فهرست عناوين

1

مناسك عمره

 مطابق با فتاواى مرجع عاليقدر حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ ‌يوسف صانعى مدظله العالى

فهرست عناوين
فضيلت عمره مفرده 2
وجوب عمره مفرده 3
نيابت در عمره مفرده 4
ميقات عمره مفرده 5
احكام ميقاتها 6
واجبات عمره مفرده 7
احرام 8
واجبات احرام در عمره مفرده 9
مستحبات احرام عمره مفرده 11
مكروهات احرام عمره مفرده 12
محرمات احرام 13
طواف عمره مفرده 18
شرايط طواف عمره مفرده 19
واجبات طواف 21
احكام قطع طواف 24
احكام شك در طواف 25
مسائل متفرقه طواف 26
آداب و مستحبات طواف 27
مكروهات طواف 29
نماز طواف عمره مفرده 30
مستحبات نماز طواف 32
سعى بين صفا و مروه 33
مستحبات سعى 35
تقصير يا حلق 37
طواف نساء و نماز آن 38
طواف وداع 39
احكام محصور و مصدود 40
مسائل متفرقه 41
مستحبات دخول به حرم 42
مستحبات دخول به مكه معظمه 43
آداب و مستحبات مكه معظمه 44
مستحبات داخل شدن به مسجدالحرام 46
اعمال و آداب مدينه منوره 48
زيارت رسول خدا(ص ) و كيفيت آن 49
زيارت رسول خدا (ص ) هنگام وداع51
زيارت ائمه بقيع (ع ) 52
زيارت ائمه بقيع (ع ) هنگام وداع 53
زيارت حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام 54
زيارت ابراهيم فرزند رسول خدا (ص ) 55
زيارت فاطمه بنت اسد (س ) 56
زيارت حضرت حمزه عموى رسول خدا(ص ) در احد 57
زيارت قبور شهداى احد رضوان اللّه عليهم 58
زيارت جامعه كبيره 59
زيارت امين اللّه 61
دعاى كميل 62
پاورقى 64


2

فضيلت عمره مفرده

عـمـره مـفرده

از جمله عباداتى است كه در روايات بسيارى بدان اشاره شده

تا جايى كه از آن به عـنوان حج اصغر ياد شده است . ((1)) اين عمل عبادى رادر همه ايام سال مى شود به جا آورد. و در روايـات

انـجـام عـمـره مفرده در ماه رجب بسيار سفارش شده و براى آن

فضيلت بسيارى بيان شده است . ((2))


3

وجوب عمره مفرده

مـسـالـه 1 - عـمره مفرده

همانند حج بر كسى كه شرايط وجوب آن از جمله استطاعت را داشته باشد

يك مرتبه در عمر واجب مى شود.

مـساله 2 - بر كسى كه استطاعت انجام عمره مفرده را از وطن خود داردو استطاعت انجام حج را ندارد

واجب است عمره مفرده به جا آورد

هر چنداز اهالى مكه و حوالى آن نباشد.

مـسـاله 3 - كسى كه مستطيع نيست و از راه دور به نيابت از ديگرى به حج مى رود

بنا بر احتياط وجوبى

پس از انجام نيابت

يك عمره مفرده براى خودش به جا آورد.

مـساله 4 - بركسى كه مى خواهد وارد مكه شود

واجب است با احرام حج يا عمره وارد شود

و اگر وقت حج نيست

واجب است با احرام عمره مفرده وارد شود و عمره به جا آورد.

مـسـالـه 5 - كسى كه به احرام عمره مفرده وارد مكه شد اگر احرامش درماههاى حج باشد جايز است در حج مستحبى آن را عمره تمتع قرار دهد ودنبال آن حج تمتع به جا آورد.

مـساله 6 - عمره همچنان كه با استطاعت واجب مى شود

به وسيله نذر

عهد كردن

قسم خوردن

اجير شدن و مانند اينها نيز واجب مى شود.

فاصله بين دو عمره مفرده مساله 7 - تكرار عمره

مانند تكرار حج مستحب است

و اقوى عدم اعتبارفصل بين دو عمره است

عـلـى هذا هر روز مى توان عمره مفرده به جا آورد

بر خلاف عمره تمتع كه در هر سال بيش از يك بار نمى توان به جا آورد.

مـساله 8 - كسى كه مى خواهد حج تمتع انجام دهد

مى تواند قبل ازعمره تمتع يا بعد از حج تمتع عمره مفرده به جا آورد

ولى انجام آن در بين عمره تمتع و حج تمتع جايز نيست .


4

نيابت در عمره مفرده

مساله 9 - در عمره مفرده واجب

نيابت يك نفر از چند نفر جايز نيست

ولى عمره مفرده استحبابى يا طواف استحبابى را مى توان به نيابت از چندنفر انجام داد.

مـسـالـه 10 - عـمره و طواف و نماز مستحبى

به نيابت از حضرت ولى عصر - ارواحنا له الفداء - و اهداى ثواب آن به پيشگاه مباركش صحيح است و از توفيقات بزرگ است .

مـساله 11 - كسى كه براى حج تمتع اجير شده مى تواند براى طواف ياسعى يا عمره مفرده

بعد از عمل حج

اجير ديگرى شود

چنانچه مى تواند

براى خودش طواف و عمره مفرده به جا آورد.

مساله 12 - اگر كسى اجير شود كه به نيابت از ديگرى عمره مفرده به جا آورد

مقدارى از اعمال را انـجـام دهـد

اما ناچار شود كه به وطنش برگردد

نمى تواند در بقيه اعمال

كس ديگرى را نايب بگيرد

مگر با اجازه مستاجر.

مساله 13 - اگر كسى براى عمره مفرده اجير شود

بايد اعمال عمره رامطابق وظيفه خودش

كه از راه اجتهاد يا تقليد صحيح احراز كرده انجام دهد

ولى اگر علاوه بر واجبات و شرايطى كه احراز كـرده

اعـمـال مـخـصوصى را كه مطابق با احتياط يا مطابق نظر منوب عنه است در ضمن عقد اجاره به عهده او گذاشته اند

بايد آنها را نيز انجام دهد.

مـسـالـه 14 - در نـيابت

مماثله نايب و منوب عنه شرط نيست

بنابراين

مرد مى تواند به جاى زن نيابت كند و بالعكس .

مـسـاله 15 - اگر نايب در عمره مفرده

پس از احرام و دخول در حرم بميرد

مجزى از منوب عنه نيست .

مساله 16 - اگر نايب كارى كند كه موجب كفاره شود

بايد از مال خودتدارك نمايد.

مساله 17 - اگر زنى به نيت عمره مفرده محرم شود و بعد از آن عادت شود و در همه روزهايى كه مـى تواند در مكه باشد حائض باشد در اين صورت بايد براى طواف و نماز نايب بگيرد و بقيه اعمال عـمـره را خـودش بـه جـا آورد

و اگـر بـه وطـن آمـده اسـت

اقـدام بـه برگشتن كند

و اگر نمى تواند

براى اعمال عمره نايب بگيرد.

مـساله 18 - مريضى كه احتمال مى دهد نتواند اعمال عمره مفرده راانجام دهد

همچنين زنى كه احـتـمـال مـى دهـد حـائض شـود و نتواند واردمسجدالحرام گردد

مى تواند براى عمره مفرده مستحبى محرم شود وبراى اعمالى كه نمى تواند خودش انجام دهد

نايب بگيرد

ولى تقصير رابايد خودش انجام دهد.


5

ميقات عمره مفرده

بـراى احـرام بستن

جاهاى بخصوصى تعيين شده كه به آنها ميقات گفته مى شود و بايد احرام از يـكـى از آن مكانها بسته شود. ميقات عمره مفرده

براى كسانى كه از شهرهاى دور به قصد عمره مفرده به مكه مى آيند

يكى از ميقاتهاى پنجگانه معروف است

كه بدانها اشاره مى شود: اول : مـسـجد شجره

كه در مكانى به نام ذى الحليفه در نزديكى مدينه منوره در سر راه مكه واقع شده

و آن ميقات اهل مدينه و هر كسى است كه بخواهد از راه مدينه منوره به عمره برود.

دوم : جحفه

براى كسانى كه از راه شام و مصر و مغرب عازم عمره هستند.

سوم : وادى عقيق

براى كسانى كه از راه نجد و عراق و از سمت مشرق عازم عمره هستند.

چهارم : يلملم

براى كسانى كه از راه يمن قصد عمره دارند.

پنجم : قرن المنازل

براى اهل طائف و هر كسى كه از آنجا عبورمى كند.

مـسـالـه 19 - مـيـقات عمره مفرده براى كسانى كه در مكه تصميم مى گيرند عمره به جا آورند

ادنـى الحل است

يعنى نزديك ترين منطقه خارج از حرم به حرم - كه تنعيم از همه نزديكتر است - ولـى بـراى كـسـانى كه از شهرهاى دور به قصد عمره مفرده حركت كرده اند

يكى از مواقيت فوق است .


6

احكام ميقاتها

مـسـاله 20 - احرام بستن از داخل مسجد شجره واجب نيست و از خارج مسجد

تا حدودى كه جزء ذى الحليفه محسوب مى شود

جايز و صحيح است .

مـساله 21 - شخص جنب يا حائض

مى تواند در خارج از مسجد محرم شود

و لزومى ندارد كه صبر كـنـد تـا پـاك شـود و لازم نيست تيمم كند تاداخل مسجد شود

و اگر عصيانا وارد مسجد شد و محرم شد

احرام اوصحيح است .

مـسـالـه 22 - در صورت ضرورت جايز است كه فرد احرام را از مسجدشجره تا ميقات اهل شام به تاخير بيندازد.

مـسـالـه 23 - مـيقات به علم پيدا كردن يا به شهادت دو شاهد عادل يا دوشاهد اهل اطلاع

ثابت مـى شـود و اگـر علم و بينه ممكن نشود

شخص مى تواند به ظن حاصل از پرسيدن از كسانى كه نسبت به آن مكانها مطلع هستند

اكتفاكند محاذات ميقات هم

حكم ميقات را دارد.

مـسـالـه 24 - تـقـديم احرام بر ميقات جايز نيست و اگر كسى قبل ازميقات احرام ببندد

اعتبار نـدارد

هـر چـند از ميقات عبور كند

بلكه بايد درميقات احرام را تجديد كند

ولى اگر نذر كرده بـاشـد كـه قـبـل از مـيقات احرام ببندد

جايز است

در صورتى كه علم به محرمات نداشته باشد

مـثل استظلال

والا ترك آن احوط است . لازم به ذكر است كه در امثال اين موارد

اذن شوهر معتبر نيست

چون از امور ناخوشايند شوهر و يا در مال خود زن نيست .

مساله 25 - كسى كه در غير از ماههاى حج به مكه رفته و عمره مفرده به جا آورده و تا ماههاى حج در مـكـه مـانـده

براى عمره تمتع

بنا بر احتياطبه يكى از مواقيت معروفه برود

هر چند اكتفا به ادنـى الحل براى اين گونه افراد خالى از قوت نيست

چون مواقيت

ميقات كسى است كه از آنها يا ازمحاذى آن عبور مى كند

نه آن كه موضوعيت داشته و شرط صحت .

مـسـالـه 26 - اگـر شـخصى در عمره مفرده

عمدا بدون احرام از ميقات عبور كرد

جايز است از ادنـى الـحـل مـحرم شود

گرچه احوط احرام بستن ازميقاتى است كه بدون احرام از آن گذشته است .

مساله 27 - خدمه كاروانها كه مى خواهند به مكه مشرف شوند و بعدا به دليل ضرورت شغلى بايد از مـكـه خـارج شـونـد

اگـر از مـواقيت يا محاذى آنهاعبور نكنند

براى دخول به مكه مى توانند از ادنى الحل براى عمره مفرده محرم شوند و پس از انجام عمره مفرده

مى توانند از مكه خارج شوند.

درصورتى كه از زمان خروج آنان يك ماه نگذشته باشد

براى ورود به مكه احرام واجب نيست

ولى اگر از خروج آنان يك ماه گذشته باشد

بايد بااحرام وارد مكه شوند.

مساله 28 - كسى كه به احرام عمره مفرده در يكى از ميقاتها محرم شده است مانعى ندارد به طرف خـلاف مكه برود و بعد از چند روز به مكه بيايد

مثلا از مسجد شجره به مدينه و بعد از همان راه يا راه ديگرى به مكه برود.


7

واجبات عمره مفرده

در عمره مفرده هشت چيز معتبر است :

اول : نـيـت (يـعـنـى به جا آوردن عمل براى خدا از اول تا آخر عمل

و درنيت به زبان آوردن لازم نيست

بلكه خطور در دل كفايت مى كند).

دوم : احرام .

سوم : طواف .

چهارم : نماز طواف .

پنجم : سعى بين صفا و مروه .

ششم : حلق يا تقصير.

هفتم و هشتم : طواف نساء و نماز آن .


8

احرام


9

واجبات احرام در عمره مفرده

اول : نـيـت

يـعـنى انسان در حالى كه مى خواهد به احرام عمره مفرده محرم شود

نيت كند عمره مفرده را مطابق با دستور شرع مبين براى اطاعت خداوند قربة الى اللّه به جا آورد

و لازم نيست در وقت نيت

اعمال را به تفصيل بداند

بلكه قصد اجمالى كافى است .

مـساله 29 - احرام عمره مفرده

از عبادات است و بايد به قصد قربت وبا اخلاص انجام گيرد. پس اگـر آن را به قصد ريا به جا آورد

باطل است و اگرمحل جبران آن باقى است و آن را جبران كرد

عملش صحيح است .

مـسـاله 30 - در نيت احرام

لازم نيست شخص قصد ترك همه محرمات و تروك احرام را از اول تا آخـر بـكند

بلكه كسى كه به قصد عمره مفرده لبيكهاى واجب را گفت

محرم مى شود

چه قصد احـرام بـكـنـد يانكند

و چه قصد ترك محرمات را بكند يا نكند. پس كسى كه مى داند به بعضى از محرمات

مثل زير سايه رفتن در حال سفر

ارتكاب مى ورزد

احرام او صحيح است

مگر در آنجايى كه عمره باطل مى شود

مثل نزديكى با زن در بعضى از اقسام .

دوم : پـوشيدن دو جامه احرام براى مردان

كه يكى را لنگ مى گويند وديگرى را ردا

و به احتياط واجب

شخص بايد اين دو جامه احرام را پيش از نيت احرام و لبيك گفتن بپوشد.

مساله 31 - در پوشيدن دو جامه احرام ترتيب خاصى لازم نيست

فقط شخص بايد يكى را لنگ قرار دهد و ديگرى را ردا و احتياط آن است كه ردا شانه ها را بپوشاند و لنگ هم

ناف و زانو را بپوشاند.

مـسـالـه 32 - پـوشـيدن بيش از دو جامه احرام

مانعى ندارد

پس شخص محرم مى تواند به علت سـردى هوا يا قصد ديگرى بيش از دو جامه احرام بپوشد

ولى زن مى تواند در لباس خودش محرم شود

ولو آن لباس

دوخته باشد.

مساله 33 - شرط است در اين دو جامه كه نماز در آنها صحيح باشد

پس جامه حرير و غيرماكول و جـامـه اى كه نجس باشد به نجاستى كه درنماز از آن عفو نشده

كفايت نمى كند

و احتياط واجب آن است كه لباس احرام زن

از حرير خالص نباشد

بلكه احتياط آن است كه تا آخر احرام لباس حرير نپوشد.

مـسـالـه 34 - بنا بر احتياط واجب

اگر در حال احرام

لباسهاى احرام نجس شد

آنها را تطهير يا تعويض نمايد و احوط مبادرت به تطهير بدن است در حال احرام

اگر نجس شود

لكن اگر كسى جامه احرام راتطهيرنكند كفاره ندارد.

مـسـالـه 35 - لازم نـيست شخص محرم هميشه دو جامه احرام راپوشيده باشد

پس مانعى ندارد محرم براى تطهير يا شستشوى لباس ياحمام رفتن يا مانند اينها جامه ها را در آورد.

مـساله 36 - گره زدن لباس احرام اشكال ندارد

ولى احتياط واجب آن است كه محرم

جامه اى را كه لنگ قرار داده به دور گردن خود گره نزند

واگر از روى جهل يا نسيان گره زد

احتياط آن است كه فورا باز كند

ولى سنگ يا سكه در جامه احرام گذاشتن و با نخ بستن جايز است .

مـسـاله 37 - در احرام بستن

پاك بودن از حدث اصغر و اكبر

شرطنيست

پس جايز است فرد در حال جنابت و حيض و نفاس محرم شود.

مساله 38 - پول لباس احرام و لباسهايى كه افراد در حج مى پوشند

بايد از پول تخميس شده باشد

امـا لـباس احرامى كه معلوم نيست متعلق خمس است يا نه

در صورت شك

دادن خمس آن لازم نيست

هر چنداحتياط در دادن خمس آن لباس

مطلوب شارع است .

مـسـالـه 39 - طـفل مميز يا غير مميز مى تواند به عمره مفرده محرم شود

و وليش مى تواند او را محرم كند و اختصاص به حج ندارد.

سـوم : تـلبيه

يعنى گفتن لبيك است

و از تلبيه آنچه وجوب آن قطعى است

گفتن چهار لبيك است

بدين گونه : لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك اگر شخص به اين مقدار اكتفا كند

محرم شده و احرامش صحيح است و مستحب است پس از آن كه چهار لبيك را گفت

بگويد: ان الحمد والنعمة لك والملك لاشريك لك لبيك و ترجمه تلبيه چنين است : اجـابـت و اطـاعـت مـى كنم تو را خدايا


10

اجابت مى كنم تو را

اجابت مى كنم تو را

براى تو شريكى نـيـسـت

اجابت مى كنم تو را

به درستى كه ستايش و نعمت و پادشاهى از آن توست

هيچ شريك ندارى

اجابت مى كنم تو را.

و مستحب است بعد از آن بگويد: لـبـيـك ذا المعارج لبيك

لبيك داعيا الى دار السلام لبيك

لبيك غفار الذنوب لبيك

لبيك اهل الـتـلـبية لبيك

لبيك ذاالجلال والاكرام لبيك

لبيك تبدئ والمعاد اليك لبيك

لبيك تستغني و يـفـتـقـر الـيـك لبيك

لبيك مرهوبا و مرغوبااليك لبيك

لبيك اله الحق لبيك

لبيك ذا النعماء والفضل الحسن الجميل لبيك

لبيك كشاف الكرب العظام لبيك

لبيك عبدك وابن عبديك لبيك

لبيك يا كريم لبيك .

و اين جملات را نيز بگويد

خوب است : لـبيك اتقرب اليك بمحمد و ال محمد لبيك

لبيك بحجة وعمرة لبيك

لبيك وهذه عمرة متعة الى الحج لبيك

لبيك اهل التلبية لبيك

لبيك تلبية تمامها و بلاغها عليك .

مساله 40 - واجب است فرد مقدار واجب از تلبيه را صحيح بگويد

و اگركسى از روى عمد تلبيه را صـحـيح نگويد

محرم نيست

و اگر از روى فراموشى يا ندانستن مساله باشد

صحت عمل او بعيد نيست .

مساله 41 - اگر كسى تلبيه را به قدر واجبى كه ذكر شد نداند

بايد آن راياد بگيرد يا كسى به او در وقـت گـفـتـن تلقين كند

يعنى كلمه به كلمه بگويدو او مانندش را تلفظ كند

و اگر نتواند ياد بـگيرد و يا وقت ياد گرفتن نداشته باشد

ترجمه اش را بگويد و بهتر آن است كه علاوه بر آن

نايب هم بگيرد.

مـسـالـه 42 - اگـر كسى تلبيه را فراموش كرد يا به واسطه ندانستن حكم مساله آن را نگفت و از مـيقات عبور كرد

واجب است در صورت امكان به ميقات برگردد و احرام ببندد و لبيك بگويد

و اگـر نمى تواند برگردد و داخل حرم نشده

همان جا تلبيه را بگويد

ولى اگر داخل حرم شده

در ايـن صورت به خارج از حرم برگردد و محرم شود و لبيك بگويد والا از همان جا محرم شود

و اگر بعد از گذشتن وقت جبران يادش آمد

صحت عمل او بعيدنيست .

مـسـالـه 43 - شخص اخرس (لال ) بايد با انگشت به تلبيه اشاره كند وزبانش را هم حركت دهد و بهتر است نايب هم بگيرد. شخصى كه شنوايى خود را از دست داده و زبان او هم لكنت دارد و بدون نـيـت و تـلبيه وارد مكه شده

بايد به ميقات برگردد و با نيت و تلبيه محرم شود

والا در خارج از حرم محرم شود.


11

مستحبات احرام عمره مفرده

مستحبات احرام چند چيز است : اول : ايـن كـه پـيش از احرام خود را پاكيزه كند

ناخنهاى خود را بگيرد

شارب خود را كوتاه كند و موى عانه و زير بغل خود را بزدايد.

دوم : كسى كه قصد عمره مفرده دارد

از يك ماه پيش از آن موى سر وريش خود را اصلاح نكند.

سـوم : ايـن كـه پـيش از احرام

در ميقات غسل كند

و اگر مى ترسد درميقات آب پيدا نكند

جايز است پيش از رسيدن به ميقات غسل كند

و اگردر ميقات آب پيدا كرد

مستحب است آن را اعاده كـنـد. غـسـل احـرام از زن حـائض و نفساء نيز صحيح است . اگر مكلف در روز غسل نمايد

تا آخر شـب آينده كفايت مى كند

همچنين اگر در شب غسل كند

تا آخر روز آينده كافى است

ولى اگر بعد از غسل و پيش از احرام به حدث اصغر محدث شد

غسل را اعاده نمايد.

چهارم : آن كه جامه هاى احرام از پنبه باشد و بهتر آن است كه در پارچه سفيد باشد.

پـنجم : اين كه احرام بستن بعد از نماز انجام شود

در صورت امكان بعداز نماز ظهر وگرنه بعد از نـمـاز واجـب ديـگرى

و اگر وقت نماز واجب نيست

بعد از خواندن شش ركعت نافله و يا اقلا دو ركـعـت نافله باشد

كه در آنهاسوره هاى توحيد و كافرون را بخواند و پس از نماز

حمد و ثناى الهى به جا آورد و بر پيامبر(ص ) و آل او(ع ) صلوات بفرستد.

ششم : اين كه هنگام پوشيدن دو جامه احرام بگويد: الـحـمـد للّه الذي رزقني ما اواري به عورتي و اؤدي فيه فرضي واعبد فيه ربي وانتهي فيه الى ما امـرنـى

الـحـمـد للّه الـذي قـصدته فبلغني و اردته فاعانني و قبلني و لم يقطع بي و وجهه اردت فـسـلـمـنـي فهو حصني و كهفي و حرزي وظهري و ملاذي و رجائي و منجاى و ذخري و عدتي في شدتي و رخائي .

هفتم : اين كه تلبيه را در حال احرام تكرار كند

خصوصا در موارد زير:

الف ) وقت برخاستن از خواب .

ب ) بعد از هر نماز واجب و مستحب .

ج ) وقت برخوردن به هر سواره .

د ) هنگام بالا رفتن از تل يا سرازير شدن از آن .

ه) وقت سوار شدن يا پياده شدن .

و ) آخر شب .

ز ) وقت سحر.

و بر مردان مستحب است كه تلبيه را بلند بگويند.


12

مكروهات احرام عمره مفرده

مكروهات احرام چند چيز است :

اول : احرام بستن در جامه سياه

و بهتر آن است كه جامه ها سفيدباشند.

دوم : خوابيدن محرم بر روى رختخواب و بالش زرد.

سوم : احرام در جامه راه راه .

چـهـارم : احـرام در جـامـه چركين

و اگر جامه در حال احرام

كثيف شود

بهتر است فرد آن را تا زمانى كه در حال احرام است

نشويد.

پنجم : استعمال حنا پيش از احرام

در صورتى كه اثر آن تا زمان احرام باقى بماند.

ششم : حمام رفتن

و بهتر

بلكه احوط آن است كه محرم بدن خود را باكيسه و مانند آن نسايد.

هفتم : لبيك گفتن محرم در جواب كسى كه او را صدا بزند.


13

محرمات احرام

بيست وسه چيز است كه شخص محرم (خواه در عمره تمتع و يا عمره مفرده و يا حج تمتع ) بايد از آنها اجتناب كند

كه در صورت ارتكاب آنها دربعض موارد موجب اعاده عمره

و ارتكاب بسيارى از آنها موجب كفاره مى شود: اول : شكار حيوان صحرايى وحشى

مگر اين كه از آنان وحشت كند و برجان خود بترسد.

مساله 44 - خوردن گوشت شكار بر محرم حرام است

و اگر محرمى صيدى را ذبح كند

در حكم مـيته خواهد بود

اما ذبح و خوردن گوشت حيوانات اهلى مثل مرغ خانگى

گاو و گوسفند مانع ندارد.

