداى يگانه را در رأس برنامه‏هاى خويش قرار داد و فرمود:

قولوا لا اله الا الله تفلحوا.

دين اسلام دين توحيد است و قرآن در اين باره بسيار عنايت دارد.

﴿و من يشرك بالله فقد ضل ضلالا بعيدا نساء 116

﴿قل انما امرت ان اعبد الله و لا اشرك به اليه ادعو و اليه ماب رعد 36

﴿و اعبدوا الله و لا تشركوا به شيئا نساء 36

دعوت به خداى يگانه و اجتناب از طاغوتها برنامه همه پيامبران بوده است.

﴿و لقد بعثنا فى كل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت نحل 36

پيامبران مبعوث شده بودند كه به مردم بگويند: جهان يك آفريدگار بيش ندارد و بهمين

جهت هيچكس جز او حق حاكميت و قانونگذارى ندارد و نبايد معبود و مطاع باشد. و هر نوع

حاكميتى كه به الله منتهى نشود يك نوع شرك محسوب مى‏گردد.


6

﴿ان الحكم الا الله امر ان لا تعبدوا الا اياه ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لا يعلمون يوسف 40

توحيد در عمل عبارتست از تسليم در برابر دستورات و حاكميت الله و طرد اطاعت غير

الله و عدم خضوع در برابر مفسدين و مستكبرين و طاغوتها. هر طغيانگرى كه مردم را به

اسارت و بندگى خويش درآورد و خواسته‏هايش را بر آنان تحميل كند و باطاعت وادار

نمايد طاغوت ناميده مى‏شود كه مردم مأموريت دارند از او اجتناب نمايند و زير بار

پرستش او نروند . فرعونها و نمرودها و ابوجهلها و مستكبرين گذشته و حال، همه از

مصاديق طاغوت هستند كه در حاكميت الله تصرف نموده‏اند و قرآن از انسانها مى‏خواهد

كه از پذيرفتن حاكميت آنان اجتناب نمايند. فرعون كه كه بنى‏اسرائيل را به بندگى

خويش كشيده بود و موسى باو گفت :

﴿و تلك نعمة تمنها على ان عبدت بنى اسرائيل شعرا 22

نه بدان جهت بود كه خود را به عنوان خالق آنها معرفى مى‏كرد بلكه بدان جهت بود كه

بنى‏اسرائيل را تحت سيطره طاغوتى و ظالمانه خويش درآورده بود، و مى‏گفت:

﴿انا فوقهم قاهرون اعراف .127

و موسى و همه پيامبران مبعوث گشتند كه مردم از اين پرستشها كه نوعى شرك است آزاد


7

سازند .

پيامبر اسلام مردم را به توحيد، در تمام درجات (توحيد ذات، توحيد در صفات، توحيد در

پرستش و اطاعت) دعوت مى‏نمود و در اين راه توفيق يافت كه امتى موحد بوجود آورد، كه

در برابر غير الله خضوع نكنند و براى مبارزه با مستكبرين و طاغوتها و جباران تا پاى

جان بايستند و از هيچ نيروئى نهراسند. و لذا هنگاميكه زهره سخنگوى سپاه اسلام با

رستم فرمانده سپاه امپراطور ايران روبرو شد گفت:

انا لم نأتكم لطلب الدنيا، و همتنا الاخرة. كنا كما ذكرت، يدين لكم من ورد عليكم

منا و يصريح اليكم يطلب ما فى ايديكم ثم بعث الله تبارك و تعالى الينا رسولا فدعا

الى ربه فاجبناه فقال لنبيه انى قد سلطت هذاه الطائفة على من لم يدن بدينى.

فافانتقم بهم منهم و اجعل لهم انعلبة ماداموا مقرين به و هو دين لحق لايرغب عنه احد

الا ذل و لا يعتصم به احد الاعز فقال له رستم و ما هو؟ قال: اما عموده الذى لايصلح

منه شيئى الا به فشهادة ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله و الاقرار بما جاء


8

من عندالله تعالى. قال ما احسن هذا! و اى شيئى ايضا؟ قال و اخراج العباد من عبادة

العباد الى عبادة الله تعالى . قال حسن، و اى شيئى ايضا؟ قال: و الناس بنو آدم و

حواء اخوة لاب وام. قال: ما احسن هذا! ارأيت لو انى رضيت بهذه الامر واجبتكم اليه و

معى قومى كيف يكون امركم؟ اترجعون؟ قال اى واله ثم لانقرب بلادكم ابدا الا فى تجارة

او حاجة. ـ تاريخ طبرى ج 3 ص 517

پيامبر اسلام در اثر كوشش و تبليغات فراوان خويش امت يگانه پرستى را بوجود آورد كه

ايمان به خداى يگانه در باطن ذاتشان نفوذ داشت و شعار لا اله الا الله، و الله اكبر

در همه حال بر زبانشان جارى بود و بهنگام دشواريها از اين اين شعار شورانگيز نيرو

مى‏گرفتند .


