خط مشی دسترسیدرباره ما
ثبت نامثبت نام
راهنماراهنما
فارسی
ورودورود
صفحه اصلیصفحه اصلی
جستجوی مدارک
تمام متن
منابع دیجیتالی
رکورد قبلیرکورد بعدی
شماره رکورد : 620809
سرشناسه : قاسمی‏‏‏‏‏‏‏‏، محمدرضا
عنوان و نام پديدآور : انتظار از دین از نظر متفکران اسلامی [پایان نامه]/ محمدرضا قاسمی ؛ استاد راهنما: احد فرامرز قراملکی ؛ استاد مشاور: نجفعلی حبیبی ، قاسمعلی کوچنانی
وضعيت نشر : قم: پژوهشکده مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی، 1396
زبان اثر : per
يادداشت : ملزومات سیستم: ویندوز XP+؛ با پشتیبانی متون عربی؛ +IE۹، موزیلا فایرفاکس +۲۳، گوگل کروم +۲۳.
يادداشت : عنوان از روی صفحه عنوان پایان نامه
يادداشت : جهت مطالعه پایان نامه به دانشگاه تهران مراجعه فرمایید.
يادداشت : کتابنامه
متن يادداشت : پایان نامه
درجه پایان نامه : دکتری = سطح ۴
رشته تحصیلی : فلسفه و کلام اسلامی
سال دفاع : ۱۳۸۴
محل دفاع : دانشگاه تهران
چکيده : چکیده (فارسی): اندیشمندان اسلامی از جمله, فارابی, ابن سینا, ابن رشد, سهروردی و صدرای شیرازی و رویکردهای مختلفی به دین اسلام داشته اند. دیدگاه جهان شناسی, انسان شناسی ( علم النفس) و دین شناسی آنان, رویکرد شان به دین را روشن و معین می کند, وجه اشتراک آنها در این است که به نحوی متاثر از افکار فلسفی یونان هستند و از سویی دیگر به دین اسلام تعلق خاطر دارند, به همین سبب دیدگاه آنان در مورد عالم هستی, انسان و دین, از نوع فلسفی- دینی است. یعنی هر کدام به طریقی تلاش کرده اند بین دین و فلسفه وحدت ایجاد کنند. این تلاش از فارابی آغاز می شود و مرحله ابتدایی را سپری می کند تا به مرحله رشد در قرن یازدهم, یعنی عصر صدرای شیرازی می رسد. ابتدا عقل با شریعت در یک مرتبه قرار می گیرند هر چه به قرون بعدی می رسد شریعت فروغ بیشتر می گیرد, و در واقع انتظار از آن بیشتر می شود. فارابی نیاز به دین را در دنیا و آخرت و در زندگی فردی و اجتماعی, با تاکید بر حیات اخروی و زندگی اجتماعی در قالب " مدینه فاضله" برای رسیدن به سعادت واقعی لازم و ضروری می داند. اساس اندیشه وی این است که عقل و دین یا فلسفه و شریعت هر دو حقیقت واحد دارند, ولی نوع زبان و روش و اصول آنها با یکدیگر تفاوت دارد. ابن سینا بر حضور بیشتر دین در جامعه تاکید می کند در عین حال ایجاد مدینه عادله را از دین انتظار دارد. وی تعلیم و تزکیه آدمیان را از دین می طلبد. از نظر او هدف و غایت دین تقرب به خداوند و ارتقای انسانها به مراتب بالای عقل نظر و عقل عملی است. آموزه های دینی در باره توحید و معاد و برخی مسائل دیگر در دین به صورت اجمال و رمز و اشاره بیان شده که باید با عقل انسانها رمز گشایی شود و از اجمال به تفصیل درآید. مقام و منزلت نبی از حکیم بالاتر قرار دارد, در نتیجه انتظارات ابن سینا از دین بیشتر از فارابی است. ابن سینا بر عرفان نیز تاکید دارد و آن را میپذیرد اما از نظر او عرفان جدای از دین نیست و عارف هیچ گاه بی نیاز از دین نیست. او منشاء اخلاق را دین می شمارد بنابراین انتظار دیگر او از دین ایجاد ملکات اخلاقی است. ابن رشد نیز مانند فارابی و ابن سینا به هماهنگی حکمت و شریعت و وحدت آن اعتقاد دارد. وی شریعت را مکمل عقل می داند و معتقد است هر پیامبری حکیم است ولی همه حکیمان پیامبر نبوده اند. شریعت هم ظاهر دارد و هم باطن. در صورت مخالفت حکم عقلی با ظاهر شریعت, باید آن را تاویل کرد. ظاهر شریعت برای عامه مردم و باطن آن برای نخبگان و حکما است. او ارسطو را نمونه تام و تمام انسان کامل می داند و معتقد است او به عالی ترین مرتبه عقل نظری رسیده است. با این وصف انتظار خواص و عوام از دین متفاوت خواهد بود, عوام الناس با فهم ظاهر شریعت موظفند به آن عمل کنند تا به سعادت خاص خود برسند, ولی انتظار نخبگان کسب فضایل اخلاقی و فضایل نظری است. بنابراین می توان گفت ابن رشد از دین انتظار رشد و تکمیل قوه عقل نظری و کسب اخلاقی برای رسیدن به سعادت اخروی را داشته است. چکیده (انگلیسی): Islamic thinkers and scholars including Farabi, Aveicenna. Averroes, Suhrewardi, and sadra of shiraz have had different approaches to Islam. Their cosmological and anthropological (the knowledge of soul) view points, and methods of religion. The common point among them is that all are, more or less, influenced by Greek philosophy. on the one hand, and Islamic scholars. on the other. For this reason, their approaches to the world of existence, man, and religion are, somehow, philosopo-Religious ones: each has attempted, in one way or another, to link philosophy and religion, and to unify them. Attempt began from farabi, then, passing its primary stages, it achieved its final developments bby Sadra of shiraz in the eleventh century (A. H) At first, intellect and religion (Shariah) are put in the same rank; latter, the more it goes on. the more illustrative religion becomes, and. infact, the more expectative it becomes. Farabi considers humans needs to religion as a necessity, both for this world and the next word, and in individual and social life, emphasizing on the eternal and social life in his utopia, and for mans real felicity. The foundation of his thought is that intellect and religion, philosophy and shariah, are both one truth, differing in the languae they use, and their methods of dealing with and achieving truth...
يادداشت : داده های الکترونیکی
موضوع : ‏فلسفه و کلام
شناسه افزوده : فرامرز قراملکی‏‏، احد ، استاد راهنما
شناسه افزوده : حبیبی‏‏‏‏‏‏‏‏، نجفعلی ، استاد مشاور
شناسه افزوده : کوچنانی‏، قاسمعلی ، استاد مشاور
محل نگهداری پایان نامه (قالب چاپی) : دانشگاه تهران
وضعیت پایان نامه : دفاع شده
نوع مدرک : TF
 
 
 
(در صورت عدم وضوح تصویر اینجا را کلیک نمایید)