دوم : التذاذ جنسى زن و مرد از يكديگر

بلكه هر گونه لذت واستمتاعات

بر محرم حرام است .

مساله 45 - اگر كسى در احرام عمره از روى علم و عمد با زن

چه درقبل و چه در دبر

و يا با مرد جـمـاع كند

ظاهرا عمره اش باطل نمى شود ولكن موجب كفاره است

و اگر بعد از سعى مرتكب شود

كفاره آن يك شتراست .

مساله 46 - اگر زنى را از روى شهوت ببوسد

كفاره آن يك شتر است

واگر بدون شهوت ببوسد

كفاره آن يك گوسفند است

ولى اگر فردى كه ازاحرام درآمده

در حالى كه زنش محرم است او را بـبـوسـد مـانـعـى ندارد

و بر زن هم اگر از خود اختيار نداشته باشد

چيزى نيست

همچنين بوسيدن مادر ومحارم ديگر از روى عاطفه

مانعى ندارد.

مساله 47 - اگر محرم عمدا به كسى غير از زن خود نگاه كند و انزالش شود

اگر مى تواند

احوط دادن يك شتر كفاره است

و اگر نمى تواند يك گاو

و اگر آن را هم نمى تواند يك گوسفند

و اما اگـر به زن خود از روى شهوت نگاه كند و انزالش شود

مشهور آن است كه يك شتر كفاره بدهد

ولى اگر ازروى شهوت نباشد

كفاره ندارد.

مساله 48 - اگر محرمى با زن به شهوت ملاعبه كند و انزالش نشود

يك گوسفند كفاره آن است

و اگر انزالش شود

احتياط آن است كه يك شتر كفاره بدهد

اگر چه كفايت يك گوسفند

خالى از قوت نيست .

سوم : عقد كردن زن براى خود يا غير

چه آن غير در حال احرام باشد يانباشد.

مساله 49 - محرم جايز نيست در حال احرام براى خود زن بگيرد يازنى را براى ديگرى عقد نمايد

چـه عـقد دائم باشد يا متعه

و شخص ديگردر حال احرام باشد يا نباشد

و اگر زنى را براى خود يا ديـگـرى عـقـد كـنـد عـقـدبـاطـل اسـت و اگـر با علم به مساله باشد

آن زن به او حرام ابدى مى شود

همچنين جايز نيست به عنوان شاهد در مجلس عقد ازدواج حاضر شود.

چـهـارم : استمناء

يعنى انجام كارى كه موجب خروج منى از انسان شود

خواه با دست باشد يا غير آن . پـس اگر منى خارج شود

كفاره آن يك شتراست

و احتياط واجب آن است كه در مواردى كه جماع موجب بطلان است

استمناء نيز موجب بطلان باشد.

پنجم : استعمال بوى خوش مـسـالـه 50 - بـر مـحـرم استعمال چيزهاى خوشبو

مانند مشك و زعفران و عنبر و عود و كافور

بـخوردن يا بوييدن يا ماليدن آنها به بدن يا لباس

برمرد و زن در حال احرام

حرام است

همچنين پـوشـيـدن لباسى كه از قبل اثرى از بوى خوش در آن مانده باشد و همين طور اشيايى كه معمولا بـه مـنـظـور اسـتـفاده از بوى خوش آنها تهيه و استعمال مى شوند

مانند گلاب وانواع عطرها و ادكلن ها

همچنين صابونهاى عطرى و شامپوهاى خوشبو ومعطر

حرام است .

مـسـالـه 51 - شخص بايد از گلها يا سبزيهايى كه بوى خوش مى دهد

اجتناب كند

مگر بعضى از انواع آن كه صحرايى است

مثل بومادران ودرمنه .

مـسـالـه 52 - خوردن ميوه هاى خوشبو

مانند سيب و به و گلابى وپرتقال

در حال احرام مانعى ندارد

ولى احتياط آن است كه بوييدن را ترك كند.

مساله 53 - بنا بر اقوى

كفاره استعمال بوى خوش

يك گوسفنداست .

ششم : پوشيدن لباس دوخته براى مردان مـسـالـه 54 - پوشيدن پيراهن

قبا

شلوار و چيزهايى كه شبيه به دوخته است

بر مرد محرم حرام اسـت

مـثـل پـيـراهنهايى كه با چرخ يا با دست مى بافند يا چيزهايى را كه با نمد به شكل بالاپوش مى مالند.


14

مـساله 55 - بر محرم لازم است كه از مطلق دوختنى

هر چند قسمت دوخته آن كم باشد اجتناب كـنـد

مثل كمربند دوخته شده و شب كلاه وچيزهايى كه پوشيدنشان در غير حال احرام متعارف است

اما در غير آنهااحتياط استحبابى در ترك است .

مـساله 56 - هميانى كه در آن پول مى گذارند اشكالى ندارد محرم به كمر ببندد

هر چند دوخته شـده بـاشـد

امـا فتق بند اگر دوختنى باشد

براى ضرورت جايز است

ليكن احتياط مستحب آن است كه كفاره بدهد.

مـسـاله 57 - اگر محرم به لباس دوخته احتياج پيدا كرد

جايز است آن رابپوشد

ولى بايد كفاره بدهد

همچنين اگر محرم از روى اضطرار لباسهاى متعدد پوشيد

كفاره از او ساقط نمى شود.

مـسـالـه 58 - دسـت گرفتن قمقمه آب كه درمحفظه دوخته نگهدارى مى شود براى محرم اشكالى ندارد

ولى احتياط آن است كه آن را به دوش نيندازد.

مـساله 59 - هرگاه محرم لباس احرام را كنار بگذارد و با لباس دوخته اعمال عمره را انجام دهد

جهلا يا عمدا

عمره او مجزى است .

مساله 60 - اگر محرم يك نوع لباس دوخته مانند پيراهن بپوشد وكفاره آن را بدهد و بعدا پيراهن ديـگرى هم بپوشد يا آن پيراهن را درآورد وپس از دادن كفاره دوباره آن را بپوشد

بايد براى دفعه ديگر نيز كفاره بدهد.

مساله 61 - كفاره پوشيدن لباس دوخته

يك گوسفند است .

هفتم : سرمه كشيدن مـسـاله 62 - سرمه كشيدن به سرمه سياه كه معمولا براى زينت است

هر چند قصد زينت نكند بر محرم حرام است

همچنين سرمه هايى كه درآنها چيزهاى خوشبو و معطر به كار رفته

براى مرد و زن در حـال احـرام

حـرام اسـت

و احـتـيـاط واجـب اجـتناب از مطلق سرمه اى است كه در آن زينت باشد.

مـسـالـه 63 - اگـر محرم احتياج به سرمه كشيدن داشته باشد

مثلا براى معالجه چشمش باشد

مانعى ندارد.

مـسـالـه 64 - در سـرمـه كـشـيـدن كفاره نيست

ولى اگر در سرمه بوى خوش باشد

كفاره آن على الاقوى يك گوسفند است .

هشتم : نگاه كردن در آينه مـسـالـه 65 - نگاه كردن در آينه بر مرد و زن در حال احرام

اگر براى زينت باشد

حرام است

اما نگاه كردن محرم به اجسام صاف و صيقل داده شده كه عكس انسان در آن پيداست

اشكال ندارد

مگر آنكه براى زينت باشد

كه حرمت آن خالى از وجه نيست .

مـسـاله 66 - اگر در اتاقى كه شخص محرم سكونت دارد

آينه باشد ومى داند كه گاهى چشم او بـى اختيار به آن مى افتد

ظاهرا اشكال ندارد

لكن احتياط آن است كه آينه را بردارد يا چيزى روى آن بيندازد.

مـساله 67 - عينك زدن

اگر براى زينت باشد در حال احرام حرام است و اگر براى زينت نباشد

مانعى ندارد.

مساله 68 - نگاه كردن به آينه كفاره ندارد

لكن مستحب است كه بعداز نگاه كردن لبيك بگويد.

مساله 69 -نگاه كردن به آينه دوربين عكاسى در حال احرام

اشكال ندارد.

نهم : پوشيدن جوراب

چكمه و كفش براى مردان مـساله 70 - پوشيدن موزه

چكمه

گيوه

كفش

جوراب و هر چه كه تمام روى پا را مى گيرد

بر مـرد محرم

حرام است

ولى براى زن مانعى ندارد

اما پوشيدن نعلين (نعلين روباز) و دمپايى هايى كه همه روى پا رانمى گيرد

مانعى ندارد.

مساله 71 - در پوشيدن آنچه روى پا را مى گيرد

كفاره لازم نيست . دهم : فسوق مـسـالـه 72 - در قران

فسوق از محرمات احرام است

و آن اختصاص به دروغ گفتن ندارد

بلكه فـحش دادن و به ديگران فخر كردن نيز فسوق است فسوق كفاره ندارد

فقط شخص بايد استغفار كند و مستحب است چيزى كفاره بدهد

و اگر گاو ذبح كند

بهتر است .

يازدهم : جدال مساله 73 - جدال كردن كه همراه قسم خوردن به كلمه لا واللّه يابلى واللّه باشد

در حال احرام حرام است

خواه قسم راست باشد يا قسم دروغ

و فرق نمى كند محرم مرد باشد يا زن .

مـسـالـه 74 - اگر قسم به لفظ جلاله اللّه باشد يا مترادف آن مثل خدا در زبان فارسى

جدال است

و اما قسم به غير خدا

به هر كس باشد

ملحق به جدال نيست و از محرمات احرام نيست

اما در مقام ضرورت براى اثبات حقى يا ابطال باطى


15

جايز است محرم به لفظ جلاله و غير آن قسم ياد كند.

مساله 75 - اگر محرم در جدال راستگو باشد

در قسم اول و دوم چيزى بر او نيست

بجز استغفار

و در قـسـم سـوم بايد كفاره بدهد

كه يك گوسفنداست

و اگر در جدال دروغگو باشد

احتياط واجـب آن اسـت كه در قسم اول يك گوسفند كفاره بدهد

در قسم دوم يك گاو و در قسم سوم يك شتر. دوازدهم : كشتن جانوران بدن مساله 76 - كشتن جانورانى كه در بدن ساكن مى شوند

مثل شپش وكك و كنه كه در بدن انسان است

بر محرم جايز نيست .

مـسـالـه 77 - انداختن شپش و كك از بدن و انتقال دادن آن از مكانى كه در آن محفوظ است

به جايى كه از آن ساقط شود و بيفتد

جايز نيست .

مـساله 78 - بعيد نيست كه در كشتن يا انتقال دادن جانورانى مثل شپش و كنه كفاره اى بر محرم نباشد

لكن احتياطا يك كف طعام صدقه بدهد.

سيزدهم : انگشتر به دست كردن به قصد زينت مـسـاله 79 - بر محرم جايز نيست به قصد زينت انگشتر دست كند

ولى اگر قصد عمل استحبابى كند يا براى شمردن شوطهاى طواف و يا براى استفاده از خواص نگين باشد

اشكالى ندارد.

مساله 80 - احتياط واجب آن است كه محرم براى زينت حنا نبندد

بلكه اگر زينت باشد

ولو قصد نكند

احتياط در ترك آن است

بلكه حرمت آن در هر دو صورت خالى از وجه نيست .

مساله 81 - انگشتر به دست كردن و حنا بستن

كفاره ندارد.

چهاردهم : پوشيدن زيور آلات براى زن (به قصد زينت ) مـساله 82 - جايز نيست زن در حال احرام خود را زينت كند و يازيورهايى را به قصد زينت بپوشد

بلكه بنا بر احتياط از آنچه زينتى است اجتناب نمايد

هر چند به قصد زينت نباشد

بلكه حرمت آن خـالى از قوت نيست

ولى زيورهايى را كه پيش از احرام

عادت به پوشيدن آنها داشته

لازم نيست بـراى احـرام بـيرون آورد

ولكن بايد آنها را بپوشاند و به هيچ مردحتى به شوهر خود

آنها را نشان ندهد. پوشيدن زيور

كفاره ندارد.

پانزدهم : روغن ماليدن به بدن مـساله 83 - شخص محرم

بنا بر اقوى نبايد در حال احرام بدن خود راروغن مالى كند هر چند آن روغـن بوى خوشى نداشته باشد

ولى اگر از روى اضطرار يا براى معالجه باشد

مثل پمادهايى كه روى زخـمـهـا و تـرك خـوردگـى هـا مـالـيـده مى شود

مانعى ندارد

در صورتى كه بوى خوش نـداشـتـه بـاشـد

و اگر در روغن بوى خوش باشد

كفاره آن يك گوسفند است

اگر چه از روى اضطرار باشد.

مساله 84 - جايز نيست محرم پيش از احرام

روغنى كه بوى خوش درآن است استعمال كند

اگر اثـرش تـا وقـت احرام باقى مى ماند

ولى خوردن روغن در حال احرام مانع ندارد

اگر در آن بوى خوش مثل زعفران نباشد.

شانزدهم : ازاله مو از بدن خود يا شخص ديگر مساله 85 - بر محرم جايز نيست موى سر خود يا كس ديگرى را ازاله كند

خواه آن شخص ديگر در حال احرام باشد يا نباشد

و در حرمت ازاله مو

فرقى ميان كم و زياد آن نيست

بلكه ازاله يك مو نيز حرام است

خواه ازاله به تراشيدن باشد يا نوره ماليدن يا قيچى كردن

مگر در دو مورد: 1 - اگـر ازاله مو از روى ضرورت باشد

عيب ندارد

مثلا در صورت زيادى شپش و درد سر و موى چشم كه انسان را اذيت مى كند.

2 - اگر در وقت غسل يا وضو

مويى بدون قصد كنده شود.

مساله 86 - كفاره سر تراشيدن براى محرم

اگر به جهت ضرورت باشد

دوازده مد طعام است كه بايد به شش مسكين بدهد

يا سه روز

روزه بگيرد

يا يك گوسفند قربانى كند

و اگر تراشيدن سر از روى ضرورت نباشد

احتياط واجب آن است كه يك گوسفند كفاره بدهد

و اگر محرم اززير هر دو بغل خود ازاله مو كند

كفاره آن يك گوسفند است كه بايد ذبح كند.

هفدهم : پوشانيدن سر براى مردان مساله 87 - بر مرد محرم حرام است كه تمام سر يا قسمتى از سر خودرا بپوشاند

حتى به چيزهاى غيرپوششى مثل گل و حنا و دوا و پوشال و غيراينها. همچنين گذاشتن محمولات روى سر جايز نيست


16

اما گذاشتن بندمشك آب و بند ساك بر روى سر

مانعى ندارد.

مـسـالـه 88 - جايز نيست محرم تمام سر يا قسمتى از آن را زير آب كند

اما زير دوش حمام رفتن براى محرم مانعى ندارد

لكن زير آبشارى كه سررا فرو گيرد

جايز نيست .

مساله 89 - مرد محرم نبايد در وقت خوابيدن سر خود را بپوشاند

و اگربدون التفات پوشانيد

بايد فـورا آن را بـاز كند

و همين طور اگر از روى فراموشى پوشانيد

واجب است فورا سر را باز كند

و مستحب است تلبيه بگويد.

مساله 90 - اگر محرم سر خود را به نحوى از انحاء بپوشاند. كفاره آن يك گوسفند است

و احتياط واجب براى پوشاندن قسمتى از سر نيز كفاره لازم است . اگر كسى موى مصنوعى بر سر بگذارد

به حـج او ضـررنـمـى رسـانـد

ولى بايد كفاره بدهد. همچنين اگر كسى سر خود را با لباس دوخته بپوشاند

بايد دو كفاره بدهد.

هجدهم : پوشانيدن صورت براى زنها مساله 91 - جايز نيست زن در حال احرام

صورت خود يا قسمتى از آن را با نقاب يا روبند يا بادبزن بـپـوشـاند

بلكه بنا بر احتياط صورت خود را باچيزهاى غيرمتعارف مثل پوشال و گل و چيزهاى ديگر نيز نپوشاند.

مـسـاله 92 - واجب است زن محرم براى نماز گزاردن سرش را بپوشاند

و مقدمتا براى پوشانيدن سر كمى از اطراف صورتش را بپوشاند

لكن واجب است بعد از نماز فورا آن را باز كند

و جايز است براى روگرفتن ازنامحرم

چادر يا جامه اى را كه به سر انداخته تا محاذى بينى پايين بيندازد

بلكه تـا چـانه

و بهتر آن است كه با دست يا چيز ديگرى آن را ازصورت خود دور نگه دارد

تا به صورت نچسبد.

مساله 93 - در نقاب انداختن و پوشاندن رو به هر نحو كه باشد

كفاره لازم نيست

گرچه دادن آن موافق احتياط است .

نوزدهم : سايه قراردادن مرد

بالاى سر خود مـسـالـه 94 - جايز نيست مرد محرم هنگام حركت و طى مسافت

براى خود سايه قرار دهد

خواه سواره باشد يا پياده

اما براى زنها و بچه ها جايزاست و كفاره هم ندارد.

مـساله 95 - اگر محرم در محلى منزل كند

زير سقف خيمه يا داخل منزل رفتن مانعى ندارد

اما در پيمودن راه نبايد از چتر و امثال آن استفاده كند.

مـساله 96 - بعد از آنكه محرم به منزل رسيد

ولو در محله هاى جديدمكه كه از مسجدالحرام دور هـسـتـند

بنا بر احتياط واجب

نمى تواند براى رفتن به مسجدالحرام در ماشينهاى سقف دار سوار شود يا زير سايه برود.

مـسـاله 97 - در شب

استظلال نيست

بنابراين

جايز است كه محرم درشب با ماشين سقف دار به مـكـه برود

ولى در هواى ابرى در روز جايز نيست

مگر ابر به طورى تيره باشد كه استظلال صدق نكند.

مساله 98 - آنچه در حال احرام حرام است

سايه بر سر قراردادن است

بنابراين

اگر ماشين از زير پـلـهـايى كه در مسير واقع شده برود و بناچارمحرمين از زير پلها عبور كنند و يا ماشين در محل پمپ بنزين در زيرسقف بايستد

اشكالى ندارد و كفاره هم ندارد.

مـسـالـه 99 - كـفاره سايه قرار دادن در حال طى منزل

يك گوسفنداست

چه فرد با عذر سايه افكنده باشد و چه با اختيار

بنا بر احتياط واجب

و اقوى كفايت يك گوسفند است در احرام عمره

هر چند بيش از يك مرتبه سايه قرار داده باشد. بيستم : بيرون آوردن خون از بدن خود مـسـالـه 100 - بـر مـحـرم

چه مرد باشد يا زن

جايز نيست خون از بدن خود بيرون آورد

خواه به خـراشيدن باشد و يا به مسواك نمودن . اما تزريق آمپول در حال احرام مانع ندارد

ولى اگر موجب آمـدن خـون از بـدن مى شود

تزريق نكند

مگر در مورد حاجت و ضرورت . خون از بدن درآوردن

كفاره ندارد.

مـساله 101 - محرم مى تواند از بدن ديگرى خون خارج نمايد

مثل اين كه او را حجامت كند يا از او خون بگيرد يا دندان او را بكشد.

بيست و يكم : كندن دندان مـسـالـه 102 - بـنـا بر احتياط

محرم در حال احرام دندان خود را نكشد

هر چند خون نيايد

و در صـورت كـشـيـدن

بنا بر احتياط يك گوسفند كفاره بدهد


17

اما كشيدن دندان كس ديگر

مانعى ندارد

هر چند خون بيايد.

بيست و دوم : ناخن گرفتن مـساله 103 - گرفتن ناخنها در حال احرام

جايز نيست خواه از دست باشد يا از پا. همچنين محرم جـايـز نـيـست بعض ناخن خود را هم بگيرد

مگر آنكه باقى ماندن آنها موجب آزار شود

مثل اينكه نـاخـنـى كـنـده شـده بـاشـد

و فـرقـى نـيـسـت بـيـن آلات نـاخـن گـيـرى (قـيـچـى باشد يا چـاقـويـانـاخـن گـيـر)

واحتياط واجب آن است كه به هيچ وجه ازاله ناخن نكند

حتى با سوهان ودندان .

مـسـالـه 104 - گرفتن ناخن توسط محرم از غيرمحرم جايز است

همچنين محرم مى تواند ناخن محرم ديگر را به قصد تقصير بگيرد.

مساله 105 - اگر محرم يك ناخن از دست يا پايش بگيرد

يك مد طعام بايد كفاره بدهد

و براى هر نـاخـن دسـت و يا ناخن پا تا به ده ناخن نرسيده

بايد براى هر ناخن يك مد طعام بدهد

ولى اگر تمام ناخن دستها و پاها رادر يك مجلس بگيرد

يك گوسفند كفاره آن است .

بيست و سوم : كندن و بريدن درخت يا گياهى كه در حرم روييده باشد مـسـالـه 106 - كندن و بريدن درخت و يا گياه بر محرم و غيرمحرم

چه مرد يا زن

در حرم حرام است .

مساله 107 - اگر گياهى يا درختى در منزل محرم روييده شده باشد

بعد از آن كه منزل او شده

پس اگر خودش آن را كاشته باشد

جايز است آن را بكند و يا قطع كند.

مساله 108 - از حرمت كندن و يا بريدن

چند چيز استثنا شده است : 1 - درختهاى ميوه و خرما.

2 - اذخر

كه گياه معروفى است .

3 - گياهى كه به راه رفتن متعارف قطع شود.

مـساله 109 - بنا بر احتياط

كفاره كندن درخت بزرگ

ذبح يك گاواست

و كفاره كندن درخت كوچك

يك گوسفند است

و اگر محرم قسمتى از درختى را قطع كند

اقوى آن است كه قيمت آن را كفاره بدهد

اما درقطع گياهان كفاره آن استغفار است .

مساله 110 - حمل سلاح از قبيل شمشير و نيزه و تفنگ و هر چه ازآلات جنگ باشد

بنا بر احتياط استحبابى در حال احرام ترك شود

مگربراى ضرورت باشد.


18

طواف عمره مفرده

كـسـى كه به احرام عمره مفرده محرم شود و وارد مكه معظمه شود

اولين عملى كه بر او واجب

است طواف خانه خداست

و آن عبارت است از هفت مرتبه دور خانه كعبه گرديدن

كه هر دورى را يك شوط مى گويند.

مـساله 111 - طواف از اركان عمره مفرده است و اگر كسى آن را از روى عمد ترك كند

چه عالم به مساله باشد و چه جاهل

عمره او باطل است .

مساله 112 - اگر كسى سهوا طواف را ترك كند

عمره او باطل نيست

ولى لازم است هر وقت كه يـادش آمد

آن را به جا آورد

و اگر به وطن خودبرگشته و رجوع به مكه براى او مقدور نيست يا برايش مشقت دارد

بايد به شخص مورد اطمينانى نيابت دهد كه از طرف او به جا آورد.

مـساله 113 - احتياط واجب آن است كه محرم

مراعات موالات عرفيه را در طواف بكند

يعنى در بين دورهاى طواف آنقدر طول ندهد كه ازصورت يك طواف خارج شود.

مساله 114 - اگر شخص محرم به واسطه بيمارى

قدرت نداشته باشدكه خود طواف كند و تا آخر وقـت نـيـز قـدرت پـيدا نكند

پس اگر ممكن است خود او را به يك نحو ببرند و طواف دهند

به طـورى كـه پاهايش به زمين كشيده شود

و اگر ممكن نباشد

او را به دوش بگيرند

به نحوى كه پـاهـايـش به زمين كشيده شود يا بر تخت بگذارند

و اگر طواف دادن او به هيچ نحوممكن نشد

بـراى او نـايـب بگيرند و حكم فوق در بعض اشواط نيز جارى است . لذا نايب مى تواند بقيه اشواط را بلافاصله و بدون فوت موالات انجام دهد.


19

شرايط طواف عمره مفرده

اول : نـيت

يعنى شخص بايد طواف را با قصد قربت و خلوص و براى اطاعت از خداوند به جا آورد و ترديد در نيت

موجب بطلان عمل است .

مـسـالـه 115 - لازم نـيست نيت را به زبان بياورد

بلكه همين كه بناداشته باشد اين عمل را به جا آورد كفايت مى كند

و در طواف لازم است نوع طواف را

ولو به طور اجمال مشخص كند.

مـسـاله 116 - اگر كسى در به جا آوردن طواف يا ساير اعمال عمره كه عبادى است ريا كند

يعنى بـراى نـشـان دادن بـه ديـگران و به رخ ديگران كشيدن باشد

عمل او باطل است

و در اين عمل مـعـصـيـت خـدا را هـم كرده است

اما ريا بعد از تمام كردن طواف يا اعمال ديگر

موجب بطلان عمل نمى شود.

دوم : طهارت از حدث اكبر (مثل جنابت و حيض و نفاس ) و حدث اصغر(يعنى با وضو باشد).