9

شاخه دوم نبوت

دوم ايمان به نبوت ـ ايمان به نبوت و رسالت پيامبر اسلام نيز در پيروزى انقلاب

محمدى صدر اسلام نقش بزرگى را انجام داده است. مردمى كه از صميم قلب به رسالت و

پيامبر حضرت محمد ايمان دارند، و معتقدند كه براى ارشاد و هدايت آنان مبعوث گشته

است

﴿و ما ارسلناك الا مبشرا و نذيرا فرقان 56

و قرآن را كتاب آسمانى مى‏شناسند كه

﴿لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه فصلت 42

﴿و قوانين و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم انفال 24

و در قرآنشان مى خوانند كه مى‏گويد:

﴿هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله توبه 33

چنين مردمى بودن شك فداكار و ايثارگر و مجاهد و مقاوم و هدافدار و نيرومند و شجاع

خواهند بود و در راه پيشبرد هدف الهى خويش و يارى پيامبر و دين تا سر حد شهادت

استقامت خواهند كرد. لذا در قرآن جهاد در راه خدا را متفرع بر ايمان قرار داده است.


10

﴿لكن الرسول و الذين آمنوا معه جاهدوا باموالهم و انفسهم و اولئك لهم لخيرات و اولئك هم المفلحون توبه 88

﴿تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فى سبيل الله باموالكم و انفسكم صف 11

و عامل تخلف از جهاد را تكذيب خدا و رسول قرار داده است.

و جاء المعذرون من الاعراب ليؤذن لهم و قعد الذين كذبوا الله و رسوله سيصيب الذين

كفروا منهم عذاب اليم ـ توبه 90

به علاوه ايمان به نبوت در اطاعت از مقام رهبرى نيز نقش مهمى را ايفا مى‏كند.

﴿و ما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله نساء 64

﴿و من يطع الرسول فقد اطاع الله نساء 80

﴿يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم نساء 59

﴿ثم جائكم رسول مصدق لما معكم تومن به و تنصرنه آل عمران 81

در انقلاب صدر اسلام رسول خدا نقش رهبرى را بر عهده داشت و ايمان و اعتماد به رهبر

در اطاعت از او كاملا مؤثر بود. چنانكه در انقلاب اسلامى ايران ما نقش اعتماد و

ايمان به رهبرى را بالعيان مشاهده كرده و مى‏كنيم.


11

سوم ايمان به معاد ـ ايمان به معاد و زندگى جاويدان اخروى يكى از اصول مهم معارف

اسلامى و عبد از ايمان به توحيد مهمترين اصل مى‏باشد. قرآن مجيد روى اين اصل بسيار

تكيه نموده و در صدها آيه بدان اشاره كرده است. همه پيامبران الهى براى تشويق

پيروانشان به نيكى و صلاح و تحذير از طغيان و فساد از اين اصل مهم استفاده

نموده‏اند. ايمان به حيات اخروى زندگى انسان را هدفدار مى‏سازد و از بى هدفى و پوچ

پندارى رها مى‏سازد. از ماده پرستى و كوته نظرى نجات مى‏دهد و به حيات جاويدان

اخروى متوجه مى‏سازد.

﴿و ما هذاه الحيوة الدنيا الا لهو و لعب و ان الدار الاخرة لهى لحيوان لو كانوا

يعلمون عنكبوت 64

ايمان به سعادت و حيات اخروى است كه فداكارى و جهاد را هدفدار مى‏سازد و به مجاهدين

فى سبيل الله صبر و استقامت و جرأت و شجاعت مى‏دهد كه در ميدان جهاد از هيچ نيروئى

نهراسند و تا سر حد شهادت در قلع و قمع دشمن بكوشند.

﴿و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون آل عمران

169


12

و در اثر ايمان به معاد است كه انسان احساس مسؤوليت و تكليف مى كند و به جهاد فى

سبيل الله جذب مى‏شود.

پس بطور خلاصه مى‏توان گفت كه ايمان به خداى يگانه و رسالت حضرت محمد صلى الله عليه

و آله و حيات جاويدان اخروى از مهمترين عوامل پيروزى مسلمين صدر اسلام و زيرا بناى

تمام كوششهاى آنها بوده است. آن همه فداكارى و صبر و استقامت و جهاد در اثر ايمان و

استوار و محكم آنها بود. چون مسلمان و مؤمن واقعى بودند در انقلابشان پيروز شدند و

در مدتى كوتاه شرك و كفر را ريشه از جزيرة العرب ريشه كن ساختند و پرچم نيرومند

توحيد را در جهان برافراشتند.

و ما آثار خارق العاده ايمان را در مبارزات ضد شرك و استكبارى مردم مجاهد و رشيد و

شهيد پرور انقلاب اسلامى ايران بالعيان مشاهده كرده و مى‏كنيم. بعد از رهبريهاى

امام مهمترين عامل پيروزى آنان همان ايمان است. و ايمان همان سلاح قاطعى است كه

دشمنان اسلام و مستكبرين شرق و غرب آن را بحساب نمى‏آورند و نمى‏توانند آن را درك

كنند.

