خط مشی دسترسیدرباره ما
ثبت نامثبت نام
راهنماراهنما
فارسی
ورودورود
صفحه اصلیصفحه اصلی
جستجوی مدارک
تمام متن
منابع دیجیتالی
رکورد قبلیرکورد بعدی
شماره رکورد : 618939
سرشناسه : رحمتي، مريم
عنوان و نام پديدآور : اسماء الحسني [پایان نامه]مريم رحمتياستاد راهنما: علي اكبر ارجي
وضعيت نشر : قمپژوهشکده مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی؛ مرکز مدیریت حوزه های علمیه خوهران، معاونت پژوهش1396
زبان اثر : per
يادداشت : ملزومات سیستم: ویندوز XP+؛ با پشتیبانی متون عربی؛ +IE۹، موزیلا فایرفاکس +۲۳، گوگل کروم +۲۳.
يادداشت : عنوان از روی صفحه عنوان پایان نامه
يادداشت : جهت مطالعه پایان نامه به قم، مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران، معاونت پژوهش مراجعه فرمایید.
يادداشت : کتابنامه
متن يادداشت : پایان نامه
درجه پایان نامه : کارشناسی ارشد = سطح ۳
رشته تحصیلی : فقه و اصول
سال دفاع : 1387
محل دفاع : مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران ، معاونت پژوهش
چکيده : معرفت پروردگار از اصول و ضروريات دين مبين اسلام به شمار مي‌رود، حال آنکه ذهن محدود آدمی از وصول به کنه ذات الهی ناتوان است و تفكر در ذات، جز بر حيرت و سرگرداني‌اش نمی‌افزايد؛ از اين رو آنچه مطلوب است، شناخت اسماء و صفات الهی است که در عين دشواری، تا حدی امكان پذير است. پیمودن این مسیر باریک همواره با لغزندگی¬های فراوانی همراه بوده که سالکانِ بی¬بهره از میراث غنی اهل بیت عصمترا به ورطه تشبیه و یا تعطیل در صفات الهی کشانده است. ريشه اسم هرچه باشد، تقريباً عموم لغت شناسان معترفند كه اسم به معناي «علامت» و نشانی است كه مسمّا با آن نشانه¬گذاري و شناخته مي-شود. صفت نيز به معناي «نعت» است و اين هر دو، در لسان ديني به همان معنای لغوی‌شان به کار رفته‌اند. از آنجا كه بازگشت «نعت» و «علامت» به يك معنا است در مواردي از احاديث، اسم را در مورد صفت وصفت را در مورد اسم استعمال نموده‌اند. در اصطلاح اهل معرفت مراد از «اسم»، ذاتِ همراه با تعیّن است، از این رو به هر یک از تجلیات ذات حق «اسم» اطلاق می شود. در این اصطلاح تفاوت اسم و وصف صرفاً به اعتبار است؛ تعنيّاتی كه همان حقايق خارجيه‌اند، اگرتنها لحاظ شوند«وصف»خوانده مي‌شوند واگرازجهت ظهور ذات در آنها و ارتباطي كه آنها با ذات مطلق دارند،لحاظ گردند «اسم» ناميده مي‌شوند. «اسم» ذات همراه با بعضي شئون است و «صفت» مفهومي است مجرد از ذات و عارض بر آن؛ در اين اصطلاح الفاظ جاري در زبان-ها، نه اسماء الهي، بلکه تنها نامهايي برای اسماء الهي‌اند. به تصریح قرآن، اسماء حسنا از آنِ خداست و مراد از حسنا بودن اسماء، پیراستگی کمالات الهی از شائبه هرگونه نقص و عیب است. همچنین متون دینی اوصافی را به خداوند نسبت داده و در پاره‌ای موارد او را از صفاتی که دربردارنده نوعی نقصانند منزّه دانسته است. پیرامون تبیین کیفیت رابطة ذات با صفات، آراء متفاوتی در کلام اسلامی عرضه شده که در میان آنها سه نظریه نیابت، زیادت و عینیت از شهرت بیشتری برخوردارند. نظر به وحدت و بساطت ذات الهی، متکلمان امامیه نظریه