مـسـالـه 117 - طهارت از حدث اكبر واصغر در طواف واجب

شرطاست

چه طواف عمره باشد يا طواف حج يا طواف نساء

حتى در عمره مستحبى

چون پس از احرام

اتمام آنها واجب مى شود

اما طـهـارت از حـدث اكـبـر واصـغر در طواف مستحبى شرط نيست

هر چند شخص براى نماز آن بايدوضو بگيرد

لكن كسى كه جنب يا حائض است

جايز نيست به مسجدالحرام وارد شود.

مـسـاله 118 - اگر شخصى كه حدث اكبر يا اصغر داشته

طواف واجب به جا آورد

طواف او باطل است

چه از روى عمد باشد

چه از روى غفلت يانسيان يا به علت ندانستن مساله .

مساله 119 - اگر كسى در اثناى طواف حدث بر او عارض شود

پس اگربعد از تجاوز نصف طواف بـاشـد

بـايد طواف را قطع كند و طهارت تحصيل كند و از همان جا كه طواف را قطع كرده تمام كـنـد

و اگـر پيش از تمام شدن دور چهارم

و بعد از گذشتن نصف

حدث عارض شود

احتياط مـسـتـحب آن است كه طواف را تمام كند و سپس اعاده كند

و اين حكم در حدث اصغرنيز جارى است و اگر قبل از گذشتن از نصف باشد

بايد طواف را اعاده نمايد.

مـسـاله 120 - اگر در اثناى طواف حدث اكبر مثل جنابت يا حيض برفرد عارض شود

بايد فورا از مسجدالحرام بيرون رود. پس اگر پيش ازنصف دور چهارم باشد

پس از غسل طواف را اعاده كند

و اگـر بعد از نصف دور چهارم باشد

بعد از غسل

بقيه طواف را تمام كند و نيازى به اعاده نيست

هر چند احوط است .

مـساله 121 - اگر صاحب عادت وقتيه و عدديه كه عددش مثلا هفت روز است

در روز هفتم پاك شد و غسل كرد و اعمال عمره را به جا آورد

ولى بعدا لك ديد

اگر خون از روز دهم تجاوز نكرده

محكوم به حيض است وفرد بايد طواف و نماز را اعاده كند.

مـسـالـه 122 - اگـر زنى به علت خوردن قرص نظم عادت ماهانه اش به هم بخورد

به طورى كه گاهى در مدت طولانى مرتب خون و لك مى بيند

اگر خون سه روز استمرار داشته باشد

ولو به ايـن صـورت كـه تـا سـه روز بـاطـن فـرج آلـوده بـاشـد

حـكـم حـيـض را دارد

وگرنه بايد به وظايف مستحاضه عمل كند.

مـسـالـه 123 - نـماز و طواف براى زن در مستحاضه كثيره

هر كدام مستقل است و براى هر يك

غسلى لازم است

مگر آن كه از وقت غسل كردن براى طواف تا آخر نماز

خون قطع شود.

مساله 124 - اگر زنى پنجاه سال قمرى او تمام باشد و سيده هم نباشد

مدتى خون نبيند و بعد از آن خون ببيند

آن خون حكم مستحاضه را دارد

اگر چه همه اوصاف حيض را داشته باشد.

مساله 125 - زنى كه در اثناى طواف

مستحاضه قليله مى شود

اگر بعداز تمام شدن نصف شوط چـهارم باشد

بايد پس از تجديد وضو و تطهيربدن و لباس طواف را تمام كند

و اگر قبل از نصف شـوط چـهـارم بـاشـد

بـه احـتـيـاط مـستحب

پس از تجديد وضو و تطهير

آن را اتمام و سپس اعاده نمايد

و در هر دو صورت

اعاده كفايت مى كند.

مساله 126 - اگر شخصى غسل مس ميت به گردنش باشد وبعد ازاعمال متذكر شود

اگر بعد از مـس مـيـت غـسل جنابت كرده باشد


20

غسل جنابت كفايت مى كند وعملش صحيح است

والا بايد طواف و نماز آن رااعاده كند.

مـسـالـه 127 - اگر شخصى با وضو بوده و شك كند كه حدث بر او عارض شده است يا نه

بنارابر وضو داشتن بگذارد و لازم نيست وضو بگيرد

همچنين اگر از حدث اكبر پاك بوده و شك كند كه حدث بر او عارض شده يا نه

لازم نيست غسل كند.

مساله 128 - اگر كسى بعد از تمام شدن طواف

شك كند كه با وضو آن را به جا آورده يانه

يا شك كـنـد بـا غـسل آن را به جا آورده يا نه

طواف اوصحيح است

لكن براى اعمال بعدى بايد طهارت تحصيل كند.

س 129 - بعضى از معلولين طهارت از حدث اصغر بر آنها ممكن نيست

چون قوه ماسكه خود را از دست داده اند

چگونه طواف و نماز راانجام دهند.

ج - در اين صورت

مضر به صحت طواف و نماز آنان نيست .

سوم : طهارت بدن و لباس از نجاست مساله 130 - احتياط مستحب آن است كه محرم از نجاساتى كه درنماز عفو شده

مثل خون كمتر از درهـم و جـامـه اى كـه نمى توان با آن نمازخواند

مثل عرقچين و جوراب

حتى انگشتر نجس

اجتناب كند.

مـسـاله 131 - در خون قروح و جروح

تا آن اندازه اى كه مى توان تطهيركرد و لباس را عوض كرد

احتياط واجب آن است كه محرم تطهير كند ياجامه را عوض كند

و اگر مشقت داشته باشد

لازم نـيست تطهير كند

همچنين اگر طهارت بدن و لباس معلولين امكان تطهير نداشت

لازم نيست تطهير كند.

مـسـاله 132 - اگر شخص طواف كند و بعد از آنكه از طواف فارغ شد

به نجاست در حال طواف

علم پيدا كند

اظهر آن است كه طوافش صحيح است

واگر نجاست بدن يا لباس را فراموش كند

اعاده طواف خالى از قوت نيست

همين طور اگر در بين طواف يادش بيايد.

مساله 133 - اگر در بين طواف بدن يا لباس طواف كننده نجس شود

اظهر آن است كه دست از طـواف بـردارد و جـامـه يا بدن را تطهير كند وطواف را از همان جا تمام كند

و طواف او صحيح است .

مـسـالـه 134 - اگـر كسى در بين طواف علم پيدا كند كه نجاست به بدن يا لباس او از اول بوده

احـتياط آن است كه طواف را رها كند و تطهير كند

واز همان جا بقيه طواف را تمام كند و بعد از آن طواف را اعاده كند

گرچه اكتفا به اتمام

خالى از قوت نيست .

چهارم : ختنه كردن مساله 135 - مرد محرم در طواف واجب يا مستحب بايد مختون (ختنه شده ) باشد

و اين شرط در زنـهـا نـيـست

و احتياط واجب آن است كه درباره پسر بچه هاى نابالغ نيز مراعات شود

ولى اگر بچه اى ختنه كرده به دنيا بيايد

طواف او صحيح است .

مـسـاله 136 - اگر شخصى مستطيع شد

اما ختنه كردن براى او ممكن نيست يا خطر دارد

بايد مـحـرم شـود

و بنا بر احتياط واجب

خودش طواف ونماز آن را به جا آورد و براى طواف نايب هم بگيرد و پس از طواف نايب

خودش نيز نماز طواف را به جا آورد

و در صورتى كه طواف با هم انجام شود

خودش يك نماز بخواند

كفايت مى كند.

پنجم : ستر عورت مـسـالـه 137 - اگـر طـواف كننده بدون ستر عورت طواف كند

طواف اوباطل است و در ساتر

ابـاحـه

شـرط است . پس با ساتر غصبى طواف صحيح نيست

و احتياط واجب آن است كه با لباس غصبى غيرساتر نيز طواف نكند

و احتياط آن است كه شرايط لباس نمازگزار را رعايت كند.


21

واجبات طواف

اول و دوم : اين كه طواف از حجرالاسود شروع شود و به حجرالاسود نيز ختم شود.

مساله 138 - در شروع كردن طواف از حجرالاسود

لازم نيست كه تمام اجزاى بدن طواف كننده

از تـمـام اجـزاى حـجرالاسود عبور كند

بلكه واجب آن است كه انسان از هر جاى حجرالاسود كه شـروع كـرد

بـه هـمـان جـاخـتم كند

و اگر در عرف گفته شود كه از حجرالاسود شروع و به حجرالاسودختم كرد

مجزى است .

مـساله 139 - بر محرم لازم نيست در هر شوط بايستد و قصد شوطبعدى نمايد

بلكه اگر در اول طواف نيت نمايد

مى تواند بقيه اشواط را دوربزند تا هفت شوط تمام شود.

مـسـالـه 140 - اگر كسى بدون نيت طواف را قبل از حجرالاسود شروع كند

ولى نيت طواف را از حـجـرالاسـود بكند

طواف او صحيح است

اما اگرقبل از حجرالاسود نيت طواف كند وبه همان جا ختم كند

طواف اوباطل است .

سوم : درتمام اشواط

خانه كعبه در طرف چپ طواف كننده واقع شود.

مساله 141 - طواف كردن بايد به نحو متعارف باشد و لازم نيست فرددر تمام حالات طواف

كعبه حقيقتا در طرف شانه چپ او باشد

بلكه اگر درموقع دور زدن از مقابل اركان و طواف دور حجر اسـماعيل (ع ) كعبه از طرف چپ او قدرى خارج شود مانع ندارد

حتى اگر كعبه متمايل به پشت اوشود.

مساله 142 - واجب نيست در حال طواف روى طواف كننده به طرف جلو باشد

بلكه جايز است به يـمين و يسار نگاه كند و صورت خود رابرگرداند

بلكه به عقب نگاه كند

و مى تواند طواف را رها كند

كعبه را ببوسدو برگردد از همان جا اتمام كند.

مـسـالـه 143 - اگـر به واسطه مزاحمت طواف كنندگان و كثرت جمعيت

مقدارى از طواف بر خـلاف متعارف طى شود

مثل آنكه روى طواف كننده ياپشتش به كعبه واقع شود و يا عقب عقب طـواف كـنـد يـا بـدون اخـتـيار خود دوربزند

بايد آن مقدار را جبران كند و از سر بگيرد

و اگر نمى تواند برگرددمى تواند با جمعيت بدون قصد طواف حركت كند تا به جايى كه بايد طواف را از آنجا يا از محاذات آن محل تدارك نمايد

در غير اين صورت

طواف اواشكال دارد.

مساله 144 - اگر به واسطه كثرت جمعيت

كسى را بدون اختيار خود

حركت دهند و دور بدهند

كفايت نمى كند و بايد آن دور را از سر بگيرد

اگرچه خانه هم طرف چپ او باشد

و اگر چند قدم هـم از طـواف او رابـى اختيار ببرند

بايد همان مقدار را از سر بگيرد

و اگر از حجرالاسود به قصد طواف شروع كند

اشكال دارد. منظور از اختيار آن است كه هر وقت خواست

بتواند توقف كند.

مساله 145 - در طواف كردن

شخص هر طور حركت كند مانع ندارد

مى تواند آهسته يا تند برود يا بـدود و مـى تـوانـد سواره طواف كند يا با ويلچرطواف كند

لكن بهتر آن است كه به نحو متعارف طواف كند.

چهارم : داخل كردن حجر اسماعيل (ع ) در طواف مـسـاله 146 - حجر اسماعيل (ع ) محلى است متصل به خانه كعبه

وطبق اخبار وارده

محل دفن حضرت اسماعيل (ع ) و مادر او و جمعى ازانبيا(ع ) است .

مساله 147 - اگر شخص در حين طواف داخل حجر اسماعيل (ع )شود

طوافش باطل است و بايد آن را اعـاده كند

و اگر عمدا اين كار را بكند

حكم ابطال عمدى طواف را دارد

كه گفته شد

و اگر سهوا اين كار را بكند

حكم ابطال سهوى را دارد.

مساله 148 - اگر كسى در بعضى از دورها

حجر اسماعيل (ع ) را داخل در دور زدن نكرد

احتياط واجب آن است كه فقط آن دور را از سر بگيرد وطواف را نيز اعاده كند

اگر چه ظاهر آن است كه اعاده طواف لازم نيست .

مساله 149 - اگر كسى در بعضى از دورها از روى ديوار حجراسماعيل (ع ) حركت كند

احتياط آن است كه آن دور را از سر بگيرد و دراين فرض نيز

به احتياط مستحب تمام كردن دور از آنجايى كه از روى ديوار رفته است

كفايت نمى كند.

پنجم : طواف بين كعبه و مقام ابراهيم (ع ) مـسـاله 150 - احتياط آن است كه محدوده طواف


22

بين كعبه و مقام حضرت ابراهيم (ع ) باشد

هر چند كفايت طواف در خارج از مقام

بامراعات اتصال صفوف طواف كنندگان خالى از قوت نيست .

پس بنابراين

تا جايى كه جمعيت طواف كننده متصل به هم مشغول طوافند

طواف درآن محدوده صحيح است

هر چند از پشت مقام باشد و بين طواف واجب ومستحب

در محدوده فرقى نيست .

مساله 151 - كسى كه به حدود مطاف آگاهى ندارد و بعد از فراغ ازطواف شك مى كند در مطاف بـوده يـا نـه

در ايـن صورت اگر از اول در مطاف بوده و در خارج شدن از آن شك كند

طوافش صـحيح است

ولى اگر از اول شك داشته باشد

با جهل به حدود مطاف نمى تواند على الاحوط به اين طواف اكتفا كند

هر چند اكتفا به قاعده فراغ

خالى از وجه نيست .

ششم : خروج طواف كننده از خانه كعبه و آنچه از آن محسوب مى شود.

مـساله 152 - در اطراف ديوار خانه خدا يك برآمدگى است كه آن راشاذروان گويند

و آن جزء خـانـه كـعبه است

و طواف كننده بايد آن را هم داخل طواف قرار دهد

ولى اگر كسى به واسطه كثرت جمعيت يا غير آن ازبالاى شاذروان برود و دور بزند

آن مقدار كه دور زده باطل است

و بايد آن را اعاده كند.

مـسـالـه 153 - دسـت بـه ديوار خانه كعبه گذاشتن در آنجايى كه شاذروان است

جايز است و به طواف ضرر نمى رساند

گرچه احتياط مستحب ترك اين عمل است .

مـساله 154 - در حال طواف

دست گذاشتن روى ديوار حجراسماعيل (ع ) جايز است و به طواف ضرر نمى رساند

گرچه احتياط مستحب در ترك آن است .

هفتم : طواف بايد هفت شوط كامل باشد

نه كمتر و نه زيادتر.

مـسـالـه 155 - اگـر از اول طواف كننده عمدا قصد كند كمتر از هفت دوريا بيشتر طواف كند

طـوافـش بـاطـل است

اگر چه به هفت دور تمام كند

واحتياط واجب آن است كه اگر از روى ندانستن حكم

بلكه از روى سهو وغفلت هم باشد

طواف را اعاده كند

مگر آنكه جاهل قاصر باشد

كه عدم وجوب اعاده

خالى از وجه نيست

هر چند احتياط در اعاده است .

مـساله 156 - اگر كسى در اثناى طواف

از قصد هفت شوط برگردد ونيت كند طواف را كمتر يا بيشتر از هفت شوط انجام دهد

هر چه را با اين نيت به جا آورده

باطل است و بايد آن را اعاده كند

و اگر با اين قصد زيادترطواف كند

اصل طواف او باطل مى شود.

مساله 157 - اگر كسى از اول قصد كند كه هشت دور طواف به جا آورد

لكن قصدش آن باشد كه هـفـت شـوط آن طـواف واجـب بـاشد و يك شوط

قدم زدن دور خانه خدا براى تبرك يا تماشا يا پيداكردن كسى و يا مقصدديگر باشد

طواف او صحيح است .

مـساله 158 - اگر شخصى عمدا از طواف واجب

كم كند

چه يك دورياكمتر يا بيشتر از يك دور

واجـب است آن را اتمام كند

در صورتى كه موالات فوت نشود

و در صورت فوت موالات

حكمش حـكـم قطع طواف است كه بيان مى شود

و اگر اتمام نكند

حكم كسى را دارد كه طواف راعمدا ترك كرده

به احتياط واجب

و حكم جاهل به مساله

همان حكم عالم است .

مـسـالـه 159 - اگـر شخص طواف را سهوا كم كند و از نصف طواف تجاوزنكرده باشد

طواف را اعاده نمايد

لكن در همه موارد سهو

احتياط به تمام كردن طواف ناقص و اعاده طواف مى باشد و سزاوار است به اين احتياطعمل شود.

مـساله 160 - اگر كسى جهلا بيش از هفت شوط طواف كند و بقيه اعمال بعد از آن را انجام دهد

اگر از اول قصد بيش از هفت شوط داشته

طواف و نمازش صحيح نيست و بايد آنها را اعاده كند

و ظاهرا اعاده بقيه اعمال

لازم نيست .

مـساله 161 - اگر كسى بعد از مراجعت به وطن

متوجه شود كه طواف اوناقص بوده

احتياط آن است كه خودش برگردد و آن را به جا آورد

و درصورت مشقت داشتن

نايب بگيرد.

مـساله 162 - در طواف واجب

قران جايز نيست

يعنى جايز نيست شخص طواف واجب را كه تمام مى كند

بدون اين كه نماز طواف را بخواند وبدون فاصله


23

يك طواف ديگر به جا آورد

و اگر از اول طواف يا در اثناى طواف اول قصد قران داشته

احتياط در اعاده طواف است . همچنين اگربعد از تـمـام شـدن طـواف اول

قـصد قران كند

بنا بر احتياط طواف را اعاده كند

ولى قران در طواف مستحبى مكروه است .


24

احكام قطع طواف

مـسـالـه 163 - قـطع كردن طواف مستحبى

هر چند بدون عذر باشد

جايزاست

و اقوى كراهت قـطـع طـواف واجـب است

بدون عذر

و احوط عدم قطع است

به طورى كه بقيه را ترك كند تا موالات عرفيه به هم بخورد.

مساله 164 - اگر شخص بدون عذر طواف را قطع كند

احوط آن است كه اگر بعد از نصف شوط چـهـارم باشد

طواف را تمام كند و بعد آن را اعاده كند

هر چند مى توان به اتمام هم اكتفا نمود

و ايـن در صـورت اتـيـان مـنـافـى است

حتى مثل فصل طويل

والا اتمام مطلقا كافى است

اما در صورت عدم اتيان منافى

اگر برگردد و طواف را تمام كند

طوافش صحيح است .

مساله 165 - اگر كسى در اثناى طواف آن را قطع كند و از اول شروع كند

اگر بعد از نصف شوط چـهـارم بـاشد

آن طوافى را كه از سر گرفته كفايت مى كند

والا يك طواف ديگر به جا آورد

و با فرض جهل

ظاهر اين است كه اعمال مترتبه صحيح است و از احرام خارج شده است .

مـساله 166 - اگر در بين طواف عذرى براى اتمام آن

مثل مرض ياحيض يا حدث بى اختيار

پيش آمد

پس اگر بعد از تمام شدن نصف شوطچهارم باشد

فرد بعد از رفع عذر برگردد و از همان جا تـمـام كـنـد

و اگـر قـبل ازنصف شوط چهارم باشد

طواف را اعاده كند

و احتياط مستحب در فرض اول در غير حيض و حدث

آن است كه اتمام كند و اعاده نمايد.

مساله 167 - اگر شخصى كه با عذرى مثل مرض نه حدث

طواف راقطع كرد و نتوانست طواف را بـه جـا آورد تا آن كه وقت تنگ شد

اگر ممكن است او را حمل كنند و طواف دهند

و اگر ممكن نيست

براى او نايب بگيرند.

مـساله 168 - اگر كسى مشغول طواف باشد و وقت نماز واجب او تنگ شود

واجب است طواف را رها كند و نمازش را بخواند. پس اگر بعد از نصف شوط چهارم

طواف را رها كرده

در اين صورت طـواف را از هـمـان جـا تمام كند

و اگر تمام نكرد و طواف را از سرگرفت

ظاهرا مجزى است و طـوافـش صحيح است

و اگر قبل از نصف شوط چهارم باشد

بنا بر احتياط بعد ازاتمام

طواف را اعاده كند.

مـسـالـه 169 - جايز است بلكه مستحب است شخص طواف را براى رسيدن به نماز جماعت قطع كند

هر چند جماعت عامه و غيرشيعه باشد يارسيدن به وقت فضيلت نماز واجب

و از هر جا قطع كرد از همان جا بعد ازنماز اتمام كند.


25

احكام شك در طواف

مساله 170 - اگر كسى بعد از تمام شدن طواف و انصراف از آن

شك كندكه آيا طواف را زيادتر از هـفت دور به جا آورده

يا شك كند كه كمتر به جاآورده

به شك خود اعتنا نكند و طوافش صحيح است

لكن در صورت دوم

خالى از اشكال نيست و احتياط ترك نشود.

مساله 171 - اگر بعد از طواف شك كند كه طواف را صحيح به جا آورده يا نه

در صورتى كه اتيان هفت دور معلوم باشد و مثلا احتمال بدهد كه ازطرف راست طواف كرده يا محدث بوده يا از داخل حـجر اسماعيل (ع )طواف كرده

اعتنا نكند و طوافش صحيح است

گرچه در محل طواف باشدو از آنجا منصرف نشده باشد يا به كارهاى ديگر مشغول نشده باشد.

مـسـالـه 172 - اگـر كسى در آخر دور كه به حجرالاسود ختم شد

شك كند كه هفت دور زده يا هـشـت دور يـا بـيـشـتر

به شك خود اعتنا نكند وطوافش صحيح است

و اگر قبل از رسيدن به حـجرالاسود و تمام شدن دور

شك كند كه آنچه را دور مى زند

دور هفتم است يا هشتم

طوافش باطل است .

مـسـالـه 173 - اگـر كـسى در آخر طواف يا در اثناى آن ميان شش دور وهفت دور و هر چه پاى نـقـيـصـه در كـار اسـت

شك كند

طواف او باطل است

اما شك در طواف مستحبى بنا را بر اقل بگذارد و طوافش صحيح است .

مـساله 174 - شخص كثيرالشك در عدد دورها به شكش اعتنا نكند

ومعيار در كثيرالشك عرفى است و ظن در عدد دورها اعتبار ندارد و حكم شك را دارد.


26

مسائل متفرقه طواف

مـساله 175 - در حال طواف

پا گذاشتن روى لباس احرام ديگران كه موجب اذيت و عدم رضايت آنـهـا شـود

به طواف ضرر نمى زند

همچنين است پا گذاشتن روى وسايلى كه از حجاج در حال طواف كردن مى افتد

مثل ساعت و لباس احرام و غيره .

مـساله 176 - اگر در حين طواف

ماموران نظافت مسجدالحرام دست به دست هم دادند و همان طـور حـلـقـه را تـوسـعـه دادنـد تـا عـده اى از مـطـاف خـارج شـوند

در اين صورت

اگر صف طواف كنندگان باقى باشد

يعنى هنوزمردم در حال طواف باشند

طواف آنها صحيح است

و اگر مدتى طول كشيد و خيال كردند موالات عرفيه به هم خورده و طواف را از سر گرفتند

درصورتى كه به هم خوردن موالات مشكوك باشد

طوافشان صحيح است .

مـسـالـه 177 - اگـر دخترى در سنين كودكى و يا در اوايل سنين بلوغ جنب شده باشد و تا زمان عـمـره غسل جنابت را انجام نداده باشد و با اين حال اعمال عمره را به جا آورد

اگر يقين كند كه جـنب شده

نماز و طواف اوبدون غسل جنابت صحيح نيست و غسلهاى ديگر مثل حيض و جمعه ازغـسـل جـنـابت كفايت نمى كند

ولى طوافهاى عمره و نساء را بايد انجام دهدو در صورت عدم تمكن

نايب بگيرد و تا نايب اعمال را انجام نداده

از بوى خوش و ازدواج كردن اجتناب نمايد.

مـسـاله 178 - اگر كسى در اثناى طواف محدث شود و خجالت بكشدخود را تطهير كند و با اين حـال تـمام اعمال عمره را انجام دهد

اگر با اعتقادبه صحت اعمال را تمام كرده باشد

عمره اش صحيح است و بايد طواف ونماز آن را اعاده كند

و اگر خودش نمى تواند

بايد نايب بگيرد.

مـسـالـه 179 - اگر كسى قبل از شوط چهارم طواف را بدون عذر به هم بزند

بايد طواف را از سر بگيرد و اتمام مفيد نيست

چون استدامه نيت ازبين رفته است .

مـسـالـه 180 - اگـر شـخصى بداند در موقع طواف از روى شهوت بدنش بابدن زنها تماس پيدا مى كند و از اين تماس متلذذ مى گردد

مضر به طواف او نيست

همچنين اگر از روى شهوت به نـامـحرم نگاه كند

و اگر كارى كه موجب كفاره است انجام داده

بايد كفاره بدهد

و اين حكم در طواف مستحبى هم جارى است .