بعد از ايمان رهبريهاى الهى پيامبر اسلام مهمترين عامل پيروزى انقلابيون مسلمان صدر


13

اسلام بود. در اين وقت كوتاه نمى‏توانيم جزئيات رهبريهاى رسول خدا را بررسى كنيم

لذا يك موضوع مهم را عنوان مى‏كنيم سپس به جزئياتى چند اشاره مى‏نمائيم.

مهمترين هدف و نقشه پيامبر تأسيس امت واحد مستقل اسلامى بود كه از آغاز بعثت بفكر

آن بود و مقدماتش را فراهم مى‏ساخت. و در اين رابطه انجام دو عمل لازم بود. اول ـ

ايجاد اتحاد و برادرى در بين افراد امت. دوم استقلال و عدم وابستگى آنان و در هر دو

مورد پيامبر اقدام فرمود و موفق شد.

اول اتحاد ـ پيامبر اسلام در اين مورد ابتداء هدف واحد روشنى را به پيروانش ارائه

داد و آن عبارت بود پرستش خداى يگانه و تسليم در برابر دستورات او و نفى و طرد و

عدم پرستش طاغوتها. آنگاه قبائل پراكنده را زير پرچم توحيد مجتمع ساخت. جهت اتحاد

را ايمان به خداى يگانه و رسالت خودش و ايمان به معاد قرار داد، نه چيز ديگر. بجاى

پيمانهاى قبائلى پيمان ايمانى را استوار ساخت. قبل از هجرت به مدينه در عقبه، با

گروهى از تازه مسلمانان مدينه پيمان بست كه از اسلام دفاع كنند. هنگاميكه به مدينه


14

هجرت نمود در بين مؤمنين مهاجر و انصار عقد اخوت بست. در همان آغاز كه به مدينه

هجرت فرمود در بين مؤمنين پيمانى منعقد ساخت كه به فرازهائى از آن اشاره مى‏شود:

بسم الله الرحمان الرحيم

هذا كتاب من محمد بن عبدالله النبى بين المؤمنين و المسلمين من قريش و يثرب و من

تبعهم فلحق بهم و جاهد معهم: انهم امة واحدة من دون الناس ـ و ان المؤمنين المتقين

على من بغى منهم او ابتغى دسيعة او ظلم او اثم او عدوان او فساد بين المؤمنين و ان

ايديهم عليه جميعا و لو كان ولد احدهم ـ ولا يقتلى مؤمنا فى كافر و لا ينصر كافرا

على مؤمن و ان ذمة اله واحدة يجير عليهم ادناهم و ان المؤمنين بعضهم موالى بعض دون

الناس و انه من تبعنا من يهود فان له النصر و الاسوة غير مظلومين و لا تناصرين

عليهم و ان سلم المؤمنين واحدة لا يسالم مؤمن دون مؤمن فى قتال فى سبيل الله الا

على سواء و عدل بينهم


15

سيره ابن هشام ج 2 ص 147

در اين پيمان هم نكات ارزنده و قابل استفاده‏اى وجود دارد كه به دو تا از آنها

اشاره مى‏شود: نكته اول بعد از جمله «امة واحدة» جمله من دون الناس تكرار شده و

بدين وسيله خواسته استقلال و عدم وابستگى امت اسلامى را پايه‏گذارى كند. نكته دوم ـ

اقليت يهود را جزء امت واحدة اسلامى قرار نداده ليكن در عين حال حقوقشان را محترم

شمرده كه اگر از ما پيروى كنند از آن دفاع خواهيم كرد. و تحت الحمايه ما زندگى

خواهند كرد.

قرآن تمام مؤمنين را برادر مى‏داند و مى‏گويد:

انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بين اخويكم ـ حجرات 10

و قال رسول الله صلى الله عليه و آله للمؤمن كالبنيان يشر بعضه بعضا

صحيح مسلم ج 4 ص 1999

و قال رسول الله صلى الله عليه و آله

المسلمون كرجل واحد ان اشتكى عينه اشكى كله و ان اشتكى رأس اشكى كله

صحيح مسلم ج 4 ص 2000

و قال رسول الله صلى الله عليه و آله

من اصلح لا يهتم بامور المسلمين فليس منهم و من يسمع رجلا ينادى يا للمسلمين فلم


16

يجبه فليس بمسلم ـ اصول كافى ج 2 ص 164

پيامبر اسلام با تأييدات الهى در ايجاد اتحاد بين مسلمين و اعتصام به آنها به حبل

واحد كاملا موفق مى‏شود چنانكه قرآن كريم آن را به عنوان يك توفيق بزرگ و از عوامل

پيروزى ياد مى‏كند.