عینیت را برگزیده‌اند که بر پایه آن صفات الهی مصداقاً عین ذات و مفهوماً متمایز از آن می باشند. بنابراین رواياتی که حاکی از نفی صفات از خداوند هستند، ناظر به صفات ممكنات و يا صفات زائد بر ذات بوده، با ساير رواياتي كه براي خداوند صفاتي را اثبات می‌کنند، منافاتي نخواهند داشت. اسماء و صفات الهي از جنبه¬هاي مختلف قابل تقسيم است. تقسيم به صفات ثبوتی و سلبی که با عناوین جمال و جلال نیز از آنها یاد می‌شود از مهمترین این تقسیمات‌اند. بسیاری از متکلّّمین در بازگشت صفات سلبی به «سلبّ واحد» هم نظرند با این حال در اینکه سلب مزبور، «سلب امکان» است و یا «سلب کمال» دیدگاه متفاوتی اتخاذ نموده‌اند. بنابر دیدگاه دوم از آنجاکه «سلبِ سلبِ کمال» تعبیر دیگری از ایجاب کمال است باید گفت صفات سلبی نیز سرانجام به صفات ایجابی باز می‌گردند. به اعتباری دیگر اسماء الهي به لفظي و تكويني تقسيم مي‌شوند؛ آثاري كه در روايات براي اسماء الهي به ويژه اسم اعظم بيان شده است، مربوط به اسماء تكويني و عيني خداوند است نه اسماء لفظي او که فاقد اینگونه آثارند. همچنین رواياتي كه اسماء حقّ را به صورت حقايق مستقل از ذات الهي و واسطه فيض و مؤثر در تكوين و تكامل عالم هستي معرفي كرده‌اند ناظر به اسماء تکوینی‌اند که تجلیات ذات الهی و حقایق عالم هستی‌ می‌باشند.گرچه به اين معنا سراسر عالم هستي اسماء الهي‌اند، ولي هر موجودي در مرتبه وجودي خود مظهر اسم يا اسمائي از خداوند است و حیطه تأثیر هر مظهری بسته به مرتبه وجودی‌اش متفاوت است. در این میان بالاترین مرتبه از آنِ انسان کامل بوده که مظهر اتمّ اسماء الهی است. اسماء الهي توقيفي نيست، بدین معنی که اطلاق هر اسم و صفتي بر خداوند موقوف به اذن شارع نمي¬باشد، بلكه خداوند كمال مطلق است و هر صفت كمالي را به شرط عدم نهی شرعی و عقلی مي‌توان بر او اطلاق نمود. سيره و روش بزرگان در اطلاق اسماء و صفاتي كه در كتاب و سنّت نيامده، با توجه به اهتمام ایشان در رعايت ادب نسبت به ساحت قدس ربوبي، مؤيد اين عقیده است. از لوازم دیدگاه فوق، عدم انحصار اسماء الهی در عددی معین است از این رو آنجا که در لسان روایات از اعدادی چون 99 اسم و مانند آن یاد شده، اگر تفصيل اين اسماء از ناحيه معصوم باشد، نهايتاً ‌دلالت بر اهيمت و ويژگي آنها دارد، نه انحصار اسماء الهي در عدد مذکور. همچنین توصيه به احصاء نود ونه گانه اسماء الهی به معناي شمارش آنها نيست، بلكه بدان معناست كه آدمی خود را متخلّق بدانها نمايد و در حدّ توان مظهر اسماء و صفات الهي گردد. در بيانی ديگر مراد از احصاء، احصاء عبودي معرفي شده است بدین معنا که خداوند در رابطه با هر يك از اين اسماء، آنگونه که شایسته آن اسم است عبادت شود.
يادداشت : داده های الکترونیکی
موضوع : اسماء، صفات، اسماء الحسني، صفات ثبوتی، صفات سلبی، اسم اعظم، اسم تکوینی
شناسه افزوده : ارجي‏ ، علي اكبر ، استاد راهنما
محل نگهداری پایان نامه (قالب چاپی) : قم، مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران ، معاونت پژوهش
وضعیت پایان نامه : دفاع شده
نوع مدرک : TF
 
 
 
(در صورت عدم وضوح تصویر اینجا را کلیک نمایید)