مساله 181 - اگر شخصى در طواف احساس كند كه لباس احرام اونجس شده ولى اعتنا نكند

بعد از طواف يقين كند كه در همان حال طواف نجس بوده

ولى در حال طواف به نجس بودن لباسش شك داشته

در اين صورت از احرام خارج شده و فقط بايد طواف و نماز را اعاده كند.

مساله 182 - نيابت در يك شوط صحيح نيست

ولى انسان مى تواندمجموع طوافها را به نيت چند نـفـر انجام دهد

و اگر كسى گمان كند كه اتيان يك شوط يا دو شوط هم مستحب است و بعد از طـواف واجـب اين شوطها را به جا آورد و بعد نماز طواف را بخواند

استحباب آن ثابت نيست

ولى طواف واجب او صحيح است .

مساله 183 - اگر مقدارى از موى سر زن يا جاهاى ديگر بدن او عمداظاهر باشد

طواف او صحيح نيست

على الاحوط

و در غير مورد عمدصحيح است

مگر در جاهل مقصر

على الاحوط

و حجاب زن در طواف باحجاب او در حال نماز تفاوت دارد و فقط وجه و كفين در طواف مستثنا شده است

على الاحوط.

مساله 184 - اگر شخصى با پول خمس نداده لباس احرام بخرد و با آن محرم شود و طواف و نماز به جا آورد

اگر از روى علم و عمد نباشد

عمره وحج او صحيح است

ولى اگر جاهل مقصر باشد

بايد طواف و نماز را اعاده كند.

مـسـالـه 185 - اگـر كسى در حال طواف پول خمس نداده همراه داشته باشد

به طواف او ضرر نمى رساند

و عدم شرطيت اباحه در محمول در حال نماز

بعيد نيست .


27

آداب و مستحبات طواف

1 - شخص پياده و با پاى برهنه طواف كند.

2 - قدمها را كوتاه بردارد و با آرامش طواف كند.

3 - در حال طواف

به ذكر خدا و دعا يا خواندن قران مشغول باشد.

4 - به گناهان خود اقرار كند و از گناهان خود طلب آمرزش كند.

5 - در مقابل هر يك از اركان كعبه

دو ركعت نماز بگزارد.

6 - حـجرالاسود را استلام كند و در صورت امكان آن را تقبيل كند و درصورت ازدحام جمعيت به حجرالاسود اشاره كند و تكبير بگويد.

7 - نزديك به خانه خدا طواف كند.

8 - بـه عـدد ايـام سـال طواف كند

و اگر اين مقدار ممكن نشد

پنجاه ودو مرتبه

و اگر آن هم ميسور نشد

هر مقدارى كه مى تواند از طرف خود ياديگران طواف كند.

9 - از هر عمل لغو و كارى كه او را از ياد خدا باز مى دارد

بپرهيزد.

10 - بـه خانه خدا زياد نگاه كند

زيرا در روايت آمده كه نگاه كردن به كعبه عبادت است . در روايت ديگر آمده است كه خداوند متعال دور خانه خدا صدوبيست رحمت قرار داده است

شصت رحمت آن بـراى طـواف كنندگان

چهل رحمت براى نمازگزاران و بيست رحمت از آن براى ناظرين به خانه خدا.

11 - خواندن ادعيه ماثوره از اهل بيت (ع ) و آن ادعيه چنين است : در حال طواف

مستحب است بگويد: الـلهم اني اسالك باسمك الذي يمشى به على طلل الماءكما يمشى به على جدد الا رض و اسالك بـاسمك الذي يهتز له عرشك و اسالك باسمك الذي تهتز له اقدام ملائكتك و اسالك باسمك الذي دعـاك بـه مـوسـى من جانب الطور فاستجبت له و القيت عليه محبة منك واسالك باسمك الذي غـفرت به لمحمد صلى اللّه عليه وآله ما تقدم من ذنبه و ما تاخر و اتممت عليه نعمتك ان تفعل بي كذا و كذا.

و به جاى كذا و كذا

حاجت خود را بطلبد.

و نيز مستحب است فرد در حال طواف بگويد: اللهم اني اليك فقير و اني خائف مستجير فلا تغير جسمي و لا تبدل اسمي .

و بر محمد(ص ) و آل محمد(ع ) صلوات بفرستد

بخصوص وقتى كه به جلودر خانه كعبه مى رسد

و اين دعا را بخواند: سـائلـك فقيرك مسكينك ببابك

فتصدق عليه بالجنة

اللهم البيت بيتك والحرم حرمك والعبد عـبـدك و هـذا مـقام العائذبك المستجير بك من النار فاعتقنى و والدى و اهلي و ولدي و اخواني المؤمنين من النار يا جواد يا كريم .

و وقتى كه به حجر اسماعيل (ع ) رسيد

رو به ناودان كرده

سر را بلند كند وبگويد: اللهم ادخلني الجنة و اجرني من النار برحمتك و عافني من السقم و اوسع على من الرزق الحلال وادرا عني شرفسقة الجن والا نس و شر فسقة العرب والعجم .

و چون از حجر بگذرد و به پشت كعبه برسد

بگويد: يـا ذاالـمـن والطول ياذا الجود والكرم ان عملي ضعيف فضاعفه لي و تقبله مني انك انت السميع العليم .

و چون به ركن يمانى مى رسد

دست به دعا بردارد و بگويد: يـا اللّه يـا ولـي الـعافية و خالق العافية و رازق العافية والمنعم بالعافية والمنان بالعافية والمتفضل بـالعافية على و على جميع خلقك يا رحمن الدنيا والاخرة و رحيمهماصل على محمد و آل محمد وارزقنا العافية و تمام العافية و شكر العافية في الدنيا والاخرة يا ارحم الراحمين .

سپس سر به جانب كعبه بالا كند و بگويد: الـحمد للّه الذي شرفك و عظمك والحمدللّه الذي بعث محمدا نبيا و جعل عليا اماما اللهم اهد له خيار خلقك وجنبه شرار خلقك .

و چون ميان ركن يمانى و حجر الاسود برسد

بگويد: ربنا آتنا في الدنيا حسنة و في الا خرة حسنة و قنا عذاب النار.

و در شـوط هـفـتـم

وقـتى كه به مستجار رسيد

مستحب است دو دست خود رارو به ديوار خانه بگشايد و شكم و روى خود را به ديوار كعبه بچسباندوبگويد: اللهم البيت بيتك والعبد عبدك و هذا مكان العائذ بك من النار.

پـس بـه گناهان خود اعتراف نمايد و از خداوند عالم آمرزش بطلبد كه ان شاءاللّه تعالى مستجاب خواهد شد


28

بعد بگويد: اللهم من قبلك الروح والفرج والعافية اللهم ان عملي ضعيف فضاعفه لي واغفر لي مااطلعت عليه مني و خفى على خلقك استجير باللّه من النار.

و آنچه مى خواهد دعا كند

و ركن يمانى را استلام كند و نزد حجرالاسودآمده

طواف خود را تمام نمايد و بگويد: اللهم قنعني بما رزقتني و بارك لي فيما آتيتني .

و بـراى طـواف كننده مستحب است در هر شوط

اركان خانه كعبه وحجرالاسود را استلام نمايد و در وقت استلام آن بگويد: امانتي اديتها و ميثاقي تعاهدته لتشهد لي بالمؤافاة .


29

مكروهات طواف

1 - تكلم به غير از ذكر خداوند و از ياد خدا غافل شدن .

2 - خنديدن و با حالت تكبر راه رفتن .

3 - خوردن و آشاميدن .

4 - شعر خواندن .


30

نماز طواف عمره مفرده

مـساله 186 - واجب است طواف كننده

بعد از تمام شدن طواف عمره

دوركعت نماز - مثل نماز صبح - بخواند

و بنا بر احتياط واجب

بايد نماز رافورا پس از طواف بخواند و ميزان مبادرت عرفيه اسـت

و در هـر صـورت

بـاتـاخـير در نماز اعاده طواف لازم نيست

و نمازگزار در قرائت نماز

مخيراست بين جهر و اخفات (نماز را بلند بخواند يا آهسته ).

مـسـالـه 187 - در نـمـاز طـواف

شـخـص مى تواند آن را با هر سوره اى كه مى خواهد بخواند

جز سـوره هـايـى كه در آنها سجده واجب است

ولى مستحب است در ركعت اول

بعد از حمد سوره توحيد را بخواند

و درركعت دوم

سوره جحد قل يا ايها الكافرون را بخواند.

مساله 188 - شك در ركعات نماز طواف

موجب بطلان نماز طواف كننده است و بايد آن را اعاده كند

و بعيد نيست اعتبار ظن در ركعات

و اگردر افعال يا اقوال شك كرد

اگر محل آن نگذشته آن را به جا آورد

و اگرمحل آن گذشته

به آن اعتنا نكند.

مساله 189 - نماز طواف واجب را بايد پشت مقام ابراهيم (ع ) و نزديك به آن به جا آورد

به نحوى كه مقام در جلوى او قرار گيرد و پشت مقام

حدمعينى ندارد و ميزان عرف است

و بهتر آن است كه فرد هر قدر ممكن باشد نزديكتر به مقام بايستد

اما مزاحمت براى سايرين ايجاد نكند

و اگردر غير مـحـل ذكـر شده نماز بخواند و ساير اعمال را با اعتقاد به صحت آن انجام دهد

فقط نماز را اعاده كند.

مـساله 190 - شخص بايد نماز طواف را پشت مقام ابراهيم (ع ) ونزديك به آن به جا آورد

ولى اگر بـه واسـطـه زيادى جمعيت نتوانست در آن مكان به جا آورد بايد هر كجا از پشت مقام كه مى تواند

آن را بـجـا آورد

لـكن با رعايت الاقرب فالاقرب

على الاحوط

و نمى تواند به خواندن در يكى ازدو جانب مقام اكتفا كند

و اما نماز طواف مستحبى را در هر جاى مسجدالحرام كه بخواهد به جا آورد

جايز و كافى است

اگر چه در حال اختيار باشد.

مساله 191 - بر هر مكلف

واجب است نماز خود و شرايط و واجبات وقرائت و ذكرهاى واجب آن را به طور صحيح ياد بگيرد

مخصوصا كسى كه مى خواهد به حج يا عمره مفرده برود

و اگر كوتاهى كند و نماز خود راتصحيح نكند

ممكن است با اشكال مواجه شود.

مـسـالـه 192 - اگـر كسى نماز طواف عمره را فراموش كند

بايد هر وقت كه يادش آمد

آن را در پشت مقام و نزديك آن به جا آورد

و اگر در اثناى سعى صفا و مروه يادش آمد

از همان جا سعى را رهـا كند و برگردد دو ركعت نماز طواف را بخواند

بعد از آن سعى را از همان جا كه قطع نموده

تمام كند.

مـسـالـه 193 - شخصى كه نماز طواف را فراموش كرده و به ساير اعمالى كه بعد از نماز بايد به جا آورد عـمـل كـرده باشد

اعاده آنها ظاهرا لازم نيست .اگر چه احتياط استحبابى در اعاده است

و لازم است اتيان نماز

در صورت ترك آن جهلامثل ناسى .

مـساله 194 - اگر كسى نماز طواف عمره را فراموش كند و بعد از اعمال يادش بيايد پس اگر در مـكـه اسـت

بـايـد نـمـاز را پـشت و نزد مقام به جا آورد

واگر از مكه خارج شده و برگشتن به مسجدالحرام برايش مشكل باشد

بايدهر جا كه يادش آمد

آن را به جا آورد.

مساله 195 - اگر شخصى نتوانست قرائت يا اذكار واجب را ياد بگيرد

بايد نماز را به هر ترتيبى كه مـى تـوانـد خودش به جا آورد

لكن اگر بخواهداحتياط كند

علاوه بر خواندن خودش كه مجزى است

هم با جماعت بخواند و هم نايب بگيرد.

مـسـالـه 196 - اگر كسى نماز طواف عمره را داخل حجر اسماعيل (ع )به جا آورد و بعد از تقصير متوجه شود

بايد نماز را پشت مقام ابراهيم (ع ) ونزديك به آن اعاده كند.

مـساله 197 - لباس ساتر نمازگزار

بايد مباح باشد

واگر شخصى باعين پولى كه خمس يا زكات آن را نداده

لباس ساتر بخرد

نماز خواندن اودر آن لباس باطل است

همچنين اگر به ذمه بخرد و در موقع معامله


31

قصدش اين باشد كه از پولى كه خمس يا زكاتش را نداده بدهد. ((3))


32

مستحبات نماز طواف

1 - مـسـتـحـب اسـت بعد از نماز طواف

حمد و ثناى خداوند را به جا آورد و برپيامبر اكرم (ص ) و خاندانش (ع ) صلوات بفرستد.

2 - از خداوند عالم تقاضاى استجابت دعا كند و بگويد: اللهم تقبل مني و لا تجعله آخر العهد مني . الحمد للّه بمحامده كلها على نعمائه كلها حتى ينتهي الـحـمـد الـى مـايحب و يرضى

اللهم صل على محمد و آل محمد وتقبل مني و طهر قلبي و زك عملي .

و در روايت ديگرى است كه بگويد: الـلـهم ارحمني بطاعتي اياك و طاعة رسولك صلى اللّه عليه و آله و سلم اللهم جنبني ان اتعدى حدودك واجعلني ممن يحبك و يحب رسولك و ملائكتك و عبادك الصالحين .

3 - در بـعـضـى روايـات اسـت كـه حـضـرت صادق (ع ) بعد از نماز طواف به سجده رفته

چنين مى گفت : سـجد لك وجهي تعبدا و رقا لا اله الا انت حقا حقا الاول قبل كل شي ء والا خر بعد كل شي ء و ها انا ذا بين يديك ناصيتي بيدك فاغفرلي انه لايغفر الذنب العظيم غيرك فاغفر لي فاني مقر بذنوبي على نفسي و لا يدفع الذنب العظيم غيرك .

و آمـده كـه بـعـد از سجده

روى مبارك آن حضرت

از گريه چنان بود كه گويادر آب فرو رفته باشد.

4 - بـعـد از فـراغـت از نماز طواف و پيش از سعى

مستحب است به نزدچاه زمزم رفته

از آب آن بخورد و به سر و پشت خود بريزد و بگويد: اللهم اجعله علما نافعا و رزقا واسعا و شفاء من كل داءوسقم .

پس از آن به طرف حجر الاسود و از آنجا به طرف صفا برود.


33

سعى بين صفا و مروه

مـسـالـه 198 - بر شخص حج گزار واجب است بعد از نماز طواف عمره مفرده بين دو كوه صفا و مروه سعى كند

و سعى بين دو كوه بايد احراز شود

بدين نحو كه از صفا به مروه برود و از مروه به صفا برگردد.

مـساله 199 - واجب است سعى بين صفا و مروه هفت مرتبه باشد

وهر مرتبه را يك شوط گويند

به اين معنا كه از صفا به مروه رفتن يك شوطاست و از مروه به صفا برگشتن نيز يك شوط.

مساله 200 - در سعى

واجب است شخص

اول از صفا شروع كند وبايد در دور هفتم به مروه ختم كـنـد

و اگـر از مروه شروع كند

هر وقت فهميدبايد اعاده كند

و اگر در بين سعى بفهمد

بايد سعى را از سر بگيرد و از صفاشروع كند.

مساله 201 - جايز است كه فرد سعى بين صفا و مروه را سواره طى كند

مثلا با ويلچر

چه در حال اختيار و چه با عذر

لكن پياده سعى كردن بهتر است .

مـسـاله 202 - طهارت از حدث و خبث

و ستر عورت در سعى لازم نيست

گرچه احوط

مراعات طهارت از حدث است .

مـساله 203 - واجب است سعى را بعد از طواف و نماز آن به جا آورد

واگر عمدا پيش از آنها به جا آورد

بـايـد بـعد از طواف و نماز سعى را اعاده كند

و اگر از روى فراموشى مقدم بدارد

اقوى آن است كه سعى را اعاده كند

همچنين است اگر از روى ندانستن مساله

آن را مقدم بدارد.

مساله 204 - سعى در طبقه فوقانى

اگر احراز نشود كه بين دو كوه است

اشكال دارد.

مـسـاله 205 - واجب است فرد در وقت رفتن به طرف مروه

متوجه مروه باشد

و در وقت رفتن به سـوى صـفا

متوجه صفا باشد

و اين وجوب توجه وضعى است . پس اگر عقب عقب برود يا پهلوى خـود را بـه طـرف صـفا يامروه كند و راه برود

سعى او باطل است و بايد آن مقدار را تدارك كند

مگراين كه محل آن گذشته باشد

كه در اين صورت سعى او اشكال دارد واحتياط در اتمام و اعاده است .

مـسـاله 206 - به جهت استراحت و رفع خستگى

نشستن يا خوابيدن در صفا يا مروه جايز است

و همين طور نشستن يا خوابيدن بين آنها براى رفع خستگى يا براى خوردن آب

و لازم نيست شخص عذرى داشته باشد

بنا بر اقوى .

مساله 207 - سعى هم مثل طواف ركن است و حكم ترك آن از روى عمد يا سهو

چنان است كه در حكم طواف بيان شد.

مساله 208 - زياد انجام دادن سعى

علاوه بر هفت مرتبه

از روى عمد

موجب باطل شدن آن است و فرد بايد آن را از سر بگيرد

نظير آنچه در طواف گذشت

ولى اگر رفت و برگشت را يك مرتبه حساب كرده و درنتيجه چهارده مرتبه سعى نموده

بنا بر اقوى سعى او صحيح است

هرچنداحوط اعـاده سـعـى اسـت

ولـى اگر در شوط سوم متوجه بشود كه رفت وبرگشت هر كدام يك شوط حساب مى شود و سعى خود را به هفت شوطخاتمه دهد

سعى او صحيح است .

مـساله 209 - اگر كسى به علت فراموشى زيادتر از هفت شوط سعى كند

چه كمتر از يك مرتبه يا بـيـشتر

سعى او صحيح است

و بهتر آن است كه شوط اضافى را رها كند

گر چه بعيد نيست كه بتواند آن را به هفت مرتبه برساند.

مـساله 210 - اگر كسى سعى را سهوا كمتر به جا آورد

واجب است هروقت يادش بيايد

آن را تمام كـنـد

و اگـر بـه وطـن خـود مـراجـعت كرده و براى اومشقت ندارد

بايد مراجعت كند

و اگر نـمـى تـوانـد يـا برايش مشقت دارد

بايدنايب بگيرد. هچنين اگر كسى سعى را سهوا ترك كند و تقصير يا حلق نمايد

از احرام خارج شده و هر وقت يادش آمد

بايد سعى را به جا آورد.

مـساله 211 - اگر شخص بعد از تقصير يا حلق

در تعداد اشواط سعى شك كرد

به شك خود اعتنا نـكند

و اگر مى داند هفت شوط را كامل به جاآورده

ولى شك در انجام زيادى سعى دارد

در اين صورت هم به شك خوداعتنا نكند و سعى او صحيح است .


34

مـسـالـه 212 - اگر كسى پس از تمام شدن سعى و فراغت از آن

شك كرد كه آن را صحيح انجام داده يا نه

به شك خود اعتنا نكند.

مساله 213 - اگر شخص در مروه بين هفت و نه به شوط شك كند

به شك خود اعتنا نكند

و اگر قبل از رسيدن به مروه بين هفت شوط و كمتر ازآن شك كند

ظاهرا سعى او باطل است .

مساله 214 - اگر كسى در اثناى سعى متوجه شود كه طواف او بيش ازهفت شوط بوده

مى تواند بـه اين نحو احتياط كند كه سعى را تمام نمايد وبعد از فوت موالات عرفيه بين شوط زايد طواف و مقدار باقيمانده تا چهارده شوط

طواف و نماز و سعى را اعاده كند و بعد تقصير يا حلق نمايد.

مـسـالـه 215 - كسى كه طواف و نماز طواف عمره را انجام داده

تاخيردر انجام سعى تا روز ديگر براو جايز نيست

اما تاخير در مدت كمتر از آن

هرچند تا شب

مانعى ندارد.

مـساله 216 - اگر شخصى به جهت كنترل همراهان خود در حين سعى به عقب برگردد و بدون توجه مجددا همان مسافت را طى كند

و يا گمان كند در محل هروله

واجب است كه هروله كند و لذا برگردد و مقدارى را كه عادى طى كرده بود

با هروله تكرار كند

در اين دو صورت سعى او اشكال دارد و بايد آن را اعاده كند.


35

مستحبات سعى

1 - طهارت از حدث اكبر و حدث اصغر

اما شخص حائض

مى تواند با آن حال سعى نمايد.

2 - از آب زمزم بخورد

همان طوركه در مستحبات نمازطواف بيان كرديم .

3 - در صورت امكان در هنگام رفتن به طرف صفا حجرالاسود رااستلام كند و ببوسد

و در صورت ازدحام و كثرت جمعيت

به حجرالاسوداشاره كند.

4 - مـسـتحب است از درى كه روبه روى حجرالاسود است

با آرامش ووقار به سوى صفا رود

و بر بالاى صفا رفته

به خانه كعبه نظر كند و به ركنى كه حجرالاسود در اوست رو نمايد و حمد و ثناى الـهـى را بـه جـا آورد ونـعـمـتـهـاى الهى را به خاطر بياورد

آنگاه ذكرهاى زير را به تعدادى كه آمده بگويد:

اللّه اكبر (هفت مرتبه ).

الحمدللّه (هفت مرتبه ).

لااله الا اللّه (هفت مرتبه ).

لا اله الا اللّه وحده لا شريك له

له الملك و له الحمديحيى و يميت و هو حى لايموت بيده الخير و هو على كل شي ء قدير (سه مرتبه ).

سپس صلوات بر محمد(ص ) و آل محمد(ع ) بفرستد و بگويد: اللّه اكبر على ما هدانا والحمد للّه على ما ابلانا والحمد للّه الحي القيوم والحمد للّه الحي الدائم (سه مرتبه ).

اشـهـد ان لاالـه الا اللّه و اشهد ان محمدا عبده و رسوله لانعبد الا اياه مخلصين له الدين ولو كره المشركون (سه مرتبه ).

اللهم اني اسالك العفو والعافية واليقين في الدنياوالاخرة (سه مرتبه ).

اللهم آتنا في الدنيا حسنة و في الا خرة حسنة و قناعذاب النار(سه مرتبه ).

اللّه اكبر (صد مرتبه ).

لا اله الا اللّه (صد مرتبه ).

الحمد للّه (صد مرتبه ).

سبحان اللّه (صد مرتبه ).

آنگاه بگويد: لا الـه الا اللّه وحـده وحـده انـجز وعده و نصر عبده و غلب الاحزاب وحده

فله الملك و له الحمد وحـده

الـلهم بارك لي في الموت و فيما بعد الموت

اللهم اني اعوذ بك من ظلمة القبر و وحشته اللهم اظلني في ظل عرشك يوم لاظل الا ظلك .

5 - مـسـتحب است هنگامى كه بر كوه صفا توقف مى كند

مكررا خود وخانواده خود و دينش را به خداوند متعال بسپارد و بگويد: اسـتـودع اللّه الـرحـمن الرحيم الذي لا تضيع ودائعه ديني ونفسي و اهلي

اللهم استعملني على كتابك و سنة نبيك وتوفني على ملته و اعذني من الفتنة .

پس بگويد: اللّه اكبر (سه مرتبه ).

سپس دعاى سابق را دو مرتبه تكرار كند

يك بار تكبير بگويد و باز دعا راتكرار كند

و اگر تمام اين عمل را نتوانست انجام دهد

هر قدر كه مى تواندبخواند.

6 - مـسـتـحـب اسـت كـه رو به كعبه نمايد و دعاى زير را بخواند

كه درروايت است كه حضرت امـيـرالـمـؤمنين على (ع ) هنگامى كه بر بالاى صفامى رفت

رو به قبله نموده

دستهايش را بلند مى كرد و اين دعا رامى خواند: الـلـهـم اغفر لي كل ذنب اذنبته قط فان عدت فعد على بالمغفرة فانك انت الغفور الرحيم

اللهم افـعل بي ما انت اهله فانك ان تفعل بي ما انت اهله ترحمني و ان تعذبني فانت غني عن عذابي و انا محتاج الى رحمتك فيا من انامحتاج الى رحمته ارحمني اللهم لا تفعل بي ما انا اهله فانك ان تفعل بـي مـا انـا اهـلـه تـغـذبـني و لم تظلمني اصبحت اتقي عدلك و لا اخاف جورك فيا من هو عدل لايجورارحمني .

پس بگويد: يا من لا يخيب سائله و لا ينفد نائله صل على محمد وآل محمد

واجرني من النار برحمتك .