هو الذى ايدك بنصره و بالمؤمنين و الف بين قلوبهم و لو انفقت ما فى الارض ما الفت

﴿بين قلوبهم ولكن الله الف بينهم انه عزيز حكيم انفال 62

و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا و اذكروا نعمة الله عليكم اذ كنتم اعداء

فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا و كنتم على شفا حفرة من النار فانقذكم منها

﴿كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون آل عمران 103

پيامبر اسلام موفق شد كه قبائل پراكنده عرب را تحت پرچم توحيد و اعتصام به حبل اله

(دين اسلام) مجتمع سازد.

﴿ان هذاه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون انبياء 92

در اين آيه به سه مسأله از توحيد اشاره شده است: توحيد امت، توحيد ربوبيت، توحيد در

پرستش.


17

اسلام همه مسلمين را يك امت ميداند، از هر نژاد و هر رنگ و هر زبان و هر قومى باشند

و از قوميت گرايى و مليت گرايى نهى مى‏كند و ملاك وحدت را ايمان به خداى يگانه و

رسالت حضرت محمد و ايمان به معاد مى‏داند و بس.

مردم استقلال امت ـ اسلام خواسته كه امت اسلام در برابر ساير اديان و ملل كاملا

مستقل باشند و بهيچ يك از آنها وابسته نباشد. لذا قرآن انعقاد هرگونه پيمانى را كه

سبب سلطه كفار بر امت اسلام باشد ممنوع نموده است. و در آيات فراوان بدين مطلب مهم

اشاره شده است.

يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا عدوى و عدوكم اولياء تلقون اليهم بالمودة و قد كفروا

﴿بما جائكم من الحق ممتحنة 1

يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم خبالا ودوا ما عنتم قد بدت البغضاء

﴿من اخواههم و ما تخفى صدورهم اكبر آل عمران 118

﴿يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا الكافرين اولياء من دون المؤمنين ا تريدون ان تجعلوا

عليكم سلطانا نساء 144

يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزوا و لعبا من الذين اوتوا

الكتاب من قبلكم و الكفار اولياء و اتقوا الله ان كنتم مؤمنين ـ مائدة 57


18

يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا اليهود و النصارى اولياء بعضهم بعض و من يتولهم منكم

﴿فانه منهم ان الله لا يهدى القوم الكافرين مائدة 55

﴿و لن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا نساء 141

الذين يتخذون الكافرين اولياء من دون المؤمنين ايبتغون عندهم العزة فان العزة لله

جميعا ـ نساء 139

از آيات فوق چند مطلب استفاده مى‏شود

1ـ هر نوع پيمانى كه لازمه‏اش سلطه كفار و مشركين و يهود و نصارى بر مسلمين باشد از

نظر قرآن عزم و ممنوع است.

2ـ كفار و مشركين چون اسلام را انكار و مسخره مى‏كنند دشمن مسلمين مى‏باشند و نبايد

مسلمين از دشمنى باطنى آنها غافل گردند و بدانها اعتماد نمايند

3ـ لازمه موالات و دوستى با كفار سلطه دادن آنها بر امت اسلامى و عدم استقلال است.

4ـ امت اسلام بايد استقلال خويش را حفظ كند و خدا اجازه نمى‏دهد كه كفار هيچگونه

سلطه‏اى بر آن داشته باشند.

5ـ يهود و نصارى همواره دوست هستند و يكديگر را حمايت مى‏كنند و نبايد باظهار دوستى

آنها اعتماد نمود.

6ـ كسانيكه براى رسيدن به عزت و قدرت با كفار پيمان دوستى منعقد مى‏سازند در

اشتباهند زيرا عزت فقط مال خداست.


19

7ـ هر مسلمانى كه با كفار پيمان دوستى منعقد سازد جزء كفار محسوب مى‏شود و مسلمان

نيست . و در آيه ديگر ايمان را از كسانيكه با دشمنان خدا و رسول دوستى نمايند

بالصراحة نفى مى‏كند:

لا تجد قوما يؤمنون بالله و اليوم الآخر يوادون من حاد الله و رسوله و لو كانوا

﴿آبائهم و ابنائهم او اخوانهم او عشيرتهم مجادلة 22

از اين آيات بخوبى استفاده مى‏شود كه امت واحد اسلامى بايد استقلال و عدم وابستگى

خويش را كاملا حفظ كند و راه نفوذ كفر و استكبار را كاملا مسدود سازد. و به عنوان

امتى مستقل و نيرومند در صحنه گيتى ظاهر گردد. فقط در يك مورد به مسلمين اجازه داده

شده كه بطور موقت با كفار دوستى نمايند، و آن در مورد ترس و تقيه است.

لايتخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين و من يفعل ذلك فليس من الله فى

﴿شى‏ء ان تتقوا منهم تقاة و يحذركم الله نفسه و الى الله المصير آل عمران 28

از اين آيه استفاده مى‏شود كه در حال ترس و تقيه و احراز ضرورت مسلمين مى‏توانند


20

بطور موقت و تاكتيك با بعضى از كفار پيمان دوستى منعقد سازند و بدوين وسيله از

كارشكنى آنان مصون بمانند و در تحكيم قدرت اسلامى خود بهره جويند.

در خاتمه تذكر اين نكته لازم است كه قرآن گرچه از منعقد ساختن پيمان دوستى با كفار

و يهود و نصارى نهى مى‏كند و بدين وسيله راه سلطه‏يابى آنها را مسدود مى‏سازد لاكن

اگر قصد خيانت و سلطه‏جوئى و استعمار نداشته باشند به مسلمين اجازه داده شده كه با

آنها همكارى و تعاون و احسان و عمل بقسط داشته باشند.

لاينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم فى الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم و

﴿تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين انما ينهاكم الله عن الذين قاتلوكم فى الدين و

اخرجوكم من دياركم و ظاهروا على اخراجكم ان تولوهم و من يتولهم فاولئك هم الظالمون

ـ ممتحنه 9

مسلمين صدر اسلام در اثر كوششها و راهنمائيهاى پيامبر اسلام زير پرچم توحيد

گردآمدند و بصورت امتى كوچك ولى مستقل و متحد و نيرومند درآمدند. امتى كه با تمام

وجود به خدا و پيامبر و معاد ايمان داشت و در برابر دستورات خدا و رسول تسليم بود.


21

و دين اسلام را به عنوان مجموعه برنامه‏هاى حياتبخش و تأمين كننده سعادت دنيا و

آخرت، در تمام ابعاد، عقيدتى، سياسى، اخلاقى، اقتصادى، نظامى، پذيرفته بود. براى حل

تمام مشكلات خويش گوش بفرمان خدا و رسول بود. اسلام را سبب عزت و بزرگى خويش

مى‏دانست و دفاع از آن را بر جان و مال و فرزند خويش مقدم مى‏داشت. با راهنمائيهاى

پيامبر اكرم خط سير خود را يافته بود و براى تعقيب هدف، يعنى مبارزه با شرك و گسترش

و نفوذ اسلام، كاملا آماده بود.

تأسيس امت اسلام در مكه آغاز شد و پيامبر اكرم آن را رهبرى مى‏كرد ليكن در ابتداء

از هرگونه اقدام حادى ممنوع بودند و به تبليغات و تكثير و تقويت و پرورش افراد

اكتفا مى‏نمودند . در برابر اذيتها و شكنجه‏هاى دشمنان صبر مى‏كردند و به تبليغات

خويش هم چنان ادامه مى‏دادند. براى صدور و گسترش اسلام و حفظ جان خويش شهر و خويشان

را ترك مى‏كردند و به كشور حبشه هجرت مى‏نمودند. سپس براى تأسيس پايگاه توحيد و

مبارزه با شرك بدستور رسول خدا از مكه به مدينه هجرت نمودند. در شهر مدينه بود كه

امت مستقل و متحد اسلام، در برابر شرك و كفر، رسما اعلام موجوديت كرد. و براى گسترش


22

و نفوذ اسلام و مبارزه با شرك و استكبار آماده مبارزه مسلحانه شد. در اينجا بود كه

آيات جهاد، بتدريج و در مراحل مختلف نازل گشت و اين وظيفه سنگين و حياتبخش بر دوش

مسلمين افتاد. در اينجا به بعض آيات جهاد اشاره مى‏كنيم:

يا ايها النبى جاهد الكفار و المنافقين و اغلظ عليهم و ماواهم جهنم و بئس المصير ـ

توبه 73

﴿انفروا خفافا و ثقالا و جاهدوا باموالكم و انفسكم فى سبيل الله ذالكم خير لكم ان

كنتم تعلمون توبه 40

﴿الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص صف 5

﴿انما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم

فى سبيل الله اولئك هم الصادقون حجرات 15

﴿و قاتلوهم حتى لا تكون فتنه و يكون الدين كله لله فان انتهوا فان الله بما يعملون

بصير انفال 39

﴿ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لما يعلم الله الذين جاهدوا منكم و يعلم الصابرين آل

عمران 142

﴿و من جاهد فانما يجاهد لنفسه ان الله لغنى عن العالمين عنكبوت 6

قل ان كان آبائكم و ابنائكم و اخوانكم و ازواجكم و عشيرتكم و اموال اقترفتموها و


23

تجارة تخشون كسادها و مساكن ترضونها احب اليكم من الله و رسوله و جهاد فى سبيله

﴿فتربصوا حتى يأتى الله بامره و الله لا يهدى القوم الفاسقين توبه 24

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل الله و المستصعفين من الرجال و الولدان الذين يقولون

ربنا اخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليا و اجعل لنا من

لدنك نصيرا ـ الذين آمنوا يقاتلون فى سبيل الله و الذين كفروا يقاتلون فى سبيل

الطاغوت فقاتلوا اولياء الشيطان ان كيد الشيطان ضعيفا ـ نساء 75ـ 76

جهاد در لغت بمعناى كوشش و تلاش است، و در اصطلاح در مورد كوشش براى اعلاء كلمه

توحيد و مبارزه با شرك و كفر و گسترش و نفوذ اسلام و دفاع از آن استعمال مى‏شود.