7 - مـسـتـحـب است بر كوه صفا زمان زيادى را توقف كند. پيامبر خدا(ص )به اندازه خواندن يك سـوره بـقـره بـا تـانـى بر روى كوه صفا مى ايستادند. درحديث شريف وارد شده است هر كس كه بـخواهد مال او زياد شود

ايستادن بر صفا را طول دهد و هنگامى كه از صفا پايين مى آيد بايستد و متوجه خانه كعبه شود و بگويد: الـلـهـم انـي اعوذ بك من عذاب القبر و فتنته و غربته ووحشته و ظلمته و ضيقه و ضنكه

اللهم اظلني فى ظل عرشك يوم لاظل الا ظلك .

پس از آن كه مقدار ديگرى پايين آمد


36

كتف خود را برهنه كرده

بگويد: يا رب العفو يا من امر بالعفو يا من هو اولى بالعفو

يامن يثيب على العفو

العفو العفو العفو يا جواد يا كريم ياقريب يا بعيد

اردد على نعمتك و استعملني بطاعتك ومرضاتك .

8 - و مستحب است شخص پياده سعى نمايد و در مقدارى از سعى كه محل بازار عطاران است - و امـروزه اول و آخـر آن بـا چـراغ سبز مشخص شده است - هروله كند (يعنى مقدارى تندتر حركت كند

به طورى نه دويدن باشد و نه راه رفتن معمولى )

و بر بانوان هروله مستحب نيست

ووقتى به اولين ستون سبز رسيد

بگويد: بـسم اللّه و باللّه

واللّه اكبر

و صلى اللّه على محمد و اهل بيته

اللهم اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انـك انـت الا عـزالا جل الا كرم

واهدني للتي هي اقوم اللهم ان عملي ضعيف

فضاعفه لي و تقبله مني

اللهم لك سعيي

و بك حولي و قوتي تقبل منى عملي يا من يقبل عمل المتقين .

و همين كه از محل بازار عطاران گذشت

بگويد: ياذا المن والفضل والكرم والنعماء والجود اغفر لي ذنوبي

انه لا يغفر الذنوب الا انت .

و هنگامى كه به مروه رسيد

بالاى آن برود و آنچه را كه در صفا به جا آورده بود

به جا آورد دعاهاى آنجا را به ترتيبى كه ذكر شد

بخواند.

و پس از آن بگويد: الـلهم يا من امر بالعفو يا من يحب العفو يا من يعطي على العفو

يا من يعفو على العفو يا رب العفو

العفو العفوالعفو.

9 - مستحب است فرد در حال سعى گريه كند و خود را به گريه وادارد و دعابسيار كند و اين دعا را بخواند: اللهم اني اسالك حسن الظن بك على كل حال و صدق النية في التوكل عليك .


37

تقصير يا حلق

مـسـالـه 217 - در عمره مفرده

واجب است شخص بعد از آنكه سعى كرد

تقصير كند(مقدارى از نـاخـنـها يا مقدارى از موى سر يا شارب يا ريش خودرا بزند

و بهتر آن است كه اكتفا به زدن ناخن نـكـنـد) يا حلق نمايد (سر خودرا بتراشد)

ولى در عمره تمتع

تراشيدن سر كفايت نمى كند بلكه حرام است .

مـسـالـه 218 - تقصير يا حلق نيز از عبادات است و بايد با نيت پاك وقصد اطاعت از خداوند به جا آورده شود و اگر كسى در انجام آن ريا كند

موجب بطلان عمره او مى شود

مگر آنكه آن را جبران كند.

مـسـالـه 219 - كسى كه تقصير يا حلق او محكوم به بطلان است

ولى بعد از آن محرمات احرام را به جا آورده

در صورتى كه جاهل به مساله باشد

كفاره ندارد

مگر در صيد

به تفصيلى كه در كتب فقهى آمده است .

مـساله 220 - اگر كسى در عمره مفرده بعد از سعى تقصير كند بعد به شك بيفتد كه آيا تقصيرى كه كرده صحيح است يا نه

تقصير او صحيح است .

مساله 221 - اگر كسى در عمره مفرده تقصير را فراموش كند

مى توانددر هر جايى تقصير كند

و اگـر به وطن بازگشته باشد

تقصير در همان جاهم كفايت مى كند

ولى بايد طواف نساء را اعاده كند

و اگر خودش نمى تواند بايد نايب بگيرد.

مساله 222 - اگر فردى سنى از فرد شيعى تقصير نمايد

اشكالى ندارد.

مـسـاله 223 - اگر كسى جهلا يا سهوا قبل از سعى تقصير كند و بعد ازسعى دوباره تقصير نمايد

چيزى بر او نيست .


38

طواف نساء و نماز آن

مساله 224 - طواف نساء و نماز آن در عمره مفرده

بايد بعد از تقصير ياتراشيدن سر انجام شود

و تا هـنگامى كه شخص طواف نساء و نماز آن رابه جا نياورد

زن يا شوهر بر او حلال نمى شود

و بنا بر احـتياط واجب

آنچه از زن بر او حرام شده بود نيز

مثل عقد كردن و خطبه خواندن و شاهدشدن

بر او حلال نمى شود.

مـسـاله 225 - طواف نساء و نماز آن

در كيفيت و واجبات و شرايط واحكام آن

مانند طواف عمره مفرده است كه قبلا بيان كرديم

جز اين كه دراينجا فرد بايد نيت طواف نساء كند.

مـساله 226 - طواف نساء اختصاص به مرد ندارد

بلكه بر زن و خنثى وخصى (اخته ) و بچه مميز

حتى بر عنين و كسانى كه انجام عمل زناشويى از آنها ممكن نيست

واجب است .

مـسـاله 227 - اگر كسى طواف نساء را فراموش كرد و به وطن خودبرگشت

پس اگر مى تواند بايد خودش برگردد و آن را به جا آورد

و اگرنمى تواند يا برايش مشقت دارد

بايد نايب بگيرد و تا زمانى كه آن راخودش يا نايبش به جا نياورده

زن يا شوهر بر او حلال نمى شود

و اگر دراين مدت نزديكى كرده

بايد يك هدى (قربانى ) به عنوان كفاره بدهد

كه احتياطا قربانى يك شتر باشد.

مـسـالـه 228 - اگـر شخصى

چندين عمره مفرده به جا آورده باشد و درهيچ كدام طواف نساء را انجام نداده باشد

يك طواف نساء براى تمام آنهاكفايت مى كند.

مـسـالـه 229 - اگـر كسى در عمره مفرده نايب باشد

احتياط آن است كه در طواف نساء نيت ما فى الذمه كند

گرچه مى تواند به نيت منوب عنه انجام دهد.

مـسـالـه 230 - اگـر شـخصى قبل از به جا آوردن طواف نساء با زوجه خوداز روى شهوت ملاعبه نمايد

كفاره دارد

مگر در صورت جهل .


39

طواف وداع

بر كسى كه مى خواهد از مكه خارج شود

مستحب است يك طواف به عنوان طواف وداع با نماز آن بـه جـا آورد

و در هر شوطى حجرالاسود و ركن يمانى را در صورت امكان استلام نمايد و چون به مـستجار رسيد

مستحباتى كه قبلا براى آن مكان ذكر شد

به جا آورد و آنچه مى خواهد دعانمايد

پـس از آن حـجـرلاسـود را اسـتـلام نـمايد و شكم خود را به خانه كعبه بچسباند

يك دست را بر حجرالاسود بگذارد و دست ديگر را به طرف درب خانه كعبه بگذارد و حمد و ثناى الهى نمايد و بر محمد(ص ) و آل او(ع )صلوات بفرستد و اين دعا را بخواند: اللهم صل على محمد عبدك و رسولك و نبيك و امينك وحبيبك و نجيك و خيرتك من خلقك الـلـهـم كما بلغ ‌رسالاتك و جاهد في سبيلك و صدع بامرك و اوذي في جنبك و عبدك حتى اتاه اليقين

اللهم اقلبني مفلحا منجحامستجابا بافضل ما يرجع به احد من و فدك من المغفرة والبركة والرحمة والرضوان والعافية .

و مـسـتـحـب است وقت بيرون آمدن از مسجدالحرام

از باب حناطين كه مقابل ركن شامى است خارج شود

و وقت بيرون رفتن يك درهم خرمابخرد و آن را به فقرا صدقه دهد.


40

احكام محصور و مصدود

مـساله 231 - مصدود عبارت است از كسى كه دشمن او را از به جا آوردن عمره يا حج

منع كند و محصور آن كسى است كه به واسطه بيمارى از به جاآوردن عمره يا حج باز بماند.

مساله 232 - اگر كسى به احرام عمره محرم شود

واجب است عمره راتمام كند. و اگر تمام نكند

در احرام باقى خواهد ماند.

مساله 233 - اگر كسى احرام عمره را بست و بعد از آن دشمن يا كس ديگر از قبيل عمال دولت يا غير آنها او را از رفتن به مكه منع كنند

و راه ديگرى جز آن راهى كه منع شده نباشد

يا اگر باشد

مـؤونـه آن را نـداشـتـه بـاشـد

مـى تـوانـد در هـمان محلى كه ممنوع شده

يك شتر يا گاو و يا گوسفندقربانى كند و از احرام خارج شود

و احتياط واجب آن است كه به نيت تحليل قربانى كند و بـنا بر احتياط واجب

قدرى از مو يا ناخن خود را بگيرد

و در اين صورت همه چيز حتى زن بر او حلال مى شود.

مـساله 234 - اگر بعد از احرام براى رفتن به مكه يا بر به جا آوردن اعمال پولى مطالبه كنند

پس اگر داشته باشد بايد بدهد

و اگر نداشته باشديا حرجى بر او باشد

ظاهرا حكم مصدود را دارد.

مـسـاله 235 - كسى كه محرم به احرام عمره شده و به واسطه بيمارى نتوانسته به مكه برود

اگر بـخـواهد محل شود

بايد قربانى كند

و بنا بر اقوى

قربانى يا پول آن را به وسيله فرد امينى به مكه بفرستد و با او قرار كند كه درچه روز و چه ساعتى آن را در مكه ذبح كند و در آن روز معين تقصير كند.پس از آن

هرچه بر او احرام شده بود حلال مى شود

مگر زن .


41

مسائل متفرقه

مـسـالـه 236 - وقـتى كه درمسجدالحرام يا مسجدالنبى (ص ) يا مساجدديگر نمازجماعت منعقد مـى شـود

مـؤمـنـيـن نـبايد از آنجا خارج شوند و بايد درنماز جماعت آنان شركت كنند و با ساير مسلمين نماز را به جماعت بخوانند.

مـسـالـه 237 - در مـكـه و مـديـنه و در محل اقامت خود (هتلها ومسافرخانه ها)

نبايد نماز را به جماعت بخوانند و مى توانند در جماعت ساير مسلمين در مساجد شركت كنند و نماز را به جماعت بخوانند.

مـسـالـه 238 - تـخـيـيـر بـين قصر و اتمام

در تمام شهر مكه و مدينه جارى است و اختصاص به مسجدالحرام و مسجدالنبى (ص ) ندارد.

مـسـاله 239 - كسى كه نماز را در مسجدالحرام به نحو استداره خوانده است

به طورى كه رو در روى امام جماعت و يا در طرفين او ايستاده بوده است

با وضع فعلى نياز به اعاده ندارد.

مـسـالـه 240 - در صورتى كه شخص نمازگزار وارد يكى از مساجد مكه معظمه و يا مدينه منوره شود و نماز جماعت خاتمه يافته باشد

مى تواندنماز فرادى را در همان جا و به شيوه آنان به جا آورد.

مـسـالـه 241 - حصيرهايى كه در عربستان مورد استفاده حجاج ايرانى وغير ايرانى واقع مى شود

سجده بر آنها جايز است .

مـسـالـه 242 - اگـر كسى نماز را به كيفيتى بخواند كه معلوم نيست موافق نظر اهل سنت باشد

مانند سجده كردن بر پشت نمازگزاران صف جلو

دراين صورت بايد نماز را اعاده كند.

س 243 - كسانى كه براى شركت در نماز مغرب در مكه و مدينه واردمساجد مى شوند و نمازهاى خود را با جماعت مى خوانند

آيا جايز است بلافاصله بعد از نماز جماعت

نماز عشاء را بخوانند يا نه ؟

ج - مانع ندارد

و اگر وقت نشده بايد صبر كنند.

س 244 - شركت در نماز جماعت مغرب اهل سنت

با توجه به اين كه وقت مغرب نزد آنها زودتر از مغرب شرعى نزد شيعيان است

آيا كفايت مى نمايد يا نه ؟

ج - در فرض مرقوم

جماعت صحيح است و اعاده ندارد.

مساله 245 - در ليالى مقمره (شبهاى مهتابى ) در مكه

كسانى كه نمازصبح را با ساير مسلمين به جـمـاعـت مـى خـوانـنـد

جماعت آنان صحيح است و اعاده ندارد

و فرقى بين شبهاى مهتابى و غيرمهتابى نيست .

مـساله 246 - سجده نمودن بر تمام اقسام سنگها

چه سنگ مرمرباشد يا سنگهاى معدنى يا سنگ گـچ و آهـك (قـبـل از آنـكـه پـخـتـه شـود)

جـايـز اسـت و سـنـگـهايى كه در مسجدالحرام و مسجدالنبى (ص ) از اين قبيل است سجده بر آنها اشكال ندارد.

مساله 247 - در مسجدالحرام و مسجدالنبى (ص )

سجده كردن روى فرشهاى مسجد مانع ندارد و گذاشتن مهر جايز نيست

و لازم نيست افراددر جايى كه سنگفرش است نماز بخوانند

همچنين لازم نيست حصير يامثل آن با خود حمل كنند.

مساله 248 - اگر كسى در حرم چيزى پيدا كند

برداشتن آن كراهت شديد دارد

لكن اگر بردارد

در صـورتـى كـه ارزش آن كمتر از يك درهم باشد

مى تواند قصد تملك آن را بكند و آن را مصرف كـنـد و بـه صـاحـبـش ضامن نيست

و اگر از يك درهم بيشتر ارزش داشته باشد

بايد يك سال آن راتـعـريـف كـنـد و اگـر بـعد از يك سال صاحبش را پيدا نكرد

مخير است بين حفظ آن براى صاحبش يا صدقه دادن آن .

مساله 249 - برداشتن قران از مسجدالحرام

بدون اجازه از مسئولان ذى ربط

جايز نيست .

مساله 250 - برداشتن مقدارى سنگ از كوه صفا و مروه

جايزنيست .

مـسـالـه 251 - در تـطـهـير مسجدالحرام

به نحوى كه فعلا مى شويند وعين نجاست را برطرف مى كنند

بعد با ظرف آب قليل آن را مى شويند

علم به نجاست پيدا نمى شود و با فرض شك

نبايد اعتنا كرد.


42

مستحبات دخول به حرم

1 - همين كه حاجى به حرم رسيد

جهت دخول به حرم غسل نمايد.

2 - بـراى تـواضع و فروتنى نسبت به حضرت حق جل و علا

پابرهنه شود و نعلين خود را در دست گرفته

داخل حرم شود و اين عمل ثواب زيادى دارد و در وسائل الشيعه

در ابواب مقدمات طواف

روايـت اول از امام صادق (ع ) چنين آمده كه هركس به منظور تواضع براى خدا چنين كند

خداوند صدهزار سيئه از او محو مى كند و صدهزار حسنه براى او مى نويسدو صد هزار درجه به او مى دهد و صد هزار حاجت از او روا مى كند.

3 - وقـتى كه داخل حرم شد

مقدارى از گياه اذخر را بجود تا دهان اوبراى بوسيدن حجرالاسود خوشبو شود.

4 - وقت دخول به حرم اين دعا را بخواند: الـلهم انك قلت فى كتابك المنزل و قولك الحق : و اءذن فى الناس بالحج ياتوك رجالا و على كل ضامر ياتين من كل فج عميق . اللهم انى ارجوان اكون ممن اجاب دعوتك وقدجئت من شقة بعيدة و فـج عـمـيـق سـامـعـا لندائك و مستجيبالك مطيعا لامرك و كل ذلك بفضلك على واحسانك الي فلك الحمد على ما وفقتنى له ابتغي بذلك الزلفة عندك والقربة اليك والمنزلة لديك والمغفرة لـذنـوبي والتوبة على منها بمنك

اللهم صل على محمد و آل محمد و حرم بدني على النار و آمني من عذابك و عقابك برحمتك ياارحم الراحمين .


43

مستحبات دخول به مكه معظمه

براى ورود به مكه معظمه آدابى است كه مراعات آنها بر زائر مستحب است : 1 - غـسـل و نـيـت آن ايـن اسـت كه در موقع غسل كردن بگويد براى ورودبه مكه معظمه غسل مى كنم

قربة الى اللّه .

2 - با آرامش و وقار و در حالت خضوع و خشوع

وارد مكه شود.

3 - كسانى كه از راه مدينه منوره به مكه معظمه مى آيند

از قسمت بالاى مكه از عقبه مدينين وارد شوند و هنگام خروج از مكه از ذى طوى بيرون آيند.


44

آداب و مستحبات مكه معظمه

در مكه معظمه آدابى است كه لازم است زائرين محترم رعايت فرمايند: 1 - از آب زمـزم بياشامد كه شفاى دردهاست و مستحب است در آن حال بگويد: اللهم اجعله علما نافعا و رزقا واسعاوشفاء من كل داءوسقم نيز بگويد بسم اللّه و باللّه و الشكر للّه .

2 - ذكر خداوند جل و علا را بسيار بگويد.

3 - قـران تـلاوت كـند. در روايت آمده است كه هركس يك ختم قران درمكه معظمه به جا آورد

نمى ميرد تا اين كه رسول خدا(ص ) را رؤيت كند وماوى و منزلش را در بهشت ببيند.

4 - عباداتى از قبيل طواف و نماز را بسيار به جا آورد.

5 - به خانه خدا بنگرد

كه ثواب بسيار دارد.

6 - در هـر شـبـانه روز ده مرتبه طواف نمايد

سه طواف در اول شب

سه طواف

در آخر شب و دو طواف پس از دخول در صبح و دو طواف هنگام بعداز ظهر.

7 - هنگام توقف در مكه

به عدد ايام سال

يعنى سيصدوشصت مرتبه طواف نمايد

و اگر اين مقدار ممكن نشد

پنجاه و دو مرتبه

و اگر آن هم ميسور نبود

هر مقدارى كه مى تواند طواف كند.

8 - مـسـتـحب است فرد به نيابت از رسول خدا(ص ) و ائمه اطهار(ع ) وفاطمه زهرا(س ) و علما و صـلـحا و مؤمنين و خويشان و دوستان طواف كند

و مى تواند يك طواف به نيابت از چند نفر به جا آورد. در روايـت وارد شـده كـه شـخـصـى از امـام كاظم (ع ) پرسيد زمانى كه عازم مكه مى شوم

بسااشخاصى كه از من مى خواهند به جاى آنان طواف به جا آورم و قدرت اتيان طواف براى همه را ندارم . امام (ع ) فرمود پس از انجام اعمال خود

يك طواف و دو ركعت نماز بجا آور و

بگو اين طواف و نماز را به نيابت ازآنان به جا مى آورم

در اين صورت به هر كس بگويى به نيابت تو طواف ونماز به جا آوردم

راست گفته اى .

9 - داخـل خانه كعبه شود

خصوصا كسى كه سفر اول اوست

و مستحب است قبل از دخول غسل بنمايد و در وقت داخل شدن بگويد: اللهم انك قلت و من دخله كان آمنا فمنيى من عذاب النار.

سـپس دو ركعت نماز بين دو ستون بر سنگ قرمز بگذارد و در ركعت اول بعداز حمد

سوره حم سجده و در ركعت دوم

بعد از حمد

پنجاه وپنج آيه ازساير جاهاى قران بخواند.

10 - زمانى كه مى خواهد از مكه خارج شود

يك درهم خرما بخرد وآن را به فقرا صدقه دهد.

11 - در هر يك از چهار زاويه كعبه دو ركعت نماز بخواند و بعد از نمازاين دعا را بخواند: الـلـهـم مـن تـهيا او تعبا او اعد او استعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده و جائزته و نوافله و فواضله فاليك يا سيدي تهيئتي و تعبئتي و اعدادي واستعدادي رجاء رفدك ونوافلك و جائزتك

فلا تخيب الـيـوم رجـائي يا من لا يخيب عليه سائل و لا ينقصه نائل فاني لم آتك اليوم بعمل صالح قدمته و لا شـفـاعـة مـخـلـوق رجـوتـه و لـكني اتيتك مقرابالظلم والا ساءة على نفسي فانه لا حجة لي و لا عذرفاءساءلك يا من هو كذلك اءن تصلي على محمد و آله وتعطيني مسالتي و تقلبني برغبتي و لا تـردني مجبوهاممنوعا و لا خائبا يا عظيم يا عظيم يا عظيم ارجوك للعظيم

اءساءلك يا عظيم اءن تغفر لي الذنب العظيم لا اله الا انت .

و مستحب است هنگام خروج از كعبه

سه مرتبه اللّه اكبر بگويد. پس بگويد: اللهم لا تجهد بلاءنا ربنا و لا تشمت بنا اعداءنا فانك اءنت الضار النافع .

بعد پايين آمده

پله ها را دست چپ خود قرار دهد. كعبه را استقبال نمايد ونزد يك پله ها دو ركعت نماز بخواند.

12 - از مـسـتحبات مكه

زيارت مكانهاى با شرافت آن است

مانندزيارت زادگاه رسول خدا(ص ) زيارت خانه حضرت خديجه (س ) كه محل زادگاه حضرت فاطمه (س ) نيز هست .

13 - رفـتن به غار حرا كه در جبل النور است


45

و آن غارى است كه رسول خدا(ص ) قبل از نبوت در آن مكان خدا را عبادت مى كرده و محل نزول وحى بر آن حضرت است .

14 - رفتن به غار ثور كه در جبل الثور است

و آن كوهى است كه رسول خدا(ص ) قبل از هجرت از مكه به مدينه

از شر كفار در آن محل مخفى شدند.

15 - تـصميم بر آمدن مجدد به حج داشته باشد

كه موجب طول عمرنيز مى شود. امام صادق (ع ) فرمود: من رجع من مكة و هو ينوى الحج من قابل زيد فى عمره .

كسى كه از مكه معظمه برگردد

در حالى كه نيت بازگشت به حج را داشته باشد

خداوند عمر او را طولانى و حيات بيشترى به اوعطا مى فرمايد.

16 - زيـارت قـبـور حضرت خديجه (س ) و حضرت ابوطالب (ع ) عموى گرامى پيامبر اكرم (ص ) و حـضـرت عـبـدمناف و حضرت عبدالمطلب (ع )ازاجداد پيامبر اكرم (ص ) و قبر حضرت آمنه بنت وهب (س ) مادر پيامبراكرم (ص ) و زيارت قبر حضرت قاسم (ع ) فرزند پيامبر اكرم (ص ) درقبرستان ابوطالب در حجون در دامنه كوه .


46

مستحبات داخل شدن به مسجدالحرام

1 - غسل كند.

2 - با حالت سكينه و وقار وارد شود و هر كس با خشوع وارد شود

خداوند گناه او را مى بخشد.

3 - با پاى برهنه وارد مسجدالحرام شود.

4 - وارد شدن از باب بنى شيبه

كه اكنون داخل مسجدالحرام است وظاهرا مقابل باب السلام واقع شده است .

5 - خواندن ادعيه ماثوره از اهل بيت (ع ).

مستحب است محرم بر درب مسجدالحرام ايستاده

بگويد: السلام عليك ايها النبي و رحمة اللّه وبركاته

بسم اللّه و باللّه وماشاءاللّه

السلام على انبياءاللّه و رسله

السلام على رسول اللّه السلام على ابراهيم خليل اللّه

والحمدللّه رب العالمين .

و در روايت ديگر وارد است كه نزد درب مسجد بگويد: بـسـم اللّه و باللّه و من اللّه الى اللّه و ماشاءاللّه و على ملة رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله

و خير الا سماء للّه

والـحـمـدللّه والـسلام على رسول اللّه

السلام على محمدبن عبداللّه

السلام عليك ايها النبي و رحـمـة اللّه و بـركـاتـه

الـسـلام عـلى انبياءاللّه و رسله

السلام على خليل اللّه الرحمن السلام على الـمرسلين والحمدللّه رب العالمين

السلام علينا و على عباداللّه الصالحين

اللهم صل على محمد و آل محمد و بارك على محمد و آل محمد وارحم محمدا و آل محمد كما صليت و باركت و ترحمت عـلـى ابـراهـيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد اللهم صل على محمد وآل محمد عبدك و رسولك الـلـهـم صـل عـلـى ابـراهـيـم خـلـيـلـك وعـلـى انبيائك و رسلك و سلم عليهم

و سلام على المرسلين والحمدللّه رب العالمين اللهم افتح لي ابواب رحمتك واستعملني في طاعتك و مرضاتك واحـفـظني بحفظ الا يمان ابدا ما ابقيتني جل ثناء وجهك

الحمدللّه الذي جعلني من وفده وزواره وجعلني ممن يعمر مساجده

و جعلني ممن يناجيه اللهم اني عبدك و زائرك في بيتك و على كل مـاتى حق لمن اتاه وزاره

و انت خير ماتى واكرم مزور فاسالك يا اللّه يا رحمن بانك انت اللّه لااله الا اءنت وحدك لا شريك لك باءنك واحد احدصمد لم يلد ولم تولد ولم يكن له (لك خ ل ) كفوا احد

و ان مـحـمدا عبدك و رسولك صلى اللّه عليه و على اهل بيته يا جواديا كريم يا ماجد يا جبار يا كريم اسالك ان تجعل تحفتك اياى بزيارتي اياك اول شي ء تعطيني فكاك رقبتي من النار.

پس سه مرتبه بگويد: اللهم فك رقبتي من النار.

سپس بگويد: و اوسـع عـلى من رزقك الحلال الطيب وادرا عني شرشياطين الجن والا نس و شر فسقة العرب والعجم .

سپس داخل مسجدالحرام شود و رو به كعبه دستها را بلند نموده

بگويد: الـلهم اني اسالك في مقامي هذا و في اول مناسكي ان تقبل توبتي و ان تتجاوز عن خطيئتي و ان تضع عني وزري

الحمدللّه الذي بلغني بيته الحرام اللهم اني اشهد ان هذا بيتك الحرام الذي جعلته مثابة للناس و امنا مباركا و هدى للعالمين اللهم اني عبدك والبلد بلدك والبيت بيتك جئت اطلب رحـمـتـك و اؤم طاعتك مطيعا لا مرك راضيا بقدرك اسالك مسالة الفقيراليك الخائف لعقوبتك اللهم افتح لي ابواب رحمتك واستعملني بطاعتك و مرضاتك .

بعد به سوى كعبه خطاب كند و بگويد: الحمدللّه الذي عظمك و شرفك و كرمك وجعلك مثابة للناس و امنا مباركا و هدى للعالمين .

و مستحب است وقتى كه محاذى حجرالاسود شد

بگويد: اشـهـد ان لا الـه الااللّه وحـده لا شـريـك له و اشهد ان محمداعبده و رسوله آمنت باللّه و كفرت بالجبت والطاغوت واللات والعزى و بعبادة الشيطان و بعبادة كل ند يدعى من دون اللّه .

و هنگامى كه نظرش به حجرالاسود افتاد

متوجه به سوى او شود و بگويد: الـحـمـدللّه الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا اللّه سبحان اللّه والحمدللّه ولا اله الا اللّه واللّه اكبر

اللّه اكبر من خلقه واللّه اكبر مما اخشى واحذر

لا اله الا اللّه وحده لا شريك له

له الملك و لـه الـحـمـد يحيي و يميت و يميت و يحيي و هوحى لايموت بيده الخير و هو على كل شئ قدير

الـلـهـم صل على محمد و آل محمد و بارك على محمد و آله كافضل ماصليت و باركت و ترحمت عـلـى ابـراهـيم و آل ابراهيم انك حميدمجيد


47

و سلام على جميع النبيين والمرسلين والحمدللّه رب العالمين اللهم اني اومن بوعدك واءصدق رسلك واءتبع كتابك .

و در روايت معتبر وارد شده است وقتى كه نزديك حجرالاسود رسيدى

دستهاى خود را بلند كن و حمد و ثناى الهى را به جا آور

و صلوات برپيغمبر(ص ) بفرست و از خداوند عالم بخواه كه حج تو را قـبـول كند. پس ازآن حجرالاسود را بوسيده

و اگر بوسيدن ممكن نشد استلام نما

و اگر آن هم ممكن نشد به آن اشاره كن و بگو: الـلهم امانتي اديتها و ميثاقي تعاهدته لتشهد لي بالمؤافاة اللهم تصديقا بكتابك و على سنة نبيك صـلواتك عليه وآله اشهد ان لا اله الا اللّه وحده لا شريك له و ان محمداعبده و رسوله آمنت باللّه و كفرت بالجبت والطاغوت والات والعزى و عبادة الشيطان و عبادة كل ند يدعى من دون اللّه .

و اگر نتوانستى همه را بخوانى

بعضى را بخوان و بگو: اللهم اليك بسطت يدي و فيما عندك عظمت رغبتي فاقبل سبحتي واغفرلي وارحمني

اللهم اني اعوذ بك من الكفر والفقر و مواقف الخزى في الدنيا والا خرة .


48

اعمال و آداب مدينه منوره

مـسـتـحـب اسـت شخصى كه به حج مشرف مى شود

براى زيارت حضرت رسول (ص ) و حضرت زهرا(س ) و ائمه بقيع (ع ) و ساير مشاهد مشرفه

به مدينه منوره مشرف شود.

از حـضـرت عـلـى (ع ) نـقل شده كه : زيارت بيت اللّه الحرام را به زيارت رسول خدا(ص ) و زيارت قـبورى كه خداوند حق آنها و زيارت آنها را بر شمالازم نموده تمام كنيد

به زيارت آن حضرت امر شده ايد و ترك آن جفاست .

و از امـام صـادق (ع ) نقل شده : هر يك از شما حج به جا آورد

پايان حج خود را زيارت ما قرار دهد

كه زيارت ما متمم حج است . ((4)) لـذا بـر زائرين محترم است كه نسبت به اعمال مدينه منوره غفلت نورزند و وقت خود را به بطالت نگذرانند

بلكه در اين مدت كوتاهى كه ميهمان رسول خدا(ص ) هستند

حق ميهمانى را خوب ادا كـنـنـد و وقـت خودرا در عبادت و زيارت و دعا و نماز

مخصوصا در مسجد رسول اللّه (ص )صرف نمايند

چون در احاديث آمده است يك نماز در مسجدالنبى (ص )

معادل است با هزار نماز

((5)) و بـر حـسـب روايـات ديـگـر

بـرابر است با ده هزارنماز ((6)) . در روايت آمده است كه چهار قصر از قـصـرهـاى بـهشت دردنياست : 1- مسجدالحرام

2 - مسجدالنبى (ص )

3 - مسجدبيت المقدس

4-مـسـجد كوفه . ((7)) و چه خوب است كه زائرين محترم تمام نمازهاى يوميه و نمازهاى ديگر را (نـمازهاى قضا يا نمازهاى مستحبى مثل نماز زيارت و نماز خواندن و اهداى ثواب آن به ديگران )

در مسجدرسول خدا(ص ) به جا آورند.

الـبـته شايان ذكر است همان طور كه براى مكه مكرمه حرم معينى است - كه قبلا بيان شد - براى مـدينه منوره هم در روايات حد حرم بيان شده

كه بين دو كوه عائر و وعير در شرق و غرب مدينه اسـت كـه ايـن شـهـر رادربـرگرفته

و صيد كردن و قطع درخت در اين شهر نارواست

هر چند حمل بر كراهت شده است . ((8))


49

زيارت رسول خدا(ص ) و كيفيت آن

قـبـل از نقل زيارت پيامبر اكرم (ص ) و آداب آن

چند روايت به عنوان تبرك در ثواب زيارت رسول خدا(ص ) بيان مى شود

تا ان شاءاللّه با بصيرت كامل به اين اعمال بپردازيم .

1 - پـيامبر خدا(ص ) فرمودند:هر كس مرا در حيات من يا پس از مرگ زيارت كند

در روز قيامت در جوار من خواهد بود. ((9)) 2 - و در حـديـث ديـگـرى آمـده كه رسول خدا(ص ) فرمودند: هر كس به زيارت من آيد

در روز قيامت شفيع او خواهم بود. ((10))

3 - امام حسين (ع ) به پيامبر خدا(ص ) عرضه داشتند: پدرجان

پاداش كسى كه شما را زيارت كند چـيـسـت ؟

رسـول خدا(ص ) فرمودند:كسى كه مرا در حيات من يا پس از مرگم

يا پدر تو را يا بـرادر تـو را زيـارت كـنـد

بـر مـن اسـت كـه در روز قـيامت او را زيارت كنم و از گناهانش اورا خلاص نمايم ((11)) در روايت ديگر از امام صادق (ع ) نقل شده كه فرمودند: هر كس ما رازيارت كند

مانند كسى است كه رسول خدا(ص ) را زيارت كرده باشد. ((12)) آداب زيارت كـسـى كـه مـى خواهد به زيارت رسول خدا(ص ) يا ائمه هدى - سلام اللّه عليهم اجمعين - مشرف شـود

مـسـتـحـب است غسل كند و لباسهاى پاكيزه بر تن كند و قدمها را كوتاه بردارد و با وقار و آرامـش بـه طـرف قـبـر رسول خدا(ص ) يا قبور ائمه بقيع (ع ) حركت كند و در وقت رفتن به اين اماكن مقدس

خود را به ذكر و صلوات مشغول كند.

پـسـنـديـده است زائر براى داخل شدن در حرم

اذن دخول بخواند

چنانچه شيخ كفعمى آورده : هنگامى كه خواستى به حرم رسول خدا(ص ) يايكى از مشاهد مشرفه داخل شوى بگوى : اللهم انى وقفت على باب من ابواب بيوت نبيك صلواتك عليه و اله و قد منعت الناس ان يدخلوا الا بـاذنه فقلت ياايها الذين امنوا لا تدخلـوا بيوت النبى الا ان يؤذن لكم اللهم انى اعتقد حرمة صاحب هـذا المشهد الشريف فى غيبته كما اعتقدها فى حضرته و اعلم ان رسولك وخلفئك عليهم السلام احـيـء عـنـدك يـرزقـون يـرون مـقـامـى ويـسـمعون كلامى و يردون سلامى و انك حجبت عن سـمـعـى كلامهم و فتحت باب فهمى بلذيذ مناجاتهم و انى استاذنك يا رب اولا و استاذن رسولك صلى اللّه عليه واله ثانيا و استاذن خليفتك الا مام المفروض على طاعته فلان بن فلان .

و بـه جـاى فلان بن فلان نام آن امامى را كه مى خواهد زيارت كند وهمچنين نام مبارك پدرشان را بـبرد مثلا اگر در زيارت امام حسين (ع ) است

بگويدالحسين بن على (ع ) و اگر در زيارت امام رضا(ع ) است

بگويد:على بن موسى الرضا(ع ) وهكذاپس ادامه دهد: والـملائكة الموكلين بهذه البقعة المباركة ثالثا ءادخل يارسول اللّه ءادخل يا حجة اللّه ءادخل يا ملا ئكة اللّه المقربين المقيمين فى هذا المشهد فاذن لى يا مولاى فى الدخول افضل ما اذنت لا حد من اولـيـائك فان لم اكن اهلا لذلك فانت اهل لذلك پس عتبه مباركه را ببوسد و داخل شود وبگويد: بسم اللّه و باللّه و فى سبيل اللّه و على ملة رسول اللّه صلى اللّه عليه و اله اللهم اغفر لى وارحمنى و تب على انك انت التواب الرحيم .

امـا كيفيت زيارت حضرت رسول (ص ) چنين است كه چون شخص داخل مسجد آن حضرت شود

نـزد يـك در بـايستد و اذن دخول را بخواندو از درجبرئيل وارد شود و پاى راست خود را در وقت دخـول مـقدم بدارد

پس صدمرتبه اللّه اكبر بگويد

سپس دو ركعت نماز تحيت مسجد بگذارد و به سمت حجره شريفه برود و بر آن دست بمالد

آن را ببوسد و بگويد: السلام عليك يا رسول اللّه السلام عليك يا نبى اللّه السلام عليك يا محمد بن عبداللّه السلام عليك يا خاتم النبيين اشهد انك قد بلغت الرسالة و اقمت الصلوة و اتيت الزكوة و امرت بالمعروف و نهيت عـن الـمـنكر و عبدت اللّه مخلصا حتى اتيك اليقين فصلوات اللّه عليك و رحمته وعلى اهل بيتك الطاهرين .


50

پـس نزد ستون پيش كه در جانب راست قبر است و رو به قبله بايستد

به صورتى كه دوش چپ او به جانب قبر باشد و دوش راست به جانب منبر

كه آن موضع رسول خدا(ص ) است

و بگويد: اشـهـد ان لا اله الا اللّه وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده ورسوله واشهد انك رسول اللّه و انك محمدبن عبداللّه و اشهد انك قد بلغت رسالات ربك و نصحت لا متك و جاهدت فى سبيل اللّه و عبدت اللّه حتى اتيك اليقين بالحكمة والموعظة الحسنة و اديت الذى عليك من الحق و انك قد رؤفـت بـالـمـؤمـنـين و غلظت على الكافرين فبلغ اللّه بك افضل شرف محل المكرمين الحمد للّه الـذى اسـتـنـقـذنـا بك من الشرك والضلالة اللهم فاجعل صلواتك وصلوات ملائكتك المقربين و انـبـيائك المرسلين و عبادك الصالحين و اهل السموات والا رضين و من سبح لك يارب العالمين من الا ولين والا خرين على محمد عبدك ورسولك و نبيك و امينك و نجيك و حبيبك و صفيك وخصتك و صفوتك و خيرتك من خلقك اللهم اعطه الدرجة الرفيعة و اته الوسيلة من الجنة وابعثه مـقـامـامـحـمـودا يـغبطه به الا ولون والا خرون اللهم انك قلت ولوانهم اذ ظلموا انفسهم جؤك فـاسـتغفروا اللّه واستغفر لهم الرسول لوجدوا اللّه توابا رحيما و انى اتيتك مستغفرا تئبامن ذنوبى و انى اتوجه بك الى اللّه ربى و ربك ليغفر لى ذنوبى .

و اگـر حـاجـتى داشته باشد

قبر مطهر را در قسمت پشت كتف خود قراردهد ورو به قبله كند و دسـتها را به دعا بردارد و حاجت خود را بطلبد

كه سزاواراست كه برآورده شود ان شاءاللّه تعالى

و ابن قولويه به سند معتبر روايت كرده از محمد بن مسعود كه گفت ديدم حضرت صادق (ع ) به نزد قبرحضرت رسول (ص ) آمد و دست مبارك خود را بر قبر گذاشت و گفت : اسـئل اللّه الـذى اجـتـبـاك واختارك و هداك و هدى بك ان يصلى عليك پس فرمود: ان اللّه و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين امنوا صلوا عليه و سلموا تسليما.

شـيـخ در مصباح آورده كه چون از دعا كردن در نزد قبر شريف فارغ شدى

پس به نزد منبر برو و آن را با دست لمس كن و دو قبه پايين آن را كه مثل انار است

بگير و صورت و چشمهاى خود را به آن بمال

پس به درستى كه در آن شفاى چشم است

و نزد منبر بايست و حمد و ثناى الهى به جا آور وحاجات خود را بطلب

پس به درستى كه رسول خدا(ص ) فرمود كه بين قبر ومنبر من باغى است از بـاغهاى بهشت و منبر من بر درى است از درهاى بهشت . پس به مقام نبى (ص ) برو و در آنجا هر مـقـدار كـه مـى تـوانـى نـمـازبه جا آور

و هرگاه داخل مسجد مى شوى يا بيرون مى روى

بر آن حـضرت صلوات بفرست و در خانه فاطمه -صلوات اللّه عليها- نماز بگزار و به مقام جبرئيل (ع )

كه در زير ناودان است

برو

پس به درستى كه محل ايستادن جبرئيل (ع ) در وقت اذن دخول خواستن از پيغمبر(ص ) آنجا بوده و بگو: اسئلك اى جواد اى كريم اى قريب اى بعيد ان ترد على نعمتك . ((13))


51

زيارت رسول خدا (ص ) هنگام وداع

مرحوم كلينى (ره ) در كتاب شريف اصول كافى به سند صحيح از امام صادق (ع ) نقل كرده

((14))

زمـانـى كه خواستى از مدينه كوچ كنى

پس ازانجام همه كارهايت غسل كن و به طرف قبر پيامبر اكرم (ص ) برو و آنچه رادر اول ورود انجام دادى

انجام بده و بگو: السلام عليك يا رسول اللّه استودعك اللّه و استرعيك واقرء عليك السلام آمنت باللّه و بما جئت به ودلـلت عليه اللهم لا تجعله آخر العهد منى لزيارة قبر نبيك فان توفيتنى قبل ذلك فانى اشهد فى مماتى على ما شهدت عليه فى حيوتى ان لا اله الا انت و ان محمدا عبدك ورسولك صلى اللّه عليه و اله .

در ايـنـجـا بـه يك نكته اى اشاره كنيم كه در آداب و مستحبات طواف هم بيان شده

و آن اين كه زائرين اگر فرصت زيارت و نماز به صورت جداگانه براى برادران و خواهران دينى خود را ندارند

مى توانند يك زيارت و نماز به نيت همه به جا آورند

چون در روايت آمده كه : فاذا انيت قبر النبى (ص ) فقضيت ما يجب عليك فصل ركعتين ثم قف عند راس النبى (ص ) ثم قل : الـسـلام عـليك يا نبى اللّه من ابى و امى وزوجتى و ولدى و حامتى و من جميع اهل بلدى حرهم و عـبـده و ابـيضهم و اسودهم فلانساء ان تقول للرجل انى قد اقرات رسول اللّه (ص ) عنك السلام الا كنت صادقا. ((15))


52

زيارت ائمه بقيع (ع )

مرقد مطهر چهار تن از ائمه اطهار(ع )

حضرت امام حسن مجتبى و امام زين العابدين و امام محمد باقر و امام جعفر صادق (ع ) در بقيع است و درادعيه آمده است كه اگر خواستى اين بزرگواران را زيـارت كـنـى

آنچه در آداب زيارات ذكر شد

هچون غسل و طهارت داشتن و پوشيدن جامه هاى پاكيزه و استعمال بوى خوش و اذن دخول طلبيدن و مانند اينها به جاى آور وبگو: يـا مـوالـى يـا ابـنـاء رسـول اللّه عـبدكم وابن امتكم الذليل بين ايديكم والمضعف فى علو قدركم والـمعترف بحقكم جائكم مستجيرا بكم قاصدا الى حرمكم متقربا الى مقامكم متوسلا الى اللّه تعالى بـكـم ءادخـل يـا موالى ءادخل يا اوليء اللّه ءادخل يا ملائكة اللّه المحدقين بهذا الحرم المقيمين بهذا المشهد.

و بعد با خشوع و خضوع پاى راست را مقدم بدار و داخل شو و بگو: اللّه اكـبر كبيرا والحمد للّه كثيرا و سبحان اللّه بكرة و اصيلاوالحمد للّه الفرد الصمد الماجد الا حد الـمـتفضل المنان المتطول الحنان الذى من بطوله وسهل زيارة ساداتى باحسانه ولم يجعلنى عن زيارتهم ممنوعا بل تطول ومنح .

سپس نزديك قبور مطهر ايشان برو و پشت به قبله و رو به قبر ايشان كن وبگو: الـسـلام عـلـيكم ائمة الهدى السلام عليكم اهل التقوى السلام عليكم ايها الحجج على اهل الدنيا الـسـلام عليكم ايها القوام فى البرية بالقسط السلام عليكم اهل الصفوة السلام عليكم آل رسول اللّه الـسـلام عـلـيكم اهل النجوى اشهد انكم قد بلغتم و نصحتم و صبرتم فى ذات اللّه وكذبتم و اسيئ الـيكم فغفرتم و اشهد انكم الا ئمة الراشدون المهتدون و ان طاعتكم مفروضة و ان قولكم الصدق و انـكـم دعـوتـم فـلـم تجابوا و امرتم فلم تطاعوا وانكم دعائم الدين و اركان الا رض لم تزالوا بعين اللّه ينسخكم من اصلاب كل مطهر و ينقلكم من ارحام المطهرات لم تدنسكم الجاهلية الجهلاء و لم تشرك فيكم فتن الا هواء طبتم و طاب منبتكم من بكم علينا ديان الدين فجعلكم فى بيوت اذن اللّه ان ترفع و يذكر فيها اسمه وجعل صلوتنا عليكم رحمة لنا وكفارة لذنوبنا اذ اختاركم اللّه لنا و طيب خـلـقـنا بما من علينا من ولايتكم وكنا عنده مسمين بعلمكم معترفين بتصديقنا اياكم و هذا مقام مـن اسـرف و اخـطـا واسـتـكان و اقر بما جنى و رجى بمقامه الخلاص و ان يستنقذه بكم مستنقذ الـهلكى من الردى فكونوا لى شفعء فقد وفدت اليكم اذ رغب عنكم اهل الدنيا واتخذوا آيات اللّه هزوا واسـتـكـبـروا عـنها يا من هوقئم لا يسهو و دآئم لا يلهو ومحيط بكله شى ء لك المن بما وفقتنى و عـرفـتـنـى بـما اقمتنى عليه اذ صد عنه عبادك وجهلوا معرفته واستخفوا بحقه و مالوا الى سواه فكانت المنة منك على مع اقوام خصصتهم بما خصصتنى به فلك الحمد اذ كنت عندك فى مقامى هـذا مـذكورا مكتوبا فلاتحرمنى ما رجوت و لا تخيبنى فيما دعوت بحرمة محمدو اله الطاهرين و صلى اللّه على محمد و ال محمد.

آنـگاه براى آنچه مى خواهى

دعاكن . شيخ طوسى (ره ) در تهذيب آورده كه بعد از آن هشت ركعت نـمـاز زيـارت به جا آورده شود

يعنى براى هر امامى دوركعت

و چون فعلا در آنجا مسجد نيست

مانعى ندارد كه اين نمازها درمسجدالنبى (ص ) خوانده شود.


53

زيارت ائمه بقيع (ع ) هنگام وداع

شيخ طوسى و سيد بن طاوس گفته اند كه چون مى خواهى با ايشان وداع كنى

بگو: الـسـلام عـلـيـكم ائمة الهدى و رحمة اللّه و بركاته استودعكم اللّه و اقرء عليكم السلام آمنا باللّه و بالرسول وبما جئتم به و دللتم عليه اللهم فاكتبنا مع الشاهدين .

سـپس بسيار دعا كن واز خدا بخواه كه ديگر بار تو را به زيارت ايشان نايل گرداند و آخرين زيارت تو از زيارت ايشان نباشد.


54

زيارت حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام

ذكـر ايـن نـكـته ضرورى است كه در محل دفن آن حضرت اختلاف است

كه به اين نظرها اشاره مى شود: 1 - در روضـه كـه بـيـن قبر رسول خدا(ص ) و منبر آن حضرت است و درروايت از امام صادق (ع ) آمده كه پيامبر(ص ) فرمودند: بين قبر من و منبرمن

باغى از باغهاى بهشت است . ((16)) 2 - بعضى گفته اند كه آن حضرت در خانه خودشان دفن شدند.

3 - برخى روايت كرده اند كه آن حضرت در بقيع دفن شدند.

شـيـخ صـدوق روايـتـى دربـاره مـحـل دفـن آن حـضـرت نـقـل كرده كه هر سه موضع را بيان مـى كـنـد

((17)) و كـسى كه آن معظمه را در اين سه مكان زيارت كند

افضل است . هنگامى كه كسى در مكانهاى ذكر شده براى زيارت آن حضرت ايستاد

بگويد: يـا مـمتحنة امتحنك اللّه الذى خلقك قبل ان يخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة و زعمنا انا لك اولياء و مصدقون وصابرون لكل ما اتانا به ابوك صلى اللّه عليه و اله و اتى به وصيه فانا نسئلك ان كنا صدقناك الا الحقتنا بتصديقنالهما لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولايتك و نيز مستجب است بگويد: السلام عليك يا بنت رسول اللّه السلام عليك يا بنت نبى اللّه السلام عليك يا بنت حبيب اللّه السلام عليك يا بنت خليل اللّه السلام عليك يا بنت صفى اللّه السلام عليك يابنت امين اللّه السلام عليك يا بـنـت خير خلق اللّه السلام عليك يا بنت افضل انبياء اللّه و رسله و ملائكته السلام عليك يا بنت خير الـبـرية السلام عليك يا سيدة نساءالعالمين من الا ولين والا خرين السلام عليك يا زوجة ولى اللّه و خـيـر الـخـلق بعد رسول اللّه السلام عليك يا ام الحسن والحسين سيدى شباب اهل الجنة السلام عـلـيـك ايتها الصديقة الشهيدة السلام عليك ايتها الرضية المرضية السلام عـليك ايتـها الفاضلـة الـزكيـة السـلام عـليك ايتـها الحوراء الا نسية السـلام عليك ايتها التقية النقية السلام عليك ايتها الـمـحدثة العليمة السلام عليك ايتها المظلومة المغصوبة السلام عليك ايتها المضطهدة المقهورة الـسلام عليك يا فاطمة بنت رسول اللّه و رحمة اللّه وبركاته صلى اللّه عليك و على روحك و بدنك اشـهـدانـك مضيت على بينة من ربك و ان من سرك فقد سررسول اللّه صلى اللّه عليه و اله و من جـفـاك فقد جفارسول اللّه صلى اللّه عليه و اله و من آذاك فقد آذى رسول اللّه صلى اللّه عليه و اله و مـن وصـلـك فـقد وصل رسول اللّه صلى اللّه عليه و اله و من قطعك فقد قطع رسول اللّه صلى اللّه عـلـيـه و الـه لا نك بضعة منه و روحه الذى بين جنبيه اشهد اللّه و رسله و ملائكته انى راض عمن رضيت عنه ساخط على من سخطت عليه متبرء ممن تبرئت منه موال لمن واليت معاد لمن عاديت مبغض لمن ابغضت محب لمن احببت و كفى باللّه شهيدا و حسيبا و جازيا و مثيبا.