جهاد يكى از مهمترين فرائض اسلام است كه قوام و اصل دين و ساير فرائض و احكام بدان

بستگى دارد . دهها آيه و صدها حديث در اين باره صادر شده و در كتب فقه مورد بحث

قرار گرفته است. ما در اين فرصت كوتاه نمى‏توانيم اين مسأله مهم اسلامى را مورد بحث

قرار دهيم ليكن به نكاتى جند كه در آيات مذكور استفاده مى‏شود اشاره مى‏كنيم:


24

1ـ جهاد كه يكى از فرائض اسلام است منحصر به جهاد مسلحانه فقط نيست. بلكه هرگونه

كوششى كه براى اعلاء كلمه توحيد و گسترش اسلام و دفاع از حريم اسلام باشد جهاد فى

سبيل الله است، گرچه با زبان و دست و قلم يا كمكهاى پشت جبهه و تأمين سلاح و ساير

تداركات جنگى باشد. البته كاملترين مصاديق آن همان جهد مسلحانه مى‏باشد.

2ـ هدف از جهاد در اسلام اعلاء كلمه توحيد و مبارزه با شرك و ضعيفان و استكبار و

ريشه كن ساختن فتنه (شرك) و گسترش اسلام و برقرار ساختن حكومت قرآن در تمام ابعاد و

دفاع از استقلال مسلمين و بطور خلاصه فى سبيل الله مى‏باشد. هدف از جهاد نبايد

كشورگشائى و تأمين منافع مادى و انتقامجوئى باشد. بلكه هدف اسلام است كه واجد همه

مزايا خواهد بود.

3ـ جهاد براى نجات مستضعفين زمين كه به خدا ايمان دارند و از او طلب ولى و ياور

مى‏كنند و جهاد براى برقرار ساختن عدل و قسط و مبارزه با ستمگرى نيز از مصاديق فى

سبيل الله است و بايد بهمين عنوان انجام بيگرد.

4ـ انجام فريضه جهاد از علائم ايمان و بدين وسيله مؤمنين حقيقى از غير حقيقى شناخته

مى‏شوند.


25

5ـ مؤمنين و حزب الله در راه خدا مى‏جنگند و اين صفت از علائم ايمان است و كفار

براى طاغوتهاو مستكبرين و ستمكاران مى‏جنگند و اين صفت از علائم كفر است.

6ـ كسانيكه براى علاقه به زن و فرزند و پدر و مادر و منزل و اموال، از شركت در جهاد

خود دارى مى‏كنند بايد منتظر عواقب سوء آن باشند (تسلط كفار و ذلت مسلمين)

7ـ كسانيكه در راه خدا جهاد كنند بهرحال پيروز مى‏شوند، زيرا حيله‏هاى شيطانى

دشمنان اسلام ضعيف و بى‏پايه است.


26

نمونه‏هائى از رهبريهاى رسول خدا در جهاد:

1ـ براى تحريك و تشويق مجاهدين از نيروى ايمان آنها استفاده مى‏كرد و عنوان جهاد فى

سبيل الله و اعلاء كلمه توحيد را كه يك فريضه الهى است مطرح مى‏ساخت.

2ـ از نيروى ايمان به حيات جاويدان بعد از مرگ استفاده مى‏كرد و زندگى خويش و زيباى

جهان آخرت را نزد آنان مجسم مى‏ساخت و بدين وسيله عشق به جهاد و شور و شهادت در راه

خدا را در آنان مى‏دميد.

ان الله اشترى من المؤمنين اموالهم و انفسهم بان لهم الجنة يقاتلون فى سبيل الله

فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا فى التورات و الانجيل و القرآن من اوفى بعهده من

الله فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به و ذلك هو الفوز العظيم ـ توبه 111

لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون ـ آل عمران 169

3ـ از ايمان مسلمين استفاده مى‏كرد و بآنان شخصيت ايمانى و اسلامى مى‏داد و بدين

وسيله روح عزت و شرافت و قدرت و بزرگى را در آنان تقويت مى‏نمود. تا شخصيت عظيم

ايمانى خويش را بازيابند و در برابر شخصيتهاى باطل و پوچ كفر و استكبار خود را

نبازند.