آنگاه بر پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار(ع ) صلوات بفرستد.


55

زيارت ابراهيم فرزند رسول خدا (ص )

ابـراهيم

فرزند رسول خدا(ص ) از ماريه قبطيه بود و پيامبر(ص ) به او بسيارعلاقه داشت . ابراهيم در سن دو سالگى از دنيا رفت و در قبرستان بقيع دفن شد. زيارت آن حضرت بدين نحو است : الـسـلام عـلى رسول اللّه السلام على نبى اللّه السلام على حبيب اللّه السلام على صفى اللّه السلام على نجى اللّه السلام على محمد بن عبداللّه سيد الا نبيء و خاتم المرسلين و خيرة اللّه من خلقه فى ارضـه و سـمـئه السلام على جميع انبيائه و رسله السلام على الشهدآء والسعدآءوالصالحين السلام علينا و على عباد اللّه الصالحين السلام عليك ايتها الروح الزاكية السلام عليك ايتها النفس الشريفة السلام عليك ايتها السلالة الطاهرة السلام عليك ايتها النسمة الزاكية السلام عليك يابن خير الورى الـسـلام عليك يابن النبى المجتبى السلام عليك يابن المبعوث الى كافة الورى السلام عليك يابن البشير النذير السلام عليك يابن السراج المنير السلام عليك يابن المؤيد بالقرآن السلام عليك يابن الـمرسل الى الا نس والجن السلام عليك يابن صاحب الراية والعلامة السلام عليك يابن الشفيع يوم الـقـيـمة السلام عليك يابن من حباه اللّه بالكرامة السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته اشهد انك قد اختار اللّه لك دار انعامه قبل ان يكتب عليك احكامه او يكلفك حلاله و حرامه فنقلك اليه طيبا زاكيا مرضيا طاهرا من كل نجس مقدسا من كل دنس و بوئك جنة الماوى و رفعك الى الدرجات العلى و صـلى اللّه عليك صلوة تقر بها عين رسوله و تبلغه اكبر ماموله اللهم اجعل افضل صلواتك وازكاها و انـمـى بـركاتك و اوفاها على رسولك و نبيك وخيرتك من خلقك محمد خاتم النبيين و على من نسل من اولاده الطيبين و على من خلف من عترته الطاهرين برحمتك يا ارحم الراحمين اللهم انى اسـئلك بحق محمدصفيك و ابراهيم نجل نبيك ان تجعل سعيى بهم مشكوراوذنبى بهم مغفورا و حيوتى بهم سعيدة و عاقبتى بهم حميدة و حوآئجى بهم مقضية و افعالى بهم مرضية وامورى بهم مـسـعـودة و شـئونـى بـهم محمودة اللهم و احسن لى التوفيق و نفس عنى كل هم و ضيق اللهم جـنـبنى عقابك وامنحنى ثوابك و اسكنى جنانك وارزقنى رضوانك وامانك و اشرك لى فى صالح دعـائى والـدى و ولـدى وجـمـيع المؤمنين والمؤمنات الا حيء منهم والا موات انك ولى الباقيات الصالحات آمين رب العالمين .

زائر پس از خواندن زيارت

حاجات خود را طلب كند و دو ركعت نماز زيارت نيز بخواند.


56

زيارت فاطمه بنت اسد (س )

زيارت فاطمه بنت اسد

مادر حضرت اميرالمؤمنين على (ع ) كه در كنار ائمه بقيع (ع ) مدفون است مستحب است

پس نزد قبر آن مخدره مى ايستى ومى گويى : الـسلام على نبى اللّه السلام على رسول اللّه السلام على محمد سيد المرسلين السلام على محمد سـيـد الا ولـيـن السلام على محمد سيد الا خرين السلام على من بعثه اللّه رحمة للعالمين السلام عـلـيـك ايـها النبى و رحمة اللّه وبركاته السلام على فاطمة بنت اسد الهاشمية السلام عليك ايتها الصديقة المرضية السلام عليك ايتها التقية النقية السلام عليك ايتها الكريمة الرضية السلام عليك يـاكـافـلـة مـحـمد خاتم النبيين السلام عليك يا والدة سيدالوصيين السلام عليك يا من ظهرت شـفـقتها على رسول اللّه خاتم النبيين السلام عليك يا من تربيتها لولى اللّه الا مين السلام عليك و عـلـى روحـك و بـدنك الطاهر السلام عليك و على ولدك و رحمة اللّه و بركاته اشهد انك احسنت الـكـفالة و اديت الا مانة واجتهدت فى مرضات اللّه و بالغت فى حفظ رسول اللّه عارفة بحقه مؤمنة بصدقه معترفة بنبوته مستبصرة بنعمته كافلة بتربيته مشفقة على نفسه واقفة على خدمته مختارة رضـاه و اشهد انك مضيت على الا يمان والتمسك باشرف الا ديان راضية مرضية طاهرة زكية تقية نـقـيـة فـرضـى اللّه عـنـك و ارضـاك و جـعل الجنة منزلك و ماويك اللهم صل على محمد و ال مـحـمـدوانـفـعنى بزيارتها و ثبتنى على محبتها و لا تحرمنى شفاعتها و شفاعة الا ئمة من ذريتها وارزقـنى مرافقتهاواحشرنى معها و مع اولادها الطاهرين اللهم لا تجعله آخر العهد من زيارتى اياها وارزقـنـى الـعـود الـيـها ابدا ماابقيتنى و اذا توفيتنى فاحشرنى فى زمرتها و ادخلنى فى شفاعتها بـرحـمـتـك يـا ارحـم الـراحمين اللهم بحقها عندك ومنزلتها لديك اغفر لى و لوالدى و لجميع المؤمنين والمؤمنات وآتنا فى الدنيا حسنة و فى الا خرة حسنة و قنابرحمتك عذاب النار.

پس دو ركعت نماز زيارت بخوان و براى آنچه مى خواهى دعا كن .


57

زيارت حضرت حمزه عموى رسول خدا(ص ) در احد

زيـارت حـضـرت حـمـزه و سـاير شهداى احد مستحب است

و شيخ مفيد نقل مى كند كه پيامبر اسـلام (ص ) در زمـان حـيات خود

به زيارت حضرت حمزه امر مى كردند و خودشان به زيارت آن حضرت و ساير شهداى احدمى رفتند. حضرت زهرا(س ) نيز پس از وفات پيامبر اكرم (ص ) صبحگاه وشـبـانـگـاه به زيارت حضرت حمزه (رض ) مى رفتند. محدث قمى بيان مى كند كه از پيامبر(ص ) روايـت شـده : هـر كـه مرا زيارت كند و عمم حمزه رازيارت نكند

به من جفا كرده است . محدث قـمى همچنين در بيت الاحزان نقل كرده كه فاطمه زهرا(س ) بعد از وفات پدر بزرگوار خود

هر هفته روزهاى دوشنبه و پنج شنبه به زيارت حضرت حمزه و شهداى احدمى رفت

تا وقتى كه وفات كرد.

امـا كيفيت زيارت آن حضرت چنين است كه چون به زيارت آن حضرت رفتى نزد قبرش بايست و بگو: السلام عليك يا عم رسول اللّه صلى اللّه عليه و اله السلام عليك يا خير الشهدآء السلام عليك يا اسد اللّه و اسـدرسوله اشهد انك قد جاهدت فى اللّه عز و جل وجدت بنفسك و نصحت رسول اللّه وكنت فـيـمـا عند اللّه سبحانه راغبا بابى انت و امى اتيتك متقربا الى رسول اللّه صلى اللّه عليه و اله بذلك راغـبـا اليك فى الشفاعة ابتغى بزيارتك خلاص نفسى متعوذا بك من نار استحقها مثلى بما جنيت عـلى نفسى هاربا من ذنوبى التى احتطبتها على ظهرى فزعا اليك رجء رحمة ربى اتيتك من شقة بـعـيدة طالبا فكاك رقبتى من النار و قد او قرت ظهرى ذنوبى واتيت ما اسخط ربى ولم اجد احدا افزع اليه خيرا لى منكم اهل بيت الرحمة فكن لى شفيعا يوم فقرى و حاجتى فقدسرت اليك محزونا و اتـيـتـك مـكروبا و سكبت عبرتى عندك باكيا و صرت اليك مفردا و انت ممن امرنى اللّه بصلته و حـثنى على بره و دلنى على فضله و هدانى لحبه و رغبنى فى الوفادة اليه و الهمنى طلب الحوائج عـنـده انتم اهل بيت لا يشقى من تولاكم و لا يخيب من اتاكم و لايخسر من يهويكم و لا يسعد من عاداكم .

پـس رو بـه قـبـله كن و دو ركعت نماز زيارت بخوان

و بهتر است كه نماز درمسجدى كه نزديك همان مكان است خوانده شود (البته مسجد معمولا دراوقات نماز باز است ).


58

زيارت قبور شهداى احد رضوان اللّه عليهم

الـسـلام عـلى رسول اللّه السلام على نبى اللّه السلام على محمد بن عبداللّه السلام على اهل بيته الـطاهرين السلام عليكم ايها الشهدآء المؤمنون السلام عليكم يا اهل بيت الا يمان والتوحيد السلام عـلـيكم يا انصار دين اللّه و انصاررسوله عليه و اله السلام سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار اشهد ان اللّه اختاركم لدينه واصطفاكم لرسوله و اشهدانكم قد جاهدتم فى اللّه حق جهاده و ذببتم عن دين اللّه و عن نبيه وجدتم بانفسكم دونه و اشهد انكم قتلتم على منهاج رسول اللّه فجزاكم اللّه عـن نـبيه و عن الا سلام و اهله افضل الجزآء و عرفنا وجوهكم فى محل رضوانه و موضع اكرامه مع الـنـبـيـيـن والـصديقين والشهدآء والصالحين و حسن اولئك رفيقا اشهد انكم حزب اللّه و ان من حـاربـكـم فقد حارب اللّه وانكم لمن المقربين الفائزين الذين هم احيء عند ربهم يرزقون فعلى من قتلكم لعنة اللّه والملائكة والناس اجمعين اتيتكم يااهل التوحيد زائرا و بحقكم عارفا و بزيارتكم الى اللّه متقرباو بما سبق من شريف الا عمال و مرضى الا فعال عالما فعليكم سلام اللّه و رحمته و بركاته و عـلـى من قتلكم لعنة اللّه و غضبه و سخطه اللهم انفعنى بزيارتهم و ثبتنى على قصدهم وتوفنى عـلى ما توفيتهم عليه واجمع بينى و بينهم فى مستقردار رحمتك اشهد انكم لنا فرط و نحن بكم لاحقون .

و سـوره قـدر (انا انزلناه ) را بسيار بخوان و براى هر شهيدى كه در آن مكان او را زيارت مى كنى

دو ركعت نماز زيارت بخوان .


59

زيارت جامعه كبيره

شـيـخ صـدوق در مـن لايحضره الفقيه و عيون اخبار الرضا

از موسى بن عبداللّه نخعى روايت كـرده كه گفت خدمت حضرت امام على النقى (ع )عرض كردم كه يابن رسول اللّه مرا زيارتى بليغ تعليم فرما

كه كامل باشد وهرگاه خواستم يكى از شما را زيارت كنم آن را بخوانم . فرمود كه چون به درگاه رسيدى بايست و شهادتين را بگو: اشهد ان لا اله الا اللّه وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا صلى اللّه عليه وآله عبده و رسوله .

و بـا حال غسل باش و چون داخل حرم شدى و قبر را ديدى بايست و سى مرتبه اللّه اكبر بگو

پس انـدكـى با آرامش دل و تن راه برو و گامها رانزديك يكديگر بگذار

سپس بايست و سى مرتبه اللّه اكـبر بگو. آن گاه نزديك قبر مطهر برو و چهل مرتبه اللّه اكبر بگو تا صد تكبير تمام شده باشد

و شايد چنانكه مجلسى اول گفته

وجه تكبير اين باشد كه چون اكثرطباع به غلو مايلند

از عبارات امـثـال ايـن زيارت به غلو نيفتند يا از بزرگى حق - سبحانه و تعالى - غافل شوند يا غير اينها. پس بگو: السلام عليكم يا اهل بيت النبوة و موضع الرسالة و مختلف الملائكة و مهبط الوحى و معدن الرحمة و خـزان الـعلم ومنتهى الحلم و اصول الكرم و قادة الا مم و اولياء النعم وعناصر الا برار و دعائم الا خـيـار و سـاسـة الـعـبـاد و اركـان الـبـلادو ابـواب الا يـمـان و امـناء الرحمن و سلالة النبيين و صـفوة المرسلين و عترة خيرة رب العالمين و رحمة اللّه و بركاته السلام على ائمة الهدى و مصابيح الـدجـى و اعـلام الـتـقـى وذوى النهى و اولى الحجى و كهف الورى و ورثة الا نبياءوالمثل الا على والـدعـوة الـحـسنى و حجج اللّه على اهل الدنياوالا خرة والا ولى و رحمة اللّه و بركاته السلام على مـحـال معرفة اللّه و مساكن بركة اللّه و معادن حكمة اللّه و حفظة سراللّه و حملة كتاب اللّه و اوصياء نبى اللّه و ذرية رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله و رحمة اللّه و بركاته السلام على الدعاة الى اللّه والا دلاء عـلـى مـرضـات اللّه والـمـسـتقرين فى امر اللّه والتامين فى محبة اللّه والمخلصين فى توحيد اللّه والمظهرين لامر اللّه و نهيه و عباده المكرمين الذين لا يسبقونه بالقول وهم بامره يعملون و رحمة اللّه و بـركـاتـه السلام على الا ئمة الدعاة والقادة الهداة والسادة الولاة والذادة الحماة و اهل الذكر و اولى الا مر و بقية اللّه و خيرته و حزبه و عيبة علمه وحجته و صراطه و نوره و برهانه و رحمة اللّه و بركاته اشهدان لا اله الا اللّه وحده لا شريك له كما شهد اللّه لنفسه وشهدت له ملائكته و اولوا العلم مـن خـلـقـه لا اله الا هو العزيزالحكيم و اشهد ان محمدا عبده المنتجب و رسوله المرتضى ارسله بـالـهـدى وديـن الـحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون و اشهد انكم الا ئمة الراشدون الـمهديون المعصومون المكرمون المقربون المتقون الصادقون المصطفون المطيعون للّه القوامون بامره العاملون بارادته الفائزون بكرامته اصطفاكم بعلمه وارتضاكم لغيبه واختاركم لسره واجتبيكم بـقـدرته و اعزكم بهداه و خصكم ببرهانه وانتجبكم لنوره و ايدكم بروحه و رضيكم خلفاء فى ارضه وحججا على بريته و انصارا لدينه و حفظة لسره و خزنة لعلمه و مستودعا لحكمته و تراجمة لوحيه و اركـانـا لتوحيده وشهداء على خلقه و اعلاما لعباده و منارا فى بلاده و ادلاءعلى صراطه عصمكم اللّه مـن الـزلـل و آمـنـكـم مـن الـفـتـن وطـهركم من الدنس و اذهب عنكم الرجس و طهركم تطهيرافعظمتم جلاله و اكبرتم شانه و مجدتم كرمه و ادمتم ذكره ووكدتم ميثاقه و احكمتم عقد طـاعـتـه و نـصـحتم له فى السروالعلانية و دعوتم الى سبيله بالحكمة والموعظة الحسنة وبذلتم انـفـسـكـم فـى مـرضـاته و صبرتم على ما اصابكم فى جنبه و اقمتم الصلوة وآتيتم الزكاة و امرتم بـالـمعروف و نهيتم عن المنكر و جاهدتم فى اللّه حق جهاده حتى اعلنتم دعوته و بينتم فرائضه و اقـمـتم حدوده و نشرتم شرايع احكامه و سننتم سنته و صرتم فى ذلك منه الى الرضا و سلمتم له الـقـضـاء و صـدقتم من رسله من مضى فالراغب عنكم مارق واللازم لكم لاحق والمقصر فى حقكم زاهق والحق معكم و فيكم و منكم واليكم و انتم اهله و معدنه و ميراث النبوة عندكم و اياب الخلق الـيـكم و حسابهم عليكم و فصل الخطاب عندكم وآيات اللّه لديكم و عزآئمه فيكم و نوره و برهانه عندكم وامره اليكم من والاكم فقد والى اللّه و من عاداكم فقد عاد اللّه و من احبكم فقد احب اللّه و من ابغضكم فقد ابغض اللّه ومن اعتصم بكم فقد اعتصم باللّه انتم [السبيل الا عظم و] الصراطالا قوم و شـهـداء دار الـفـنـاء و شـفـعاء دار البقاء والرحمة الموصولة والا ية المخزونة والا مانة المحفوظة والـبـاب الـمـبـتلى به الناس من اتيكم نجى و من لم ياتكم هلك الى اللّه تدعون و عليه تدلون و به تؤمنون و له تسلمون و بامره تعملون و الى سبيله ترشدون و بقوله تحكمون سعد من والاكم و هلك من عاداكم و خاب من جحدكم و ضل من فارقكم و فاز من تمسك بكم و امن من لجا اليكم و سلم مـن صـدقـكـم و هـدى مـن اعتصم بكم من اتبعكم فالجنة ماويه ومن خالفكم فالنار مثويه و من جحدكم كافر و من حاربكم مشرك و من رد عليكم فى اسفل درك من الجحيم .


60

اشـهـد ان هـذا سابق لكم فيما مضى و جار لكم فيما بقى و ان ارواحكم و نوركم و طينتكم واحدة طـابـت و طـهـرت بعضهامن بعض خلقكم اللّه انوارا فجعلكم بعرشه محدقين حتى من علينا بكم فـجـعـلـكـم فـى بيوت اذن اللّه ان ترفع و يذكر فيهااسمه و جعل صلواتنا عليكم و ما خصنا به من ولايـتـكـم طيبالخلقنا و طهارة لا نفسنا و تزكية لنا وكفارة لذنوبنا فكنا عنده مسلمين بفضلكم و مـعـروفـيـن بـتـصـديـقـنـا ايـاكم فبلغ اللّه بكم اشرف محل المكرمين و اعلى منازل المقربين و ارفع درجات المرسلين حيث لا يلحقه لاحق و لا يفوقه فائق و لايسبقه سابق و لا يطمع فى ادراكه طامع حتى لا يبقى ملك مقرب و لا نبى مرسل و لا صديق و لا شهيد و لا عالم و لاجاهل و لا دنى و لا فـاضـل و لا مـؤمـن صـالـح و لا فاجر طالح و لا جبار عنيد و لا شيطان مريد و لا خلق فيما بين ذلك شهيد الا عرفهم جلالة امركم و عظم خطركم و كبر شانكم وتمام نوركم و صدق مقاعدكم و ثـبات مقامكم و شرف محلكم و منزلتكم عنده و كرامتكم عليه وخاصتكم لديه وقرب منزلتكم منه بـابـى انـتـم و امـى و اهـلـى و مـالـى و اسرتى اشهد اللّه و اشهدكم انى مؤمن بكم و بما آمنتم به كافربعدوكم و بما كفرتم به مستبصر بشانكم و بضلالة من خالفكم موال لكم و لا وليائكم مبغض لا عـدائكـم و مـعاد لهم سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم محقق لما حققتم مبطل لما ابطلتم مطيع لكم عارف بحقكم مقر بفضلكم محتمل لعلمكم محتجب بذمتكم معترف بكم مؤمن بايابكم مـصـدق برجعتكم منتظر لامركم مرتقب لدولتكم آخذ بقولكم عامل بامركم مستجير بكم زائر لكم لائذ عـائذ بـقـبـوركـم مـستشفع الى اللّه عزوجل بكم و متقرب بكم اليه و مقدمكم امام طلبتى و حـوائجـى و ارادتى فى كل احوالى و امورى مؤمن بسركم وعلانيتكم و شاهدكم و غائبكم و اولكم وآخـركـم و مـفـوض فـى ذلـك كـله اليكم و مسلم فيه معكم و قلبى لكم مسلم ورايى لكم تبع و نـصرتى لكم معدة حتى يحيى اللّه تعالى دينه بكم ويردكم فى ايامه و يظهركم لعدله و يمكنكم فى ارضـه فـمـعـكـم معكم لامع غيركم آمنت بكم و توليت آخر كم بما توليت به اولكم و برئت الى اللّه عزوجل من اعدائكم و من الجبت والطاغوت والشياطين و حزبهم الظالمين لكم والجاحدين لحقكم والـمـارقـين من ولايتكم والغاصبين لا رثكم والشاكين فيكم والمنحرفين عنكم و من كل وليجة دونـكـم وكـل مـطـاع سـواكـم و من الا ئمة الذين يدعون الى النار فثبتنى اللّه ابدا ما حييت على مـوالاتـكـم و مـحـبـتـكـم و ديـنـكـم و وفـقنى لطاعتكم و رزقنى شفاعتكم و جعلنى من خيار مـواليكم التابعين لما دعوتم اليه و جعلنى ممن يقتص آثاركم و يسلك سبيلكم و يهتدى بهديكم و يحشر فى زمرتكم و يكر فى رجعتكم و يملك فى دولتكم و يشرف فى عافيتكم و يمكن فى ايامكم و تـقـر عـيـنـه غـدا برؤيتكم بابى انتم و امى ونفسى و اهلى و مالى من اراد اللّه بدء بكم و من وحده قـبـل عنكم و من قصده توجه بكم موالى لا احصى ثنائكم و لا ابلغ ‌من المدح كنهكم و من الوصف قدركم و انتم نور الا خيار وهداة الا برار و حجج الجباربكم فتح اللّه و بكم يختم و بكم ينزل الغيث و بـكم يمسك السماء ان تقع على الا رض الاباذنه و بكم ينفس الهم و يكشف الضر و عندكم ما نزلت به رسله و هبطت به ملائكته و الى جدكم .

و اگر زيارت اميرالمؤمنين على (ع ) باشد بجاى : و الى جدكم بگو: و الـى اخيك بعث الروح الا مين آتاكم اللّه ما لم يؤت احدامن العالمين طاطا كل شريف لشرفكم و بـخـع كل متكبرلطاعتكم و خضع كل جبار لفضلكم و ذل كل شى ء لكم واشرقت الا رض بنوركم و فـاز الـفـائزون بولايتكم بكم يسلك الى الرضوان و على من جحد ولايتكم غضب الرحمن بابى انتم وامى و نفسى و اهلى و مالى ذكركم فى الذاكرين واسماؤكم فى الا سماء و اجسادكم فى الا جساد و ارواحكم فى الارواح و انفسكم فى النفوس و آثاركم فى الا ثار وقبوركم فى القبور فما احلى اسمائكم و اكرم انفسكم و اعظم شانكم واجل خطركم و اوفى عهدكم و اصدق وعدكم كلامكم نور وامركم رشد و وصيتكم التقوى و فعلكم الخير و عادتكم الا حسان و سجيتكم الكرم و شانكم الحق والصدق والـرفـق وقـولكم حكم و حتم و رايكم علم و حلم و حزم ان ذكر الخيركنتم اوله و اصله و فرعه و مـعـدنه و ماويه و منتهاه بابى انتم و امى و نفسى كيف اصف حسن ثنائكم و احصى جميل بلائكم و بـكم اخرجنا اللّه من الذل و فرج عنا غمرات الكروب و انقذنا من شفا جرف الهلكات و من النار بابى انتم و امى ونفسى بموالاتكم علمنا اللّه معالم ديننا و اصلح ما كان فسدمن دنيانا و بموالاتكم تمت الـكـلمة و عظمت النعمة و ائتلفت الفرقة وبموالاتكم تقبل الطاعة المفترضة و لكم المودة الواجبة والدرجات الرفيعة والمقام المحمود والمكان المعلوم عند اللّه عزوجل والجاه العظيم والشان الكبير والـشفاعة المقبولة ربنا آمنا بما انزلت واتبعنا الرسول فاكتبنا مع الشاهدين ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هـديتنا و هب لنا من لدنك رحمة انك انت الوهاب سبحان ربنا ان كان وعد ربنا لمفعولايا ولى اللّه ان بـينى و بين اللّه عز و جل ذنوبا لا ياتى عليها الارضاكم فبحق من ائتمنكم على سره واسترعاكم امر خلقه وقرن طاعتكم بطاعته لما استوهبتم ذنوبى و كنتم شفعائى فانى لكم مطيع من اطاعكم فـقـد اطـاع اللّه و مـن عـصـاكـم فـقـد عـصـى اللّه ومـن احبكم فقد احب اللّه و من ابغضكم فقد ابـغـض اللّه الـلـهـم انـى لـو وجدت شفعاء اقرب اليك من محمد و اهل بيته الا خيار الا ئمة الا برار لـجـعـلتهم شفعائى فبحقهم الذى اوجبت لهم عليك اسئلك ان تدخلنى فى جملة العارفين بهم وبـحـقـهـم وفـى زمـرة الـمـرحومين بشفاعتهم انك ارحم الراحمين وصلى اللّه على محمد وآله الطاهرين وسلم تسليما كثيرا وحسبنا اللّه ونعم الوكيل .


61

زيارت امين اللّه

زيـارت امـيـن اللّه

در نـهايت اعتبار است و در تمام كتب مزاريه و مصابيح نقل شده است و علامه مجلسى (ره ) آورده كه آن بهترين زيارات است

ازجهت متن و سند

و بايد در همه روضات مقدسه بر خواندن آن اهتمام شود.

كـيفيت زيارت امين اللّه چنان است كه به سندهاى معتبر از جابر از امام محمد باقر(ع ) روايت شده كه امام زين العابدين (ع ) به زيارت على (ع ) آمد ونزد قبر آن حضرت ايستاد و گريست و فرمود: السلام عليك يا امين اللّه فى ارضه وحجته على عباده السلام عليك يا اميرالمؤمنين ((18)) اشهد انك جاهدت فى اللّه حق جهاده وعملت بكتابه واتبعت سنن نبيه صلى اللّه عليه وآله حتى دعاك اللّه الى جواره فقبضك اليه باختياره والزم اعدائك الحجة مع مالك من الحجج البالغة على جميع خلقه الـلـهـم فـاجـعـل نـفـسى مطمئنة بقدرك راضية بقضائك مولعة بذكرك ودعائك محبة لصفوة اوليائك محبوبة فى ارضك وسمائك صابرة على نزول بلائك شاكرة لفواضل نعمائك ذاكرة لسوابغ آلائك مـشتاقة الى فرحة لقائك متزودة التقوى ليوم جزائك مستنة بسنن اوليائك مفارقة لا خلاق اعدائك مشغولة عن الدنيابحمدك وثنائك .

پس پهلوى روى مبارك خود را بر قبر گذاشت و فرمود: الـلـهـم ان قـلـوب الـمـخـبتين اليك والهة وسبل الراغبين اليك شارعة واعلام القاصدين اليك واضـحـة وافـئدة الـعـارفين منك فازعة واصوات الداعين اليك صاعدة وابواب الا جابة لهم مفتحة ودعـوة مـن نـاجاك مستجابة وتوبة من اناب اليك مقبولة وعبرة من بكى من خوفك مرحومة والا غـاثة لمن استغاث بك موجودة والا عانة لمن استعان بك مبذولة وعداتك لعبادك منجزة وزلل من استقالك مقالة واعمال العاملين لديك محفوظة وارزاقك الى الخلائق من لدنك نازلة وعوائد المزيد الـيـهـم واصلة وذنـوب المستغفرين مغفورة وحوائج خلقك عندك مقضية وجوائز السئلين عندك مـوفـرة وعـوائد الـمـزيد متواترة وموائد المستطعمين معدة ومناهل الظماء مترعة اللهم فاستجب دعـائى واقـبل ثنائى واجمع بينى وبين اوليائى بحق محمد وعلى وفاطمة والحسن والحسين انك ولى نعمائى ومنتهى مناى وغاية رجائى فى منقلبى ومثواى .

و در كامل الزيارة

بعد از اين زيارت

اين فقرات نيز آمد است :

انـت الـهـى وسيدى ومولاى اغفر لا وليائنا وكف عنااعدائنا واشغلهم عن اذانا واظهر كلمة الحق واجعلها العلياوادحض كلمة الباطل واجعلها السفلى انك على كل شى ءقدير.

حضرت امام محمد باقر(ع ) فرمود كه هر كه از شيعيان ما اين زيارت و دعارا نزد قبر على (ع ) يا نزد قـبـر يكى از ائمه (ع ) بخواند

البته حق تعالى اين زيارت و دعاى او را در نامه اى از نور بالا مى برد و مـهـر حـضـرت مـحـمـد(ص )را بر آن مى زند

و چنين محفوظ مى ماند تا به قائم آل محمد(عج ) تسليم نمايند

پس صاحبش را به بشارت و تحيت و كرامت استقبال مى نمايد

ان شاء اللّه تعالى .


62

دعاى كميل

دعـاى كـمـيـل از ادعـيـه مـعـروف اسـت وعـلامـه مـجلسى مى گويد كه از بهترين دعاهاست وآن دعاى خضر(ع ) است وحضرت على (ع ) آن رابه كميل

كه ازخواص اصحاب آن حضرت بوده است

تـعـلـيـم فرموده است . اين دعا درشبهاى نيمه شعبان و در هر شب جمعه خوانده مى شود و براى دورى شراعدا وفتح باب رزق و آمرزش گناهان نافع است

وآن دعاى شريف اين است : الـلهم انى اسئلك برحمتك التى وسعت كل شى ء و بقوتك التى قهرت بها كله شى ءوخضع لها كل شى ء وذل لها كل شى ءوبجبروتك التى غلبت بها كل شى ء وبعزتك التى لا يقوم لهاشى ء وبعظمتك التى ملا ت كل شى ء وبسلطانك الذى علاكلشى ء وبوجهك الباقى بعد فناء كله شى ء وباسمائك التى مـلا ت اركـان كـلـه شى ء وبعلمك الذى احاط بكلشى ء وبنور وجهك الذى اضاء له كله شى ء يا نور يا قـدوس يـا اول الا ولـيـن ويـا اخـرالا خـريـن اللهم اغفر لى الذنوب التى تهتك العصم اللهم اغفر لى الذنوب التى تنزل النقم اللهم اغفر لى الذنوب التى تغير النعم اللهم اغفر لى الذنوب التى تحبس الـدعـاء اللهم اغفر لى الذنوب التى تنزل البلاء اللـهم اغفر لى كل ذنب اذنبته وكل خطيئة اخطاتها اللهم انى اتقرب اليك بذكرك واستشفع بك الى نفسك واسئلك بجودك ان تدنينى من قربك وان تـوزعـنـى شـكـرك وان تلهمنى ذكرك اللهم انى اسئلك سؤال خاضع متذلل خاشع ان تسامحنى وتـرحـمـنـى وتجعلنى بقسمك راضيا قانعا وفى جميع الا حوال متواضعا اللهم واسئلك سؤال من اشـتـدت فاقته وانزل بك عند الشدآئد حاجته وعظم فيما عندك رغبته اللهم عظم سلطانك وعلا مكانك وخفى مكرك وظهر امرك وغلب قهرك وجرت قدرتك ولا يمكن الفرار من حكومتك اللهم لا اجدلذنوبى غافرا ولا لقبائحى ساترا ولالشى ء من عملى القبيح بالحسن مبدلا غيرك لا اله الا انت سـبـحانك وبحمدك ظلمت نفسى وتجرات بجهلى وسكنت الى قديم ذكرك لى ومنك على اللهم مولاى كم من قبيح سترته وكم من فادح من البلاء اقلته وكم من عثار وقيته وكم من مكروه دفعته وكـم مـن ثناء جميل لست اهلا له نشرته اللهم عظم بلائى وافرط بى سوء حالى وقصرت بى اعمالى وقعدت بى اغلالى وحبسنى عن نفعى بعداملى وخدعتنى الدنيا بغرورها ونفسى بجنايتها ومطالى ياسيدى فاسئلك بعزتك ان لا يحجب عنك دعائى سوء عملى وفعالى ولا تفضحنى بخفى ما اطلعت عـلـيـه مـن سـرى ولاتـعـاجلنى بالعقوبة على ما عملته فى خلواتى من سوء فعلى واسائتى ودوام تـفـريطى وجهالتى وكثرة شهواتى وغفلتى و كن اللهم بعزتك لى فى كل الا حوال رؤفا وعلى فى جـمـيـع الا مورعطوفا الهى وربى من لى غيرك اسئله كشف ضرى والنظر فى امرى الهى ومولاى اجـريـت عـلـى حـكـما اتبعت فيه هوى نفسى ولم احترس فيه من تزيين عدوى فغرنى بما اهوى واسـعـده على ذلك القضاء فتجاوزت بما جرى على من ذلك بعض حدودك وخالفت بعض اوامرك فلك الحمد على فى جميع ذلك ولا حجة لى فيما جرى على فيه قضاؤك والزمنى حكمك وبلاؤك وقـداتـيتك يا الهى بعد تقصيرى واسرافى على نفسى معتذرا نادمامنكسرا مستقيلا مستغفرا منيبا مـقـرا مـذعـنـا مـعـتـرفـا لا اجـد مـفـرا مماكان منى ولا مفزعا اتوجه اليه فى امرى غير قبولك عذرى وادخالك اياى فى سعة رحمتك اللهم فاقبل عذرى وارحم شدة ضرى وفكنى من شد وثاقى يا رب ارحم ضعف بدنى ورقة جلدى ودقة عظمى يا من بدء خلقى وذكرى وتربيتى وبرى وتغذيتى هبنى لابتدآء كرمك وسالف برك بى يا الهى وسيدى وربى اتراك معذبى بنارك بعد توحيدك وبعد مـا انـطـوى عـلـيه قلبى من معرفتك ولهج به لسانى من ذكرك واعتقده ضميرى من حبك وبعد صدق اعترافى ودعائى خاضعا لربوبيتك هيهات انت اكرم من ان تضيع من ربيته او تبعد من ادنيته او تشرد من اويته او تسلم الى البلاء من كفيته ورحمته وليت شعرى يا سيدى والهى ومولاى اتسل ط النار على وجوه خرت لعظمتك ساجدة وعلى السن نطقت بتوحيدك صادقة وبشكرك مادحة وعلى قـلوب اعترفت بالهيتك محققة وعلى ضمائر حوت من العلم بك حتى صارت خاشعة وعلى جوارح سـعـت الـى اوطـان تـعـبـدك طـائعـة واشـارت باستغفارك مذعنة ما هكذا الظن بك ولا اخبرنا بفضلك عنك يا كريم يا رب وانت تعلم ضعفى عن قليل من بلاء الدنياوعقوباتها وما يجرى فيها من المكاره على اهلها على ان ذلك بلاء ومكروه قليل مكثه يسير بقائه قصير مدته فكيف احتمالى لبلاء الا خـرة وجـلـيـل وقوع المكاره فيها وهو بلاء تطول مدته ويدوم مقامه ولا يخفف عن اهله لا نه لا يـكـون الا عن غضبك وانتقامك وسخطك وهذا ما لا تقوم له السموات والا رض ياسيدى فكيف لى وانـا عبدك الضعيـف الـذليـل الحقيـرالمسكين المستكين يا الهى وربى وسيدى ومولاى لا ى الا مـورالـيـك اشـكو ولما منها اضج وابكى لا ليم العذاب وشدته ام لطول البلاء ومدته فلئن صيرتنى لـلعقوبات مع اعدآئك وجمعت بينى وبين اهل بلائك وفرقت بينى وبين احبائك واوليائك فهبنى يـاالهى وسيدى ومولاى وربى صبرت على عذابك فكيف اصبرعلى فراقك وهبنى صبرت على حر نـارك فكيف اصبر عن النظرالى كرامتك ام كيف اسكن فى النار ورجائى عفوك فبعزتك ياسيدى ومولاى اقسم صادقا لئن تر كتنى ناطقا لا ضجن اليك بين اهلها ضجيج الا ملين ولا صرخن اليك صراخ المستصرخين ولا بكين عليك بكاء الفاقدين ولا نادينك اين كنت يا ولى المؤمنين يا غاية امال الـعـارفـيـن يـا غـيـاث المستغيثين يا حبيب قلوب الصادقين ويا اله العالمين افتراك سبحانك يا الـهـى وبـحـمـدك تسمع فيها صوت عبد مسلم سجن فيها بمخالفته وذاق طعم عذابها بمعصيته وحـبـس بين اطباقها بجرمه وجريرته وهويضج اليك ضجيج مؤمل لرحمتك ويناديك بلسان اهل توحيدك ويتوسل اليك بربوبيتك يا مولاى فكيف يبقى فى العذاب وهويرجوا ما سلف من حلمك ام كيف تؤلمه النار وهو يامل فضلك ورحمتك ام كيف يحرقه لهيبها وانت تسمع صوته وترى مكانه ام كـيـف يشتمل عليه زفيرهاوانت تعلم ضعفه ام كيف يتقلقل بين اطباقها وانت تعلم صدقه ام كيف تـزجـره زبانيتها وهو يناديك ياربه ام كيف يرجو فضلك فى عتقه منها فتتركه فيها هيهات ماذلك الـظن بك ولاالمعروف من فضلك ولا مشبه لما عاملت به الموحدين من برك واحسانك فباليقين اقـطع لو لا ما حكمت به من تعذيب جاحديك وقضيت به من اخلاد معانديك لجعلت الناركلها بردا وسـلامـا وما كان لا حد فيها مقرا ولا مقاما لكنك تقدست اسماؤك اقسمت ان تملا ها من الكافرين من الجنة والناس اجمعين و ان تخلد فيها المعاندين وانت جل ثناؤك قلت مبتدئا وتطولت بالا نعام مـتـكـرمـا افمن كان مؤمنا كمن كان فاسقالا يستوون الهى وسيدى فاسئلك بالقدرة التى قدرتها وبـالـقـضـيـة التى حتمتها وحكمتها وغلبت من عليه اجريتها ان تهب لى فى هذه الليلة وفى هذه الـسـاعـة كـل جرم اجرمته وكل ذنب اذنبته وكل قبيح اسررته وكل جهل عملته كتمته او اعلنته اخـفـيـتـه او اظـهـرته وكل سيئة امرت باثباتها الكرام الكاتبين الذين وكلتهم بحفظ مايكون منى وجـعـلـتـهم شهودا على مع جوارحى وكنت انت الرقيب على من ورائهم والشاهد لما خفى عنهم وبـرحمتك اخفيته وبفضلك سترته وان توفر حظى من كل خير انزلته او احسان فضلته او بر نشرته او رزق بسطته او ذنب تغفره او خطاء تستره يا رب يا رب يا رب يا الهى وسيدى ومولاى ومالك رقى يـا مـن بـيـده ناصيتى يا عليما بضرى ومسكنتى يا خبيرا بفقرى وفاقتى يارب يا رب يا رب اسئلك بـحـقـك وقـدسـك واعـظـم صـفـاتـك واسـمـائك ان تـجـعل اوقاتى من الليل والنهار بذكرك مـعـمـورة وبخدمتك موصولة واعمالى عندك مقبولة حتى تكون اعمالى واورادى كلها وردا واحدا وحـالـى فـى خـدمتك سرمدا يا سيدى يامن عليه معولى يا من اليه شكوت احوالى يا رب يا رب يا رب قو على خدمتك جوارحى واشدد على العزيمة جوانحى وهب لى الجد فى خشيتك والدوام فى الا تـصـال بـخـدمتك حتى اسرح اليك فى ميادين السابقين واسرع اليك فى البارزين واشتاق الى قـربك فى المشتاقين وادنو منك دنو المخلصين واخافك مخافة الموقنين واجتمع فى جوارك مع المؤمنين اللهم ومن ارادنى بسوء فارده ومن كادنى فكده واجعلنى من احسن عبيدك نصيباعندك واقـربـهـم منزلة منك واخصهم زلفة لديك فانه لا ينال ذلك الا بفضلك وجد لى بجودك واعطف على بمجدك واحفظنى برحمتك واجعل لسانى بذكرك لهجا وقلبى بحبك متيما ومن على بحسن اجـابـتك واقلنى عثرتى واغفر زلتى فانك قضيت على عبادك بعبادتك وامرتهم بدعائك وضمنت لهم الا جابة فاليك يارب نصبت وجهى واليك يا رب مددت يدى فبعزتك استجب لى دعائى وبلغنى مناى ولا تقطع من فضلك رجائى واكفنى شرالجن والا نس من اعدآئى يا سريع الرضا اغفر لمن لا يـمـلك الاالدعاء فانك فعال لما تشاء يا من اسمه دوآء وذكره شفاء وطاعته غنى ارحم من راس ماله الـرجـاء وسـلاحـه الـبـكاء يا سابغ النعم يادافع النقم يا نور المستوحشين فى الظلم يا عالمالا يعلم صـل عـلـى مـحـمد وآل محمد وافعل بى ما انت اهله وصلى اللّه على رسوله والا ئمة الميامين من اله وسلم تسليما كثيرا.


63

زيارت حضرت خديجه (س ) الـسـلام عـلـيك يا ام المؤمنين

السلام عليك يا زوجة سيدالمرسلين

السلام عليك يا ام فاطمة الـزهـراء سـيدة نساءالعالمين

السلام عليك يا اءول المؤمنات

السلام عليك يا من اءنفقت مالها في نـصـرة سـيـد الا نـبياء

ونصرته ما استطاعت ودافعت عنه الا عداء

السلام عليك يا من سلم عليها جـبرئيل

وبلغها السلام من اللّه الجليل

فهنيئا لك بما اءولاك اللّه من فضل

والسلام عليك ورحمة اللّه وبركاته .

زيارت حضرت ابوطالب (ع ) الـسـلام عـلـيـك يا سيد البطحاء وابن رئيسها

السلام عليك ياوارث الكعبة بعد تاسيسها

السلام عـليك يا كافل الرسول وناصره

السلام عليك يا عم المصطفى واءبا المرتضى

السلام عليك يا بيضة الـبـلد

السلام عليك اءيها الذاب عن الدين

والباذل نفسه في نصرة سيد المرسلين

السلام عليك وعلى ولدك اءميرالمؤمنين ورحمة اللّه وبركاته .

زيارت حضرت عبدمناف جد پيامبر اكرم (ص ) الـسـلام عـلـيـك اءيها السيد النبيل

السلام عليك اءيها الغصن المثمر من شجرة ابراهيم الخليل

السلام عليك يا جد خيرالورى

السلام عليك يابن الا نبياء الا صفياء

السلام عليك يابن الا وصياء الا ولـياء

السلام عليك يا سيد الحرم

السلام عليك يا وارث مقام ابراهيم

السلام عليك يا صاحب بيت اللّه العظيم

السلام عليك وعلى آباءك الطاهرين ورحمة اللّه وبركاته .

زيارت حضرت عبدالمطلب (ع )

جد پيامبر اكرم (ص ) السلام عليك يا سيد البطحاء

السلام عليك يا من ناداه هاتف الغيب باءكرم نداء

السلام عليك يابن ابـراهـيـم الـخـلـيـل

السلام عليك يا وارث الذبيح اسمعيل

السلام عليك يا من اءهلك اللّه بدعاءه اءصـحـاب الـفـيـل

وجـعـل كيدهم في تضليل

واءرسل عليهم طيرا اءبابيل

ترميهم بحجارة من سـجـيـل

فجعلهم كعصف ماءكول

السلام عليك يا من تضرع في حاجاته الى اللّه

وتوسل في دعاءه بنور رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله وسلم

السلام عليك يا من استجاب اللّه دعاءه

ونودي فى الكعبة

وبـشـر بـالا جـابـة في دعاءه

واءسجد اللّه الفيل اكراما واعظاما له

السلام عليك يا من اءنبع اللّه له الـمـاءحتى شرب وارتوى فى الا رض القفراء

السلام عليك يابن الذبيح واءبا الذبيح

السلام عليك يا سـاقـي الـحـجـيـج وحافرزمزم

السلام عليك يا من جعل اللّه من نسله سيد المرسلين وخير اءهل الـسموات والا رضين

السلام عليك يا من طاف حول الكعبة وجعله سبعة اءشواط

السلام عليك يا مـن طاف حول الكعبة وجعله سبعة اءشواط

السلام عليك يا من راءى فى المنام سلسلة النور وعلم اءنـه مـن اءهـل الـجـنـة

الـسـلام عـلـيـك يا شيبة الحمد

السلام عليك و على آباءك واءجدادك واءبناءك جميعا ورحمة اللّه وبركاته .

زيارت حضرت آمنه بنت وهب

مادر پيامبر اكرم (ص ) السلام عليك اءيتها الطاهرة المطهرة

السلام عليك يا من خصهااللّه باءعلى الشرف

السلام عليك يـا مـن سطع من جبينها نور سيدالا نبياء

فاءضاءت به الا رض والسماء

السلام عليك يا من نزلت لا جـلـها الملائكة

وضربت لها حجب الجنة

السلام عليك يا من نزلت لخدمتها الحور العين

وسقيها مـن شـراب الـجـنـة

وبشرنهابولادة خير الا نبياء

السلام عليك يا ام رسول اللّه

السلام عليك ياام حـبيب اللّه

فهنيئا لك بما آتيك اللّه من فضل

والسلام عليك وعلى رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله

ورحمة اللّه وبركاته .

زيارت حضرت قاسم

فرزند رسول خدا(ص ) السلام عليك يا سيدنا يا قاسم بن رسول اللّه

السلام عليك يابن نبى اللّه

السلام عليك يابن حبيب اللّه

السلام عليك يابن المصطفى

السلام عليك و على من حولك من المؤمنين والمؤمنات

رضى اللّه تـعـالـى عـنـكـم وارضـاكـم احـسـن الرضا

وجعل الجنة منزلكم ومسكنكم وماويكم

السلام عليكم ورحمة اللّه وبركاته .


64

پاورقى

1- عن ابى عبداللّه عليه السلام قال : يوم الحج الاكبر يوم النحر

والحج الاصغر العمرة

عـن ابـى عبداللّه عليه السلام قال : الحج الاكبر الوقوف بعرفة و بجمع و رمى الجمار بمنى

والحج الاصغر العمرة (وسائل الشيعه

ابواب العمرة

باب 1

ح 10 ـ 11).

2- عـن ابـى عبداللّه (ع ) قال : المعتمر يعتمر فى اى شهور السنة شاء

و افضل العمرة عمرة رجب

مـحـمـدبن على بن الحسين باسناده عن معاوية بن عمار

عن ابى عبداللّه عليه السلام انه سئل : اى العمرة افضل عمرة فى رجب او عمرة فى شهر رمضان ؟ فقال : لا

بل عمرة فى رجب افضل . عن ابى عبداللّه عليه السلام قال : فافضل العمرة رجب (وسائل الشيعه

ابواب العمرة باب سوم

ح 3

9

13).

3- رساله توضيح المسائل

حضرت آية اللّه العظمى صانعى (چاپ چهاردهم )

ص 138.

4- وسائل الشيعه

ابواب المزار

باب 2

ح 7

كافى

ج 4

ص 549 (ابواب الزيارات ).

5- وسائل الشيعه

ابواب احكام المساجد

باب 57

ح 1 .

6- وسائل الشيعه

ح 2

كافى

ج 4

ص 566.

7- وسائل الشيعه

ح 3 .

8- وسائل الشيعه

ابواب المزار

باب 17

كافى

ج 4

س 564

تهذيب

ج 6

باب 5

ص 12

ح3 .

9- وسائل الشيعه

ابواب المزار

باب 3

ح 5

تهذيب

ج 6

ص 3 .

10- وسائل الشيعه

ح 2

كافى

ج 4

ابواب الزيارت

ح 3 .

11- اصول كافى

ج 4

ابواب الزيارت ح 4

تهذيب

ج 6

ص 4 .

12- وسائل الشيعه

ابواب المزار

باب 2

ح 15 .

13- كافى

ج 4

ص 577 (باب مقام جبرئيل عليه السلام ).

14- كـافـى

ج4

ص 563 (بـاب وداع قـبـرالـنـبـى (ص ))

تـهـذيـب

ج 6

ص 11 ح1 (بـاب وداع رسول اللّه (ص )).

15- تهذيب

ج 6

ص 109 (فى باب من الزيادات

ح 9).

16- كافى

ج 4

(باب المنبر و الروضه و مقام النبى (ص ) ح 10).

17- من لايحضره الفقيه

ج 2

ص 356

وسائل الشيعه

ابواب المزار

باب 18 (باب استحباب زيارت فاطمه (س ))

و موضع قبرها) ح 4 .

18- اگر اين زيارت براى غير حضرت على (ع ) خوانده شود

السلام عليك يا اميرالمؤمنين در آن گفته نمى شود.