27

﴿و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين ولكن المنافقين لايعلمون منافقين 8

﴿و من كان يريد العزة فلله العزة جميعا فاطر 10

﴿و يبتغون عندهم العزة فان العزة لله جميعا نساء 139

4ـ از ايمان آنان استفاده مى‏كرد و بدين وسيله با يأس و نااميدى مبارزه مى‏كرد و

روح توكل و اعتماد به خدا را در آنان تقويت مى‏نمود:

﴿و من يتوكل على الله فان الله عزيز حكيم انفال 49

﴿و من يتوكل على الله فهو حسبه طلاق 3

﴿يا ايها الذين آمنوا ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم محمد 7

﴿ان ينصركم الله فلا غالب لكم آل عمران 160

﴿و كان حقا علينا نصر المؤمنين روم 47

﴿قاتلوهم يعذبهم الله بايديكم و يخزهم و ينصركم عليهم توبه 14

﴿انا ننصر رسلنا و الذين آمنوا فى الحيوة الدنيا غافر 51

5ـ ايمان و پايدارى را به عنوان مهمترين عامل پيروزى معرفى مى‏كرد كه مى‏تواند

كمبودها و عدم تعادل قوا را جبران كند

يا ايها النبى حرض المؤمنين على القتال ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا مأتين و ان


28

يكن مأة يغلبوا الفا من الذين كفروا بانهم قوم لايفقهون ـ انفال 65

و در ذيل آيه اشاره مى كند كه كفار از قدرت ايمانى بى‏اطلاعند.

و لا تهنوا ولا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين ـ آل عمران 139

چنانكه ملاحظه مى‏كنيد مهمترين عامل پيروزى مسلمين صدر اسلام، ايمان قوى و رهبريهاى

رسول خدا بود. ايمان به خداى يگانه و رسالت پيامبر اكرم بود كه قبائل پراكنده را

زير پرچم توحيد متحد ساخت و بآنان استقلال و آزادى و قدرت داد. پيامبر اسلام هم در

رهبريهاى خويش از همين نيروى ايمان استفاده مى‏كرد و مسلمين را براى دفاع از اسلام

و استقلال آماده جانبازى و شهادت مى‏ساخت و به صف جهاد مى‏كشيد. و آن چنان نيرو و

قدرتى بآنها مى‏داد كه توازن قوا را حساب نمى‏كردند و در برابر سپاهيان عظيم و مجهز

شرك و كفراستقامت مى‏ورزيدند. و به آن همه پيروزيهاى شگفت انگيز نائل آمدند و در

جهان بصورت يك قدرت بزرگ ظاهر گشتند.

اما از وقتى كه ايمانشان به ضعف و سستى گرائيد، و از حقيقت اسلام بيگانه شدند، و

بخش بزرگى از اسلام يعنى جهاد و امر بمعروف و نهى از منكر و مبارزه با طاغوتها و


29

ستمگران را آن چنان فراموش كردند كه گويا اصلا از اسلام نبوده است، و اسلام را در

مساجد و معابد محبوس ساختند، و عزت و قدرت را در پيوستن به دشمنان و بردين از

دوستان پنداشتند، دشمنان را دوست و دوستان را دشمن گرفتند، و پرستش خداى يگانه را

از دست دادند و اطاعت و پيروى از طاغوتها و مستكبرين را برنامه خويش قرار دادند و

استقلال اسلامى خويش را از دست دادند و به مستكبرين شرق يا غرب پناهنده شدند، و

اتحاد اسلامى را از دست دادند و به اتحاديه‏هاى قومى و قبيله‏اى و نژادى و زبانى

روى آوردند ، از آن زمان دوران انحطاط و ذلتشان شروع شد تا بدين وضع اسفناك

درآمدند. اكنون هم راه نجاتى جز اين ندارند كه به قرآن و واقعيت اصيل اسلام

بازگردند و عمل به قرآن را در تمام ابعاد تنها راه نجات خويش بدانند و با تقويت

نيروى ايمان و استفاده از دستورات قرآن و درس گرفتن از رهبريهاى پيامبر اسلام،

انقلاب محمدى را دوباره تجديد كنند و قدرت و عظمت از دست داده را باز يابند و اگر

بخواهند مى‏توانند.

شما نمونه كوچكى از آن انقلاب عظيم محمدى را در انقلاب اسلامى ايران در رهبريهاى


30

امام خمينى كه از قرآن و سنت الهام گرفته است مشاهده مى‏كنيد. من به عنوان يك فرد

با اطلاعى كه از آغاز مبارزات همواره بطور مستقيم ناظر جريان امور در رهبريهاى امام

بوده است مى‏توان بطور خلاصه جزئياتى از آن را در اختيار شما قرار دهم.

1ـ مبارزات با رژيم از آغاز به عنوان دفاع از اسلام و قرآن شروع شد. ـ تغيير تاريج

هجرى به تاريخ شاهنشاهى، حذف شرط اسلام درباره وكلاى انجمنهاى ايالتى، حذف قسم به

الله ـ رهبر آگاه انقلاب در تمام دوران مبارزات سعى داشت اسلامى بودن مبارزات را

حفظ كند. موارد تخلف از قوانين اسلام و قرآن را بدست مى‏آورد و به مردم ابلاغ

مى‏كرد و بدين وسيله بر عليه رژيم افشاگرى مى‏نمود.

2ـ علما و طلاب علوم دينى و ائمه جماعات عامل مستقيم مبارزات بودند و امام خمينى

رهبريت را بر عهده داشت.

3ـ مساجد و حسينيه‏ها و انجمنهاى اسلامى و مجالس دينى مركز تبليغات و افشاگريها و

تحريك و تقويت نيروى ايمان مسلمين بود.

4ـ چون راديو و تلوزيون و روزنامه‏ها و مجلات كلا در اختيار رژيم شاه و كاملا

سانسور بود، رهبر انقلاب مطالب را بصورت اعلاميه مى‏نوشت سپس بوسيله عده‏اى مخفيانه


31

تكثير مى‏شد و با كمال احتياط در بين مردم مؤمن كشور پخش مى‏شد. طلاب و خطبا مطالب

را روى منبرها براى مسلمين مى‏گفتند. در اعلاميه‏ها سعى مى‏شد عواطف دينى و نيروى

ايمان مردم تحريك شود و لغو قوانين ضد اسلام را در رژيم بخواهند.

5ـ عده‏اى از علماى بزرگ و مدرسين حوزه علميه و علماى مبارزه شهرستانها نيز گاه گاه

به پيروى از رهبر انقلاب اعلاميه مى‏دادند و نظرهاى او را تأييد مى‏كردند.

6ـ در اين بين عده از طلاب و مدرسين و علماء و مسلمين مبارز بوسيله عمال رژيم

دستگير و به زندان و شكنجه مى‏افتادند يا از شهر و ديار تبعيد مى‏شدند ليكن چون عمل

آنها از روى ايمان صادر شده بود نه آنان را در انجام وظيفه سست مى‏كرد و نه مجاهدين

مؤمن ديگر را باز مى‏داشت بلكه با گرفتن و تبعيد كردن و اعدام نمودن نيروى ايمان

ساير مسلمين بيشتر تحريك مى‏شد و مبارزات اوج مى‏گرفت و بر منفوريت رژيم افزوده

مى‏شد. و ماهيت ضد اسلامى آن آشكارتر مى‏گشت.

فهرست آيات
و من يشرك بالله فقد ضل ضلالا بعيدا 5
قل انما امرت ان اعبد الله و لا اشرك به اليه ادعو و اليه ماب 5
و اعبدوا الله و لا تشركوا به شيئا 5
و لقد بعثنا فى كل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت 5
ان الحكم الا الله امر ان لا تعبدوا الا اياه ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لا يعلمون 6
و تلك نعمة تمنها على ان عبدت بنى اسرائيل 6
انا فوقهم قاهرون 6
و ما ارسلناك الا مبشرا و نذيرا 9
لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه 9
و قوانين و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم 9
هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله 9
لكن الرسول و الذين آمنوا معه جاهدوا باموالهم و انفسهم و اولئك لهم لخيرات و اولئك هم المفلحون 10
تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فى سبيل الله باموالكم و انفسكم 10
و ما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله 10
و من يطع الرسول فقد اطاع الله 10
يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم 10
ثم جائكم رسول مصدق لما معكم تومن به و تنصرنه 10
و ما هذاه الحيوة الدنيا الا لهو و لعب و ان الدار الاخرة لهى لحيوان لو كانوا يعلمون 11
و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون 11
بين قلوبهم ولكن الله الف بينهم انه عزيز حكيم 16
كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون 16
ان هذاه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون 16
بما جائكم من الحق 17
من اخواههم و ما تخفى صدورهم اكبر 17
يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا الكافرين اولياء من دون المؤمنين ا تريدون ان تجعلوا عليكم سلطانا 17
فانه منهم ان الله لا يهدى القوم الكافرين 18
و لن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا 18
آبائهم و ابنائهم او اخوانهم او عشيرتهم 19
شى‏ء ان تتقوا منهم تقاة و يحذركم الله نفسه و الى الله المصير 19
تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين 20
انفروا خفافا و ثقالا و جاهدوا باموالكم و انفسكم فى سبيل الله ذالكم خير لكم ان كنتم تعلمون 22
الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص 22
انما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فى سبيل الله ...22
و قاتلوهم حتى لا تكون فتنه و يكون الدين كله لله فان انتهوا فان الله بما يعملون بصير 22
ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لما يعلم الله الذين جاهدوا منكم و يعلم الصابرين 22
و من جاهد فانما يجاهد لنفسه ان الله لغنى عن العالمين 22
فتربصوا حتى يأتى الله بامره و الله لا يهدى القوم الفاسقين 23
و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين ولكن المنافقين لايعلمون 27
و من كان يريد العزة فلله العزة جميعا 27
و يبتغون عندهم العزة فان العزة لله جميعا 27
و من يتوكل على الله فان الله عزيز حكيم 27
و من يتوكل على الله فهو حسبه 27
يا ايها الذين آمنوا ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم 27
ان ينصركم الله فلا غالب لكم 27
و كان حقا علينا نصر المؤمنين 27
قاتلوهم يعذبهم الله بايديكم و يخزهم و ينصركم عليهم 27
انا ننصر رسلنا و الذين آمنوا فى الحيوة الدنيا 27